نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - شيوه نويسندگى و نگارش
به دنبال بحثى كه درباره شيوه نويسندگى و نگارش داشتيم ضرورى دانستيم كه مشكلات خط واملاء فارسى را بازگو نمائيم تا لزوم توجه بيشتر به آن روشن شود.ازاينرو در شماره گذشته مجله به تاريخچه و برخى از مشكلات آن اشاره گرديد وادامه آن را بااشاره به راه رفع اين نابسامانيها را دراين شماره دنبال خواهيم نمود.
از سال ١٣١٤ ش كه شادروان احمد بهمنيار و ديگراساتيد درباره املاء فارسى و مشكلات و راههاى رفع آن مشكلات سخن گفتندو نيز بعدها كه اين مسائل در دانشگاه مطرح شدهمچنان اين بحث وجود داشته و دارد.
يكى از مشكلاتى كه از آن سخن گفته نشد و بزرگترين مشكل است اين است كه اهل قلم و نويسندگان ما در آثار خود هنوزاين موضوع را جدى تلقى نكرده اند و براى هماهنگى دراملاء فارسى به قواعد مطرد و منظم و همگون گوئى عقيده ندارند و خود را به رعايت آنها موظف نمى دانند. بدين جهت جز در كتب دانشگاهى و كتب درسى مدارس و معدود كتابها و مجلات ديگر و برخى روزنامه ها كه از مسير (كانال ) ويراستارى مى گذرد و تا حد زيادى هماهنگ مى شودبقيه كتابها وحدتى در شيوه املاء ندارند
اما چون هر كار بايداز پايه واساس درست شوداينكه در كتابهاى درسى و درس املاء آموزگاران و معلمان موطف اند قواعداملاء را رعايت كنند و آنها را دقيقا تعليم دهند بمرور در سطح دبيرستان حوزه و دانشگاه اين موضوع خود بخود حل مى شود و مشكلى ازاين لحاظ - باقى نخواهد ماند.
واما پيشنهادهائى كه شادروان احمد بهمنيار در[ مقدمه لغتنامه دهخدا] تحت عنوان:[ املاء فارسى] مطرح كرده است همان اصولى است كه بعدها - كما بيش - مورد قبول بقيه اهل ادب واستادان بوده است اينك آن پيشنهادها:
تطابق مكتوب و ملفوظ كه آنچه به تلفظ صحيح مى آيد همان هم نوشته شود.
درين مورد برخى ازاسامى خاص از زبان عربى از دير باز وارد زبان فارسى شده است كه ماايرانيان با آنهاانس فراوان داريم مانند مجتبى عيسى موسى مصطفى يحيى و طوبى و ... كه بايد آنها را به همين صورت (باالف مقصوره ) نوشت و تغيير آنها جايز نيست . ولى اسامى ديگر را راى[ تطابق ملفوظ به مكتوب] مى توان بدين صورت نوشت : [ اسحاق رحمان هارون اسماعيل ابراهيم و نيز كلماتى مانند: زكات و حيات را - بجاى (زكوة - حيوة ) كه ساده تراست واشكالى هم ايجاد نمى كند].
در كلماتى كه (دو واو) دارند و دراصل (واواولى ) صامت و ديگرى مصوت است نبايد آنها را با يك واو نوشت بنابراين نوشتن : (داوود) (طاووس ) (كاووس ) و (چاووش ) بهتراست . در مورد كلمات مركب هم چون دو كلمه با هم تلفظ مى شوند بايد آنها را براى نزديكى صورت مكتوب به ملفوظ به يكديگر متصل نوشت مانند: ( در كلماتى كه (واو معدوله ) وجود دارد مانند: خواهر خوارزم خواف خوانچه خواستن (ميل كردن ) و خوان (سفره ) نمى توان (واو) را حذف كرده زيرااين حرف نشانه تلفظى است كه در قديم وجود داشته و هم اكنون نيز در برخى روستاهاى ما وجود دارد. بعلاوه در صورت حذف (واو) با كلمات ديگراشتباه مى شود.
در كلماتى كه (دو واو) دارند و در اصل (واو اصلى) صامت و ديگرى مصوت است نبايد آنها را با يك واو نوشت بنابر اين نوشتن : (داوود) (طاووس) (كاووس) (چاووش) بهتر است. در مورد كلمات مركب هم چون دو كلمه با هم تلفظ مى شوند بايد آنها را براى نزديكى صورت مكتوب به ملفوظ به يكديگر متصل نوشت مانند :
خوشايند - خوشامد (در: خوشامدگويى ) دلاويز - دستاورد - همارود - صاحبدل - دوستكام - نيكبخت - همجنس - همراه - همكار و نيز: چنانچه چنانكه همين همان چنين چنان همچنان همچنين همچون .
اما براى رعايت اصل هفتمى كه مرحوم بهمنيار پيشنهاد كرده بهتر است كلماتى كه متصل نوشتن آنها ناهنجار مى شود و به زيبائى خط فارسى لطمه مى زندمانند: هيچ كس - به هيچ وجه - هيچ كس هيچ گاه - هيچ وقت - و يا كلمات مركبى كه متصل نوشتن آنها نازيبا و حتى مايه اشتباه مى شود مانند: پنجشنبه دانشسرايعالى پنجضلعى نبضسنج نبضنگار و ماننداينها.
پيشنهاد دوم اين بود كه[ براى احتراز ازاشتباه در كلمات تكرارى سوا نوشته شود تا حروف يا كلمات مشتبه بيكديگر نشود].
مثلا وقتى : نامه ها جامه ها شاخه ها دانه ها دسته ها را متصل بيكديگر بنويسيم خواه ناخواه با: نامها جامها شاخها دانها دستهااشتباه خواهد شداگر چه به عقيده بعضى ( ها مختفى) در پايان كلمان مزبور نشانه فتحه بوده و فتحه همچنان برجاست .
يااگر مثلا كاين (=كه اين ) را به صورت كين بنويسيم با كينه و كين اشتباه مى شود. يااگر مثلا درين جمله:[ حسن به دين چندان علاقه اى نشان نمى دهد] (به دين ) را به صورت (بدين ) بنويسيم كه ضميراشاره است و گاهى در جمله صفت اشاره قرار مى گيرد ممكن است باعث اشتباه شود.
در پيشنهاد سوم كه مى گويد:[ اطراد قاعده كه قواعدى براى نوشتن كلمات وضع مى شود تا ممكن است استثنا نداشته باشد].
البته با قبول اين مطلب كه اصولا در هر زبانى و هر قاعده اى استثناهايى از جهات مختلف - وجود داردلازمه اين امر همان است كه در آغاز مقال بدان اشارت رفت . بايد مانند مجامع علمى وادبى در كشوراسلامى ما چه به صورت فرهنگستان موتمر دانشگاه حوزه يا مراجع ديگر علمى براى اين كار تصميماتى اتخاذ كنند واز ديگران بخواهند كه آنها را در مراكز و مجامع خود رعايت نمايندتا بتدريج ازاختلاف سليقه ها و عقيده ها كاسته شود.
اگر قرار باشد هر كسى در كتاب يا مقاله يا مجله و يا نشريه اى كه انتشار مى دهداعمال سليقه شخصى كند هرگز كار زبان فارسى سر و سامان نخواهد يافت .
وقتى يك فرد مسلمان فارسى زبان در هر چند كلمه كه ادا مى كند كلمه بيگانه كنسل CANCEL بكار مى برد آن هم نه تنها براى پرواز هواپيما بلكه براى جلسه ملاقات يا فسخ عزيمت درامرى و امقال آن ! و يا براى هر موردى كلمه بيگانه او كى ( o. k ) را بكار مى برند. وقتى چنين روحيه اى برافراد حاكم مى شود: تلفنا و تلگرافا و صدها كلمه نادرست ديگر در زبان فارسى بر قلمها و زبانها جارى مى شود كه نامتناسب است و عجيب . و برخى از آنها حكايت از غربزدگى و تقليد كوركورانه مى كند و همگى نشانه بى اهميتى به فرهنگ فارسى و قواعد زبان آن است .
پيشنهاد ديگر در مورد[ اختيار اشهر كه از دو رسم الخط صحيح آن را كه بيشتر معمول است اختيار كنند] مثلا: دو كلمه (كومك و كوتك ) كه هر دو مغولى است فعلا به صورت (كمك و كتك ) مى نويسند. و صورت اشهر اين دو كلمه همان وجه اخيرالذكراست . يا كلمه (طهران و تهران ) كه صورت دوم فعلا مشهور و درست تراست . يا كلمه ( اطاق واتاق ) كه صورت دوم اكنون اشهراست . يا (بليط و بليت ) كه وجه دوم صحيح است واشهر.
درين گزينش درستى كلمه وريشه آن نيز بايد در نظر داشت . مثلا كلماتى مانند: (طوفان - طپيدن و غلطيدن ) در زبان فارسى داريم كه صورت صحيح آنها (توفان - تپيدن و غلتيدن )است و بااملائى غيرازاين درست نيست .
در مورد پيشنهاد ششم كه مى گويد: حفظ استقلال خط كه لغاتى از زبانهاى ديگر داخل فارسى شده است مطابق قواعداملاى فارسى نوشته شود :كلماتى كه از زبانهاى اروپائى وارد زبان ماشده اندمانند بليت اتوبوس - ايتاليا اتريش اسكناس تلگراف - تلفن - تاتر - و غيره بايد به همين صورت كه نوشته شدند نوشته شوند.
در بخش هفتم و هشتم پيشنهادها مربوط است به زيبائى در رسم الخط و اختيار طريق اسهل دراملاء كلمات كه بيشتر مربوط مى شود به شيوه خط و متصل يا جدا نوشتن كلمات . تشخيص اين امر در مواردى كه طريقه املاء تعيين شده مربوط است به نويسنده كلمات كه بر طبق آن ضوابط عمل كندمانند نوشتن كلماتى نظير: دانش آموز - بى آبرو - بى آزار - نام ور - بى آزار - بى پول - بى حيثيت كه متصل نوشتن آنها به صورت : دانشاموز بيابرو بيازار نامامور بيازار بيپول بيحيثيت نادرست است و صورت نخستين آنها درست مى باشد واسهل واجمل است.
يا متصل نوشتن برخى كلمات كه مركب هستند مانند: زمين شناسى - اسلامشناسى - ميكروبشناسى - شرقشناسى - خطشناسى بسيارزشت و ناهنجار است و بايد جدا نوشته شود بصورت : زمين شناسى اسلام شناسى ميكرب شناسى شرق شناسى خط شناسى و ...
يا مثلااتصال صفاتى كه خوداز دو كلمه تركيب شده به علامت تفضيل (تر) يا علامت صفت عالى (ترين ) كه زشت و ناهنجاراست مانند:
كميابتر ديريابتر خشمگينتر يا خشمگينترين خوشنامترين كه نادرست است و بايد آنها را به صورت : كمياب تر درياب تر خشمگين تر يا خشمگين ترين خوشنام تر يا خوشنام ترين نوشت . و برعكس در مورد صفات بسيط و ساده متصل نوشتن آنها به (تر=علامت تفضيل ) يا (ترين = علامت صفت عالى )اشكالى ندارد و ناهنجار نيست .
مانند: بهتر مهتر كوچكتر بزرگتر كهتر يا بهترين مهمترين كوچكترين و بزرگترين و ...البته در مورد كلماتى كه خود مختوم به (تاء) هستند جدا نوشتن دو علامت (تر - ترين ) بهتراست مانند: درست ترين بدبخت ترين كم آفت ترين سخت ترين و ماننداينها كه متصل نوشتن آنها هم در تلفظ و هم در نگارش ايجاداشكال مى كند. .
اكنون بحث را به همين جا پايان مى دهيم و دنباله مطلب را در شماره بعد خواهيم نوشت ( ان شاءالله).