نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - اعتقادات در قلمرو فقه
يكى ازموضوعاتى كه در مباحث اعتقادى كمتر مورد توجه قرار گرفته و مى گيرد برخورد با عتقادات است از جهت فقهى .
در فقه تنها به تبيين و تشريح آنچه كه دراصطلاح[ فروع] ناميده مى شود و قلمرو آن اعمال عبادى واعضاء و جوارح انسان است اكتفا نمى شود بلكه شمول و گستردگى تفقه دراسلام باعث شده است . ١ مسائل اعتقادى كه اصول و زيربناى اسلام و مربوط به بعدانديشه و تفكرانسان مى باشد نيز در قلمرو كاوش و نظارت فقيه قرار گيرد و دهها نظريه حلال و حرام دراين رابطه ارائه گردد. و بدين طريق او را به آنچه خير وصلاح اوست ارشاد و هدايت كند.اينجاست كه يك عالم و فقيه لازم مى دانداز موضع فقاهت پاسخگوى سئوالاتى ازاين قبيل باشد.
[ الف] اعتقاد به چه امورى واز چه زمانى بر هر شخص واجب است ؟
[ب] مقدر لازم آن چقدراست ؟
[ج] راه تحصيل عقيده چگونه بايد باشد(يقين برهان تقليد.)؟
[د] آيااختلاف درجه اعتقادات افراد در ساير تكاليف و وظايف تاثير دارد يا خير؟
[ ه]اگراثر دارد قلمرو تاثير آن اعمال فردى شخص است يا وظايف اجتماعى او؟
و دهها فرع ديگر كه هر كدام را شاخ و برگهائى است در خود پژوهش و تحقيق .
در همين راستاست كه عده زيادى از فقهاء در كتابهاى فقهى خود قبل از هر چيزابتداء مسائل اعتقادى را مطرح كرده درباره آن نظر مى دهند. ٢ و نيزاز آن جهت كه در بخش عمده اى ازاحكام فقهى عنوان[ كفر] [ اسلام] و[ ايمان] بصورت موضوع يا شرط قرار گرفته است فقهاء عظام در ضمن مباحث فقهى خود به مناسبتهاى مختلف وارد بحثهاى اعتقادى شده اند. ٣ واز جهت تاثيرى كه بحثهاى اعتقادى در مسائل فقهى داردآنها را مورد توجه قرار مى دهند. ما دراين مقاله به بعضى از عناوين مورد بحث ذيل اشاره مى كنيم :
١- حقيقت كفر اقسام آن مراتب آن و...
٢- حقيقت اسلام مرزاسلام و كفر و...
٣- ماهيت ايمان و معناى اصطلاحى آن مرز اسلام وايمان واحكام متفرعه از آن اجزاءايمان و...
آنچه لازم است بدان توجه شوداين است كه موضوعى بااين همه اهميت يعنى اعتقادات كه اصل واساس اسلام است و گاه ازابعاد گوناگون مورد بررسى قرار مى گيرد(تاثيراعتقادات در فرد اجتماع سياست اعتقاد اقتصاد ...) بسيار بجاست كه بعد فقهى آن (واجب و حرام ) و تاثيرى كه عقايد در فروعات فقهى دارد نيز مورد توجه قرار گيرد و آنچه را كه فقهاءاز موضع فقهى دراين مورد گفته اند و در لابلاى كتابهاى فقهى بصورت پراكنده موجوداست يكجا و بصورت مستقل جمع آورى و فروعات فقهى آن بيان گردد. و توجه به اعتقادازاين بعد بدين گونه كمتر مورد توجه قرار گرفته و جاى خالى آن بوضوح احساس مى شود. و بااينكه اين بحث علاوه بر جنبه تحقيقاتى آثار علمى بسيارى به دنبال دارد كه در ضمن مباحث مربوط روشن خواهد شد براى بيان منظم و منطقى بحث سه عنوان اصلى كفر اسلام ايمان را محور اصلى قرار داده بقيه مباحث و فروعات متفرقه براينها را در ضمن مقالات خود خواهيم آورد:
كفر و كافر:
واژه كفر و كافر گر چه كاربرد زيادى دارد كمتر كسى است كه بااين كلمه آشنائى نداشته باشد ولى مفهوم دقيق لغوى واصطلاحى و قلمرو آن براى همگان روشن نيست .
ازاينرو به پيروى از فقهاء عظام با بهره گيرى از كتب لغوى و فقهى بويژه[ كتاب الطهاره] امام خمينى (مد ظله العالى ) و حاج آقا رضا در [مصباح الفقيه]
كه با تفصيل بيشترى اين مباحث را دنبال كرده اند به تبيين مفهوم كفر معنى اصطلاحى واقسام و مراتب آن مى پردازيم .
مفهوم لغوى كفر:
كفر در لغت به معناى پوشيدن يا پوشاندن است كشاورز و شب را كفر گويند چون زمين و فضا را مى پوشانند كفر نعمت و كفران آن به معناى پوشيدن نعمت و به مقتضاى آن عمل نكردن است (=عدم شكرگزارى )راغب در مفردات مى گويد:
[ الكفر فى اللغه سترالشى ء و وصف الليل بالكافر لستره الاشخاص و الزراع لستره البذر فى الاض ... و كفرالنعمه و كفرانها سترها بترك اداء شكرها].... ٤
مفهوم اصطلاحى كفر:
اينكه دراصطلاح فقهاء و متشرعين كافر به چه كسى گفته مى شود. كم و بيش نظرات متفاوت است در عروه الوثقى كه متن دقيق فقهى و مورد توجه فقهاء معاصراست چنين آمده است :
[... والمراد بالكافر من كان منكرا للالوهيه اوالتوحيدا و الرساله اوضروريا من ضروريات الدين مع الالتفات الى كونه ضروريا بحيث يرجع انكاره الى انكارالرساله]... ٥
[ هر آنكس كه خداوندى خدا يا وحدانيت او يا رسالت پيامبراسلام [ص] يا يكى از ضروريات دين را با توجه به اينكه ضرورى است منكر گردد كافراست .البته به گونه اى كه انكار آن ضرورى برگشت به انكار رسالت كند]..
تعريف اصطلاحى كفر در بين فقهاءاز چند جهت مورد بحث قرار گرفته است :
[ الف] آيا در صدق كفر لازم است كه منكر يكى از موارد ياد شده باشد يا همين كه اعتراف نكند همانند شخص شاك باز هم كافراست چنانكه حضرت امام خمينى مد ظله العالى] براين نظرند.
[ب] آياانكار بزبان فقط معتبراست يا چنانچه معلوم شد قلبا منكر است ولو در ظاهراعتراف به اسلام كند نيز كافراست چنانكه بعضى از فقهاء مانند صاحب عروه و حضرت امام خمينى[ مدظلله العالى] و... براين عقيده اند.
[ج] آياانكار ضرورى دين سبب مستقل است براى كفر يااگر بازگشتى به انكار توحيد يا نبوت كند موجب كفراست .
در راستاى بحث از تعريف كفر اين سه جهت محوراصلى نظرات گوناگون فقهاء مى باشد كه در فروعات واحكام تاثير بسزائى دارند.
در بحث[ مرزاسلام و كفر] همه اين نظريات را به طور مشروح بيان خواهيم كردانشاءالله .
اقسام كفر:
با دقت در تعريفى كه فقهاء براى معناى اصطلاحى كفر كرده اند مى تواند كفار را به چند دسته كرد:
١ منكرين الوهيت : كسانى كه صانع و خالقى براى جهان نشناخته و معتقدند كه واقعيتى جز ماده و آثار آن وجود ندارد.
٢ منكرين توحيد: (مشركين ) به چند دسته تقسيم مى شوند:
[ الف] منكرين توحيد ذاتى : معتقدين به دو يا چنداصل قديم ازلى مستقل در جهان مى باشند.
[ب] منكرين توحيد فاعلى : كسانى كه برخى از مخلوقات را در عرض خدا در آفرينش جهان با خداوند شريك مى دانند. بااينكه مبدا را يكى مى شناسند.
[ج] منكرين توحيد در عبادت :
كسانى كه در مقابل غير خدا: بتها اجرام سماوى وانسانها بعنوان پرستش سر تعظيم فرود مى آورند كه همان عبادت بمعناى خاص آنست واز نوع شرك عملى مى باشد.
٣ منكرين نبوت :اينان بر دو دسته اند:
[ الف] منكرين نبوت عامه : آنانى كه عقل بشر را براى دريافت قوانين احكام سعادت بخش كافى دانسته و نيازى براى بشر به وحى و دستورات الهى نمى بينند.
[ب] منكرين نبوت خاصه : كسانى كه نبوت خاص پيامبراسلام[ ص] را منكرند مانند يهود و نصارى و ...
منكرين ضرورى دين :افرادى كه حكم ضرورى دين را با توجه به اينكه از ضروريات اسلام است انكار كنند البته چنانكه گذشت بعضى اين را مستقل در كفر دانسته اند و برخى آن را به انكار نبوت برگردانده اند؟
موارد كاربرد كفر در متون اسلامى :
در متون اسلامى (آيات و روايات ) بجزازاقسامى كه ذكر شد كفر و كافر در موارد زيادى بكار رفته است حضرت امام خمينى[ مدظلله العالى] در[ كتاب الطهاره] ٦ به چند مورد آن گذرااشاره نموده اند كه مشروح آن را بااشاره به آيات و روايت بيان مى كنيم لازم بتذكراست كه اين موارد غيراز آن معناى اصطلاحى كافراست كه در مقابل مسلمان بكار برده مى شود و در فقه احكامى چند بر آن مترتب مى گردد بلكه اين استعمالات همچنانكه امام خمينى (دام ظلله العالى ) و ساير فقهاء فرموده اند ناظر به بعضى از مراتب و درجات كفراست .
١ ناسپاسى در برابر تعمتهاى الهى :
[... لئن شكرتم لازيدنكم و لئن كفرتم ان عذابى لشديد[ ٧ [ اگر سپاسگزارى كنيد بر نعمتهاى شما مى افزائيم واگر كفران كنيد بعذاب شديد گرفتارتان مى كنيم] .
[...افتومون ببعض الكتاب و تكفرون ببعض[ ٨ [... آيا ببرخى از كتاب كه بنفع شماست ايمان آورده و ببعض ديگر كافر مى شويد].
٣ برائت :
(... كفرتابكم و بدا بيننا و بينكم العداوه والبغضاءابدا حتى تومنوا بالله وحده[ . ٩ (... ما به شما كافريم و بين ما و شما دشمنى و كينه و عداوت خواهد بود تا به خداى يگانه ايمان آوريد]
و (... بوم القيامه يكفر بعضكم ببعض[ ١٠ (... در روز قيامت هر يك ديگرى را كافر مى داند]....
٤ حكم بقوانين غيرالهى :
[... و من لم يحكم بماانزل الله فاولئك هم الكافرون ...) ١١ [ هركس بغير آنچه خدا فرستاده حكم كند جزء كافران بشمار خواهد آمد.
٥ تارك فرائض :
بر تارك فرائض بطور كلى و بر تارك نماز ١٢ جهاد ١٣ حج ١٤ مانع الزكاه ١٥ و ... بطور خصوص اطلاق كفر شده است .
(...ان الله فرض فرائض ... فمن ترك فريضته من الموجبات فلم يعمل بها وجحدها كان كافرالله) ١٦ .
[خدا واجباتى بر بندگانش قرار داده ... هركس واجب و فريضه اى را ترك كند در حالى كه منكر آن است كافر مى شود].
٦ مرتكب گناهان كبيره :
بر كسيكه جسارت پيدا كرده و گناهان كبيره (زنا ميگسارى ...) را انجام مى دهداطلاق كافر شده است (... فمن اجترى على الله فابى الطاعه واقام على الكبائر فهو كافر[ ١٧ (... هر كس بر خدا جرئت پيدا كند يعنى بى پروا گناهان را مرتكب شود و برارتكاب معاصى كبيره ايستادگى كند كافراست].
٧ منكرين لزوم امامت و رهبرى :
بركسانيكه اصل مهم امامت و رهبرى راانكار مى كنند و آنانى كه در كفر دشمنان اهل بيت رسول[ ص] و ستم كنندگان بانها شك كنند كافراطلاق شده است . ...الامام علم بين الله عزوجل و بين خلقه فمن عرفه كان مومنا و من انكره كان كافرالله ١٨ امام نشانه اى است بين خدا و خلق هر كس او را شناخت مومن است و هر كس انكارش كرد كافراست] و[ و من شك فى كفرااعدائنا والظالمين لنا فهو كافر ١٩ (...كسى كه در كفر دشمنان و ستم كنندگان بما شك كند كافراست ).
٨ مدعيان دروغين رهبرى :
(... من خرج يدعواالناس و فيهم من هوا علم منه فهوم ضال مبتدع و من ادعى الامامه و ليس بامام فهو كافر...). ٢٠
[كسيكه مردم را بسوى خود دعوت كند در حالى كه ازاو داناترى موجود است گمراه كننده و بدعت گزار باشد. و كسى كه ادعاى پيشوائى نمايد در حالى كه لايق آن نيست كافراست].
و بر كسانى كه معتقد به تناسخ ٢١ و جبر ٢٢ و ... هستند و موارد ديگرى كفراطلاق شده است كه از حوصله بحث ما خارج است واهل تحقيق مى توانند بجوامع روائى مراجعه كنند.
مراتب كفر:
هر يك ازاسلام وايمان را مراتبى از كفر و شرك است كه ازاحكام ويژه اى برخوردار مى باشد.اين مراتب را فقها به طور پراكنده مطرح كرده اند ما بااستفاده از آيات و روايت به بيان گذراى آنها مى پردازيم .
١- كفر جهاله : كسانيكه به اصول اسلام معتقد نيستند ولى منشاء بى اعتقادى آنها بى خبرى آنان ازاصل اسلام يا كوتاهى فكر آنها در تشخيص حقيقت بوده است .اينان از نظر كيفرالهى از سائر كفار عذابشان كمتراست . بلكه بعضى از آنها كيفر داده نمى شوند. چنانكه قرآن كريم مى فرمايد:
(...الا المستضعفين من الرجال والنساء والولدان لايستطيعون حيله و لايهتدون سبيلا فاولئك عسى الله ان يعفوعنهم و كان الله عفوا غفورالله) ٢٣
٢- كفر جحود: كسانى كه نداى اسلام را شنيده اند ولى بخاطر تعصبات دينى و نژادى و هواهاى نفسانى نخواسته اند آنرا بپذيرند. و حقانيتش را تصديق بنمايند. كه آيه شريفه (...ان الذين كفروا سواء عليهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم لايومنون ...) ٢٤ دراين باره است .
٣- كفر عناد: كسانى كه حقانيت اسلام براى آنها روشن شده و از نظر قلبى هم معتقد شده اند ولى بخاطر عداوت و دشمنى و يا تعصبهاى بيجا و تقليدهاى كوركورانه از تدين به اسلام و پذيرش آن سرباز مىزنند كه آيه شريفه : (...جحدوا بها و استيقنتها انفسهم ظلما و عتوا...) (٢٥) در اين مورد است.
٤- كفر نفاق : كسانى كه در ظاهراعتراف به اسلام مى نمايند براى حفظ جان و براى برخوردارى از حقوق و مزاياى اسلام ولى در باطن منكراسلام و معتقدات آن مى باشند كه آيه (... و من الناس من يقول آمنا بالله و باليوم الاخر و ماهم بمومنين ...) ٢٦ دراين باره نازل شده است .
در هر يك ازاقسام كفر كه ذكر شد ممكن است اين مراتب جارى باشد كه در نتيجه از نظر كيفرالهى واحكام دنيائى فرق خواهند داشت . بعضى از برزرگان مانند مرحوم فيض كاشانى در كلمات مكنونه و مرحوم حاجى سبزوارى در شرح منظومه علاوه براين چهار مرتبه دو مرتبه ديگر هم براى كفر ذكر كرده اند كه بشرح ذيل مى باشد.
٥-كفر ضلالت : كسانى كه به حقانيت اسلام با زبان و قلب اعتراف دارند ولى خالى از بصيرت لازم مى باشند. در نتيجه در عقايد خود دچارافراط و تفريطهايى شده اند. و چيزهائى را كه جزءاسلام است منكر و آنچه را كه ازاسلام نيست معتقد شده اند بعضى از رواياتى كه منكرين امامت و رهبرى را دراسلام كافر مى شمرد ناظر به اين مرتبه از كفر است . و آيه شريفه : (... قل يااهل الكتاب لاتغلوا فى دينكم غيرالحق ...) ٢٧ براين مطلب دلالت دارد.
٦ كفراستخفاف : كسانى كه اسلام رااز نظر ظاهرى و باطنى پذيرفته و بصيرت در دين هم دارند لكن به پيروى از هواى نفس به بعضى از فرائض اهميت نداده و آنها را ترك نموده اند و يااينكه بعضى از كبائر را مرتكب شده اند كه آيه شريفه (...لله على الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا و من كفر...) ٢٨ و بخش ديگرى از روايات كه مى گويند تارك نماز جهاد زكاه و ... كافراست ناظر به اين مرتبه از كفراست
از مجموع اين درجات ششگانه كه براى كفر و كفار ذكر شد در فقه هر جااسم از كافر برده شده واحكام و فروعات فقهى برايش ذكر كرده اند منظور سه مرتبه اول است .اما كفر نفاق و كفر ضلالت و كفر استخفاف از نظر فقهى احكام اسلام بر آنها مترتب مى شود.
البته كسانى كه علاوه براقرار به شهادتين اعتقاد قلبى را هم براى مسلمان بودن لازم مى دانند نسبت به فرد منافقى كه معلوم شود دروغ مى گويد و به آنچه به زبان شهادت مى دهد قلبا منكراست او را مسلمان ندانسته واحكام اسلام را براو جارى نمى دانند. مانند صاحب عروه و حضرت امام خمينى (مدظله العالى ) . امام در رساله فارسى چنين مى فرمايند:اگر كافر شهادتين بگويد وانسان نداند قلبا مسلمان شده يا نه پاك است ولى اگر بداند قلبا مسلمان نشده است بنابراحتياط واجب بايدازاواجتناب كرد] ٢٩
پيرايش وجوداز رگه هاى خفى كفر:
پس از شناخت معناىاصطلاحى كفر واقسام و درجات آن نظرتان را به سخنان مرحوم فيض كاشانى در رابطه با يك معناى بسيار ظريف و دقيق از كفر كه حتى ممكن است در وجود يك مسلمان هم باشد جلب مى كنيم .البته اين معنى اعم از معنى اصطلاحى است . و براين افراداحكام كفر مترتب نمى شود.
...اعلم ان كل من جهل امرا من امور دينه بالجهل البسيط فله عرق من كفرالجهاله . و كل من انكر حقا واجب التصديق لاستكباراوهوى اوتعصب فله عرق من كفرالجحود. و كل من اظهر بلسانه مالم يعتقد بباطنه و قبله بغير غرض دينى كالتقيه فى محلها و نحو ذلك او عمل عملااخرويا لغرض دنيوى فله عرق من النفاق .
و كل من انكر حقا بعد عرفانه اوانكر مالم يوافق هواه و قبل ما يوافقه فله عرق من اليهود و كل من استبد برايه ولم يتبع امام زمانه اونائبه الحق اوهوا علم منه فى امر من امور دينه فله عرق من الضلاله .
وكل من اتى حرامااوبشبهه اوتوانى فى طاعته مصر على ذلك فله عرق من الفسوق... ٣٠ .
بدان هر كس كه نسبت به چيزى ازامور دين خود هيچ نوع آگاهى نداشته باشد رگه اى از كفر جهالت را داراست . واگر حقى را كه اعتراف به آن لازم باشد از روى تكبر يا هواى نفس يا تعصب نپذيرد رگه اى از كفر عناد را داراست . واگر چيزى را كه در باطن و قلب به او معتقد نيست به زبان آورد بدون يك هدف دينى مثل تقيه آنجا كه جاى تقيه باشد (در عين اينكه شخص انكار مى كند خلاف آنچه را معتقداست ولى اشكال ندارد اين عين ايمان است چنانكه در روايات آمده است ) و يااينكه كارى كه رنگ آخرت دارد براى هدفى دنيايى انجام دهد رگه اى از نفاق را داراست . واگر حقى را پس از آنكه فهميد و شناخت نپذيرفت و يا آنچه كه مطابق با هواى نفسش بوداختيار كرد و آنچه مطابق ميل نفسانى او نبود رد كرد رگه اى از يهوديت دراوست .
واگر مستبد براى بود وازامام زمان خويش يا نائب برحقش و يا هركس كه درامرى ازامور دين ازاو داناتراست پيروى نكرد عرقى از ضلالت دراوست . واگر حرامى يا مشتبه به حرامى را مرتكب شود و يا در اطاعت پروردگار سستى ورزد واصرار براين كار نيز داشته باشد عرقى از فسق را داراست
تا بدينجا معناى لغوى اصطلاحى اقسام و موارداستعمال كفر را بيان نموديم .اما بحث درباره مرزاسلام و كفر و فروعات فقهى آنرا در مقاله اى ديگر خواهيم آوردانشاالله .
والسلام .
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
١. تفقه دراسلام به مقتضاى آيه شريفه : (قلو لانفر من كل فرقه ...)
اعم از عقائد واخلاق واحكام مى باشد چنانكه مفسر بزرگ علامه طباطبائى در ذيل اين آيه شريفه مى فرمايد: ( ان المراد بالتفقه تفهم جميع المعارف الدينيه من اصول و فروع لاخصوص الاحكام العمليه و هواالفقه المصطلح عليه عندالمتشرعه والدليل عليه قوله : (... لينذروا
قومهم ...) فان ذلك امرانما يتم فى جميع الدين و هو ظاهر...)الميزان ج ٩.٤٢١. ٣. ر.ك : ١ مفتاح الكرامه ج ١ ٢ جواهرالكلام ج ٦ ٣ كتاب طهاره شيخ انصارى ٤ عروه الوثقى مرحوم سيد محمد كاظم يزدى ج ١ ٥ مستمسك عروه ج ٢ ٦ كتاب ظهاره حاج آقا رضا ٧ كتاب طهاره امام خمينى ٨ قواعدالفقهيه ج ٥ و ... نيز كتاب اصول فقه از جمله . رسائل شيخ ج ١ ص ٢٣٠ كفايه الاصول ج ٢ ص ١٥٢ نهايه الداريه الداريه ج ٢ ص ١٥١ فوائدالاصول ج ٢ ص ١١٨ نهايه الافكار ج ٢ ص ١٨٩ منتهى الاصول ج ٢ ص ١٥٥ مصباح الاصول ج ٢ ص ٢٤٥ اوثق الوسائل ص ٢٣٧ و ... هدايه شيخ صدوق (ره ) ص ٤٦ جوامع الفقهيه .اشاره السبق علاءالدين حلبى ص ١٠٧ جوامع الفقيه كافى ابى الصلاح حلبى الاقتصادالهادى الى طريق الرشاد شيخ طوسى مقنعه مفيد. منهاج الرشاد شيخ جعفر شوشترى . همراه با حاشيه سيد محمدكاظم يزدى صاحب عروه . و آخوند خراسانى صاحب كفايه الاصول و ملا عبدالله مازندرانى شيخ عبدالكريم حائرى در رساله عمليه مجمع الاحكام و شهيد محمدباقر صدر درالفتاوى الواضحه . كه رساله عمليه ايشان مى باشد.
٢. بعنوان نمونه مى توان از كتابهاى ذيل نام برد: ٦١. (...الكفر والشرك ترى انهمااطلاقا على غيرامامى و على الكافر بالنعمه و على تارك ما وامرالله به و على تارك الصلاه و على تاركها و مع الجحد و على تارك عمل اقريه و على من عصى عليا ( ع ) و على الزانى و شارب الخمر و من ابتدع رايا فيجب عليه و يبغض و من سمع عن ناطق يروى عن الشيطان و على من قال للنواه انها حصاه انها نواه ثم دان به ...) كتاب طهاره امام خمينى (مد ظلله العالى ) ص ٢٤٣. ٢
٤. مفردات راغب ص ٤٣٣ و در لسان العرب ج ٥ ص ١٤٤ مجمع البحرين ج ٣ - ٤ ص ٤٧٤.المنجد ص ٦٩١ - معناى لغوى كفر بهمين مضون آمده است .
٥. عروه الوثقى ج ١ ص ٦٧.
٧. بقره آيه ١٥٢ ابراهيم آيه ٧ - و نمل آيه ٤٠
٨. بقره آيه ٨٤
٩. ممتحنه آيه ٤
١٠. عنكبوت آيه ٢٤.
١١. مائده آيه ٤٤.
١٢. وسائل الشيعه ج ٣ باب ١١ خبر ٤.
١٣. وسائل الشيعه ج ١١ خبر٣ ص ١٨.
١٤. آل عمران آيه ٩٦.
١٥. وسائل الشيعه ج ٦ ص ١٩ خبر٧.
١٦.اصول كافى ج ٢ باب الكفر خبر١ وسائل ج ٣ باب ١١ ص ٢٨.
١٧.اصول كافى ج ٢ باب الكفر خبر٣.
١٨. وسائل الشيعه ج ١٨ باب ١٠ ص ٥٥٨ خبر٣١٨.
١٩. وسائل الشيعه ج ١٨ باب ١٠ خبر٢٤.
٢٠. وسائل الشيعه ج ١٨ باب ١٠ خبر٣٦و١٥.
٢١. وسائل الشيعه ج ١٨ باب ١٠ ص ٥٥٨ خبر٦.
٢٣. نساء آيه ٩٨. قبل ازاين آيه پرسش و پاسخ ماموران الهى را با بعضى از مردم پس از مرگ آنها مطرح است كه فرشتگان از آنها مى پرسند: شما چه مى كرديد؟ آنها عذر مى آورند كه ما مردمى مستضعف و بيچاره بوديم . فرشتگاه مى گويند شما مستضعف نيستيد زيرا مى توانستيد دست به مهاجرت بزنيد و به نقطه اى برويد كه هم جورامكانات در آنجا باشد پس شما مقصريد و مستوجب عذاب .اما در آيه فوق حال برخى از مردم را ذكر مى كند كه بحق مستضعفند (مرد زن كودك ) و نويد مى دهد و آنها رااميدوار مى سازد كه خداوند كريم آنها را مورد عفو و آمرزش خودش قرار دهد.
٢٢. وسائل الشيعه ج ١٨ باب ١٠ ص ٥٥٧ خبر٤.
٢٤. بقره آيه ٥٠.
٢٥. نمل آ يه ١٤.
٢٦. بقره آيه ٧.
٢٧. مائده آيه ٧٧.
٢٨. آل عمران آيه ٩٦.
٢٩. رساله توضيح المسائل امام خمينى (مدظله العالى ) مسئله ٢٠٩ ص١٨. .
٣٠. كلمات مكنونه ص ٢٣٢.