نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - مقدمه اى بر اخلاق اسلامى

مقدمه اى بر اخلاق اسلامى


در مقاله پيشين مطالبى را در باب تعريف لغوى واصطلاحى اخلاق متذكر شديم و بدنبال آن اهميت اخلاق در قرآن را بحث نموديم واكنون برآنيم كه اهميت اخلاق در روايات معصومين - عليهم السلام - را مورد بررسى قرار دهيم .

اهميت اخلاق در روايات
آشنائى با روايات و بررسى و تفحص دراين سرچشمه زلال معارف انسان سازاسلامى شيوه ديگرى است براى شناخت هر چه بيشترارزش واهميت اخلاق و يافتن نقش عظيم وارزشمند آن در عروج معنوى انسانى و تكامل اجتماعات بشرى چه اينكه با نخستين سيراجمالى بر جوامع روائى بدين حقيقت پى مى بريم كه اخبار و روايات همچون آيات قرآنى در برگيرنده مسائل اخلاقى بوده آنچنان كه گوياارزشهاى اخلاقى چون هاله اى از نور روايات را فرا گرفته است . دريافت اين حقيقت نه تنها گواهى بر همسانى و هماهنگى كامل اين دو منبع (كتاب و سنت ) مى باشد بلكه بيش از هر چيز نمايانگر عمق و گستردگى موضوع اخلاق در ميان همه موضوعاتى است كه در گنجينه هاى معارف اسلامى وجود دارد و در نتيجه حكايتى از عظمت واهميت آن .

فزونى اين اهميت را آن هنگام بيشتر متوجه مى شويم كه نگاهى به زندگى ائمه عليهم السلام كرده مى بينيم وسعت و گسترش مسائل اخلاقى حقيقتى است كه نه تنها در گفتار بلكه در تمتم شئون فردى واجتماعى آنان مشاهده مى گردد بدان صورت كه وقتى صحنه هاى جهاد و نبردايشان را با دشمن مى نگريم و يا رفتار و كردارشان را در صحنه سياست واجتماع مطالعه مى كنيم درخشش والاترين نكات اخلاقى ارزنده ترين درسهائى است كه ما مى آموزيم . ١ و همينطور در زمينه هاى ديگر كه مجال بيان نبوده بررسى آن را به خواننده طالب مى گذاريم .

بنابراين چون گفتار فعل و تقرير معصومين عليهم السلام در شريعت نيز بيانگر همين حقيقت بوده و نشانگراين امراست كه تمام شئون زندگى و حياتى آنان مظهر تجلى و صفات و كمالات الهى مى باشد و براى ما حجت است جهت آشنائى از آن اخلاق و كمالات به فرازهائى از زيارت شريفه[ جامعه كبيره] كه در كتب ادعيه نقل گرديده و شيخ صدوق در[ من لا يحضره الفقيه] نقل كرده است و در خطاب ائمه معصومين مى باشد توجه مى كنيم :

[ السلام على ائمه الهدى و مصابيح الدجى واعلام التقى ... والادلاء على مرضات الله ... والتامين فى محبه الله ... واشهدانكم الائمه الراشدون المهديون المعصئومون المكررمون المقربون المتقون الصادقون] [ ...كلامكم نور وامركم رشد و وصيتكم التوى وفعلكم الخير وعادتكم الاحسان وسجيتكم الكرم] . ٢
بدينسان مى بينيم معصومين عليهم السلام تمام وجودشان را سجاياى اخلاقى و صفات برازنده انسانى احاطه نموده است و به تمام معنى اخلاق الهى را در وجود خويش بحد كمال رسانده اند.

واكنون با توجه به اينكه بررسى اهميت اخلاق در گفتار و رفتار ائمه عليهم السلام بس گسترده است و در مجال اين مقاله نمى گنجد تنها به بررسى گفتار آنان مى پردازيم آنهم بدين شيوه كه از ميان روايات موجود در باى اخلاق فقط به ذكر رواياتى مى پردازيم كه بيانگر نمونه هاى صريح دراهميت اخلاق باشد.

ابتداء براى روشن شدن عناوين مطرح شده دو نكته را يادآورى مى كنيم :

١- گرچه محوراصلى دراين گفتار اهميت وارزش اخلاق است اما پرداختن به عناوينى مانند:[ترغيب به حسن خلق] يا [آثار حسن خلق] برخاسته ازاين حقيقت است كه دو عنوان ياد شده جلوه ديگرى ازارزش اخلاق در روايات مى باشد.

٢- تبيين اهميت وارزش اخلاق حسنه با عنوان[ حسن خلق] براساس اين نحوه تفكر مى باشد كه مفهوم صحيح و دقيق[ حسن خلق] عبارت است از: جميع صفات و ملكات نيكى كه براى نفس حاصل مى گردد چه اينكه آن صفات مربوط به چنبه هاى فردى انسان باشد مانند: زهد وقار ورع حلم و... يا در ارتباط باابعاداجتماعى وى باشد مانند:تودد تواضع خوش برخوردى و... واينكه مى بينيم پاره اى حسن خلق را در برخورد نيك محدود نموده اند با توجه به معناى سهل انگاشته اى است كه از خلق يااخلاق متداول مى باشد.

براين اساس مراداز حسن خلق كه در روايات مورد توجه قرار گرفته است فقط نيكوئى در برخوردهاى اجتماعى حسن معاشرت نيست چه اين يكى از مظاهر و نمودهاى حسن خلق است بلكه منظوراز آن توجه به هر يك از خلق و خوهائى است كه صورت باطن را نيك داشته و عامل اصلى كردار و رفتار نيكو در همه شئون فردى واجتماعى مى گردد.

براى پى بردن به اين نظر به دو گفتاراز علماءاخلاق توجه مى كنيم :

١امام محمد غزالى طوسى مى نويسد:

[بدان كه اندر حقيقت خوى نيكو تا آن چيست و كدام است سخن بسيار گفته اند و هر يكى آنچه فراپيش آده است بگفته است و تمامى آن نگفته است چنانكه يكى مى گويد:[روزى گشاده داشتن است]. و يكى مى گويد:[رنج مردمان كشيدن است]. و يكى مى گويد:[ مكافات بد ناكردن است] وامثال واين همه يعضى از شاخه هاى وى است نه حقيقت و تمامى وى] .

٢ مرحوم مولى محسن فيض كاشانى[ره] مى نويسد:

[ اعلم ان الناس قد تكلموا فى حقيقه الخلق الحسن حقيقه الحسن وانه ما هو؟ و ما تعر ضوا لحقيقته ... و لم يصرفواالعنايه الى ذكر حده وحقيقته ... و ذلك كقول بعضهم : حسن الخلق بسط الوجه بذل الندى ... و امثاله كثير].

و سپس خودبه تعريف خلق و حسن و سوء آن پرداخته مى گويد:

[فالخلق مباره عن هيئته للنفس راسخه تصدر عنهاالافعال بسهوله فان كانت الهيئه بحيث تصدر عنهاالافعال الجميله المحموده عقلا و شرعا سميت الهيئه خلقا حسنا وان كان الصادرمنهاالافعال القبيحه سميت الهيئه التى هى المصدر خلقا سيئتا].

بنابراين[ حسن خلق] و[ اخلاق حسنه] دراصطلاح يك مفهوم داشته و تفاوت اين دو تعبير در روايات موجب اختلاف مضمون روايات نمى گردد.

ازاينرو گفتار را در دو بخش نخست[ حسن خلق] و سپس[ سول خلق] پيش مى گيريم :

١ حسن خلق:
بى شك با توجه به معناى صحيح و دقيقى كه از حسن خلق بيان داشتيم كه هرانسان با مراجعه به سرشت بى آلايش و وجدان پاك خود به سادگى نيكيها و محسنات اخلاقى را مى شناسد و آنها رااز رذائل اخلاقى تميز خواهد داد. واگر دراينجا مطالبى زير عناوين:[ اهميت حسن خلق] [ ترغيب به حسن خلق] و...مطرح مى كنيم نه بدان جهت است كه مى خواهيم در موضوع[ حسن خلق] به بررسى اى صرفا نظرى جهت افزودن اندوخته ها و مكتسبات ذهنى پرداخته باشيم بلكه طرح اين مسائل در پرتو سخنان هدايت بخش و نور گستر معصومين عليهم السلام بدين منظوراست كه روزنه اميدى در دلهاى عاشق و شيفته كمال گشوده گردد تا همراه با دانش پژوهى از فروع ارزشهاى اخلاقى گرمى جان گرفته و در ميان جنجال الفاظ واصطلاحات علوم نهال گرانمايه مكارم اخلاقى را در وجود خويش بارور سازند

الف - اهميت حسن خلق :
دراينكه رشد و ترقى و سعادت فردانسان و جامعه انسانى همراه با اخلاق و صفات برگزيده انسانى است ميان مكاتب الهى هيچگونه اختلافى نيست . واگر مكاتبى را مى يابيم كه منكراين واقعيت اند ازاينرواست كه شالوده مكتب آنان براساس ارزشهاى مادى بنا نهاده شده است و اخلاق راامرى رو بنائى انگاشته اند و چندان ارزشى براى آن به حساب نياورده اند.اما در بينش اصيل مكتب الهى اسلام از آنجا كه پاكيها و محسنات اخلاقى نقشى اساسى در صعود مومن بسوى كمال مطلق دارد اخلاق داراى منزلتى بزرگ و سرلوحه دعوت همه انبياءالهى بوده و همواره پيروان خود را پس از دعوت به يكتاپرستى به پاكيزگى نفس اصلاح درون علاقمندى به نيكى و فضيلت و ديگرامور نيكى و سودمنداخلاقى سوق مى داده اند. واين است كه پيامبراكرم] ص] مى فرمايد:

[بعثت لاتمم مكارم الاخلاق] . ٦
با تامل دراين كلام مى بينيم حضرت[ اتمام] مكارم اخلاق را از هدفهاى بعثت خويش بيان نموده است . نه ابداع وايجاد آن را زيرا پيامبر انجام و گسترش مكارم وارزشهاى اخلاقى را در سايه بارورى رسالت انبياء گذشته و شريعتها مى داند ازاين رو آنرا تتميم و تكميل مى نامد

و نيز شعار ديگرى كه دراين كلام نهفته است باز شناسى قدر و منزلت ارزشهاى اخلاقى است چون روشن است آن موضوعاتى كه بطور مستقيم تحت پوشش هدفهاى بعثت و رسالت قرار گرفته بخاطراهميت آن و نقش اساسى اى است كه در تحقق اهداف بعثت دارد.

واينك در تبيين هر چه بيشتراين ارزش واهميت به ذكر برخى از روايات مى پردازيم :

١ روى عن عمار بن ياسر قال : قال رسول الله - صلى الله عليه و آله:[ حسن الخلق خلق خلق خلق الله الاعظم] . ٧

[حسن خلق خلق خداوند عظيم است] .

٢ عن اميرالمومنين - عليه السلام:[ حسن الخلق راس كل بر]. ٨

[ اصل هر نيكى نيك خوئى است] .

٣ عن الحسن بن على بن ابى طالب - عليهماالسلام :ان احسن الحسن الخلق الحسن] . ٩

[برترين نيكى نيك خوئى است] .

٤ عن رسول الله - صلى الله عليه و آله:[ حسن الخلق نصف الدين]١٠ .
[نصف دين خلق نيكواست] .

٥ قال رسول الله - صلى الله عليه و آله:[ - اول ما يوضع فى ميزان العبد يوم القيمه حسن خلقه] . ١١
اولين چيزى كه روز قيامت در ميزان سنجش بنده قرار مى گيرد. خلق نيك اوست .

٦ جا رجل الى رسول الله - صلى الله عليه و آله - من بين يديه فقال : يا رسول الله ماالدين ؟ فقال حسن الخلق ثم اتاه عن يمينه فقال : ماالدين ؟ فقال حسن الخلق ثم اتاه من قبل شماله فقال : ماالدين ؟ فقال : حسن الخلق ثم اتاه من ورائه فقال : ماالدين ؟ فالتفت اليه وقال :اما تفقه الدين هوان لا تغضب
[مردى از پيش روى نزد پيامبر آمد و عرض كرد: دين چيست ؟ حضرت فرمودند: خوى نيكوست سپس از طرف راست آمده عرض كرد: دين چيست ؟ حضرت فرودند: خوى نيكوست دگر باراز طرف چپ آمده عرض كرد: دين چيست ؟ حضرت فرمودند: خوى نيكوست براى چهارمين باراز پشت سر آمده عرض كرد: دين چيست ؟ حضرت سوى او روى نمودند و فرمودند: آيا نفهميدى دين چيست ؟ دين اين است كه تند خوئى ننمائى] .

معرفى حسن خلق با عناوينى چون[ خلق الله الاعظم] [ راس كل بر] [ احسن الحسن] و صدها عنوان ديگر بااين محتوى در روايات معصومين ما - عليهم السلام نه تنها بيانگرارزش حسن خلق بوده بلكه گوياى اين حقيقت است كه حسن خلق محور همه ارزشهااست .

تامل دراين حقيقت گشاينده اين رازاست كه در يابيم چرا پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله - كه توصيفش در زبان وحى چنين آمده : [ انك لعلى خلق عظيم] ١٣ و نيزائمه - عليهم السلام - كه در صفات برازنده انسانى والهى تام اند اينگونه دست نياز به سوى معبود بلند كرده حسن خلق و مكارم اخلاق طلب مى نمايند:

١ عن رسول الله - صلى الله و عليه و آله اللهم كما حسنت خلقى فحسن خلقى] . ١٤
[پروردگارا همچنان كه خلقتم را نيك گرداندى خلق و خويم را نيز نيك دار].

٢ وكان من دعائه - صلى الله عليه و آله - فى افتتاح[ اللهم اهدنى لاحسن الاخلاق لايهدى لا حسنهاالاانت واصرف عنى سيئها لايصرف عنى سيئهاالاانت] . ١٥
[پروردگار به نيكوترين اخلاق هدايتم فرما زيرا جز تو هدايت گرى باخلاق نيك نيست و مراازاخلاق سوء بازدار زيرا بازدارنده اى از آن جز تو نيست] .

٣ من دعائه - عليه السلام:اللهم صل على محمد و آل محمد.. وهب لى معالى الاخلاق. ١٦
از دعاهاى امام سجاد عليه السلام : پروردگارا بر محمد و آلش درود فرست ... و مرا عالى ترين اخلاق كرامت فرما.

براى درك منزلت مسائل اخلاقى چه بيانى ازاين گوياتر كه مى بينيم معصومين - عليهم السلام - جهت موهبت يافتن به معالى و محاسن اخلاق دست به دعا برداشته و آنرااز پيشگاه كمال مطلق درخواست مى كنند.

اين فراز آموزنده اين درس است كه ما نيز در وجود خويش نسبت به مكارم اخلاقى احساس نياز كنيم و آن را كوچك نشماريم .

همچنانكه پيامبر[ ص] فرمودند:

[ لو علم الرجل ما له فى حسن الخلق لعلم انه يلله لله تاج ان يكون له خلق حسن] . ١٧
و نيزاز تامل در رواياتى ديگر دراين باب در مى يابيم موفقيت در كسب اخلاق نيك توفيق و موهبتى الهى است و دريافت آن اختصاص به مومنانى دارد كه در طاعت و بندگى خداوند و جلب رضاى او كوشيده و خويش را براى رساندن به كمالات اخلاقى آماده ساخته اند دراين صورت است كه تحت لواى مواهب والطاف رحيميه خداوند قرار گرفته واز مكارم و محاسن اخلاقى بهره مند مى گردند. كه بذكر دو روايت از آن بسنده مى كنيم:

١ قال رسول الله - صلى الله عليه و آله :الا خلاق منايح من الله عزوجل فاذااحب عبدا منحه خلقا حسنا واذاابغض عبدا منحه خلقا سيئا]. ١٨
[ پيامبر - صلى الله عليه و آله - فرمودند:اخلاق عطاياى الهى است زمانيكه بنده اى را دوست بدارد خلق نيكو عطايش فرمودند:اخلاق عطاياى الهى است زمانيكه بنده اى را دوست بدارد خلق نيكو عطايش فرمايد و آنگه كه او را دشمن دارد خلق ناپسند باو دهد].

قال الصادق - عليه السلام: [ - الخلق الحسن جمال فى الدنيا و نزهه فى الاخره و به كمال الدين و قربه الى الله ولايكون حسن الخلق الا فى كل ولى وصفى لان الله تعالى ابى ان يترك الطافه و حسن الخلق الا فى مطايا نوره الا على وجماله الازكى لانها خصله يختص بهاالاعرف بربه ولايعلم ما فى حقيقه حسن الخلق الاالله تعالى]١٩ .
امام صادق - عليه السلام - فرمودند:[خلق نيكو در دنيا زيبائى و در آخرت گشايش است و موجب كمال در دين و نزديكى به پرودگاراست . و حسن خلق تجلى نيابد مگر در وجود دوستان و برگزيدگان خداوند زيرا كه خداوند متال خوددارى مى كندازافاضه الطافش بويژه خلق نيكو مگر براى آنانكه محل تجلى نوراعلى و جمال پاك الهى باشند زيرااين ويژگيى است كه كسانى بان امتياز مى يابند كه شناساترند به پروردگار خود و آنچه در حقيقت خلق نيكواست جز خداوند متعال كس نداند].

ب - ترغيب به حسن خلق :
كثرت روايات در باب حسن خلق با تعبيرهاى مشابه ما رامتوجه اين امر مى سازد كه گويا معصومين - عليه السلام - بدانجهت كه زندگى انسانى والهى مومن را در سايه محاسن اخلاق دانسته اند و رشد و كمال و نيز رستگارى را در گرو آن مى ديده اند.

بدين رو كوشيده اند با سخنان گوناگون نقاب از چهره ارزشهاى اخلاقى گشوده تا رسالت خويش را در جهت ارشادو هدايت امت براى درك مسائل و موضوعات ارزنده و سرنوشت سازاسلامى بانجام رسانده باشند. گواه مطلب اينكه مى بينيم آنان گاهى آن را به[ خلق الله الاعظم] و ... تعبير نموده اند و گاهى آنرا عطيه و موهبت الهى دانسته اند و گاه با صريحترين بيان و گوياترين سخن پيروان خويش را بدان ترغيب نموده اند كه ذيلا به ذكر فرازهائى از آن سخنان مى پردازيم :

١ قال رسول الله عليه و آله:[ الا وان اشبهكم بى احسنكم خلقا]. ٢٠
آگاه باشيد كه شبيه ترين شما به من نيكوترين شماست در خلق و خوى] .

٢ قال رسول الله صلى الله عليه و آله:[ تخلقوا باخلاق الله ان اكثرالناس يدخلون الجنه بتقواالله و حسن الخلق] . ٢١
[به اخلاق الهى آراسته گرديد زيرا كه با تقوى و خوى نيكو بيشتر مردم وارد بهشت مى شوند].

٣ عن ابى عبداللفه عليه السلام قال : قال رسول الله صلى عليه و آله : [ ان صاحب الخلق الحسن له مثل اجرالصائم القائم] . ٢٢
[نيك خوى را پاداشى چون پاداش روزه دار شب زنده داراست] .

٤ عن ابى عبدالله عليه السلام:[ ان الله تبارك و تعالى ليعطى العبد من الثواب على حسن الخلق كما يعطى المجاهد فى سبيل الله يغدو عليه و يروح] . ٢٣
[خداوند بر نيك خوئى بنده پاداشى را عطا مى كند كه به مجاهد در راه خودش در هر صبح و شب مى بخشد اشاره به مجاهدى كه هميشه در جهاد است].

٥ عن ابى عبدالله عليه السلام:[ ان اجلت فى عمرك يومين فاجعل احدها لادبك لتستعين به على يوم موتك] . ٢٤
اگراز عمرت تنها دو روز باقى است يك روزش را براى ادب خويش (كسب سجاياى اخلاقى )اختصاص ده تا براى روز مرگ از آن روز كمك بگيرى .

از آنجا كه معصومين - عليهم السلام - هرگز سخنى با غراق نگفته اند و در سخن هدفى جز بيان نداشتند ازاينرو اگر مى بينيم اينگونه ما را بسوى اخلاق نيكو سوق مى دهند نه اين است كه تنها مقصود بر انگيختن عاطفه واحساس باشد بلكه با توجه به ارزشى است كه اخلاق در پيكره دين دارد واين حقيقت تا آنجااهميت دارد و زندگى بشرى و حيات و تكامل او نقش دارد كه پيامبر[ ص] انگيزه بعثت خود را آن مى داند واين سخن تبيينى است دراهميت اخلاق :

[بعثت بمكارم الاخلاق و محاسنها]. ٢٥

ج - آثار حسن خلق :
ارزش واهميت اخلاق و محاسن اخلاقى كه تاكنون درباره آن سخن گفته شد گر چه خود بدون توجه به فوائد و آثارارزشمند آن نقشى اساسى در تكامل ابعاد نهانى انسان داشته واو را در رشد حيات بشرى كمك رسانده است .اما بدون شك .اين محاسن اخلاقى خود آثار فردى واجتماعى و سياسى بطور منفرد داشته است كه مى توان از آن تعبير به[ سعادت زيستى] انسان نمود.ازاينرو اين بخش را ماافزون بر مباحث گذشته و پى آمداخلاق حسنه بحث خواهيم كرد و چون روايات اين بخش فراوان مى باشد ما بذكر نمونه اى چنداز هر يك باب با جمع بندى هاى لازم ارائه خواهيم داد.اميداست اين بخش نيز تاكيدى براهميت اخلاق و ضرورت فراگيرى آن در زندگى ما قرار گرفته باشد:

١ آثار و فوائد دنيائى :
بااولين توجه به قسمتى از روايات اخلاقى در مى يابيم كه اخلاق نيك آثار بسيارى در همه شئون انسان دارد كه آنها را مى توان در دو بخش خلاصه نمود:

الف آثار فردى :
عامل عزت و ذلت :

عن اميرالمومنين - عليه السلام - قال : رب عزيزاذله خلقه و ذليل اعزه خلقه . ٢٦

[چه بساانسانهاى مورد توجهى كه اخلاق بد آنها را خوار نموده و انسانهاى سرافكنده اى كه بااخلاق نيك عزت يافته اند].

طول عمر:
عن ابيعبدالله - عليه السلام - قال:[ البر و حسن الخلق يعمران الديار يزيدان فى الاعمار]. ٢٧
[نيكوكارى و نيك خوئى خانه ها را آباد و عمرها را زياد مى كند].

ازدياد روزى :

عن الصادق - عليه السلام[ - حسن الخلق يزيد فى الرزق] . ٢٨

ب آثاراجتماعى :
آسايش بخش زندگى :

قال على - عليه السلام:[ لاعيش اهنا من حسن الخلق] . ٢٩
[زندگى اى گواراتراز نيك خوئى نيست] .

نفوذ در مردم :

قال رسول الله - صلى الله عليه و آله[ - انكم لاتسعون الناس باموالكم ولكن يسعهم منكم ببسط الوجه و حسن الخلق] . ٣٠
[شما بااموالتان نمى توانيد بين مردم نفوذ كرده بلكه نفوذ شما با گشاده روئى و نيك خوئى است] .

همبستگى والفت :

قال على - عليه السلام:[ من حسن خلقه كثر محبوه و آنست النفوس به] . ٣١
آنكس كه نيك خوى باشد دوستانش بسيار شده وانسانها به او خو گيرند].

٢ آثار و فوائداخروى :
ديگراز آثاراخلاق نيكواينست كه مرگ را برانسان شيرين مى كند و حيات پس از مرگ را با سعادت و رستگارى همراه مى سازد ما بچند روايت اشاره مى كنيم :

زدودن لغزشها:

عن ابيعبدالله - عليه السلام - قال:[ ان الخلق الحسن يميث الخطيئه كما تميث الشمس الجليد]. ٣٢
[خوى نيكو خطا را ذوب مى كند آنچنان كه خورشيد يخ را].

علو درجه :

قال رسول الله - صلى الله عليه و آله:[ ان العبد ليبلغ بحسن خلقه عظيم درجات الاخره و شرف المنازل وانه لضعيف العباده وانه ليبلغ بسوء خلقه اسفل درك جهنم وانه لعابد]. ٣٣
بنده بوسيله خلق نيكويش به بالاترين منزلت ها و عظيم ترين درجات آخرت مى رسد گر چه در عبادت سست و ناتوان است . و با خوى بدش بقعر جهنم مى افتد گر چه بسيار عبادت كرده است .

بار يافتن در جوار قدس اله

قال رسول الله - صلى الله عليه و آله[ - اوحى الله تعالى الى ابراهيم : يا خليلى حسن خلقك ولومع الكفار تدخل الابرار فان كلمنى سبقت لمن حسن خلقه ان اظله فى عرشى وان اسكنه حظيره قدسى وان ادنيه من جوارى] .
[خداوند به ابراهيم وحى كرد:اى خليل خويت را نيكودار حتى با كفار تااز نيكان گردى چه اينكه كلمه ( اراده ) من براين قرار گرفته آنكس كه نيك گرداند خويش را سايه افكنم او را در عرشم و اسكان دهم در بهشتم و نزديك گردانم در جوارم] .

٢ سوءخلق :
آنگاه كه انسان به طواف برگرديت درونى ( هوا و هوسها) سرگرم گردد و در نتيجه از تعاليم ارز آفرين اسلام غافل مانده واز مسير كمال اخلاقى وانسانى دورافتد ضد ارزشها و سيئات اخلاقى بر وى هجوم آورده واو رااز هر طرف احاطه خواهد نمود. دراين هنگام چنانچه شخص از مستى اين سرگرمى بهوش نيايد و خويش را در تابش پرتو فروغ فرهنگ اسلام و برنامه نجات بخش معصومين - عليهم السلام - قرار ندهد رفته رفته قلبش به تسخير صفات ضدانسانى در آمده و در نهايت مظاهر وجودى اش جلوه گاه راذائل اخلاقى و صفات ناپسند شيطانى خواهد گرديد.اين حقيقتى است كه در تك تك رذائل جارى است چه اينكه گاه ممكن است شخص از سوى يك رذيله اخلاقى مود هجوم قرار گيرد و گاه از سوى دو و يا بيشتر و بيشتر...

و براين اساس كه يكى از شيوه هاى موثر در بيان تفهيم معانى اين است كه در كنار بيان يك موضوع نقطه مقابل آن نيز معرفى گردد (چنانكه گفته شده است : تعرف الاشياء باضدادها) ما نيز دراينجا بمعرفى سوء خلق پرداخته بدان اميد كه اين شيوه در بهتر آشكار گرديدن حقيقت و گوهره حسن خلق موثرافتد.

الف - نكوهش سوا خلق :
همانگونه كه هرانسانى به مقتضاى طبيعت خود محاسن اخلاقى را - هر چند فاقد باشد - نيك دانسته و بدانها علاقمند مى باشد همينسان ذاتاز از خلق و خوهاى ناپسند - هر چند متصف به آن باشد - تنفر داشته و آن را بد مى شمارد.اين يك امر وجدانى و براى همه قابل درك است .اما در ميان آنچه مهم مى باشد اين است كه انسان درصحنه زندگى با روى آوردن به هوا و هوسهاى شيطانى پا روى طينت پاك خود نگذاشته و آن را در لابلاى غبار تمايلات و تعلقات مستور ندارد.

ازاين روى اگر در تعاليم تربيتى اسلام اينهمه به محاسن اخلاقى ارجن نهاده شده واز طرف ديگر مى بينيم شديدترين نكوهش ها و مذمت ها از سوء خلاق به عمل آمده است بدين خاطراست كه علاوه بر آثار نيك و بدى كه بر هر يك مترنب است (كه بتنهائى مى تواند منشا آن ارج واين نكوهش گردد) مطابق با مقتضاى سرشت انسانى انسان نيز مى باشد. ٩

با دريافت اين حقيقت در مى يابيم كه چون كمال طلبى درانسان پويش و جويش درونى است لذا توجه بامور فطرى و تلاش در جهت شكوفائى آنها در پرتو دستورات و فرامين شرع نقش اساسى در خودسازى و كمال يابى دارد.

اينك احاديثى چند در نكوهش سوء خلق متذكر مى شويم :

١ قال اميرالمومنين - عليه السلام : سوءالخلق شرقرين. ٣٥
[سوء خلق ناپسندترين همراه است] .

٢ قال رسول الله - صلى الله عليه و آله:[ من سعاده المرء حسن الخق و من شقاوته سوءالخلق] . ٣٦
[نيك خوئى از خوشبختى انسان و بدخوئى از نگون بختى اوست] .

٣ قال على - عليه السلام:[ - من سائت سجيته سرت منيته] . ٣٧
[ هر كس بدخوى باشد مرگ او مردم را شادگرداند].

٤ قال صلى الله عليه و آله:[ان جبرئيل الروح الامين نزل على من ند رب العالمين فقال : يا محمد عليك بحسن الخلق فان سوءالخلق ذهب بخيرالذنيا والاخره] . ٣٨
[جبرئيل امين از جانب پروردگار بر من فرود آمد و فرمود:اى محمد بر تو باداخلاق پسنديده چرا كه خلق زشت محو كننده نيكيهاى دنيا و آخرت است] .

٥ قال على - عليه السلام:[ - تجنب من كل خلق اسوئه و جاهد نفسك على تجنبه فان الشر لجاجه] . ٣٩
[ از بدترين هر خلقى دورى نماى و نفست را براى پيكا با آن مجهز ساز چه اينكه زشتى خيره سرى است] .

ب - پيامدهاى سوء خلق :
از آنجا كه سرنوشت اخروى انسان در گرواعمال و رفتارى است كه در طول حيات خويش انجام مى دهد و نيزاز طرف ديگر دانستيم اعمال و رفتار نيك و بداو برخاسته و منبعث از صفات و خلقيا روحى و درونى مى باشد. بدينسان نتيجه مى گيريم كه روحيات واخلاق ويژه هر فرد هم در زندگى اين جهانى او تاثير داشته و هم در حيات پس از مرگش بنابراين اگر مى بينيم در روايات براى هر يك از حسن خلق و سوء خلق آثارى - اعم از دنيوى واخروى - بيان گرديده است امرى مبهم نبوده و با دقت در زندگى و سرنوشت انسانهاى نا متخلق - كه چگونه عرصه زندگى بر آنها تنگ گشته و در نهايت كارشان به چه فلاكت و هلاكتى منجر شده است و در مقابل انسانهاى متخلق از چه موفقيتها و گشايشهائى بهره مندند - حقيقت اين امر محسوس مى گردد. بدين روى همانگونه كه براى محاسن اخلاقى آثارى بيان نموديم براى روشن گرديدن حقيقت مذكور نيز به برخى از آثار سوء خلق اشاره مى كنيم :

١ آثار و پيامدهاى دنيوى :
زندگى محنت بار و ناخوش آيند:

عن اميرالمومنين - عليه السلام:[ - سوءالخلق نكدالعيش و عذاب النفس] . ٤٠
[بد خلقى تلخى و ناگوارى زندگى و نيز شكنجه و آزار نفس است] .

اضطراب و تنهائى :

عن اميرالمومنين - عليه السلام:[ سوءالخلق يوحش النفس و يرفع الانس] . ٤١
[بدخلقى نفس را بوحشت انداخته و همدمى رااز بين مى برد].

قال على - عليه السلام:[ - من ساء خلقه اعوزه الصديق الرفيق] . ٤٢
[آن كس كه بد خوى باشد دوست و همراهى نخواهد يافت] .

غم واندوه :

[سئل عن اميرالمومنين - عليه السلام - عن ادوم الناس غما قال : اسوتهم خلقا]. ٤٣
[درباره كسانى سئوال شده كه هميشه غمزده اند حضرت فرمودند: بدخوى ترين ايشان است] .

٢ پيامدها و عواقب معنوى :

تباه كننده ايمان و عمل :
[عن ابى عبدالله - عليه السلام :ان سوءالخلق ليفسدالايمان كما يفسداخل العسل] . ٤٤
[بدخلقى ايمان را تباه مى كند آنچنانكه سر كه عسل را].

[عن ابيعبدالله - عليه السلام - : قال:[ ان سوءالخلق ليفسدالعمل كما يفسدالخل العسل] . ٤٥
[بدخلقى عمل را تباه مى كند آنچنانكه سركه عسل را].

[قيل لرسول الله - صلى الله عليه و آله ان فلانه تصوم و تقوم الليل و هى سيئه الخلق توذى جيرانها بلسانها فقال : لاخيرفيها هى من اهل النار]. ٤٦
[به پيامبر عرض شد: شخصى روز را روزه دار و شب را بعبادت مى گذراند اما بدخوى بوده و با زبانش همسايه ها را مى آزارد. حضرت فرمودند: هيچ خيرى دراو نيست اوازاهل دوزخ است] .

ناموفقيت در توبه :

[قال رسول الله - صلى الله عليه و آله ابى الله بصاحب الخلق السيئى بالتوبه فقيل يا رسول الله و كيف ع ذلك ؟ قال : لانه اذا تاب من ذنب وقع فى اعظم من الذنب الذى تاب منه] . ٤٧
[خداوند شخص بدخوى رااز تو به محروم مى گرداند عرض شد: چرا؟ حضرت فرمودند: زيرا بدخوى هر گاه از گناهى توبه كند گرفتار گناهى بزرگتراز آن مى شود].

دورى از پروردگار:

[من وصيه رسول الله - صلى الله عليه واله - لابى ذر: يااباذر لايزال البد بزداد من الله تعالى بعدا ما ساء خلقه] . ٤٨

[ از وصاياى پيامبر - صلى الله عليه و آله - به ابى ذر:اى اباذربنده تا آن هنگام كه بدخوى باشد دورى اواز خداوند همواره زياد مى گردد].

٣ آثار و پيامدهاى اخروى :
هلاكت در قعر جهنم :

[قال رسول الله - صلى الله عليه و آله ان العبد ليبلغ من خلقه اسفل درك الجهنم] . ٤٩
[بنده بسبب اخلاق نكوهيده اش بقعر جهنم افكنده مى شود].

فشار قبر
عبدالله بن سنان ازامام صادق - عليه السلام - نقل مى كند كه حضرت فرمودند: به پيامبراكرم - صلى الله عليه و آله - خبر رسيد كه سعد بن معاذاز دنيا رفت پيامبر - صلى الله عليه و آله - واصحاب برخواسته و بطرف خانه او رفتند حضرت امر فرمودند بدون سعد را غسل و كفن نمودند و سپس بطرف قبرستان حركت كردند پيامبر - صلى الله عليه و آله - با پاى برهنه و بدون عبااو را مشايعت نمودند گاهى طرف راست و گاهى طرف چپ تابوت رابدوش مى گرفت تا جنازه را كنار قبر آوردند حضرت خود شخصا داخل قبر رفت و جسد سعد را در قبر گذارد و با دست خود سنگ قبر را چيد و آن را هموار و محكم نمود... پس از آنكه كار دفن سعد تمام شد مادر سعد كه در كنار قبرايستاده بود با صداى بلند گفت :

يا سعد هنيئا لك الجنه (اى سعد بهشت بر تو گوارا باد).

دراين هنگام پيامبر - صلى الله عليه و آله - كه صداى او را شنيد باو فرمود: ساكت باش درامرى كه مربوط به پروردگاراست با قاطعيعت سخن مگوى زيرا هم اكنون سعد دچار فشار قبر گرديد. پس از مراجعت از قبرستان مردم به پيامبر عرض كردند شما نسبت به جنازه سعداحترام بسيار كرديد و درباره او رفتارى نموديد ك هبا هيچكس ديگر چنين رفتارى نكرديد حضرت فرمودند: آنچه من در تشييع سعدانجام دادم تاسى به فرشتگان و جبرئيل بود كه دراين تشييع حضور داشتند اصحاب عرض كردند بااين وصف چگونه فرموديد:

ان سعدااصابته ضمه (سعد دچار فشار گرديد)؟!

حضرت صادق - عليه السلام - مى فرمايد: پيامبر در جواب فرمودند: [نعم انه كان فى خلقه مع اهله سوء].

(آرى زيرا سعد بااهل خانه اش اندكى بدخوى بوده ). ٥٠

آنچه دراين نوشتار گفته آمد بررسى اى بوداجمالى در شناخت و درك اهميت اخلاق در روايات معتبر معصومين - عليهم السلام اميد آنكه با توجه بدين اعتقاد حقه كه :

[...فازمن تمسك بكم ... و هدى من اعتصم بكم ... بكم يسلك الرضوان] ٥١.

اين سخنان انسان ساز باب پند و هدايت فلاح و رستگارى را بر ما بگشايد.

[والسلام]

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى ها
٢. سلام بر شماامامان و راهنمايان طريق هدايت و چراغهاى تاريكيهاى امت و پرچم داران تقوى و پرچم داران تقوى و فضيلت . سلام بر راهنمايان طريق رضا و خشنودى حضرت احديت و تمام شيفتگان در عشق و محبت خداوند. شهادت مى دهم كه بدون ترديد شماامامان پيشوايائى راهنما راهدان داراى عصمت و گرامى و مقرب در نزد خدا واهل تقوى و صدق هستيد. و چون چنين است كه داراى كمالات والا مى باشيد سخنانتان نور و روشنائى و دستوراتتان كمال واندرزتان پروادارى و كارهايتان نيكوئى و راه رسم هميشگى شما نيكوئى و بخشش مى باشد

١.براى نمونه عنوان چند مورد را ذكر مى كنيم : ١ رفتار على عليه السلام با عمر بن عبدود. ٢ رفتار على - عليه السلام با خوارج در جنگ صفين . ٣ برخوردهاى سياسى على عليه السلام - با معاويه . ٤ رفتار و گفتار على - عليه السلام - باابن ملجم و ...

٣. كيمياى سعادت ج . /٠٥/٢

٤. محجه البيضاء ج . ٥.٩٤.

٥. مراجعه شود به مقاله شماره قل .

٦. مقدمه مكارم الاخلاق .٨ - سفينه البحار ج ١.٤١١.

٧. محجه البيضاء ج . ٥ .٩٠ الترغيب والترهيب ج ٣ .٤٠٦ - كنزالعمال ج ٣ حديث ٥١٤.

٨. غررالحكم چاپ دانشگاه ج ٣.٣٩٣.

٩. خصال صدوق[ ره] .٢٩ ج ١٠٢.

١٠. خصال صدوق[ ره] .٣٠ ج ١٠٦ - مشكوه الانوار.٢٢٣.

١١. بحارالانوار ج ٧١.٣٨٥.

١٢. مجموعه ورام ج ١.٨٩.

١٣. سوره قلم /٠٤/

١٤. محجه البيضاء ج ٥.٩١ - كنزالعمال ج ٣٠ ح ٥١٩٧.

١٥. محجه البيضاء ج ٥.٩٢.

١٦. صحيفه سجاديه دعاء مكارم الاخلاق .

١٧. بحارالانوار ج ٧١.٣٩٦ ح ٨٠.

١٨. مستدرك سفينه البحار ج ٣.٣٤٢.

١٩. مصباح الشريعه (چاپ مكتبه الصدوق ) ص ٣٣٨ باب ٦١.

٢٠. نهج الصباغه ج ٩.٤٦٠.

٢١.اخلاق محتشمى .٢٤٩ اسرارالشريعه .١١٦.

٢٢.اصول كافى ج ٢ ح ٥ باب حسن خلق .

٢٣. همان مدرك .

٢٤. روضه كافى .١٥٠.

٢٥. مشكاه الانوار چاپ نجف ٢٤٣ امالى شيخ طوسى ج ٢.٢٠٩.

٢٦. سفينه البحار ج ١.٤١١.

٢٧.اصول كافى ج ٢ باب حسن خلق ح ٨.

٢٨. سفينه البحار ج ١.٤١١.

٢٩. علل الشرايع ج ٢.٢٤٦ - غررالحكم ج ٦.٣٩٩.

٣٠. كنزالعمال ج ٣ ح ٥١٥٨.

٣١. غررالحكم ج ٥.٤٥١. ٣٢.اصول كافى ج ٢ باب حسن خلق ح ٧.

٣٣. كنزالعمال ج ٣ ح ٥١٤٩.

٣٤. همان مدرك ح ٥١٥٩.

٣٥. غررالحكم ج ٤.١٣١.

٣٦. مستدرك الوسائل ج ٢.٨٣.

٣٧. غررالحكم ج ٥.٢٧٢.

٣٨. وسائل الشيعه ج ٨.٥٧١.

٣٩. غررالحكم ج ٣.٣١٤.

٤٠. غررالحكم ج ٤.١٥٠ - ميزان الحكمه ج ٣ ح ٥٠٩٠.

٤١. همان مدرك ص ١٥١ - همان مدرك ح ٥٠٩١.

٤٢. غررالحكم ج ٥.٤٦٢.

٤٣. مستدرك الوسائل ج ٢.٣٣٨.

٤٤.اصول كافى ج ٢ باب سوء خلق .

٤٥. همان مدرك - كلمه الله .٢٢١.

٤٦. بحارالانوار ج ٧١.٣٩٤.

٤٧. بحارالانوار ج ٧٣.٢٩٩ ح ١٢.

٤٨. طرائف الحكم ج ٢.٢٩٩.

٤٩. بحارالانوار ج ٥.٩٣.

٥٠. بحارالانوار ج ٧٣.٢٩٨.

٥١. زيارت جامعه كبيره .