نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - نگاهى به اجتهاد تشيع خونين
نگاهى به اجتهاد تشيع خونين
در شماره گذشته بحثى بنام[ خون حوزه جارى در جبهه] را مطرح كرديم و رسالتى را كه اين مشعلداران راستين مكتب بدوش كشيده اند چه با قلم و چه با خون ترسيم نموديم اما واقعيت آنست كه حوزه هاى علميه را نمى توان در زمان معاصر خلاصه كرد و در شرايط كنونى تنها ترسيم نمود.
ازاينرو لازم ديديم كه تاريخچه اين حركت را با تاريخ خونين پيوند دهيم واين داستان حماسى را كه برخاسته از تعاليم ائمه معصومين [ ع] است از چشمه ساران آن آغاز و ويژگى چنين اجتهادى را تبيين كنيم باشد كه مااز پويندگان وادامه دهندگان راه آنان باشيم .
وظيفه مشعلداران
پيامبران براى كرامت واصالت بخشيدن به انسانيتهاى جاويد قد برافراشتند و همه جااين وظيفه را نيك به انجام رساندند رسالتى كه نخستين گام آن آگاهى بخشى و بيدارگرى بود بيدارى درون و بيدارى برون آگاهى به آزادسازى درونى و آزادسازى برونى .تااز درون به انسانيت خود پى برند وارزشهاى والا را بيابند كه با دريافت[ من عرف نفسه فقد عرف ربه] ١اعتقاداصولى و جزمى شخصيت خود را بنانهند در آنصورت ارزش هاى انسانى بر درون آنان حاكميت يابد واز بردگى درونى رهايى يابند و هرگز آنان و خواسته ها و تمايلات درونى بر آنان حاكم نگردد چه در آنصورت است كه انسان به آزادى درونى رسيده و[ حريت] اصيل و نخستين را باز يافته است .
بيدارى بيرونى جهت اطلاع از شرايط و موقعيت جهان و آنچه بر انسانيت انسان در طول تاريخ گذشته است از ستمگريها زورگوئى ها دروغ ها قلدرى ها استثمارها و محروميت طبقه اى واشرافيت گرهى ديگر كه اينها همگى نياز به آگاهى و چگونگى رهايى از آن دارد و پيامبران بيدارگرانى دلسوز براى اين هدف مهمند. چون تا مردم بيدار نشونداستعدادهاى آنان برانگيخته نمى گردد:[ و يثيررا لهم دفائن العقول] ٢ وارزشها را نمى شناسند.
دانشمندان دين كه وارثان اين رسالتند ٣ به شهادت تاريخ همين راه را در پيش گرفته اند و همه اين سختيها را بر خود هموار كرده اند. آنان بخشى و نگهبانى از دين و مشعلدارى هدايت و پاسدارى ازارزشهاى جاويد را وظيفه خويش فرض كردند.
براى تاييداين سخن كه وظيفه دانشمندان دين مشعلدارى و آگاهى بخشى است به رواياتى چند بسنده مى كنيم :
[ ١عن النبى[ ص] :ان مثل العلماء فى الارض كمثل النجوم فى السماء يهتدى بها فى ظلمات البثر والبحر]... ٤
دانشمندان در زمين همانند ستارگان در آسمانند همچنانكه ستارگان راه ياب و نور بخش انسانهايى است كه در خشكى و دريا كمك مى گيرند دانشمندان هدايت گرانى چنينى هستند.
[ ٢عن الامام الباقر[ ع] :العالم كمن معه شمعه تضى للناس فكل من ابصر شمعته دعا له يخير كذالك العالم مع شمعه تزيل ظلمه الجهل والحيره]... ٥
دانشمندان همانند شمعى است كه به مردم خود روشنائى مى بخشد آنان كه چشم باز كنند وازاو بهره جويند به خوبى ها خوانده مى شوند از اينرو اين دانشمنداست كه با روشنائى خود تاريكى نادانى و سرگردانى را مى زدايد.
[ ٣عن الامام اميرالمومنين على[ ع] : و مااخذالله على العلماء ان لايقاروا على كظه ظالم و لاسغب مظلوم]... ٦
خداونداز دانشمند پيمان گرفته است كه هرگز به سيرى ستمگر و گرسنگى مظلوم آرام نگيرند.
بنابراين وظيفه مشعلداران بيدارگرى آگاهى بخشى مبارزه با ستمگرى وايجاد شرايط مناسب براى عروج انسانيت انسان واصالت بخشيدن به انسانيتهاى جاويد و نزديك شدن به خداست .
تاريخچه اين حركت
بررسى و مطالعه دقيق تاريخ زندگى پيامبراكرم وامامان شيعه اين امر را روشن مى كند كه سراسر زندگى آنان همه تلاش و كوشش در راه آگاهى بخشيدن و هدايت و نجات دادن مردم خويش بوده است . دوران بيست و سه ساله بعثت پيامبر گوياى اين واقعيت است كه حضرتش در راه تحقق آرمانهاى الهى از هيچ كوششى دريغ نورزيد واز هيچ رنجى نهراسيد و هيچ مانعى او راازاهدافش باز نداشت .
او رسالت خود را تبليغ كرد مكارم اخلاق را به بشر آموخت .سنن و حقوق واخلاق اسلامى را نشر داد و بالاخره در راه حفظ اين آرمان جان سپرد.
زندگى پررنج و مخاطره على [ع] نيز گواه اين حقيقت است كه براى تحقق بخشيدن به عدالت چه سختى ها كه تحمل نكرده و در شرايط مختلف از شيشير زدن و نه گفتن و ايستادگى به خاطر گسترش و حفظ مكتب چه گرفتارى ها را كه بر خود هموار نكرد.
و چنين است زندگى امام حسن مجتبى و درگيريهاى او با معاويه و تجهيز سپاه و مبارزه مخفى و در نهايت شهادت . و همينطور زندگى امام حسين[ ع] وامام سجاد و ديگرامامان شيعه كه در حقيقت اين ٢٥٠سال دوره ستيزيدن با بيداد و گراييدن به دادگرى و گسترش فرهنگ ناب و خالص و تحقق نظام اسلامى بود.
واكنون اين رسالت رسالت پيامبران وامامان معصوم به عالمان ربانى اين وارثان به حق ارث رسيده است . ميراثى كه سراسر جنبش و جهاد و حركت است .
ميراثى كه براى پاسدارى از فرهنگ اصيل اسلامى و تبيين آن بوده است . در آنصورت است كه گاه بايد تلاش و كوشش براى عرضه صحيح فرهنگ اسلامى و شيعى باشد و گاه حماسه ها واقدام ها و كوبيدن جباران و فروافكندن ستمكاران واينها همه ادامه همان راه است .امام صادق در روايتى مى فرمايد :
[رحم الله قوما كانوا سراجا و منارا كانوا دعاه الينا با عمالهم و مجهود ظاقتهم] ٧
خداوند رحمت خويش را نصيب كسانى كند كه مانند چراغ فروزان و مشعل سوزان راه ديگرى را روشن ساختند و با كردار خود مردمان را به راه ما فرا خواندند و با تمام توان و قدرت عملى خود حق را شناساندند.
آرى فقهاء عالمان دين چنين اند كه با كردار خويش چراغ و راهنمائى هستند كه درس علم آگاهى شهامت ساده زيستى پاسدارى از فرهنگ مبارزه با ستم و ستمگرى مبارزه با فقر و محروميت را نشان داده اند آرى[ الفقهاءامناءالرسول] ٨ عالمان دين امانتداران فرستاده خدايند. واگر چنين نباشد فقه واجتهادارزشى ندارد اگراجتهادى در آن تقوى و عمل نباشد تخلق باخلاق الله نباشد اجتهادى[ علوى] و شيعى نيست .امام صادق[ ع] مى فرمايد:
[لا ينفع اجتهاد لا ورع فيه] ٩
آن اجتهاد و كوششى كه آن پرواپيشگى نباشد بى فايده است .
ويژگيهاى اجتهاد
١ تعبد دراصول
در حقيقت يكى ازاصلى ترين ويژگى اجتهاد خونين تعبد به اصولى است كه اجتهاد شيعه را ممتاز مى گرداند.اصولى كه در منابع فه و شيوه استنباط احكام و كيفيت بهره بردارى از آن منابع تعيين شده است .
به عبارت ديگر اجتهادى مورد تاييداست كه از منابع فقه (كتاب سنت اجماع و عقل ) برخاسته باشد واز طريق قياس واستحسان و برداشت هاى گمانى وظنى نباشد رد فروع به اصول و تطبيق اصول بر فروع باشد و همانطوريكه ازائمه معصومين نقل شده است باشد:
[عليناالقاءالاصول و عليكم التفرع] ١٠
اجتهادى باشد كه با توجه به رشد و تكامل آن از زمان ائمه[ ع] تا شرايط حاضر برخاسته از شيوه اى باشد كه از حركت آغازين آن شروع شده است .
اجتهادى كه از آغاز توسط صحابه ائمه چون حسن بن محبوب احمد بن ابى نصر بزنطى حسين بن سعيداهوازى فضل بن شاذان نيشابورى و يونس بن عبدالرحمن در دوران ائمه در شكل ساده آن شروع گرديد و سپس توسط محدثينى چون شيخ صدوق و محمد بن بعقوب كلينى منظم و باب باب شد و پس از آن توسط اصحاب فتوايى چون على بن بابويه قمى اسكافى وابن عقيل شيخ مفيد سيد مرتضى علم الهدى تكامل گرديد و شيخ طوسى بزرگ مقام آنرا بگونه اى[ مبسوط] كرد و پايه هاى فقه تطبيقى را (خلاق ) در آن بنا نهاد. و همينطور يكايك اجتهاد گرانى كه پس از شيخ طوسى هر يك تحول نوينى را در فقه بوجود آوردند تا نوبت به شيخ انصارى محقق سترگ رسيد واز آن به بعد تا عصر كنونى كه اجتهاد به دست امام بزرگوار خمينى بت شكن و رهبر مستضعفين جلوه اى ديگر گرفت .
بنابراين چنين اجتهادى مورد نظراست كه دراين سلسله قرار گرفته ابشد اجتهادى كه اساس آن از آغاز و پيوسته مباحثش بر واقعيات زندگى مردم بنا شده است منتها با داورى شريعت و عرضه آن به اصول چهارگانه فقه و به تعبير شهيد صدر كه در مورد فقه صاحب جواهر مى نويسد:
كتاب فقهى جواهر در حقيقت شرحى كامل از روايات كتب اربعه مى باشد ولى نه شرحى كه روايات كتب اربعه را يكى يكى تشريح كندَ بلكه اين كتاب روايات كتب اربعه را بر طبق نايزهاى زندگى تشريح مى نمايد. كتاب بيع كتابه حباله كتاب احياء موات كتاب نكاح هر يك ازاين كتاب ها در زمينه خريد و فروش قراردادهاى است گردآورى كرده شرح مى دهد آنگاه آنها را با همديگر در مساله مورد نظر مقايسه مى كند واز مجموعه آنها نظريه فقهى رااستخراج مى نمايد زيرا تنها دانستن معناى روايت مطلوب كافى نيست هيچ گاه معناى يك روايت به تنهايى و با وضع انفراديش ما را به حكم شرعى راهنمايى نمى كند. وقتى ما به حكم شرعى دست مى يابيم كه مجموعه اى از رواياتى كه مى تواند راهگشاى ما به سوى يك حكم ازاحكام يا يك باب ازابواب زندگى باشد را بررسى كرده باشيم واز طريق اين بررسى گسترده يك نظريه رااز مجموع روايات آن باب نه فقط از يك روايت آن استخراج كنيم١١ .
٢ مجهز بودن به دانش روز
هر مكتبى و مذهبى نمى توانداز تحولات و دگرگونيهاى زندگى وافكار و نيازهاى بشرى و تحولات فرهنگ فاصله بگيرد زيرااين فاصله گرفتن به معناى پاسخ ندادن و منزى شدن و خروج از پهنه عملكرد و نفوذاست .
علماى آگاه اسلام در روزگاران گذشته كوشيده اند تا به هراندازه اى كه ممكن است از پديد آمدن اين فاصله در قلمرو مسائل زمان خود جلوگيرى كنند.
اجتهاد گران براى استنباط احكام شرعى واستخراج احكام در مصاديق كلى و رسيدن به مفاهيم مسائل مستحدثه نياز به آگاهى و مجهز بودن به دانش روز را دارند ١٢ چنانكه دانشمندان دين براى تببين فرهنگ اسلامى چنين نيازى را دارند. و بدون شك پاسخ گويى به نيازهاى عصر حاضر و حل مشكلات اجتماعى سياسى واقتصادى جامعه بدون آن ممكن نيست . شيخ طوسى[ ره] در آغاز[ تلخيص الشافى] مى گويند:
[ كان شيوخنا - رحمهم الله المقدمون منهم و المتاخرون ... بلغواالتهابه فى استقصاء مااقتضت ازمنتهم من الادله والكلام على المخالفين فاته قد تجدد من شبهات القوم ما يحتاج معها الى ترتيبات اخر].
[علماى بزرگ ما خداى آنان را بيكران رحمت خويش غرق سازد چه آنان كه در قديم بوده اند و چه آنان كه سپس آمدند همه درباره پيدا كردن دليلهاى زمان پسند و آنچه طبيعت زنان اقتضا مى كرده است تا نهايت درجه ممكن كوشيده اند و پيش تاخته اند و در برابر ديگران موضع آگاهانه داشته اند. چون همواره شبهه ها و مسائل تازه اى القاء مى شده است .ازاينرو آنان آگاهيها و دليلهاى تازه اى براى حقانيت حق عرضه كرده اند] ١٣ .
استاد شهيد مطهرى در مقاله حق عقل دراجتهاد درباره آگاهى به علوم اجتماعى و نقش آن مطالبى را طرح و در پايان چنين مى گويد:
[چون دامنه تعليمات اسلام به همه شئون زندگى بشر كشيده شده واز طرفى روى اصل معروف عدليه مى دانيم كه اين تعليمات گزاف و على العمياء نيست بلكه واقعياتى در نظر گرفته شده و براساس آن واقعيات تنظيم شده است پس به طور قطع اگر ما آن واقعيات را كه تدريجا به مرور قرنها مطالعه و به صورت علومى مدون در آمده بشناسيم واز نزديك با آنها آشنا باشيم بهتر مفهوم و مظور و مقصود زمان وحى را درك مى كنيم همانطوريكه نظيراين را دراخلاق والهيات ديده ايم١٤]
بنابراين مجهز بودن به دانش روز و آگاهى از تجربيات دانشمندان در طى قرن در كليه علومى كه مربوط به انسان مى باشد مجتهد را در چگونگى استنباط احكام از منابع فقه كمك مى دهد واو را دراستخراج و بهتر عرضه كردن آن به نسل حاضر يارى مى رساند. دراينصورت روشن مى گردد كه اجتهاد تشيع در تاريخ بر دوش مشعلدارانى آگاه و روشن ضمير آشنا با واقعيات زندگى و جامعه خود حمل مى شده است و گرنه نمى توانسته به اين پربارى و شكوفائى هم اكنون طرح گردد
در پايان اين بخش لازم است به اين نكته مهم واساسى اشاره شود كه وجود چنين ويژگى دراجتهاد كه موجب تكامل و رشد گرديده است در صورتى مى تواند ادامه داشته باشد كه در آينده از تحرك و پويايى لازم برخوردار باشد تكامل كه از متن منابع فقه و برخاسته از شيوه هاى عملى چون صاحب جواهرها و شيخ انصارى ها باشد.
دراين مقال جاى بررسى از كيفيت تحول فقه از هزار و اندى سال پيش تا شرايط حاضر نيست كه چگونه فقه از كيفيت بسيار ساده و محدود به گستردگى و عمق كنونى رسيده است امااين رشد و تحول جز در سايه پوياى فقه شيعه و تعاليم ائمه معصومين و تطبيق با ضرورت ها و نيازهاى فورى و حيات جامعه نبوده است . شهيد محمد باقر صدر در كتاب [مقدمات فى التفسيرالموضوعى] به اين نكته اشاره مى كند وى پس از بيان ضرورت پژوهشى و بررسى هاى موضوعى چنين مى گويد
بحث هاى فقهى ما نيزامروزبايد گسترش يابد و در مورد مباحث موضوعى ما به تحقيقات جديدى به طور افقى و عمودى هر دو نيازمنديم زيرا به همان دليل كه گفتيم روش موضوعى از واقعيات زندگى شروع مى گردد و سرانجام به احكام شرعى منتهى مى شود واين روش معمول علماء و فقهاى ما بوده و پيوسته مباحث خود رااز واقعيات زندگى مردم گرفته و به داورى شريعت عرضه كرده اند درست واقعيت هاى زندگى به صورت معاملات روزمره مانند جعاله مضاربه مزارعه و مساقات روى آنها عكس العمل مى گذاشته تا حكم آن را از ماخذ شرعى استنباط كنند واز ديدگاه الهى قانون مناسب آن را بيان دارند.
البته بايد به اين موضوع توجه شود كه روش موضوعى فقه احتياج به گسترش افقى دارد زيرا هر چند علماى ما در طول قرن هاى متمادى پيوسته تحقيقات خود را براساس روش موضوعى انجام مى داده اند و با همت والاى خود كليه نيازهاى واقعى بشر رااز جهان خارج گرفته حكم آن رااز شرع استنباط مى نمودند ولى از آنجا كه ابعاد زندگى انسان با گذشت زمان و پيچيدگى تمدن رو به فزونى نهاده لازم است پژوهشى هاى موضوعى فقهى نيز همراه با گسترش نيازهاى زندگى آن را تعقيب كند و به مسائل خود دراين زمينه گسترش دهد.
كار تحقيق مسائل فقهى از واقعيت هاى عينى شروع مى شود منتها نه با آن محدوديت هايى كه در
زمان شيخ طوسى يا محقق حلى اعلى الله مقامها - بود زيرا واقعيت هاى زندگى آنها فقط مى توانست نيازهاى زمان خود آنها را كفايت كند و براى زمان ما مسائل آن زمان كافى نيست . مثلا معاملاتى از قبيل اجاره مزارعه مساقات و مضاربه نشان دهنده بازار هزار سال يا هشتصدسال پيش است حال آنكه درهاى بازارامروز به روى معاملات ديگر وانواع روابط اقتصادى جديد گشوده شده و دراين زمينه پيچيدگى در معاملات و روابط اقتصادى پديد آمده است.
فقه امروز بايد همانگونه كه در دست دانشمندان گذشته عمل مى شد يعنى هر چه در زندگيشان پديد مى آمد فقه روى آن عكس العمل نشان مى داد تا حكمش راازاين دراستخراج كند در دست دانشمندان زمان ما نيز بايد بطورافقى مسائل روزمره را مورد تحقيق و بررسى قرار داده حكم آن راازاصول كلى اسلام استنباط كند تااز لحاظ افقى نيز گسترش لازم را پيدا كند.
امااز لحاظ عمودى نيز بايد همين روش موضوعى در فقه مورد تعقيب واقع شود تا دامنه تحقيقات فقهى نفوذ و گسترش پيدا كند يعنى بايد بيشتر در ژرفاى مسائل فقهى فرو رفته بطور عمودى كار شود تا نظريه هاى اساسى در فقه كشف گردد] ١٦ .
بنابراين اگر سخن از تحول در فقه كنونى مى باشد نه بمعناى دگرگونى ماهوى و تغيير در منابع و چگونگى استنباط احكام مى باشد بلكه تحول نسبت به نيازها و خواسته هاى جامعه بشرى و جوابگويى فقه اسلامى - شيعى نسبت به آن مى باشد. والبته اجتهاد خونين قدرت جوابگويى چنين نيازهايى را دارد چنانكه شيخ طوسى ها و محقق ها و علامه حلى ها و شيخ انصارى هاانجام دادند.
٣ تعهد و مسئوليت
ويژگى ديگراجتهاد تشيع احساس مسئوليت و تعهد وانجام مرزبانى است .
عالمان دين و مجتهدان در طول تاريخ پاسداران ارزشهاى جاويدان بوده اند زيرا پس از رسيدن دوره غيبت كبرى عالمان آگاه و متعهد شيعى خويشتن را با مسئوليت سنگينى روبرو مى ديدند اين مسئوليت سنگين كه همان حفظ دين خدا بود در سطح عملكرداجتماع و سياستها و قدرتها و سطح نشر و تعليم وانتقال فرهنگها و هم در سطح حفظ آن در ذهن جامعه و در دل و قلب مردم و هم در سطح نگاهبانى حقوق آنان تحقق مى پذيرفت .
چنين احساس تكليف در ميان ساير مذاهب و ملل اسلامى و در ميان دانشمندان آنان وجود نداشت و دست كم با آن فراگيرى و گستردگى كه از تعاليم انسان ساز و خونين امامان شيعه باشد وجود نداشت .
اما تاريخ شيعه اكنده ازاين حماسه ها و شهادت هااست كتاب[ شهداء الفضيله] علامه امينى سرگذشت بخشى ازاين احساس تعهدها و فداكارى ها است . و روشن است كه چنين احساس تعهدى ابعاد گوناگونى داشته باشد: حريت و آزادگى وايستادگى در برابر ستمگران پاسدارى از فرهنگ شيعه مبارزه باانحرافات و بدعتها مبارزه بااجحاف ها و تضييق حقوق مالى طبقه محروم . ١٧ كه اينها همه و همه از سراخلاص و تعهد بوده است .
آرى عالمان راستين مجتهدان وارثان پيامبر از چنين ويژگيهايى برخوردار بودند.
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
١. بحارالانوار ٢.٣٢ از[ مصباح الشريعه] بنقل ازالحياه /٠١
٢. نهج البلاغه خطبه ١ اختيارالانبياء.
٣.ان العلماء ورثه الانبياء اصول كافى ج ١.٣٢.
٤. منيه المريد/١٢.
٥. بحارالانوار ج /٠٤/٢
٦. نهج البلاغه خطبه ٥٢.
٧. تحف العقول .٢٢١.
٨.بحارالانوار ج ٧٠.٢٩٧ به نقل از ميزان الحكمه ج ٢.١٤٧.
١٠. روايت فوق ازامام رضا[ ع] نقل گرديده است اما روايت ديگرى ازامام صادق باين عبارت نقل شده است :
انما علينا نلقى اليكم الاصول و عليكم ان تفرعوا. بحارالانوار ج ٢.٢٤٥ به نقل از سرائر ميزان الحكمه ج ٢.٢٩٤.
١١. سنت هاى تاريخ در قرآن .٨٩ دفترانتشارات اسلامى .
( ٢٠ )
١٢. آگاهى به زمان براى مجتهد در موارد فوق به عنوان اولى آن بود زيرااگر مجتهدى سرمايه دارى را نشناسد مفهوم بيمه را نداند بانكدارى را نداند چگونه مى تواند حكم كلى در مورد آن استنباط كند و در موارد عنوان ثانوى كه بسيار روشن است . كه مرجع فقيه بدون آگاهى از مسائل مستحدثه و جريان امور در خارج هرگز نمى تواند حكمى را اعلام كند. ج
١٣. تلخيص الشافى به نقل و ترجمه از شيخ آقا بزرگ . نوزده دفتر نشر فرهنگ اسلامى .
مجموعه مقالات .٧٣ چاپ دفترانتشارات اسلامى .
١٥. مقصوداز گسترش در بحث هاى افقى موضوعى بررسى آن عده از مسائل واحكامى است كه در گذشته مطرح نبوده است ولى در روابط متقابل زندگى امروز سخت مطرح شده است فقهاى شيعه ازاين گونه موضوعات به مسائل مستحدثه تعبير مى كنند و غالبا در ملحقات رسائل خود فصلى جدا يا تحت عنوان ياد شده رساله ويژه اى براى آن صادر مى كنند. ١٤.
و نيز مقصوداز گسترش در بحث هاى عمودى ژرف نگريهايى است كه در زمينه مبانى و حكمت هاى بسيارى ازاحكام اسلامى مطرح است و نيز علل وضع قوانين از ديدگاه عينى و واقعى نه از طريق فلسفه بافى و نيز يافتن ملاك ها وارزشهايى كه شارع مقدس اسلام راضى به ترك آنها نيست .
١٦. سنت هاى تاريخ در قرآن شهيد محمد باقر صدر .١٠٠ چاپ دفتر انتشارات اسلامى .
١٧. چنانكه درباره سيدشرف الدين آن دانشمند دلسوز نوشته شده است كه يكى از مبارزات مردمى واسلامى وى درگيرى او با مالكين و زمينداران بوده است . شرف الدين .١٩٢ دفتر نشر فرهنگ اسلامى