نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - حوزه هاى علميه پس از انقلاب

حوزه هاى علميه پس از انقلاب


هيئت تحريره مجله[ حوزه] خدمت حضرت آيت الله موسوى اردبيلى رئيس ديوانعلى كشور رسيدند ايشان ضمن تقدير تشكر از دست اندركاران مجله و تجليل ازاهدافى كه[ حوزه] آن را تعقيب مى كند سخن از تحولات پس ازانقلاب اسلامى در حوزه هاى علاميه آوردند از ايشان خواسته شد با توجه به تجربياتى كه در حوزه علميه قم در زمينه مسائل فرهنگى دارند سخنانى را براى خوانندگان مجله بيان كنند.

جناب آقاى موسوى با همه گرفتارى كه داشتند سخنان مبسوطى رادر ضرورت گزينش پس از پيروزى و لزوم برنامه ريزى وايجاد برنامه هاى خودسازى واستعداد سنجى بيان فرمودند ضمن تشكرازايشان كه درعوت ما را پذيرفتند اين سخنان را به لحاظ اهميتى كه دارد تقديم خوانندگان مى كنيم .

حوزه هاى علميه پس ازانقلاب

ضرورت گزينش طلبگى پس از پيروزى

من كليات را عرض مى كنم دراول نحوه ورودانسان ها به محيط حوزه است يك مقدار شرايطى بايد در آن جا حكمفرما باشد درسابق چون حوه جذبه نداشت روحانيت انگيزه قوى هم نداشت همه آدمها را به دور خود جمع مى كرد. هر كس كه به سوى روحانيت مى آمد مجاهداتش را قبلا مى كرد. آن وقت ها طلبگى سختى داشت فشار داشت مدرك نداشت ارزش استخدامى نداشت مشترى بازار نداشت كسى كه به طلبگى رو مى آورد انگيزه اش خود به خود سالم بود.

اماامروز مسئله خيلى اهميت دارد بنابراين اگر آن روز لازم نبود ما گزينش داشته باشيم يعنى خيلى لازم نبود اماامروز به همان نسبت ضرورى شده است .امروز ضدانقلاب به همان نسبت ممكن است بيايد. انگيزه هاى مختلفى ممكن است افراد را جذب كند. بنابراين امروز هم اگر قرار باشد گزينش در كار نباشد صحيح نيست . مرحوم آيه الله العظمى بروجردى - رحمت الله عليه - گاهى به مناسبت هايى مى فرمودند: روحانيت در بى دروازه است . هر كه مى خواهد مى آيد نه حسابى است و نه محاسبه اى . و لذااشكالاتى ايجاد مى شد در آن وقت ايشان ضرورت گزينش طلبگى و نظم پذيرى حوزه رااحساس مى كردند.

برنامه ريزى صحيح و جامه
مساله ديگر مساله برنامه ريزى صحيح و جامع از روز نخست طلبگى تا مراحل عالى اتس .

الف : آشنايى بااجمال فقه در حد رساله قرائت و تجويد قرآن ترجمه و تفسير.

لازمه ورود به حوزه تحصيل آگاهى از فقه به مقدار رساله خوانى است . مردم مراجعه مى كنند و مسئله مى پرسند بايد بداند و عوضى نگويد.

ب : قرآن خوانى بلد باشد. روخوانى اش را بداند. يك مقدار تجويد در حد واجبات را بداند. و بعد هم مفردات قرآن را ياد بگيرد. يااين را مى شود براى بعد هم گذاشت . يعنى بفهمد كه قياس معنايش چيست .اين طور چيزها...

ب : تلاش در راه تصفيه اخلاق و كسب معنويت
طلبه ازاول بايد مقيد به اخلاق باشد اگر بگويد:امروز درس مى خوانم فردا مى خواهم عمل بكنم فردا عمل نخواهد كرد.

يك نمونه براى شما عرض بكنم از آنهايى كه خيلى موفق بودند. شما همه مى شناسيد وقتى كه در مدرسه فيضيه بود ما هم بوديم ايشان مقيد به آداب شرع بود شايد همه شب يااكثر شب ها بعداز نصف شب چراغ حجره ايشان روشن بود يادم مى آيد در آن وقت تدريس مطول مى كرد. واين حالت معنوى راايشان داشت تا شب مرگ . كه من داستانى رااز خانم ايشان شنيدم كه : شب قبل از شهادت مرحوم استاد مطهرى را ديدم قبل از وقتى كه هر شب براى نماز بر مى خاست . با قدمهاى بلند توى اطاق راه مى رفت من بيدار شدم مثل اين كه بنظر مى آمد مثلا قدمش را به زمين مى كوبيد. بعداستاد مطهرى گفت : من در خدمت حضرت امام خمينى در مسجدالحرام بوديم پيغمبراز بيت خارج شد و طرف ما آمد و من ديدم طرف من مى آيند به احترام حضرت امام خمينى گفتم يا رسول الله :ايشان آقاى خمينى هستند آقازاده شما فرزند شما.

حضرت پيامبر به طرف امام توجهى فرمودند. و بعد مرا به سينه اش چسبانيد و لب هاى مباركش را گذاشت روى لب هاى من .استاد مطهرى مى فرمودند: تو دست بزن . ببين الان من حرارت لبهاى پيامبر را حس مى كنم .ايشان تا شب شهادتش اين حالت الهى را داشت .اين انسان مهذب است .

من در حوزه نديدم اشخاص غير مقيد به آداب شرعى موفق باشند بالاخره در وسط راه در يك جا مى مانند.اين تجربه بود براى ما.

طلبه بايدازاول بكوشد نه اين كه تهذيب را بگذارد براى بعد بگويد: حالا من درس مى خوانم بعد آدم خوبى مى شوم نه بايدازاول متشرع باشد منضبط باشد منظم باشد. آدم شلوغ آدم نامنظم نمى تواند موفق باشد.

ج : آشنايى گسترده با معارف اسلامى
طلبه بايد ذى فنون باشد كارى بكند و كارهايى بكند حالا مى خواهد فقيه باشد فقه مى خواهد مفسر باشد تفسير مى خواهد. نويسنده باشد قلم مى خواهد. گوينده باشد بيان مى خواهد.اما چقدر خوب است طلبه به هر جايى سر بزند واز هر گلزارى گلى بچيند.اين جوراشخاص جامع خيلى خوبند تفسير دارند فقه دارند بيان دارند قلم دارند شعر دارند قصه دارند.

د: يكى از مسائل اين است كه طلبه ها بايد نيروى خود را بسنجند هدف خود را زمان تحصيلى و مكان تحصيلى خود را بسنجند ممكن است كسى باشد كه مى خواهد فقط دو سه سال تحصيل كند و عائله سنگين دارد و بعداز آن نمى تواندادامه تحصيل بدهد در عين حال مى آيد حوزه برنامه اى كه پانزده سال بيست سال داره را همان برنامه را شروع مى كند. ببيند در همان الفباى برنامه اش اشتباه است هنوز هيچى نخوانده است سه سال تمام شده است حال آنكه همين فرد مى تواند قرآن را با معنايش ياد بگيرد رساله را ياد بگيرد مقدارى از تاريخ را بداند تا در صورتى كه بر مى گردد به اندازه سه سال مفيد باشد دراين باب سخن بسياراست .

در همين جا لازم است كه افراد خود رااستعداد سنجى كنند ببيند براى چه كارى در حوزه مفيد هستند. آن وقت ها ما حساب مى كرديم در هر چند سال يك بار كه چى شديم ؟ بايداين استعدادها را آزمايش كنيم يك مرتبه بعداز سى سال معلوم مى شود بنده خدا دراين مسيرافتاده است كه اگراين شخص مبلغ بود خيلى كار مى كرد يااگر يكى ديگراز كارها راانجام مى داد بهتر موفق بود.

يك گروهى بايد باشند كه طلبه ها رااز لحاظ استعداد تحصيلى بسنجند يا حداقل طلبه خودش به اين فكر بيفتد در ميان طلبه هااين جورافراد هستند كه استعداد خود را تشخيص مى دهند يا ديگران را ارشاد مى كنند. واصولا طلبه بايد برود و خودش را نزد خبره عرضه كند. ما در آن وقت مدتها فكر مى كرديم . كى به ما بگويد تو به درد حوزه مى خورى يا بدرد حوزه نمى خورى . فكر مى كرديم پيش كى برويم استعدادمان را عرضه كنيم كه دلسوز هم باشد دو سه روز براى ما وقت تلف كند...

اين امر يكى از كسرى هاى حوزه است . طلبه نيازهاى زيادى دارد. طلبگى همه اش درس خواندن نيست . نيازهاى روحى دارد. بايدافرادى باشند كه به طلبه ها سر بزنند طلبه ها مسائلى دارند فكرهايى دارند. بتوانند آن مسائل و فكرها را بااو در ميان بگذارند.

ه :انتخاب كتب درسى با توجه به استعدادافراد
مساله ديگرانتخاب كتب درسى است .اگرانتخاب باشد نتيجه خوب مى گيرد. چقدراستعدادها در همين عدم حسن انتخاب ها ضايع مى شود.اصول فقه بخوانم يا قوانين . معالم جديد بخوانيم يا معالم قديم رسائل بخوانم يا خلاصه اى كه بر آن نوشته شده است اين ها براى طلبه مطرح است .

بعضى ها هستند مطول را بايد خوانند نه تنها مختصر حاشيه را چون ذوقش را دارند. خيلى خوب استفاده مى كنند.از لحاظ تبليغى و نويسندگى . بعضى ها نمى توانند چنين باشند و بايد همان مختصر را بخوانند.

و: جايگزين كردن كتب درسى
يكى ديگراز مسائل ضرورى جايگزين كردن كتب درسى جديد به جاى كتب تحقيقى اى است كه در سابق تدريس مى شد.

البته مسائل درون كتاب هاى درسى را ديگر شما مى دانيد كه براى تحقيق نوشته شده و اين كتاب ها درسى نيست اين را مى آورند بحث مى كنند!

بايد رشته هاى تحصيلى مشخص شود چه رشته هايى لازم است .اين جور نباشد كه يكى بگويد مااحساس مى كرديم زبان خارجه را بخوانيم . و ديگرى آنراانكار كند يك خاطره اى نقل كنم . ما در آن وقت هاانگليسى مى خوانديم پيش يك استاد سابقه دار. در وقت نماز مغرب و عشاء وقتى كه اين درس را مى خوانديم هر روز مى رفتيم و بر مى گشتيم دراين مسير دهها و صدها برخورد مى شد. هر كس يك سلام مى كرد واشكالش اين بود كه انگليسى مى خوانديم . ما پنهان مى كرديم و گرنه غوغايى مى شد انفجار مى شد. من يادم مى آيد درس كفايه مى گفتيم . مقاله را براى مجله نوشتم يكى گفت تو برو دنبال روزنامه نويسى . تو چه كار به اين كار دارى ؟ و اما همه چيز فراموش شد.الحمدالله اين جو زمان شكست .

بنابراين بايد رشته هاى تحصيلى مشخص شود امااز آنها هم غفلت نشود و طلاب خود را بان مجهز كننداميدوارم همگى موفق باشيد.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته .