نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠

شيوه نويسندگى و نگارش


در شماره سوم مجله[ حوزه] وعده داده بوديم كه درباره[ ماخذ و منابع در نگارش و نويسندگى] بحث كنيم .اين وعده بتاخيرافتاده ولى فراموش نشده بود.ازاين رو در آغازاين مقاله به آن اشاره خواهد شد سپس درباره نقطه گذارى و علامات آن بحث خواهيم نمود.

منابع و ماخذ نويسندگى در كجاست ؟
همانطور كه اشارت رفت چون استعداد نويسندگى فطرى است يا كسبى منابع و ماخط هم يا طبيعى است يا غير طبيعى .

منابع طبيعى چيزهائى است كه در دور و بر ما هر لحظه خودنمائى مى كند: آسمان پر ستاره جبال برهنه يا پر درخت و سبزه برگ درخت جنگل و جويبار و طاووس و هزاران مظهر ديگراز مظاهر طبيعت .

مولا على[ ع] خطبه خاصى درباره خلقت و عجايب طاووس فرموده است مطالعه كنيد ١ .اين خطبه معجزه بلاغت است آدمى را به اين حقيقت معترف مى سازد كه مولا على[ ع] به هر چه نگريسته با ديده عبرت و دقت نگريسته و هر چه را توصيف مى كند صفات مومنان و منافقان را با دقت شگفت انگيزى بيان مى نمايد. پرهيزگاران را آن چنان وصف مى فرمايد كه [ همام] شنونده آن بيانات نقش بر زمين مى شود... .

آرى همه چيز مى توان نگريست و مى توان آنها را وصف كرد. بايد ديد نگرنده و ناظر كيست ؟ و وصف كننده در چه حدى از بلاغت و فصاحت سخن مى گويد يا مى نويسد.

نه هر كه طرف كله كج نهاد تند نشست

نه هر كه چهره برافروخت دلبرى داند نه هر كه آينه سازد سكندرى داند هزار نكته باريكتر ز مواينجاست نه هر كه سر بتراشد قلندرى داند
مرحله ديگراين است كه بايد بدانيم از چه كتابهايى و چگونه بهره ببريم ؟

همانطوريكه براى طالب علم آشنائى با قرآن و تفاسير معتبر آن و نهج البلاغه و شروح مختلف آن و صحيفه سجاديه و شروح و ترجمه هاى آن در درجه اهميت است . آشنائى با سيره هاى نبوى و تاريخ اسلام و مقدارى تاريخ جهان و حتى جغرافياى جهان مقدارى جامعه شناسى اديان و جامعه شناسى عمومى ضرورت دارد. آشنائى باامهات كتب ادبى مانند تذكره الاولياء شيخ عطار قابوسنامه تاريخ بيهقى كه از لحاظ نثر بسياراستوار و جزيل هستند و كتاب اسرارالتوحيد و گلستان سعدى و نشات قائم مقام فراهانى و نثرهاى معاصر ضروراست.

خواندن كتابهايى كه در زير نقل مى شود بسيار لازم است :

١ آئين نگارش : حسين سميعى

٢ آيينه : محمد حجازى

٣ آزادى و تربيت : دكتر محمود صناعى

٤افكار جاويد: غلامرضا واحدى

٥انديشه : محمد حجازى

٦ به دنبال سايه هما: دكتر محمدعلى اسلامى ندوشن

٧ درباره زبان فارسى : دكتر پرويز خانلرى

٨ در نقد وادب : ترجمه دكتر على شريعتى

٩ زيبائى : دكتر رضا كاويانى

١٠ زيبائى شناسى در هنر و طبيعت : علينقى وزيرى

١١ ستارگان سياه : سعيد نفيسى

١٢ كاروان حله : عبدالحسين زرين كوب

١٣ صورخيال در شعر فارسى : محمدرضا شفيعى كدكنى

١٤ سخن سنجى : لطفعلى صورتگر

١٥ سرود جهشها:استاد محمدرضا حكيمى

١٦ شعر بى دروغ شعر بى نقاب : زرين كوب

١٧ايران رااز ياد ببريم : محمدعلى اسلامى ندوشن

١٨ روش نويسندگان بزرگ معاصر: دكتر حسين رزمجو

١٩انشاء و نويسندگى :احمداحمدى بيرجندى

٢٠ايام حبس : على دشتى

٢١ آيين سخنورى : محمدعلى فروغى

٢٢اعتماد بنفس : ترجمعه على دشتى

٢٣ بسوى سيمرغ : نعمت الله قاضى (شكيب )

٢٤ پانزده گفتار: مجتبى مينوى

٢٥ دانش و هنر: دكتر محسن هشترودى

٢٦ داستان راستان : شهيد مرتضى مطهرى

٢٧ درياى گوهر: دكتر مهدى حميدى

٢٨ روح ملتها: ترجمعه احمد آرام

٢٩ كوير: دكتر على شريعتى

٣٠ معراج السعاده : علامه نراقى

٣١ فن نگارش : دكتر محمد جعفر محجوب

٣٢قصص قرآن : صدر بلاغى

٣٣ مكتبهاى ادبى : دكتر رضا سيدحسينى

٣٤ خسى در ميقات : جلال آل احمد

٣٥ نقدادبى (٢ جلد): دكتر عبدالحسين زرين كوب

٣٦ مقدمه اى بر رستم واسفنديار: شاهرخ مسكوب

٣٧ سوگ سياووش : شاهرخ مسكوب

٣٨ يكى بود يكى نبود: سيد محمدعلى جمالزاده ٢

نقطه گذارى و علامات آن[ اعجام - سجاوندى]
اكنون وارد بحث[ علامات نقطه گذارى] مى شويم : [نقطه گذارى] از مسائلى است كه امروز در كتابها و مطبوعات مورد نياز است و دانستن آن براى همه نويسندگان بطور عموم و براى ويراستاران بطوراخص ضرورت دارد.

[نقطه گذارى] اگر چه در سالهاى اخير دراثر شيوع زبانهاى خارجى در كشوراسلامى ما و فن ترجمه در مطبوعات كشور به تقليداز زبانهاى بيگانگان رايج شد و در نتيجه اصطلاحات مربوط بدان نيز هنوز به همان صورت اروپائى معمول است اما شك نيست كه(اعجام و سجاوندى) در تاريخ اسلام سابقه اى چند صد ساله دارد.

تقيد به درست و آرام خواندن (ترتيب ) و تجويد و قطع و وصل كلمات و حروف و فهم و درك كلمات الفاظ و معانى قرآن كريم كه منشا ظهور و بروز بسيارى از علوم و معارف و حتى هنرهاى تزيينى شده است مسلمانان را از آغاز وحى و ثبت و كتابت آيات مباركات قرآن وادار كرده است كه راه و روش درست خواندن و درست نوشتن و ضبط كتاب آسمانى را فرا گيرندچنانكه[ نخست قواعد ساده و بسيطى براى زبان عربى به دستوراميرالمومنين على عليه السلام و با كوشش پى گير[ ابوالاسود دتلى] تاسيس شد و همين ابوالاسود براى نخستين بار دست اندركار اعراب گذارى خط (حروف و كلمات ) قرآن شد ٣ .

پس ازاعراب گذارى قرآن كريم مبتنى بر مواضع كلمات در جمهل ("نحو) نوبت به اعجام و نقطه گذارى رسيد.اعجام يا نقطه گذارى براى جدا كردن حروف متشابه مانند: (ب - ت - ث ) يا (ج - ح - خ ) و مانند اينها لازم بود زيرااعجام عجمه و گنگى وابهام رااز حروف همانند دور كرد و با نقطه گذارى آنها را مشخص ساخت . و به همين جهت حروف معجمه حروفى هستند كه نقطه دارند واز حروف مهمله كه نقطه ندارند ممتاز مى باشند. مورخان اسلامى از دو نفراز شاگردان[ ابوالاسود] به نام يحيى بن يعمر و نصر بن عاصم ليثى نام مى برند ه كاراعجام را در اصلاح شيوه نگارش قرآن يكى بعداز ديگرى دنبال كرده اند واين امر در زمان حكومت عبدالملك و حجاج بن يوسف حاكم عراق صورت گرفته است .

موضوع ديگر سجاوندى يا نقطه گذارى PUNTUATION ) است كه در سالهاى اخير رواج يافته است .اين

مطلب نيز كه از آن تعبير به (سجاوندى ) در نگارش مى شود[ منسوب به سجاوند و نام كتابى در علم و قرائت است كه در آن علامت اوقاف را نقطه هاى طلا گذارند و به همين جهت سجاوندى كردن منقش كردن كتاب است با طلا و سرخى] . ٥

دانشمندان علم قرائت قرآن بتدريج علاماتى براى وقفهاى قرآن ابتكار كرده اندو كتابهاى مهمى درباره وقوف و شرح موارد وقف در قرآن نوشته اند كه ما تنها به ذكر نام يك تن از آن دانشمندان يعنى [ ابوالفضل محمد بن ابويزيد طيفور غزنوى از علماء علم قرائت در قرن ششم هجرى] اكتفا مى كنيم . منظوراز ذكراين مختصراشاره به سابقه اين مواضيع در تاريخ تمدن باشكوه اسلامى بود كه از هر جهت پربار و مشعشع بوده و هست .

بازگرديم به بحث نقطه گذارى در زبان فارسى .

علاماتى كه براى نقطه گذارى هم اكنون در زبان فارسى بكار مى رود عبارتنداز:

١ ويرگول ( )علامت مكث و وقف كوتاه .

٢ پوئن ويرگول يا نقطه ويرگول (;) علامت مكث و وقف متوسط.

٣ دو نقطه (:) علامت بيان و شرح مطالب .

٤ علامت پوئن يا نقطه (.) علامت وقف كامل .

٥ [گيومه] علامت نقل قول .

٦ علامت تعجب يا تحسين يا تمسخر (!).

٧ علامت پرسش (؟).

٨ پرانتز يا دو كمان ().

٩ قلاب يا كروشه .

١٠ تيره يا خط- براى فاصله .

١١ سه نقطه تعليق (....) براى نشان دادن دنباله دار بودن مطلب .

پيش از شرح موارد ياد شده خوب است به اين نكته توجه داشته باشيم همچنان كه رها كردن نشانه هاى نقطه گذارى باعث التباس و خلط و مبهم بودن مطالب مى شودافراط در نقطه گذارى نيز باعث دردسر و سردرگمى خواننده مى گردد! در هر حال درين امر نيز بايد حد تعادل را حفظ كرد.

١ ويرگول در موارد زير بكار برده مى شود:

الف - در جائى كه اسم يا عبارتى بدل يا عطف بيان است براى اسم يا ضمير يا...

مانند: تهران پايتخت ايران مركز فعاليت هاى علمى و صنعتى كشور ماست .

محسن پسر عموى شما جوانى است دانا و فهميده .

ما جوانان اسلامى هرگز راضى به ذلت نخواهيم شد.

ب - در جائى كه چند كلمه يا عبارت كوتاه به يكديگر عطف شوند. درين قبيل موارد كلمات نخستين را با (ويرگول ) و آخرى را با (واو عطف ) مى آوريم . مانند: كتابخانه اتاق كار زير درختان كوى و برزن و بيابان براى انديشيدن مناسب است .

قلم كاغذ يادداشت و كتابهايم را آماده كرديم .

ج - براى جدا كردن اجزاء كلام جهت تسهيل در خواندن و تفهيم مطلب . مانند:اين نشانه ها بطور كاملتر از زبانهاى اروپائى وارد خط فارسى شده است ...

يا: شادروان مطهرى استادى لايق فيلسوفى روشن انديش محققى پركار واسلام شناسى دلسوز بود.

د قيدها و عبارتهاى قيدى كه غالبا دراول جملات مى آيندبا ويرگول از بقيه جمله جدا مى شوند. مانند:

آخرالامر محسن سخن مرا پذيرفت .

به محض فرا رسيدن تابستان به مسافرت خواهم رفت .

ه - جمله هاى معترضه را با (ويرگول ) در دو طرف از بقيه جمله جدا مى كنند. مانند:

عيسى على نبينا و عليه السلام مردگان را به اذن خدا زنده مى كرد.

٢ پوئن ويرگول (;) يا نقطه ويرگول نيز علامت وقف و مكث است منتهى طولانى تراز ويرگول . نقطه ويرگول در موارد زير بكار برده مى شود:

الف - بعداز جمله هاى ناقص كه پيوسته به جمله هاى بعدى است . مانند: اگر درس بخوانى در آينده موفق خواهى شد.

ب براى جدا كردن اجزاء كوتاه جمله (ويرگول ) واگر مفهوم جمله تغيير كرد با (نقطه ويرگول )از بقيه جمله جدا مى شود. مانند:

زمان مى گذرد ما نيز مى گذريم تنها نيكيها و بديها پايدارمى مانند.

آنچه مى دانيم قطره است اما آنچه نمى دانيم اقيانوس است .

٣ دو نقطه (:) در موارد زير بكار برده مى شود:

الف - در مورد شرح جزئيات و مشخصات چيزى يا كسى يا كارى . مانند: در دانشكده ادبيات و علوم انسانى دروس زير تدريس مى شود:

١ادبيات فارسى ٢ادبيات عرب ٣ تاريخ و جغرافيا ٤ زبانهاى خارجى.

سعدى در كتاب گلستان مى گويد: هرچه نپايد دلبستگى را نشايد.

ب براى نقل شاهد مثال مانند:

قيدها در آغاز جمله قرار مى گيرد. مانند:

حتما شما را ملاقات خواهم كرد.

٤ نقطه يا پوئن . نقطه علامت مكث و وقف كامل است و در پايان جمله قرار داده مى شود. مانند:

حسن به بازار رفت .

٥ گيومه - در موارد زير بكار برده مى شود:

الف - براى نقل قول از كسى يا كتابى مانند:

مولوى مى گويد: [از محقق تا مقلد فرقهاست].

ب - براى نوشتن برخى ازاصطلاحات و عناوين مانند:

من[ اكسيراعظم] را نمى شناسم .

مقاله شما را تحت عنوان: [راه بهشت] خواندم و لذت بردم .

ج - در جايى كه نويسنده نمى خواهداصطلاحى را كه به نظرش نادرست است بپذيرد. مانند:

سخنان استاد رااز نوار[ پياده] كردند.

٦ علامت تعجب (!).

اين علامت در پايان جمله هايى كه تعجب آور يا تحسين انگيز و يا مسخره است بكار برده مى شود. مانند:

آمدى . وه ! كه چه مشتاق و پريشان بودم !

اين دهكده عجب هواى لطيفى دارد!

چه خط زيبايى !

مرااز شر آدم يك كتابه برهان !

خدايا!

٧ علامت پرسش (؟).

براى سئوال كردن بكار برده مى شود. مانند: كتابى كه به تو دادم مطالعه كردى ؟

- مى خواهم براى رفع خستگى به شيراز بروم .

تو كه خسته نيستى ؟

- درست راه اينجا تا شيراز خسته ام خواهد كرد!

٨ پرانتز يا دو كمان () در موارد زير بكار برده مى شود:

الف - در مواردى كه به توضيحى احتايج باشد. مانند:

ائمه اطهار[ ع] احكام را يااز راه الهام (نه وحى كه خاص پيغمبر است ) مى گرفتند يااز راه فرا گرفتن از پيغمبر[ ص] يا معصومى ديگر.

بعداز قتل عثمان (٣٥ هجرى ) مردم بااميرالمومنين على عليه السلام بيعت كردند.

ما جوانان اسلامى هرگز راضى به ذلت نخواهيم شد.

ب - در جائى كه چند كلمه يا عبارت كوتاه به يكديگر عطف شوند. درين قبيل موارد كلمات نخستين را با (ويرگول ) و آخرى را با (واو عطف ) مى آوريم . مانند: كتابخانه اتاق كار زير درختان كوى و برزن و بيابان براى انديشيدن مناسب است .

قلم كاغذ يادداشت و كتابهايم را آماده كرديم .

ج - براى جدا كردن اجزاء كلام جهت تسهيل در خواندن و تفهيم مطلب . مانند:اين نشانه ها بطور كاملتر از زبانهاى اروپائى وارد خط فارسى شده است ...

يا: شادروان مطهرى استادى لايق فيلسوفى روشن انديش محققى پركار واسلام شناسى دلسوز بود.

د قيدها و عبارتهاى قيدى كه غالبا دراول جملات مى آيندبا ويرگول از بقيه جمله جدا مى شوند. مانند:

آخرالامر محسن سخن مرا پذيرفت .

به محض فرا رسيدن تابستان به مسافرت خواهم رفت .

ه - جمله هاى معترضه را با (ويرگول ) در دو طرف از بقيه جمله جدا مى كنند. مانند:

عيسى على نبينا و عليه السلام مردگان را به اذن خدا زنده مى كرد.

٢ پوئن ويرگول (;) يا نقطه ويرگول نيز علامت وقف و مكث است منتهى طولانى تراز ويرگول . نقطه ويرگول در موارد زير بكار برده مى شود:

الف - بعداز جمله هاى ناقص كه پيوسته به جمله هاى بعدى است . مانند: اگر درس بخوانى در آينده موفق خواهى شد.

ب براى جدا كردن اجزاء كوتاه جمله (ويرگول ) واگر مفهوم جمله تغيير كرد با (نقطه ويرگول )از بقيه جمله جدا مى شود. مانند:

زمان مى گذرد ما نيز مى گذريم تنها نيكيها و بديها پايدارمى مانند.

آنچه مى دانيم قطره است اما آنچه نمى دانيم اقيانوس است .

٣ دو نقطه (:) در موارد زير بكار برده مى شود:

الف - در مورد شرح جزئيات و مشخصات چيزى يا كسى يا كارى . مانند: در دانشكده ادبيات و علوم انسانى دروس زير تدريس مى شود:

١ادبيات فارسى ٢ادبيات عرب ٣ تاريخ و جغرافيا ٤ زبانهاى خارجى.
ابوريحان بيرونى خوارزمى (٣٦٢٤٤٠) دانشمند جليل القدراسلامى قرن چهارم هجرى است .

٩ قلاب يا كروشه در موارد زير بكار برده مى شود:

الف - وقتى در متن واصل كتاب نكته اى از قلم افتاده باشد سپس مصحح يا مولف بخواهد آن نكته را به متن بفزايد. مانند:

شيخ را گفت :از معاصى كدام بدتر؟

ب وقتى در متنى چيزى افزوده شود كه با روش جمله ناسازگار ولى ذكر آن ضرورى باشد. مانند:

وكيل نائين با حسرت گفت : چه خوب بود مردم مرا بيشتراز پيشتر مى شناختند. غخنده وكلا

١٠ تيره يا خط (-) براى مكالمه هاى دو نفرى يا چند نفرى بكار برده مى شود و معمولا سر سطر مى آيد مانند:

- عجله كن كه قطارالساعه مى رود.

- كجا مى رود؟ بليت پيش من است !

ب گاه براى جدا كردن ارقام واعداد و كلمات و حتى جمله ها نيز بكار برده مى شود. مانند:

٥ چهار مقاله نظامى عروضى (ص ٣٦٤٠).

قطار تهران اهواز.

نابرده رنج گنج ميسر نمى شود. - سعدى

١١ سه نقطه تعليق (...) در موقعى بكار مى رود كه مطلب دنباله دار است ولى ذكر آن مورد لزوم نيست . مانند:

اخبار كشور ما حاكى است كه ايثارگران جبهه حق عليه باطل چندين كيلومتر در خاك عراق پيشروى كرده اند و...

دنباله دارد

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى ها
١. حضرت در بخشى ازاين خطبه مى فرمايد: [و من اعجبها خلقا الطاووس الذى اقامه فى احكم تديل و نضدالواته فى احسن تنضيد]...

از شگفترين مرغها در آفرينش طاووس است كه خداوند آن را در استوارترين ميزان آفريد و رنگهايش را در نيكوترين ترتيب منظم گردانيده... نهج البلاغه صبحى صالح خطبه ١٦٥.٢٣٦.

٢. معرفى كتابهاى فوق با توجه به جنبه ادبى آنها بوده و تاييدى بر مندرجات و مولف كتاب نمى باشد.

٣. دكتر سيدمحمد باقر حجتى سيرى در تاريخ اصلاح شيوه نگارش قرآن مجله مقالات و بررسى ها دفتر ١٦٣٢٦٢٥.

٤. ر.ك : ماخذ قبل ص ١٦٩.

٥. فرهنگ نفيسى .