نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - اهميت نشر و تحقيق علوم دينى در نگاه آية الله العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى

اهميت نشر و تحقيق علوم دينى در نگاه آية الله العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى


از لابلاى متون
مواريث پرمايه و درس آموزى در لابلاى متون و كتابهاى ما نهفته است . وقتى انسان به گنجينه هاى كتابخانه ها و آرشيوها سر مى زند با موجى از تلاش علمى وانبوهى از تعاليم و معارف فكرى اجتماعى حقوقى و فلسفى روبرى مى گردد. با دست آوردهايى برخورد مى كند كه در عين كوتاهى و ايجاز در بستر زمانى خود بسيار بلند پرمايه و راهگشا بوده است .

يادآورى و عرضه اين نكات موجز و بليغ افزون بر پاس خدمات اسلاف و احياى مواريث فرهنگمان تعليم و عبرتى فرا راه زندگى و حركت امروز زمان خواهد بود.

همزمان با به قدرت رسيدن خاندان پهلوى ايران وارد مرحله جديدى از تاريخ شده بود.اين خاندان با جان و دل همه ظواهر تمدن اروپا را مى خريد. عقايد وايمان مردم مانند ساير شؤون زندگى دچاراضطراب و تشويش گرديد.از يك طرف دستگاه تبليغى مسيحيت با حمايت غرب به نام مدرسه بيمارستان و موسسات خيريه وسعه مى يافت واز طرفى مردمان هواپرست و شهوتران كه در برابر شعله شهواتشان عقايد وايمان جامعه را مزاحم مى ديدند به نام تجددخواهى و تمدن نظريات ناپخته فلاسفه مادى را با آب و تاب واستعمال لغات درشت در ميان جوانان ساده لوح بيش از آنچه خود صاحبان نظريه نظر داشتند ترويج مى كردند.

واز طرف ديگر اقليتهاى سياسى مه به نام دين تاسيس شده تا هميشه لايه هاى پوشالى در ساختمان اجتماعى ممالك اسلامى باشند كه هر وقت بناهاى كهنه كاراستعمارى بخواهند ساختمان را عوض كنند و نقشه را تغيير دهند با يك اشاره اساس را به هم بريزند و بااين انگشتهاى سياسى تغيير و تبديل آسان انجام گيرد.

در يك چنين بحران عظيمى كه براى عقايد و دين پيش آمده بود عده اى از علماء و رجال متدين كه حساسيت زمان را درك كرده بودند به فكر چاره چوبى برآمدند تا شايد بتوانند در ميان اين همه سروصداها و گرد و غبارها نداى حق را منعكس نمايند و نورايمان و فطرت را در دل نوباوگان اسلامى حفظ نمايند و در برابر تيرهاى شبهات جبهه بندى كنند. براى اين منظور انجمنهاى تبليغى تشكيل دادند. مرحوم حجه الاسلام حاج سيدابوالحسن طالقانى پدر آيه الله طالقانى و عده اى از همفكرانش از جمله كسانى بودند كه بيش از همه شوراين كار در سر داشتند و براى همين منظور امتياز مجله[ البلاغ] را گرفتند طليعه آن هم بيرون آمد كه متاسفانه از طرف حكومت پهلوى توقيف شد. نكته حائزاهميت اين است كه :اين فعاليتها از طرف علما و مراجع بزرگ آن زمان مورد حمايت و پشتيبانى مادى و معنوى قرار گرفت .اين خود بيانگر توجه آن بزرگان به مساله مهم تبليغ در شيوه هاى مختلف آن مى باشد.
آنچه در ذيل مى آيد نامه اى است از مرحوم آيه الله سيدابولحسن اصفهانى به مرحوم حجه الاسلام آقا سيدابوالحسن طالقانى در تاييد و پشتيبانى از فعاليتهاى تبليغى آن جناب و دادن رهنمودهايى در زمينه كارهاى تبليغى از نوع نويسندگى و نشر مجلات .از آن جا كه اين نامه حاوى نكات بسيارارزنده است و هم اكنون مى تواند براى نويسندگان مذهبى ما مفيد باشد عين آن نامه را كه مرحوم آيه الله سيد محمود طالقانى در مجله[ آئين اسلام] (پس از مطالبى در ترسيم وضعيت آن زمان كه ما گزيده آن را به عنوان مقدمه اين سند تاريخى آورديم .) منعكس كرده اند نقل مى كنيم :

بحق نامه داراى نكات ارزشمندى است كه دقت و تامل بيشترى را مى طلبد از جمله :

١.ارزش كار و تحقيق درباره مسائل اعتقادى و رفع شبهاتى كه در هر عصر و زمانى متوجه دين و عقايد مذهبى مردم مى شود. كار باارزشى كه موجب خشنودى امام زمان ( عج ) و مورد عنايت آن بزرگواراست واز مصاديق بارزيارى دين خدا: [ان تنصروالله ينصركم] چيزى كه متاسفانه امروز در حوزه هاى علميه كمتر مورد توجه قرار مى گيرد و فقه اكبر فداى فقه اصغر شده است .

٢.اهتمام به امر تبليغ به طورى كه مقام مرجعيت شيعه وقتى اطلاع پيدا مى كند در گوشه اى از كشوراسلامى حركت مثبتى در راستاى تبليغ دين قرار مى گيرد خود را موظف به حمايت و پشتيبانى از آن آن مى داند. وافزون بر تشويق و ترغيب دست اندركاران براى هر گونه كمك مادى و معنوى اعلان آمادگى مى نمايد و به اين اكتفا نكرده كه دست به قلم برده واز دادن رهنمودهايى در جهت پرثمر شدن كار دريغ نمى نمايد.

٣. ضرورت آمادگى كامل و تهيه مقدمات لازم جهت اقدام به نشر مطالب در زمينه معارف اسلامى از جمله :

الف .اطلاعات وسيع در زيمنه شبهائى كه در هر عصر و زمانى متوجه دين مى شود از طريق تهيه كتب و مجلات خارجى و داخلى بااستفاده از مترجمين ماهر و مطمئن براى آگاهى ازافكار و عقايد مخالفين در عصر حاضر. نه اين كه شبهاتى را كه قرنها قبل مطرح شده و كررا به آنها پاسخ گفته شده مجددا به عنوان مسائل كلامى واعتقادى مطرح شود و ازافكار وانديشه هايى كه هم اكنون عقائد نسل حاضر را تهديد مى كند غفلت شود.

ب . كسانى كه مىخواهند در زمينه تبليغ و نشر عقايد كار كنند، بايد افزون بر داشتن فضل و دانش لازم ، از روحيه تحقيق و تتبع برخوردار و در عقايد خود، از افراط و تفريط ، بدور باشند.

٤. توجه به نقش اساسى و زيربنايى اخلاص و توجه به خدا درامر تبليغ ( ان اجرى الا على الله ) واين كه اگر جنبه اخلاص قوى باشد با امدادهاى الهى ساير كاستيها و نواقص مرتفع مى شود ( الذين جاهد وافينا لندينهم سبلنا) مرحوم آيه الله طالقانى پس از آوردن اين نامه يادآورى مى كند چند نامه ديگر هم از جمله :از مرحوم آيه الله نائينى و آيه الله حائرى در رابطه با حمايت ازانجمنهاى تبليغى در دست است .ايشان درادامه سؤالى را مطرح مى كنند بدين قرار:

[با وجود چنين افكاراصلاحى بزرگ كه اين مراجع قرن اخير در سر داشتند چنانكه از نوشته ها و گفتارهايشان استفاده مى شود و با داشتن بودجه وامكانات مادى چرا وضع تبليغات ما اين اندازه اسفناك است ؟]

در پاسخ مى نويسد:
بسم الله الرحمن الرحيم
به عرض عالى مى رساند رقيمه شريفه كه حاكى از استقامت مزاج مبارك و كاشف از عوالم محنت واظهاراشتياق ملاقات بود عزوصول ارزانى داشت . موجب سرور وانبساط گرديد. عطف خاطر شريف اين حقير كه ملازم با مشموليت دعوات صالحه آن جناب است نعمت بزرگى است . وازاين كه براى شبهات معاندين دين و حفظ عقايد ضعفاء مسلمين بناى تاسيس مركزى در مدرسه مروى داريد كه مركب از فضلاء و صلحاء باشد بى اندازه مسرور شدم .البته به نحواكمل موجب سرور حضرت ولى عصر ارواحنا له الفداء خواهد بود.البته اين هيات مقدسه به عين عنايات خفيه و جليه آن حضرت و تاييدات الهيه جل شانه مستظهر خواهند بود:

[ان تنصرالله ينصركم و يثبت اقدامكم] و به مقتضاى : [ الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا]از عهده اين مطلب كما هوحقه خواهند بر آمد. لكن اين مطلب بزرگ محتاج است به :استعداد كامل و تركب از اشخاص فاضل متتبع مستقيم السليقه و كتب بسيار مجلات خارجه و داخله كه به السنه مختلف است و مترجمين صحيح العقيده . كه خداى نكرده اگر با استعداد ناقص و عدم تهيه اسباب علاف اين مطل شود نه واز عهده كما هو حقه بيرون نيايند معاندين شيرتر مى شوند.اگر چه گمانم آن است كه اگر تاسيس اين مركز با صدق نيت واخلاص و صفا و صدق و با نيت خالص شود حضرت حق جل و علا اسباب را به نحواتم واكمل فراهم آورد و نتيجه مطلوب به نحواتم واكمل حاصل شود. على اى حال جديت نماييد و به زودى داخل در مطلب شويد و حقير هم بر حسب وظيفه دينيه خود به مقدار مقدور مساعدت خواهيم كرد و هر مطلبى كه دخالت در تاييداين مطلب داشته باش واز حقير بر آيد اشاره فرماييد كوتاهى نخواهد شد. واگر فرصت و مجال باشد شايد يك دستورالعمل اساسى كلى براى دخول در مطلب عرض كنم كه پسند آن ذوات
مقدسه ايدهم الله تعالى باشد.ان شاءالله ملتمس دعا و مترصد بشارت سلامتى و مراسلات شريفه هميشه هستم .

السلام عليكم و رحمه الله و بركاته
الاحقر سيدابوالحسن الموسوى الاصفهانى
آنچه من كه مدتى در حوزه هاى دينى بودم فهميدم تذكر مى دهم با توجه به اين كه مراجع بزرگ به جزئيات امور متوجه بودند و براى پيشرفت دين حتى در سرزمينهاى غيراسلامى نظرياتى داشتند ولى هزار يك نيات آنها عملى نشد. ممكن است موانع زيادى در پيش بود. ولى به نظر من يكى از آن موانع بى توجهى دولت به امور روحانيت و دين مى باشد بلكه حكومت و سلطنت ايران دين و روحانيت را مزاحم مقاصداصلاحى به نظر خود! تشخيص داده بود. به اين جهت تا آن جا كه قدرت داشت از نفوذ دين مى كاست . مانع دوم كسانى هستند كه مانند موجودات طفيلى هميشه اطراف مراجع را براى استفاده هاى موقت و كسب حيثيت احاطه مى كنند و هراقدام اصلاحى را چون بر خلاف مصالح تشخيص مى دهند فلج مى نمايند. نوعا اين اشخاص مردمانى به ظاهر متدين و مقدس هستند كه واقعا دراشتباهند و يا مى خواهند عمدااشتباه كنند و خود را در موقعيت حساس واسطه بين مردم و مرجع قرار مى دهند و متدرجاانديشه هاى اصلاحى مراجع را خاموش مى نمايند.

من خود سالها به مرحوم آيه الله حاج شيخ عبدالكريم حائرى نزديك و باافكار بزرگ اين مرد آشنا بودم و مى ديدم چگونه اطرافيان او را مختنق كرده بودند و هنوز فراموش نمى كنم وقتى كه مى خواست سخنى بر خلاف ميل اين گونه طفيليها بگويد با حال اضطراب به اطراف نگاه مى كرد. فعلا هم سروكله بعضى ازاين طفيليها دراطراف مراجع دام تاييداتهم آشكار شده . فعلام به همين اجمال اكتفا مى كنم . دلى الاقتضاء چون وظيفه دينى و وجدانى ايجاب كرد دراين موضوع مفصلتر خواهيم نوشت .

مجله[ آئين اسلام] شماره ٤٠ دى ماه ١٣٢٥ - محرم ١٣٦٦ .٢٩