نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣

گزيده نامه ها


در شماره گذشته مجله (٤٥.١٨٥) نامه اى تحت عنوان :[ مرجعيت و رهبرى] به چاپ رسيده است كه متاسفانه غفلت شده و نام نويسنده آن ذكر نگرديده است . بدين وسيله از نويسنده نامه جناب آقاى[ على معلمى] امام جمعه جويبار و خوانندگان گرامى پوزش مى طلبيم .

راههاى استعمار
مبارزه حق و باطل از بدو خلقت بوده و تا شيطان زنده است ادامه دارد. مبارزه انواع گوناگون دارد. مصداق بارز مبارزه باطل با حق مبارزه معاويه است يا على عليه السلام . مومن بايد راه مبارزه باطل با حق را بداند و بشناسد تا مبارزه با طل را خنثى كند. به عبارت ديگر كسى كه بخواهد سحر را باطل كند بايد سحر بداند. ( همان طور كه در قضيه هاروت و ماروت در قرآن آمده است) .

در همين راستا وصيت نامه پطركبير را براى خوانندگان نقل مى كنيم تا به روشهاى استعمار آگاهى يابند و بتوانند اين سحر را باطل كنند.

دولت روسيه را وقتى مى توان در حقيقت دولت ناميد كه پايتخت خود را شهراستامبول كه كليد كنونى آسيا واروپاست قرار بدهد. بنابراين بايد حتى الامكان كوشيد كه به اين شهر و حوالى آن دسترسى پيدا كرد تا مالك تمام دنيا شد. براى انجام اين امر و رسيدن به اين مقصود بايد ميان ايران و عثمانى اختلاف انداخت تا هميشه بين آنها جنگ و جدال برقرار باشد.اگر چه اختلاف مذهب و تباين عقايد كه جماعت شيعه بااهل سنت دارند كار هزار لشگر و تاثير هر تير و تيغى مى كند و براى اجراى مقصود ما يعين تسلط واقتدار روسيه در ممالك آسيا بهترين وسيله مى باشد. مع هذا بر شما لازم است همواره به هر ترتيبى كه هست شعله اين اختلاف و نقار را در ميان آنها دامن بزنيد و عداوت و خصومت آنها را با همديگر زياد كنيد و نگذاريد به مقام موالفت
و موانست برآيند و چيزى كه بيشتراز همه مرا خوشحال مى كند دو موضوع است :

١. موضوع تباين ميان شيعه و سنى .

٢. مداخله و تسلط علماء دين درامور مسلمين و عدم تجويز آنها مردم مسلمان رااز مخالطه بااهل اروپا تا چشم و گوش آنها باز شده راه از چاه باز نشناسند.

همين موضوع كفايت مى كند كه به زودى نام اسلام از ممالك آسيا بر طرف شود و مدنيت و تربيت دين عيسوى به دست سلاطين جوان روسيه جاى آن را بگيرد.

مدتها بود كه اين رويه يعنى دخالت علماء دينى در كليه امور ما مردم روسيه را در پست ترين مراحل نگه داشته و مانع از ترقى و ظهور قدرت واستعلاء مى شد و من با هزاران زحمت اين خار كثيرالمضره رااز راه ترقى ملت برداشتم و دست مداخله آنها را كوتاه كردم به صوم و صلوه متقاعد نمودم .

علاوه براين تدابيرى گوناگون بايد به كاربرد كه مملكت ايران روز به روز بى پول تر شود و تجارتش تنزل كند و به طور كلى هميشه در فكر تنزل اين مملكت بود و چنان بايد در حال احتضار نگه داشت كه دولت روس هر وقت بخواهد بتواند بدون زحمت قادر بر هلاك كردن و خفه كردن آن باشد و بااندك فشارى كار را به آخر برساند. لكن مصلحت نيست كه قبل از فوت كامل و مرگ حتمى دولت عثمانى از جسدايران بالمره قبض روح نمود.

ممالك گرجستان و ولايات قفقاز شريان حياتى ايران است و همين كه نوك تسلط روسيه بر آن خليد فى الفور خون ضعف از رگ و دل ايران فوران خواهد كرد و چنان او رااز حال خود برد كه به طبابت هزارافلاطون اصلاح طبيعت او ممكن نشود. آن وقت سلاطين روسيه تااطفاء شعله آخرى مملكت عثمانى را مانند شترى مهار شده در دست خواهند داشت كه هنگام ضرورت باركش و بعدازاتمام عمل بدون اشكال نحر و ذبح نمايند.

بر شما لازم است بدون فوت وقت ممالك گرجستان و قفقاز را تسخير نموده و فرمان فرمايان ايران را خادم و نوكر مطيع خود سازيد و بعد از آن بايد قصد هندوستان كرد چون كه آن ممالك بسيار بزرگ و محل وسيعى براى تجارت است و هرگاه در آن جا تسلط پيدا كرديد هر قدر پول كه به وساطت انگلستان به دست مى آيد بيشتراز آن را اصالتا از هندوستان مى توان تحصيل كرد. كليد هندوستان سمت تركستان است . هر قدر مى توان از جانب صحارى قرقيز و حيوق و بخارا پيش برويد تا شاهد مقصود را در آغوش كشيد ولى تامل و تانى را نبايداز دست داد واز عجله و شتاب احتياط واجتناب بايد نمود ١ .

ازاين وصيت چند وظيفه براى مسلمانان ايجاب مى نمايد:

١. مسلمانان هر وقت در برابر دشمن مشترك قرار گرفتند بايد دست اتحاد به همديگر داده با دشمن بجنگند.

٢. مسلمانان بدانند كه راه مستعمره كردن قومى دراين است كه آن قوم چشم و گوش بسته و ناآگاه باشند.

٣.از طرق استعماراين است كه :اختلاف بين دو كشوراسلامى بيندازند و آنها را رو در روى يكديگر
قرار بدهند.

٤. از طرق استعمار گرسنه نگهداشتن ملتهاست .

٥. بايد آگاه بوداگرابرقدرتى مملكتى را تصرف كرد يا تحت كرد يا تحت نفوذ قرار داد و آنها را در رفاه قرارداد نه از روى ترحم است بلكه براى باركشى است .

والسلام
سيد مهدى غضنفرى امام جمعه خوانسار
١٣٧٠/٠٤/٠٣
ضرورت ايجاد نمايشگاه دائمى (فرهنگى علمى تحقيقاتى و مذهبى )
در حوزه علميه قم

حضور محترم سردبير مجله حوزه

سلام عليكم

احتراما در برخوردى كه با يكى از ميهمانان خارجى داشتم (سفرش سفر تحقيقاتى اطلاعاتى بود) ضمن ابراز علاقه وافر به انقلاب اسلامى و حوزه علميه قم سوالاتى درباره تاريخچه فيضيه و وضعيت گذشته و حال حوزه هاى علميه و بزرگان و علماى اعصار گذشته و عصر حاضر داشت و با ذوق واشتياق فراوانى كه در چهره اش نمايان بود تلاش مى كرد تااز ابعاد مختلف حوزه خصوصا شيوه هاى تدريس تحصيل و تحقيق اطلاعاتى به دست بياورد.

ايشان از بنده سوالاتى مى كرد كه نه تنها جوابش را نمى دانستم بلكه تاكنون چنين نكاتى راجع به طلاب علوم دينى و حوزه به ذهنم خطور نكرده بود.

اين جا بود كه از طرفى عظمت و شكوه انقلاب اسلامى و حوزه هاى علوم دينى نزد ديگران بيش از پيش برايم مجسم گرديد واز طرفى هم عطش و تشنگى دنياى خارج براى شناخت هر چه بيشترارزشهاى اسلامى وانقلابى و از طرفى ديگر جاى خالى نمايشگاه دائمى و يا موزه و مركزى را كه بتوانداطلاعات جامع و مفيد و موثرى را با لسان طرح تصوير قلم آثارباستانى و... درباره حوزه هاى علوم دينى رجال مراجع بزرگان شيعه منابع فقه شيعه و... دراختيار علاقمندان بگذارد حس كردم .

از اين روى ضمن يادآور شدن چنين نيازى در مركز علم واجتهاد پيشنهاد مى كنم :

١. كليه نهادهاى حوزوى با هماهنگى كامل دست در دست هم داده و جهت تاسيس مركز و يا موزه اى (فرهنگى علمى تحقيقاتى ) زمينه را براى حفظ هر چه بهترارزشهاى حوزه و آگاهى و شناخت اقشار مختلف مردم خصوصا ميهمانان خارجى و زائران مرقد حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها و قبور منور علماء و بزرگان شيعه فراهم نمايند.

٢. در چنين موزه و يا نمايشگاه دائمى مى توان برحسب موضوعات زير معيارهايى را در نظر گرفت :

١. تاريخچه مختصرى از حوزه هاى علوم دينى حوزه علميه قم .

٢. نقش حوزه ها درانقلابها و نهضتهاى اسلامى خصوصاانقلاب اسلامى ايران به رهبرى حضرت امام .

٣. كيفيت و شيوه تحصيل و تدريس و تحقيق در حوزه ها.

٤. وضعيت حوزه ها در گذشته و حال .

٥. مدارس علوم دينى و بانيان و بنيانگذاران آنها.

٦. تاريخچه اى از زندگى رجال مراجع علما و بزرگان شيعه خصوصا آنان كه در مبارزات اسلامى نقش موثرى داشته و شهيد شده اند.
٧. آشنايى با نهادهاى حوزه .

٨. آشنايى با كتب درسى علمى و آثار حوزه (منشورات و مجلات حوزه) .

٩. منابع فقه واجتهاد شيعه و كتب معتبر روائى .

١٠. روحانيت وانقلاب اسلامى و روحانيت و جنگ تحميلى .

١١. شيوه هاى تبليغ .

١٢. حوزه علميه بانوان .

و...

خاتمه :
ناگفته نماند كه تاكنون نمايشگاههايى مقطعى و كوتاه مدت از ناحيه بعضى از نهادهاى حوزه به مناسبتهاى مختلف انجام شده كه در حد خود بسيار موثر و مفيد بوده است و تجربه اى نيك براى تحقق نمايشگاه دائمى محسوب مى گردد.

اميداست با توجه به موقعيت حساس حوزه علميه قم در سطح جهان و كشور دست اندركاران امور حوزه با هماهنگ كردن امكانات اطلاعات و تحقيقات خود دراين زمينه راه را براى تحقق اين امر لازم هموار نمايند.

والسلام
عليزاده
بسمه تعالى وله الحمد
سردبير دانشمند مجله حوزه دامت افاضاته العالى پس از عرض سلام و تحيت

اكنون كه مجله پربار حوزه در آستانه هشتمين سال انتشار قرار گرفته است و به سوى تكامل و پيشرفت روزافزون پيش مى رود بايد قبل از هر چيز به جناب عالى و ساير همكاران و ياران صاحب قلم و با ذوقتان تبريك و تهنيت عرض كنم .

هشت سال يك مجله آبرومند را( از جهت ظاهر و باطن )اداره كردن كارى بس دشوار بوده است كه به لطف خدا پشت سر گذاشته ايد و به نقطه هاى اميد و روشن ترى پيش مى رويد. بنده نيز در راه اندازى اين مجله گرامى در بدوامر سهم كوچكى بر عهده داشته ام و حتى همكارى قلمى كرده ام وازاين بابت احساس سرفرازى مى كنم .

در مورد پرسشهايى كه فرموده ايد به ترتيب به سوالات جواب مى دهم و عقيده خودم را مى نويسم تا چه قبول افتد:

١. در مورد پرسش اول : يكى از چيزهايى كه حتما بايد دنبال شود مصاحبه هاست با علماء و فقهاء و مراجع بزرگ كه تجربه هاى خود را براى طلاب جوان بازگويند واز گذشته هاى خود روايتها كنند كه بسيار آموزنده و حتى عبرت انگيزاست . يك طالب علم جوان بايد بفهمد كه بر آمدن به قله اجتهاد كارساده اى نبوده است . تهذيب و تزكيه نفس مشقت دارد و بايد تحمل كرد.

٢. شما تاكنون رسم نداشته ايد كه مقاله يا نوشته اى از فردى كه خارج از هيات تحريريه است بخواهيد ولى در شماره ٤٢ مقاله اى از جانب آقاى بهبودى چاپ شده بود كه بحث انگيز و مفيد به نظر مى رسد.اين كار را دنبال كنيد. بگذاريد ديگران وارد جمع شما شوند و مقاله بنويسند. مقاله استاداحمدابراهيم كه ترجمه شده است موضوعى است كه بحث درباره آن خوب است گر چه ضرورتى چندان و فايده عملى ندارد.

٣. بخش ديگرى كه در مجله شماره ٤٢ تازگى
دارد انعكاس[ گزيده نامه ها]ست .اين كار بسيار مفيدى است كه درد دل طلاب را منعكس نماييد و بدانيد چه مى گويند و به چه مى انديشند. ولى بايد در ذيل هر نامه به صاحب نامه جواب روشنى داد.

در نامه اول از آقاى صابراكبر جدى مطالب عجيبى آمده است .از جمله مى نويسد:

[خودتان انصاف بدهيد آيا هيچ جوانى رغبت مى كند[ منتهى الامال] را بخواند؟] آقاى صابراكبر جدى انتظار دارد كه مرحوم مجلسى (ره ) و حاج شيخ عباس قمى (ره ) كتابهايشان را به سبك امروزى بنويسند؟ هر زمان سبك خاص خودش را داشته و دارد. ما درادبيات فارسى نيز تاريخ بيهقى تاريخ يمينى مقامات حميدى گلستان سعدى دره نادرى و امثالهم را داريم كه به آنهاافتخار مى كنيم . چنين جوانى يا جوانانى رغبت نكنند آنها را مطالعه كنند بايد آنها را دور ريخت ؟ چه قضاوت ظالمانه اى است . شيخ عباس قمى رحمه الله عليه كه با آن همه اخلاص و پرهيزاز ريا و تصنع دهها كتاب نوشته است كه در هر خانه اى اقلا يك جلداز تاليفات آن مرحوم پيدا مى شود چون نثرش امروزى نيست بايد آنها را طرد كرد؟ چرا خصوصيات هر زمان را در نظر نگيريم ؟ چرا؟

بر روى هم نامه ايشان بسيار دوراز منطق بود واحتياج دارد كه جواب قاطعى به چنين نوشته هايى داده شود. در نامه سوم كه به قلم آقاى عبدالله تهرانى است كه هم طلبه هستند و هم دانشجو نكته هاى مثبت زياد بود ولى دم از مزايا و رفاه زدن براى يك طلبه كه هدف نيست بلكه وسيله است مايه تاسف مى باشد. بايد تصميماتى اتخاذ شود و مقالاتى در همين جهت در مجله حوزه چاپ شود كه ذهن طلاب جوان را روشن سازد كه :[ رفاه زدگى آفت خلوص و دانش طلبى است].

مرحوم پدرم رحمه الله عليه براى من در نوجوانى از گذشته خود كه مدرس مدرسه معصوميه بيرجند بوده است مطالبى مى گفت .از جمله مى گفت :[ در ماه با سه تومان و يك سفره نان كه از روستا مى آوردند زندگى مى كردم و شبها آن قدر بيدار خوابى مى كشيدم كه زانوهايم ورم مى كرد و گاه در پرتو چراغهاى كم نور لامپا آن قدر جذب مطالعه مى شدم كه گاه نزديك مى شد نماز صبح من قضا شود]!

البته بنده نمى خواهم شصت سال پيش را باامروز يكسان بدانم . ولى به پول و رفاه كردن و حقوق و مزايا به ورق پاره ليسانس يا ديپلم يا باتر فكر كردن و مدرك زدگى را پذيرفتن مساوى است با وداع با علم (به معنى حقيقى ) و دور شدن از دانش و به غرور درافتادن و مادى انديشيدن و مرفه بودن و آخر سر هم[ بى درد بودن] .

خدا ما را و جوانان ما رااز چنين آفاتى حفظ نمايد.

اللهم آمين
احمداحمدى بيرجندى
١٣٧٠/٠٤/٨