نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - سروش بيدارى را پاس داريم

سروش بيدارى را پاس داريم


در پايانه چاپ مجله پيام رهبرى سروش بيدارى بر جان مسؤولان دميد.

گر چه مجال تحليل گسترده آن نبود ولى شتابزده بر رهنمودهاى آن مرور كرده و محورهاى مهم آن را فراديد خود و خوانندگان نهاديم باشد كه در مجالس ديگر به طرح عينى و عملى اين پيام بپردازيم .ان شاءالله .

از مميزات بارز و چشم گير حكومت اسلامى با ديگر نظامها حاكميت نظامها حاكميت عالمان صالح و دين نوشان عادل است . مسؤولان نظام هاديان امتند و مناديان اصلاح و تهذيب ملت . مردم نوع حيات معنوى خود ار چونان برنامه هاى مادى از مشارب نظام گيرند. در چنين نظامى مهبط حاكميت قلوب مردم است و مسئوولان حاكم بر دلهايند. نظامى كه چشم مردم را به تسليم كشد و دل آنان رااز خود برماند و فكر آنان را در بهت و حيرت وانهد نظامى با پسوند حقيقى[ اسلام] نيست گر چه بر خود صبغه اسلام زند .

[نظامى است كه با محبت و عطوفت مردم اداره شود].
خاستگاه اين محبت و پيوند :[ اسلاميت نظام است . مسؤولان آن به هراندازه تجليگاه ارزشها و باوراى اسلامى والهى باشند در دل مردم بيشتر جاى خواهند داشت و نظام استوارتر و پاياتر خواهد شد.]

براساس اصل[ الناس على دين ملوكهم] جمهورى اسلامى در صورتى تبلور ارزشهاى اسلامى و برخورداراز جامعه و آحاد صالح و شايسته اى خواهد شد كه رهبران و مسوولان نظام تقواى الهى را پيشه كرده و در حفظ ارتباط جان خويش با ملكوت كوشا باشند.اين ارتباط معنوى جزاز راه توبه انابه ادعيه توسلات و ذكرى مدام پيدا نمى شود.

مسؤولان و راهبران جامعه چون در معرض هجوم خناسان داخلى و خارجى درونى و برونى قرار دارند بيش از ديگران به[ فرشته نگاهبان] دعا و توسل نيازمندند.

اين است كه رهبرانقلاب مسوولان نظام و نفس خويش را چنين توصيه مى كند:

[...دعا كنيد نافله بخوانيد توجه پيدا كنيد متذكر باشيد در شبانه روز يك ساعت براى خودتان قرار بدهيد خودتان و خداى خودتان از كارها واشتغالات گوناگون خودتان را بيرون بكشيد. با خدا با اولياء خدا با ولى عصر عجل الله تعالى فرجه وارواحناه فداه مانوس بشويد.

با قرآن مانوس باشيد تدبر در قرآن بكنيد. من بيشتراز شما محتاجم كه كسى اين حرفها را به من بزند بنده هم بايستى مورد همين موعظه ها قرار بگيرم همه ما محتاجيم]... .

آرى بدون ارتباط با قدرت على اطلاق و مدداز وسايط فيض الهى نمى تواند بارامانتى را كه انسان ظلوم و جهول پذيرفته است به سر منزل رساند تا بصيرتى

الهى يارانسان نگردد حجابهاى غليظ غرور توجيه واستكبار را نخواهد دريد.ارزشهاى ربوبى را كسانى مجرى خواهند بود و در قبال تهاجمها و وسايس گوناگون افرادى استوار خواهند ماند كه حقيقت مباركه[ ان الذين قالوا ربناالله ثم استقاموا] را در ژرفاى جان يافته باشند.

چنين است كه رهبر انقلاب گفت :

[آقايان وزراء آقايان نمايندگان آقايان مديران گوناگون كشور مسوولين قضايى كشور خودشان را بى نيازاز دعا و نافله و ذكر و توجه و توسل و گريه وانابه به پروردگار ندانند. نگويند حالا ما كه مشغول خدمت به مردم هستيم حالا دعا را كسى بخواند كه خيلى كار ندارد نه آقا!اصل كاراين است .اين نباشد آنجا بى پشتوانه ايم آنجاهايى كه وسوسه ها در مقابل ما صف مى كشند و من ضعيف تربيت نشده حريص به دنيا در مقابل اين وسوسه ها قرار مى گيرم چه كسى من را نگاه خواهد داشت ؟ [قل مايعبا بكم ربى لولا دعاوكم]... اين امانت استثنايى الهى را كه در طول اين چندين قرن بعداز صدراسلام خداى متعال اين بار را بر دوش احدى نگذاشت كه بر دوش شما گذاشت اينجور مى توانداين بار را به منزل رساند والا روسياهى دنيا و آخرت است ...

دعا در صورتى حال مى آورد ذكر و توجه وانابه هنگامى به انسان دست مى دهد كه نفس شلاق منع را بچشد و تازيانه مخالفت بر سر خواسته هاى او فرود آيد چه سنت آفرينش براين است كه خود مشغولى خدا فراموشى آرد و فربهى[ تن] لاغرى[ روح و معنا] را به دنبال دارد.

نفسى كه دنيا مرتع او شده است از روايح و روائع بوستان معنا و مواهب باغ ملكوت بى بهره خواهد بود.

تذكيه و تهذيب رهبران از خودسازى ديگران دقيق تر و خطيرتراست زيرااز يكسو آنان با برخوردارى از همه امكانات و روى آورى خواسته هاى بسيار و توقعات خارج ازانتظار بايد پاى بر سر هوس نهند واز ديگر سو لغزش آنان در حوزه زندگى فردى شان محدود نمانده و براساس اصل[ الناس بامرائهم اشبه منهم بابائهم] رذايل و فضايل رهبران در جامعه سرايت كند.

اين است كه در حكومت اسلامى مسؤولان متعهدترين و دردمندترين مردم بوده و در غم و شاديها با مردم شريك وانبازند. مسوول و رهبرى كه از دردهاى رعيت دردمند نگردد واز سفره تهى محرومان برنياشوبد در بينش تشيع فاقد صلاحيت اداره كشوراست .

رهبرانقلاب در زمينه وضع معيشتى مسوولان جمهورى اسلامى گويد:

[ ... نمى شودما در زندگى مادى فرو بريم و بخواهيم مردم به شكل يك اسوه به ما نگاه كنند از خيلى چيزها بايد گذاشت نه حفظ از[ شهوت حرام] كه از [شهوت حلال] هم بايد گذشت]

آرى در جمهورى اسلامى مسوولان و كارگزاران در همه جوانب براى مردم اسوه اند و بايدارزشهايى چونان :ايثار انفاق زهد حلم عفو قناعت و ... را بر بند بند زندگى و مجموعه رفتار خويش حاكم سازند. و در چنين صورتى است كه امت نيز سراز پانشناخته مال جان و جگرگوشگان خود را براى دفاع از جمهورى اسلامى واجراى فرامين رهبران آن در طبق اخلاص خواهند نهاد چنانكه ديديم و ديديد.

تفاوت بين گفتار رفتار شعار وضع معيشتى مسوولان بويژه روحانيان نه تنها مردم را به نظام بى اعتماد مى كند كه پايه هاى اعتقاد وايمان مردم را متزلزل

كرده و ترديد نسبت به درستى گفتار و شعارها در دل آنان پيدا مى شود.

مسوول نماينده واعظى كه در پشت تريبون و برفراز منبر دم از محرومين مى زند و در گفتاراو زى انبياء واولياء متجلى است ولى در عمل و رفتار هم عنان اشراف و بر زندگى شخصى اش زى مترفين حاكم است فرزندانش در مدارس اشرافند و مسكن او همسان اصحاب اتراف چنين كسى نه راهنما كه رهزن است ...او نه تنها واسطه فيض و ريزش حمت حق نمى باشد كه مستحق خشم بزرگ الهى است :[ كبر مقتا عندالله ان تقولوا مالا تفعلون] .

به فرموده پيامبراسلام (ص :

( [زر اگر در زندگى شخصى يك روحانى رسوخ كند معنويات او را لجن مال خواهد كرد. چه عالم طبيب دين است و دنيا آفت دين . آنگاه كه اين آفتت در وجود طبيبان روحانى لانه كرد او را منسوب به دين بخوانيد زيرااو رهزن امت من است]

رهبرانقلاب نيز دراين باب به ورحانيان و مسوولان جمهورى اسلامى چنين توصيه كردند:

[به حد ضرورت اكتفا كنيد.اندازه نگه داريد. ما رااز مردم دور مى كنداينها. روحانيون رااز مردم دور مى كند. روحانيون به تقوى و ورع و بى اعتنايى به دنيا در چشمها شيرين مى شوند. بدون ورع بدون دورانداختن دنيا نمى شود در چشمها شيرين بماند.

مردم رو دربايستى ندارند. خدا هم با كسى رودربايستى ندارد بنده بارها عرض كردم بنى اسرائيل را خداى متعال در چند جاى قرآن مى گويد: [وفضلنا كم على العالمين] شايد سه يا چهار جاى مى گويد :[فضلناكم على العالمين] به همه مردم

دنيا شما را برترى داديم . همين بنى اسرائيلند كه مى فرمايد:[ و ضربت عليهم الذاله والمسنكه و باوبغضب من الله] رفتار خود آنها موجب شد مگر خدا با بنده و شما قوام و خويشى دارد؟]

در بينش تشيع مناصب و مقامها معبر خدمت به محرومان و رفع ستم از مظلومان است . جامعه اى كه افراد ضعيف نتوانند حق خود را بدون زحمت و تشويش به دست آرند قدات و حرمتى ندارد. رهبرانقلاب در بى اعتبارى اين ستمها و عنوانها چنين فرمود:

[ اين اسمها واين ستمها و تيترها كه افتخارى ندارد خيلى ها بااين اسم ها و بااين تيترها آمده اند و رفته اند و در طول تاريخ جز لعنت خدا و بندگان خدا چيزى با خود نشان نبردند. چه ارزش دارد: بنده رهبرم ! بنده رئيس جمهورم ! بنده رئيس قوه فلانم ! بنده وزيرم ! چه ارزشى دارداينها؟]....

آرى اگر تقوى و خداترسى بر آحاد مسؤولان حاكم شود ارگانها نهادهاادارات و سازمانهاى نظام نيز باى خوش روى گشايش مشكلات حلم و رحمت را بر ملت خواهند گشود.

در ديد كارگزار باتقوا و پارسا فرزند بيگانه يكى است .او چونان مولايش على كه دخترش را براى گرفتن امانت از بيت المال به محاكمه مى كشد حق بيگانه رااز نزديكترين افرادش خواهد گرفت .

رهبرانقلاب دراين زمينه گفت :

[... آن وقتى كه از كار خسته مى شويد آن وقتى كه احساس مى كنيد حال كار چه لزومى دارد دنبال كنيم آن وقتى كه پاى يك رفاقت در ميان مى آيد آن وقتى كه پاى يك افزون طلبى و خودخواهى و شخصى انديشى در ميان مى آيد آن وقتى كه
پاى يك قضاوت باطل نسبت به برادر مسلمان در ميان مى آيد آنجا به ياداين آيات بيفتيد :[ما هذاالكتاب لا يغادر صغيره و لا كبيره الااحصها]

مسؤولان بويژه روحانيان مسئوول افزون بر خود نگهدارى و تهذيب نفس وظيفه پالايش رسوبات فرهنگى و ناهنجاريهاى اخلاق جامعه را بر عهده دارند.

آنان چونان ديده بانى هوشياراز مناره بلند معنويت جامعه را بايد زير نظر گيرند وامت را در قبال هجمه هاى فرهنگى و اخلاقى شيطان برزگ بيمه نمايند.

ملت مسلمان ايرانى و ديگر مسلمانان در سرزمين ها و شكورهاى مسلمان امروز بيش از هر زمانى مورد هجوم و حملات فرهنگى از برون و درون است . رسوبات اخلاق جاهلى و فرهنگ طاغوتى كه از درون جامعه ما زدوده نشده دوباره زمينه رشد پيدا كرده و گهگاهى در جامعه خودنمايى مى كند.

استكبار جهانى بويژه آمريكا كه امروزه قدرت بلامنازعى جهان شده است با تمام امكانات يورش فرهنگى مرموز و حساب شده اى را عليه امت اسلامى آغاز كرده است و در برخى زمينه ها در بعضى قشرها و كشورها موفق شده است .

روحانيان در تمام سنگرها و مسؤولان در همه جا با بسيج همگانى ارزشهاى والاى الهى انسانى را تبيين و تفسير كرده و با عرضه درست آن باورها وارزشها نسل آينده مملكت را در قبال سوغات نظام واحد جهانى بيمه كنند. چه آنگاه كه سنگر فرهنگ يك جامعه توسط يك استكبار فتح شود فتح سياسى آن كار مشكلى نخواهد بود.

[يك مساله مساله فرهنگى جامعه است . به نظر بنده اين طور كه بنده تا حالااحساس كرده ام من اين جور فهميده ام از مجموع كارهايى كه دارد مى شود يك حمله سازماندهى شده يك حمله همه جانبه وجود دارد و در دستگاه تبليغاتى
مراقبت كنند نگذارند. بنشينند فكر كنند روى اين مساله سليقه اى هم نيست ...البته فكر عبارت است از دو چيز: يك كار سلبى يك كارايجابى .

كار سلبى مقابله با آنهاست جلوگيرى از توطئه آنهاست . كار ايجابى فرهنگى صحيح است . منبرى خوب منبر خوب موعظه مردم توجيه فكرى مردم اين روزنامه ها اين مجلات ما اين گويندگان اين آقايان مسوولين كه مرتب اينجا و آنجا توى مسجدها پشت تريبونها اين شهر و آن شهر حرف مى زنند حرف اصليشان اين باشد ازانقلاب بگويند از بركات انقلاب از قدرت انقلاب ازارزشهاى انقلاب از لزوم پايبندى به اين ارزشها به جاى پريدن به اين و آن اين همه مساله فرهنگى است]...

تفاوت در بينش تحليل و برداشتها بويژه در حوزه كارشناسى آن امرى طبيعى است . در جامعه اسلامى تخالف ميان جناحها واشخاص نه تنها تاييد شده كه مايه رشد و رحمت جامعه محسوب مى شود. واين تخالف اگر در بستراخلاقيات اسلامى انجام يابد ترقى جامعه و تكامل فكرى را به همراه دارد. در فرهنگ اسلامى درگيريهاى حذفى و جناحى [تكاب] ناميده شده است و مولا على ( ع ) بااينكه اختلاف علماءامت را رحمت مى داند از تعارضها و تضادهاى فرسايشى مى نالد. چنانچه امام راحل نيز بارها و بارهاازاين گونه برخوردها گلايه كرد و بر سر جناحها فرياد كشيد. جناح بنديها مادامى در چهارچوب ارزشهاى اسلامى و براساس[ المومن مرآه المومن] باشد رشد دهنده بالنده و تكامل بخش است . متوليان جناحها بايسته است هم خويش را به رشدافكار و بينش وانديشه سياسى اجتماعى هواداران خود معطوف دارند و آنها را براى اداره جامعه اى براساس ارزشهاى اسلامى - منتهى با تفسير كارشناسانه جناح خود - آماده سازند.
در جامعه اسلامى جناحهاى مسلمان مكمل هم اند نه شكننده يكديگر. جناحى كه در تنظيم لوايح حذف يك جناح را در نظر دارد يا فشار بر دولت جناح ديگر را هم خود كند جناح نفسانى است نه مردمى زيرااو رضاى باندش را بر رضاى حق مقدم داشته و نفع مردم را در تصويب يك لايحه در مسلخ انتقام از جناح مخالف ذبح كرده است . خداوند در كتاب خويش جامعه اسلامى را در صورتى[ مستوى و مستقيم] مى داند كه روابط مومنان و آحاد جامعه با يكديگر براساس رحمت و عطوفت و دلسوزى باشد .

بايسته است متوليان هر جناح بى ظرفيتانى را كه منافع باندى كور و كرشان كرده است و در برخوداز حد تعادل خارج مى شوند و فكر و انديشه شان را به جاى خدا مدارى جناح مدارى اشغال كرده است از خود دور كنند كه اگر چنين نكنند مردم بيدار و هوشيار ما نسبت به همه جناحها و همه افراد آنها بى مهرى نشان داده و آنها را به خود وا خواهند نهاد.

چه نيكوست همه ما اين توصيه خيرخواهانه رهبرانقلاب را آويزه گوشمان كنيم :

[سرفصل دوم مربوط است به مسايل سياسى جامععه و همين رقابتهاى خطى و برخوردهاى خطى . به نظر بنده دراين زمينه آنچه كه ما بگوييم از آنچه كه امام فرمودند كمتر و نارساتراست .امام لب مطلب را دراين قضايا بارها و بارها گفته اند. برگرديم واقعا به خط امام دو گروه اند خوب باشند چرا با هم تعارض مى كنند؟ مگر نمى شود نقاط مشترك را هم در قبال نقاط محل افتراق مورد توجه قرار داد؟... آيا نقاط اختلاف مگر قوى تر و مهم تراست از نقاط اتفاق و وحدت نظر؟ كى چنين چيزى را گفته ؟ كى مى تواندادعا بكنداين حرف را؟
آن كسى كه به برادر مسلمان خودش كه گرايش سياسى اش و خط سياسى اش با او فرق دارد اهانت مى كند به او مى پرد عليه او مى نويسد عليه او داد سخن مى دهد آيا نمى داند كه بااين كار چى از دست خواهد داد؟ شما مى خواهيد بادر خودتان را به خيال خودتان اصلاح كنيد؟!او برادر شما است خوب برو برادرت را مخفيانه پيدا كن هر چه مى خواهى به او بگو. چرا مردم مخاطبان عمومى جامعه را دچار تشويش فكر مى كنى بااين اختلاف افكنى ... طرفين متاسفانه برخوردهاى خشنى دارند با هم برخوردهاى نامتناسب يا محيط اسلامى با هم دارند.

حرفها بااهانت يا تهمت احيانا با خلاف واقع همراه است ... برادرهااگر چنانچه انيكارادامه پيدا كند معلوم است همين اعتمادى كه عرض كردم .

من يكى وقتى عرض مى كردم مردم است همين اعتمادى كه عرض كردم . من يكى وقتى عرض مى كردم مردم اگر اهل اصطلاح باشند اجماع مركب هست الان بر فسق همه چون طرفين مجمعند چون اينها مى گوينداينها بد هستند آنها مى گويند اينها بد هستند و قول ثالثى هم وجود ندارد. خوب اين چه جور برخورد كردن با قضاياست ؟ مردم رااز دست مى دهيم اعتماد مردم را به اصل نظام از دست مى دهيم]...

هشدارهاى رهبر معظم انقلاب كه برخاسته از جان ملكوتى آن سلاله رسول بود روح تازه اى در ملت ما دميد و چشم هاى بى رمق محرومان و ترديد امت حزب الله را به اميد تبديل كرد. حفظ مردم در صحنه كه عامل حفظ نظام در جامعه است بستگى به عملى كردن آن رهنمودها و حاكم كردن روح آن پيام در تار و پود نظام دارد.

اگراين[ سروش مبارك] را چونان فريادهاى پيرجماران گروهها و باندها

به نفع خود تحريف كنند يا هركدام از مااز زمره مخاطبان اين پيام خود را فراتر داريم يا با بزرگ كردن برخى ابعاد آن چونان استفاده غير مجازاتومبيل دولتى وامور جزئى ديگر ابعاداساسى و حياتى آن را به فراموشى سپاريم مورد نفرين نسلهاى آينده اين مرز و بوم و جوانان شيفته جمهورى اسلام در بلادهاى ديگر و ديارهاى دور قرار خواهيم گرفت .

اين است كه عمل كردن به محتواى اين پيام در همه ابعاد آن از سوى همه دست اندركاران اعم از مسوولان روحانيان واهل نظر ضرور مى نمايد.

در وهله اول بايداز خويش آغاز كنيم و در برخورد با پيام [ اصل اشتغال] را بر[ اصل برائت] مقدم داريم و خويش را در معرض پيام قرار داده واجراى آن رااز حوزه زندگى شخصى و كارى خويش آغاز كنيم .

در روزهاى اول اين پيام حركتهايى ستودنى انجام گرفت .استمرار و توسعه دامنه چونان اقداماتى وظيفه اى جدى است . حركت مجلس در جلوگيرى ازاسراف واقدام دولت در حذف تجملات ستودنى است ولى اين اقدام در حوزه نهادهاى حقوقى كافى نيست . بايد لوايحى نيز در رابطه باافراد حقيقى به تصويب رسد واقدامهايى دراين سمت و سو انجام يابد.

دولت جمهورى اسلامى نيز به حذف تجمل ازادارات بسنده نكند بلكه به حذف بوركراسى و فسادادارى كه ريشه بسيارى از مفاسداجتماعى است اقدام كند.امروزه مردم مااز بى عدالتيها كارشكنيها و ندانم كاريها بيشتر رنج مى برند تا گرانى و مشكلات طبيعى اقتصادى .

مجلس نيز چونان لايحه جلوگيرى ازاسراف لوايحى در جهت كنترل و نظارت بر اعمال واموال مسووولان بگذارند و سيره علوى را در نهج البلاغه چونان نامه امام
على ( ع ) به عثمان بن حنيف و شريح قاضى را تابلو كار خويش كند. و قانون[ از كجا آورده اى] را به ثروتها واموال وزيران مديران معاونان قاضيان نمايندگان و ديگر مسوولان شمول بخشد و در اين زمينه ها طرحى عملى ارائه دهد.

به عنوان نمونه حال كه در آستانه انتخابات مجلس شوراى اسلامى هستيم صلاحيت تقوايى را كه شرط نمايندگى است شمول و عينيت داده و تقواى مالى و رفتارى آنانى را كه يك دوره نماينده بودند و يا مسووليتى داشته اند مورد مداقه قرار دهند. شوراى محترم نگهبان كه حافظ انطباق نظام باارزشها و قوانين اسلامى است خداى را در نظر داشته واصل تقوا را با تقواى الهى اعمال كند تا نمايندگانى صالح و شايسته اسلاميت اين جمهورى به مجلس راه يابد. مباد كه اين واژه مقدس تقوى ابزارى در جهت تصفيه حسابهاى باندى و جناحى قرار گرفته و مصالح و منافع امت اسلامى در پاى حفظ يك جناح ذبح گردد.

برادران متعهد روحانى طلاب مسووليت بان كه در سنگر هدايت وارشادامتند مسووليتى بس خطير دراين روزگار دارند. بار حراست ازارزشها و باورهاى دينى امروزاز هر روز ديگر مشكل تر و سنگين تراست .

ما در دورانى هستم كه از يكسوانديشه متحجرانه و مقدس مابانه در حوزه ها پا مى گيردو عالمان متنسك كباده مرادى را يدك مى كشند و نسل جوان طلاب را با زهد و قداست منافقانه خود جذب مى نمايند واز ديگر سو طاغوتيان و ملى گرايان با تبليغ ارزشهاى منسوخ و واپس گرايانه دو هزار و پانصد ساله به صيد نسل جوان دانشگاهى مان پرداخته اند. و در يارى اين دو استكبار جهانى با تمام توان خويش به منطقه آمده و براى هدم ياانحراف نظاممان در تدبيراست .
دردمندانه تراز همه برخى اصحاب انقلاب نيز به جاى تحكيم ارزشهاى اسلامى و زدودن عوامل نارضايتى به جان يكديگرافتاده واز گوشت مردار برادران دينى خود در جهت تثبيت موقعيت جناح و باند خويش تعذيه مى كنند. و فارغ از صدها مشكل اعتقادى واقتصادى مردم در كار خويشند. در چنين موقعيتى وظيفه انديشه وران مسووليت بان و روحانيان وظيفه شناس است كه در لواى رهنمودهاى رهبرى از مهد نورانى حوزه هاى علوم دينى مدد گيرند و با خودسازى و تجلى ارزشها در زندگى خود روح تقواى الهى و پارسايى اسلامى را در ملت بدمند .

برادران شما همچنانكه علت وجودى اين انقلاب بوديد و با مشتهاى به خون آغشته خويش فرياد بيدارى اسلامى را سر داديد علت مبقيه و استمرار آن ارزشها نيز هستيد. چشمهاى نسل نگران دراين بحران فرهنگى واخلاقى به همت شما دوخته است . شايسته است كه از پيام رهبرى الهام گرفته و با تقواى الهى به پالايش جامعه از رسوخ ارزشها و فرهنگهاى بيگانه با[ اسلام ناب محمدى] بپردازيم .

طرح و زنده نگهداشتن محتواى اين پيام مرهون تلاش و توجه بيشتر اصحاب مطبوعات است . بياييد رسالت خويش را پاس داشته و مسؤولان و متوليان را دراجراى محتواى پيام در همه ابعاد آن يارى رسانيم .

مجله حوزه نيز به سهم خويش در مجالى ديگر محورهاى اساسى اين پيام را به گونه عينى و عملى طرح و دنبال خواهد كرد.

اميد آن كه توفيق حق درانجام اين مهم يارمان گردد.