نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - نشر و تحليل اخبار از ديدگاه اسلام
عناوين مورد بحث دراين نوشته بدين قراراست :
حس كنجكاورى واخبار جديد.
گوناگونى اخبار
بازتاب اخبار
انگيزه هاى گزارش دهندگان و شنوندگان ديدگاه اسلام :
١. نقل و پخش اخبار پس از تحقيق .
٢. حفظ حرمت هنگام نقل اخبار.
٣. حفظ اسرار نظام در پخش اخبار.
٤.ارزيابى و تحليل اخبار.
٥. خطوط كلى در تحليل ابعاد مثبت اخبار.
٦. چگونگى برخورد با بحرانهاى سيسى و شايعات .
حس كنجكاورى واخبار جديد
انسان در جستجوى اخبار جديداست . هر فردى كه به ديگرى برخورد مى كند مى گويد: چه خبر تازه ؟
و ما مى دانيم كه تمامى رويدادهاى جهان به وسيله رسانه هاى گروهى نشريات جرايد مجلات و تلكس ها به گوش مردم مى رسد و نيازانسانها را به اخبار و نو جديد بر طرف مى سازد.
آنچه جاى پرسش است اين كه چرا همه انسانها خواهان اخبار دست اول مى باشند؟.
بايد گفت : حس كنجكاورى از غرائز ذاتى و فطرى انسان است انسان ذاتا مى خواهد مجهولات خود را كشف كند و آنچه را نمى داند
يادگيردازاين رو هم خبر و گزارش تازه اى برايش نشاط آوراست .
اين مثال را شنيده ام كه:[ لكل جديد لذه] . براى هرامرى جديدى لذت و نشاطى است .
اخبار تازه هم بدين سبب مسرت بخش و لذت آور واخبار كهنه و تكرارى ملال آوراست .
گوناگونى اخبار
روشن است كه هر خبرى محتوا و معناى خاصى را در بر دارد. ماامروز در جرايد و وسائل ارتباط جمعى اخبارى به عنوان اخبار سياسى اقتصادى جنگى هنرى و مذهبى داريم كه براى هر بخشى از آنها شنوندگان و علاقمندانى است .
علاوه براين در هر كدام از زمينه هاى مزبور مجلات ويژه هفتگى و ماهنامه منتشر مى شود.ارگانها و موسسات هر كدام مجله و بولتن دارند واخبار مربوط را تعقيب مى نمايد و همچنين جناحها و جمعيت هاى سياسى براى خود روزنامه مجله و نشر به چاپ و منتشر مى كنند.
اخبار تحريف شده و شايعات بخش ديگرى ازاخبار كنونى جهان را تشكيل مى دهد.
بازتاب اخبار
بديهى است كه پخش هر رويداد و گزارشى در جامعه آثار خوب و سازنده و يا زيان بار و مخربى را مى تواند داشته باشد.اگراخبار و گزارشها دروغ و ياس آور باشد ملتى را نگران و بدبين مى كند و چنانچه راست و اميدبخش باشد اجتماعى را زنده و پرنشاط مى سازد.
البته يك خبر درافكار گوناگونه از نظر مكتب و عقيده بازتاب هاى مختلفى را مى تواند داشته باشد.از باب نمونه :انتشارارتحال حضرت امام[ ره] در وسائل ارتباط جمعى مسلمانان و مستعفين جهان را غمگين و در عين حال مصمم تر به ادامه راه آن حضرت مى نمايد ولى مستكبرين و دشمنان اسلام را خوشحال و وادار به موضع گيريهاى كينه توزانه مى كند.
انگيزه هاى گزارش دهندگان و شنوندگان
در پخش و تحليل اخبار گويندگان و شنوندگان انگيزه ها واغراض گوناگونى دارند. هدف يك گزارش دهنده آرامش خاطر شنوندگان و غرض ديگرى اضطراب و نگرانى اشخاص و مردم است .
يك گوينده و هنرمند براى ترويج دين خدا اخبار و صحنه هايى را منعكس مى كند و يك خبرنگار و فيلمبردار جهت ضربه زدن به اسلام و مسلمانان گزارش و فيلم تهيه مى نمايد.
شنونده اى اخبار را براى آشفته كردن بازاراقتصاد و بالا بردن قيمت تعقيب مى كند و ديگرى گزارشها را گوش مى دهد تا به نيرنگ هاى سياسى و نقشه هاى اقتصادى جهان خواران آگاهى پيدا كند.
ديدگاه اسلام
با توجه به ابعاد گوناگون اخبار كه در بالا
بدان اشارت رفت نمى توان نظراسلام را در همه جا و حتى در يك بخش از خبار هم يكسان بيان و تطبيق كرد و تا جنبه هاى مختلف يك خبر ملاحظه نشود تبيين ديدگاههاى اسلام و پياده كردن آنها بر موراد خاص نادرست است .
به هر حال اگر نمى توان درباره هر خبرى به صورت جزئى و موردى نظر ثابتى راازاسلام بيان و تطبيق كرد ولى مى توان يك چارچوب كلى و جامع از ديدگاه هاى اسلام را براى نقل و تحليل اخبار ترسيم نمود تا اشخاص و گزارش دهندگان خود در پخش و بررسى رويدادها جنبه هاى گوناگونه يك خبر رااز نظراسلام و عينيت خارج مد نظر قرار دهند:
١. نقل و پخش اخبار پس از تحقيق
در درجه نخست براى پخش و تحليل اخبار بايد ملاحظه كرد كه آيا اخبار رسيده دقيق و مورداطمنيان است يا تحريف شده و بى اساس .
خداوند دراين آيه مى فرمايد:[ ان جائكم فاسق بنبا فتبينواان تصيبوا قوما بجهاله فتصبحوا على ما فعلتم نادمين] ١ .
اى مومنان ١اگر فرد فاسقى براى شما خبرى گزارش داد و نقل كرد درباره آن تحقيق كنيد. مبادا به گروهى و جمعيتى از روى نادانى آسيب برسانيد. آنگاه بر كرده خود پشيمان شويد.
مفسرين در شان نزول اين آيه گفته اند:
[وليد بن عقبه از طرف پيامبر[ص] براى جمع آورى زكات از قبيله بنى المصطلق اعزام شد. هنگامى كه اهل قبيله از آمدن نماز نماينده رسول خدا[ص] با خبر شدند به استقبال اوشتافتند اما وليد به خاطر سابقه خصومت خود با قبيله فكر كرد آنان قصد كشتن او را دارند. لذا در وقت بازگشت بدون تحقيق خدمت پيامبر[ص] عرض كرد: آنان از پرداخت زكات سرپيچى كردند]. ٢
چون امتناع از زكات در حكم كفر و قيام بنى المطلق بر ضدحكومت اسلامى بود پيامبر[ص] خشمگين شد و تصميم پيكار با ن قبيله را گرفت . اين جا بود كه آيه فوق نازل شد.
آنچه ازاين آيه شريفه بايد بياموزيم اين كه : هنگام نقل اخبار چه در صد و سيما و جرايد و چه در بولتن هاى محرمانه و جلسات خصوصى صحت خبر و مورد وثوق بودن مثابع و گزارش دهندگان تحقيق شود.
روشن است كه اگر منابع اخبارافراد بى تقوا و غيرموثق باشند نمى توان به آن گزارشهااعتماد كرد واگر بناست منتشر گردد بايد صحت آنهااز راههاى ديگرى تاييد شود.
منابع اخبار و گزارشها در جمهورى اسلامى لازم است از خبرنگارانى باشد كه مورداطمينان از نظر تقوا و ضبط جزئيات هستند و چنانچه از طريق خبرگزاريهاى بزرگ استكبارى همچون رويتر يونايتدپرس آسوشيتدپرس تاس و خبرگزارى فرانسه اخبارى در رسانه هاى جمهورى اسلامى پخش مى شود بايد پس از بررسى و صحت سنجى توسط اهل اهل فن و صاحب نظران
متعهد باشد چه اين كه گزارشها واخبار خبرگزاريها جهان نه تنها مورداطمينان نيست كه پراز تحريف و دروغ و غرض ورزى است .
نتيجه اى كه تاكنون گرفتيم تحقيق در صدق و درست بودن اخبار نخستين اصل در پخش و تحليل رويدادهاست . بنابراين : نقل گزارشها بدون بررسى صحت و سقم آنها خود نوعى دروغ گفتن هم هست و آيات واحاديث در زمينه حرمت و نكوهش كذب و دروغ فراوان است . مااز باب نمونه چند روايت دراثبات همين معنى ذكر مى كنيم :
الف رسول گرامى[ ص] مى فرمايد:
[كفى بالمرء من الكذب ان يحدث بكل ماسمع] ٣ .
براى دروغ گفتن شخص همين بس كه هر چه را شنيده بازگو كند.
ب على[ ع] در نامه خود به حارث همدانى دستور مى دهد:
[ولا تحدث الناس بكل ماسمعت به فكفى بذلك كذبا] ٤ .
هر چه را شنيدى براى مردم نقل مكن كه همين قدر در دروغ بودن كافى است .
ج باز مولاى متقيان[ ع] مى فرمايد:
[لاتحدث عن غيرثقه فتكون كذابا] ٥ .
بدون اطمينان سخن مگو كه دروغگو محسوب مى شوى .
اميرالمومنين[ ع:]
[لاتقل ما لاتعلم] ٦ .
چيزى را كه نمى دانى بازگو مكن .
تاكنون سخن از مذمت و زشتى نقل اخبار بودن تحقيق بود. حال مى گوييم : هر كجا علم واطمينان نيست نبايدايستاد.
[ولاتقف ماليس لك به علم ان السمع والبصر والفواد كل اولئك كان عنه مسئولا] ٧ .
خداوند سخن گفتن و پخش اخبار بدون اطمينان را نهى كرده است همچنانكه گوش را در قبال گفته ها واخبار بدون علم و چشم را در قبال صحنه ها و نمايشهاى بى اساس وانديشه و دل را در تاثيراز گزارشها و شنيدنيهاى غيرموثق مسوول مى شمارد.
٢. حفظ حرمتها هنگام نقل اخبار
يكى از دستورهاى اكيداسلام كه بايد در همه حال بويژه در هنگام پخش و تحليل اخبار مراعات نمود حفظ حرمتها و آبروى اشخاص مومن است .
در جامعه اسلامى بايد حريم و آبروى تك تك مسلمانان حفظ شود و حرمتها شكسته نشود. روشن است كه دراين زمينه مسووليت دست اندركاران بولتن ها روزنامه ها مجلات صدا و سيما و تريبونهاى مجلس وامامت جمعه سنگين تراست .
پخش هر خبرى كه شخصيت مومنان را خرد مى كند گناه و حرام است و فرقى هم نمى كند كه محتواى اخبار تهمت واشاعه فحشاء باشد يا غيبت و سوءظن و ...
آيات واحاديث دراين بخش زياداست و ما
نمونه هايى رااز باب تيمن و تبرك يادآور مى شويم :
الف پخش اخبار بهتان آميز.
[ اذا تلقونه بالسنتكم و تقولون بافواهكم ماليس لكم به علم و تحسبونه هينا و هو عندالله عظيم]. ٨
به ياد آوريد هنگامى كه آن تهمت رااز زبان يكديگر مى گرفتيد و با دهان خود سخنى مى گفتيد كه به آن يقين نداشتيد و آن را مساله كوچكى مى پنداشتيد بااين كه در نزد خدا بزرگ است .
اين آيه در ضمن آيات افك است كه منافقين تهمت به همسر پيامبر عايشه زدند و مومنان هم بدون فكر و تحقيق آن را شايع كردند لذا خداوند خوش باورى و آلت دست قرار گرفتن مومنان را مورد نكوهش قرار مى دهد و مى گويد چرا شما بدون يقين و بررسى يك خبر بهتان آميز را در بين خود پخش مى كنيد؟
ولولااذا سمعتموه قلتم مايكون لناان نتكلم بهذا سبحانك هذا بهتان عظيم ٩ .
چرا هنگامى كه آن را شنيديد نگفتيد براى ما مجاز نيست بدان تكلم كنيم ؟ خداوندا! تو منزهى واين تهمت بزرگى است .
باز دراين آيه براين امر تاكيد شده است كه چرا مومنان هنگام شنيدن نسبت دروغ زبان خود را كنترل نكردند در آيه ١٤ همين سوره خداوند مومنان را سرزنش مى كند كه چرا نسبت به خودتان حسن ظن نداريد؟ ١٠
به هر حال آيات افك در سوره نور را بايد در كتابهاى تفسيرى مثل الميزان يا تفسير نمونه مطالعه كرد و خطر شايعه سازان منافق و ساده انديشى مردان و زنان مومن را دريافت كه چگونه در نقل اخبار بدون تامل و تقوا آبرو و حرمت خاندان رسالت را خدشه دار مى نمايند!.
البته از آيات درس ديگرى هم مى گيريم كه بهترين راه مبارزه با شايعات بيدارى وجدان عمومى واحساس مسووليت و خدا ترسى جامعه اسلامى است .
رسول گرامى اسلام[ ص] مى فرمايد:
[ ان الله حرم من المسلم دمه و ماله وان يظن به ظن السوء]. ١١
خداوند تجاوز به خون و مال مسلمان را حرام نموده واجازه نداده كه كسى به يك فرد مسلمان گمان بد ببرد.
در حديث ديگرى پيامبراسلام[ ص] مى فرمايد:
[ المومن حرام كله : عرضه و ماله و دمه] ١٢ .
همه چيز مومن محترم است و بايد حفظ شود: آبرو مال و خون .
امام صادق ( ع ) مى فرمايد:
[ اذااتهم المومن اخاه انماث الايمان من قلبه كما ينماث الملح فى الماء] ١٣ .
وقتى كه مومن به برادر دينى خود تهمت بزند ايمان در قلبش ذوب مى شود همچنانكه نمك در آب حل مى گردد.
ب .اشاعه فحشاء و تجسس از عيوب ديگران .
برخى مواقع اخبارى كه پخش مى شود و
آبروى مومنان را مى ريزد دروغ و تهمت نيست بلكه گناهان و عيوب مسلمانان و برادران دينى است كه از روى نادانى يا هواى نفس انجام گرفته واحيانا مخفيانه هم بوده است و هنوز لغزشهايشان به سرحد تجاهر به فسق و گستاخى و پرده درى آشكار نرسيده است .
اسلام پخش چنين مسائل واخبارى را در محافل خصوصى و عمومى مجاز نمى داند بلكه اشاعه فحشاء و معصيت بزرگ مى شمارد و تحقيق در چنين جرائم و پرونده هايى را تجسس از زندگانى شخصى مومنان و گناهى ديگر محسوب مى كند.
[ ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشه فى الذين آمنوا لهم عذاب اليم فى الدنيا والاخره] ١٤ .... .
تحقيقا براى كسانى كه علاقه به پخش گناه و فحشاء در ميان مومنين را دارند عذاب دردناكى در دنيا و آخرت فراهم است .
در جامعه اسلامى تنها گناه و سرپيچى ازاحكام خدا زشت نيست بلكه بيان پخش و شايع كردن آن هم در هر جمع و تريبون و نوشته اى گناه و تمرد در برابر خداست .
در دوره اول مجلس شوراى اسلامى برخى از ليبرالها براى اثبات هتك حرمت و برملا كردن عيوب اشخاص رقيب بدين سخن تمسك مى كردند كه نفس بدى و گناه زشت است و آن هم انجام گرفته و گرنه بيان گناه پس از وقوع بدون اشكال است !
متاسفانه بعضى از دست اندركاران وسائل ارتباط جمعى و صاحبان تريبونهاى آزاد فكر مى كنند:
آزادى بيان واحزاب در قانون اساسى در چهارچوب دمكراسى غرب معنى مى دهد و توجه ندارند كه در خود قانون اساسى جمهورى اسلامى صريحا مى گويد:اسلام بر تمام قوانين ديگر حاكم است .
آزادى بيان دراسلام به معناى هتك حرمت اشخاص محترم وافشاگرى عيوب مومنين و لجن مال كردن يكديگر در صحنه انتخابات و كرسى وكالت و وزارت و رياست نيست .
در آيه ١٢ سوره حجرات خداوند به مومنين خطاب مى كند: شما حق تجسس نداريد ١٥ .
امام صادق[ ع] از رسول خدا[ص] نقل مى كند:
[لاتطلبوا عثرات المومنين فان من تتبع عثرات اخيه تتبع الله عثراته و من تتبع الله عثراته يفضحه ولو فى جوف بيته] ١٦ .
دنبال لغزشهاى مومنين نباشيد. هر كس از عيوب برادرايمانى خود تحقيق كند خدا هم عيوب او را دنبال كرده و در درون خانه اش هم كه باشد رسوايش مى سازد.
على[ ع] در نامه خود به مالك اشتر مى گويد:
فان فى الناس عيوباالوالى احق من سترها ١٧ .
در مردم اشكالات و عيوبى هست كه فرمانروا و حاكم سزاوارتراز ديگران به پوشاندن آنهاست .
امام صادق[ ع] مى فرمايد:
[من قال فى مومن ماراته عيناه و سمعته اذناه فهو من الذين قال الله عزوجل ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشه]... .
هر كس از يك مومن لغزشى با چشم خود ديد يا با گوش خود شنيد و آن را پخش كرد از زمره كسانى است كه خداوند درباره شان فرمود: تحقيقا براى اشخاصى كه دوست دارند در بين مومنين اشاعه فحشاء كنند عذاب دردناكى است ...
به هر حال حفظ آبرو و حرمت مومن در غياب و حضور در روزنامه و راديو و در جلسه خصوصى و عمومى لازم است و هيچ مومنى اگرايمان دارد نمى توان در حق زنان و مردان مومن تهمت بزند تفتيش نمايد و شيعه پراكنى نمايد و هر چه چنين گناهى بيشتر پخش گردد و دراخبار و نوشته ها درج شود عذاب الهى دردناكتراست . .
از اين معنى هم نبايد چشم پوشى كرد كه نه تنها حفظ آبروى تك تك مومنان واجب است بلكه حفظ آبروى هر صنف و گروهى از مومنان ( همچون روحانيت متعهد) هم ضرورى است . و در راس همه واجبات حفظ آبروى نظام اسلامى و شخصيتهاى موثر در آن مى باشد كه در واقع حفظ حرمت همه مسلمانان است و ما ملاحظه كرديم كه در آيات و روايات مزبور خطاب به جمع مومنين بود.
بنابراين پخس و تحليل هر خبر وانتقادى كه موجب شكسته شدن قدرت و آبروى حكومت اسلامى در نظر ملل مسلمان و مستضعف شود گناه نابخشودنى است . ما فراموش نكرده ايم كه حضرت امام رحمه الله عليه در پيام خود به روحانيون و مراجع پخش اخبار و تحليلها وانتقاداتى كه حربه تبليغاتى به دست دشمنان اسلام و قدرتهاى استكبارى مى دهد و در نتيجه حيثيت و عظمت جمهورى اسلامى از بين مى رود محكوم كردند.
ج . نقل اخبار بر پايه گمان و بدگويى .
از جمله اخبار كه باعث آبروريزى اشخاص بى گناه مى شود گزارشهايى است كه براساس بدگمانيها پيش داوريها بدبينيها و بدگوييها تنظيم گشته است .
[ياايهاالذين آمنوااجتنبوا كثيرا من الظن او بعضى الظن اثم ولاتجسسوا و لايغتب بعضكم بعضا ١٨ ... ولايسخر قوم من قوم] ١٩ .
دراين آيه خداوند به مومنين خطاب مى كند: بسياراز گمان بپرهيزيد محققا برخى گمانها گناه است ...از يكديگر غيبت و بدگويى نكنيد و يكديگر را مسخره ننماييد.
در آيه ديگر مى فرمايد:
[ولاتسبواالذين يدعون من دون الله] ٢٠ .
اى مومنان ! معبود كسانى كه غيراز خدا را عبادت مى كنند ناسزا نگوييد.
باز در آيه ديگر:
[ويل لكل همزه لمزه] ٢١ .
واى بر عيب جويان طعنه زن !
آنچه ازاين آيات مى خواهيم استفاده كنيم اين كه : نقل اخبار تحليلها وانتقادات نبايد بر
اساس بدبينى و بدگويى استوار باشد و بسيارى از هتك حرمتها آبروريزيها و ترور شخصيتها از سوءظن و بدبينى سرچشمه مى گيرد و در شكل غيبت و بدگويى واستهزاء و ناسزا به عنوان اخبار جديد منتشر مى شود.
ان النبى[ ص] نظرالى الكعبه فقال :[ مااعظمك واعظم حرمتك والمسلم اعظم حرمه منك حرم الله دمه و عرضه وان يظن به ظن السوء] ٢٢ .
رسول خدا[ص] به كعبه نگاه كرد و فرمود: چه با عظمت هستى و حرمت تو چقدر زياداست ! ولى حرمت مسلمان از حرمت و بيشتراست . خدا جان و آبرو و مال مسلمان و سوءظن درباره او را حرام فرموده است .
ان النبى[ ص] قال اياكم والظن فان الظن اكذب الحديث . ٢٣
رسول خدا فرمود:از سوءظن دورى كنيد كه سوءظن دروغترين سخنان است .
[ اياكم والظن فان الظن اكذب الكذب] ٢٤ . .
رسول خدا[ص] فرمود:از سوءطن بپرهيزيد كه آن از دروغترين دروغهاست .
[سوءالظن يفسدالامور و يبعث على الشرور] ٢٥ .
على[ ع] فرمود سوءظن كارها را تباه مى سازد و صاحبش را به اعمال شر واميدارد.
اين چند حديث براى حرمت سوءظن كافى است .از نظر عقلى هم گمان و ظن حجت نيست كه جاى بحث آن در علم اصول مى باشد ٢٦ .
در جامعه كنونى ما علت بسيارى ازاخبار دروغ شايعات و خط بازيها سوءظن و بدگمانى است . هر جناح سياسى به تمام حركات گروه مقابل بدبين است و براى هر موضع گيرى رقيب يك تحليل خطى هم مى كند كه مدركى جز خيال و گمان و حدس ندارد.
اگراز جمهورى اسلامى ايران بگذريم دراخبار و تحليلهاى سياسى جهان غرب و شرق نه تنها سوءظن و بدبينى حاكم است كه جنگها و پيمانهاى نظامى هم احيانا بر پايه عدم اعتماد و سوءظن به يكديگر ايجاد مى گردد.
از نظراسلام مومن نه تنها حق سوءظن نسبت به ديگران را ندارد كه بايداعمال مشكوك برادران دينى خود را هم حمل بر صحت و خير كند:
[لاتظنن بكلمه خرجت من احدسوا وانت تجد له فى الخير محتملا] ٢٧ .
على[ ع] مى فرمايد: به كلمه اى كه از دهان كسى بيرون مى آيد تا جايى كه مى توانى محمل صحيحى بر آن پيدا كنى گمان بدمبر.
باز مى فرمايد:[ حسن الظن من احسن الشيم] ٢٨ .
حسن ظن از بهترين خصلتهااست .
امام صادق[ ع] از على[ ع] نقل مى كند:
ضع امراخيك على احسنه حتى ياتيك منه ما يغلبك ٢٩ ... .
كار برادر مومنت را تا موقعى كه قراين و دلايل قطعى برخلاف صحت و فساد آن پيدا نشده به بهترين صورت آن حمل كن .
اميرالمومنين مى فرمايد:
من عرف من اخيه وثيقه دين و سداد طريق فلايسمعن فيه اقاويل الرجال]... ٣٠ .
هر كس از برادر دينى خود اطمينان در دين واستقامت در راه ديد به گفته هاى مردم درباره او گوش ندهد.
آرى اگر بدبينيها برطرف شود و حسن ظن حاكم گردد بسيارى از اظهارنظرهاى شخصى واستنباطهاى فردى درباره مومنان بى گناه پخش نمى شود واسامى اشخاص در بولتنهاى محرمانه و تريبونها و جرايد فاش نمى گردد. در نتيجه جناح بنديها واختلافات در صفوف نيروهاى مومن كاهش مى يافت .
٣. حفظ اسرار نظام در پخش اخبار
پخش اسرار جنگى و نظامى جامعه اسلامى جايز نيست بلكه هر خبرى كه به اساس نظام اسلامى ضربه بزند و دشمنان اسلام از آن استفاده جويند نبايد فاش شود وازاسرار حكومت اسلامى است چه اين كه حفظ نظام از مهمترين واجبات است .
على[ ع] مى فرمايد:
الاوان لكم :عندىالااحتجزدونكم سراالا فى حرب ٣١ .
آگاه باشيد شما بر من حق داريد كه جز در جنگ رازى رااز شما نپوشانم .
بنابراين حاكم اسلامى حفظ اسرار جنگى و نظامى راازاختيارات خود مى داند و آگاهى از آنهارا حق ديگران ندانسته و پخش آنها را هم جايز نمى شمارد.
مرحوم صاحب وسائل بابى تحت عنوان تحريم پخش حق در صورت خوف . منعقد كرده است و روايات متعددى را نقل مى كند.از جمله روايتى از امام صادق[ ع:]
من اذاع علينا شيئا من امرنا فهو كمن قتلنا عمدا ٣٢ .
هر كس ازامر ما (تشكيلات امامت و تشيع ) رازى را فاش نمايد مانند كسى است كه ما را عمدا بكشد.
روشن است كه كلمه[ امر] دراين گونه موارد به معناى حكومت به كار مى رود و هر رازى كه از حكومت حق فاش شود كه دشمن خارجى يا داخلى از آن بهره جويد و نظام اسلامى را مورد تهديد قرار دهد حرام و غير مجازاست . فرقى هم نمى كند كه حكومت در حال تشكيل و پيش از پيروزى باشد و پايش از پيروزى زيرا تقيه تنها حفظ دين و تشكيلات امامت و تشيع در برابر خلفاى دين و تشكيلات امامت و تشيع در برابر خلفاى جور و حاكم بر سرزمين اسلام نيست بلكه تقيه حفظ اساس ايمان و مومنان در برابر هر دشمن خارجى و داخلى و آشكار و پنهان است . بنابراين روايات تقيه هم مى تواند دليل خوبى بر حفظ اخبار واسرار نظامى و حكومتى باشد در صورتى كه از پخش آنها دشمن استفاده كند و خوف ضربه زدن او باشد.
امام حسن عسكرى[ ع] مى فرمايد:
[بزرگترين واجبات دو چيزاست و يكى از آن دو: تقيه كردن از دشمنان خداست] ٣٣ .
در جمهورى اسلامى تاكنون چنين بوده است كه هر كدام از صاحبان مسوولين جرايد بولتنهاى درون سازمانى و ديگر وسائل ارتباط جمعى هرگونه اخبارى را مصلحت ديدند منتشر مى نمايند و بديهى است كه احيانا خبرى را پخش كنند و دشمن هم از آن سود جويد.
در زمان جنگ تحميلى عراق شاهد بوديم كه يك مسوول براى اميد دادن به مردم از راه اندازى كارخانه اى خبر مى داد و دشمن هم فورا آن را هدف بمباران خود قرار مى داد.
حال اگر تمام اخبار داخلى و خارجى توسط شورايى از صاحب نظران كليه وزارتخانه ها وارگانهاى مربوطه طبقه بندى مى گشت و ضوابطى هم براى پخش و تحليل رويدادها تعيين مى شد دشمنان كمتر مى توانستندازاخبار ما استفاده كنند.
٤. تحليل وارزيابى اخبار
در عصر پيامبر[ص] كفاراخبار و وحشتناك يا آرامش بخش توسط فرستادگان خود يا منافقين شايع مى كردند و مومنان هم از روى ساده انديشى و عدم توجه به اغراض دشمنان آن اخبار را پخش مى كردند و جامعه اسلامى را دچار برحان و نااميدى يااحساس پيروزى كاذب مى نمودند.
در همين رابطه بود كه اين آيه نازل شد:
واذا جاء هم امر من الامن اوالخوف اذا عوابه ولو ردوه الى الرسول والى اولى الامر مهم لعلمه الذين يستطبونه منهم ولو لافضل الله عليكم و رحمته لاتبعتم الشيطان الا قليلا ٣٤ .
هنگامى كه به مومنان خبرى از امنيت يا ترس برسد آن را پخس مى نمايند ولى اگر آن را به پيامبر خدا[ص] و صاحبان حكومت ارجاع مى دادند اهل استنباط و تحليل ريشه هاى آن خبر را تشخيص داده و تصميم لازم رااز هر جهت مى گرفتند و چنانچه لطف و رحمت خدا شامل حال شما نبود جز عده اندكى از شيطان پيروى مى كرديد .
ازاين آيه مى توان بهره جست كه مومنان و نيروهاى نظامى وانتظامى نبايداخبار راديوها و جرايد بيگانه و ضدانقلاب را در ميان خود شايع نمايند بلكه بايد هر خبر شكست و ناكامى يا پيروزى و موفقيت را كه از آنها مى شنوند به مراكز و مسوولين ارجاع دهند تا پس ازارزيابى و تحليل تصميمات لازم اتخاذ گردد.
از طرفى بر حكومت اسلامى است كه نياز مردم را به اخبار صحيح و هدايت شده درباره دشمنان و رويدادهاى جهانى و كشورى تامين نمايد و گرنه آنان كنترل و جو خبرى را به دست مى گيرند وافكار پاك مردم را منحرف مى نمايند.
برنامه اى كه صبحهاى جمعه توسط صداى جمهورى اسلامى به عنوان راديوهاى بيگانه اجرا مى شود نمونه بارزى ازارزيابى و تحليل اخبار دشمنان اسلام است كه دراين يه بدان اشاره شده است .
رسول اكرم[ ص] در جنگ[ احد] براى ارزيابى ميزان تجهيزات و تعداد نيروهاى دشمن
حباب بن منذر را به شكل پنهانى فرستاده و فرمود:
لاتخبرنى بين احد من المسلمين الاان ترى قله فرجع اليه فاخبره خاليا ٣٥ .
در جمع مسلمانان به من خبر مده مگر تعداد آنان رااندك مشاهده كنى . پس او برگشت و در خلوت به پيامبر[ص] گزارش داد.
آرى در زمان ما نقش جنگ اعصاب و سرد كمتراز نبر نظامى نيست زيرا با جنگ روانى و شايعه پراكنى هم مى توان فكر ملتها واشخاص بى طرف را آشفته و بدبين كرد و هم مى توان ذهن مسلمانان رااز دشمنان اصلى به مسائل جزئى مشغول ساخت .
شما ملاحظه كنيد:از آغاز نهضت اسلامى تاكنون حجم تبليغات واخبار زهرآگين ابرقدرتها و گروهكهاى وابسته نسبت به عمليات نظامى و محاصره اقتصادى آنان چقدراست ؟
به هر حال نتيجه مى گيريم كه نيروهاى نظامى انتظاماتى واطلاعاتى و ديگراقشار ما نبايد خود ناخواسته عامل پخش اخبار مغرضانه استكبار جهانى واسرائيل و منافقين باشند و به دستور آيه به مراكز مسوول و پيشوايان گزارش دهند و تحليل و ريشه هاى حوادث راازاهلش دريافت نمايند.
خطوط كلى در تحليل ابعاد مثبت اخبار
حال كه لزوم تحليل اخبار مهم روشن گشت مى پردازيم به ديگر خطوط كلى اسلام درابعاد مثبت تحليل و پخش رويدادها كه در حقيقت بيانگر جهت گيرى اخبار مثبت به سوى اهداف الهى و جبهه گيرى گزارشهاى خبرى در برابراغراض شيطانى مى باشد.
ما در تحليل و نقل اخبار پس ازاين كه اخبار و تحليلهاى دروغ تهمت آميز فاش كننده اسرار نظام و مومنان را سانسور واز دور خارج كرديم بايداخبار صحيح را با جهت گيرى انديشه اسلامى ارائه دهيم .
از همين جا جدايى ديدگاه اسلام در نقل و پخش اخباراز ديگر مكتبهاى فكرى و سياسى آشكار گشت كه اساسا كاربرد واژه اخبار و آزادى بيان و قلم در نقل شايعات دروغها تهمت ها هتك حرمتها و... غلطانداز فريبنده و بى معنى است چه اين كه خبر بايداز واقعيت و حقيقت گزارش دهد وانسان را آنگونه كه بايد تكامل يابد جهت بخشد.
خطوط كلى :
الف نقش اخبار در هدف شناسى :
بخش زيادى از آيات قرآن اخبار و سرگذشتهاى اقوام وامتهاى پيشين است . خداوند در سوره هود پس از ذكر فشرده اى از سرگذشتهاى جوامع پيشين و قيامهاى الهى پيامبران مى فرمايد:
ذلك من انباءالقرى نقصه عليك ٣٦ .
اى محمد!اين ازاخبار مهم شهرها و سرزمينهاى آباد بود كه براى تو حكايت كرديم .
در آيه ديگر مى گويد:
لقد كان فى قصصهم عبره لاولى الالباب ٣٧ .
محققا داستان واخبار گذشتگان مايه عبرت صاحبان انديشه و خردمندان است .
اين دو آيه از باب نمونه بود و شما مى توانيد واژه[ نبا] را در قرآن بررسى كنيد خواهيد ديداخبار و رويدادهاى دنيوى و مادى زودگذر و زوال پذيراست . مگراين كه انسان در پس اين گزارشها و حوادث اخبار مهمتر را در جهان غيب و جاودانه مخصوصا آخرت (نباء عظيم ) كه توسط پيام آوران و خبردهندگان راستين الهى ( الانبياءاز كلمه نيا) گزارش مى شود از جان و دل بشنود و هدف بلند وانسانى خود را بشناسد.
مسئوولين و كارگردانان و گزارش دهندگان رسانه هاى گروهى ... مى توانند تاريخ تباهى و هلاكت امتهاى ستمكار گناهكار و ماديگراى پيشين و نهضتهاى الهى انبياء را جهت برقرارى عدالت در دنيا و هدايت بشر به سعادت ابدى به صورت اخبار داستانهاى آموزنده و نمايشهاى تكان دهنده در آورده براى خوانندگان بينندگان و شنوندگان خود بيان كنند و آنان را به سوى هدف عالى مردان بزرگ تاريخ چون :ابراهيم[ ع] موسى[ ع] عيسى[ ع] نوح و محمد[ص] سوق دهند واز پيمودن راه اقوام تبهكار و كافر برحذر دارند
ب . نقش اخبار در دشمن شناسى
مومنان همانگونه كه بايد خدا و هدف خود را بشناسند و به سوى او حركت كنند بايست دشمنان خدا و موانع راه تكامل را هم شناسايى بكنند و در دام نيرنگها و توطئه هاى آنان گرفتار نشوند و خود را آماده رويارويى با تهاجمات گوناگونه شياطين نمايند.
[وكذلك جعلنا لكل نبى عدوا شياطين الانس والجن] ٣٨ .
ما براى هر پيامبرى دشمنى از شياطين انسانى و جنى قرار داديم .
[ ولقد بعثنا فى كل امه رسولاان اعبدوالله واجتنبواالطاغوت فمنهم من هدى الله و منهم ٣٩.من حقت عليه الضلاله فسيرو فى الارض فانظروا كيف كان عاقبه المكذبين
ما در هرامتى رسول و فرستاده اى مبعوث كرديم (تااين دو خط فكرى را به انسانهاابلاغ و گزارش نمايند) پرستش خدا كنيد واز طاغوت و شيطان دورى نماييد پس گروهى از آنان را خداوند هدايت نمود و گروهى هم مستحق گمراهى بودند. بنابراين شما در جهان و زمين سير و مطالعه نماييد و بنگريد سرانجام تكذيب كنندگان چه بود.
در جاى ديگر خطاب به منافقان :
[قل لاتعتذروا لن نومن لكم قد نباتاالله من اخباركم]. ٤٠ بهانه نياوريد خدااخبار شما را به ما گزارش داده است .
[ الم ياتكم نباالذين كفروا فذاقو و بال امرهم] ٤١ .
آيا خبر مهم كسانى كه كفر ورزيدند و عاقبت شوم كارشان را چشيدند. به شما نرسيد.
مومن و جامعه اسلامى براساس جهان بينى
خدائيش بايد در تمام ابعاد در زندگى مادى و معنويش اين دو خط فكرى را مد نظر قرار دهد كه به سوى كمال الهى در حركت باشد واز راه شيطان فاصله گيرد. بعد سياسى زندگى مسلمين هم ازاين اصل مستثنى نيست و قهرا در گزارشها و اخبار لازم است اين جهت گيرى حفظ شود.
پخش و تحليل اخبارى كه پرده از نيات شوم و تحركات شيطان صفتان و دشمنان خارجى و داخلى (مثل شيطان بزرگ اسرائيل و منافقين ) بر مى دارد دسيسه ها و توطئه هاى آنان را خنثى مى كند و علاقمندان به اسلام را در برابر نقشه هاى آنان هوشيار و آماده مى سازد.
اخبارى كه در بولتنهاى درون سازمانى درباره گروهكهاى ضدانقلاب و قدرتهاى استكبارى وارتجاعى درج مى شود از مهمترين جنبه هاى مثبت و ارزنده اينگونه نشريات است و بايد هر مومن انقلابى و نظامى و سياسى و بسيجى در صدد به دست آوردن چنين اخبارى باشد و در جلسات خصوصى هم چنين تحليلهايى شايسته است .
قال النبى[ ص] الا وان اعقل الناس عبد عرف ربه فاطاعه و عرف عدوه فعصاه ٤٢ ... .
پيامبراكرم[ ص] فرمود: عاقلترين مردم بنده اى است كه پروردگارش را بشناسد واطاعت كند و دشمن خود را هم بشناسد وازاو سرپيچى نمايد.
امام صادق[ ع] مى فرمايد:
ان بنى اميه اطلقوا للناس تعليم الايمان و لم يطلقوا تعليم الشرك لكى اذا حملوهم عليه لم يعرفوه ٤٣ .
بنى اميه آموزش ايمان را براى مردم آزاد گذاشتند و تعليم و شرك را ممنوع كردند تا در صورت وادار كردن مردم به شرك آنان شرك را درك نكنند.
آرى نقل اخبار و تحليلها در جمهورى اسلامى بايد بر پايه حقيقت و صحت و در جهت هدايت انديشه ها باشد بر خلاف گزارشهاى خبرگزاريهاى جهان غرب و شرق كه بر پايه شيطنت و تحريف حقايق و در جهت گمراهى و آشفتگى و بحران فكرى و سياسى است .
در نقل اخبار كه راجع به دشمنان اسلام و دسيسه هاى شيطانى آنان است چه بسااز ظن گمان بد هم استفاده شود بااين كه نسبت به مومنين مى بايستى حسن ظن داشت .
خداوند مى فرمايد :[فاحذرهم] .
اى پيامبر نسبت به منافقان برحذرباش .
على[ ع] مى فرمايد:
من لم يتحرز من المكائد قبل وقوعها لم ينفعه الاسف عند هجومها ٤٤
كسى كه به موقع از حيله دشمن خود را حفظ نكند تاسف در هنگام تاخت و تاز دشمن به دردش نمى خورد.
باز مى فرمايد:
[ احتراسوا من الناس بسوءالظن] ٤٥ .
خودتان را به سوءظن از مردم حفظ كنيد.
امام صادق[ ع] مى فرمايد:
لاتثق الى من تخاف ان يغدربك ٤٦ .
بر كسى كه مى ترسى بر تو حيله زند اعتماد نكن .
باز على[ ع] مى فرمايد:
فالحذر كل الحذر من عدوك بعد صلحه فان العدور بما قارب لينفعل فخذاالحزم واتهم فى ذلك حسن الظن] .
از دشمن پس از صلح بااو برحذر باش زيرا دشمن گاهى نزديك شده و صلح مى كند تا تو را غافلگير كند پس دراين گونه موارداحتياط را شيوه خودساز و حسن ظن نداشته باش .
ازاين روايات مى توان برداشت كرد كه نسبت به دشمنان حسن ظن خلاف احتياط و هوشيارى يك مسلمان عاقل است . يك مومن براى سلامتى و حفظ خوداز هر آسيب و گزندى مى تواند نسبت به ديگران (گر چه دوست و برادر دينى باشد) حسن ظن نداشته به مسلمان براى احتياط از ضرر و زيان به معناى اظهار آن به شكل تهمت و بدگويى نيست .
على[ ع] مى فرمايد:
[ العاقل لاينخدع]: ٤٧
شخصى عاقل فريب نمى خورد.
امام صادق[ ع] مى فرمايد:
[وكن على حذر من اوثق الناس عندك] ٤٨ .
از نزديكترين اشخاص به خود هم برحذرباش .
ج . نقش اخبار در آگاهى به نيازها و مقتضيات زمان .
يكى ديگراز آثار سازنده اخبار بالا بردن سطح آگاهى مردم مسلمان به نيازها سياستها و جريانات زمان است . به فرموده امام رحمه الله عليه .
[صدا و سيما مى توان به صورت يك دانشگاه درآيد و دانشهاى جديد و اطلاعات لازم و عمومى را در زمينه هاى گوناگون دراختيار مردم بگذارد. مطبوعات و مجلات هم مى توانند تازه ترين اخبار را درباره پيشرفتها تجربيات و علوم ديگر جوامع برا علاقمندان خود گزارش دهند و موجب ارتقاء كيفيت رشته هاى تخصصى و جديد شوند].
امام صادق[ ع] فرمود[ :والعالم بزمانه لاتهجم عليه اللوابس] ٤٩ .
كسى كه به زمان خود آگاه است كارها وامور براو مشكل و مشتبه نمى شود.
در حديث ديگرامام صادق[ ع] طالبان و پژوهشگران علم را سه دسته مى كند و درباره گروه سوم كه صاحبان دانش ژرف و خرد مى باشند مى فرمايد:
[مقبلا على شانه عارفا باهل زمانه] ٥٠ .
به كار خود مسلط واقبال كننده و به جامعه زمان خود آشنا.
شما ملاحظه مى كنيد كه يكى از مشكلات نظام ادارى ما عدم مديريت و تخصص است واين بدان جهت است كه اشخاص در حوزه مسووليت و كار خود از دانشهاى جديد و تجربيات علمى و كارى زمان خود ناآگاهند.
شناخت تحولات اجتماعى در جوامع كنونى خود شاخه ديگرى از شناخت مقتضيات زمان است
و هر صاحب فقه و عقلى اگر مى خواهد همگام با دگرگونيهاى اجتماعى در جامعه خود حركت كند بايد جامعه شناس و آگاه به مسائل اقتصادى و سياسى جهان باشد.
على[ ع] مى فرمايد:[ من عرف الايام لم يغفل عن الاستعداد] ٥١ .
هر كس به حركت و گذشت روزها و زمان آشنا باشد از آمادگى غفلت نمى ورزد.
در جاى ديگرى مى فرمايد :[ اعرف الناس بالزمان من لم يتعجب من احداثه] ٥٢ .
آگاهترين مردم به زمان كسى است كه از حوادث و تحولات جديد زمان تعجب نكند.
البته حركت و همگام بودن با تحولات زمان و علوم روز به معناى زير پا گذاشتن اصول وارزشهاى جاودانه اسلام نيست بلكه بايد همان حقايق واحكام ثابت دين را متناسب با زبان شيوه و مقتضيات روز تبيين كرد و شرايط اجتماعى را هم در جهت پياده شدن اسلام دگرگون ساخت .
نقش اخبار در تبادل افكار و مشورت همگانى .د
ما مى دانيم كه يكى از پايه هاى اساسى حكومت اسلامى شور و تبادل نظر است واين مى تواند به شكلهاى گوناگون از قبيل شوراى مجلس جلسات مشورتى دولت و ديگر شوراهاى خاص و نشستها در رده هاى گوناگون نظام اجرا شود.
پخش اخبار در زمينه هاى عمومى يكى از راههاى مشورت همگانى است زيرا درج اخبار و گزارشها و طرحهاى پيشنهاد در وسائل ارتباط جمعى و جرايد و نظرخواهى از صاحب نظران واشخاص گوناگون جهت ارائه نقطه نظران واشخاص گوناگون جهت ارائه نقطه نظرهاى روزنامه و رسانه ها موجب مى شودابعاد مسائل پيشنهادى روشن گردد و موضوعات مطرح شده از جنبه هاى مختلف بررسى شود. چنين كارى علاوه براين كه يك نوع مشورت همگانى است باعث مى گردد مردم احساس مشاركت در حكومت سرنوشت خود بنمايند و جوافكار عمومى هم براى اجراى طرحهاى مزبور آماده شود .
[وامرهم شورى بينهم]. ٥٣
مومنين در كارهاى اجتماعى خود مشورت مى كنند.
باز در آيه ديگر خداوند به پيامبراكرم (ص ) دستور مى دهد:
[وشاورهم فى الامر] ٥٤ .
در كار حكومت واجراى فرامين الهى با مومنان مشورت كن .
على[ ع] در وصيت خود به محمدبن حنيفه مى فرمايند:
اضمم آراءالرجال بعضخاالى بعض ثم اختراقربها من الصواب و ابعدها هامن الارتياب. ٥٥
آراء و نظرات افراد را در كنار هم بگذار آنگاه آن نظر كه به واقعيت نزديكتر بود انتخاب كن .
٦. چگونه با بحرانهاى سياسى و شايعات برخورد كنيم ؟
تاكنون بحث ازاين بود كه جمهورى اسلامى و خود مسلمانان چه مسووليت و چهارچوب شرعى را بايد مراعات نمايند تااز ناحيه پخش و تحليل اخبار در ميان جامعه اسلامى زبان و ضربه اى به نظام و مومنان وارد نگردد واخبار صحيح وابعاد مثبت گزارشها بيشتر مورداستفاده قرار گيرد.
هم اكنون سخن ازاين است كه اخبار دروغ تهمت آميز و شايعات بحران زا توسط استكبار جهانى و عمالش پخش مى شود و دامنه اش جامعه ما را هم فرا مى گيرد و قهرا مومنان ساده انديش تحت تاثير قرار مى گيرند لذا بايد ديد اسلام دراين زمينه چه رهنمودى ارائه مى دهد؟
رهنمودهاى اسلام را مى توان درامور زير خلاصه كرد:
١. بيدارى وجدان عمومى وايجاداحساس مسووليت و زنده كردن انگيزه هاى دينى مردم مومن بهترين راه مقابله با جنگ اعصاب و شايعات بى اساس وامپرياليسم خبرى است .
قبلا در آيات افك و مبحث[ حفظ حرمتها] بدين معنى اشاره شد. به آيات ١٤١٦از سوره نور مراجعه فرماييد.
تكيه به ايمان قوى و توكل به خدا هم از بهترين سدها و موج شكنها در برابرامواج اخبار دروغ و شايعات دشمنان اسلام مى باشد.
در جنگ احد پس ازاين كه لشكرابوسفيان سرمست و پيروز برمى گشت در بيرون مدينه به فكر بازگشت به شهرافتاد. در همين هنگام ابوسفيان خبردار شد كه پيامبر[ص] باقيمانده مسلمانان سالم و مجروح را براى تعقيب لشكر قريش آماده كرده است ازاين روى به سرعت تصميم به عقب نشينى گرفت و براى اين كه سپاه محمد[ص] آنان را دنبال نكند از كاروانى به دروغ خواست :اين پيغام را به پيامبر[ص] و مسلمين برساند كه : لشكرابوسفيان به سوى مدينه در حركت است . .
هنگامى كه اين خبر به پيامبر(ص ) و مسلمانان رسيد گفتند:
[حسبناالله ونعم الوكيل]
خدا ما را كافى است واو بهترين مدافع مااست .
قرآن اين صحنه پايمردى را در برابر شايعه بحران زا واضطراب آور كفار مكه بدين شكل بيان مى كند.[ الذين قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايمانا و قالوا حسبناالله ونعم الوكيل ٥٦
اينها همان كسانى بودند كه جمعى از مردم به آنان مى گفتند: سربزان دشمن اجتماع كرده و آماده حمله اند از آنان بترسيداما آنان نه تنها نترسيدند بلكه برايمانشان افزوده و گفتند: خدا ما را كافى است واو بهترين حامى است .
ملت شهيد پرور ما هم در طول انقلاب و جنگ تحميلى به رهبرى امام رحمه الله عليه صدها شايعه خبرى دشمنان را با صلابت واطمينان به فضل الهى خنثى كردند. در
٢١ بهمن هنگامى كه بختار شايع نمود بلكه جدا اعلام حكومت نظامى ٢٤ ساعته كرد ديديم كه مردم به فرمان امام چگونه با دست خالى وايمان پولادين به خيابانها ريختند و گارد شاه را متوقف و رژيم شاهنشاهى را واژگون ساختند.الله اكبر.
٣. آگاه كردن مردم به اخبار و تحليلهاى صحيح از ديگر راههاى مبارزه بااخبار تحريف شده ابرقدرتها و شايعات ضدانقلاب است كه در اصل[ تحليل اخبار] بدان اشارت رفت .
٤. برخورد قاطع با عناصراصلى شايعات در داخل
راه ديگر مقابله باامواج شايعات و جنگ روانى برخورد قاطع مسئولين و نيروهاى انتظامى با عوامل اصلى پخش شايعات واخبار دروغ در داخل نظام اسلامى است .
خداوند در مورد منافقين اوباش و شايعه سازان داخل مدينه اين چنين پيامبر[ص] و رهبر مسلمين را آماده برخورد قاطع مى نمايد:
[ لئن لم ينته المنافقون والذين فى قلوبهم مرض والمرجفون فى المدينه بهم ثم لايجاورونك فيهاالا قليلا - ملغونين اينما ثقفوااخذوا وقتلوا تقتيلا]. ٥٧ .
اگر منافقين و آنان كه در دلهايشان بيمارى است و ( همچنين آنان كه اخبار دروغ و شايعات بحران آفرين در مدينه پخش مى كنند دست از كار خود برندارد تو را بر ضد آنان مى شورانيم سپس جز مدت كوتاهى نمى توانند در كنار تو دراين شهر بمانند و همه جا طرد مى شوند و هر جا يافت شوند گرفته خواهند شد و به قتل شديدى خواهند رسيد
در شان نزول اين آيات تفسير على بن ابراهيم مى گويد: در هنگام نماز مغرب و عشاء جوانان هرزه بر سر راه زنان مسلمان مى نشستند و آنان را آزار مى دادند و نيز گروهى از منافقين پس از حركت پيامبر[ص] به سوى جنگ انواع شايعات را براى تضعيف روحيه مسلمانان ناتوان و باقيمانده در شهر مدينه منتشر مى ساختند.
٥. بيان ضعفها و قوتها در سطح عموم .
از راههاى ديگر جهت مبارزه بااخبار زهرآين و مغرضانه مستكبرين و ناراضيان مرفه و ورشكسته هاى سياسى بيان واقعيتها ضعفها در كنار نقاط قوت واميد بخش در سطح درك و فهم عموم مى باشد.
مااگر تنهااخبار پيشرفتها و موفقيتها را بازگو نماييم و خداى ناكرده بر ضعفها و نارساييها سرپوسس بگذاريم جامعه را دچار زيانها و خصلتهاى زشتى خواهيم ساخت .
مردمى كه نارساييهاى جامعه به طور صحيحى برايشان تحليل نشود بوقهاى تبليغاتى دشمن و راديوهاى بيگانه آنها را به صورت تحريك آميز واخبار پر سر و صدا همراه دهها دروغ و تحليلهاى بدبينانه پخش مى كنند و نارساييهاى كوچك را تبديل به نارضايتهاى عمومى مى نمايند.
علاوه براين مردم هم انتظارشان از مسوولين بالا مى رود و بيمارى منفى بافى و نق زدن دامنگير
همگان مى شود.
البته دراخبار و گزارشها بايد روحيه اميد و نشاط هم در مردم حفظ گردد و تخم ياس در دل جامعه افشانده نشود. روشن است كه در هر حال اخبار و مسائل بايد به اندازه فهم و ظرفيت افكار واحساسات عموم بيان شود.
پيامبراكرم[ ص] فرمود:
[ انا معشرالانبياءامرناان نكلم الناس على قدر عقولهم]. ٥٨
ما پيامبران ماموريم كه با مردم به اندازه عقل و شعورشان سخن بگوييم .
على[ ع] مى فرمايد:
الفقيه كل الفقيه من لم يقنط الناس من رحمه الله و لم يويسهم من روح الله و لم يومنهم من مكرالله. ٥٩ .
آن كسى عميقا آگاه است كه مردم رااز رحمت خدا ناميد نكند واز لطف خدا مايوس نسازد واز مكر وانتقام خدا هم ايمانشان ننمايد.
مااگر سخنان امام رحمه الله عليه را مطالعه كنيم مى بينيم هركسى به اندازه فهم و عقلش استفاده مى كند و غرورآور يا ياس آور و دروغ هم نيست :
[توجه به بسيارى ازامور لازم است كه عمده اش حفظ وحدت است ... و با همت والاى خود تمام مشكلات را رفع كنند... مشكلات فقط با دولت رفع نمى شود... همه ملت بايد دست به دست بدهند] ٦٠ ...
اگر مردم به جاى اين كه بگويند چرا دولت فلان و بهمان نكرده به يادآورند زمان شاه چه ذلتى بوده وامروز در سايه انقلاب اسلامى چه عزتى به دست آمده است واگر كمبودها و خرابيها زياداست بايد همگان تلاش و همكارى نمايند و به فرموده امام نگويند:
[ انقلاب براى ما چه كرده بلكه بگويند: ما براى انقلاب و اسلام چه كرديم].
شما ملاحظه كنيداگر رژيم شاه ادامه مى يافت و جامعه ما كاملا مصرف كننده غرب خوشگذران و وابسته شده بود بهتر بود ياامروز كه با مقاومت خود در جنگ تحميلى و محاصره اقتصادى ابرقدرتها روى پاى خود ايستاده و به طرف خودكفايى واستقلال اقتصادى پيش مى رود؟البته روشن است كه اين معنى ابتكار توليد دانش و فعاليت و قناعت بيشتر مى طلبد.
اگر كسى شك دارد وضع اشغال كويت را توسط ارتش عراق پيش خود مجسم كند و توجه كند جوانان و مردم اصلى كويت بايد در عربستان و شيخ نشينها پاى تلويزيون و مسابقات فوتبال بنشينند و يا پاسوربازى كنند و بگويند ما كه جنگ نكرده ايم و بايد ديد آمريكا برايمان چه مى كند! مهاجرين هم كه راهى كشورهاى خود شدند. بر فرض هم كه آمريكا كويت رااز عراق پس گرفت آيا خود جاى عراق نمى نشيند و منابع كويت را غارت نمى كند و مردم و دولت كويت را جيره خوار خود نمى سازد؟ آيا يك جوان كويتى بگويد ما تا ٣٠ سالگى نه دنبال كار هستيم و نه كار و حرفه اى مى دانيم ... خوب است ؟ تو خود
حديث مفصل بخوان ازاين مجمل .
والسلام
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
[ .١سوره حجرات] آيه ٦.
[ .٢مجمع البيان] ج ٩.١٢٣.
[ .٣ميزان الحكمه] ج ٨.٣٤٦ به نقل از: كنزالعمال .
[ .٤نهج البلاغه] صبحى صالح نامه ٦٩.
[ .٥بحارالانوار] ج /١٠/٧٨
[ .٦نهج البلاغه] صبحى صالح حكمت ٣٨٢.
[ .٧سوره بنى اسرائيل] آيه ٣٦.
[ .٨سوره نور] آيه ١٥.
[ .٩سوره نور] آيه ١٦.
[ .١٠لولااز سمعمتوه ظن المومنون والمومنات بانفسهم خيرا].
[ .١١سفينه البحار] ج ٢.١١٠.
[ .١٢تحف العقول] ظ٥٧ چاپ انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين .
[ .١٣ اصول كافى] ج ٢.٣٦١.
[ .١٤سوره نور] آيه ١٩.
[ .١٥ولاتجسسوا].
[ .١٦ اصول كافى] ج ٢.٣٥٥.
[ .١٧نهج البلاغه] فيض الاسلام نامه ٥٣.
[ .١٨ اصول كافى] ج ٢.٣٥٧.
[ .١٩سوره حجرات] آيه ١٢.
[ .٢٠سوره انعام] آيه ١٠٨.
[ .٢١سوره همزه] آيه ١.
[ .٢٢كشاف] زمخشرى ج ٤.٣٧٢.
[ .٢٣درالمنثور] سيوطى ج ٦.٩٢.
[ .٢٤وسائل الشيعه] ج ١٨.٣٨.
[ .٢٥ غررالحكم] .
[ .٢٦براى آگاهى از جنبه هاى[ ظن] ر.ك : مجله[ نورعلم] دوره سوم شماره سلسله مقالات[ اطلاعات و تحقيقات] .
[ .٢٧نهج البلاغه] حكمت ٣٦٠.
[ .٢٨ميزان الحكمه] ج ٥.٦٢٣.
[ .٢٩كافى] ج ٢.٣٦٢.
[ .٣٠نهج البلاغه] صبحى صالح خطبه ١٣٩.
[ .٣١نهج البلاغه] صبحى صالح نامه ٥٠.
[ .٣٢وسائل الشيعه] ج ١١.٤٩٦.
[ .٣٣ همان مدرك] .٤٧٣.
[ .٣٤سوره نساء] آيه ٨٢.
[ .٣٥مغازى] واقدى ج ١.٢٠٧.
[ .٣٦سوره هود] آيه ١٠٠.
[ .٣٧سوره يوسف] آيه ١١١.
[ .٣٨سوره انعام] آيه ١٢.
[ .٣٩سوره نحل] آيه ٣٦. ٤٠[ .سوره توبه] آيه ٥.
[ .٤١سوره تغابن] آيه ٥.
[ .٤٢بحارالانوار] آيه ج ٧٧.١٧٩.
[ .٤٣كافى] ج ٢.٤١٥.
[ .٤٤ غررالحكم] ج ٢.٧٠١.
[ .٤٥بحارالانوار] ج ٧٧.١٥١.
[ .٤٦ همان مدرك] ج ١٦.١٥١.
[ .٤٧ غررالحكم] .٢٦.
[ .٤٨كافى] ج ١.٢٧.
[ .٤٩ همان مدرك] ج ١.٢٧.
[ .٥٠ همان مدرك] ج ١.٤٩.
[ .٥١ همان مدرك] ج ٨.٢٣.
[ .٥٢ الحياه] ج ١.١٣٦.
[ .٥٣سوره شورى] آيه ٣٨.
[ .٥٤سوره آل عمران] آيه ١٥٩.
[ .٥٥وسائل الشيعه] ج ٨.٤٢١.
[ .٥٦سوره آل عمران] آيه ١٧٣.
[ .٥٧سوره احزاب] آيه ٦١٦٠.
[ .٥٨كافى] ج ١.٢٣.
[ .٥٩نهج البلاغه] صبحى صالح حكمت ٩٠.
[ .٦٠صحيفه نور] ج ٥.٧٥.