نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - چگونه مسيح (ع) تحريف شد؟
( ١٦٨ )
چگونه مسيح[ ع] تحريف شد؟
قال على ( ع) :[ان من صرحت له العبر عما بين يديه من المثلاث حجزته التقوى عن تقحم الشبهات].
آن كه عبرتهاى روزگاراو را آشكار شود واز آن پندپذيرد واز كيفرها كه پيش چشم اوست عبرت گيرد تقوااو را نگهدارد و به سرنگون شدنش در شبهه ها نگذارد.
در سالروز وفات بزرگمرد آزاده اى هستيم كه با دم مسيحايى خود در قرن خفقان و ديكتاتورى و زورمدارى سرمايه داران بى خدا هزاران هزارانسان مرده را زنده كرده و با آشنا كردن ايشان به رمز و راز زندگى آنان رااز آزادگى بخشيد.اكنون غروب خورشيدش را فرزندان انقلابيش به سوگ نشسته اند.
در گرامى داشت او چه مى توان گفت و نوشت تا صرفا يادواره اى در حد الفاظ نباشد؟ به نظر رسيد با تكيه بر تاريخ انبياء واولياى الهى و مشابهتى كه بين اين بزرگ مرد پيام آور يكتاپرستى حقيقى با پيامبران قهرمانى كه در زمان حيات خويش مردانه كمر همت براين امر بسته بودند و سپس تحريف شخصيتى كه در پى مرگ و يا شهادت رسيدن آنان صورت گرفت به عنوان عبرتى تكيه كنيم .
ازاين ميان روح الله عيسى بن مريم پيامبر مظلوم تحريف شده را به عنوان نمونه انتخاب كرديم .
شايد در ديدگاه بسيارى از ما اين نكته وجود داشته باشد كه آنچه دراناجيل از عيسى ذكر به ميان آمده همه در راستاى بى خيالى بى حالى بى مسئوليتى بى دردى راحت طلبى فردگرايى مخالفت با مبارزه عليه ظلم و در يك كلام توجيه زر و زور و تزوير مى باشد و دراناجيل موجود سخنى از مبارزه عليه زورمداران زرپرست جنگ فقر و غنا جنگ ظالم و مظلوم و در يك كلام مذهب انقلابى وجود ندارد.
اين دگرگونى است كه تحريف گران تاريخ در شخصيت عيسى بن مريم به وجود آورده و مذهب او را كه مذهبى انقلابى بوده به مذهبى مخدر توده ها تبديل كرده اند وامروز دراذهان همگان اين نكته پذيرفته شده اى است ! در حالى كه اگر به همين اناجيل موجود مراجعه دقيق شود زواياى مهم زندگانى و پيام عيسى ( ع ) به خوبى روشن خواهد شد وانسان به راحتى مى تواند چهره انقلابى مردى قهرمان را ببيند كه براى از بين بردن ستم توده ها را به يكتاپرستى فرا خوانده است .
آرى عيسى بن مريم ( ع ) كه امروزه و در طول تاريخ پس از وفاتش به توجيه گر غارت چپاولگران تبديل گرديده است وازاو اين سخن ورد زبانهاست :
[ هر كه بر گونه راست تو سيلى زد گونه چپ را نيز هديه كن و[ هر كه عباى خود را خواست قباى خود را نيز بدو واگذار] و[ مال قيصر را به قيصر بدهيد].
آيااين است چهره عيسى ( ع )؟ چنين مى بود چرا درباره آن روز و كهنه و كاتبان و روحانى نمايان خدانشناس براو شوريدند؟ و حتى در صدد قتل او برآمدند؟
آيا عيسى بن مريم بااين طرز تفكر و مشى اجتماعى و سياسى چه ضرر و خطرى مى توانست داشته باشد؟
مسيحى كه مردم را به تحمل و پذيرش ستم زورمداران و غارت زورمداران تشويق مى كند تا در برابر آن بهشت ! بدهد؟ چنين مسيح بى ضرر و خطرى براى آن ستم پيشگان بسيار مفيد هم بود.اگر با چنين ايده اى در كنار كاخ ها مى ايستاد و مردمان را با چنين پيامهايى به بوسيدن دست كاخ نشينان ترغيب مى كرد.
اما عيسى ( ع )اين گونه نبوداو روخ خدا بود. آمده بود تا:
[ من آمده ام تا آتشى در زمين افروزن پس چه مى خواهم اگر الان در گرفته است اما مرا تعميدى است كه بيايم و چه بسيار در تنگى هستم تا وقتى كه آن به سرآيد. آيا گمان مى بريد كه من آمده ام تا سلامتى بر زمين بخشم ؟ نى بلكه به شما مى گويم تفريقى را زيرا بعداز اين پنج نفر كه در يك خانه باشند دواز سه و سه از دو جدا خواهند شد]. ٢
عجيب نيست ؟ هرگز اين جملات از زبان عيسى نقل شده است . آرى اين جمله با حركات عيسى ( ع ) نيز مطابقت دارد با سرنوشت او كه مححكوم و بردار شد.او آمده بود تا در خانه ستمكاران آتش درفكند واين مهم را نيز به انجام رساند و براى به انجام رساندن اين مسووليت خطير به دنبال مردانى مى گشت كه[ شهادت طلب] باشند.او به همراهان مى گويد:
[ اگر كسى نزد من آيد و پدر و مادر و زن واولاد و برادران و خواهران حتى جان خود را نيز دشمن ندارد شاگرد من نمى تواند بود. و هر كه صليب خود را بر ندارد واز عقب من نيايد نمى تواند شاگرد من گردد زيرا كيست از شما كه قصد بناى برجى داشته باشد واول ننشيند تا برآورد خرج آن را بكند كه آيا قوت تمام كردن آن را دارد يا نه كه مبادا چون بنيادش نهاد و قادر بر تمام كردنش نشد هر كه بيند تمسخركنان گويداين شخص عمارتى شروع كرد نتوانست به انجامش رساند ٣
مگر محتواى پيامهاى او چه بود كه تنها مردانى صليب به دوش يعنى[ آماده براى به دار كشيده شدن] مى توانستند آن را تحمل كنند و تنها آنان مردان راه اين حركت خطير بودند؟
پاسخ به اين سوال مستلزم پاك كردن ذهن از تحريف تحريف گران شخصيت عيسى ( ع )است كه به انسان اجازه دهد تا به متن سخنان او بدون واسطه مراجعه نمايد كه بااين كار همه مشكلات و سوالات حل خواهد شد وانسان فرق صليب در كلمات عيسى را با صليب بى ضرر و خطرامروز را به خوبى ادارك خواهد كرد.
پيام و سخن عيسى عيساى زنده و زندگى بخش دو لبه تيز و برنده داشت : لبه اى برگردن روحانى نمايان دربارى و وابستگان به زور و زر و توجيهگر غارتگران و لبه ديگر بر گردن سرمايه داران و مرفهين بى دردى كه خداى خويش را پول قرار داده بودند.
اين دو گروه كه وابسته به كاخ ستم قيصر بوده واز آن خوان نعمت بهره مى بردند عليه او شوريدند. بر آن شدنداو را كه عزم داشت دو ستون استوار و پولادين كاخ قيصر را
متلاشى كند نابود نمايند چه براى آنان و براى قيصر كاملا مشخص بود كه اگر توجيه گران و سرمايه داران نباشند قيصر قدرت هيچ كارى نخواهد داشت .او فرمود:
[ليكن الان هر كه كيسه دارد آن را بردارد همچنين توشه دانها و كسى كه شمشير ندارد جامه خود را فروخته آن را بخرد]. ٤
رودرروى روحانى نمايان دين به دنيا فروش ايستاده و بر سر آنان فرياد مى كشيد و به يارانش توصيه مى كرد:
[ از كاتبان احتياط كنيد كه خراميدن در لباس دراز و تعظيمها در بازارها و كرسيهاى اول در كنايس و جايهاى صدر در ضيافتها را دوست مى دارند.اينان كه خانه هاى بيوه زنان را مى بلعند و نماز را به ريا طول مى دهند عقوبت شديدتر خواهند يافت]. ٥
و همچنين فقهاى وابسته به زر و زور را مورد عتاب قرار داده چنين مى فرمايد:
[واى بر شمااى كاتبان و فريسيان رياكار كه مانند قبرهاى پنهان شده هستند كه مردم بر آنها راه مى روند و نمى دانند].
آن گاه يكى از فقها جواب داد گفت :
[ اى معلم ! بدين سخنان ما را نيز سرزنش مى كنى ؟]
گفت :
[واى برشمااى فقها زيرا كه بارهاى گران را بر مردم مى نهيد و خود بر آن بارها يك انگشت خود را نمى گذاريد. واى بر شما زيرا كه مقابر انبياء را بنا مى كنيد و پدران شماايشان را كشتند. پس به كارهاى پدران خود شهادت مى دهيد واز آنان راضى هستيد زيرا آنان ايشان را كشتند و شما قبرهاى ايشان را مى سازيدازاين روى خدا نيز فرموده است : به سوى ايشان انبياء و رسولان مى فرستيم و بعضى ازايشان را خواهند كشت و بر بعضى جفا خواهند كرد تاانتقام خون جميع انبياء كه از بناى عالم ريخته شده ازاين طبقه گرفته شود.از خون هابيل تا خون زكريا كه در ميان مذبح و هيكل كشته شد. بلى به شما مى گويم كه از اين فرقه بازخواست خواهد شد. واى بر شمااى فقهاء زيرا كه كليد معرفت را برداشته ايد كه خود داخل نمى شويد و داخل شوندگان را هم مانع مى شويد]. ٦
و آن چنان مردمان رااز در غلتيدن به دام اين تزويرگرايان برحذر مى داشت كه
[ خميرمايه] آنان را بر ياران و پيروان خويش ممنوع مى كرد:
[و فراموش كردند كه نان بردارند و با خود در كشتى جز يك نان نداشتند. آن گاه ايشان را قدغن كرد كه با خبر باشيد واز خمير مايه فريسيان و خميرمايه هيروديس احتياط كنيد]. ٧
و جالب اين جاست كه خمير مايه فريسيان را در كنار خميرمايه هيروديس مى آورد تا به همگان بفهماند كه غذاى اين گروه ناپاك است چرا كه[ خميرمايه] آنان گناه آلود بود.
پيام او دراولين لحظات برخورد باافراد به حدى قاطع و تند و انقلابى بود كه هيچ كس از وابستگان به پول و زر را نمى توانست همراه كند چه خوداو گفته بود:
[ هيچ كس دو آقا را خدمت نمى تواند كرد زيرا يااز يكى نفرت دارد و با ديگرى محبت و يا به يكى مى چسبد و ديگرى را حقير مى شمارد محال است كه خدا و ممونا را خدمت كنيد]. ٨ .
عشق به خدا در تقابل با عشق به ممونا يعنى مال و ثروت كه دراين فرازاز سخن عيسى آمده است تحقيقا دليل آن است كه چرا بندگان دنيا دنياپرستان برده سرمايه داران مال پرست آنان كه امروزه با تحريف پيام عيسى ( ع ) به راحتى به غارت توده ها مى پردازند در زمان حيات و زندگى او نه تنها به او نپيوستند كه با همدستى روحانى نمايان جيره خوار دربارها كمر به قتل او بسته واو را به حاكم قيصر سپردند زيرا پيام او را كه از زبان زنده اش سخن مى گفت مى شنيدند كه فرمود:
[ وارد شدن دولتمند در ملكوت خدا سخت تراست از داخل شدن شتر در ته سوزن]. ٩
عيسى ( ع ) اين جملات را در زمانى كه يك[ سرمايه دار مذهبى]! را دعوت به همراهى كرد بيان نمود. سرمايه دارى كه خود خواسته بود تا عيسى ( ع ) او را با حقيقت آشنا سازد. عيسى ( ع ) وقتى ازاحكام عادى بى ضرر سخن گفت آن[ پولدار متدين]! با شادى ابراز كرد كه من همه را به جا آورده ام واز كودكى چنين بوده ام اما وقتى كه از[ انفاق] و[ شهادت طلبى] سخن به ميان آمد عشق به[ ممونا]او رااز عشق به[ خدا] بازداشت:
[ناگاه شخصى آمد وى را گفت :اى استاد نيكو چه عمل نيكو كنم تا حيات جاودانى يابم ؟ وى را گفت :از چه سبب مرا نيكو گفتى و حال آن كه كسى نيكو نيست جز خدا فقط ليكن اگر بخواهى داخل حيات شوى احكام را نگاه دار].
بدو گفت :
[كدام احكام ؟]
عيسى گفت :
[قتل مكن دزدى مكن شهادت دروغ مده و پدر و مادر خود را حرمت نگاه دار].
جوان وى را گفت :
[ همه اينها رااز طفوليت نگاه داشته ام ديگر مرا چه ناقص است ؟]
عيسى بدون گفت :
[ اگر بخواهى كامل شوى رفته مايملك خود را بفروش و به فقراء بده كه در آسمان گنجى خواهى يافت و آمده مرا متابعت نما.
١٠.چون جوان اين سخن را شنيد دلتنگ شده برفت زيرا كه مال بسيار داشت
اين قسمت داستان راانجيل مرقس چنين ذكر كرده است :
[عيسى به وى نگريسته او را محبت نمود و گفت : تو را يك چيز ناقص است . برو و آنچه دارى بفروش و به فقرا بده كه در آسمان گنجى خواهى يافت و بيا صليب را برداشته مرا پيروى كن ليكن او راازاين سخن ترش رو و محزون گشته روانه گرديد زيرا كه اموال بسيار داشت آنگاه عيسى گرداگرد خود را نگريسته به شاگردان خود گفت : چه دشواراست كه توانگران داخل ملكوت خدا شوند.
چون شاگردان از سخنان او در حيرت افتادند عيسى باز توجه نموده بديشان گفت :
اى فرزندان چه دشواراست دخول آنان كه به مال واموال توكل دارند در ملكوت خدا. سهل تراست كه شتر به سوراخ سوزن در آيد ازاين كه شخص دولتمند به ملكوت خدا داخل شود].
همانگونه است كه ملاحظه مى كنيداينها سخنان عيسى ( ع )است كه اناجيل موجود آمده است .
تذكراين نكته مفيداست كه انجيل حقيقى عيسى ( ع ) موجود نيست و اناجيل اربعه در حقيقت خاطرات ياران عيسى است كه در آن برخى سخنان آن بزرگ نقل گرديده نه همه آن . طبيعتا فشار زورمداران دراز بين بردن پيام عيسى وانجيل واقعى مطلبى است كه نبايد از نظر دور داشت اما همين خاطرات نيز اسناد گويايى است بر شيوه زندگانى آن
بزرگمرد او كه پيامش براى مستضعفان و محرومان اين بود:
[بيائيد نزد من اى تمام وحمتكشان و گران باران و من شما را آرامى مى خواهم بخشيد. يوغ مرا بر خود گيريد واز من تعليم يابيد زيرا كه حليم وافتاده دل مى باشم و در نفوس خود آرامى خواهيد يافت زيرا يوغ من حقيقت است و بار من سبك]. ١٢
به همين دلائل بود كه از خطرات در راه تبليغ ياران خويش را آگاه مى كرد و باايشان چنين مى گفت :
[ هان ! من شما را مانند گوسفندان در ميان گرگان مى فرستم پس مثل مارها هوشيار و چون كبوتران ساده باشيد امااز مردم برحذر باشيد زيرا كه شما را به مجلسها تسليم خواهند كرد و در كنائس خود شما را تازيانه خواهند زد و در حضور حكام و سلاطين شما را به خاطر من خواهند برد تا برايشان و برامتها شهادتى شوداما چون شما را تسليم كنند انديشه مكنيد كه چگونه يا چه بگوييد زيرا در همان ساعت به شما عطا خواهد شد كه چه بايد گفت زيرا گوينده شما نيستند بلكه روح پدر شما در شما گوينده است . و برادر برادر را و پدر فرزند را به موت تسليم خواهند كرد و فرزندان بر والدين خود برخاسته ايشان را به قتل خواهند رساند. و به جهت اسم من جميع مردم از شما نفرت خواهند كرد ليكن هر كه تا به آخر صبر كند نجات يابد... پس هر كه مرا پيش مردم اقرار كند من نيز در حضور پدر خود كه در آسمان است او رااقرار خواهم كرداما هر كه مرا در پيش مردم انكار نمايد من هم در حضور پدر خود كه در آسمان است او راانكار خواهم كرد. گمان مبريد كه آمده ام تا سلامتى بر زمين بگذارم . نيامده ام تا سلامتى بگذارم . بلكه شمشير را زيرا كه آمده ام تا مرداز پدر خود و دختر رااز مادر خويش و عروس رااز مادر شوهرش جدا سازم . و دشمنان شخص اهل خانه او خواهند بود و هر كه پدر مادر را بيش از من دوست دارد لايق من نباشد هر كه پسر يا دختر رااز من زياده دوست دارد لايق من نباشد و هر كه صليب خود را برنداشته از عقب من نيايد لايق من نباشد. هر كه جان خود را دريابد آن را هلاك سازد و هر كه جان خود را به خاطر من هلاك كرد آن را خواهد دريافت]. ١٣
چگونه عيسى ( ع ) تحريف شد؟
بااين مطالب روشن و صريح كه درانجيل از قول عيسى ( ع ) ذكر گرديده اين سوال بجاست كه : چگونه عيسى ( ع ) دچار دگرديسى گرديد؟ چگونه پيام عيسى صلح و دوستى بين محرومين و غارتگران را نويد مى دهد و در طول ٢٠ قرن همواره چنين بوده است ؟اين همان رازى است كه اگر هشيارانه عمل نشود چه بسا در دازمدت خمينى بت شكن قرن بيستم نيز به چنان سرنوشتى دچار خواهد گرديد.
تحريف تحريف معنوى و جابه جا كردن جملات فراموش نمودن و تعمدا ازياد مردم بردن پيامهاى آتشين عدم يادآورى و تذكر سخنان انقلابى عيسى همه و همه دست با دست يكديگر دادند تا عيسى رااين گونه جلوه دادند. تحريف گران قدرتمند فرمايش عيسى ( ع ) را كه به روشنى دلالت مى كند براى فريب جاسوسان به كار برده است تحريف كردند و با تمسك به آن غارت شدگان را به تسليم در برابر غارتگران فراخواند. عيسى بن مريم ( ع ) كه با[ تقيه انقلابى] و نه[ سازش فريبكارانه] از بهانه دادن به دست كاتبان و روحانى نمايان وابسته خوددارى مى كند سخنش در فرداى زندگيش توجيه گر غارتگران مى شود.اين يعنى جابه جا كردن پيام : [يحرفون الكلم عن مواضعه] ماوقع داستان چنين است :
[و مراقب او بوده جاسوسان فرستادند كه خود را صالح مى نمودند تا سخنى رااز گرفته او را به حكم و قدرت والى بسپارند. پس ازاو سوال نموده گفتند:
اى استاد: مى دانيم كه تو برامتى سخن ميرانى و تعليم مى دهى واز كسى رودارى نمى كنى بلكه طريق خدا را به صدق مى آموزى آيا بر ما جائز هست كه جزيه به قيصر بدهيم يا نه ؟
او چون مكرايشان را درك كرد بديشان گفت : مرا براى چه امتحان مى كنيد؟ دينارى به من نشان دهيد صورت و رقمش از كيست ؟
ايشان در جواب گفتند:از قيصراست .
او به ايشان گفت : پس مال قيصر را به قيصر رد كنيد و مال خدا را به خدا.
پس چون نتوانستنداو را به سخنى در نظر مردم ملزم سازند از جواب او در عجب شده ساكت ماندند]. ١٤
يك بار ديگراين سخنان را بخوانيد. جاسوسان به خوبى مى دانستند كه سخن و پيام عيسى عدم دادن باج به غارتگران بوده است واين مطلب عام و شايع گرديده و براى من دست آوردن مدركى از زبان خود عيسى ( ع ) به دنبال امتحان او بودند. آيااين سخنان به معناى تشويق مردم به دادند جزيه و باج و خراج به قيصراست ؟
با دقت بنگريد براى شما روشن تر خواهد شد و جايگاه كلام را خواهيد دريافت . عيسى ( ع ) در همه جااز باج دادن و باج گرفتن منع مى كرد.از باب نمونه به يك مورد آن كه در دعوت فردى باجيگر مطرح شده است اشاره مى كنيم :
[پس وارداريحا شده از آن جا مى گذشت كه نگاه شخص زكى نام كه رئيس باجگيران و دولتمند بود خواست عيسى را ببيند كه كيست واز كثرت خلق نتوانست زيرا كوتاه قد بود. پس پيش دويده بر درخت افراغى بر آمد تااو را ببيند چون كه او مى خواست از آن راه عبور كند. چون عيسى به آن مكان رسيد بالا نگريسته او را ديد و گفت :
اى زكى بشتاب و به زير بيا زيرا كه بايدامروز در خانه تو بمانم .
پس زودى پايين شده او را به خرمى پذيرفت .
و همه چون اين را ديدند همهمه كنان مى گفتند كه : در خانه شخصى گناهگار به ميهمانى رفته است اما زكى بر پا شده به خداوند گفت : الحال اى خداوند نصف مايملك خود را به فقرا مى دهم واگر چيزى نا حق از كسى گرفته باشم چهار برابر بدو رد مى كنم .
عيسى به وى گفت :امروز نجات دراين خانه پيدا شد]. ١٥
او باجگير رااز عمل خويش منع كرد.او را همراه خود برد تا پيام خدا را برساند. باجيگر نيز در توبه خوداز هر كه هر چه گرفته بود پس داد.
اما مساله هر كسى سيلى برگونه راست تو زد گونه چپ را نيز بدو هديه كن كه در روابط دوستانه بين جامعه متدين مطرح شده آنچنان روشن و صريح دراين امر است كه اگر
تحريف گران با چشم بندى آن را به روابط بين محرومين و غارتگران تبديل نكنند زيباترين پيام وحدت و اخوت مى باشد:
[ ليكن واى بر شما دولتمندان زيرا كه تسلى خود را يافته ايد. واى بر شما سير شدگان زيرا گرسنه خواهيد شد. واى بر شما كه الان خندانيد زيرا كه ماتم و گريه خواهيد كرد. واى بر شما كه جميع مردم شما را تحسين مى كنند زيرا همچنين پدران ايشان باانبياى كذبه كردند. ليكن اى شنوندگان شما را مى گويم : دشمنان خود را دوست داريد و با كسانى كه از شما نفرت كنند احسان كنيد و هر كه شما را لعن كند براى او بركت بطلبيد و براى هر كه با شما كينه دارد دعاى خير كنيد و هر كه بر رخسار تو زند ديگرى را نيز به سوى او بگردان و كسى كه رداى تو را بگيرد قبا را نيزازاو مضايقه نكن و هر كه از تو سوال كند بدوبده و هر كه ما تو را گيرد از وى باز مخواه چنان كه مى خواهيد مردم با شما عمل كنند شما نيز به همان طور باايشان سلوك نماييد زيرااگر محبان خود را محبت نماييد. واگراحسان كنيد با هر كه به شمااحسان كند چه فضيلت داريد چون كه گناهكاران نيز چنين مى كنند واگر قرض دهيد به آنان كه اميد بازگرفتن ازايشان عوض گيريد. بلكه دشمنان خود را محبت نماييد واحسان كنيد و بدون اميد عوض قرض دهيد زيرااجر شما عظيم خواهد بود و پسران حضرت اعلى خواهيد بود چون كه او با ناسپاسان و بدكاران مهربان است . پس رحيم باشيد چنانكه پدر شما نيز رحيم است . داورى مكنيد تا بر شما داورى نشود و حكم مكنيد تا بر شما حكم نشود و عفو كنيد تا آمرزيده شود. بدهيد تا به شما داده شود زيرا پيمانه نيكوى افشرده و جنبانيده و لبريز شده را دامن شما خواهند گذارد زيرا كه به همان پيمانه كه مى پيماييد براى شما پيموده خواهد شد]. ١٦
همه اين سخنان هشدارى است كه درابتداى سخن بيان گرديد و آن ترس از تحريف شخصيتهاى تاريخ اسلام حقيقى و تبديل انقلاب حركت آفرين آنان به عامل ركود و سازش با ستمكاران مى باشد. تحريف گران نخواهند نشست و با تجربه اى كه از تاريخ برگرفته اند نام انقلابيون رااز بين نخواهند برد بلكه مكتب و مرام آنان را درم عبر طوفان تحريف قرار خواهند داد پيامهاى عمده آنان را در كتب مستور خواهند كرد.
يك جمله اى را كه در جائى به مناسبتى گفته شده كه مى توان با تحريف آن را در جاى ديگرى مصرف كرد. در گذر زمان انقلاب سوزاننده كاخهاى ستم را مبدل به قربانگاه انقلابهاى مستضعفين خواهند كرد.اين يار فاجعه بسيار عظيم خواهد بود چه به نام يك فردانقلابى اين كار صورت خواهد گرفت .
اين نكته در كلمات حضرت امام قدس سره الشريف كاملا هويداست .از باب نمونه كلمات امام همان امامى كه تمامى عمر خويش را در مبارزه با آمريكا گذارنده به خاطر مصونيت سياسى آمريكاييان تبعيد شد به خاطر خوشحالى آمريكاييان از عراق اخراج شد افتخارش قطع رابطه با آمريكا بود از رابطه با آمريكا به عنوان رابطه گرگ و ميش نام مى برد و...امروز توسط تحليل گران ساده انديش و مرعوب آن چنان تحريف مى گردد كه توگوئى او در همين شرائط توصيه كرده است تا ما به عنوان وظيفه شرعى ! به سراغ آمريكا رفته و پيشقدم شويم تا روابطمان را عادى نماييم !
آرى امام در سال ٥٨ چنين فرمود:
[ اگر آمريكا هم آدم بشود بااو رابطه برقرار خواهيم كرد].
تحليل گران تحريف گر اين جمله را كه مربوط به واقعه خاص و شرائط مخصوص بود هر كوى و برزنى مى خوانند تا همه جملات آتشين او رااز يادها ببرند.
چهره ديگر تحريف كه اين روزها رخ نموده در سپردن كارها به دست مردم است . گروه تحريف گر با ذكر جملاتى ازامام دست به تحريف واژه مردم يازديده اند. مردم امام كه همانا توده هاى محروم و پابرهنه ها و مستضعفان و زجركشيدگان و شهيد دادگان هستند به سرمايه داران زالوصفتى تفسير و تعبير مى گردند كه در زمان زندگى آن رادمرد آزاده لحظه اى از ضربه زدن به اقتصاداين مرز و بوم خوددارى نكردند.
جملات امام در رابطه بااينان اظهر من الشمس است .او كمك خواستن از چنين افرادى را ساده انديشى و آب در هاون كوبيدن مى دانست چه به خوبى براين حقيقت واقف بود كه سرمايه داران تنها در صدد منافع خويشند نه توده ها. آنان اگر زمان را به دست بگيرند [ فقيرزدائى] خواهند كرد نه[ فقرزدائى] همين جا و در پايان اين مقال به همه طلاب انقلابى دانشجويان مجاهد مردم مبارز و روشن بين هشدارى از سرسوز مى دهم كه اگر به خمينى عشق مى ورزيد اگر پيام انقلابى او را به جان پذيراييد اگر
دوست داريد كه تمامى محرومان جهان باانديشه والاى او آشنا شوند و به خطاو گردن نهند با تمام توان در برابر به فراموشى سپردن يا تحريف واژه هايى چون : جنگ فقر و غنا اسلام ناب محمدى (ص ) واسلام آمريكايى پابرهنگان مغضوبين ديكتاتورها اسلام سرمايه دارى مرفهين بى درد سرمايه داران زالوصفت پول پرستى و رفاه طلبى مبارزه استقامت برائت از مشركين نفرت و كينه مقدس وانقلابى غرب زدگى ليبراليسم حجتيه اى متحجرين مقدس مابها روحانى نمايان آخوندهاى دربارى و... مقاومت نماييد. در غيراين صورت فردا همچون عيسى نام خمينى نيز توجيه گر زر و زور و تزوير خواهد شد و آن روز تاسف فايده اى نخواهد داشت .
السلام
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
[ .١نهج البلاغه] صبحى صالح خطبه ١٦.
[ .٢ انجيل لوقا] باب ١٢.
[ .٣ همان مدرك] باب ١٢.
[ .٤ همان مدرك] باب ٢٢.
[ .٥ انجيل مرقس] باب ١٢.
[ .٦ انجيل لوقا] باب ١١.
[ .٧ همان مدرك] .
[ .٨ انجيل متى] باب ٦ فراز ٢٥.
[ .٩ انجيل مرقس] باب ١٠ فراز ٢٢.
[ .١٠ انجيل متى] باب ٦ فراز ٢٥.
[ .١١ انجيل مرقس] باب ١٠ فراز ٢٢.
[ .١٢ انجيل متى] باب ١١.
[ .١٣ همان مدرك] باب ١٠.
[ .١٤ انجيل لوقا] باب ٢١ فراز ٢٠.
[ .١٥ همان مدرك] باب ١٩.
[ .١٦ همان مدرك] باب ٦ فراز ٢٤.