نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - با الهام از منشور حوزويان وضعيت موجود حوزه ها

با الهام از منشور حوزويان: وضعيت موجود حوزه ها


پيام تاريخى امام راحل [ قدس سره] به حوزه هاى علميه به حق منشور روحانيت و حوزويان است . منشورى كه بايد فراديداولياى امور و عالمان حوزه قرار بگيرد واز آن چونان يك متن قانون اساسى در جهت سامان دادن حوزه ها و بالندگى استعداد حوزويان الهام گيرند. عشق به حاكميت اسلام مرزبانى ازاصالتهاى حوزه و خروش عليه موانع و نابسامانيهاى نهايى روحانيت در جاى جاى اين پيام موج مى زند.

امام دراين پيام مقدس بر مااتمام حجت كرد. رسالتمان را نمود شيوه هاى رسيدن به آن رسالت مقدس را شناساند و موانع رشد حوزه ها را بر ملا واقشا كرد.

اين پيام مستقيم و غيرمستقيم حاوى آموزه هاى اساسى براى بالا بردن كارآيى حوزه هاست .استخراج اين آموزه ها واعمال آنها در حوزه هاى علوم دينى امرى است ضرورى و فورى .

با دومين سال صدوراين سروش جان بخش برخى تاملات خويش را به ياد و بزرگداشت اين منشور مقدس عرضه مى كنيم باشد كه اندك سهمى از وظيفه خويش را دراحياى انديشه امام راحل قدس سره ادا كرده باشيم .
مسؤوليت شناسى عالمان دين در قبال امت اسلامى وظيفه بانى در حراست از دست آوردهاى انقلاب اسلامى ازاصول اساسى و مسلمى است كه امام بر آن پاى مى فشرد.

دراين راستا احاطه به مسائل زمان آشنايى به روش برخورد با حيله و تزويرهاى فرهنگ حاكم بر جهان داشتن بصيرت و ديداقتصادى اطلاع از كيفيت برخورد بااقتصاد حاكم بر جهان شناخت سياستها و حتى سياسيون و... را بر مجتهد فريضه مى داند.امام راحل فقه اسلام را تئورى واقعى و كامل اداره انسان از گهواره تاگور دانسته و زندانى كردن آن را در نگرشهاى فردى و حوزه هاى درسى كارى در راستاى خواسته استكبار جهانى و دشمنان اسلام مى داند و دراين زمينه به حوزويان تذكار و هشدار مى دهد :

[ هدف اين است كه ما چگونه مى خواهيم اصول محكم فقه را در عمل و جامعه پياده كنيم و بتوانيم براى معضلات جواب داشته باشيم]...

[مادامى كه فقه در كتابها و سينه علما و مستور بماند. ضرورى متوجه جهانخواران نيست و روحانيت تا در همه مسائل و مشكلات حضور فعال نداشته باشد نمى تواند درك كند كه اجتهاد مصطلاح براى اداره جامعه كافى نيست].

در بينش امام راحل [ قدس سره] حوزه ها تمام هم خود را بايد در جهت استقرار و حاكميت اسلام ناب قرار دهند. و با همه توان براى پاسخگويى به معضلات فرهنگى و نيازهاى نظرى نظام و جامعه اسلامى بكوشند زيرااستكبار تمام توان خويش را در ناتوان جلوه دادن اسلام ازاداره زندگى بشرامروز مى داند

[ همه ترس استكباراز همين مساله است كه فقه واجتهاد جنبه عينى و عملى پيدا كند و قدرت برخورد در مسلمان به وجود آورد]...

[ در همه توطئه هاى جهانخواران عليه مااز جنگ تحميلى گرفته تا حصراقتصادى و غيره براى اين بوده است كه ما نگوييم اسلام جوابگوى جامعه
است و حتى در مسائل واقدامات خوداز آنان مجوز بگيريم]...

در پايان پيام امام بزرگوار مسئوليتى فراتراز آنچه در گمان ماست براى عالمان دين برمى شمارد. او در دست گرفتن نبض تفكر و نياز آينده جامعه را و پيش بينى ترفندهاى استكبار جهانى و خنثى سازى آن را از وظايف اصلى روحانيت مى داند و علماى بزرگواراسلام را به سامان دهى و بازسازى حوزه هايى كه دست پروردگانى چنين تربيت كنند فرا مى خوانند:

[حوزه ها و روحانيت بايد نبض تفكر و نياز آينده جامعه را هميشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتراز حوادث مهياى عكس العمل مناسب باشند. چه بسا شيوه هاى رايج اداره امور در سالهاى آينده تغيير كند و جوامع بشرى براى حل مشكلات خود به مسائل جديداسلام نياز پيدا كند. علماء بزرگواراسلام از هم اكنون بايد براى اين موضوع فكرى كنند].

امام به صراحت وظيفه حوزه ها را تربيت عالمانى دانا بر فرهنگ و سياست جهان مسلط بر ترفندهاى استكبار توانا دراستخراج مقررات اسلامى متناسب با تامين نياز جوامع بشرى مى داند و مسؤولان حوزه را به ساختن حوزه هايى براى تربيت چنين عالمان و مجتهدانى فرا مى خواند

در بينش آن بزرگمرد حوزويان تئوريسين انقلاب و نظام اسلامى اند. آنان به منزله مغز در پيكره جامعه اسلامى اند بايد مشكلات فرهنگى جامعه را سامان بخشند و معضلات نظرى جمهورى اسلامى را حل كنند. معيار سنجش و ميزان در توفيق و عدم توفيق مديران واصحاب حوزه درانجام اين وظيفه نموده مى شود و فعاليت عالمان دين دراين بسترارزش و بها مى يابد.

بهترين عمل امروز آن است كه از خود محاسبه اى دقيق كرده و فعاليت خود را عمر ده ساله انقلاب با عرضه به اين مهم محك زنيم . نقاط قوت زمينه ضعف و موانع رشد حوزه را به خوبى بشناسيم و در پى بالا بردن كارآيى حوزه ها برآييم .
دراين مقال براى انجام اين امر وضعيت موجود حوزه ها را در رابطه باانجام وظيفه مذكور به صورت پرسش و در قالبى منطقى با شيوه سقراطى ارزيابى مى كنيم :

آيا با گذشت ده سال ازانقلاب اسلامى ما حوزويان نظامنامه اى در همه ابعاد زندگى فردى واجتماعى براساس عينيتها و متناسب با مقتضيات زمان تدوين كرده ايم .

تمام انقلابهايى كه بر پايه تئوريك ظهور كرده اند تئوريسينها به طراحى و تدوين برنامه براى استقرار نظامات جامعه براساس آن تئورى به انجام رسانده اند. آيا حوزه هاى علميه چنين نقشى راايفا كرده اند؟

١. آيا حركتهاى فردى و نيمه رسمى كه از سوى برخى عالمان دلسوز و فاضلان دردمند با شركت در سمينارها و حضور در برخى نهادها وارگانهاانجام مى گيرد كافى است ؟

هنگامى كه مسؤولان نظام در تريبون نمازجمعه مصاحبه ها و...از حوزويان براى حل معضلات تئوريك جامعه يارى مى خواهند و براى سامان دادن جامعه براساس ارزشها مقررات اسلامى از متوليات علوم اسلامى كمك مى طلبند در پاسخ به آنان چند رساله مقاله و طرح قابل عمل داده مى شود. پرونده هاى متراكم حقوقى و غيرحقوقى در قوه قضائيه قاضى صالح مى طلبد. جوانان پاك فطرت و عاشق اسلام ناب در دانشگاهها در جستجوى استاد دين شناس و عالم اند!

٢. آيا پرداختن به مقوله هاى تجريدى انجام تصفيه حسابهاى خطى در قالب دفاع از فرهنگ اسلامى ارزشها اصالتها و آرمانهاى امام در مطبوعات و تريبونها رهگشاست يا مانع راه ؟

٣. فرو رفتن در لاك تدريس و تدرس متون فقهى و طرح انظار فقيهان بزرگوار فارغ از هزاران پرستش بى پاسخ از ناحيه نظام و جهانيان آيا وظيفه حوزويان است ؟

چرا محصول فكرى ده ها هزار روحانى كه در كشور ماست پشتوانه جدى براى
حل سريع مشكلات نظام و پالايش رسوبات فكرى فرهنگى واخلاقى مخالف دين و حاكميت ارزشها و باورهاى دينى نمى گردد آيا معاذلله نقص و دينى است كه شعارش . [ انتم الاعلون] و مقصدش [رحمه للعالمين] است و يا نقيصه و عيب در ماست ؟

آيا تمام تقصيراز آن استكبار جهانى است كه با توطئه ها و ترفندهاى گوناگونش مجال بازسازى فكرى و فرهنگى رااز ما گرفت يا نابسامانيها در برخى عرصه ها نيز دراين عدم توفيق سهيم اند؟ چه قوت و كمال دين خاتم در همين است كه در عصر تكنيك و صنعت ارزشها واصول را بر جوامع حاكم سازد.

٤. متوليان و مسوولان اساتيد بزرگان فاضلان و طلاب حوزه بايد براى به فعليت رساندن توانمنديهاى اسلام نظام و تشكيلات حوزه را در راستاى رسالت پيامبرانه خود در آورند به گونه اى كه اين بحر نهفته استعدادهااز خسران تحير و بى جهتى رهيده كاراو با ثمر گردداين امر ناشدنى است مگراين كه تشكيلات عينى و نظام موجود حوزه ها به دقت ارزيابى گردد. و بخشها و عناصرى از آن را كه همسو باانجام رسالت امروز روحانيت است شناخته و تقويت كنيم و زوايد و عناصرى را كه مانع يا ناهمسوست بر طرف سازيم . برقرارى امتحان تعيين ضوابط گزينش تهيه پرونده براى طلاب رسيدگى به امو معيشتى آنان برگزارى انتخابات طلاب تعيين اساسنامه و برقرارى نظام كارهايى است شايسته ولى ناكافى زيرا آنچه اصل الاصول در حوزه هاست تربيت عالم ربانى زمان شناس است .

٥. آيا ساختار نظام موجود حوزه با همين نظمى كه حاكم است طالب علمان را متحول مى كند. كلامى و معارف شناسائى برخورداراز منطق برتر در مقابل انديشه هاى گوناگون امروز تربيت مى كند انسان الهى ارزش شناس وارزش مدار را كه با كلام و عمل خود درارواح و جوامع اخلاق الهى را بدمد مى پرورد؟ تاريخ شناسانى كه به پيروى ازامام على[ ع] با تاريخ زيست كرده باشند معبر و عبرتهاى تاريخى را يافته باشند سيره انبياء امامان واسلاف صالح را
بررسى كرده باشند و با زبان فرهنگ امروز الگوهاى اسلامى را به جوامع دانشگاهى و محافل علمى دنيا عرضه كنند ساخته ايم ؟ يااين كه طالب علمى كه پس از بيست سال تحصيل در حوزه شناختش ازامامان معصوم[ ع] جز معلوماتى پراكنده نبوده و در عمق شناخت او با عوام يكسان است ؟

اين جاست كه پس از حركت نسبتا نيكويى كه تاالان در عرصه تشكيلات حوزه انجام يافته است اقداماتى در درون و محتوى بايدانجام گيرد و اذهان وافكار عالمان دلسوز و طلاب محترم به اين سمت معطوف گردد.

پى گيرى اين مهم بدون شناخت فلسفه وجود و هدف از تشكيل حوزه ها سنجش كارآيى روشها و شيوه ها تعيين تعداد و مقدار علوم مورد نياز حوزويان ارزيابى متون آموزشى قلمرو وظايف حوزويان راههاى درست انجام دادن وظايف و دهها محور ديگر ناميسوراست .

زيرا بدون شناخت هدف از تاسيس حوزه ها محصول و توليد آن مبهم خواهد بود.ابهام در توليد در يك سيستم سرگردانى و حيرت را براى اصحاب و برنامه ريزان آن سيستم در پى خواهد آورد.

ازاين روى نخست بايسته است فلسفه وجودى و غرض از تاسيس حوزه ها را نيك شناخت و در پرتو آن مصد نيروى مطلوبى را كه براى تربيت آن سيستم پايه يزى مى شود شناخت .

ما در پى اين مهم پرسشها را در زمينه هدف حوزه ها دنبال مى كنيم :

١. فلسفه وجودى حوزه ها كه اين همه خونهها عالمان پاك و بيدار شيعه براى حراست از آن نثار كردند و مصلحان براى اصلاح آن رنجها كشيدند و خون دلها خوردند چيست ؟

٢. جواز صرف بيت المال مسلمانان در بقا واداره اين سازمان براى انجام چه رسالتى است .

٣. آيا قلمرو و عرصه هدف حوزه محدود به شناخت دين تعليم و تعلم آموزهاى
دينى است يا تعليم تبيين وابلاغ دين است يا هدف رسالتى فراترازاينهاست ؟

الف .اگر محدود به تعليم و تعليم دين نمى باشد آيا در حوزه ها چونان نظام درسى نظامى براى ارزيابى روشهاى تبليغى شناخت اشكال تبليغ تربيت مبلغانى درخور مقتضيات زمان و بررسى دهها مساله ديگر دراين زمينه وجود دارد؟

ب . در بعد شناخت دين و نظام آموزشى حوزه آيا دايره نظام تعليم در حوزه هاى موجود محدود به تفقه دراحكام و تربيت مجتهدانى دراين بعد است يا تفقه و فهم تمام دين در همه ابعاد آن ؟ به عبارت ديگر: آيا حوزه هاى علوم دينى مستنبط احكام تربيت نى كند يا دين شناس ؟

ج : آيا بستر و عرصه كار حوزه ها فقط تربيت مغز و دستگاه ادارك طالب علمان است يااين كه غرض نهايى تربيت روح و جان آنهاست .

در حوزه هاى فعلى امروز جايى براى پرورش و سازندگى روح و روان طلاب باز شده است ؟

آيااين مهم را با پاكسازى حوزه ها بايد دنبال كرد يا نظام حوزه را چنان بايد پى ريخت كه ناپاكيها شوند و زمينه پيدايش عالم غيرمهذب و نفوذ فردى ناصالح وجود نداشته باشد؟

اگر عالم دين وارث انبياء و معصومين است (كه چنين است ) پس بناى حوزه هااز دوران امام صادق و باقر عليهماالسلام در راستاى تربيت انسانهايى براى انجام چنين رسالتى وادامه اين گونه راهى بوده است آيا سيستم فعلى حوزه هاى ما در ساختن چنين انسانهايى برگزيده چقدر موفقند؟انسانهايى كه هيات و مشى آنان مردم را به ياد خدا بيندازد و كلام و عملشان ارزشهاى الهى و اصالتهاى انسانى را در جامعه زنده گرداند و فضاى معطر و نورانى وجودشان دراين عصر سلطه شب مداران جهان را نورانى بسازد و عطر فضاى بهشتى را براين خاكستان بيفشاند؟

ادامه ادارد