نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - اسلام در استراليا

اسلام در استراليا


مقاله اى كه در پيش روى داريد گزارشى ازاوضاع مسلمانان استرالياست .

درابتدا به معرفى سرزمين و مردم آن ديار و سپس به تشريح وضع مسلمانان و در ختام خطيرى كه بر دوش ايران اسلامى بويژه حوزه هاى علميه است مى پردازيم .

جغرافياى استراليا
استراليا ششمين كشور جهان از نظر مساحت (٤٢٠.٦٨٦.٧ كيلومتر مربع مى باشد.اين كشور بيش ازاز ٥.٤ برابر جمهورى اسلامى ايران و يا ٢ برابر قاره اروپا مساحت دارد. مسطح ترين قاره جهان است . آب و هواى آن متعير و در نيمه شمالى گرمتر و آسمان صاف و كم باران دارد. چون اين قاره در نيمكره جنوبى كره زمين واقع شده است فصول آن تقريبا بر عكس ايران و ماه دسامبر آن اول تابستان است .

پايتخت آن كانبرا با قدمت ٨٠ ساله جمعيت ٢٢٠ هزار نفرى است .

جمعيت كل آن ٥.١٦ ميليون نفراست كه ٤٠% آن در دو شهر پرجمعيت [سيدنى] (پايتخت قبلى ) و ملبورن ساكن اند.استراليا از نظر جمعيت شهرنشينى اولين مقام را در جهان داراست .

اسپانياييها براى اولين باراستراليا را كشف كردند ولى هلنديها بودند كه براى اولين بار به
اين سرزمين پاى نهادند.اولين كلنى انگليس در سال ١٧٨٨ تشكيل شد.از آن تاريخ تا سال ١٨٥٠ حدود ١٦٠ هزار نفراز طرف بريتانيا به اين سرزمين تبعيد شدند.

در سال ١٨١٥ كلا كشف شد و مهاجين زيادى جذب اين قاره شدند.

اولين ره آورد سفيدپوستان براى بوميان شراب و آبجوى رايگان بود.

بوميان تا سال ١٩٦٧ حق راى نداشتند و هم اكنون بيكارى و فقر و فرهنگى آن باعث اشاعه فساد بيش از حد در بين آنان شده است .

با وجوداين كه[ ابورجين] ها بيش از ٥.١ درصد جمعيت را تشكيل نمى دهند ولى ٢٥ درصد جرائم را مرتكب مى شوند.

باب هاوك نخست وزيراستراليا در ٢٣اوت ١٩٨٨اعتراف كرد كه حقوق بوميان استراليا توسط انگلستان پايمال شده است .

سياست و حكومت دراستراليا
در سال ١٨٩٠ بااستفاده از قانون اساسى آمريكا شش مستعمره واقع دراستراليا به شش ايالت تبديل شدند.اين ايالتها عبارتنداز: استرالياى جنوبى استرالياى غربى تاسمانى نيوساوش ولز كوئينزلند ويكتوريا سرزمين شمالى و سرزمين مركزاستراليا كه مراكز آنها به ترتيب : آوليد پرشه هوبارت سيدنى بريزبين ملبورن داروين و كانبرااست .

در سال ١٩٠٠ قانون اساسى استراليا به رشته تحرير در آمد واين سرزمين استقلال سياسى يافت . سيستم حكومتى استرالياالهام گرفته از سيستم حكومتى انگلستان است .

فرماندار كل به پيشنهاد نخست وزير دولت فدرال منصوب مى شود و رياست كشور را به عهده دارد. رئيس قوه مجريه نخست وزيراست . ملكه با تصويب حكم فرماندار كل و فرمانداران ايالتهااعمال نفوذ مى كند. فرماندار كل اين قدرت را دارد كه در صورت تصويب نشدن لايحه اى در مجلس سنا به مدت دو فاصله سه ماهه مجلسين را منحل و فرمان انتخابات جديد را صادر نمايد.

در سال ١٩٨٢ مارتين استيفن به فرماندارى كل استراليا منصوب شد ولى فعلا وزير خارجه سابق (ويليام جرج هايدن معروف به بيل هايدن ) عهده داراين مقام تشريفاتى است .

دراستراليا از سال ١٩٨٨ پست وزارت خارجه و وزارت تجارت در هم ادغام شده و عهده داراين مقام تشريفاتى آقاى كارث اواتر مى باشد.

انتخابات پارلمانى سال ١٩٨٣ به حكومت هشت ساله محافظه كاران پايان داد.

حزب كارگر به رهبرى باب هاوك به قدرت رسيد. در سال ١٩٨٧ حزب كارگر براى سومين دور متوالى بر حزب مخالف خود پيروز شد.اين حزب از قديمى ترين احزاب كشوراست واز سال ١٨٩١ تاكنون فعاليت دارد. حزب آزاديخواه يا ليبرال در سال ١٩٤٤ تاسيس شده و به عبارتى جانشين حزب استرالياى متحد گرديد و عملكرد

آن شبيه محافظه كارانگليس است . رهبرى اين حزب را[ آندره پيكاك] به عهده دارد.

تذكره اين نكته ضرورى است كه : هر دو حزب طرفدار عملى آمريكا هستيد.

و مواضع حزب كارگر در طول زمان به راست متمايل شده است .

حزب ملى استراليا ١٩١٨ با نام[ حزب كشور] شروع به فعاليت كرد. و معمولا با حزب آزاديخواه ائتلاف مى كند.

حزب دموكرات در سال ١٩٧٧ با جدا شدن از حزب آزاديخواه شكل يافت . اين حزب شش نماينده در سنا دارد. پس از تحولات جديد دراروپاى شرقى و شوروى حزب كمونيست استراليا انحلال خود را در تاريخ ٦٨/٠٩/١٦ اعلام كرد.

قوه مقننه از دو مجلس نمايندگان با ٢٤٠ نفر و براى سه سال و سنا با ٧٠ نفر براى شش سال تشكيل مى شود. هرايالت براى خود پارلمانى جداگانه دارد و دولت فدرال (مركزى ) به دست حزب يااحزاب ائتلافى كه اكثريت را دارند اداره مى شود. رياست آن به عهده نخست وزير (رئيس حزب حاكم ) مى باشد.

حزب اكثريت طرف راست و حز اقليت طرف چپ و رئيس مجلس مى نشيند. راى دادن الزامى است و خوددارى از راى دادن براى افراد بالاتراز ١٨ سال جريمه نقدى دارد قوه قضاييه شامل دادگاه عالى استراليا و دادگاههاى محلى و ملى است . قوه قضائيه در حقيقت مقتبس از سيستم قضايى انگلستان مى باشد.

ارتش استراليا و زلاندنو (آنزاك ) در جنگ جهانى اول دوشادوش سربازان انگليسى با تركان عثمانى جنگيدند و ٦٠ هزار كشته به جاى گذاشتند. در جنگ جهانى دوم استرالياييها در كنار متفقين سلاح بر دوش گرفتند و در جنگ كره (١٩٥٢١٩٥٠) يازده هزار نفراز آنان به نفع آمريكاييها به نبرد پرداختند. بعداز جنگ جهانى دوم آمريكا توانست جاى انگليس استعمارگر را دراين قاره اشغال كند.

استراليا پس از آمريكا بهترين روابط را بااسرائيل دارد. آقاى هايدن كه در ٣٠ ژانويه ١٩٨٤ از حقوق فلسطينى ها سخن گفت شديدا تقبيح شد. و در ٢١ آوريل ١٩٨٩ كه نماينده استراليا در سازمان ملل عليه اسرائيل راى داد جامعه يهوديان اسرائيل باب هاون را مجبور به عذرخواهى كردند.

آمريكا با پيمانهاى سيتو سنتو ناتو و آزاس (پيمان آمريكا و استراليا و زلاندنو) حلقه دفاعى خود را پس از جنگ جهانى دوم تقويت كرد بزرگترين عمليات نظامى پيمان آزاس در ١٥ ژوئن ١٩٨٩ با عنوان : كانگور وى ٨٩ صورت گرفت . آمريكا ٢٠ پايگاه جاسوسى و دفاعى از جمله [پاپ كپ] دراستراليا دارد.

سفارت استراليا درايران در سال ١٣٤٧ شمسى و سفارت ايران دراستراليا در سال

١٣٥١ بنا نهاده شده شاه معدوم و همسرش در سال ٥٣ ازاستراليا بازديد كردند. در همان سال موافقتنامه فرهنگى بين دو كشور به امضاء رسيد.استراليا پس ازانقلاب دولت بازرگان را به رسميت شناخت ولى در مورد مساله اشغال لانه جاسوسى به همراه آمريكا ايران را محكوم كرد واز موفق نشدن عمليات طبس اظهار تاسف كرد.

حمله عراق به جمهورى اسلامى ايران را محكوم نكرد و كاربرد سلاحهاى شيميايى را فقط يك بار با ذكر نام عراق تقبيح كرد روابط دو كشور در سال ٦١ به خاطر توهين به يك خواهر محجبه تيره تر شد و تا سال ٦٤ روابط در كاردارادامه يافت . در آن سال آقاى عطارى به منصوب شدند. دراواخر سال ١٩٨٧ تلويزيون C.B.Aاستراليا در يك برنامه فكاهى شديدترين اهانتها را به حضرت امام خمينى كردند. به دنبال آن رايزن تجارى و يكى از ديپلماتهاى استراليا از جمهورى اسلامى ايان اخراج گرديدند. در بهمن ماه سال ١٣٦٦ آقاى خندق آبادى سفارت جمهورى اسلامى ايران را دراستراليا عهده دار شدند. بر سر مساله سلمان رشدى بار ديگر روابط دو كشور به سردى گراييد و تلويزيون مزبوراعلام كرد كه تعداد زيادى از كتاب آيات شيطانى را در اختيار مردم قرار خواهد داد. جان كلام اين كه : دورى و نزديكى استراليا باايران تابع برخوردهاى ايران با آمريكااست .

اقتصاداستراليا
استراليا عضو فعال است و توليد ناخالص ملى خود را در حد متوسط ناخالص ملى كشورهاى اروپايى حفظ كرده است . نرخ تورم در سالهاى اخيراز ٥.١١ به ٥.٧ سقوط كرده ولى نرخ بهره رو به افزايش (٥.١٦ درصد)است .استراليا يك پنجم گوسفندهاى جهان را (١٦٥ ميليون راس ) داراست و قدرت اقتصادى خود رااز منابع گوشتى و پشمى به سمت معدن و روستا سوق مى دهد. بدهيهاى اين كشور پهناور به يكصد ميليارد دلار بالغ مى شود كه ١٦% آن مربوط به بخش خصوصى مى باشد.

استراليااز نظر جذب توريسم اولين مقام از نظر طلا دومين رتبه و از نظر مواد كانى پنجمين درجه را در دنيا حائزاست . بزرگترين مشتريهاى استراليا در منطقه عربستان وايران مى باشند. صادرات اين كشور به ايران در حدود ٣٨٠ ميليون دلار و وادردات آن در حدود ٣٠ ميليون دلار آمريكاست .ازاز آنجا كه سده آينده قرون پاسينيك ( اقيانوس آرام ) نام گرفته است .استراليا مى تواند نقشى دو چندان در اقتصاد جهان ايفا كند.

فرهنگ و مذهب دراستراليا
از آنجا كه مهاجرين اصلى اين قاره ازاروپا بويژه انگلستان بوده اند جو غالب اين سرزمين را
تجلياتى از فرهنگ غرب (فساد و مصرف ) تشكيل مى دهد. آنچه بيشتراز هر چيز براى ملت استراليايى اهميت دارد: شغل خوب خوشگذرانى و ...است و آنچه بى اهميت مى نمايد مذهب و معنويات است تا آنجا كه تعداد بيشمارى از مسيحى ها در حال روى آوردن و بى دينى هستند.

٣٦% مسيحيان تابع كليساى آنگليسكان (كليساى كشورهاى تابع انگلستان ) و ٣١% كاتوليك و ٢٥% پروتستان وارتدكس هستند.

دو سوم مردم اتومبيل شخص دارند و سطح زندگى مردم قابل مقايسه بااروپاييهاست .

اداره كننده اصلى رسانه هاى جمعى و ٨٠% مطبوعات استراليا شركت هاى خصوصى هستند. مجله هفتگى زن استراليايى در بيش از يك ميليون نسخه انتشار مى يابد. رابرت مورداخ كه چهار سال پيش تابعيت آمريكا را پذيرفت مالك بزرگترين شركت عمده رسانه هاى جمعى است . در رابطه با نفوذاين شخص گفته اند:اگر كسى بخواهد روزنامه يا مجله اى منتشر كند بدون رضايت او ميسر نخواهد بود.

گفتنى است كه سرمايه داران استراليايى يا يهوديند و يا تحت نفوذ صهيونيستها پديده بسيار مهمى كه از شانزده سال پيش دراستراليا آغاز شده است سياست چند فرهنگى (Multi Cultualis) مى باشد. سياست دولت جذب مليتهاى مختلف و آزاد گذاشتن آنان نسبت به فرهنگ و مذهب خود ( البته به قول خودشان در محدوده دموكراسى ) مى باشد.

مسلمانان استراليا
مسلمانان در چهار مرحله به استراليا هجرت كرده اند.ابتدااسلام توسط شتربانان افغانى در سال ١٨٧٠ به آن مرز و بوم آورده شد. پس از جنگ جهانى اول عمدتا جمعى از يوگسلاوياييها و بعداز جنگ جهانى دوم عده اى از كشورهاى عرب زبان و بخش شرقى اروپا به استراليا آمدند و در نهايت به دليل كاسته شدن تبعيضات نژادى در چند دهه اخير شاهد روى آورى گروهى از آسياييها به استراليا بوده ايم . تعداد مسلمانان از طرف دولت در سال ١٩٨١ در حدود ٧٧ هزار نفراعلام شد ولى اينك نظر خود مسلمانها بين ٣٠٠ تا ٥٠٠ هزار نفر تفاوت دارد.

فدارسيون شوراى اسلامى استراليا و AFIC
ation of islamicialan fede Councils Aust + مى نامند و بيش از ٧٥انجمن و شوراى اسلامى ايالات را تحت پوشش خود دارد. پرزيدنت (دبير)اين شورا آقاى دكتر نعيرالحق است .او پاكستانى الاصل واز نظر عملكرد فردى متعادل مى باشد.

عربستان سعودى در هر سال بيش از يك ميليون دلار براى تبليغات اسلامى استراليا و... هزينه مى نمايند. بانك توسعه اسلامى جده در سال
پيش ٥٥٠ هزار دلار براى بناى مدرسه شاه فهد در سيدنى اختصاص داد. مسجدامام على[ ع] كه اينك بيشتر به لاكمبا معروف است در سال ١٩٧٥ به كمك سعوديها ساخته شد.

امامت اين مسجداز سال ٧٧ تا ٨٢ به عهده خالدزيدان بوده است . مخالفت صريح او باانقلاب اسلامى حمايت علنى از رژيم عراق و توهين به امام جماعت مسجدالزهراى سيدنى باعث شد كه عربستان در يك حركت تاكتيكى او را بر كنار كند. وى اينك در روزنامه تلگراف در حال قلم زدن به نفع عراق و ميشل عون مى باشد. شيخ تاج الدين الهلالى پس از خالد زيدان به امامت آن مسجدانتخاب شد.

وى مصرى الاصل است و مى گويد: سياست از ديانت جدا نيست و روحانيت نبايد به دولت وابسته باشد. وى از شيفتگان امام امت وانقلاب اسلامى است و در مدح امام اشعار زيادى دارد.

فشار كشورهاى مرتجع و صهيونيسم و همچنين هول و هراس بى جهت استراليا باعث شد كه دراواسط سال ١٣٦٤ از تمديد ويزاى او خوددارى كنند اما تظاهرات مردم مسلمان و گروههاى مختلف جلوى پارلمان استراليا موضع آن دولت را عوض كرد. شيخ تاج در يك مصاحبه ٤٠ دقيقه اى با تلويزيون از دسيسه ها و توطئه هاى فراماسونرى صهيونيسم بهائيت و قاديانيگرى پرده برداشت .

شيعيان كه حدود يك سوم مسلمانان استراليا را تشكيل مى دهند در مسجدالزاهرا گرد هم جمع مى شوند.امامت اين مسجد را سيدهاشم نصرالله به عهده دارد. موضع گيريها منشورات اين مسجد در راستاى خط امام و انقلاب اسلامى است .

مسجد فيصل از ديگر مسجدهاى سيدنى است كه به كمك رژيم سعودى ساخته شد ولى جوانان پرشور آن محل نام مسجد راالفجر گذاشته و فعاليت چشمگيرى دارند.

ايالت ويكتوريا مسلمانان زيادى را در خود جاى داده است . مسجد پرستون مسجد مركزى ملبورن و مسجد كوبرگ محل اجتماع مسلمانان ترك زبان است وامامت مسجد تابع سفارت تركيه است . يوگسلاوياييها باامامت امام اعظم افنديرا از طرفداران مظلوم انقلاب اسلامى ايران هستند. آنان چون ازايالت بوسنى كوچ كرده اند و ظلمهايى رااز طرف دولت يوگسلاوى متحمل مى شدند و مليت خود را بوسنيايى معرفى مى كنند.

در جلسه اى كه از ما دعوت شده بود استقبال شايانى به عمل آوردند. درابتدا يكى از آنان شعار [ الله اكبر ، خمينى رهبر] را كه حفظ كرده بود براى حضار باز گو كرد. پس از سخنرانى حدود دو ساعت جلسه پرسش و پاسخ راادامه دادند.

شوراى انجمن اسلامى ويكتوريا كه در ملبورن واقع شده است و رياست آن را بلال به عهده داردازاواخر سال ١٩٨٨ مجله انگليسى زبان [ القبله] را منتشر كرده است . مسلمانان افغانى هم با برگزارى جلسات وانتشار روزنامه با
يكديگر مرتبط هستند.از مجلات اسلامى مى توان به [ العوده الى الله] و[ الهدى] اشاره كرد كه مربوط به مسجدامام على[ ع] و مسجدالزهرا مى باشند. روزنامه هاى عربى زبان عبارتنداز: [ النهار] [ التلغراف] [ صدى لبنان] [ صوت المغترب] [ الاشاعه] [ البيرق] [ الاهرام] و[ الاستقلال] سه روزنامه اول طرفدار عون و عراق هستند. مسووليت صوت المغترب را نديم احمد كه سورى الاصل است و زنى يهودى دارد عهده دار مى باشد.او در دهه هفتاد در يك شبكه بين المللى مواد مخدر كار مى كرده واينك سالانه ٢٠٠ هزار دلاراز عربستان كمك مى گيرد .

البيرق مارونى است و سردبير آن جوزف خورى است . دو روزنامه اخير هم مصرى هستند. نشريه الاخبار كه حامى ليبى وايران بوده تعطيل شده است .

مسلمانان استراليا با چند مشكل عمده دراين سرزمين مواجه هستند.از نظراجتماعى مسلمانان مقيد به آداب اسلامى مورد بى توجهى قرار مى گيرند. طبق آمار ٧٤% مردم استراليا ترجيح مى دهند همسايه مسلمان نداشته باشند و حجاب زنان را آشكارا يا پنهانى مورد تمسخر قرار مى دهند.

ايرانيها و لبنانيها مشكلات فزونترى دارند چرا كه سه واژه [ اسلام] [ ايران] و[ خشونت] يك مفهوم را براى آنان تداعى مى نمايد. برداشت آنان ازاسلام دين زور و شمشير واهانت به حقوق بشر و مقام والاى زن است . ولى به اين نكته بايد توجه كنيم كه خود آنان مى گويند: هر آنچه ازاسلام وايران مى دانند مطالب منتشره از بنگاههاى تبليغاتى غرب مى باشد.

پس شايد بتوانيم نتيجه بگيريم كه توده مردم گناه چندانى ندارند واگر كردن آنان وظيفه خطير ماست كه متاسفانه از آن غفلت كرده ايم .

اختلافات فرهنگى و دينى مسلمانان كشورهاى مختلف به دليل وجود پديده [چند فرهنگى] كه بدان اشاره كرديم به استراليا منتقل شده است . و بااشكال مختلف : دينى فرهنگى نژادى و زبانى رخ مى نمايد. علاوه بر اين مقتضيات محيط باعث مى شود كه مسلمانان به رفاه روى آورند و به سادگى از عقايد خود دست بردارند.

از آنجا كه جامعه استراليا با رفاه و مصرف و سرمايه دارى بنيان نهاده شده است هيچ كارى بدون داشتن پول كافى ميسر نيست . مسلمانان براى ساختن مدرسه و مسجد وامور تبليغى خود با مشكل روبرو هستند. از جانب ديگراز توان اقتصادى خوبى و برخوردار نيستند كه بتوانند به تجارتهاى عمده دست بزنند.اكثر مسلمانان استراليا شغلهاى سطح پايينى دارند و در مورد دريافت وامها واعتبارات بانكى با مشكل ربا مواجه مى شوند به همين دليل است كه مسلمانان به كشورهاى خارجى وابسته مى شوند
و انقلابيون و شيعيان خود را بدون حامى مى بينند.

جمهورى اسلامى ايران على رغم محبوبيت خاص بين مسلمانان و خصوصا شيعيان به خاطر مشكلات ناشى از جنگ و نداشتن مبلغان كيفى و به دليل توجيهات ديگر! نتوانسته است در برابر فرهنگ مصرفى و سياستهاى صهيونيسم و بهائيت وارتجاع عرب نقشى موثر و وحدت آفرين بين مسلمانان اين قاره ايفا كند.

مظلوميت تبليغات خارج از كشور
يكى از آرمانهاى امام امت رضوان الله تعالى عليه همانند رسول اكرم[ ص] صدورانقلاب اسلامى بود.از باب نمونه : در تاريخ ١٣٦٢/٠٦/٠٣ مى فرمودند:

حوزه كسى را به عنوان مبلغ اعزام نمى كرد...اعزام به خارج كه در ذهنها و هيچ كس هم فكر نمى كرد كه امكان دارد كسى را به خارج فرستاد... فضلاءازاين كه زبان خارجى بدانند در خارج تبليغ كنند در حد كفر بود و واقعا فكرها عقب افتاده بود.اگر ما همه زبانها را براى تبليغ اسلام بدانيم عبادتى بزرگ است . ما با زبان اينجا كه نمى توانيم براى مردم آمريكا و ساير كشورها مسائل اسلام را بگوئيم .امروزاسلام دراكثر كشورها مطرح است .

صدورانقلاب مسلما باارسال اسلحه تحقق نمى يابد. آشكارترين بعد آن ابعاد فرهنگى و صدور پيام انقلاب واسلام در جاى جاى جهان است . پيامبر گرامى اسلام بلافاصله پس ازاستقرار حكومت اسلامى دنيا را به دين اسلام دعوت كردند. به طور مثال : يك گروه چهل نفرى به چين كه در دور بودن و غرابت فرهنگى در روايات فضليت علم ضرب المثل شده است : ( اطلبواالعلم ولو بالصين ) اعزام مى دارند: ولى ما در طول يازده سال حتى يك روحانى براى تبليغ دين در قاره وسيع استراليا نداشته ايم .امام خطوط كلى را مشخص كرده اند. طلاب عزيز هم آمادگى خود رااعلام داشته اند و به زبان خارجى هم مسلط شده اند مشكل ارزى هم ندارد چرا كه اولا مقدار معتنابهى ارز در سازمانهاى مربوط هزينه مى شود و ثانيا با جلوگيرى ازاسرافهاى كلان به راحتى مى توانند به وظيفه شرعى خود بپردازند .

در بعد شعار دادن و بلندگو دست گرفتن و گفتن :اسلام مظلوم است و بايد پيام انقلاب به همه جهان صادر شود كه كمبود نداريم ! پس عيب كار در كجاست كه اين آرزوها عملى نمى شود؟

ظاهرا اهم مشكلات ما به نقص مديريت و هماهنگى هاى لازم و همچنين آگاه نبودن حوزه به مسووليت خطير و پتانسيل قوى خود و قدرت اشخاصى همچون : سيدجمال الدين اسدآبادى و محمد منتظرى ... كه در حقيقت با دم خود سروداين هدف مقدس را زمزمه مى كردند و مشكلات ديگرى كه بازگو كردن آنها مجالى ديگر
مى طلبد بازگشت مى كند.

راستى اگر به دليل ارائه نشدن اسلام حقيقى مسلمانان جهان واز جمله مسلمانان استراليا ه فرهنگ منحط غرب پناه بياورند چه كسى در روز واپسين و بازپرسى اعمال جوابگو خواهد بود چرا بايد بخشى از بودجه هاى دولتى و شرعى را در راههاى غيرضرورى از جمله : ساختن مسجد در كنار مسجد و... صرف كنيم و مدرسه اى براى مسلمانان خارج كشور نسازيم ؟ چرا درايام تبليغ آنچنان احساس تكليف شرعى مى كنيم كه دو سه نفرى به يك ده سرازير مى شويم ولى از وجود ضرورتهاى بزرگتر و مهمتر در خارج كشور غفلت مى نماييم ؟ آيا نه اين است كه به[ مهم] مى پردازيم و ردوايرادهايى كه مهم نيستند حياتى جلوه مى دهيم واز اهم غافل مى شويم .

اميداست كه كه گره ها هرچه زودتر به نفع اسلام و مسلمانان باز شوند. در رواياتى از جمله:[ من سمع رجلا (نه مسلما) ينادى يا لمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم] بيشتر دقت كنيم و كلام معصومين عليه السلام را مشعل فروزان عقيده و عمل خود قرار دهيم .

والسلام
مسئله ديگر مسئله تشريفات حوزه هاى روحانيت است كه دارد زياد مى شود. وقتى تشريفات زياد شد محتوى كنار مى رود وقتى ساختمانها و ماشينها و دم و دستگاهها زياد شد يعنى بااين بساطها نمى شود شيخ مرتضى و صاحب جواهر تحويل جامعه داد.اين موجب نگرانى است و واقعا نمى دانم بااين وضع چه كنم !!اين تشريفات باعث آن مى شود كه روحانيت شكست بخورد. زندگى صاحب جواهر را با زندگى روحانيون امروز كه بسنجيم خود مى فهميم كه چه ضربه اى به دست خودمان مى زنيم .

١٣٦٣/٠٦/١٢