نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - مصاحبه با آية الله يوسف صانعى

مصاحبه با آية الله يوسف صانعى


معرفت و آگاهى سرلوحه كار حوزه علميه است .

فراگرفتن دانش دين و بسط آن در گستره زمين كه اسلام آن رااز نخستين وظايف پيروان خود دانسته هدف و برنامه حوزه هاست .ازاين رسالت عظمى حتى در شرايط دشوار و سياه تاريخ اين مرز و بوم غفلت نشده است .

عالمان سخت كوش و طلاب پرشور به دوراز جاه و نعمت با جامگانى ژنده و خوراكى ناگوار زندگى پرمشقت ازاين مرز بزرگ با خلوصى تمام وانگيزه اى پاك پاس داشته اند.

دراين گفتگو استاد بزرگوار حضرت آيه الله صانعى كه برهه اى از تاريخ پرمشقت حوزه ها را درك كرده اند با تاثرى عميق از حوزه هاى مظلوم و غبار غم گرفته گذشته ياد مى كند و دلسوزانه واز سرآگاهى و درك موقعيت كنونى رهنمود مى دهند كه امروز براى حفظ عظمت و عزت حوزه هاى علميه - عظمتى كه آن مرد عظيم و تاريخ ساز با ياران پولادين عزمش به ارمغان آورده اند. چه بايد كرد و كدام حركت اصولى را يشه ساخت كه تا براى هميشه حوزه ها پرتوان و پرفروغ جلوه گرى كنند و در جهت دفاع از مظلومان و حفظ كيان دين و نظام آگاهانه و شجاعانه حركت كنند.

پاسدارى از حق ولو بلغ مابلغ حفظ اصول وارزشهاى نظام پيروزى از راه و روش امام مبارزه با زراندوزان بى درد تلاش براى فهم درست دين حفظ جايگاه بلند زجر كشيدگان و كتك خوردگان
انقلاب محورهاى اصلى اين گفتگوى پربار و صميمانه است . به اميداين كه جان سخن پذيران را تحت تاثير قرار دهد.

حوزه

حوزه : با سپاس و تشكراز محضر حضرت عالى كه قبول زحمت فرموديد و مصاحبه با مجله را پذيرفتيد خواهشمنداست شرحى كوتاه از زندگى علمى و سياسى خود داشته باشيد.
استاد: بسم الله الرحمن الرحيم .از شما دوستان و عزيزان مجله حوزه به خاطر لطفى كه كرده ايد و ترتيب مصاحبه را داده ايد متشكرم .اين كارها براى رضاى خداونداست واميدوارم كه خداوند متعال توفيق دهد.

به نظر من عامل توفيقات اين مجله ( همانطور كه چند بار در مباحثات بدان اشاره كرده ام ) خلوص نيت شما و ديگر دست اندركاران مجله است .

اينجانب در سال ١٣١٦ ه.ش . در روستاى[ نيك آباد جرقويه از توابع شهر اصفهان] متولد شدم .

پدرم مرحوم حجه الاسلام والمسلمين شيخ محمد على عالمى مومن متعبد و خدمتگزار بود.

آن بزرگوار بسيار بى پيرايه و ساده مى زيست . به تبليغ وارشاد مردم اشتغال داشت . نسبت به مسائل اجتماعى سياسى وانقلابى توجه داشت و عالم به زمان بود.

سال ١٣٢٥ پدرم مرا واخوى مكرم جناب حجه الاسلام والمسلمين آقاى شيخ حسن صانعى را براى تحصيل به حوزه علميه اصفهان آوردند و مشغول به تحصيل شديم .
حوزه : لطفااوضاع و شرايط حاكم بر حوزه علميه اصفهان را در دوره اى كه حضرت عالى در آن حوزه مشغول به تحصيل بوديد بيان بفرماييد.
استاد: متاسفانه به خاطر شرايط خاصى كه در آن دوره وجود داشت . وضعيت حوزه مناسب نبود:

جوانان گرايشى به فراگيرى علوم دينى نداشتنداين حالت دامنگير بزرگان و آقازادگان آنان هم شده بود و بيشتر به ديگر كارها از جمله :ادارى گرايش داشتند. شرايطى حاكم شده بود كه حتى اگرافرادى مانند پدر ما اقدام به فرستادن فرزندانش به حوزه علميه مى كرد و آنان را به فراگيرى دانش دينى تشويق مى كرد مورداعتراض واقع مى شد. مردم روى خوشى به طلاب و حوزه ها نشان نمى دادند و براى طلاب براى ادامه تحصيل نه تنها مورد تشويق قرار نمى گرفتند كه از طرف عموم طبقات متاسفانه ملامت مى شدند.

مدارس علميه خالى از طالبان علم بود. ذخائر عظيم حوزه به خاطر سياست ضد فرهنگى و ضد دينى رژيم منحوس پهلوى در حال نابودى بود. حوزه اصفهان كه در روزگار گذشته عظيم ترين حوزه تشيع بوده و چندين هزار طالب علم در آن به تحصيل اشتغال داشته اند وداراى كتابخانه هاى غنى همچون : هزار طالب علم در آن به تحصيل اشتغال داشته اند و داراى كتابخانه هاى غنى همچون : كتابخانه مجلسى اول و دوم كتابخانه صاحب بن عباد و... بوده است به سبب سياستهاى غلط درهم فرو رفته بود. يادم هست كه : برخى از كتابهاى اين كتابخانه ها در دوشنبه بازار به فروش مى رسيد! در چنين احوالى تنها مشوق ما مرحوم پدرمان بود.

مقدمات را نزداديب بزرگوار مرحوم معلم حبيب آبادى نويسنده كتاب [مكارم الاثار] فرا گرفتم .

اين مرد بزرگ كه درادبيات بى نظير بود يا كم نظير بود براى امرار معاش خود در كتابخانه شهردارى كتابدارى مى كرد و روزى هشت ريال حقوق مى گرفت . بعداز ظهرها هم تدريس مى كرد.
بخشى از مغنى را هم نزداستاد بزگوار آيه الله حاج شيخ عباس على اديب خواندم .

امااداره تشكيلات حوزه اصفهان : حوزه اصفهان داراى تشكيلات و مديريتى نبود. مرحوم آيه الله حاج آقا رضاى خراسانى شهريه اى در حدود پنج تومان به طلاب مى داد كه يك سرى شرايط گذاشته بود از جمله :

١. شهريه گيرنده بيش از ١٨ سال سن داشته باشد. كه اين شرط در وضعيت فرهنگى آن زمان بى تاثير نبود.

٢. معمم باشد.

٣.از طلاب شب خواب مدرسه باشد.

٤. حداقل پايه تحصيلاتش لمعتين باشد.

و...

بزرگوار ديگرى بود به نام مرحوم آيه الله حاج شيخ ابوالفضل پشمى كه مرد بى آلايش و با فضيلتى بود.از طرف ايشان و مرحوم كازرونى حواله نان به طلاب ساكن مدرسه كاسه گران داده مى شد.

اين بود كل تشكيلات مالى و به اصطلاح ادارى حوزه اصفهان واضح است كه اين اموررا نمى شود گفت : تشكيلات .

ازاين برنامه مالى بسيارى از طلاب جوان محروم بودند واين امر ضربه شديدى به فرهنگ دينى در آن زمان وارد كرد و بسيارى از طلاب خوش استعدادازادامه تحصيل باز ماندند.

حوزه : گويا حضرت عالى پس از گذراندن بخش اعظم دروس مقدماتى راهى حوزه علميه قم شده ايد لطفاازاين مقطع تحصيلى خود براى ما سخن بگوييد.
استاد: بله من در سال ١٣٣٠ به حوزه مقدسه قم آمدم و دوره مقدمات را در اين حوزه
تكميل كردم .

بخش عمده اى از سطح را نزد مرحوم آيه الله حاج شيخ عبدالجواد جبل عاملى فرا گرفتم از جمله : كفايتين و مقدارى از مكاسب آن مرحوم استاد بسيار دقيقى بودند و نسبت به انقلاب فرد مثبتى بود و به امام رضوان الله تعالى عليه فوق العاده احترام مى گذاشت .

بسيارى از بزرگان فعلى درس ايشان شركت مى كردند از جمله : آيت الله رضوانى كه مرد بسيار دقيقى است آيه الله محمدى گيلانى شهيد بزرگوار آيه الله حاج آقا مصطفى خمينى .

خواندم موسى صدر قوانين را نزد آيه الله حاج آقا.

برخى از دوستان ازايشان تقاضا كردند كه مكاسب را تدريس بفرمايند.ايشان قبول نفرمودند و در سر درس فرمودند:ازاين قضيه اى كه براى من پيش آمده و برخى از دوستان از من خواسته اند كه مكاسب بگويم شديدا متاثر شدم كه وضع به جايى رسيده است كه به من مى گويند: مكاسب بگو! مكاسب را بايد جناب آقا شيخ عبدالجواد عاملى بگويد نه من .

خود آقاى صدر گويا مكاسب را نزد آن مرحوم فرا گرفته بودند و تا آنجا كه يادم هست مرحوم شهيد حاج آقا مصطفى خمينى هم مكاسب را نزد مرحوم جبل عاملى خوانده بودند.

بخشى از رسائل و مكاسب را خدمت آيه الله مشكينى و بخشى از مكاسب و منظومه را خدمت ديگراساتيد حوزه علميه فرا گرفتم .
حوزه : بااين كه مرحوم حاج شيخ جواد جبل عاملى توان تدريس خارج را داشتند ولى بنا به گفته خودشان و شاگردان آن مرحوم ايشان در دوران تدريش هم خود را در تدريس سطوح عاليه به كار مى برند و در همين عرصه به تربيت شاگرد مى پردازند شيوه اى كه امروز در حوزه هاى علميه متروك است واساتيد با تجربه توقف چندانى در مراحل پايه و اوليه نمى كنند و سريعا پا فراتر مى نهند. آيا به نظر حضرت عالى اين شيوه در دراز مدت اثرات سوئى بر حوزه هاى علميه نخواهد گذاشت .
استاد: بله متاسفانه فرهنگ مااين گونه شده است . معيارها تغيير كرده است . آن روزگار تدريس خوب و پروراندن شاگرد ارزش داشت . اين آقا چه تدريس بكند و آن آقا چه چيز مطرح نبود بلكه رشد استعدادها مطرح بود. به خلاف امروز كه چه تدريس بكند مطرح است .

دراصفهان آقايى بود به نام : آيه الله سيداحمد مدرس . آن مرحوم حدود ٢٥ دوره لمعه تدريس كرده بود. مرحوم آيه الله حاج شيخ محمدحسن عالمى هم ساليان متمادى لمعه تدريس مى كرد. سيره علماى گذشته اين بود كه در دانشى مهارت پيدا مى كردند و ساليان طولانى به تدريس آن مشغول بودنداما متاسفانه امروز اين سيره پسنديده فراموش شده است .
حوزه : شيوه تدريس و ويژگيهاى درسى بزرگانى كه در درس خارج از محضرشان بهره برده ايد لطفا بيان بفرماييد.
استاد: نخستين حوزه درسى كه من در سطح خارج در آن شركت كردم حوزه درس مرحوم حضرت آيه الله العظمى بروجردى بود. شيوه درسى ايشان را به طور خلاصه فشرده در چند بند توضيح مى دهيم :

١. ريشه يابى و بيان پيشينه تاريخى بحث :اين ويژگى ازامتيازات منحصر به فردايشان در قرن اخيراست . آن مرحوم بحثى را كه شروع مى فرمودند سعى داشتند اولين صاحب نظرانى را كه به آن بحث پرداخته بودند معرفى كنند.اين روش براى شاگردان بسيار مفيد واز نظر روانى هم موثر بود.

٢. تكيه بر فتوا و نظر قدما: تكيه اصلى ايشان در موقع ارائه نظر به فتواى قدماى اصحاب بود گر چه خودايشان آن مطلب رااز روايات نمى فهميدند. شديدا به فتواى بزرگان گذشته توجه داشتند واز فتواى آنان و شهرت بين آنان به آسانى نمى گذشتند. فهم بزرگان شيعه رااز روايات معيار مى گرفتند.

مرحوم آيه الله بروجردى نظريات عالمان پيشين رااحيا كرد و غبار كهنگى و گذشت زمان رااز آنها زدود به همين سبب بود كه كتاب : مفتاح الكرامه كه در بردارنده اقوال فقهاست در زمان آن مرحوم رواج يافته و مباحث قصاص و ديات را هم ايشان چاپ كرد.

٣. توجه به فتواى فقهاى اهل سنت :ايشان معتقد بودند كه با آشنايى به فتاواى آنان بهتر مى دانيم روايات را بفهميم زيرا روايات ما در زمانى صادر شده است كه فقهاى عامه ميدان دار و فتواى آنان فتواى رسمى و رايج بوده است واز
اين روى ممكن است روايات ما ناظر به فتاواى رسمى و سئوالاتى بوده كه در مقابل فتواى رسمى و حكومتى از ائمه اطهار[ ع] مى شده است .

٤. توجه كافى به روايات :ايشان اصرار داشتند كه تقطيعهاى وسائل الشيعه را تكميل كنند و تمام روايات را بيينند. براين باور بودند كه تمام روايات بايد ديده شود و چه بسا بخش تقطيع شده در فهم روايت موثر باشد. به خاطر همين اهتمامى كه به روايات داشتند لجنه اى براى برطرف كردن نواقص وسائل الشيعه تشكيل دادند كه بخشى از نتيجه اين تلاش بزرگ تحت عنوان : جامع احاديث الشيعه چاپ و در دسترس محققين قرار گرفته است . ناگفته نماند كه مرحوم آيه الله ربانى شيرازى ازاعضاى همين لجنه بودند كه با رنج و زحمت فراوان نواقص وسائل الشيعه را تقريبا برطرف كردند و در دسترس اساتيد و محققين قرار دادند.

٥. تطبيق فقه شيعه با فتاواى اهل سنت : به خاطر همين شيوه و تحقق تطبيق بين دو فقه به همت و تلاش ايشان كتاب خلاف شيخ طوسى رحمه الله عليه كه يك فقه تطبيعى است چاپ و منتشر شد.

تطبيق بين آراى اهل سنت و نظريات فقهاى شيعه تاثير فراوانى در حل بسيارى از مسائل فقهى دارد.اين شيوه در بسيارى از موارد ما را به مبانى ائمه اطهار[ ع] كه در برابر فقه رسمى و حكومتى موضع داشتند آشنا مى كند.

البته ناگفته نماند اين كه مى گوييم اثر دارد به اين معنى نيست كه تمام اثر دراين شيوه باشد واگر كسى اين شيوه را در فقه و برداشتهاى فقهى مراعات نكرد فقه ناقصى ارائه كرده است .

٦. جمع بندى : يكى از ويژگيهاى درس مرحوم بروجردى جمع بندى و گزارشى خلاصه از تمام مباحثى كه در طول هفته بيان كرده بودند بود.اين جمع بندى را به عنوان : [فذلكه] در پايان هفته يعنى چهارشنبه ها بيان مى داشتند. پس ازاين يادآورى بسيار مفيد وارد بحث ديگر مى شدند و زمينه آن بحث
را بيان مى كردند.

نتيجه : من از بحثها و درسهاى ايشان به اين نتيجه رسيده ام كه ايشان فردى عميق بود.از تقريرات اصول ايشان پيداست كه دراين رشته هم تبحر داشته است .

براى هر چه بيشتر آشنا شدن به تواناييهاى فقهى ايشان لازم مى دانم كه دراينجا به خاطره اى كه از حضرت امام رحمه الله عليه دارم اشاره كنم :

پس از رحلت حضرت آيه الله بروجردى روزى در خدمت حضرت امام راهى تهران بودم كه ايشان فرمودند: در سفرى كه به نجف اشرف مشرف شدم در جلسه اى كه حضرات آقايان علما شركت داشتند پيشنهاد دادم كه : براى زعامت حوزه هاى علميه و مرجعيت شيعه پس از مرحوم آيه الله سيدابوالحسن اصفهانى آيه الله بروجردى را به نجف دعوت كنيد تا درس و بحث را شروع كنند. در آن جلسه گفتم :اين پيشنهاد را به دو جهت ارائه مى كنم :

١.اين كه حضرت ايشان اثباتااعلم هستند.

٢. مردى است اجتماعى و براى مرجعيت و حفظ كيان حوزه هاى علميه شايسته ترين فردى است كه مى توان روى او حساب كرد.

مدتى كه ازاين جلسه گذشت يكى از آقايان به من گفت : آقايان حاضر در آن جلسه گفتند: حاج آقا روح الله حوزه نجف را نمى شناسند دراين در اين حوزه فحولى از علما هستند.

گفتم :از قول من به آقايان بگوييد: شما متوجه حرف من نشديد. من گفتم : فردى است اجتماعى .اجتماعى بودن غيرازاعلميت است واين مطلب جاى انكار نيست .

همچنين گفتم : حضرت آقاى بروجردى در مقام اثبات اعلم است ( البته منافاتى ندارد كه ديگر آقايان ثبوتااعلم باشند) گر چه ايشان ثبوتا هم اعلم اند.

كسى را كه حضرت امام رضوان الله تعالى عليه با همه دقت و دانشش شهادت به پراطلاعى و پختگى او مى دهد پايه علمى و صلاحيت و مهارتش براى ما روشن مى شود.
مرحوم آيه الله بروجردى بسيار پركار بودند. تاليفات و آثار فراوانى دارند كه به عناوين گوناگون تهيه كرده بودنداما در نشر آثارش بسيار وسواس بود.اين امر سبب گرديد كه ايشان نتوانستند جازم شوند واثرى را به چاپ برسانندازاين روى اثر علمى مهمى ازايشان به چاپ نرسيده و آثارايشان همانطور خطى باقى مانده است .

همينجااز فرصت استفاده مى كنم و به محققين واهل فن كه داراى تاليفاتى هستند عرض مى كنم :اهل وسواس نباشند.اگر آثارشان خلاى را پر مى كند و براى دانش پژوهشان اثرى است مورداستفاده و به غناى فرهنگ كمك مى كند چاپ و عرضه كنند. به هر حال انسان هميشه و همواره در حال تكامل است و راه كمال را مى پويد و ممكن است مطلبى را كه اكنون تهيه كرده چند سال بعد بخواهد تجديد نظر كند.اين امر نبايست سبب گردد كه محققين از چاپ و نشر آثارشان دريغ ورزند. ¸

اما ويژگيهاى درس فقه واصول امام : من مفتخرم كه موفق شدم حدود نه سال در درس فقه واصول حضرت امام شركت كنم دراين مدت برخى از نكات و ويژگيهاى آن مردالهى برخود كرده ام كه اينك براى فضلاء و طلاب حوزه هاى علميه بيان مى كنم :

شاگرد پرورى :
امام با عظمت وابهت الهى كه داشتند با شاگردان به گونه اى برخورد مى كردند كه اگر داراى زمينه واستعداد لازم بودند راه كمال را مى پوييدند واستعدادشان شكوفا مى شد.امام به نظرات واشكالات شاگردان دقيقا توجه مى كردند و با تامل بدان مى نگريستند.اين روش باعث تشويق و ترغيب شاگردان مى شد.

روش و شيوه امام درارائه مطالب :
امام امتيازات و ويژگيهاى منحصر به فرد برخى از بزرگان گذشته رادارا بودند.
در تحقيق مطالب نظير شيخ انصارى و دراطلاعات وسيع نظير صاحب جواهر و در تعمق در روايات و عنايت به سند دلالت و دسته بندى مانند مرحوم بروجردى بودند.

امام داراى ابتكار بود و با سبك خاص خودشان به بحث وارد و خارج مى شدند. روش ايشان درارائه و عرضه مطالب به نحوى بود كه شاگرد وادار به كار مى شد مثلا وقتى كه خارج مكاسب مى فرمودند مكاسب شيخ حاشيه مرحوم سيد كاظم فقيه يزدى حاشيه مورد تحقيق مرحوم شيخ محمدحسين اصفهانى مستند نراقى تذكره علامه و... را مورد مطالعه و بحث قرار مى دادند و نظرات دقيق خود را هم بيان مى داشتندازاين روى شاگرد ناگزير بود كه به منابع مراجعه كند تا بتواند رد و قبول مطالب رااز طرف استاد درك كند. ما با آن كه پيش از درس به مطالعه و مباحثه مى پرداختيم و منابع درس را مطالعه مى كرديم ولى باز هم در موقع درس احساس مى كرديم كه مطالعات ما كافى نبوده است .امروز حوزه هاى علميه شديدا نياز به اين چنين دروسى دارند. دروسى كه مطالب آن عميق و با توجه به همه ابعاد بحث مطرح شود. روى اين اصل شايسته است كه اساتيد محترم به شيوه درسى حضرت امام مباحث را ارائه كنند. در دروس خارج نبايد تنها به نقل اقوال اكتفا شود. نقل اقوال بودن تحقيق و دقت دراطراف آن و تحقيق جدى روى روايات و آيات باعث ركود علم و عقب ماندگى حوزه هاى علميه مى شود .

شناخت موضوع :
فقيه وقتى مى تواند فتوى عالى بدهد و مايه آبرو و عزت اسلام و مسلمانان شود كه از آگاهى و بينش بالايى برخوردار باشد.

امام به خاطر آگاهى و بينش بالايى كه درمسائل گوناگون داشت از روى آگاهى و شناخت دقيق موضوع فتوا مى داد.از باب نمونه : در قضيه سلمان رشدى و تاليف كتاب آيات شيطانى توسط او و نشر و ترويج آن توسط استكبار جهانى وايادى مرموزاو حضرت امام به درك عمق توطئه وابعاد گسترده اين حركت ضداسلامى و ضدفرهنگى فتوا داد. فتواى مبارك و ميمون آن بزگوار زخم عميقى
بر پيكراستعمار وارد كرد و موجب سربلندى و عزت مسلمانان واسلام شد و حوزه اسلام رااز هجوم بى شرمانه استكبار جهان محفوظ داشت .

تكيه برارزشها:
امام علاوه بر ويژگيهايى كه بر شمرديم به يك سرى ارزشها عنايت خاص داشت و در طول زندگى هيچ گاه آنها را فراموش نكرد و آن ارزشها عبارتند از: ستيز پى گير و جدى با سرمايه داران بى درد استعمارگران متحجرين و دفاع ازاسلام و كيان آن انقلاب و نظام جمهورى اسلامى محرومين و پابرهنگان و جبهه رفته ها و كتك خوردگان .

علماء طلاب فضلاء و روحانيون عظام بايدامام را در همه ابعادالگو قرار دهند. بايد روى ارزشهايى كه آن مردالهى تكيه داشت تكيه كنند واز كسانى كه به ارزشها و معيارهايى كه حضرت امام و ياران باوفاى او براى تحقيق واستقرار آن تلاش كردند واز جان و مال مايه گذاشتند تكيه نمى كنند واساسا با آن بيگانه اند دورى كنند وارتباطشان را با چنين افرادى قطع كنند گر چه از نظر فقهى و علمى قوى باشند.

امام به فقه سنتى و جواهرى تكيه و به آن سفارش مى كردند ولى اين بدان معنى نيست كه ما به كسانى گرايش پيدا كنيم كه فقط روى جواهر و فقهه سنتى تكيه مى كنند و دراين زمينه از دانش بالايى هم برخوردارنداما هيچ توجهى به انقلاب وارزشهاى آن و تلاشگران دراين راه ندارند.

حركت مرموزى در حوزه هاى علميه شروع شده است كه اين چنين افرادى مورد تشويق و توجه قرار مى گيرند و جبهه رفته ها و كتك خوردگان و مبارزين دلسوز به بهانه اين كه موشكافانه و دقيق عبارات معالم كفايه و... را نمى توانند بيان كنند واصطلاحات را حفظ نيستند مورد بى توجهى و بى مهرى قرار مى گيرند.

نبايدارزشگذارى روى افراد بر محوراصطلاحات فقه واصول دور بزند و آقايانى كه در طول عمرشان حركتى براى محرومان انجام نداده اند و در راه اسلام سختى نكشيده اند و سيلى نخورده اند و هميشه در ناز و نعمت زندگى كرده اند اما به
خاطر حفظ چنداصطلاح بى روح معزز و مورد توجه باشند و عزيزان كتك خورده و دلسوزانقلابى به خاطر عدم حفظ چند اصطلاح طرد بشوند.

انقلاب شجره طيبه اى است كه همه بركات امروز در سايه اوست . سزاوار نيست كه از سايه شكوهمنداين شجره طيبه بهره بردامااز شجره اى كه بال و پرش سايه گسترى كرده فراموش كرد.

دراين برهه حساس و سرنوشت ساز دفاع ازانقلاب شكوهمنداسلامى دفاع ازاسلام است . حفظ انقلاب و كمك به آن ارزش است . خدمت به محرومين و ستيز با زراندوزان بى درد ارزش است . فقه و فقاهت بدون توجه به اين ارزشها هيچ سودى نخواهد داشت .

حوزه :امروزه جامعه و نظام يك سرى مشكلات دارد به نظر مى رسد كه درس مطلوب درسى است كه در راستاى انديشه حضرت امام رضوان الله تعالى عليه در چگونگى بحث وانتخاب موضوع نيز ناظر بر نيازهاى جامعه وانقلاب باشد و موضوعاتى از فقه براى تدريس انتخاب شود كه كمكى به حل مشكلات جامعه و نظام باشد. نظر حضرت عالى دراين زمينه چيست و حوزه ها براى رسيدن به اين چنين موقعيتى بايد چه كنند.
استاد: لزومى ندارد تك تك مسائل موردابتلاء را در حوزه مطرح كنيم بلكه ضرر هم دارد زيرا در نظام بايد نظر حاكم باشد كه آنهم مشخص شده است . نظام داراى رهبر و ولى فقيه شوراى نگهبان مجلس شوراى اسلامى مجمع تشخيص مصلحت است .اگر قرار باشد مسائل مبتلا به در حوزه مطرح شود اين سبب مى گردد كه استادى مساله اى را مطرح كند و نظر بدهد و گاهى با نظر مسئولين مخالف باشد واين به نظام و وحدت در نظر لطمه مى زند و هر نظر و ديدگاهى به طور طبيعى
طرفدارانى پيدا مى كند بااين وضع نمى شود نظام را چرخاند حكومت بايد بر محور معمول خودش متكى باشد و حوزه هم روش معمولى خودش را درانتخاب بحث و موضوع داشته باشد. مهم همان است كه عرض كردم .اگر حوزه ضوابط و روشهايى را كه امام رضوان الله تعالى عليه در فقه داشت پى بگيرد قادر خواهد بود افرادى مفيد براى نظام واجتماع بپروراند و اين صاحب نظران تربيت شده حوزه با مراجعه به كتاب و سنت خواهند توانست در عرصه هاى گوناگون حل مشكلات كنند. با توجه به مطالبى كه عرض شد اين حرف اشتباه است كه گاهى گفته مى شود: حوزه ها پاسخگوى مشكلات فقهى نظام نيست . به نظر من حوزه ها پاسخگو هستند منتهى از مجراى طبيعى و رسمى خودش : رهبرى مجلس شوراى اسلامى شوارى نگهبان مجمع تشخيص مصلحت و دستگاه قضايى .

البته ناگفته نماند كه : بسيارى از مشكلات و معضلات اجتماعى مربوط به حوزه هاى علميه نيست بلكه برگشت به قوه مجريه مى كند كه ديگر كشورها هم دارند.اين مشكلات قابل حل است كه برخى ازاين مشكلات در هيچ كجا قابل حل نهايى و جامع نمى باشد. و لكن ما نسبت به ديگر كشورهاى جهان بحمدالله والمنه مشكل كمتر داريم .

نتيجه سخن : بله اگر حوزه هاى علميه به جزئيات و مصاديق بپردازند هم از كليات مى مانند و هم هرجى و مرجى كه يادآور شدم پيش مى آيد. البته تاكيد مى كنم كه : حوزه هاى عمليه بايد بر حفظ اصول نظام روش فقهى حضرت امام حفظاسلام ناب محمدى[ ص] اصل نه شرقى و نه غربى اصل مبارزه با زراندوزان طرفدارى جدى از مستضعفين سرمايه گذارى كنند و دراين راستا حركت كنند و جهت گيرى تحصيل و تفكر خود را به اين سمت و سو قرار بدهند.
حوزه : حضرت عالى براى تقويت بينش و مبانى فكرى حضرت امام رضوان الله تعالى عليه حوزه هاى علميه چه پيشنهادى داريد.
استاد: براى تقويت تفكر حضرت امام شناخت موضوع اجتماع و اطلاع ازاوضاع واحوال مسلمين و مسائل جهانى بايد در برنامه هاى حوزوى ازاهميت و جايگاه خاصى برخوردار باشد.

روحانيت نبايداز مردم فاصله بگيرد واطلاعى از مسائل اجتماعى و آنچه كه دراطرافش مى گذرد نداشته باشد. و كار به جايى برسد كه بگويد: ما به اخبار واطلاع ازاوضاع جامعه و جهان كارى نداريم و روزنامه نخواند راديو گوش ندهد و بگويد ما را جواهر بس است ! به نظر من از خطرهايى كه به طور جدى حوزه هاى علميه را تهديد مى كند عبارت است ازاين كه : بناى كار به نحوى پى ريزى شده و مى شود كه سر و كار طلاب و محصلين حوزه هاى دينى با جامعه كم و يا قطع مى گردد.اين برنامه سبب مى گردد طلاب و فضلاء با واقعيات جامعه آشنا نباشند واين امر در بينش فقهى آنان موثر خواهد بود.

حوزه اى كه با دردهاى مردم نابسامانيهاى اجتماعى و مسائل جارى بيگانه است چطور مى تواند در تربيت نيرو و درارائه اسلام طرفدار پابرهنگان و خصم زراندوزان بى درد موفق باشد؟ حوزه اى كه با درد مردم آشنا نيست هيچ گاه دنبال درمان نمى رود.اين چنين حوزه اى چه بسا خلاف مصلحت و واقعيتها نظر بدهد.

نظام ما نظام اسلامى است . بسيارى از نيروهاى مورد نياز نظام بايد در حوزه هاى علميه تربيت شوندازاين روى بايد براى اين مهم فكرى بشود.
حوزه : حضرت عالى براى استفاده بهتر و بيشتراز نيروهاى مفيد حوزه و جلوگيرى از تراكم نيرو در حوزه ها چه توصيه اى مى فرماييد.
استاد: فلسفه وجودى حوزه هاى علميه[ لينفقهو فى الدين و لينذروا قومهم] است . يكى از بزرگان مى گويد: هدف[ لينذرو]ست نه[ ليتفقهوا]. [ليتفقهوا] زمينه[ لينذرو]ست .

براى انجام اين منظور علاوه برنامه ريزى دقيق و همه جانبه مسؤولان حوزه بايداعلان كنند: روحانيونى كه در خارج از حوزه به امر تبليغ وارشاد مردم بپردازند از مزاياى مادى و معنوى حوزه برخوردار خواهند بود.

اين برنامه سبب مى گردد افرادى كه نقش خود را در خارج از حوزه مفيدتر مى بينند در حوزه ماندگار نشوند مانع عزيمت طلاب به خارج از حوزه ها قطع مزايا وامتيازات حوزه است . روحانيون وقتى مى بينند به كارى در بيرون از حوزه مشغول مى شوند مزاياى آنان قطع مى شود و در موقع برگشت به حوزه براى گرفتن شهريه بايد چند نوبت كتبى و چند نوبت شفاهى امتحان بدهند واز دهها مانع بگذرند هيچگاه حوزه را ترك نمى كنند.

مسؤولان حوزه بايد براى اين مهم فكرى بكنند و براى اين افراد كه خدمت به اسلام و مردم را بر آسايش و راحتى خود ترجيح داده اند مزايايى قرار بدهند نه اين كه مورد بى مهرى قرار بدهند و شهريه او را كه كمكى است به هزينه زندگيش قطع كنند.

من با مشكلات اين قشراز آقايان آشنا هستم . درد دلها را مى شنوم .

خود من چون مى خواستم آزاد زندگى كنم ١٨ سال بين تهران و قم رفت و آمد كردم جلسات هفتگى داشتم .

البته حوزه جاى مقدسى است و خدمات و تلاشهاى فراوانى در جهت اعتلاى كلمه توحيد داشته و دارد و به حق اميد همه مسلمانان است . حوزه مركزانقلاب و
مهد شخصيتهاى برجسته نظام مقدس جمهورى اسلامى بوده و ان شاءالله خواهد بود. ولى با همه اين قداست و عظمتى كه دارد نبايد محل زندگى محصلين و پرورش يافتگان خود باشد بلكه بايد مركز آموزش و پرورش افراد مفيد براى جامعه هم باشد.

حوزه : بااجازه حضرت عالى بحث رااز زوايه ديگر پى مى گيريم . لطفااجمالى از عناصر واصولى كه دراستنباط فقهى دخالت دارند بيان بفرماييد.
استاد: مهمترين واساسى ترين عناصرى كه دراستنباط دخالت دارند كتاب و سنت است .

عقل واجماع هم در حقيقت بايد به كتاب و سنت برگردد و در نهايت به آن دو مربوط شوند. پس از كتاب و سنت فقهاى عظام علوم و تواناييهاى ديگرى را نيز برشمرده اند كه عمده آنها: علم اصول و علم رجال است . رجال شناسى به معناى اعم كه روايت شناسى و درايه را هم شامل مى شود. آشنايى به ادبيات عرب منطق تفسير و نظريات مفسرين (حداقل آيات الاحكام ) نيز لازم است .

نكته اى كه دراينجا لازم است يادآور شوم اين كه : حضرت امام به اين مطلب عنايت داشتند كه اصول ما گستردگى پيدا كرده واز حد لازم فراتر رفته است . علم اصول جنبه مقدمى داشته ولى اكنون از ذى المقدمه بيشتر شده است .اين گستردگى علم اصول شايد متاثراز شيوه اهل سنت باشد ( البته اين بدان معنى نيست كه مبتكر علم اصول اهل سنت باشند( زيرا آنان سنت را منحصر در سخنان رسول اكرم[ ص] مى داننداز اين روى براى استنباط همه احكام منبع ندارند لذا ناگزيرند به عقل ذوق قياس استحسان و... مراجعه كنند واين مساله و بحث و نقد علماى شيعه باعث شد كه علم اصول گسترش يابد.

دراين باره چند مثل مى زنم :

در بسيارى از كتابهاى اصولى دليل انسداد با شرح و بسط مورد بحث قرار گرفته است . وقتى ثابت شد كه خبر واحد اجماع شهرت و ... حجت است ديگر نوبت
به باب انسداد نمى رسد كه بحث طولانى دراين باره صورت بگيرد.

يا برخى از مسائل عقلى وارداصول شده و كلى بر حجم اصول افزوده است در صورتى كه كاربرد مسائل عقلى درامور تكوينى و واقعى است نه اعتبارى و فقهى .

و همچنين بحث از ترتب به اين طول و تفصيل .

و بحث ازالفاظ و...

در مقدمه واجب آخرين و عميق ترين نظريه از حضرت امام ارائه شده كه ايشان مى فرمايند: معقول نيست مقدمه واجب واجب باشد.

بنابراين بايد دنبال همين مطلب رفت كه معقول هست يا نه . وقتى ثابت شد كه معقول نيست ديگر لزومى نداردادامه بدهيم و بااين تفصيل از آن سخن بگوييم .

بله مباحثى مانند:اوامر و نواهى عام و خاص مطلق و مقيد و... مباحث مفيد و ضرورى است .

حوزه هاى علميه بايد در نظام درسى طلاب واقعا بينديشند و مباحث غيرضرور رااز مواد درسى حذف كنند و يك سرى بحثهاى مفيد و لازم را جايگزين كنند.

متاسفانه وقت طلاب در مباحث غيرضرورى صرف مى شود و بحثهاى ضرورى مورد غفلت قرار مى گيرد و يا فرصتى براى فراگيرى آنها باقى نمى ماند.

حوزه : براى بهره مندى بيشتراز آثار فقهى واصولى حضرت امام رضوان الله تعالى عليه چه پيشنهادى داريد.
استاد: متاسفانه آن گونه كه بايد فرمايشات حضرت امام نوشته نشده است .

البته تقريرات حضرت امام نگاشته شده است اما رسا و گويا نيست .

بايد ترتيبى داده شود كه افكار و مبانى حضرت امام در حوزه هاى علميه مطرح شود همانگونه كه نظرات شيخ و صاحب جواهر و آخوند خراسانى مطرح است .امتحانان حوزه بايد بر محورانديشه امام باشد و به آن اهميت داده شود. مثلا كتاب الرسائل حضرت امام درس بشود و براساس آن امتحان گرفته شود.
حوزه :اكنون در حوزه هاى علميه سخن از تغيير و يا تلخيص برخى از متن درسى است نظر حضرت عالى دراين باره چيست .
استاد: بنده به عنوان كسى كه سالهاى متمادى تدريس كرده ام و مى كنم اين تغيير و تلخيص را نمى پسندم .اين مايه تاسف است كه امروز قوانين به عنوان كتاب درسى مطرح نيست و معالم الاصول هم دارد كم كم از صحنه حذف مى شود.

ممكن است كه گفته شود: برخى از عبارتهاى اين كتابها دشواراست . عرض مى كنم : چنين نيست .

اگر خداوند توفيق بدهد مشكلات آسان خواهد شد. علاوه براين ما فكر مى كنيم وقتى عبارت روان و آسان شد مطلب هم حل خواهد شد.

امتياز حوزه در تحقيق و تتبع است .اگرازاين روش غفلت شود ديگر امتيازى نخواهد بود. كتابهايى چون : قوانين معالم الاصول و... نظريات افراد متبحر و كارشناس است كه با قلمى روان تنظيم كرده اند. البته در كتابى مثل قوانين يك سرى مطالب زايد و غير ضرور هست كه بايد حذف بشود نه اين كه كل كتاب مورد مراجعه قرار نگيرد.اصول مرحوم مظفر در بسيارى از مراكز درسى كتاب درسى شده در حالى كه هم از جهت عبارت مشكل است و هم از حيث محتوا.ايشان بيشتر روى مطالب مرحوم نائينى نظر دارد كه براى طلاب مبتدى مشكل است .

كتاب اصولى شهيد محمدباقر صدر كتاب دشوارى است . علاوه ايشان نظم چند صد ساله اصول را به هم ريخته كه به آن نيازى نبود.

حوزه : در مباحث درس خارج بيشتر روى چه منابعى تكيه مى كنيد واز آنها بهره مى بريد.
استاد: باالهام از شيوه حضرت امام در مباحث فقهى بيشتر روى جواهر تحقيقات
مرحوم شيخ و مقدس اردبيلى تكيه مى كنم واز آنها بهره مى برم .

اگر كسى خواسته باشداستنباط كند اين چند كتاب را كه ببيند و در كنارش به روايات هم مراجعه كند كافى است .

جواهر هم حاوى تحقيقات مرحوم صاحب جواهراست و هم در بردارنده تحقيقات ديگران البته در تحقيق شيخ در درجه اول قرار دارد ولى جواهر در جمع تحقيقات در مرتبه نخست است .

كسى كه آثاراين دو بزرگوار را ببينند براى آشنايى با نظريات ديگر فقها كافى است . ديدن نظريات مقدس اردبيلى به فقيه جرات و اطمينان مى دهدازاين روى مفيداست كه به آنها مراجعه شود. براى دسترسى به روايات آن هم با دسته بندى بسيار جالب كتاب حدائق خيلى مفيداست . مطلب ديگرى كه دراينجا يادآور مى شوم اين كه : دراستنباط احكام بايد به فتواى اصحاب و آراى فقها مخصوصا است افكار ما با يك سلسله از مسائل وامورى انس گرفته باشد كه مانع فهم درست گردد. البته اين حرف به اين معنى نيست كه ما تحقيق نكنيم و به نظرات آن بزرگان اكتفا كنيم بلكه بايد به فهم آنان از روايات به خاطر قرب زمانى به ائمه اطهار[ ع] توجه كنيم :

قدما در فهم روايت از متاخرين قوى تر بوده اند و متاخرين در تحقيق تواناتر هستند يعنى قدما كليات رااز روايات بهتراستفاده مى كردند ولى متاخرين در تطبيق اين كليات بر مصاديق بهترند.

يك نكته اى كه از شيوه حضرت امام آموخته ام دراينجا براى حوزه ها بيان مى كنم : در موقع مراجعه به روايات يك نكته را هميشه در نظر داشته باشد و آن اين كه دنبال چه جهتى و چه مطلبى است ؟ آيا آن مطلبى را كه مى خواهد روايت به آن دلالت مى كند يا خبر؟اگر غيرازاين باشد و جهت نامعلوم مطلب خلط مى شود و نتيجه مطلوب به دست نمى آيد.

خلاصه : يك روايت را ممكن است چندين بار مورد مطالعه قرار داد ولى در هر بار بايد معلوم باشد براى چه جهت از جهات حديث و كدام مدلول از مداليل و مضامين
حديث است تا هم در فهم روايت موفقيت بيشتر به دست بيايد و هم زودتر به نتيجه مطلوب رسيد.

حوزه : لطفا راجع به منابع اصول و شيوه اى كه دراين علم داريد توضيح بدهيد.
البته دراصول شيوه خاصى نداريم ولى باالهام از شيوه حضرت امام عرض مى كنم :

١. مبانى حضرت امام در اصول بايد مورد مطالعه و توجه دقيق قرار بگيرد. زيراايشان به اصول فلسفه و مسائل عقلى و فرهنگ مردم و مسائل عرفى دقيقا آشنا و مسلط بود.

٢. دراصول بيشترين تكيه به نظريات عرف است . داشتن فرهنگ عرف در فهم آيه و روايت موثراست . زبان و فرهنگ مردم تقريبا همان زبان گذشته است مصاديق تغيير كرده است . يك سلسله كليات در همه زمانها و فرهنگها يكسانند مانند :[قيد] كه آيا مفهوم دارد يا خير[ امر] لازم الاتباع است يا خير. براين اساس آشنايى بااجتماع زبان و فرهنگ مردم در فهم مسائل اصولى نقش اساسى دارد.

حوزه :ازاين كه قبول زحت فرموديد و وقت شريفتان را دراختيار ما گذاشتيد. صميمانه متشكريم واز خداوند بزرگ خواهانيم كه به حضرت عالى توفيق روزافزون در خدمت به اسلام و مسلمين عنايت كند
استاد: متشكرم .
اين طور نباشد كه يك شخصى در حوزه هيچ فعاليت نداشته باشد و معذالك بمانداين به حسب وضع كشور ما مشروع نيست .امروز كسانى كه كار خودشان را تمام كرده اند ليكن در حوزه ها فعاليت تدريسى و فعاليت تبليغاتى واينها ندارند اينها بايد بروند در بلاد ديگر كه محتاج هستند و در آنجااداء وظيفه كنند.

١٣٦٠/٠٩/٨