نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - در آمدى بر تحليل سياسى

در آمدى بر تحليل سياسى


انسان موجودى است انديشمند و تحليل گر كه مى كوشداعمال و رفتار خويش راآگاهانه انتخاب وانجام دهد و نسبت به كردارش دليل استوار و تفسير قابل ارائه داشته باشد. دست يابى به چنين مطلوبى وى را مجبور مى سازد نسبت به محيط خود بهترين آگاهيها واطلاعات ممكن را به دست آورد و تحليل و برداشت درستى از حوزه زندگى اش داشته باشد و بر پايه اطلاعات و بازسازى آن در هن خويش رفتار خود را به گونه اى سامان دهد كه بهترين موقعيت و جايگاه ممكن از ديدگاه خويش رااحراز كند .

و تحليل نمى باشند.اين شيوه عمل روشى است همگانى كه تمام انسانها بدان دست مى يازند و كسى از آن گريزان نيست . تنها فرقى كه وجود دارد در محيط عمل انسانهاست كه گاهى فضايى ذهنى و خيالى است و زمانى محيطى واقعى و ملموس . در محيطهاى ملموس واقعى وجه افتراق تنها در زاويه هاى ديد و كميت امتداد محيط هاست و گرنه دراصل فراگيرى اين گونه تلاشها استثنايى وجود ندارد. يك كودك يا ديوانه فاقدانديشه و تحليل نيست و نسبت به كارهاى خويش بى تفسير و توجيه نمى باشد. آنچه كه موجب جدايى اينان از بزرگسالان و عاقلان مى گردد دنيايى است كه آنان در آن زندگى مى كنند و ملاكها و معيارهايى است كه در فضاى زندگى آنان كاربرد دارد و مفهوم چنانكه ساكنان محيطهاى بسته نيز فاقد تفسير ومى باشدتحليل كارشان با ساكنان فضاهاى باز و

محيطهاى گسترده تنها در وسعت و ضيق حوزه فعاليت هاى هر كدام فرق مى كندازاين روانسانى را نمى توان يافت كه تفسير و تحليل از آنچه كه به زندگيش مربوط مى گردد نداشته باشد و به بهتر و عميق تر كردن تحليهايش علاقمند نباشد واگر روزنه اى تازه به حصار زندگيش گشوده شود و وى رابا محيطى بزرگتراز محيط سابقش آشنا سازد در راه توسعه و تجديد تحليلهايش تلاش نكند.

مدعاى ياد شده چنان بديهى و ملموس است كه كمتر كسى مى تواند در صحت آن ترديد كند يااز زندگى و محيط خويش را دليل محكم واستوارى بر آن نداشته باشد. همه ما علاقمند به تحليل و تفسير وقايعى هستيم كه دراطرافمان مى گذارد از شنيدن تحليل ها در مجالس و محافل لذت مى بريم خود را كنار نمى كشيم و خويش را بيگانه تصور نمى كنيم در هر مساله اى موضع گيرى مى كنيم پيشنهاد مى دهيم نفى مى كنيم اثبات مى كنيم دليل اقامه مى كنيم دلائل ديگران را رد مى كنيم به جمعى مى پيونديم از جمعى مى گريزيم و به دهها عملياتى كه نوعى به تحليل وقايع و حوداث مربوط است دست مى يازيم . همه اينها بيانگر آن است كه تحليل وقايع مورد علاقه مان است واز فهميدن و چون و چرا كردن لذت مى بريم و آن را جزئى از زندگيمان مى دانيم .

در پاس حرمت اين علاقه ترديدى نيست لكن آنچه در حول و حوش آن بايد گفت اين است كه : آيا همه تحليلها و تفسيرها درست است ؟ پاسخ به اين سؤال كاملا روشن است چون همه مى دانند هر حادثه اى بيش از يك تفسير درست ندارد و آن تفسير درست نيز لزوما در تفاسيرارائه شده در تحليل آن حادثه نمى تواند باشد چه بسيار تفسيرهايى كه نادرست از آب در مى آيند و يا سهمى از صحت و درستى را دارايند.

حادثه هر قدر بسيط تر و محدودتر باشد نرخ دستيابى به تحليل درست آن بالاتراست و هر چه پيچيده تر و گسترده تر باشد پايين تر! در جوامع ابتدايى دست يابى به چرايى پديده ها آسانتر و نيازمندى آن به اطلاعات و آگاهيهاى مقدماتى محدودتراست و توضيح و تبيين آن از سوى افراد فراوانترى امكان پذير مى باشد و توافق تحليلهاى ارائه شده با واقعيت پديده هااز شانس بيشترى برخوردار مى گردد چون پديده ها در چنين جوامعى از عللى روشنتر و دست يافتنى تر نشات مى گيرند واطلاعات درسترى در دست افراد مى باشد. جامعه ها هر چه به سوى پيچيدگى حركت كند حوادث از عللى مخفى تر و فراوانتر مايه مى گيرد وانگيزه براى پوشيده نگهداشتن علل قويتر مى گرددازاين روى تبيينها و تفسيرها از نرخ صحت پايين ترى برخوردار مى شوند وافرادى كه به تفسير درست پديده ها دست مى يابند تعداد كمترى را تشكيل مى دهند لكن ناكامى افراد فراوانتراز تحليل درست وقايع موجب آن نمى شود كه عشق و علاقه مردم يابد يابدبه تفسير و تحليل پديده ها در حوزه هاى مختلف

زندگى انسان نيز كاستى وافراد كمترى بدان رغبت كنند بعكس انسانها دلبستگى به تفسيرهاى مختلف در حوزه هاى گوناگون زندگيشان را پاس مى دارند و بدان ارج مى نهند. شاهد گوياى چنين مدعايى تحليل فراوان فرهنگى سياسى اجتماعى اقتصادى نظامى و غير آن از دنياى به هم پيوسته كنونى است كه در نشستهاى عادى مردمى انجام مى گيرد وافرادى كه تخصص و آگاهى لازم در مسائل را ندارنداز شركت واظهارنظر در آن روى گردان نيستند.

بااين حال همه ما وقتى تحليل دقيق ترى از يك حادثه را مى شنويم احساس لذت مى كنيم و با علاقه فراوانترى گوش مى داريم و در درون خود بر چنين توانايى تحليل گر غبطه مى خوريم و آرزومنديم به مرحله اى از رشد فرى دست يابيم كه تفسيرها و برداشتهايمان از پديده ها هميشه مقرون سحت و درستى باشد. چنين آرزويى گر چه تا حدودى ايده آليستى و بلند پروازانه است وامكان دست يابى بدان پايين مى باشد لكن مى توان در راه تحقق آن گامهاى استوارى برداشت و تا حدود زيادى بدان نزديك شد .

اين توان علاوه بر برخوردارى از بهره هوشى مناسب و ذهنى تجزيه و تحليل گر مرهون آگاهيها واطلاعاتى است كه تحليل گر در هر زمينه اى نيازمند بدان است و بايد براى دست يابى بدان تلاش كند. نوشته حاضر در صدد تبيين نوع آگاهيها واطلاعاتى است كه در خصوص حوزه[ سياست] تحليل گران بدان محتاج هستند و براى ارائه تفسيرى سياسى راه گريزى از آن نمى باشد تا خوانندگان با كسب چنين آگاهيهايى به تفسير و تحليل درست وقايع سياسى نزديكر گردند و نسبت به پيشبينى اتفاقات آينده توانمندتر شوند .

دراين تبيين كوشش خواهد شد تاازارائه دستورالعملهاى خشك و بخشنامه اى براى[ شيوه تحليل سياسى] پرهيز شود و به جاى آن با آوردن نمونه هايى از تحليل هاى سياسى تحليل گران نوع آگاهيها واطلاعات مورد نياز گوشزد گردد و چگونگى بهره گيرى آنان از آگاهيهاى ياد شده تبيين شود. نمونه هاى انتخابى دقيقا بر پايه چگونگى كاربرداطلاعات و آگاهيها در آن آورده خواهد شد و صحت و سقم برداشتهاى تحليل گران خارج از مدارانتخاب خواهد بود واظهار نظرى نخواهد شد.

دراين بررسى پس از مقدمه اى در[ ضرورت بحث] يك تقسيم بندى قراردادهاى ارائه خواهد شد تا بر پايه آن تسلسل نوشتار در شماره هاى گوناگون مجله تنظيم گردد وبحث آغاز و فرجامى خوش پيدا كند.

ضرورت بحث
از آنچه كه در پيش درآمد بحث طرح شد ناگزيزى آن بوضوح پيداست و چندان نيازمنداستدلال واقامه برهان نيست . آنچه كه عنوان

[ ضرورت بحث] را توجيه مى كند ناچارى دو چندانى است كه بايستگى شغلى روحانيت آن را موجب مى گردد و پرداختن بدان را لازم مى سازد.

[ روحانيت] در پى ورود به حوزه مديريت اجتماعى از دايره مباحث نظرى خالص پافراتر نهاده است و با شيوه هاى سياسى متداول جهانى تماس مستقيم برقرار كرده است . بخشى از آن مديريت جامعه را به دست گرفته است و بخشى ديگر به خاطر علاقمندى واعتقاد به نظام جمهورى اسلامى ايران در معرض سوالها و پرسشهاى فراوان سياسى درارتباط با عملكرد نظام در صحنه نهايى مواجه شده اند. آنان براى بهبود مداوم شيوه سياسى خويش نيازمند درك روشنتراز مسائل سياسى جهانى هستند واينان براى پاسخ سنجيده تر به پرسش مراجعه كنندگان خود محتاج آگاهى از روند تحولات سياسى و تحليل درست آنها مى باشند.

اين موضوع مسلم است كه باور عمومى نسبت به[ روحانيت] پس ازانقلاب تغيير يافته است وانتظارات مردم از آن مفهومى ديگر گونه پيدا كرده است . در گذشته انتظارات در دايره معارف دينى واحكام شرعى محصور بود و روحانيون درارتباط با عملكرد نظام سياسى حاكم مورد پرسش قرار نمى گرفتند و در ذهنيت مردم[ روحانيت] سازمان تبليغى رژيم وقت تلقى نمى شد.

امروزه كه نظام باارزشها و قوانين اسلامى حاكميت را به دست گرفته است سازمان تبليغى اسلام نيز دراختيار حكومت قرار گرفته است و در باور مردم اين دو تفكيك ناپذير گشته استازاين روى دايره انتظارات وسعت يافته است و علاوه بر پرسشهاى شرعى سوالات سياسى نيز به روحانيت روى آورده است و سازمان روحانيت به عنوان ركنى در مجموعه تشكيلات نظام مطرح گشته است و[ آگاهى بخشى سياسى] داخل حوزه كار روحانيت شده است . در جامعه اى كه نظام بقاى خويش را مرهون حمايتهاى مردم مى داند و مردم نيز بر پايه باورهاى دينى شان از نظام دفاع مى كنند آگاهى بخش سياسى ازاولويتهاى

نخستين و فورى سازمان و مجموعه تبليغى آن نظام به شمار مى آيد و دارندگان مطبوعات مسوولان رسانه هاى جمعى مبلغان و سخنوران دينى براى حراست از پشتوانه واقعى نظام به اجبار بايد به توجيه و تبيين شيوه عملكرد مسوولان بپردازند و ذهنيت مردمى را با روند قضايا همگون سازند تا نظام فارغ از بازجوييها و بازپرسيها مداوم از سوى شهروندان بتواند در سياست جهانى عرض اندام كند و مردم به حدى از بلوغ سياسى برسند كه در عملكردهاى چند گون مسوولان در صحنه سياست بين المللى به آسانى محوراصلى و مادر را پيدا كنند و هماهنگى نامرئى را در علمكرد ناهمگون متصديان امور دريابند. دراين صورت است كه مسوولان مشكل[ چگونگى چهره پردازى سياست خارجى در داخل] را نخواهند داشت و طرحها و نقشه هااز مصونيت لازم برخوردار خواهد گشت . يكى از مسوولان سياست خارجى كشور در خصوص چنين نيازى در مديريت خارجى نظام بيانى داردازاين قرار:

امروز بايد همه در جهت [ سياسى] شدن حركت كنيم و بخصوص روى سخن من با دانشجويان و دانشگاهيان محترم است ... سياسى كسى است كه زبانش در كامش زندانى است و در عوض مى فهمند موقعيت ما در دنيا چيست ؟ مى فهمداهداف ما در صحنه بين المللى چه چيز مى تواند باشد؟ مى فهمد روابط ديپلماتيك چيست ؟ و مصالح ملتها و دولتها و رابطه با آنها يعنى چه ؟ يكى از مسائلى كه سياستمداران با آن روبرو هستند چهره داخلى سياست خارجى است ... چهره داخلى سياست خارجى ازاينجا مطرح مى شود كه سياستمدار نمى تواند بيايد و آشكارا توضيح بدهد كه ديدگاه ما در مورد مثلا فلان كشور چگونه است و هدف ماازاين روابط دراصل چيست ؟ تنها كارى كه مى تواند كرداين است كه اولا اصول سياست خارجى ما براى امت تشريح شود و ثانيا معنى روابط سياست و معادلات سياسى توضيح داده شود به طورى كه آحاد ملت با تفكر سياسى خودشان علت آن ١حركات سياسى را استنباط كنند .

آنچه كه در سخنان اين مسوول به عنوان

لزوم ايجاد تفكر سياسى همگانى مطرح است دقيقا همان هدفى است كه علقه روحانيت به حفظ نظام بر دوش وى مى گذارد و طرح مسائل سياسى و دست يابى به شيوه تحليل آن را به يكى از ضرورى ترين و فورى ترين مواد آموزشى حوزه ها تبديل مى كند و نياز همگانى به تحليل حوادث را در درون روحانيت موكد مى سازدازاين روى طرح چنين مباحثى از سوى مجله مى تواند گامى كوچك در راستاى برآوردن چنين هدفى تلقى گردد.

تحليل وقايع در هر زمينه اى دو ركن اساسى دارد: ركن نخستين آن اطلاعات و آگاهيهايى است كه انسان بايد در حول و حوش موضوع مورد تحليل به دست آورد و ركن ديگر آن پيوندى است كه تحليل گر بايد بين آگاهيهاى خويش از موضوع مورد نظر برقرار كند. براى ركن دوم گر چه شيوه هايى ارائه شده است و نوشته هاى آموزشى دراين خصوص راههايى پيشنهاد كرده اند و در بخش اعظم آنهااهميت اصلى به شيوه ها و راههاى تحليل داده شده است و به ركن نخستين كه استوارترين پايه تحليل سياسى است بهاى لازم داده نشده است لكن حقيقت وانصاف اقتضا مى كند كه در اين ارزشگذارى تجديد نظر شود واز مطلق ساختن شيوه هاى تحليل پرهيز به عمل آيد. شيوه هاى تحليل گر چه كلى و قانونمنداست و آموختن آن ساده مى نمايد لكن به كارگيرى آن از همه ساخته نيست و نيازمند به قدرت و ملكه اى است كه محقق در مسائل سياسى پس ازاطلاع از آگاهيهاى لازم و در پى مطالعه مداوم تحليل هاى سياسى بدان دست مى يابد و پس از برخوردارى از چنين توانى در به كارگيرى قواعد تحليلى توفيق به دست مى ورد.ازاين روى خوانندگان بايدانتظار توانمندى در تحليل سياسى را در پى مطالعه قواعد تحليل و قبل از دستيابى به ملكه تحليل از دل برون كنند واز آغاز با فراگيرى اطلاعات مورد نياز و مطالعه تحليل هاى سياسى در پى دستيابى به ملكه و توان ياد شده باشند.

در اين سلسله نوشتار مبحث[ آگاهيها واطلاعات مورد نياز] پيش داشته خواهد شد تا ويژگى پايه اى آن پاسدارى گردد و مبحث[ شيوه هاى تحليل سياسى] از قابليت بهره دهى فزونترى برخوردار شود.

اطلاعات و آگاهيهاى مورد نياز به دو بخش عمده تقسيم مى شود: اطلاعاتى كه حالت كلى و عمومى دارد و در هر تحليلى كاربرد پيدا مى كند واطلاعاتى كه موردى است و در پيوند با پديده هاى خاصى بايستگى مى يابد. فراگيرى آگاهيهاى نوع نخست پيش داشت آن را ضرور مى سازداز اين روى در آغاز از آگاهيهايى سخن خواهد رفت كه تحليل گر سياسى بدان نيازمنداست و بايد به فراچنگ آوردن آن از جاهاى گوناگون كمر بربندد.اين آگاهيها جاى در علوم و دانشهاى ديگر دارد و[ تحليل سياسى] به عنوان خوان خوار آن دانشها به شعار مى آيد و تحليل گر سياسى براى دستيابى بدانها

راهى جز آموزش آن دانشها در محدوده پيوندى كه با تحليلى سياسى دارند ندارد. علوم و دانشهاى مورد نياز [تحليل گر] بسيار فراوان است پاره اى از آنها پيوند ژرف با تحليل سياسى دارند و پاره اى ديگر ارتباطى كم رنگ تر. دراين مبحث نخست به دانشهايى پرداخته خواهد شد كه پيوند فزونترى برخوردار هستند.

١. شناخت وضعيت كشورها
دنياى سياست به بيابان پر تيغ و سنگلاخى مى ماند كه سياستمداران به اجبار بايد در آن گام زنند. دراين گام زدن آنچه كه هيچ نقشى ندارد اميال و خواستهاى سياستمداران است و چيزى كه همه نقش را دارد واقعيتهاى موجود فرا روى سياستمداراست . به تعبير كورت والدهايم :

[ هر ديپلمات مجربى مى داند كه در روابط بين الملل احساس محلى ندارد. همانگونه كه دولتها فرصت نمى دهند كه هيجان هادى آنها شود ديپلمات هم نبايداقدام خود را بر پيش قضاوت شخصى خودش متكى سازد. اگر مايل است موفق شود بايد رفتار خود را بر قضاوت عقلايى حقايق و درك نسبت قدرتها متكى كند.امتياز دادنها معمولا ناشى از بزرگوارى نيست بلكه بيشتر به علت درك اجتناب ناپذيرى آن است] . ٢

دراين وادى فرا روى مسؤولان سياسى كشورها كوره راههايى قرار دارد كه جاى جاى آن را خارها و بوته هاى خشك و زهرآگين قطع كرده است و هر آن ممكن است راه چنان كور و مبهم گردد كه روند در حيرت و سرگردانى گرفتار آيد.

زايد و توشعه مسافراين وادى مجموعه توانمنديها و داشتنيهاى كشور متبوع وى و گرفتارى و مشكل اساسى اش آسيب پذير و بيمارى است كه زاييده نيازها و كاستيهاى كشورش مى باشد كه اين مجموعه وضعيت و موقعيت كشورش را تعيين مى كند.

سياستمدار چيره دست كسى است كه مسير حركت خويش را بر پايه وضعيت كشورش از پيش تعيين كند واز ميان كوره راههاى پرخطر چندين راه كم ضرر را برگزيند. راههايى كه بتواند در نيمه راه بر پايه ضرورتهاى پيش آمده از يكى به ديگرى منتقل شود و چنان راه را طى كند كه كاستيها و نيازهايش كمتر فرا رويش مشكل بيافرينند.

در چنين حركتى بديهى است آنان كه نيازمندى بيشترى دارنداز تحرك پايين ترى برخوردارند و در هر مرحله اى امكان يورش و تهاجم مشكلات قابل تصوراست . چنين مسافرانى كوشش مى كننداز حاشيه بيابان بگذرند و خود را درگير گرفتاريهاى راه نسازند. دراين صورت است كه كشورشان به مملكتى بى اهميت و كم خاصيت تبديل مى شود و در صحنه سياسى جهان هميشه مجبورند دستورات ديكته شده را به كار گيرند.

در برابراينان رهروانى وجود دارند كه زاد و

توشه اى فراوان با خويش دارند از توانمندى برخوردارند نيازمنديهاشان در سطحى پايين است از پيش خود را مجهز ساخته اند و بااطمينان خاطر بيشترى گام مى زنند اينان صحنه گردان واقعى سياست جهانى هستند و به ميل خود كوره راههاى اين بيابان پر خطر را تغيير مى دهند و كشورهاى ضعيف را به سوى سر درگمى و حيرت مى كشانندازاين روى يك تحليل گر سياسى بايداز مجموع توانائيها و ناتوانيهاى كشورهاى جهان اطلاع داشته باشد تا خط سير و رونداحتمالى آن كشورها را در وادى سياست پيش بينى كند يا به تفسير و تحليل حركتهاى جارى اش بپردازد.

توانائيهاى و ناتوانيهاى كشورها بازتابها و تاثيرهاى گوناگونى به همراه دارند كه تحليل گر بايد نوع اين تاثيرها و شعاع اثر گذارى واثرپذيرى آنها را بداند. تحليل گر به اجبار بايد با نوع اين توانائيها آشنا باشد چون توانائيها و ناتوانيهاى هر كشور چهره هاى گوناگون دارد و در زمينه هاى مختلف نمود پيدا مى كند كه در ذيل به پاره اى ازاين چهره ها با بهره گيرى از تحليلهاى ارائه شده اشاره مى گردد:

الف :اقتصادى
نيازمنديها و توانائيهاى اقتصادى شاخص ترين و قوى ترين عامل تحرك يا ركود سياسى يك كشوراست . تحليل گر با دست يابى به حجم توانمندى يا نيازمندى هر كشورى درصد بالايى از فرايند ممكن سياسى آن كشور را به دست مى آورد و به راههاى محتمل در روند سياسى كشور ياد شد نزديك مى گردد. به تحليل ذيل توجه كنيد:

[وضعيت اقتصادى نيكاراگوا چندان رضايت بخش نيست . دليل عمده اين وضع را بايكوتهاى اقتصادى آمريكا تشكيل مى دهد. قروض خارجى دولت افزايش يافته است واگر كمكهاى دولتهاى دوست نباشد اقتصاد نيكارگوا اقتصادى نيست كه بتوان به عنوان ى بافت منسجم از آن ياد كرد]. ٣

اين تحليل در پاسخ به اين سوال مطرح شده است كه[ آينده نيكاراگوا را چگونه مى بينيد؟]

تحليل گر در كنار عوامل ديگر به اوضاع ناگواراقتصادى آن كشور توجه كرده است و آينده كشور ياد شده را با وضع اقتصادى آن همبسته دانسته است . گر چه در تحليل جانب احتياط مراعات شده است و به طور صريح آينده متزلزل انقلاب نيكاراگوا مطرح نشده است لكن ازاين واقعيت غافل نبوده است كه يكى از ناتوانيهاى مهم آن كشور در حفظ انقلاب خويش گرفتاريهاى اقتصادى اش است و مخالفان و دشمنان انقلاب ياد شده خواهند توانست ازاين زاويه ضربه بزنند. بنابراين بايد ديد كه وضع اقتصادى نيكاراگوا چه تحولى را خواهد داشت تا بتوان گفت آينده انقلاب نيكاراگوا چه خواهد بود. آنچه كه در ذيل آورده مى شود دليل روشنى است كه تحليل گر فوق مدتها قبل در فهم زاويه ضربه پذيرانقلاب نيكاراگوا به واقعيت نزديك شده است :

يك مقام ارشد در وزارت امور خارجه آمريكا فاش كردانتخابات نيكاراگوا كه ساندنيستها در آن شكست خوردند نتيجه يك استراتژى آمريكا بوده كه يك سال پيش طراحى شده است ... پنج عنصراين طرح عبارت بودنداز:

١. تمركز بر مساله انتخابات آزاد واپوزيسيون دموكراتيك در درون نيكاراگوا و قطع حمايت ازاپوزيسيون خارجى (شورشيان كنترا) كه ستون اصلى سياست ريگان را تشكيل مى داد.

٢. پايان دادن به منازعات حزبى از طريق طرح برنامه اى براى سازش كه در آن از كنگره امريكا خواسته شده بود مسووليتى را در جهت فشار آوردن به ساندينستها براى پذيرفتن انتخابات آزاد تقبل كند.اين كار به امضاى توافقنامه احزاب توسط رهبران كنگره آمريكا در ٤ فروردين ١٣٦٨ عملى شد.

٣. به دست آوردن حمايت ساير كشورهاى منطقه مثل كاستاريكا و هندوراس از برگزارى انتخابات در نيكاراگوا.

٤. وارد آوردن فشار به اروپائيها براى اعطاى كمك مالى به نيكاراگوا مشروط به پذيرش برگزارى انتخابات آزاد توسط ساندنيستها بگفته مقام آمريكايى در حالى كه نيكاراگوا تابستان گذشته در انتظار ٢٥٠ ميليون دلار كمك كشورهاى اروپايى بود اين كشورها با

اصرار براين كه بايد دلايلى بر وجود پيشرفت به سوى انتخابات آزاد وجود داشته باشد فقط ٢٠ ميليون دلار به نيكاراگوا كمك كردند.

٥. تبديل حمايت شوروى از نيكاراگوا به يك مساله اساسى در روابط آمريكا و شوروى و جلوگيرى از حمل اسلحه شوروى به آمريكا مركزى ... بگفته اين مقام آمريكايى ... فشار برساندينستها و تحريم اقتصادى امريكا عليه نيكاراگوا سرانجام ساندينستها را به اين نتيجه رساند كه انتخابات آزاد تنها راه واقع گرايانه موجوداست . ٤

در جمع بندى بين تحليل نخست و گزارش اخير مى توان به اهميت اوضاع اقتصادى يك كشور در حركتهاى سياسى آن پى برد. تحليل گر اگرازاوضاع اقتصادى نيكاراگوااطلاع نداشت ممكن بود در دام تحرك بظاهر قوى سياسى نيكاراگوا در مجامع بين المللى يا موقعيت مردمى انقلاب نيكاراگوا گرفتار آيد و شكست ساندنيستها را نتواند پيش بينى كند چنانكه پاره اى از روزنامه هاى كثيرالانتشار كشورمان قبل ازاعلان نتيجه انتخابات براين باور بودند كه پيروزى ساندينستها در انتخابات حتمى است . ٥ دليل عمده اينان مقبوليت تبليغ شده انقلاب نيكاراگوا در بين مردم بود واز عوامل ديگرى كه پشت پرده نقش بازى مى كردند از آن جمله گرفتاريهاى اقتصادى كشور مزبور اطلاع دقيقى نداشتند.

ازاين روى تحليل گر بايد مداوم شرايط اقتصادى كشورها را مورد مطالعه قرار دهد مقدار وابستگى خارجى آنان را به دست آورد از توانمنديهاى كشورها خبر داشته باشد. همچنين يك تجليل گر بايد ذخائر مالى ارزش پولى ميزان تورم منابع زيرزمينى نيروى انسانى كار آمد چگونگى تقسيم نيروى انسانى قرضهاى داخلى و خارجى سطح و شيوه زندگى مردم صنايع مادر و دهها وجه ديگر وضعيت اقتصادى كشورها را مورد مطالعه قرار دهد تا به ميزان توانمندى و ناتوانى هر كشورى در سياست خارجى آن دست پيدا كند چون هر كدام از فاكتورهاى ياد شده سياست كشورها را تحت تاثير قرار مى دهند و در تصميم گيريهاى مسوولان سياسى آنها دخالت دارند. تحليل گر با آگاهى واطلاع ازاين امور مى تواند چگونگى تصميم گيرى مسوول كشورى را در حادثه اى گمانه زنى كند. به گزارش ذيل در همين راستا توجه كنيد:

[ :... پس از راى چهارم دسامبر شوراى امنيت مااقداماتى براى جلب پشتيبانى متحدين خود به منظور مجازات اقتصادى ايران به عمل آورديم . كارشناسان سياسى و مالى ما براى تهيه مقدمات اين امر به اروپااعزام شدنداما متحدين اروپايى ما با وجودابراز همدردى و سمپاتى نسبت به ما اعمال مجازاتهاى سياسى واقتصادى شديد درباره ايران را مصلحت ندانستند و بعضى قويا در مقابل آن ايستادگى كردند. هر چند ما مى توانستيم پافشارى بيشتر دراين مورد نتايجى بگيريم ولى من احساس

مى كردم كه آنها هنوز آمادگى يك اقدام جدى را دراين زمينه ندارند و نمى خواهند منافع سياسى واقتصادى خود را در منطقه خليج فارس به خطر بيندازند... خوددارى شوراى امنيت از تصويب قطعنامه پيشنهادى ما واعمال مجازاتهاى اقتصادى فورى درباره ايران منعكس كننده اختلاف نظرهاى ما با كشورهاى متحدمان بود.اروپائيها و ژاپن و ساير كشورهاى دوست ما در عين حال كه ازامكان اقدام نظامى ما عليه ايران بيمناك بودند نمى خواستند منافع اقتصادى و نفتى خود را در خليج فارس به خطر بيندازند]. ٦

دقت دراين گزارش با توجه به اهميت اين مجازاتها براى سياست آمريكا درارتباط با مساله گروگانها و سمپات بودن متحدان اروپائى و ژاپنى نقش نيازمنديها را در تحت تاثير قرار دادن سياست كشورهاى جهان نشان مى دهد و كسانى كه ازاين نيازمنديهاى اروپائيان و ژاپنيها آگاهى داشتند بخوبى مى توانستند شكست امريكاييان را در طرح مجازاتهاى اقتصادى ايران پيش بينى كنند چنانكه همينان مى توانند توفيق چنين طرحهايى را در مناطقى كه پاى نيازمنديهاى ازاين دست در كار نيست پيش گويى كنند .

اين قبيل گزراشها براى تحليل گر اين واقعيت را روشن مى كند كه : هيچ كشورى از بليه نيازمنديهاى رهايى ندارد. تنها فرق در چگونگى اين نيازمنديهاست كه بايد تحليل گر درارتباط با هر كشورى آن را به دست آورد. در پاره اى از كشورها نيازمندى زاده فقراست و در پاره اى ديگر حاصل پيشرفت و صنعتى بودن و در كشورهايى ناشى از عادتها و شكل زندگيها سياستمداران معمولا به دنبال كشف اين نيازمنديها در كشورهاى ديگر هستند تا در فرصتهاى مناسب بتواننداز آن بهره بگيرند و عقيده يا سياستى را بر آنان تحميل كنند. تحليل گر نيز كه در پى مطالعه عمل سياستمداران و پيش بين كار آنان هست بايداين اطلاعات را داشته باشد و ضعفها و نيازمنديهاى كشورهاى ديگر را مطالعه كند تا بتوانند شيوه عمل سياستمداران را حدس بزند. به اين قسمت از سخن يكى از مسوولان سياسى كشورمات توجه كنيد :

[مثلا يك وقت هست كه شما مى خواهيداز كشورى سلاحى را بخريد والبته به اين شكل ابتدا نمى دهند لذا شما مجبور مى شويد يك بررسى بنماييد كه آن كشوراز محصولات تجارى كه آزادانه مبادله مى كند چه دارد؟ بخصوص كمپانيها و شركتهايى كه از لحاظ مالى در فشارند در آن كشور كدامها هستند سپس طرحى تهيه مى كنيد كه ازاين شركتها مقدار زيادى كالا بخريد و فقط در لحظات آخر مى گوييد: دولت متبوع من فقط موقعى اجازه مى دهد چنين معامله هنگفتى صورت گيرد كه اين چند قلم ويژه را هم بدهيد. بديهى است كه وضعيت كشور مورد بحث ديگر فرق ٧مى كند و

چه بسا تن به آن معامله مى دهد و يا لااقل تا حدى راه مى آيد].

اين سياستمدار بخوبى نشان مى دهد كه نيازها چگونه مى توانند به عنوان برگ برنده در دست سياستمداران نقش بازى كنند و آنان تا چه حدازاين برگها بهره مى گيرند.

ازاين قبيل سخنان چنين استنباط مى شود كه تحليل گر سياسى براى اين كه بتواند سياست سياستمداران را پيش بينى كند مجبوراست در زمينه اقتصادى حتى به مسائل بظاهر كم اهميتى نظير: ترازنامه فعاليت شركتها و كمپانيها نوع كالاهاى توليدى و بازارهاى مصرف آنها را نيز توجه كند.

آنچه كه به عنوان نمونه ذكر شد بيشتر در ناحيه نيازمنديهاى كشور بود در ناحيه تواناييها نيز سياست كشورها تحت تاثير مسايل اقتصادى قرار مى گيرد.اگر مسؤولان كشورى به تواناييهااقتصادى خود واقف باشند ازاين تواناييها در سياست خويش بهره مى گيرند. تحليل گر سياسى بايد چنين فاكتورى را در تحليل هاى خويش در نظر بگيرد. به گزارش ذيل در همين ارتباط توجه كنيد:

بررسى كه به عنوان ، آثار بالقوه روندهاى جمعيت توليد كشاورزى و شرايط اقليمى از جانب سيا در سال ١٩٧٤انتشار يافته روابط موجود ميان غلات و قدرت آمريكا بروشنى نشان داده شده است . به عقيده تحليل گران سازمان سيا وابستگى روزافزون جهان به مازاد غلات امريكايى موجب افزايش قدرت و نفوذامريكا بخصوص در كشورهاى فقير و داراى منابع كشاورزى محدود خواهد شد. مناطق كشت غلات آمريكاى شمالى كه كمتراز ساير مناطق دنيا در معرض عوارض نامطلوب ناشى از شرايط اقليمى هستند از لحاظ تامين مواد غذايى مورد نياز جهان بيش از پيش اهميت حياتى خواهند يافت واگر به آن گونه كه برخى از متخصصان هواشناسى گمان مى كنند شرايط اقليمى روبه وخامت گذارند آمريكا خواهد توانست سلطه اى را كه در سالهاى پس از جنگ درامور جهان به دست آورده بود بازيابد٨ .

دراين گزارش بروشنى تبيين شده است كه تواناييهاى اقتصادى در راه اهداف سياسى به كار گرفته مى شود و كشورها ازاين تواناييها براى تسليم ديگران بهره لازم را مى گيرند. به عنوان نمونه به اين گزارش توجه كنيد.

[... در كشورهايى كه اقتصادشان به كمكهاى غذايى آمريكا وابسته شده بود اين كشور اين وسيله را گاه به عنوان چوب براى ترساندن و گاه به عنوان نقل و نبات براى جلب آنها به كار مى برد. در سال ١٩٧١ آمريكا بر طبق قانون ٤٨٠ اعتباراتى براى خريد مواد غذايى به كره جنوبى اعطا كرد در مقابل دولت اين كشور پنهانى قول داد كه از مقدار صادارت پارچه به ايالات متحده بكاهد.همچنين در همان سال نظير همين اعتبارات به پرتقال داده شد منتها

بشرطى كه دولت اين كشور حق استفاده نيروهاى نظامى آمريكا رااز پايگاه آسور تمديد نمايد. در سال ١٩٧٤ با دادن اعتبار به بنگلادش موافقت شد و در مقابل اين كشور قبول كرد كه صادرات كنف را به كوبا قطع كند].

نمونه هاى ديگرى ازاين تواناييها در سطح جهانى براى كشورهايى خاص وجود دارد كه در پاره اى مواقع از آن بهره گرفته اند نظر مساله نفت كه در سال ١٩٧٣ عربها با آگاهى اجمالى از اين توانايى آن را در جهت مقاصد سياسى خويش به كار گرفتند. گرچه آنان در طول تحريم نفتى به عظمت توانايى خويش واقف شدند لكن ناتواناييهاى كه در بخشهاى ديگر سياست خود داشته اند نتوانستند براى بار دوم ازاين توانايى بهره بگيرند.

يكى از موردهايى كه تحليل گر سياسى بايد درارتباط با نقش تواناييهاى اقتصادى در سياستهاى كشورها در نظر بگيرد مقدار كارآيى تواناييها در برابر تواناييهاى حريف و نيز حدود آگاهى هر كدام از دو طرف از تواناييها خويش است ازاين رو وقتى تحليل گر توانايى كشورى را در تحليل خويش وارد كرد بايد به دقت به جوانب امر توجه كند. نخست ببيند كه سياستمداران كشور مورد تحليا تا چه حدودى ازاين توانايى آگاهى دارند و آنگاه زواياى ضربه پذير كشور مزبور را در نظر بگيرد و سپس از تواناييهاى متقابل كشور درگيراطلاع لازم را تحصيل كند و در نهايت با جمع بندى اين مجموعه اطلاعات به اين گمان نزديك شود كه آيا سياستمداران كشور مورد تحليل ضلاح خواهند ديداز تواناييهاى خود را دراين خصوص بهره بگيرند يا نه ؟ واگر بهره بگيرند چه آثارى براين سودجويى مترتب خواهد بود.

علاقمندان به تحليل سياسى با مطالعه آثار مطبوع دراين خصوص نمونه هاى فراوانى از نقش تواناييها و ناتوانيهاى اقتصادى در سياستهاى كشورها خواهند يافت ازاين روى مبحث[ شناخت وضعيت كشورها] از زاويه وضعيت اقتصادى كشورها بيش ازاين نيازمند تفصيل نيست و در نوشتار آينده به بحث ياد شده از زاويه ديگر پرداخته خواهد شد.

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى ها
١. گزارش سمينار شماره ١.١٩ مقاله نقش تحقيقات در تصيم گيريهاى سياسى دفتر مطالعات سياسى و بين المللى وابسته به وزارت امور خارجه جمهورى اسلامى ايران .

٢. كاخ شيشه اى سياست .٨٥ ترجمه دكتر عبدالرحمان صدريه انتشارات اطلاعات .

٣. گزارش سمينار شماره ٤.٥٠ بحث و گفتگو.

٤. روزنامه جمهورى اسلامى ٦٨/١٢/١٠.

٥.

٦. توطئه درايران .٧٧ و ٨٠ مقاله، نقش آمريكا درايران ترجمه : محمود مشرقى سازمان انتشارات هفته .

٧. گزارش سمينار، شماره ١.١٢ محمد جواد لاريجانى .

٨. غولهاى غلات .٢٨٣ دن مورگان ترجمه : امير حسن جهانبگلو .٢٧٧نشر نو .

٩. همان مدرك/٢٧٧

١٠. براى آگاهى بيشتر ر.ك : سياست انرژى كشورهاى خليج فارس .٥٤ توماس سى ترجمه بيژن اسدى بنگاه ترجمه و نشر كتاب .

--------------------------------------------------------------------------------

ميدانيم كه قدرتهاى بزرگ چپاولگر در ميان جامعه هاافرادى بصورتهاى مختلف از ملى گراها و روشنفكران مصنوعى و روحانى نمايان كه اگر مجال يابنداز همه پرخطرتر و آسيب رسان ترند ذخيره دارند كه گاهى سى چهل سال با مشى اسلامى و مقدس مابى يا پان ايرانيسم و وطن پرستى و حيله هاى ديگر با صبر و بردبارى در ميان ملت ها زيست ميكنند و در موقع مناسب ماموريت خود راانجام مى دهند.

وصيت نامه سياسى الهى امام خمينى رضوان الله تعالى عليه