نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - شناسائى برخى از تفاسير شيعه ٣

شناسائى برخى از تفاسير شيعه ٣


قسمت سوم
[منهج الصادقين فى الزام المخالفين]
از تفاسيرارزشمند شيعى كه به فارسى روان و سليسى نگاشته شده و در ميان علاقه مندان به قرآن رواج فراوانى دارد [ تفسير منهج الصادقين] است .

تفسير[ منهج] همانند[ روض الجنان] تفسيرى جامع است كه در آن مولف ازابعاد مختلف فرهنگ اسلامى سخن رانده و در پرتو آيات الاهى حقايق گوناگونى را عرضه كرده است .

انگيزه نگارش :
مولف پس ازاشاره به جايگاه قرآن در شناخت اسلام و توجه دادن به علوم قرآنى و عظمت تفسير قرآن با توجه به ضرورت آگاهى فارسى زبانان از تفسير قرآن و كاستيها و

ناهنجاريها تفاسير فارسى در نثر يا محتوى چنين مى گويد:

[بناء على هذا بخاطر فاتراين فقير ضعيف جانى المفتقرالى غفران لطيف سبحانى ابن شكرالله فتح الله الشريف الكاشانى ... رسيد كه (تقريباالى الله تعالى و لمرضاته ) مطالعه و تفاسير عربيه و فارسيه و كتب تواريخ واحاديث و غير آن از كتب كلاميه واصول و فروع فقهيه كرده تفسيرى از آن انتخاب نمايد كه مبتنى باشد بر حل معانى قرآنى و]... ١ .

بنابراين مولف بزرگواراين تفسير به انگيزه نگارش تفسيرى جامع با نثرى روان و شامل آثار واخباراهل البيت به نگارش اين تفسير دست يازيده والحق به آرمان و هدف خود نيز تا حدود زيادى نائل گشته است .

چگونگى تدوين :
مولف پيش از شروع به تفسير ضمن ده فصل از مقدمات تفسير و علوم قرآنى سخن مى گويدلا فصل اول در ياد كرد نامهاى قاريان . فصل دوم در ذكر نامهاى قرآن و معناى سوره و آيه . فصل سوم : در توضيح صحيح ترين قول دراعداد آيات قرآن . و فايده دانستن آن . فصل چهارم : تبيين معنى تفسير و تاويل . فصل پنجم توضيح حديث : (نزل القرآن على سبعه احرف كلها شاف كاف ). فصل ششم : در توضيح معناى تفسير به راى . فصل هفتم : در مصونيت قرآن از تحريف . فصل هشتم :اين كه قرآن در زمان پيامبر مدون بوده است . فصل نهم : در بيان اعجاز قرآن و بالاخره فصل دهم : در ياد كرد رواياتى كه در ترغيب بر خواندن و فرا گرفتن قرآن وارد شده است .

پس ازاين مقدمه سودمند مولف وارد تفسير سوره ها مى شود و ابتداء به روشنگرى در مدنى يا مكى بودن سوره مى پردازد پس از آن ثواب قرائت را مى آورد پس از آن ترجمه آيات است بسيار دقيق و با احتياط موافق قرائت ابوبكراز عاصم و گاهى با تكيه به قرائت حفص از عاصم و آنگاه مباحث نحوى و لغوى به اختصار واعتدال و بيشتر با تكيه به تفسير بيضاوى و كشاف و پس از آن تحقيق در مفاهيم و مباحث آيات است ازابعاد مختلف .

نگاهى به ابعاد گوناگون[ منهج الصادقين]
تفسير[ منهج الصادقين] تفسيرى جامع و مشتمل بر مباحث مختلف و مطالب متنوع است . مولف بزرگوار كه شرح حال نگاران وى را به عنوان عالمى كامل متكلمى فقيه و مفسرى فاضل ستوده اند با آگاهى گسترده از ابعاد مختلف فرهنگ اسلامى تفسيرش راازاطلاعات ارزشمند و مباحث گوناگونى آكنده است . مرحوم مولف خود به ابعاد مختلف تفسيرش در مقدمه اشاره اى دارد:

به خاطر فاتراين فقير ضعيف ... رسيد كه مطالعه تفاسير عبريه و فارسيه و كتب تواريخ و احاديث و غير آن از كتب كلاميه واصول و

فروع فقهيه كرده تفسيرى از آن انتخاب نمايد كه مبتنى باشد بر حل مبانى قرآن بر طبق قرائت سبعه كه مسلم الثبوت و مجمع عليه جميع موافق و مخالف است .

و متعرض قرائت ديگر نشود بجت تطرق اختلاف در آن و محتوى باشد بر ذكراسرار و نكات واسباب نزول و آيات واحاديث سيدالبريات عليه و آله افضل الصلوات واكمل التحيات واجبا و قصص و حكايات ائمه هدى عليهم والتسليمات و فضل سور و آيات و وجه ارتباط واتصال آن به يكديگر و بيان مسائل فقهيه در ضمن آيات احكام و مناقب اهل البيت[ع] منطوى بر رفع شبهات مخالفان وابطال مذاهب ايشان و در بيان اعراب و لغت بر طريق (خيرالاموراوسطها) سلوك نمايد و بعضى از سخنان ارباب تحقيق را نيز بحيز تحرير در آورد٢ .

و چنين نيز هست يعنى اين تفسير شامل تمام اين مباحثى است كه مولف آن به آنهااشاره كرده است برخى بتفصيل و برخى ديگر به ايجاز واختصار.

مرحوم علامه شعرانى كه تفسير را تصحيح كرده است درارتباط باابعاد مختلف تفسير با اشاره اى به منابع مولف چنين نوشته اند:

غالب تفسير بيضاوى را مندرج ساخته است و بسيارى از نكات تفسير كشاف را نيز از تفسير مجمع البيان بسيار نقل كرده است نه از شواهد و حجت ها و تحقيقات علمى آن بلكه از قصص و تواريخ موجود در [مجمع البيان] از تفاسير نيز به تفسير تبيان ابوالفتوح و گازر مراجعه كرده است و گاه سخنان عرفانى از بزرگان و مشاهير متصوفه نقل نموده است . مانند شرح التعرف و قشيرى وابوعبدالرحمن سلمى وامثال ايشان ... مولف در نقل عبارات ديگران گاه از خود توضيحات و شروح و شواهدى افزوده است و دراينگونه موارد آن را نقل به معنى بايد شمرد. چنانكه در بيان حكم متعه عبارتى از شرح لمعه آورده بسيار طولانى ترازاصل در تقريراصول دين و عقايد شيعه و مسائل مناسب آن چنان متين و مستحكم و صريح و معقول سخن مى راند كه گوئى از مردم دو قرن پيشتراست مانند: فاضل مقداد و شهيد ...

[لذا مى توان اقوال او را دراين مباحث حجت دانست] ٣ .

[منهج الصادقين در گفتار عالمان:]
تفسير[ منهج] بلحاظ سلاست روانى جامعيت از زمان نگارش آن مورد توجه عالمان بوده است . و در ميان امت اسلامى از معروفترين تفاسير شيعه به شمار مى رود. مرحوم آيه الله شهيد مطهرى فرموده اند:

[منهج الصادقين اين تفسير به زبان فارسى است ... و تا سى چهل سال اخير يگانه تفسير فارسى متداول بود] ٤ .

علامه پژوهشگر مرحوم ميرزا عبدالله افندى

در چگونگى اين تفسير چنين نوشته است :

واز تاليفات اوست تفسير[ منهج الصادقين فى الزام المخالفين] به زبان فارسى كه تفسيرى مشهور و بزرگ است و به تصريح مولف بالغ بر ١٧٠ هزار سطر و شايد ١٨٠ هزار سطراست . مولف آن را در پنج مجلد قرار داده و دلايل و حجت گروههاى مختلف رااز قرآن آورده و نكات ادبى و غير آن را معترض شده و مشتمل بر فوائد نيكو و سودمندى است . ٥

[چاپهاى منهج الصادقين:]
منهج الصادقين براساس اطلاع ما تاكنون سه بار چاپ شده است كه اينك به اجمال پيرامون آن توضيح مى دهيم :

١.اين تفسير ابتداء در تبريز به چاپ سنگى در سه جلد بزرگ چاپ و منتشر شد.

٢. چاپ ١٠ جلد به تصحيح تحقيق تعليق و مقدمه مرحوم آيه الله شعرانى .اين چاپ همراه است با مقدمه اى مفصل و بسيار سودمند كه در آن از: قرآن و تلاوت آن اختلاف در قرائت اختلاف مصاحف مدارك قراء تواتر قراآت سبع تحليل و تبيين حديث[ نزل القرآن على سبعه احرف] عدم تحريف قرآن انواع تفاسير پاسخ به شبهه اخباريين در جلوگيرى از تفسير قرآن اخبار آحاد در تفسير اشاره اى به مجعول بودن تفسير منسوب به امام حسن عسكرى[ ع] اسرائيليات و تفسير كيفيت وحى اعجاز قرآن و ... بحث كرده است اين مقدمه از ژرفنگرى گزيده گوئى دقت و ظرافت ويژه اى برخورداراست . و بايد چونان رساله گرانقدر در علوم قرآن تلقى گردد.

در مقدمه جلد دوم نيز از روش تفسيرى مولف و منابع وى در تفسير جايگاه تفاسير جديد و چگونگيهاى آنها تفسير صدرالمتالهين و فيض كاشانى و آيات منسوخه و روايات اهل سنت در تفسير قرآن سخن گفته است .افزون براينها سرتاسر تفسير مشحون است به حواشى دقيق و ارزشمند فقهى اعتقادى تاريخى رالى و تفسيرى علامه شعرانى .اين پانوشتها گاه در توضيح متن است و گاه در نقد و بررسى و رد برخى از اظهارنظرهاى مولف .

٣. چاپ ده جلدى ديگرى به تصحيح آقاى على اكبر غفارى و مقدمه پاورقى حاج سيدابوالحسن مرتضوى .

مقدمه آقاى مرتضوى نيز طولانى و سودمنداست . وى در اين مقدمه كه ٦٤ صفحه از جلداول را در بر مى گيرد ضمن فصولى از مباحث ذيل سخن گفته است :

مفهوم قرآن[ لغتا عرفا] عقيده مسلمانان درباره قرآن فرق بين انزال و تنزيل اسماء قرآن اعجاز قرآن از جهات مختلف معناى وحى و تحقيق در معانى متعدد آن منازل و مراحل ظهور قرآن ضبط و كتابت آن مصونيت قرآن از تحريف بيان تفسير تاويل محكم و متشابه بالاخره شرح حال مولف .

پانوشتهاى آقاى مرتضوى نيز همانند متن

گونه گون است و شامل مباحث كلامى فقهى عقيدتى اخلاقى تاريخى و ...است .اين پانوشتها گاه توضيح متن است و گاه نقد وانتقاد برخى از مطالب تاريخى و يا استنباطهاى تفسير مولف .

[ خلاصه المنهج]:
اين تفسير گزينشى از تفسير بزرگ وى[ منهج الصادقين] است . مولف پس از نگارش آن با توجه به گستردگى مباحث و وسعت آن با توجه به گستردگى مباحث و وسعت مطالب آن و با توجه به اين كه همه كسانى كه در پى مطالعه تفسير هستند توان و يا فرصت مراجعه به كتابهاى مفصل نموده و آن را[ خلاصه المنهج] ناميد. مولف در مقدمه آن چنين نوشته است :

[ چون بتاييد ربانى و توفيق سبحانى تفسير[ منهج الصادقين فى الزام المخالفين] كه محتوى بر پنج مجلداست و مرتقى بدويست و هشتاد هزار بيت بترتيبى كامل و تاليفى شامل سمت اختتام يافت و بنظر كيميااثر بعضى ازاخوان دينى حفظهم الله عن جميع الملاهى والمناهى رسيده عز قبول يافت . با توجه وسعت مطالب درابعاد مختف كه مطالعه آن بر برخى ازاهل ايمان كه بجهت شواغل و موانع روزگاراز تحصيل علوم و آداب محروم مانده بودند متعسر بلكه متعذر بود و نيز بواسطه كثره قصص واخبار بعضى از مطالعه آن كلال مى يافتند عنان توجه را به جانب انتخاب آن معطوف ساختن اختصار بر ترجمه قرآنى نموده و دراين ترجمه كه مسمى بخلاصه المنهج بعداز مطالعه حذف واضمار و بيان تخصيص و تعميم و حقيقت و مجاز اقوال مشهوره مفسرين در معانى قرآن كه معتمد باشد در مذهب اماميه سمت تحرير خواهد يافت وازاسباب قصص و نزول انبياا و فضل سوره و ثواب آيات بروجهى كه منقول است به اساتيد صحيحه بطريق [خيرالكلام ماقل] مذكور خواهد گشت]... ٦ .

[خلاصه المنهج] از آثار تفسيرى ارزشمند و سودمند براى مطالعه و فهم قرآن است . گزيده گوئى اختصار و دقت در نظم مطالب در آن بروشنى پيداست.[ خلاصه] پيشتر دوبار در تهران و تبريز چاپ و منتشر شده بود. پس از دو چاپ حضرت آيه الله حسن زاده آملى به تصحيح و تحقيق آن پرداخته و در سه جلد چاپ و منتشر ساخته وى در مقامى درباره چگونگى كار تصحيح و تحقيق چنين فرموده اند:

[كاراساسى ما در ضمن اين تفسيراين بود كه مرحوم ملا فتح الله تفسيرش را مطابق روايت ابوبكراز عاصم تفسير كرده و من چون ديدم كه مرحوم ملا فتح الله قرآن را به قرائت ابوبكراز عاصم اعراب و تفسير كرده است براى اين كه براى مردم مااشتباه پيش نيايد و خيال نكنند كه اين مطابق قرائت حفص از عاصم است موارداختلاف قرائت اين دو بزرگوار را

كه شاگردان عاصم هستند همه را جمع آورى كرده ام]. ٧

آقاى حسن زاده بجز تصحيح دقيق متن تفسير موخره اى دارند پيرامون اختلاف قرائت ابوبكر و حفص راويان عاصم و خود دراين باره چنين فرموده اند:

[در تاليف رساله اى كه در آخر آن (خلاصه المنهج ) دراختلاف قرائت ابوبكر و حفص راويان عاصم است هر چند رساله اى موجزاست . ولى در آن كار و دقت بسزا نموده ايم] ٨ .

[خلاصه المنهج] براى كسانى كه در پى آشنائى اجمالى با آيات قرآن هستند و حوصله و فرصتشان تفسيرهاى طولانى را بر نمى تابد اثر بسيار سودمند وارزشمنداست . مخصوصا با آنچه پيشتراشاره كرديم كه اين تفسير در ترجمه آيات بسيار دقيق و محتاط است .

[زبده التفاسير]
مولف پس از نگارش تفسير [منهج الصادقين] و تلخيص آن نگارش تفسيرى بزرگ به زبان عربى پرداخت و آن را[ زبده التفاسير] ناميد. صاحب رياض العلماء درباره اين تفسير مى گويد:

واز تاليفات اوست[ زبده التفاسير] به زبان عربى كه آن نيز تفسير بزرگى است و بنا به تصريح مولف در آغاز آن پس از دو تفسير ياد شده نگاشته است . من نسخه اى از آن را كه بخط شريف مولف بود ديده ام و پايان تاغليف آن نيمه ذيقعده سال نهصد و هفتاد و هفت هجرى مى باشد. دراين كتاب اخبار واحاديث اهل البيت[ ع] را ذيل آيات آورده و غالبااز[ تفسير كشاف] [ تفسير بيضاوى] [ تفسير مجمع البيان] و جوامع الجامع طبرى نقل كرده است .اين تفسير مطالبى نيكو و فوائد بسيار دارد٩

[زبده التفاسير] هنوز بچاپ نرسيده است واينك عالم محقق جناب آقاى شيخ محمدعلى احمديان اصفهانى مشغول تحقيق آن است كه اميدواريم موفق به نشر آن بشوند. ١٠

[مولف منهج الصادقين]:
مفسر دانشمند متلكم فقيه عالم جليل مرحوم ملا فتح الله كاشانى از عالمان بزرگ اواخر قرن دهم هجرت واز شاگردان على بن حسن زوارى كه بواسطه اواز محقق كركى روايت مى كند. وى در دانشهاى زمان خود داراى آگاهيهاى گسترده و در تفسير زبردست و پراطلاع بود.

مرحوم ميرزا عبدالله افندى درباره وى مى نويسد:

[فاضل نيك انديش هوشيار عالم كامل جليل متكلم و مفسر بزرگوار نام آور مولى فتح الله كاشانى از عالمان دولت شاه طهماسب صفوى واز شاگردان على بن حسن زواره اى است . وى تاليفات نيكوئى دارد بويژه در تفسير. كه در آن

توانمند و زبردست است و ثارى ارزشمند و سودمند نگاشته است] ١١ .

مرحوم مدرس تبريزى وى رااينگون ستوده است :

[ ملا فتح الله كاشانى عالمى است جليل فقيه محقق متكلم مدقق مفسر متبحر ازاكابر علماى اواخر قرن دهم هجرت ... در تمامى علوم دينيه متداوله متبحر خصوصا در تفسير كه بحرى بود بى پايان و تاليفات طريفه او بهترين معرف تبحر وى مى باشد] ١٢ .

متاسفانه از شرح حال و چگونگى تعليم و تعلم و زندگانى علمى مرحوم ملا فتح الله كاشانى اطلاعى در دست نيست شرح حال نگاران به آنچه آورديم بسنده كرده اند و تاليفات وى را كه بسيار مشهور هستند شمرده اند. بهرحال آثار وى در موضوعات مختلف اسلام بويژه در تفسير نشانگر وسعت اطلاعات و گستردگى دانش وى است رحمه الله عليه . ١٣

[تفسير صافى]
اين كتاب يكى از آثار پرارج تفسيرى است كه بيشتر با جنبه روائى و نقلى نگاشته شده است . موغلف آن كه در جامعيت و گستردگى دانش و تسلط برابعاد مختلف فرهنگ اسلامى از عالمان كم نظيراست در تفسير خود سعى كرده است تفسيرى پيراسته از انديشه هاى گوناگون عرضه كند.

مولف تفسير را با مقدمه اى آغاز مى كند و ضمن آن از جريان تفسيرنگارى و زمينه هاى تفاسير نوشته شده در فرهنگ اسلامى سخن مى گويد. پس از آن به انواع تفسيرنگارى اشاره اى دارد واعتراضى به تفسيرنگارى بدون توجه به اهل البيت[ ع] و تعاليم آن بزرگواران بالاخره از تفاسيرى سخن به ميان مى آورد كه بااخبار و روايات قرآن را تفسير كرده اند. و يادآورى مى كند كه اينگونه تفاسير نيزاز كاستيها و ناهنجاريها بدور نيستند اينگونه تفاسير يا كامل نيستند يا تفسير تمام آيات را ندارند. برخى نيز سرشارندازاخبار ضعيف و در برخى ديگر رواياتى آمده بى ارتباط با موضوع بدون تدوين شايسته و ترتيبى زيبا.

افزون براينها دراينگونه تفاسير رواياتى راه يافته است كه مشتمل بر تاويلاتى است نفرت زاى و مطالبى باطل همانند نسبت عصيان و سفاهت به انبياء و بالاخره دراين مجموعه ها گاه روايات به ظاهر متضادند و مفسران هيچگونه تلاشى براى رفع تضادازاين ظواهر بكار نبسته اند مرحوم فيض بعدازاين مطالب مى فرمايد: به هر حال من تاكنون در ميان تفاسير با همه گستردگى تعداد آنها تفسيرى مهذب و پيراسته از ناهنجاريها با بيانى كافى كه تشنه گان را سيراب كند نيافته ام واميدوارم اين تفسير همانى باشد كه انتظار مى رود. ١٤

مرحوم فيض پس ازاين مقدمه مقدمات دوازده گانه اى را براساس روايات نگاشته اند از

تمسك به قرآن واين كه دانش قرآن در نزداهلبيت[ ع] است تفسير به راى جمع قرآن واين كه قرآن بيانگر همه چيزاست و تبيين معناى آن و ... و در مقدمه دوازدهم روش نگارش تفسير را بيان كرده است . و پس ازاين مقدمات تفسير آغاز مى شود. ١٥

مولف براساس آنچه در مقدمه دوازدهم بيان داشته است آيات را براساس روايات تفسير مى كند و گاه توضيحاتى در تبيين روايات مى آورد واگر در ذيل آيه اى به روايت معتبرى دست نيابد نكات توضيحى پيرامون آيات رااز مفسران سود مى جويد و در تفسير سوره بقره بيشتر از تفسير منسوب به امام حسن عسكرى[ ع] بهره گرفته است .

بهرحال تفسير صافى از تفاسير معتمد و سودمند و گرانقدر شيعى است علامه طباطبائى درباره مرحوم فيض و آثار وى از جمله تفسير صافى فرموده اند:

[ اين مرد جامع علوم است و بجامعيت او در عالم اسلام كمتر كسى را سراغ داريم و ملاحظه مى شود كه در علوم مستقلا وارد شده و علوم را با هم خلط و مزج نكرده است . در تفسير صافى واصفى و مصفى كه روش تفسير روائى داردابدا وارد مسائل فلسفى و عرفانى و شهودى نمى گردد دراخبار كسى كه كتاب وافى او را مطالعه كند مى بيند يك اخبارى صرف است و گوئى اصلا فلسفه نخوانده است در كتاب هاى عرفانى و ذوقى نيز از همان روش تجاوز نمى كند واز موضوع خارج نمى شود] ١٦ .

مرحوم فيض تفسير ديگرى دارد با عنوان[ اصفى] كه گزينشى است از تفسير صافى .

مولف در مقدمه آن مى گويد:

...«اين تفسير را از تفسير ديگرم: «صافى» برگزيدم. و در نگارش آن گزيده گوئى را پيشه ساختم وآنرااز زوايد پيراستم، در تفسير آيات، به بيان آياتى كه نيازمند توضيح بودند، با توجه به كلام معصويمن، همت گماشتم، هر گاه از تفسير قمى چيزى آوردم كه منسوب به معصوم(ع) نيست در آغازش واژه «قمى» را نهادم، تا از روايات ديگر جدا شود؛ و اگر چيزى از طريق عامّه نقل كردم، آن را با كلمه (روى) از روايات ديگر متمايز ساختم و...»

تفسيراصفى دوبار به سالهاى ١٢٧٤ و ١٣١٠ در حاشيه تفسير صافى به چاپ رسيده است و پس از آن در يكجلد و مستقلا نشر يافته است واينك به همت برخى از فاضلان در مركز تحقيقات و پژوهشهاى علمى واسلامى - دفتر تبليغات تحقيق و تصحيح شده و منابع روايات آن استخراج گرديده كه اميداست در آينده نزديك منتشر شود[

بجزاين دو تفسير مرحوم فيض تفسيرى ديگر دارد كه گزينشى است از اصفى با عنوان[ مصفى]

چاپهاى تفسير (صافى):
تفسير به سال ١٢٦٦ در تهران به قطع رحلى

و با چاپ سنگى منتشر شد. و پس از بارها همان چاپ افست گشت . چاپ ديگر[ صافى] در چهار جلد است با قطع وزيرى به تصحيح مرحوم آيه الله شعرانى و تحقيق و تعليق آقاى ميرزا حسن حسينى لواسانى . محقق بجز مقدمه اى كوتاهى در شرح حال مولف در پانوشتها بااستفاده از[ مجمع البيان] و منابع لغوى وادبى و نيز[ وافى] برخى از آيات و روايات و كلمات را توضيح داده است . [صافى] چاپ ديگرى دارد در ٥ جلد به قطع وزيرى با مقدمه اى در شرح حال مولف و پانوشتهائى از آقاى محمدحسين اعلمى كه در بيروت چاپ شده است . لازم به يادآورى است كه اكثر قريب به اتفاق پاروقيهاى اين چاپ همان پاروقيهاى چاپ دوم است كه بدون هيچ اشاره اى دراين چاپ آمده است !!

مولف[ صافى]:
پيرامون شرح حال وى پيشتر سخن گفته ايم . ١٧

الجواهرالمثمين
ازتفاسير ارزشمند و قابل توجهى است كه اخيرا به زيور طبع آراسته گرديده است . مولف آن كه از محققان محدثان مفسران و فقيهان بزرگ شيعه است و به كثرت آثار وجودت تاليف مشهوراست . سه بار قرآن را تفسير كرده است و هر كدام از آثارپ را به نام ويژه اى ناميده است . آنچه اينك از آن ياد مى كنيم و به اجمال پيرامون آن سخن مى گوئيم تفسيرى است با عنوان[ الجواهرالثمين فى تفسيرالكتاب المبين] . مرحوم شيخ آقا بزرگ فرموده اند:

[ الجواهرالثمين] تفسيرى است مزجى همانند[ تفاسير صافى] و بدون مقدمات آن در دو جلد بزرگ كه جلد دوم آن از سوره اسراء آغاز و من نسخه اى از آن را به خط مولف نزد نوه مولف ديدم . وى نگارش جلد دوم آن را به سال ١٩.ربيع الاول ١٢٣٩ به پايان برده است. ١٨

[ شيوه تدوين] :
مولف ابتداءاز جايگاه نزول سوره سخن مى گويد و پس از آن با اشاره اى به شماره آيات سوره واختلاف موجود در آن قسمتى از سوره را انتخاب كرده اول آيات را ذكر مى كند و سپس به تفسير آيات مى پردازد. در تفسير آيات ابتداء ثواب قرائت است و بعداز آن تشريح و تبيين جمله ها و غالبا بااتكاء به روايات و برخى ازاقوال مفسران . در نقل اقوال مفسران توجهى شايسته است به اقوال تمام فسران شيعه و سنفى متقدم و متاخر گاهى با نقد و تحليل و گاه صرفا با نقل واشاره مسائل عقيدتى بسيار خلاصه و فشرده مده است تا جائى كه از محدوده توضيح آيات بيرون نرود. نقل قصص و تاريخ به تفصيل نيست و آنچه آمده غالبا بدون نقد و تحليل است . باانتخابى شايسته . به قرائت هاى مختلف در آيات توجه شده و با توجيه معانى انتخاب شده غالبا به استدلال و

توجيه پرداخته است واين همه با نثرى روان روشن و رسا بيان شده است واين شيوه تفسيرى مولف است كه پس ازاين به آن اشاره ئى خواهيم داشت .

دكتر سيد محمد بحرالعلوم در ضمن مقدمه مفصل و سودمند خود براين تفسير درباره آن نوشته اند:

[ در چهارچوب جريان تفسيرنگارى شيعى در روش تفسيرى پس از مجمع البيان اين تفسير را مى توان حلقه مفقوده اى دانست كه در جمع بين جنبه هاى عقلانى در تفسير و تلاش براى دست يافتن به روشى سهل و آسان در تعبير و عرضه مطالب همت ورزيده است]. ١٩

در نگارش و تبيين مطالب توضيح روشن و رسا نثر روان واستوار محدود ساختن مطالب در محدوده روشنگرى پيرامون آيات و پرهيزاز [ اطناب ممل] و[ ايجاز مخل] دقت شايسته درانتخاب روايات و منقولات و ...از جمله ويژگيهاى برجسته اين تفسيراست .اين تفسير تفسير متوسط مولف است از تفسير[ الوجيز] وى گسترده تر واز[ صفوه التفاسير] كوچكتر و خلاصه تر.

[ الجواهرالثمين] در شش جلد با چاپى منقح و زيبا به بقطع وزيرى با تصحيح و تعليق سيد صباح شبر نوه مولف براساس نسخه اصل به خط مولف با برخى از توضيح بوسيله[ دارالزهراء] در بيروت چاپ و منتشر شده است .

آقاى دكتر سيد محمد بحرالعلوم براين تفسير مقدمه اى نوشتند مفصل و سودمند و در ضمن آن از تفسير و مفسران شيعه ميراث تفسيرى شيعه و گستردگى آن زندگانى مولف و آثار وى اشاره ئى به تفسير[ الجواهر الثمين] و روش تفسيرى موغلف و ... سخن گفته است . محقق و ناشر با چاپ و نشراين اثر گرانقدر خدمت شايسته به فرهنگ اسلامى كردند. سعيشان مشكور باد.

[ الوجيز فى التفسير] :
تفسير مختصر و موجز مرحوم شبراست در صفحه عنوان نسخه مطبوع آن[ تفسير القرآن الكريم] گذاشته اند اين تفسير در ميان تفاسير شيعه از جايگاه والائى برخورداراست . مولف در آغاز كتاب و پس از سپاس خداوند و درود بر پيامبر واهل البيت واشاره به موقعيت ائمه[ ع] در تفسير قرآن درباره تفسير خود نوشته اند:

[ اين كلماتى است شريف و پژوهشهائى بلند و گفتار قانع كننده و اشاراتى كامل تمام متعلق به تبيين و توضيح برخى از مشكلات آيات قرآن و جمله هاى دوراز ذهن آن . ما در تبيين اين حقايق غالبا به آنچه از گنجينه داران اسرار وحى در قرآن و كانهاى جواهر دانش و تاويل اهل البيت [ ع] كه جبرئيل برخانه آنان نازل مى گشت مراجعه كرده ايم و توضيحات خود را پيرامون آيات بااشاره اى گذرا به لطيف ترين عبارت بيان كرده ايم]. ٢٠

و براستى چنين است دراين تفسير گرانمايه با همه اختصار و گزينشى كه دارد به اقوال مفسران اشاراتى رفته است جملات آيات بروشنى تبيين شده است روايات ائمه[ ع] مورد توجه قرار گرفته و نكته هاى دقيق و لازم قرائت واختلاف قرآء آمده است بگونه اى شايسته در تفسير آيات به آيات ديگر قرآن توجه شده و درصورت لزوم شان نزول آيات نيز مورد توجه قرار گرفته است .

دكتر حامد حضنى استاد دانشگاه[ عين شمس] قاهره در مقدمه ارزشمند خود براين تفسير نوشته است :

اين تفسير درنهايت باريك بينى بين امت در عرضه معانى وايجاز در عبارات و تحرير مطالب جمع كرده است . ما همواره در محافل دانش از آشنايان به فن تفسير مى شنيديم كه با شگفتى از تفسير[ جلالين] ياد مى كردند و مى گفتند:اين تفسير براى متخصصان در تفسير مفيداست و نه براى آغازگران دانش تفسير. چرا كه عبارات تفسير جلالين همانند كليد واژه ها و مصطلحات علمى است كه معانى بسيار بهمراه دارند كه اگر به تفصيل پرداخته شود مجلداتى خواهد شد. و مااگراين حكم را درباره آن تفسير بپذيريم درباره اين تفسير مى گوئيم : هم تفسير بپذيريم درباره اين تفسير مى گوئيم : هم براى متخصصان است و هم براى مبتدئان . را كه مولف از يك سوى در تمركز معانى وايجاز در تعبير و علاقه شديد به عرضه مصطلاحات تفسيرى سنگ تمام نهاده است واز سوى ديگر روشى سهل و زودياب بين شيوه ساده نگارى و روش و تحليل و تعليل جمع كرده است و بگونه اى كه آغازگران اين دانش در مراجعه به آن به سختى نمى افتد.

ويژگى ديگر و منحصر به فرد آن توجه شايسته به وجوه منقول از عالمان پيشين در قرائت است بگونه اى كه قرائت قريب به اتفاق الفاظ را براساس وجوه قراآت معروف نزد عالمان تجويد مشخص كرده است .از اين روى تفسير وى جامع قرائت حفص و ديگران است . بدينسان براساس آنچه من مى دانم نسفى نيز بااين كه از مفسران است كه به اين جهت عنايت تام داشته است به پايه اين مفسر بزرگوار نمى رسد . ٢١

بارى [ الوجيز فى التفسير] معروف به[ تفسير شبر]از آثار گرانقدر تفسيرى است كه با زبده گزينى و گزيده گوئى سلاست تعبير شيوائى نثر تبيين روش معانى آيات در ميان تفاسير از جايگاه والائى برخوردار است .

چاپهاى آن :
١.اين تفسير گرانمايه اولين بار به همت مرحوم سيدنصرالله تقوى به سال ١٣٥٢ ه.ق تصحيح تعليق و منتشر شد.اين چاپ كه در.١٢٤٠ صفحه سامان يافته است داراى چاپى است پاكيزه بضميمه يك شرح حال مختصر و شرح ديگرى مفصل از مولف و ترجمه آن .

مرحوم تقوى در مقدمه كوتاه خود دراهميت تفسير چنين نوشته اند:

[چون به اين تفسير برخوردم و مزاياى آن را با ديگر تفاسير مقايسه كردم يافتم كه با وجازت و سلاست عبارات متضمن دقائق و نكات بسيار و با كمال فصاحت واختصار مشتمل بر حقايق و معانى بى شماراست ... هنگام خلوت و فراغت از مشاغل ديگر غالبا به مطالعه آن مى پرداختم . حقيقابيش از سى دوره تفسيراز مفصل و مختصر كه تا كنون عبور كرده و اكثر آنها را تمام و بدقت ديده و تعدادى را بمرورى اجمالى قناعت كرده ام . هيچكدام را واجداوصاف منظوره كه دراين مجلد كم حجم ديدم نيافتم و با چنين سابقه اطلاع در فن تفسيراگر دعا كنم كه تفسير سيد يكى از بهترين تفاسيرى است كه فعلا در دست است گزاف نگفته ام و بموقع است شنوندگان از من بپذيرند و عقيده مرا حمل بر مبالغه نكنند].٢٢

٢. چاپى منقح با تصحيح براساس چاپ اول بااضافه پانوشتهائى در توضيح و ضبط صحيح لغات بهمت آقاى سيدمرتضى رضوى كشميرى انجام شد و همين چاپ امروز متداول و مشهوراست . دراين چاپ قرآن كريم در متن قرار گرفته و تفسير در حواشى آن . محقق منصف وانديشمند مصرى دكترحامدحضنى مقدمه اى نگاشته است و در ضمن آن از جايگاه اين تفسير در ميان تفاسير ديگر ويژگيهاى آن و مسائل ديگر سخن گفته .

افزون براينها مولف مقدمه مفصل و بسيار پرمايه مرحوم بلاغى برآلاءالرحمن را كه پس ازاين درباره آن سخن خواهيم گفت در مقدمه اين تفسير آورده است و در پايان كشف الايات را قرار داده است .

[صفوة التفاسير]
اين سومين مفصل ترين تفسير مولف محقق و بزگوار تفاسير ياد شده است مرحوم سيدمحمد معصوم يكى از شاگردان مولف مى نويسد:

[صفوه التفاسير كتابى است گرانقدر در تفسير قرآن و بالغ بر/٦٠٠٠ سطر] ٢٣ .

مرحوم شيخ آقا بزرگ نوشته اند:

[صفوه التفاسيراز تاليفات سيدعلى عبدالله ابن محمدرضا شبراست كه حجم آن بالغ /٦٢٠٠٠ بيت است واين تفسير غيراز تفسيرهاى ديگر وى با عنوان[ الجواهرالثمين] و[ الوجيز]است] ٢٤ .

[صفوه التفاسير] هنوز به چاپ نرسيده است .اميداست صاحب همتى از محققان به تصحيح و تحقيق آن دست يازيده به فرهنگ اسلامى و عاشقان قرآن و تفسير خدمتى نمايد.

[مولف الجواهرالثمين] :
سيدعبدالله فرزند محمدرضا علوى حسينى مشهور به شبراز محققان محدثان مفسران و متكلمان بزرگ پركار و پراطلاع قرن سيزدهم هجرى است . وى به سال .١١٨٨ در نجف اشرف

از مادربزاد و همراه پدر بزرگوارش به كاظمين هجرت كرد و در مكتب پدرش و نيز عالمان و مجتهدان بزرگى همچون سيدمحسن اعرجى ميرسيدعلى طباطبائى و ... تحصيل كرد و با ذهن وقار وانديشه تابناك واستعداد شگرفى كه داشت به جايگاه بلندى در دانشهاى اسلامى دست يازديد واز محدثان فقيهان و مشايخ اجازه همانند مرحوم شيخ جعفر كاشف الغطاء و ... به كسب اجازه نايل آمد.

مرحوم شيخ آقا بزرگ دراثر گرانقدرش[ الكرام البرره] پس از ستايش فراوان از مقام علمى و اجتهادى و پژوهشى وى نوشته اند:

[وى با حضور واستفاضه از محضر عالمان دراكثر دانشهاى اسلامى مانند فقه اصول حديث تفسير فلسفه كلام لغت ادبيات تاريخ و غير آن به مرتبه اى بلند دست يازيد و در تدريس فتوى قضاوت و نشر احكام و هدايت مردمان مرجعيت يافت ... وى از معدود كسانى است كه بين كثرت آثار وجودت تاليف جمع نموده است] . ٢٥

مرحوم مدرس تبريزى درباره وى نوشته اند:

[سيدعبدالله ... علوى حسينى موسوى معروف به[ شبر]ازاعيان و مجتهدين فقهاى اماميه و ثقات محدثين الثنى عشريه و عالمى است عامل عابد زاهد متقى داراى خصال حميده واوصاف پسنديده تمامى علوم شرعيه را جامع . با آنهمه مواظبت و ممارستى كه درانجام اطعات و عبادات دينيه از قبيل زيارت ائمه[ ع] و برادران دينى و نوافل و فتوى و قضاى حوائج مسلمين و ماننداينها داشته باز هم دراكثر علوم دينيه از فقه و حديث و تفسير و لغت واخلاق و كلام واصول فقه و غير آنها تاليفات سودمند و طريفه بسيارى دارد] ٢٦ .

مرحوم شبر در بهره مندى از عمر واستفاده ازاوقات مويد بتاييدات الاهى بود.اين همه آثار دقيق با نظمى زيبا و شگفت گزينش عالى و هوشمندانه ترتيبى نيكو واستوار و پرداختى ظريف و عالمانه براستى چيزى شبيه معجزه است .

[مرحوم محدث نورى از مرحوم شبر نقل مى كند كه حضرت امام موسى بن جعفر[ ع] در خواب به من قلمى عطا كرد و فرمود بنويس من اين توفيق ٢٧نگارش رااز آن عنايت مى دانم و كثرت آثار من از توجه امام[ ع] است]

بهرحال مرحوم علامه شبر پس از سالهاى تحقيق تاليف تدريس افتاء و رسيدگى به مردم و ... در ٥٤ سالگى به سال /١٢٤٢ جهان را بدرود گفت . ٢٨

[ الميزان فى تفسيرالقرآن]
قرن چهاردهم هجرى قرن روى آوردن امت مسلمان به قرآن درابعاد قرآن درابعاد گوناگون زندگى است .ازاين روى در جريان تفسير نگارى قرن چهاردهم تحولى است عظيم كه مصلحان و متفكران واحياگران فكر دينى دراين قرن فرياد[ بازگشت به قرآن] را فراز آوردند. واز قرآن

بعنوان راهنماى حركتهاى گونه گون و گره گشاى مشكلات مختلف سود جستند. چگونگى آغازاين حركت معرفى طلايه داران و فريادگران اين نهضت وارزيابى نقاط منفى و مثبت آن در فصحت اين مقال نيست و فرصتى ديگر مى طلبد. فقط اينجا يادآورى مى كنيم كه [ الميزان] در راستاى اين تحول بسيار شايسته و گران ارج قرار دارد. مولف گرانقدراين درياى موج خيز معارف الاهى از بلنداى جايگاه يك مفسر و محقق واسلام شناس بزرگ بااشراف به ابعاد مختلف فرهنگ اسلامى اثرى پديد آورده جامع و ناظر به تمامت آنچه در عرصه تفكر زمان مى گذشت . به ديگر سخن[ الميزان] ازاين تحولات سود جسته و در راستاى آثاراين قرن پديد آمده اما مولف آن چنان ديده بانى سترگ و هوشيار حركتها را زير ذره بين تحقيق و پژوهش نهاده اند و با بهره مندى از سلاح برنده و پرتوان قرآن انديشه ها را تصحيح كرده اند جامعه را با قرآن بعنوان راهنماى بشريت به سعادت شايسته او آشنا كرده اند و منبعى عظيم براى جستجوگران حقايق و آبشخورى زلال براى تشنگان معارف الاهى عرضه فرموده اند. يكى از شاگردان علامه مى نويسند:

[ اين تفسير بقدرى جالب است و به اندازه اى زيبا و دلنشين است كه مى توان بعنوان سند عقائداسلام و شيعه به دنيا معرفى كرد و به تمام مكتب ها و مذهب ها فرستاد و براين اساس آنان را به دين اسلام و مذهب تشيع فرا خواند...اين تفسير در نشان دادن نكات دقيق و حساس و جلوگيرى از مغالطه كلمات معاندين و نيز در جامعيت منحصر بفرد است و حقا مى توان گفت :از صدراسلام تاكنون چنين تفسيرى برشته تحرير در نيامده است] . ٢٩

مرحوم آيه الله شهيد مرتضى مطهرى فرموده اند:

كتاب تفسيرالميزان ايشان يكى از بهترين تفاسيرى است كه براى قرآن مجيد نوشته شده است .البته قرآن مجيد مقامى دارد كه نمى شود هيچ تفسيرى را گفت وادعا كرد كه حق قرآن راادا كرده است ولى مفسرين هر كدام از يك جنبه بالخصوص خدمتى به قرآن كرده اند من مى توانم ادعا كنم كه اين تفسيراز جنبه هاى خاصى كه الان وقت آن نيست كه برايتان عرض كنم بهترين تفسيرى است كه در ميان شيعه و سنى از صدراسلام به امروز نوشته شده است٣٠ .

در جاى ديگرى استاد مى فرمايد:[ اين مطالب را من همه اش رااز علامه طباطبائى گرفته ام يعنى اصولا من بيشتر مطالبى را كه در كتابها و نوشته ها خود دارم شايد ريشه هايشرااز علامه طباطبائى و خصوصا [ الميزان] گرفته ام لا علامه طباطبائى خيلى شخيصت عجيبى است .ايشان يك سبك بيان واسلوب خاصى دارند مطالب عالى عاليترين مسائل معارف را آن چنان به راحتى و در جملات كوتاه بيان مى فرمايند كه

وصف ناشدنى است و حتى خودشان هم گاه توجه ندارند يعنى به نظر من ايشان مطالب را در يك حالت الهام مانند مى نويسند] ٣١ .

از مفسر دانشمند و متتبع سختكوش مرحوم شيخ محمدجواد مغنيه نعل شده است كه فرموده اند:

[ از وقتى كه الميزان بدست من رسيده است . كتابخانه من تعطيل شده و پيوسته[ در روى ميز مطالعه من الميزان است]. ٣٢

عظمت گستردگى ژرفائى صلابت استوارى مطالب[ الميزان] مورداتفاق همه كسانى است كه با[ الميزان] وابعاد گوناگون آن آشنائى دارند و بدوراز پيشداوريها درباره آن قضاوت مى كند.

علامه در سامان دادن به اين اثر گذشته از قرآن (كه مهمترين منبع وى در تفسيرش مى باشد) به بيش از ١٨٠ منبع تفسيرى روائى لغوى تاريخى علمى اجتماعى فرهنگى و ... كه برخى ازاين منابع داراى مجلدات متعددى است مراجعه كرده است . ٣٣ و روشن است كه پژوهشگرى چنان علامه بااين منابع چگونه برخورد مى كند وى در تمامت آنچه نقل كرده است از روايات اقوال و ... شيوه نقد و تحليل را پيشه ساخته بويژه در روايات و مخصوصا در آثار مربوط به امتهاى گذشته و قصص قرآن - كه پيشتر گفته ايم سرشاراست از جعليات واسرائيليات - [ الميزان] بهترين منبع شناخت سره از ناسره است .

[ روشن الميزان]
[ الميزان] در شيوه تفسير نگارى احياگر روش تفسيرى ائمه[ ع] است يعنى[ تفسير قرآن به قرآن] . پيامبر[ ص] ائمه[ ع] در تفسير قرآن اين شيوه را معمول مى داشتند و صحابيان و تابعين نيز گاه ازاين روش سود مى جستند. ٣٤ در جريان تفسيرنگارى در قرنهاى واپسين نيز اين گونه تفسيرنگارى در قرنهاى واپسين نيز اين گونه تفسيرنگارى گاه گاهى در ميان مفسران رخ نموده است و برخى از مفسران اين شيوه را صحيح ترين و سالم ترين روش تفسير انگاشته اند ٣٥ . در قرن چهاردهم كه گفتيم نهضت تفسيرنگارى گسترده مى شود و تفسير درابعاد مختل آن تحولى عظيم مى يابداين شيوه نيز در ميان تفسير نگارى بيش از پيش مورد توجه قرار مى گيرد ٣٦ . بدينسان تفسير[ الميزان] اولين گام دراين زمينه نيست . آنچه دراين باب به[ الميزان] عظمت ويژه اى بخشيده است بهره مندى گسترده آن ازاين شيوه است و حل بسيارى از مشكلات تفسيرى در پرتواين نگرش ژرف بگونه اى كه برخى از عالمان اين ژرفانگرى و ربط آيات به يكديگر و عرضه مسائل گونه گون در سايه آن را نوعى الهام تلقى كرده اند:

در دفعه ديگرى عرض كردم : من كه به مطالعه اين تفسير مشغول مى شوم در بعضى ازاوقات كه آيات را بهم ربط مى دهيد و زنجيروار آنها را با يكديگر موازنه واز راه تطبيق معنى را بيرون مى كشيد جز آن كه بگويم در آن هنگام

قلم وحى والهام الاهى آن را بر دست شما جارى ساخته است تعبير ديگرى ندارم.

مرحوم علامه شيوه تفسير نگارى خود را تبيين كرده اند وى در مقدمه كوتاهى كه بر تفسير[ الميزان] نگاشته چنين مى نويسد:

روشى كه ما در پيش گرفته ايم اين است كه قرآن را با قرآن تفسيركنيم و آيه را با تدبر در نظير آن روشن سازيم و مصاديق را به وسيله خواصى كه خود آيات بدست مى دهند بشناسيم . خداوند به صراحت مى فرمايد[ اناانزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شيى ء] چگونه مى شود پذرفت كه قرآن بيان همه چيز باشد و بيانگر خويش نباشد...

آنچه از تتبع در روايات بدست مى آيد - كه برخى از آنها را پس ازاين در ضمن تفسير آيات خواهيم آورد - نشانگراين است كه : پيامبر كه تعليم يافته قرآن و معلم آن است واهل بيت پيامبر كه به تصريح حديث[ ثقلين] مقام معلمى و تفسير قرآن را دارا هستند قرآن را بدين شيوه تفسير مى كردند و كاوشگر نيرومند حتى يكى مورد نمى يابد كه پيامبر و يا اهل البيت در تفسير قرآن از نظريات عقلانى و يا علمى سودجسته ...باشند

على[ ع] مى فرمايد: قرآن بگونه اى است كه قسمتى از آن از قسمت ديگرى سخن مى گويد و برخى از آن گواه برخى ديگراست . بدينسان راه روشن و مستقيم و هموارى است كه معلمان و راهنمايان قرآن پيموده اند. ما نيز تا آنجا كه مى توانيم - به يارى خداوند اين روش را دنبال خواهيم كرد و هرگز در تبيين تفسير آيات به نظريات فلسفى و آراء علمى و مكاشفات عرفانى استناد نخواهيم كرد. ٣٨

والحق علامه به شايستگى از عهده آنچه وعده داده بر آمده است و تفسيرى سامان داده است سرشاراز معارف الاهى و آكنده از حقايق قرآن و مملواز بحثهاى عقيدتى اجتماعى اقتصادى و سياسى .

جايگاه سنت در[ الميزان ]:
چنانچه گفتيم نقطه اوج[ الميزان] شيوه تفسير قرآن به قرآن است امااين ويژه گى هرگز مفسر بزرگ آن را از درنگريستن عالمانه و ژرفكاوانه به روايات و سنت معصومين بازنداشته است . بدينسان يكى ديگراز ويژگيهاى قابل توجه[ الميزان] اهتمام گسترده به نقل احاديث واخبار صحيح از پيامبر وائمه معصومين[ ع] است . در[ الميزان] پس از نقل آيات و توضيح لغوى وادبى و بيان مراد هر آيه با شيوه[ قرآن به قرآن] فصلى تحت عنوان[ بحث روائى] قرار دارد كه در ضمن آن مفسر عاليقدر به نقل و نقد تيزنگرانه روايات در پرتو قرآن پرداخته است وازاين راه در پيراستن آثار روائى در تفسير قرآن خدمت بزرگى كرده است .

برخى از كوته نظران كه در حقيقت پاسداران شب و تاريكى هستند و هيچگونه

تحولى در جريان فرهنگ اسلامى را بر نمى تابند و سوكمندانه گاه موضع گيرى هاى ناآگاهانه خود را بعنوان دفاع ازاسلام و قرآن واهل البيت جا مى زنند به شيوه[ قرآن به قرآن] علامه خورده گرفتند و مى گيرند كه وى بااين روش به جايگاه روايات در تفسير قرآن ضربه زده است .اما گر كسى از سر آگاهى براين بخش بنگرد در خواهد يافت كه اين بخش از[ الميزان] يكى ازارزشمندترين خدمات علامه درتفسيرنگارى است . متاسفانه تنگى مجال اجازه نمى دهد به نمونه هايى ازاين خدمات اشاره كنيم ازاين روى بيانات متفكر و مفسر پاك انديش و يكى از برجسته ترين شاگردان علامه آيه الله جوادى را مى آوريم كه از بهترين كسانى است كه مى تواند دراين مورداظهارنظر كند:

[در پرتو تفسير قرآن كريم سخنان اهل بيت[ ع] رااحياء كرد يعنى آنچه را كه رسول الله فرمود[ انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى] علامه طباطبائى اين عالم ربانى[ قدس سره] درحفظ و حراست اين ثقلين دراحياى آثاراين ثقلين در نشر معارف اين ثقلين كوشيد. در پرتو تفسير قرآن كريم سخنان اهل بيت[ ع] را بعنوان بحث روائى مطرح كرد. آنچه را كه معصومين[ ع] درباره قرآن كريم فرمودند نقل كرد تحليل كرد تشريح كرد آنها را هم تبيين كرد آنها را هم درست عرضه كرد زيرا قرآن هرگزازاهل بيت جدا نخواهد شد واهل بيت هم هرگزاز قرآن جدا نخواهند شد بنابراين اگر كسى خوب به تفسير[ الميزان] دقت كند قبل ازاين كه به بحث روائى برسد خوب با دقت بررسى كند آيات را بر مفاهيم و معارف و معانى تفسير شده مى يابد چه در بحث روائى مى بيند ائمه[ ع] بر همان روال تفسير كرده اند يعنى اين شاگرد قرآن و عترت قرآن را به روالى تفسيركرده است كه عترت فرموده اند و عترت فهميده اند... علامه طباطبائى شاگرد ثقلين بود شاگرد قرآن و عترت بود آنها به هم آميخته انداين بزرگوار هم از قرآن و هم از عترت مايه گرفت و بر آن مايه پايه اى فراهم ساخت و بر آن پايه مطالبى را منتشر كرد لذا سراسر تفسير قرآن كريم سخنان ثقلين را زنده كرد است] . ٣٩

[فلسفه والميزان]
چگونگى ارتباط تفسير[ الميزان] با فلسفه يكى از نكاتى است كه لازم است بدان توجه شود. برخى[ قذفا بغيب] تفسير علامه را تفسير فلسفى تلقى كرده و گاه اين اثر گرانقدر را بااين تلقى مورد بى مهرى قرار داده اند.اما مسلم حقيقت چنان كه در بيان خود علامه ديديم غيراز اين است . دراين بخش نيز براى جلوگيرى ازاطالعه سخن به بيان مختصر و گوياى آيه الله جوادى بسنده مى كنيم :

بعدازاين كه مسائل تفسيرى را تمام كرده بودند بحث تفسير بپايان مى رسد. آنگاه يك بحث جدائى به نام بحث فلسفى يا بحث روائى

يا بحث اخلاقى يا بحث اجتماعى طرح مى كردند. طرح يك مساله فلسفى به دنبال يك آيه را به روش فلسفى حل كنند آيه را به روش قرآنى حل مى كردند منتهى مسائل عقلى را به عنوان تاييد ذكر مى كردند مى گفتند: آنچه را كه مسائل سنگين فلسفى براى اين كه ازاعتبار خاصى برخوردار بشود ! آن را نقل مى كردند مى فرمودند: آنچه در فلسه گفته شد همان را قرآن تاييد مى كند. بحث فلسفى يا ديگر بحث ها را در لابلاى تفسير ذكر نمى كردند. تا مرز فلسفه از تفسير جدا شود. ٤٠

حقيقت اين است كه تفسير[ الميزان] تفسير قرآن است تفسيرى با روش پيشوايان الاهى سيراب گشته از آبشخور قرآن مقايسه اجمالى[ الميزان] با تفاسيرى كه با مشروب و مسلك فلسفى تفسير شدند نشانگراين حقيقت خواهد بود كه[ الميزان] تفسير فلسفى نيست واصولا تفسير قرآن بر اساس مسلكها و مشربها بگفته علامه ف طباطبائى تطبيق است و نه تفسير. والميزان نه تطبيق كه تفسيراست تفسيرى راستين .

[ الميزان دراقاليم قبله]
روش والا كارآمد و سودمند[ الميزان] بحثهاى عميق و ژرف آن بيان رسا و روشنگر آن و ديگر مزاياى اين تفسير بزرگ قرآنى باعث شد تااين كتاب پس از نشر مجلدات اوليه مجلدات اوليه آن مرزهاى كشورهاى اسلامى را در نوردد و به كتابخانه ها و آفاق فكرى و فرهنگى امت اسلامى راه يابد راهنمائى كند و آفاق جديدى از مباحث قرآن را در پيشديد مسلمانان بگشايد. هنوز بيش از دو جلداز[ الميزان] منتشر نشده بود كه يكى ازاساتيد بزرگ مصر با مطالعه آن دو جلد چنين نوشت :

ما مقدمه اين دو تفسير و برخى از موضوعاتى كه در آن مورد بررسى قرار گرفته است مطالعه كرديم و تصميم داريم هر دو جزء را به دقت بخوانيم ولى در همان مقدارى كه خوانده ايم توانائى علمى ژرفانى در بحث سهولت و آسانى در طرح مطالب و دورى از جانبدارى نسبت به مذهبى خاص كاملا مشهوداست . معظم له در تفسير قرآن شيوه خاصى را به كار گرفته و قرآن را به وسيله قرآن تفسير مى كنند واز بسيارى ازاقوال و آراء كه اساس صحيحى ندارند و يا تاويل هائى كه هدف از آن تفسير قرآن نيست بلكه احياى يك نظريه علمى يك اصل كلامى يك نظريه فلسفى يا فتواى مذهبى است اعراض كرده و پيرامون آنها بحث نمى كنند. ٤١

[ الميزان] درايران و بيروت بارها به چاپ رسيده و با گستردگى بى نظيرى در عالم مطبوعات انتشار يافته است ترجمه آن نيز بارهاى بار به چاپ رسيده است . كارهاى كليدى شايسته اى نيز براى بهره مندى بيشتراز

اين تفسير بزرگ سامان داده شده است كه در مقاله اى ديگر و در ضمن آثار كليدى به معرفى آنها خواهيم پرداخت .

خداوند بزرگ علامه عاليقدر مفسر بزرگ قرآن را در بيكران رحمت خود غرق فرمايد كه با[ الميزان] و ديگر آثار گرانمايه اش حركتهاى شيطانى مهاجمان به عقايد و معارف الاهى را درهم شكست و دريائى موج خيزاز مباحث اسلامى را دراختيار پژوهشگران نهاد و بااخلاق و سلوك علمى اجتماعى عرفانى خود راهيان نور را به سرمنزل مقصود رهنمون گرديد و با حريت و آزادانديشى و قله سانى و مناعت طبع درسهاى شايسته اى به رهروان حقيقت عرضه كرد.

و آنچه تا بدينجا آمد نگاهى بود گذرا به برخى از آثار تفسيرى عالمان و محققان مكتب علوى و طلايه داران فرهنگ اسلامى و چنان كه پيشتر نيز يادآورى كرديم اين همه راستى و بدون هيچگونه اغراق قطره اى است از درياى ناپيداكرانه و موج خيز تحقيقات پژوهشگران و آثار گرانمايه مفسران شيعى .

تنها اشاره اى گذرا به آثار تفسيرى و مجموعه هاى تحقيقى عالمان شيعى به قرآن بى گمان مجلدات عظيمى را پديد خواهد آورد. در همين دوره معاصر و قرن چهاردهم كه آن را دوره تحول در تفسيرتگارى ناميديم دهها تفسير سودمند و گرانمايه اى بوجود آمده يا در حال نگارش و تحقيق كه هر كدام از جهتى و ديدگاهى داراى ارزش و قابل توجه است . همانند [ تفسير عاملى] ابراهيم عاملى [ كنزالعرفان در علوم قرآن] بانوى ايرانى (بانوامين اصفهانى)[ تفسيراثنى عشرى] ...حسين حسينى[ تفسيرنمونه] جمعى از نويسندگان [ الفرقان] محمد صادقى

بارى پرداختن به اين همه فرصتى بس فراخ و مجالى بسيار گسترده مى طلبد واين است كه بايد گفت:[ اين سخن بگذارد تا وقت دگر].

برخى ازتفاسير ناتمام :
اينك شايسته است در پايان مقال از آثارى سخن به ميان آوريم و نگاهى گذرا و تنها با يادى و نامى از مفسران و پژوهشگران دلباخته قرآن در قرن اخير ياد كنيم كه با عشقى در دل و شورى در سر به تلاش در بازشناسى و قرآن برخاستند و كار گرانمايه خود را آغاز كردند اماف قبل از رسيدن به فرجام كار زندگى را بدرود گفتند و خوانندگان آثار خود و عاشقان مكتب قرآن و آشنا شدن با ژرفناى كتاب الاهى به آن قلمها دل بسته بودند در حسرت فرو بردند.

[آلاءالرحمن]
قهرمان سترگ و خستگى ناپذير ميدان تحقيق و تتبع علامه شيخ جواد بلاغى مدافع سرسخت مرزهاى عقيده وايمان در حيات علمى و پژوهشى خود از جمله به نگارش تفسيرى دست

يازديد ژرف و پرمايه . [آلاءالرحمن] تفسيرى است موجز و پرماده با عبارتى روشن و مفهوم دريغا كه ناتمام مانده است . آنچه تاليف يافته است دو بخش است در يك مجلد: بخش اول در ٣٩٢ صفحه - شامل مقدمه تفسير و تفسير سوره [حمد] و[ بقره] و سوره[ آل عمران] بخش دوم در ١٤٩ صفحه شامل تفسير سوره[ نساء] تا آيه ٥٨ و آيه ٦ از سوره مائده مقدمه آن در عين اختصار شامل مباحث سودمند و مسائل بسياراست .از جمله بحث درباره مانند فنا ناپذيرى قرآن كريم واهميتهاى گوناگون آن از نظر هدايت و تعليم راه درست.

يكى از فاضلان سطرى چند در پايان كتاب[ آلاءالرحمن] نوشته كه قسمتى از آن را مى آوريم :

[دريغا و دردا ما را و همه مسلمانان را كه رشته اين نوشته بزرگ واين تاليف گرانمايه بيش از پايان يافتن از هم گسست واين ريسمان محكم پاره شد. و فاجعه مرگ اين استوانه دين و تكيه گاه مسلمانان فرا رسيد و شيخ محمدجواد بلاغى درگذشت .او كه مطالب علمى را چونان درهاى درخشان و مرواريدهاى غلطان در تفسير آيات قرآن بيان مى داشت] . ٤٣

[ تفسيرالقرآن الكريم]
تفسيرى است جامع از ديدگاههاى گونه گون كه علامه شهيد مرحوم آيه الله سيدمصطفى خمينى نگاشته است .اين تفسير با تفسيرسوره حمد آغاز مى شود و متاسفانه با شهادت جانگدار وى در آيه /٤٦ سوره بقره متوقف مى ماند. مولف شهيداين تفسير گرانقدر در تفسير آيه ازابعاد مختلف ادبى بلاغى فقهى كلامى عرفانى فلسفى و ... سخن رانده و با مراجعه به منابع بسيارى بحثهاى مفصل ارزشمندى راارائه داده است . چند سال پيش ابتداء جلداول آن شامل تمام سوره حمد با حروفى ناهنجار اما تحقيقى شايسته استخراج منابع و عرضه اقوال بر مصدر منتشر شد. پس از آن در چهار جلد با حروف چينى و تجليد شايسته و زيبا اما بدون تحقيق شايسته انتشار يافت تحقيق متن استخراج منابع اقوال روايات تا بخشى از تفسير سوره بقره ادامه مى يابد و پس از آن متوقف مى گردد.اين چاپ نه تنهااز فهرستهاى فنى و لازم خالى است بلكه ضرورى ترين فهرست ها يعنى فهرست موضوعات را نيز ندارد. كه اميداست در چاپهاى آينده اين كاستيها جبران شود.

[ پرتوى از قرآن]:
تفسير هوشمندانه بيدارگر و ژرف و گرانسنگ مفسر بزرگ قرآن ابوذر زمان مرحوم آيه الله طالقانى .اين اثر كه تفسير جزء آخرين قرآن واز آغاز تفسير سوره هاى حمد بقره آل عمران بخشى از سوره نساءاست از بهترين آثار نگاشته شده در تبيين معانى قرآن است . و بگفته برخى از صاحبنظران

[ از بسيارى از تفاسير طرازاول قرآن خواندنى تر دلنشين تر و ذوق انگيزتر و

ديده گشاتر و غفلت زداتراست] . ٤٤

[تفسير نوين]
اين اثر جامع وارزشمند تفسيرى است پيرامون سوره هاى آخرين جزء قرآن و سرشاراست از مطالب سودمند و خواندنى . مولف گرانقدراين كتاب ضمن مراجعه به كهن ترين منابع تفسيرى و ...از پژوهشها و تحقيقات عالمان و محققان معاصر نيز غافل نمانده است . شيوه نگارش و تدوين تفسير شيوه اى است (نوين ) كه در آن عقل و نقل و ره آوردهاى دانش بشرى بهم مى آميزند و در تفسير و تبيين معانى الفاظ قرآن هر كدام به زيباترين وجه نقش خود راايفاء مى كنند. روزهاى نگارش اين مقاله مفسر بزرگ قرآن رخت از جهان بربست و جهان علم و انديشه و ميدان داران دفاع از حريم تشيع را سوگمند ساخت اينك دريغ است كه از آن بزرگمرد نستوه يادى نشود.استاد شريعتى از بيدارگران اقاليم قبله واز طلايه داران حركتهاى اصلاحى واز بزرگترين و پرشورترين و خستگى ناپذيرترين فريادگران[ بازگشت به قرآن و نهج البلاغه] بوده است .استاد در دوران سياه و خفقان زده شاهنشاهى استوار و شكوهمنداز مرزهاى معارف الاهى حراست كرد واز نفوذ توطئه هاى شيطانى جلو گرفت . نويسنده گرانقدر محمدرضا حكيمى از آشنايان نزديك وى در شناساندن تلاشهاى فرهنگى و علميش چنين نگاشتند:

چه بسيار شبهاى سرد و سياهى كه استاد در كوچه ها و پس كوچه هاى مشهد مى رفت تا به محفل جوانان برسد و سخنى از حق و قرن به گوش آنان برساند. و چه بسيار روزهاى گرمى كه عرقريزان سخنرانيهاى آگاهى بخش و سازنده خويش را در دبيرستانها و ديگر جاهاادامه مى داد تا جوهر شعورى اسلام را به درك نسلها بدهد.از هنگامى كه[ كانون نشر حقايق اسلامى] در مشهد تاسيس شد استاد محمدتقى شريعتى توانست يكى از مدرسه هاى انديشه اسلامى را پى ريزد و بگستراند. كانون مركزى شد براى نشر تنور فكرى مذهبى واداى رسالت انديشه اى اسلام و شناساندن اسلام مقاوم .

كسى كه از جريانهاى اجتماعى و فرهنگى آگاه باشد و آن روزگار و اين روزگار را درك كرده باشد بخوبى مى فهمد كه نقش سازنده اين مجاهد انديشمند واين سقراط خراسان در تربيت ايمانى جوانان و پرداخت عناصراين انقلاب عظيم اسلامى تا چه اندازه بوده است٤٥ .

خداونداو را در بى كران رحمت خويش غرق فرمايد كه مشغل هدايت را به دوش كشيد و نسل جوان را به دنياى زيباى قرآن رهنمون گرديد و باروار استوار و نستوه از مرزهاى عقيده و معارف اسلامى حراست كرد.

اميداست محققى هوشمنداز آشنايان به

انديشه تفكر واقدامات وى شرح زندگانى اين اسوه زهد راستين تلاش پرشكوه وايمان مجسم را براى بهره مندى نسل انقلابى و هوشمنداسلامى عرضه كند.

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى ها
١. منهج الصادقين ج /٠٤/١

٢. مدرك پيشين .

٣. منهج الصادقين ج ٢.٥٤.

٤. خدمات متقابل ايران واسلام .٤٦١.

٥. رياض العلماء ج ٤.٣١٨.

٦. خلاصه المنهج ج ١.مقدمه .

٧. كيهان فرهنگى سال اول شماره ٥.١٣.

٨. مدرك پيشين .١٤.

٩. رياض العلماء ج ٤.٣١٩.

١٠. مجله تراثنا شماره ٩.٣١٩.

١١. رياض العلماء ج ٤.٣١٨.

١٢. ريحانه الادب ج ٥.٢٠.

١٣. براى آشنائى بيشتر با شرح حال مولف رك :

رياض العلماء ج ٤.٣١٨ روضات الجنات ج ٥.٣٤٥ ريحانه الادب ج ٥.٢٠ فوائدالرضويه ...

١٤. تفسير صافى ج ١.١٤ - ١٠ مقدمه چاپ بيروت .

١٥. همان مدرك .١٥٦٦.

١٦. مهرتابان .٢٦.

مجله حوزه شماره ٦.٥٦ و شماره ٧.٢٠. ١٧

١٨. الذريعه ج ٥.٢٨٨.

١٩. الجواهرالثمين ج ١.٤١.

٢٠. تفسيرالقرآن الكريم ج .٣٨.

٢١.مدرك پيشين .مقدمه دكتر حامد حضنى و نيز نظرات فى الكتب الخالده

٢٢. مدرك پيشين چاپ تهران .٣٤.

٢٣. مدرك پيشين .٣٥.

٢٤. الذريعه ج ١٥.٤٨.

٢٥. الكرام البرره ج ٢.٧٧٨.

٢٦. ريحانه الادب ج ٣.١٧٥.

٢٧. مصابيح الانوار - مقدمه .(و).

٢٨. براى آگاهى بيشتراز شرح حال وى رك : روضات الجنات ج ٤.٢٦١ الكرام البرره ج ٢.٧٧٧ مقدمه هاى آثار وى مكارم الاثار .١١٦٤. ريحانه الادب ج ٣.١٧٥ تنقيح المقال ج ٢.٢١٢ معارف الرجال ج ٩.٢ فوائدالرضويه ٢٤٩.سفينه البحار ج ٢.١٣٧.

٢٩. مهرتابان .٤٣.

٣٠. حق و باطل به ضميمه احياى تفكراسلامى .٨٦.

٣١مهرتابان .٤٤.

٣٢. جلوه هاى معلمى استاد .١٧٤.

٣٣. الطباطبائى و منهجه فى تفسيره .٥٩٩٤.

٣٤. همان مدرك .١٢٥ التفسير والمفسرون ج ١.٤١.

٣٥. همان مدرك .١٢٦ اصول التفسير .٩٣.

٣٦. نمونه را بنگريد به : التفسيرالقرآنى للقرآن و الفرقان فى تفسيرالقرآن بالكتاب والسنه .

٣٧. مهرتابان .٤٤٤٥.

٣٨. الميزان ج ١. مقدمه .

٣٩.يادنامه فيلسوف الهى .٤٩٥١ مصاحبه آيه الله جوادى با گزينش و تلخيص و نيز بنگريد به الطباطبائى و منهجه فى تفسيره الفصل الثانى الجانب الاثرى فى الميزان .

٤٠. دومين يادنامه علامه طباطبائى .٣١.

٤١.يادنامه مفسر كبير .٧٠ قم انتشارات شفق دومين يادنامه علامه طباطبائى ٢٨٥.

براى آشنائى گسترده باالميزان نگاه كنيد به كتاب سودمند الطباطبائى و منهه فى تفسيره الميزان .

٤٢. بيدارگران اقاليم قبله .١٨٨.

٤٣. همان مدرك .١٩٧.

٤٤.براى آشنائى بيشتر با پرتوى از قرآن و چگونگيهاى آن رك : تفسير و تفاسير جديد١٣٥ - ١٤٩ يادنامه ابوذر زمان .١٠٨.

٤٥.تفسير آفتاب .٢١٨ و نيز بنگريد به تفسير و تفاسير جديد.٤٠٤٢ و ١٥١١٦١.