نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - مجله حوزه از نگاه دانشوران و فرهيختگان

مجله حوزه از نگاه دانشوران و فرهيختگان


گفت وگو با دكتر احمد بهشتى*

حوزه: يكى از عوامل اثرگذار در موفقيت نشريه ها و مجله ها, توجه به مخاطب و مخاطب شناسى است. حضرت عالى, از اين بُعد, چه ارزيابى از نشريه هاى حوزوى داريد و چه سفارشى به اين نشريه ها در زمينه توجه به مخاطب و مخاطب شناسى.

رسانه هاى تبليغى و دينى و مذهبى, مخصوصاً حوزوى, بايد مخاطبان خود را شناسايى كنند و وضع فكرى مخاطب را در نظر داشته باشند. مخاطبان اين نوع نشريه ها, غالباً, طلاب و فضلا هستند و مخاطبان ديگر آن هم, دانشجويان و سايرين كه آنها هم, علاقه مند به دين و مذهب هستند.
اين گونه نشريات بايد در نظر داشته باشند طلاب, واقعاً, در جامعه امروز, به چه مطالبى, نياز دارند.
نشريه حوزه و نشريه هاى حوزوى, بايد سعى كنند, جواب گوى نياز طلاب جوان حوزه باشند. مسائلى كه هم اكنون مطرح است, مانند: حقوق زن, فمينيسم و مسائل مربوط به حكومت. و اين كه به عنوان مثال, آيا حكومت اسلامى و ولايت فقيه نوعى از استبداد است, يا خود بهترين نوع دموكراسى است و مزايا و برترى آن بر تمام اَشكال دموكراسى در دنيا چيست؟ يا نوع مسائلى كه طلاب جوان و مبلغان در اقصى نقاط جهان و ايران, با آن روبه رويند و با افكار و افراد مختلف تحصيل كرده سر وكار دارند.
خلاصه بايد ديد كه طلاب جوان ما, دين و مذهب ما و حكومت اسلامى, از چه نواحى مورد هجمه و انتقاد قرار مى گيرند, تا اين آقايان را در برابر آن هجمه ها مجهّز كرد. در عين حال, منافاتى ندارد كه طبقه ديگرى, غير از طلاب; يعنى كسانى كه نسبت به مسائل دين بى تفاوت نيستند و درد دين دارند و بعضاً هم دانشجو هستند, مطالعات دينى و گاهاً نقد و انتقاد دارند, مورد توجه باشند و مطالب متناسب براى پاسخ گويى به پرسش هاى آنان, در مجله دينى و حوزوى درج گردد.

حوزه: نشريات دينى و حوزوى در كشور ما, چه فرايندى داشته اند و اين فرايند, چه آينده اى را براى ناظران متصور مى سازد؟

نشريات دينى در گذشته خيلى كم بود. به طور مثال زمانى كه ما جوان بوديم, در كل كشور, يك روزنامه به نام نداى حق وجود داشت كه خوب هم بود و من اشتياق فراوان براى ارسال مطالب و نوشته هايم به اين نشريه داشتم. البته بعدها نشريات ديگرى هم اضافه شد و اين انگيزه در خود حوزه به وجود آمد كه حوزه بايد, علاوه بر كتاب, به روشى ديگر, با مخاطبان خودش چه در داخل و چه در خارج, ارتباط و تعامل و مفاهمه و گفت وگو داشته باشد. اين بود كه مكتب اسلام نشر يافت كه اساس نشر آن, بر پايه يك احتياج و نياز بود. در همان سال ها بود كه سالنامه مكتب تشيّع, نشر يافت كه به نوبه خود در اقناع مخاطبان خود, مؤثر بود. الآن هم احساس مى شود كه با ازدياد اين گونه نشريات سؤالها و مخاطبان هم رو به افزايش است.

حوزه: حضرت عالى, با نشريه هاى حوزوى همكارى داشته ايد و پاره اى از مقاله هاى شما در آنها چاپ شده, حال اگر از آن دوران خاطره اى داريد كه بيان گر اثرگذارى نوشته تان روى مخاطب است, بيان كنيد و نيز بفرماييد براى جذب مخاطب از چه روشهايى بايد استفاده گردد.

در سالهايى كه مقاله هايى در مكتب اسلام مى نوشتم, دانشجويى از آمريكا براى من نوشته بود:
(پدر من اين مجله را مرتب براى من مى فرستد. مقالات شما را پاسخ گوى پرسشها و اشكالهاى خود مى دانم)
نكته جالب اين كه ايشان نوشته بود:
(در آمريكا, مجله اى را ديدم كه در آن, مقاله اى درج شده بود, تحت عنوان (ناخُدا) نويسنده آن مقاله, تمام ادله و براهين وجود خداوند را زير سؤال برده و مسخره كرده بود.)
اين امر باعث شد كه من هم مقاله اى تحت عنوان: (با خدا) نوشتم و آن جوان پس از ديدن اين مقاله بنده, اظهار رضايت و غرور كرده بود. به هر حال, حوزه بايد با اهل فكر و مردم گفت وگو داشته باشد. منبر, هميشه در اختيار آقايان بوده است. كتابهايى هم چاپ شده, ولى روزنامه و مجله اين ويژگى را داراست كه به طور منظم با مردم ارتباط و تعامل دارد. بنابراين, مجلات حوزوى و دينى, بايد طورى مطالب را ارائه بدهند كه يك عطش و انگيزه براى پى گيرى و خريد مجدّد را در خوانندگان به وجود آورند. الحمدلله اكنون, شمار نويسندگان رو به افزايش است به بركت انقلاب اسلامى و در سايه رشد حوزه, صدها نويسنده به عرصه آمده اند. در آن زمان, در مكتب اسلام, تعداد نويسندگان به بيش از انگشتان دست نبود. به هر حال, بايستى براى موفقيت بيش تر و جذب مخاطب, برنامه ريزى شود و راهكارهايى براى اين امر و هدف مهم تعريف شود.
به طور كلى نشريه ها به گونه اى نبايد باشند كه خوانندگان فقط به تورّق آنها اكتفا كنند. علاوه بر اين, مى بايست جاذبه ها را بررسى و هرچندگاه براى محتواى مجله, نظرسنجى كرد.
البته, درباره محتوا و مطالبى كه عرضه مى شود بايد از خوانندگان و دارندگان انگيزه دينى پرسيد.
مطلب مهم ديگر شكل ظاهرى مجله و طرح روى جلد است كه بايد از جاذبه خوب برخوردار باشد.
در خصوص محتوا نيز, بايد از مطالب و قلم افراد عالم و شناخته شده تر استفاده شود.
مطلب ديگر استفاده از ادبيات رَساست كه احساس مى كنم, در حال حاضر, در متون موجود, نوعى نويسندگى ثقيل رايج است. يعنى از كلمات غريب استفاده مى كنند. با وجود اين كه يك هنر است, ولى بايد مطلب به ساده ترين وجه بيان شود.
با كمى تأمل در روزنامه ها مى بينيم كه سرمقاله ها با يك ادبيات روان بيان مى شود, روان نويسى بايد سرلوحه كار مجله ها و نشريه هاى دينى و حوزوى قرار بگيرد. حتى كتابهاى علمى هم بايد به زبان ساده و شيوا بيان شود. مثلاً آن سبكى كه صدرالمتألهين اسفار را نوشته است, با آن سبكى كه ميرداماد كتابهاى فلسفى مختلف, مانند قبسات را نوشته, كاملاً متفاوت است. با آن كه مطلب يكى است, ولى يكى بسيار روان و ديگرى بسيار مغلق بيان شده است. مثلاً در كتابهاى درسى همين كفايه را مرحوم آخوند خيلى مغلق بيان كرده, ولى ما تقريرات مرحوم نائينى را كه مرحوم كاظمى نوشته مى بينيم كه خيلى روان و خوش بيان است.
به هر حال, در انتخاب عناوين و مطالب نيز بايد آن مطالبى مطرح شود كه بيش تر مورد نياز و مبتلا به است.

پي نوشت ها:

* از شاگردان امام خمينى, محقق داماد و علامه طباطبائى. عضو مجلس خبرگان, نماينده مجلس شوراى اسلامى, در دوره هاى اول و دوم. استاد حوزه و دانشگاه, داراى دكتراى فلسفه از دانشگاه تهران. نويسنده و پژوهشگر. و داراى آثار گوناگون, از جمله: راه تكامل در هفت جلد(ترجمه التكامل فى الاسلام. اين اثر با همكارى آقايان اديب لارى و محمد امامى ترجمه شده است), ترجمه مجمع البيان امين طبرسى(ج٢, ٣و٤), ترجمه جلد پنجم الامام على صوت العدالة والانسانيه, تربيت كودك در جهان امروز, اسلام و حقوق كودك, انسان در قرآن, عيسى در قرآن, تأملات كلامى, فلسفه دين, گوهر و صدف دين و…

 

 

گفت وگو با  محمد حكيمى*

حوزه: با توجه به رسالتهايى كه براى رسانه هاى تبليغ دينى و نشريه هاى حوزوى مطرح است, مهم ترين رسالت مجله حوزه را در چه مى دانيد و چه بايسته ها و الزاماتى را براى آينده اين نشريه و استمرار حركت آن مطرح مى كنيد؟

من معتقدم با توجه به اين كه وظيفه و رسالت اصلى مجله ها و نشريه هاى تبليغى و دينى, اطلاع رسانى دينى به عموم و اطلاع رسانى از مسائل دينى به اهل دين است و وظيفه اصلى اين نوع نشريه ها, توجه به مسائل دينى مرتبط با حيات انسان است. بنابراين, حيات انسان امروز و پيدا كردن مشكلات و راه حلهاى حيات انسان امروز از قرآن, نهج البلاغه, صحيفه و روايات بايد طرح شود مجله حوزه هم بايد مسائل حياتِ انسانِ امروز را در ذهنيت حوزويان وارد كند, بعد آنها معادلات و راه حلها را خودشان پيدا كنند.
مسأله و مقوله ديگرى كه بايد در مجله هاى حوزوى, از جمله مجله حوزه, به بحث گذاشته شود, مشكلى است كه اكنون كشور ما با آن مواجه است و آن باز بودن دروازه ها به روى اجناس خارجى است كه گاهاً بازار داخلى توان رقابت با آن اجناس خارجى را ندارد و در نتيجه, توليدگران و تاجران ما, ورشكست مى شوند. الآن در كفش, پوشاك و پارچه و… با چنين مشكلى روبه رو هستيم. اين مشكل به خاطر اين است كه پاره اى از تفكرات غلط در بين تصميم گيرندگان در بدنه دولت وجود دارد. ولى وظيفه مبلغان و اهل منبر, آشنا و دردمند و دانشمند است كه اين مسائل را بالاى منابر و در مقاله ها و نوشته هاى خودشان, انعكاس دهند.
يا الگوى مصرف, كه اكنون به يك فاجعه جهانى تبديل شده است. كتابى نوشته ايم, تحت عنوان: (پديده شناسى فقر و توسعه) كه كتاب خوبى است و در آن معادلات زيادى كه صبغه اسلامى دارند, مطرح شده است كه اين معادلات بايد به حوزويان اطلاع رسانى شود. به نظر من يك فرد آشناى به اين امور, و دانشمندى, اين چهار جلد را به صورت فشرده و تلخيص شده در مجله حوزه بياورد, بسيار خوب است.
يا كنترل اولاد.
يا الگوى مصرف. اسلام بهترين نوع الگوى مصرف را, بدون هيچ گونه آلودگى محيط زيست و زياده روى در بهره بردارى از منابع, يا آلودگى آب و طبيعت, مطرح كرده است.
اينها را بايد روحانيون بشناسند و با بيان آن به تربيت فرهنگى جامعه اقدام كنند. يا مسأله زياده روى در كاغذ, انرژى و آب و ديگر مسائل را بايد روحانيون بدانند و در خطبه هاى نمازجمعه و منابر و سخنرانى ها عنوان كنند.
متأسفانه, ما اينها را نمى شنويم. اينها خيلى ضرورى است. و يكى از بهترين راه هاى آشنا شدن حوزويان, با اين گونه مسائل, همين مجله هاى درون حوزوى است (درون گروهى).
مسائل دختر و پسر, بايد كم كم, با قلم شيواتر و محتواى بيش تر مطرح شود.
مسائل فمينيسم و نظرهاى مختلف و رايج و در نهايت نظر اسلام به عنوان يك نظر جامع مطرح شود.
حقوق زن, به درستى تبيين شود. مسائل كلام جديد, بسيار ضرورى است كه عنوان و درباره آنها, به طور دقيق بحث شود. بخشها و ستونهايى از مجله به اطلاع رسانى به روز در مورد مسائل مبتلا به انسان امروز اختصاص داده شود; مثلاً همين مسأله جهانى شدن را, بخصوص بايد روحانيون كاملاً بشناسند و درباره آن بحث شود.
مسأله استقراضهاى خارجى و سياستگذاريها بايد مطرح و بررسى شود.

حوزه: با توجه به اين كه حضرت عالى اهل قلم و نويسنده هستيد, از لحاظ ظرافت و دقت چگونه مى توان بين اين نيازها و زبان مطبوعاتى در مجله ارتباط برقرار كرد؟ آيا صرف طرح اين مباحث ما را مى تواند به هدف برساند؟

من عقيده ام اين است كه مجله حوزه از بين روحانيون آگاه و روشن كه براى تبليغ به سراسر كشور مى روند, بخصوص در دانشگاه ها حضور دارند, كسانى را برگزيند و مجموعه پرسشهايى را درباره رسالت حوزه هاى دين و ديندارى و مقوله هاى گوناگون حيات انسان, با همكارى و همفكرى آنان طرح و بين اهل فكر, فرهنگ و دانشجويان, پخش كنند و از آنان نظرخواهى شود.
پاسخها و ديدگاه هاى دانشجويان و دانشگاهيان را براى مجله حوزه جمع آورى كنند.
مجله حوزه هم پاسخهاى علمى و دقيق به آنها بدهد و در مجله چاپ كند.
مجله حوزه مى تواند در اين مسأله بسيار مهم, پيشگام شود و يافتن پرسشهاى نسل جديد را جدى بگيرد.
ائمه ما, برابر حيات انسان امروز, مطلب دارند و اين از اعجاز سخنان امامان و آيات قرآن است كه متأسفانه ما اينها را كم تر مى شنويم. وقتى در ذهن روحانيان امروز اين مسائل وجود نداشته باشد و درباره پرسشها كنكاش نشود, چگونه مى توانند اين گونه مسائل را مطرح كنند؟ راه حل ورود اين مسائل به حوزه هاى علميه كسب آگاهى هاى ابتدايى و اطلاعات لازم و كافى درباره اين مسائل است و آژيرهاى خطرش را هم مجله حوزه مى تواند به صدا دربياورد.

پي نوشت:

* از شاگردان اديب نيشابورى, حاج ميرزا احمد مدرّس, محمدرضا حكيمى, شيخ هاشم قزوينى, حاج شيخ مجتبى قزوينى, امام خمينى, آيت اللّه خوئى و… نويسنده و محقق و داراى آثار گوناگون, از جمله: در فجر ساحل و شركت در پى ريزى بناى استوار الحيات: (مجموعه قرآنى ـ حديثى كه با شيوه خاص با تلاش, پشتكار و رنج طاقت فرساى آقايان محمدرضا حكيمى, على حكيمى و محمد حكيمى, به انجام رسيد و از آثار افتخارآميز حوزه شيعى به شمار مى آيد), حضرت معصومه و شهر قم, معيارهاى اقتصادى در تعاليم رضوى, عصر زندگى(درباره امام مهدى و چگونگى آينده انسان و اسلام) وقف و بهره مندى همگانى, دفاع از حقوق زن و…
 
گفت وگو با  هادوى تهرانى*

حوزه: به نظر حضرت عالى, رسانه بايد چه ويژگيهايى داشته باشد و رسانه دينى بايد چه نكته هايى را در كانون توجه خود قرار دهد, تا مخاطب را جذب كند و برانگيزاند؟

هر رسانه امروزى, چه رسانه هاى ديدارى و چه رسانه هاى شنيدارى, در شرايط فعلى, بايد مرجعى براى مقتضيات روز باشد.
در واقع مسائل اجتماعى, سياسى, فرهنگى و اقتصادى, در كانون توجه رسانه قرار بگيرد و براساس آنها راهكارهاى متناسب با آن تعريف شود.
نكته دوم اين است كه: بايد از ابتدا در هر رسانه اى روشن شود كه مخاطبش كيست, از چه گروه و صنفى. روشن شود كه آيا گروه خاصى مورد خطاب هستند, يا عموم مردم مخاطب اين نشريه اند؟
رسانه بايد براساس نوع مخاطب و نوع زبان و فرهنگ مخاطب, مطالب خود را ارائه دهد. منظور من از نوع زبان, زبانهاى رايج دنيا, يا انگليسى, فارسى, عربى و… نيست. مقصود آن نوع تخاطب و تفاهمى است كه در فرهنگ مخاطبان وجود دارد و مطالب بايد متناسب با آنها عرضه شود. نكته سوم, يكسرى مسائل شكلى است كه بايد عزيزان دست اندركار, با توجه به اهدافى كه آن رسانه دارد, به آن عنايت داشته باشند. مثلاً در روشهاى متعارف حوزوى, كه ما مطرح مى كنيم, يك نوع چينشى را براى عرضه مطالب برمى گزينيم كه چينش منطقى است. يعنى مطلب از يك نقطه اى شروع مى شود; مثلاً از بيان مسائل آغاز و سپس به مطالب تفصيلى, اقوال, استدلالها, نقد اقوال و در نهايت, به نتيجه گيرى مى رسد. اين يك روش منطقى است و در مواردى براى برخى از مخاطبان, بدون شك, بسيار روش مطلوبى است. اما براى برخى ديگر از مخاطبان, عرضه بحث به اين شكل, به هيچ وجه مناسب نيست. يعنى بايد از يك نقطه اى بحث را شروع كرد كه براى مخاطب جاذبه بيش ترى داشته باشد. از باب مثال, در برخى مقالات و مطالب, حتى مطالب علمى, سردبير سعى دارد كه مطلب را از جايى كه جذّابيت بيش ترى براى مخاطب دارد, شروع كند; در حالى كه در روش منطقى, آن نكته چه بسا بايد در آخر بيان شود.
اينها مجموعه ويژگيهايى هستند كه به نظر مى رسد يك رسانه, بويژه رسانه نوشتارى بايد از آنها برخوردار باشد.
مجله ها و رسانه هاى دينى و تبليغى هم, بايد به موارد فوق توجه داشته باشند.

حوزه: سير دگرگونيها را در مجله ها و نشريه هاى دينى چگونه ارزيابى مى كنيد. آيا همراه و همگام با نيازها و دگرگونيهاى زمان, تحول و گسترش يافته اند, يا خير؟

نشريه هاى دينى ما, با توجه به پيشرفت زمان, دگرگونيها, تحولات و نوآوريهايى داشته اند كه قابل مقايسه با گذشته نيست, هم به لحاظ كميت و هم كيفيت. شمار نشريه هاى دينى, گرايشها و ويژگيهاى عرضه آن بسيار بسيار متنوع شده و شمار كسانى كه صاحب قلم هستند و در زمينه هاى دينى مطالبى را مى نويسند, افزايش پيدا كرده و در مجموع وضعيت در مقايسه با گذشته تغييرات بسيارى داشته است.
اما با توجه به مجموعه نيازهايى كه وجود دارد; يعنى اقشار مختلفى كه نيازمند انديشه ها و معارف دينى هستند, چه در داخل و چه در خارج كشور, ما براى پوشش تمام اين سطوح و اقشار, متأسفانه گسترش كافى را در رسانه هاى دينى نمى بينيم. يعنى نتوانسته ايم با توجه به كليه علاقه ها و سليقه هاى مختلف, علاقه مندان مطالب و مباحث دينى و تطبيقى, رسانه يا نشريه داشته باشيم. در بعضى زمينه ها, نشريه ها و مجله هاى بسيار بسيار مطلوب وجود دارد, ولى فاصله بين وضعيت موجود و وضعيت مطلوب بسيار زياد است كه بايد در سالهاى آينده با برنامه ريزى بيش تر و بهتر, اين فاصله پر شود.

حوزه: در نگاه به همين فاصله ها و آن علاقه منديها, مجله حوزه چگونه ظاهر شده و در پر كردن خلأيى كه به آن اشاره كرديد چه اندازه سهيم بوده است؟

مجله حوزه به عنوان رسانه و نشريه اى كه به پاره اى از پرسشهاى موجود در بين مخاطبان و خوانندگان پاسخ منطقى و مناسب داده است, با نظرات و قضاوتهاى مختلفى مواجه است. بنده به دليل اين كه شايد از همه آن چه تاكنون چاپ و منتشر شده, اطلاع دقيق نداشته باشم, نمى توانم قضاوت عادلانه اى داشته باشم, ولى آن چه كه نسبت به وضعيت آينده مى توانم بگويم همين نكته اى است كه در ابتدا اشاره كردم.
ييك مشكلى كه به نظر من در نوع نشريه هاى ما و از جمله در نشريه حوزه وجود دارد, اين است كه اين نشريه معمولاً براى مخاطبان خيلى خاص نوشته مى شود. اگر اين نشريه مخصوص يك گروه خاص و متخصصان است, مى تواند بدون در نظر گرفتن جذابيتهاى هنرى و تنها براساس ديدگاه هاى علمى بيان شود. در واقع اختصاص پيدا مى كند به متخصصان و كسانى كه كارشان در اين زمينه است. بنابراين كسانى بايد در اين گونه نشريه هاى تخصصى, مطلب بنويسند كه با آخرين اطلاعات و تحقيقات آشنا بوده و نكته تازه اى را عرضه كنند. معناى اين كه يك ژورنال تخصصى لازم نيست جذابيتهاى هنرى را در نشريه بيان كند, اين نيست كه تهيه ژورنالهاى تخصصى آسان تر از تهيه ژورنالهاى عمومى است. مجله هاى تخصصى, بايد به گونه اى باشند كه يك مقاله ١٠صفحه اى, حاصل گزارش يك كتاب ١٠٠٠ صفحه اى باشد. يعنى هزار صفحه اطلاعات بايد در قالب ١٠ صفحه, به صورت بسيار بسيار دقيق عرضه شود. بالأخره, در آن جا مطلب تازه اى را بتواند عنوان كند. در غير اين صورت, اين يك نشريه تخصصى و جذاب نيست. متأسفانه چيزهايى كه ما مى بينيم, حتى در نشريه هاى تخصصى, در واقع فصول يك كتاب هستند, نه مقاله تخصصى به معناى خاص كلمه. اگر نشريه, هدفش وسيع تر از اين است; يعنى يك نشريه تخصصى به معناى خاص كلمه نيست, مثلاً نيمه تخصصى است و مى خواهد يك قشر وسيع ترى را دربر بگيرد, اين جا عناصر شكلى در مجله اهميت بيش ترى پيدا مى كند و بايد بيش تر مورد اهتمام واقع شود.
ييكى از عناصر شكلى بسيار مهم اين است كه آن نشريه به زبان جذّابى مطرح و مطالب, جذابيت داشته باشند. خيلى ها فكر مى كنند مقصود از عناصر شكلى, مثلاً طراحى و گرافيك و جلد و كاغذ است. اينها بيش تر در نشريه هاى عمومى مورد توجه است. در يك نشريه تخصصى, ويژگى (علميّت) مورد توجه است و در نشريه نيمه تخصصى ويژگى (جذّابيت) مهم است. البته جذابيت در كنار علميت مطرح است. و آن درجه از علميّت كه در يك نشريه تخصصى لازم است, در يك نشريه نيمه تخصصى لازم نيست; اما بدون شك, يك نشريه نيمه تخصصى, بايد يك بار علمى مناسب و متناسب با مخاطب داشته باشد. بنابراين, مجله حوزه, به هيچ وجه در زمره مجله هاى عمومى قرار نمى گيرد و لازم نيست درباره ويژگى مجله هاى عمومى صحبت شود. همچنين يك نشريه نيمه تخصصى علاوه بر داشتن محتواى علمى و جذاب, بايد از يك ويژگيهاى شكلى خاصى برخوردار باشد.

حوزه: صرف نظر از نقد حرفه اى نشريه, در بحث محتوا و نقد محتوايى چه جايگاهى براى نشريه هايى از قبيل مجله حوزه قائل هستيد. اوج غناى محتوايى (حوزه) را در چه ويژگى مى بينيد؟

توجه به انديشه ها و پرسشهاى مخاطبان, يك مسأله بسيار مهم است. امروز, پرسشهايى در سطح جامعه وجود دارد كه روحانيت بايد پاسخ گوى آنها باشد و انديشمندان بايد پاسخهاى مناسب براى اين پرسشها را طرح و بيان كنند. ممكن است همه روحانيان براى اين پرسشها, پاسخهاى مناسب نداشته باشند. اگر نشريه حوزه بتواند اين پاسخهاى مناسب را از صاحب نظران دريافت كند و در اختيار حوزويان, اساتيد دانشگاه و كسانى كه علاقه مند به مطالعه اين گونه امور هستند, قرار دهد, به يك كار مهمى در داخل كشور توانسته ايم دست بزنيم و پاسخ گوى نياز فكرى و پرسشهاى فكرى موجود در كشور باشيم. با توجه به اين كه اكثريت جامعه ما را جوانان تشكيل مى دهند, و پرسش گرى و طرح پرسش از ويژگى اين طبقه است, ما امروز با پرسشهاى زيادى در سطح جامعه, روبه رو هستيم. افزون بر اين, ويژگى عمومى ايرانيان كه از ذهن خلاّق و جست وجوگرى برخوردارند, باعث شده است كه سطح عمومى پرسشها در كشور ما با سطح عمومى پرسشها در كشورهاى ديگر, بسيار بسيار متفاوت باشد. مردم ما, هم پرسشهاى بيش ترى دارند و هم پرسشهاشان از سطح بالاترى برخوردار است. در چنين شرايطى, روحانيت, به عنوان مهم ترين مرجع دينى مردم, با اين پرسشها روبه روست. و براى اين كه بتواند پاسخ گوى چنين پرسشهايى باشد, به تغذيه توسط نشريه ها, كتابها, مجموعه هاى تخصصى و مجموعه هاى پژوهشى نياز دارد كه نشريه حوزه مى تواند در تأمين اين هدف گام بلندى را بردارد. اين در صورتى است كه بتواند از انديشه انديشمندانى كه توانايى پاسخ گويى به اين پرسشها را در سطح وسيع دارند, استفاده كند. منوط بر اين كه بتواند اين پرسشها را با ملاحظه اولويّتها شناسايى و آنها را از پرسشهاى با اولويت كم تر تفكيك كند. بنابراين, اهتمام اصلى مجله بايد طرح پرسشهاى جديد و اولويت دار و بيان پاسخهاى مناسب باشد.

حوزه: خواهشمنديم در پايان, اگر پيشنهادى در راستاى ارتقاى كيفى مجله داريد, بيان كنيد؟

, آن چيزى را كه مى توانم بيان كنم, اين كه: اگر نشريه در رصد پرسشهاى اجتماعى بتواند از امكاناتى, مثل مجموعه هاى مرتبط با نشريه و ديگر واحدهاى زيرمجموعه دفتر تبليغات حوزه علميه استفاده و پرسشها را اولويت بندى كند و يك پشتوانه پژوهشى, قبل از اين كه حتى يك مقاله سفارش داده شود, وجود داشته باشد و بعد مقاله ها به افراد صاحب نظر جدّى سفارش داده شود, بسيار مؤثر خواهد بود. حتى اگر آقايان فرصت ندارند كه خود مقاله بنويسند, مقاله زير نظر و با نظارت آنها تهيه و تأمين شود و يا يك گروه سردبيرى و يا گروه مشاوره بسيار قوى در نظر گرفته شود, مى تواند در ارتقاى كيفى مجله مفيد باشد و مجله بهتر از گذشته به رسالت خودش عمل كند.

پي نوشت:

* از شاگردان حضرات آيات: خوش وقت, شيخ جواد تبريزى, وحيد خراسانى, بهجت فومنى, مكارم شيرازى, ميرزا هاشم آملى, جعفر سبحانى, حسن زاده آملى, جوادى آملى و مصباح يزدى. اكنون از اساتيد درس خارج فقه و اصول, عضو شوراى بررسى متون علوم انسانى و رئيس گروه فقه و حقوق, عضو شوراى علمى كارشناسى ارشد فلسفه علم در دانشگاه صنعتى شريف, عضو هيأت امناى پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى. مسلط به دو زبان عربى و انگليسى و داراى آثار گوناگون, از جمله: گنجينه خرد, تحرير المقال فى كليات علم الرجال, ولايت فقيه, مبانى كلامى اجتهاد, ولايت و ديانت و…

 

گفت وگو با احمد مبلغى*

حوزه: نقش و اثرگذارى رسانه هاى نوشتارى و مطبوعات دينى را در گذشته و حال چگونه ارزيابى مى كنيد و به نظر حضرت عالى دفتر تبليغات حوزه علميه قم, چه نقشى در استقرار و جايگاه بخشى مطبوعات دينى داشته است؟

مطبوعات در عرصه فرهنگ و فرهنگ سازى و توليد كالاهاى فكرى, علمى و فرهنگى براى جامعه و بويژه مراكز علمى (دانشگاهى يا حوزوى) نقش اساسى را بر دوش دارند و بسيار تأثيرگذار هستند. مطبوعات دينى, در گذشته (قبل از انقلاب) از يك جايگاه حاشيه اى و نه در متن برخوردار بودند و از كميت متناسب و كيفيت مورد انتظار از يك مطبوعه دينى يا علمى, بهره مند نبودند. اگرچه كوششهايى شايسته تقدير به عمل مى آمد. ولى پس از انقلاب اسلامى, كم كم, به مطبوعات دينى در رشته هاى فقهى, علمى, كلامى و دينى توجه شد و دفتر تبليغات از پيشتازان اين ساحَت علمى به شمار مى رود. اين دفتر يك گام بلند و خيزش قابل تقديرى را در آن شرايط, كه شايد حتى مراكز دانشگاهى هم به فكر توسعه مجله هاى علمى نبودند, برداشت و تأثيراتى كه اين گامِ بلندِ دفتر تبليغات در برانگيختنِ توجه و ايجاد فضاى تأمل و دعوت به نوآورى و نوانديشى و شكل دهى به ادبيات فارسى علمى, بويژه در فقه, در برداشت, غير قابل انكار و غير قابل اغماض است.
كم نيستند كسانى كه در حوزه از روند و حركت توسعه مجلات علمى متأثر شده و به عرصه پژوهش و تحقيق گرايش پيدا كرده اند. بنابراين, در يك تحليل جامع و منصفانه بايد اين گامِ برداشته شده توسط دفتر تبليغات را منشأ تحول در توجه به پژوهش در تاريخ حوزه به شمار آورد.

حوزه: در بُعد تكامل و نشو و نما, اين گام چگونه استمرار يافته و آيا در حد انتظار ظاهر شده است؟

سؤال اساسى اين است كه آيا دفتر تبليغات اسلامى, متناسب با آن گامى كه در آن شرايط به عنوان گام اول برداشت, بعدها توانست متناسب با آن انتظار و يا آن اقتضا, تلاشهاى تكميلى را انسجام و تكامل بخشد؟ اين از مواردى است كه جا دارد و بايد مورد تحليل و بحث قرار گيرد.
آيا توانسته آن وضع آرمانى مطلوب را به پيش ببرد و در اين زمينه وضعيت مطبوعات دينى را به يك جايگاه ايده آل ارتقاء بخشد, بايد به درستى تحليل و روى آن درنگ شود.
شايد بتوان گفت كه اين روند, اگرچه خوب و مفيد بوده است, ولى نبايد آن را يك روند ايده آل و مطلوب تلقى كنيم. به نظر مى رسد كه اگر ما شاخصهاى وضعيت ايده آل را در عرصه توسعه مطبوعات شناسايى كنيم, بتوانيم هم گذشته را تحليل و هم براى آينده برنامه ريزى داشته باشيم.

حوزه: اين شاخصها, كه وضعيت ايده آل آن توسعه مطبوعات را شكل مى دهند, كدام اند؟

به نظر اين شاخصها و يا استاندارهاى وضعيت ايده آل و فعاليتهاى مطبوعاتى عبارتند از:
١. مجله بايد هميشه خاستگاهى براى نقل و انتقال انديشه ها باشد, آن هم با سرعت و در بيش ترين حجم و با بهترين كيفيت. اگر يك مجله در يك حوزه, با عرصه كلان علمى به تريبونى براى ارائه انديشه ها و دريافت نقدها و اشكالات علمى بدل نشود, در يك وضعيت مطلوب و ايده آل قرار ندارد. و آن تأثيرگذارى مطلوب را نخواهد داشت. يك مجله الزاماً مى بايست محلى براى دريافت سريع و بدون فوت وقت انديشه ها و انعكاس نقدهاى متوجه انديشه هاى ارائه شده باشد.
٢. رسانه هاى موجود دينى و تبليغى بايد متناسب با رسانه هاى روز و داراى وضعيت ايده آل اطلاع رسانى, همراه با نظم و هماهنگى كلى باشند.
٣. رابطه بين مجله و كتاب, بايد منطقى, سامان مند و منظم باشد. به اين ترتيب كه مجله ها و نشريه ها, هميشه و در همه حال, حالت پيشتازى خود را حفظ كنند و به طرح و بيان موضوعها و مقوله هاى جديد و بى سابقه, براى نخستين بار, در همه حوزه ها و زمينه ها بپردازند و كتابها از آنها پيروى كنند و فرآورده هاى كتاب, باز دستمايه اى براى تحليلهاى بعدى و پردازش آراء و انديشه هاى جديد در نشريه ها باشد.
كتاب وجود ماندگارتر و پايدارترى دارد و طبيعى است كه مطالب زودگذر و موقتى نمى تواند در آن مطرح شود. كتابها بايد در فضايى كه مجلات پديد مى آورند, هويت و پايدارى پيدا كنند كه متأسفانه در حال حاضر, اين شاخص مشاهده و رعايت نمى شود.
٤. نشريه دينى در عين حال كه بايد پيشتاز باشد, از هرگونه هرج و مرج علمى هم بايد بپرهيزد. در نشر مجله, بايد مقيد به اصول و موازين علمى و موزون بود. هر مطلب جديد, تنها به خاطر نو بودن, بدون چارچوب اوليه نبايد مطرح شود.
٥. زبان مجله, بايد زبان روز باشد. ادبيات روز, به گونه دقيق بايد در ارائه مطالب آن, رعايت شود.
به نظر من اگر اين پنج شاخص, در كنار درك و ملاحظه فرهنگ و انديشه هاى مطرح در جامعه امروز به كار بسته شود, ضريب موفقيت مجله, افزايش مى يابد.

حوزه: اكنون مى بينيم, مطبوعات دينى به يك تكرار ملال آورى گرفتار آمده اند. به نظر حضرت عالى براى رهايى از تكرارهاى ملال آور گاه رونويسيها, چه چاره اى بايد انديشيد.

بنده معتقدم بين مجله ها و نشريه هاى دينى, بايد تعادل آرا و نظرات وجود داشته باشد و مجله هاى دينى مى بايست فصل بندى و هركدام از آنها در حوزه خاصى حركت كنند و حوزه هاى كارى مجله هاى دينى سطح بندى شوند. پس بايد براى رهايى از هرگونه تكرار ملال آور, خوب است كه اين كارها انجام بگيرد:
١. هم انديشى و تبادل نظر.
٢. ارائه مطالب از سوى مجله اى به گونه تخصصى و در حوزه خاص.
٣. انجام سطح بندى در هر حوزه.
در زمينه فقه نيز, اگرچه حوزه تخصصى داريم, ليكن متأسفانه, به هر حوزه, به طور سطحى, سركشى مى شود كه نياز به تعمّق بيش ترى وجود دارد.

حوزه: جناب عالى برابر ارزيابى شخصى خودتان چه نمره اى به مجله حوزه مى دهيد و در كل اين نشريه را در چه منزلت و جايگاهى طبقه بندى مى كنيد؟

به نظر من, مجله حوزه از پيشتازان مطبوعات دينى و مذهبى در كشور است. به همين دليل, يعنى به خاطر اين كه در عداد مجله هاى نخستين است, طرفداران و مخاطبان زيادى دارد و بازتاب زيادى نيز ايجاد كرده است; ولى بايد توجه داشت كه اين بازتاب مرهون چند عامل است:
١. انحصارى بودن فضا. مجله حوزه در فضايى منتشر شد و پا به عرصه گذاشت كه مجله و نشريه ديگرى ميدان دار نبود.
٢. ابتكارى بودن خط مشى.
٣. طرح مقوله ها, عنوانها و حرفهاى جديد. حرفهايى كه آن زمان كم تر شنيده مى شد.
به نظر من موفقيت نشريه حوزه در آن زمان, به دليل آن بود كه مطالب و عنوانها و نكته هايى كه تا آن زمان مطرح نشده بود, مطرح كرد. نكته هاى ناگفته زياد داشت. مصاحبه ها به عنوان يك شاخص و نيز ويژه نامه ها بسيار خوب بود. ولى اين طور نيست كه اگر يك مجله در يك زمانى جاذبه پيدا كرد, اين نقش هميشگى و ابدى باشد.

حوزه: همان گونه كه اشاره كرديد, نشريه هاى موفق هم, هر آن در معرض آسيب پذيرى بوده و ممكن است از جايگاه گذشته خود تنزل داشته باشند. به نظر شما, مهم ترين اين آسيب ها چه مى تواند باشد؟

من معتقدم به دو دليل مجله اى كه از جاذبه و رونق بيش ترى برخوردار بوده است, در آستانه خطرپذيرى بيش ترى هم قرار دارد:
١. چون به نقطه آمال و پاسخ گو بودن پرسشهاى اذهان مخاطبان تبديل شده است و مخاطبان, در زمان و همراه با زمان حركت مى كنند, آن مجله مجبور است خود را به روز نمايد كه در غير اين صورت, (يعنى در جا زدن و يا احياناً عقب گرد) آن مجله سقوط و با فروپاشى مواجه خواهد شد و به دليل اين كه اين مجله پر مخاطب با اقبال خوب و مؤثرى مواجه است و مخاطبان فراوان دارد, اگر نزول و سقوط در پيش باشد, اين سقوط با سقوط يك مجله ضعيف و كم مخاطب, تفاوت دارد.
٢. آفت دوم اين كه يك مجله با قدمت و خط و مشى روشن, بايد بكوشد كه مخاطبان جذب شده را حفظ كرده و ديدگاه هاى آنان را محترم بشمرد و از ديدگاه ها و گاه قلم آنان در داخل مجله استفاده كند و اگر تنها بر نويسندگان اوليه (توليدكنندگان مطالب در ابتداى انتشار) توجه و كفايت شود, رفته رفته, مجله مخاطبان خود را از دست مى دهد; چرا كه يك دهه زمانى يا بيش تر پيش رفته ولى نتوانسته است كه از مخاطبان, يارگيرى كند. در اين صورت, ناموفق خواهد بود.

حوزه: انتظارات منطقى و منصفانه از مجله حوزه چه بوده و تا چه اندازه مى توان به تحقق اين انتظارها, دل بست؟

درباره مجله حوزه, در يك نقد منصفانه بايد بگويم به رغم جاذبه هاى اوليه, كوشيده است خود را با زمان همراه كند, ليكن بايد اعتراف كرد كه توقع و انتظار از اين مجله بسيار سنگين است و مخاطبان وظايف مهم و سنگينى بر دوش دارند. مجله هم بايد كوشش مضاعف داشته باشد و علاوه بر حفظ جاذبه هاى اوليه به جاذبه ها و روشهاى نو و جديد نيز, توجه كند.

پي نوشت:

* از شاگردان حضرات آيات: فاضل لنكرانى, ميرزا جواد تبريزى, اشتهاردى و… و اكنون از اساتيد خارج فقه و اصول, مدير پژوهشكده فقه و حقوق, مدير مركز تحقيقات مجمع تقريب ميان مذاهب اسلامى. نويسنده و پژوهشگر و داراى آثار بسيار, از جمله: موسوعة الاجماع فى الفقه الامامى و بيش از ٦٠ مقاله پژوهشى, همچون: عقلانيت در انديشه و فقه سياسى امام خمينى, مبانى كلامى و كاربرد آن در فقه سياسى امام خمينى, موضوع شناسى در سير تاريخى, پيش نيازهاى اجتهاد, فقه سياسى, فقه و جهانى سازى, اوراق اجاره, تغيير الجنس, ضوابط بهره گيرى از مبانى كلامى در اصول.
 
گفت وگو با  عليرضا امينى*

حوزه: نياز سنجى, به لحاظ محتواى پيامهايى كه قرار است يك رسانه به مخاطبان خود برساند و اصل مخاطب شناسى در انتشار يك نشريه, داراى جايگاه و اهميت بسيار فراوان است. اين مهم, بويژه در رسانه هاى دينى و حوزوى كه در اساس, داراى رسالتى تعريف شده و مشخص هستند, به طور مضاعف جايگاهى خاص دارد و مى بايست در مطالعات كلى و موردى و روش شناسى نشريه مورد توجه قرار گيرد. به نظر حضرت عالى بايسته ها و اقتضاءات يك رسانه تبليغ دينى و حوزوى چيست و رسانه هاى دينى ما, تا چه حد اين بايسته ها و اقتضاءات را رعايت مى كنند.

مطلبى كه شما اشاره كرديد, يعنى: بايسته ها و اقتضاءات يك رسانه تبليغى, يك مفهوم عام و به معناى تمام مباحثى است كه به خود رسانه مى پردازد, ولى مهم اين است كه: ببينيم در رسانه هاى تبليغى كنونى, كه بخشى از آنها به صورت سنتى و برخى نيز در سالهاى اخير در خدمت تبليغ دينى درآمده است, اين بايسته ها و اقتضاءات تا چه حدّ رعايت مى گردد. بخشى از بحث, مربوط مى شود به اين كه آيا پيامهايى كه ما براى ارسال به مخاطب, انتخاب كرده ايم, پيامهاى متناسبى است, يا خير؟ يعنى مأموريت ارسال پيامهاى دينى را چطور مى دانيم؟ خود اين, مطلب مهمى است; بويژه اگر اين مأموريت, متعلق به يك بخش حوزوى هم باشد كه بايد ببينيم, على الاصول, چه پيامهايى در حوزه عملكردى ما قرار مى گيرد.
اين يك بحث است كه بايد يك فاز از مطالعات بر روى همين عنوان باشد كه پيامهاى ما, هم به لحاظ كلى و هم لحاظ گزاره اى, مربوط به چه حوزه هايى است.
ديگر اين كه: در تعريف رسانه, به مخاطبان هم, به عنوان يك اصل توجه مى شود. باز اين در آن مأموريت تعريف شده خودمان مى گنجد. مخاطبان, تنها به لحاظ سنى مطرح نيستند; بلكه بايد طبقه بندى از آنان داشته باشيم. به لحاظ عنوانهاى موردطرح براى مخاطبان. اين كه مخاطب ما چه ديدگاه هايى, انتظارهايى دارد. بخشى از وظيفه ما مخاطب شناسى است. يعنى آيا شناخت درستى از مخاطب خودمان داريم, يا خير؟ بخصوص, ما در شكلهاى سنتى تبليغ, توجه نداريم كه يك نسل عوض شده است. چه بسا آن ويژگيهاى درنظر گرفته شده براى مخاطب اين روش تبليغ, جابه جا شده و عواملى جديد در آن دخالت داشته باشد.
محيط پيرامونى تبليغ, ويژگيهاى مخاطب را براى ما تعريف و روشن مى كند كه متأسفانه, به آن توجه نمى كنيم. آشنايى با محيط پيرامونى تبليغ, امر بسيار مهمى است.
دخالت دادن عنصر زمان هم, بسيار اهميت دارد. ممكن است ما يك پيامى را به شكلى مطرح مى كرديم, ولى امروز چون مخاطبان ما, ذهنيت ديگرى پيداكرده اند, آن نتيجه را ندهد. نتيجه, به طور كامل فرق كند.
ييكى از مسائلى كه تبليغ مفاهيم دينى, با آن روبه روست, همين فهم درست از ويژگيهاى مخاطب است.
عنصر سوم كه مى توان به آن اشاره و بايسته ها را بر مدار آن تعريف كرد, بحثى است كه امروزه, تحت عنوان قالبهاى پيام و يا شكلهاى عرضه پيام, مطرح مى شود.
پيام بايد در شكلى عرضه شود كه بيش ترين جذابيت را داشته باشد. به اين نكته هم توجه كنيم كه مدلهاى رسانه اى و شكلهاى عرضه در بازار امروز, بسيار متنوع است كه ما نمى توانيم به آنها توجه نداشته باشيم.
ما به شكل كلى مى توانيم بگوييم كه اين مفاهيم, چه بايسته هايى بايد داشته باشد. ولى اگر دقيق بخواهيم بحث كنيم, بايد ٣گونه كار پژوهشى داشته باشيم و براى رسانه تبليغى خودمان بِه سامانى, و ويژگيهايى را در نظر بگيريم. پيامهاى ما, ممكن است در دوره اى, بيش تر, فقهى باشند به اصطلاح خود فقها, ناظر به فقه مكلف.
پيامهاى ما, ممكن است در دوره اى, بيش تر اخلاقى باشند.
پيامهاى ما ممكن است در دوره اى, بيش تر اعتقادى و فلسفى باشند. و ممكن است به يكسرى از پيامها, بيش از اندازه اهميت بدهيم و تكيه كنيم و حتى ممكن است اين اهميت دادن در آن مورد, درست نباشد.
ممكن است در يك جامعه, ويژگيهاى مخاطبان, چنان دگرگون شود كه وقتى ما روى پيامهاى فقهى تأكيد مى كنيم, باعث تفسير نا درست از مفاهيم دينى بشود و حتى چهره زشتى از دين جلوه دهيم.
در هر صورت, متناسب با فضاهاى مختلف و افراد مختلف, با وزن و آهنگ متناسب, مطالب دينى را بايد ارائه كنيم. امكان اين كه يك الگوى ثابت و خيلى كلى هم ارائه كنيم, به طور قاطع وجود ندارد, مهم انجام مأموريت به روش صحيح است.
پس مهم ترين مسأله تفكر ميدانى, حركت بر گرد اين سه محور است كه اشاره شد. ما شايد تا كنون, روى پيامهاى هنرى زياد فكر نكرده باشيم, ولى الآن اشتياق نسل جوان و نوجوان ما به دنبال اين مسأله باشد و ديگران هم پيامهاى خود را براى اين گروه, با روشهاى مختلف القاء مى كنند. ممكن است به اين سمت گرايش پيدا كنيم و وظيفه رسانه هاى با اين گرايش در قبال اين گروه, بيش تر بررسى شود.
هرچقدر از بحثهاى كلى فاصله بگيريم و نقشهاى ريزتر را مورد مطالعه قرار دهيم, بيش تر نتيجه مى گيريم. فقط مهم اين است كه اين زيرمجموعه ها باعث نفى يكديگر و يا تورّم در يكى از زيرمجموعه ها نباشد و مخاطبان ما در اين بازار عرضه, جنس مورد علاقه خودشان را پيدا كنند.
مطلب ديگر اين كه: كلانِ تبليغ ما, مديريت درستى ندارد. يعنى ما يك ستاد كلان تبليغى لازم داريم كه بيايد كل تبليغ دينى را تعريف و اعلام نياز كند و بر اساس آن نيازها و عنوانها, استراتژى منظمى را تعريف كند و خلأها معلوم و دستورالعمل ها معين گردد. حتى شاهديم كه اكنون رسانه هاى تبليغى ما, حجم زيادى پيدا كرده, ليكن چون كلانِ تبليغ ما, مديريت مناسبى ندارد, گاهى تكرار داريم و با وجود نيروهاى فراوان, توانها درست به كارگيرى نمى شود و حتى رسانه ها يكديگر را پوشش نمى دهند و برخى جاها, تورّم و در برخى موارد كمبود داريم.
در سالهاى اخير, به نظر مى رسد در بخش رسانه هاى تخصصى علمى, حتى پيشرفت هم داشته ايم, ولى در حوزه رسانه تبليغى چنين پيشرفتى نداشته ايم. شايد به دليل سختى كار باشد. در ظاهر, اداره رسانه تبليغى, آسان مى نماد, ولى در واقع چنين نيست.
به نظر مى رسد, رسانه هاى تبليغى, خيلى هوشمندانه تدبير و اداره نمى شوند. هم شكل پيام, هم محتواى پيام و هم قالبهاى عرضه و نوع ارتباط با مخاطب جاى بحث دارد. ما نقطه هاى زيادى را در آموزه هاى دينى داريم كه اگر اينها به هم بپيوندند, شبكه اى از مفاهيم را به طور روزآمد و كارآمد, به ذهن مخاطبان القا مى كند.
اگر نهاد و دستگاهى باشد كه به گونه روز آمد و منظم صحنه فرهنگ ما, ميزان خواسته ها و نبض خواسته هاى مخاطبان و ويژگيهاى خواسته ها را و نوع مخاطبان را مطالعه كند و دستاورد اين تلاش را در رسانه هاى تبليغى بازتاب دهد و رسانه هاى تبليغى را با خواسته ها هماهنگ سازد وخطاب آنها را با نوع مخاطبان سامان بدهد, بى گمان رسانه هاى تبليغى ما, توفيقهايى به دست خواهند آورد.
در حال حاضر, رسانه ها, بر حسب علاقه شخصى و در نهايت در حد توان دست اندركاران و اداره كنندگان, وارد عرصه شده اند. رسانه هاى تبليغى ما بر اساس علاقه ها و سليقه هاى شخصى و چه بسا از روى احساس مسؤوليت هم, شكل گرفته اند, ولى با اندكى درنگ مى بينيم, شكل گيرى آنها جامعه شناسانه نيست. لذا مى بينيم كه دست مخاطبان, بويژه جوانان ما, از اين رسانه ها و آموزه ها, خالى است البته رسانه ها كه مى گوييم, مراد ما تنها رسانه هاى نوشتارى نيست. ما انواع رسانه ها را داريم كه بايد از آنها استفاده كنيم, از صدا و سيما, تا برسيم به مطبوعات.
صدا و سيما با آن امكاناتى كه دارد, اگر داراى پشتوانه مطالعاتى باشد, مى تواند برنامه ريزى مثبتى داشته باشد و كم كم از سطحى نگرى به تعاليم دينى به در آيد. البته من فكر مى كنم يك هوشمندى به وجود آمده و توانسته است حركت رو به جلو داشته باشد. ولى حجم فعاليتهاى دينى, بويژه در ايام خاص زياد است و شاخص يك فعاليت رسانه اى را ندارد. يك برنامه را از يك واعظ و يك مجلس ضبط كردن و در ايام خاصى پخش كردن, فكر مى كنم فعاليت متناسبى نيست. در دنياى امروز, كه اصلاً اين قدر وقت براى ارائه اين حجم پيامها نمى گذارند و خيلى كوتاه تر و ظريف تر و عميق تر به پيامها توجه مى شود.
در وضعيت فعلى, اشكالى كه وجود دارد, يك مرزبندى بين محل عرضه مطالب دينى و رسانه هاى تبليغى است. يعنى يك مرزبندى اتفاق افتاده و گاه يكديگر را خنثى مى كنند. در و ديوار شهر و فضاهايى كه ممكن است القا داشته باشد, از مدرسه گرفته تا جاهاى ديگر كه در مشتريان فرآورده هاى فرهنگى اثرگذارند, يك چيزهايى به آنها القا مى شود و بعد مى خواهيم در يك فضاى ديگر, به شكل مجرّد و انتزاعى, چيز ديگرى را به مردم القا كنيم. گاهى خود اين, مخاطبان را دچار تضاد مى كند. ارتباط مديريت در فعاليتهاى فرهنگى ما با ساير دستگاه ها, يك ارتباط انضمامى است. كالاى فرهنگى ارائه شده بايد كاملاً فرهنگى و بدون تضاد باشد.

پي نوشت:

* از دانش آموختگان حوزه درس حضرات آيات: اشتهاردى, وجدانى فخر, پايانى, ستوده, اعتمادى, طاهرى خرم آبادى, راستى كاشانى و اعتمادى, دروس سطح. و وحيد خراسانى, شبيرى زنجانى, ميرزا جواد تبريزى, سيدكاظم حائرى و سيدمحمود شاهرودى, دروس خارج. مدرس حوزه: تدريس رسائل, مكاسب و كفايه. استاد دانشگاه: تدريس در دانشگاه حقوق شهيد بهشتى(٧٣ ـ ٧٧) تدريس مقطع فوق ليسانس دانشكده حقوق دانشگاه قم (از سال ٨١) تدريس در مقطع دكتراى واحد علوم و تحقيقات دانشكده الهيات و فلسفه (از سال ٨٣), مسؤوليت معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامى نهاد نمايندگى, مسؤوليت معاونت پژوهشى حوزه علميه قم, مدير مسؤول مؤسسه فرهنگى طه. رياست انجمن معارف اسلامى, مدير مسؤول فصلنامه پژوهش و حوزه و…
 
گفت وگو با امير خادم عليزاده*

حوزه: به نظر حضرت عالى بايسته ها و اقتضائاتى كه براى يك رسانه حوزوى و داراى رسالت تبليغ دينى مذهبى انتظار مى رود, چيست؟

, جواب كامل به اين سؤال, نيازمند مطالعه تاريخى گسترده اى است, ولى بايد قبول كنيم كه گرچه رسانه هاى دينى از سر اخلاص به ارائه معارف دينى پرداخته اند, اما نسبت به ساير رسانه ها از جاذبه هاى كم ترى برخوردار بوده اند. نسبت به حجم زياد رسانه ها و با توجه به اين كه بسيارى از رسانه ها توانسته اند از آمار و يا ديگر ابزارها بهره بگيرند, متأسفانه پاره اى از مجله ها و مطبوعات دينى, از رويكرد ضعيف و شعارى استفاده مى كنند. اما آن گاه كه عالمانه به طرح شبهه ها و پاسخهاى مستند و كارشناسى شده در حوزه دين برخاسته اند, تحسين غيرمتديّنين را نيز برانگيخته اند.
از سوى ديگر, در عصر حاكميت دين در اين كشور اسلامى و حضوررسانه هاى ديگرى مثل صدا و سيما, شبكه قرآن و شبكه معارف و… نشريه هاى دينى, بايد حساب شده تر از گذشته به طرح مسائل و مباحث دينى بپردازند و از تكرار آن نوع ادبيات دينى كه واقعاً ملال آور و مخاطب گريز است, بپرهيزند.
همچنين اگر مخاطبان, شبهات و مسائل نوظهور در حوزه فرهنگ دينى را از جاهاى ديگر بشنوند و رسانه هاى دينى اين مخاطبان را در پاسخ گويى و مواجه درست با اين مسائل يارى نكنند, آينده بد و تاريكى در انتظار اين رسانه ها تصور مى شود.
اساساً, هرگاه رسانه خواسته هاى مخاطبان را برآورده نكند, آنها را از دست مى دهد و رسانه مهجور مى شود.

حوزه: جناب عالى, با توجه به همين بايسته ها, رويكرد مجله حوزه را در دو دهه انتشار چگونه ارزيابى مى كنيد؟

بيست سال پيش, در شرايطى كه تقريباً هيچ نشريه علمى با اين ويژگيها, حوزويان را مورد خطاب قرار نمى داد, انتشار مجله حوزه جرقه اميدى در دل حوزويانى بود كه به آينده حوزه مى انديشيدند و آرمانهاى بلند دينى را در نظر داشتند.
بنده از همان ابتدا, واقعاً در انتظار انتشار شماره هاى اين نشريه (كه به صورت دو ماهنامه منتشر مى شد) بودم تا حرفها و حديثهايى را بيابم و به راهى كه در حوزه علميه قم آغاز كرده بودم, اميدوارتر شوم و آينده را روشن تر ببينم. بدون اغراق, در آن روزهاى آغازين و روزهاى فقدان نشريات تخصصى در حوزه دين, واقعاً اين كار, يك قدم گستاخانه و گام بايسته اى بود كه طلاب و فرزانگان را به رسالت خودشان فرا مى خواند و عليه جمود و تحجر و تنسك فرياد برمى آورد و مبارزه مى كرد.
بنابراين, مجله حوزه, وظيفه اصلى رسانه بودن را به خوبى در بر داشت و از اين حيث بر ساير نشريات حوزه (به استثناى يكى دو تا از نشريات قبل از انقلاب) تقدم دارد.

حوزه: به نظر شما, رويكرد مجله حوزه در استفاده و بهره گيرى از تكنيك ها و ابزارهاى تبليغى مدرن چگونه بوده و از اين حيث چه برتريهايى نسبت به نشريات سنتى داشته است؟

مجله حوزه در تبليغ افكار دينى, با پرهيز از رويكرد روزمرگى خوشبختانه رويكرد (شعارآفرينى) را دنبال كرده كه گام مثبتى است. اما در استفاده از ابزار تبليغى مدرن, وضعيت مطلوبى نداشته و ايده آل نبوده است.
من فكر مى كنم, مجله حوزه در عصر IT و ICT و اينترنت در پى شيوه هاى جديدترى بايد باشد. به خصوص كه مخاطبان ديروز و امروز به اندازه تفاوت زمانى دو دهه, تفاوت دارند. اگر مجله حوزه, ديروز از مناهج فقهى و اصولى مى نوشت ـ كه خيلى هم خوب بود ـ امروزه علاوه بر آنها از حقوق معنوى و كپى رايت (Copy Right) و تجارت ديجيتال (E. Commerce) و مسائل فراوان نوظهور در عرصه فقه پزشكى و شاخه هاى جديدى كه ديدگاه و منظر دين را مى خواهد نيز بايد سخن به ميان آورد. همان طور كه بايد مناهج و شيوه هاى جديد اجتهاد را در ادامه بحث مفيد سالهاى گذشته, يعنى درباره تجزى در اجتهاد را دنبال كند.

حوزه: طبيعى است كه مجله حوزه همانند ديگر نشريات از ابتدا براى خود هدف و اهدافى قائل بوده و براى رسيدن به اهداف تلاشهايى داشته است. شما به عنوان ناظر يا خواننده و مخاطب نشريه اين تلاشها را چگونه ديده ايد؟

در مقايسه با اهداف, انصافاً تلاش زيادى صورت پذيرفته است. اگرچه نسبت به شماره هاى اوليه گاهاً از عمق و محتوا كاسته شده و يا شايد شاهد تكرار در مباحث باشيم, ولى باز جايگاه خود را تا اندازه زيادى حفظ كرده است. البته در طول چند سال گذشته در شماره هاى زيادى مسائل اخلاقى مطرح شده است كه من هم خواننده اين مطالب بوده ام. مثلاً در شماره هاى اخير به رويكرد نوين طرح مسائل اخلاقى اشاره شده كه موضوع جالبى است. اين مجله گران سنگ كه على رغم تعدّد نشريه ها در حوزه ها, همچنان جايگاه خود را حفظ كرده است ـ در بيان آفات علم و عالم و فضاهاى غير حوزوى كه مى تواند, براى حوزويان تهديد كننده باشد, موفق بوده است.
در باز شناساندن چهره هاى ماندگار فقه و اصول و حديث و قرآن, به طور برجسته موفق عمل كرده و واقعاً تلاشهاى خوب صورت گرفته است. در بيان مناهج فقهى و گاهى آسيب شناسى و ارائه تحليلهاى فرهنگى, تاريخى, سياسى براى اهل حوزه موفق بوده است.
اما به نظر من, در بيان شيوه هاى مدرن و امروزى تحقيق كه اكنون در جهان مطرح و كاربرد دارد و در بيان شيوه هاى جديد متدولوژى و روشهاى تحقيق, طلاب را راضى نكرده است.
در بيان و معرفى و آشنايى طلاب با علوم غير حوزويِ مرتبط, به طور كامل كارى صورت نگرفته و از برخى عرصه ها كه توضيح خواهم داد غفلت شده است كه اميدوارم در اين وادى نيز, گامهاى مثبتى در آينده برداشته شود. همچنين بايسته است كه مجله حوزه شيوه هاى جديد تدريس و تحصيل در حوزه ها و دگرگونيهاى لازم در نظام آموزشى حوزه ها را بنماياند و از اين استعدادهاى انبوه و پاك و مخلص در حوزه ها به طور كارآمدتر استفاده شود; چرا كه با يك نظام كارآمد در حوزه, پس از پيروزى انقلاب اسلامى كه ديگر گرفتاريها و دشواريهاى بسيار قبل از انقلاب (مثل مسائل امنيتى رژيم شاهنشاهى و…) براى حوزويان وجود ندارد, انتظار ظهور شخصيتهايى مانند امام خمينى, شهيد مطهرى و… بيش تر مى رود و بويژه اين كه مخاطبان امروزه حوزويان, فراتر از مرزهاى جغرافيايى ايران است. و اگر از سرچشمه زلال وحى كه عمدتاً در حوزه هاست, سيراب نشوند, سرخورده و مأيوس مى شوند و دين و اهل دين هم, به ناكارآمدى و عدم پاسخ گويى متهم.
در بيان آرا همچنان بايد از افراط و تفريط پرهيز كرد و بر مسلك تحقيق و انصاف به طرح انظار و نقد سَره از ناسره پرداخت, تا اعتماد مخاطبان خدشه دار نشود.

حوزه: همان گونه كه مى دانيد, مجله حوزه در سالهاى اخير, به ارائه مباحث موضوعى روى آورده و شماره هاى زيادى را با اين روش منتشر كرده است. جناب عالى, اين روش را تا چه اندازه موفق ديده ايد؟

يكى از تحولات مجله در سالهاى اخير, ارائه موضوعى مباحث است كه دانشنامه اى از فرهنگ دينى را براى حوزويان به ارمغان آورده است. ولى ضمن تنوع بخشيدن به نويسندگان از انعكاس و تكرار متون درسى به جاى تحقيق به طور جدّ بايد پرهيز گردد و در عصر اينترنت Communication يا ارتباطات و سرعت زيادِ پخش و انتشار شبهات جديد در عرصه دين در سطح دنيا, همچنان بايد فاصله خودمان را با زمان كم تر كنيم و اين مسأله براى آينده مجله فوق العاده مهم است.

حوزه: به نظر حضرت عالى, جاى چه مباحثى در مجله حوزه خالى است؟

اگر عزيزان دست اندركار مجله حوزه, به ارائه گزارشهاى تحقيقى جامع و گسترده اى در زمينه مناهج فقهى, اصولى و علوم قرآن و حديث و اخلاق و… مى پردازند ـ كه در جاى خودش شايسته و بايسته است ـ جا دارد به مباحث اقتصادى در حوزه دين نيز بپردازند.
وظيفه رسانه متعهد و كارآمد و به روز, اين است كه به اين خلأهاى موجود در فرهنگ و دين بپردازند. اين طور نباشد كه در حوزه هاى علميه هزاران دانش آموخته فقه و اصول داشته باشيم; اما آشنايان به فقه اقتصادى كه بتوانند در عصر حاكميت دين و در آستانه هزاره سوم بعد از ميلاد, انديشه هاى اقتصادى اسلام را از نصوص و متون دينى و منابع اوليه اسلام, بخصوص قرآن و سنت و روايات اهل بيت(ع) به مردم ارائه كنند, به عدد انگشتان دست باشد.
به نظر بنده, مجله حوزه در اين زمينه توفيق كمى داشته است. اين مجله وزين بارها در بسيارى از زمينه ها مثل مسالك اخلاقى و عرفانى به شكلهاى سنّتى و جديد آن پرداخته است, اما معتقدم از اين عرصه مهم غفلت شده و اگر گاهى مطلبى هم انعكاس يافته ضعيف بوده است و حال آن كه رجوع به صاحب نظران و متخصصان, در همه زمينه ها يك حكم قطعى و عقلى است.
اگر مجله وزين حوزه چنين حساسيتى را در حوزه ها برنينگيزاند, شايد قاطبه مخاطبان به اهميت پرداختن به اين موضوعات پى نبرند.
به نظر بنده چون مخاطبان به اهميت پرداختن به چنين موضوعاتى حساس نشده اند, لذا يك عدم تناسب در رويكرد طلاب مستعد و علاقه مند نسبت به علوم انسانى در حوزه دين مشاهده مى كنيم. وظيفه مجله حوزه است كه اين حساسيتها را افزايش دهد.

حوزه: توصيه مشخص حضرت عالى در اين باره چيست؟

من توصيه مى كنم كه از نويسندگان و اهل قلم دلسوز و فاضلى استفاده شود كه علاوه بر شناخت نظام آموزشى سنتى در حوزه, نظام علوم جديد در دانشگاه را هم فرا گرفته و به معناى درست و كامل اهل حوزه و دانشگاه باشند. بخصوص طى مسير بى بديلِ شهيدانِ بى نظيرى همچون شهيد مطهرى و شهيد مفتح, براى تحقق شعار مهم وحدت حوزه و دانشگاه, كه حضرت امام بر آن تكيه داشتند, بدون شناخت نزديك دانشگاه و علوم دانشگاهى تصوّرى است كه از ناآشنايان به حوزه و دانشگاه سر مى زند.
و چه خوب است كه اين رسانه, بهره گيرى از انديشه ها و ديدگاه هاى آشنايان و نويسندگان به حوزه و دانشگاه را, كه در عرصه هاى گوناگون اثرگذار بوده اند, جدى بگيرد.
و مايه اين بحثهاى موضوعى مفيد مجله حوزه, گزاره هاى علوم جديد را, دست كم, در علوم انسانى هم, شامل شود. به نظر من, اهل قلم درد آشنا و متعهد حوزوى, كه دانشگاه ديده نباشد, در عمل نمى تواند با نوشته هايش چنين قشرى را راضى كند و يا خيلى استثناست و چه بسا چنين مخاطبانى, در عين حال كه تشنه حقيقت و به دنبال پيامهاى دينى و انديشه ها و ديدگاه هاى دينى, در حاشيه علوم انسانى جديد هستند, سراغ مجله هايى بروند كه شايد از دانش دينى كافى برخوردار نباشند.
و نكته ديگر اين كه: از آن جا كه از حدود ٣٠سال پيش, بسيارى از ژورناليستها به انتشار مطالب بر روى لوح فشرده (CD) پرداخته و اخيراً سايتهاى اينترنتى را راه اندازى كرده اند, دست اندركاران اين نشريه هم, از اين ابزار مهم و مؤثر بهره بگيرند, تا مخاطبان خود را در سطح دنيا, از فرآورده هاى فكرى خود بى نصيب نگذارند.
من معتقدم عدم استفاده از اين تكنولوژى مدرن براى مجله اى كه از شماره هاى اول تاكنون, به صورت يك گنجينه نفيس ظاهر شده و حاصل قلم اهل تحقيق در طول اين دو دهه بوده, يك خلأ است.

حوزه: علاوه بر ويژگيهايى كه مجله حوزه تاكنون توانسته براى خود كسب كند, چه ويژگى برجسته ديگرى مى تواند داشته باشد كه در شرايط حاضر از آن برخوردار نيست؟

به نظر من, چنين مجله پيشاهنگى, كه روزى در اوان انتشار و در دوران ابتداى حاكميت حكومت اسلامى, بذر اميد را در دل طلاب جوان و با نشاط مى پاشيد و اكنون پس از ٢٠سال هنوز شمع پر نورش مى درخشد و حرف هاى فراوانى براى گفتن دارد, جا دارد كه امتياز علمى و پژوهشى را از وزارت علوم, تحقيقات و فن آورى كسب كند كه هم به ارتقاى سطح علمى خودش كمك مى كند و هم مخاطبان حوزوى ـ دانشگاهى را كه علاوه بر حوزه, از نزديك دستى در علوم دانشگاهى دارند, باز هم با خودش همراه مى كند.
اين مجله پيشتاز, همچنان بايد از سياست زدگى و روزمرّگى بپرهيزد و همچنان با شعورآفرينى كه تاكنون انجام مى داده است, نقش بشارت و نذير بودن را دنبال كند و همچنان بر اهداف اوليه پاى بند باشد كه حيات و مانايى رسانه ها در عصر تنوع آنها حركت بر مسير وسطى است:
(اليمين والشمال هى المضلّه والطريق الوسطى هى الجاده.)
آرزوى موفقيت براى شما و دست اندركاران مجله دارم.

پي نوشت:

* از دانش آموختگان حوزه درس حضرات آيات: وجدانى فخر, اعتمادى, پايانى, ستوده و اشتهاردى در دوره سطح و حضرات آيات: وحيد خراسانى, ميرزا جواد تبريزى, فاضل لنكرانى, دوره خارج فقه و اصول. مدرس حوزه. تدريس كتابهاى: سيوطى, مغنى, حاشيه ملاعبداللّه, منطق مظفر, معالم, اصول مظفر, شرح لمعه و… پژوهشگر علوم اقتصادى در چهارچوب دروس دانشگاهى. استاد دروس معارف در دانشگاه تهران. تدريس دروس تخصصى, همچون اقتصاد خرد و كلان, بخش عمومى, روش تحقيق مبانى فقهى اقتصاد اسلامى. تفسير آيات اقتصادى, پول و بانكدارى و…

گفت وگو با عبدالرّحيم حجتى*

حوزه: دو دهه فعاليت مجله حوزه, فرصت كافى و وافى را در اختيار ناظران و منتقدان قرار داده است كه درباره محتوا و قالب اين نشريه به ارزيابى بپردازند و كم و كيف آن را به قضاوت بگذارند. جناب عالى چه ارزيابى و قضاوتى از محتوا و قالب مجله حوزه داريد؟

مجله وزين حوزه از آن دسته نشريات حوزوى است كه داراى سابقه و مخاطب فراوان بوده و مطالب خود را در پنج بخش: فرهنگى, اعتقادى, سياسى, اخلاقى و امور حوزوى شروع كرده است. در شماره هاى بعدى به مسائل بيش ترى, همچون: مصاحبه ها, ديدارها, بحث پر جايگاه و امروزى مهدويّت و نقد كتب پرداخته است. انتشار اين نشريه قدم بسيار مثبتى است كه بايد پر رنگ تر و پر محتواتر گردد. من به عنوان يك خواننده مجله حوزه, در ابعاد محتوا و قالب و بخشهاى ديگر, نكته هايى را عرض مى كنم گرچه به طور اجمال به آن اشاره مى شود, اميدوارم مورد توجه دست اندركاران زحمتكش اين مجله قرار گيرد.
راجع به قالب و ظاهر مجله, بنده همانند برخى از دوستان كه از خوانندگان اين مجله هستند, معتقدم قطع مجله احتياج به بازنگرى دارد و بايد متناسب با خوانندگان اين مجله و هماهنگ با جايگاه اين مجله وزين باشد. از چيزهايى كه در شماره هاى گذشته كم تر به آن توجه مى شد (سوتيتر) است كه اگر خواننده را در هنگام تورّق جذب كند, مطلب را كاملاً مى خواند و اگر سوتيتر جذّاب نباشد, با اين حوصله هاى كم و ضيق وقت در جامعه امروزى كم تر به آن مسأله و مطلب توجه مى شود. در كنار سوتيتر, توجه به روتيتر, تيتر و كيفيت صفحه آرايى هم به اين مسأله كمك مى كند.
مطلب ديگر اين كه در صفحه آرايى از عكسهاى مصاحبه شوندگان كم تر استفاده مى شود كه درخور توجه است و حداقل مى طلبد كه از طرحهاى مرتبط و متناسب استفاده گردد و بخصوص از جاذبه عكس غفلت نشود.

حوزه: اشكال شما درباره قطع نشريه, دقيقاً چيست و قطع مطلوب و مناسب از نظر شما چگونه است؟

در مورد قطع بايد مسأله دسترسى آسان به محتوا و مطالب مورد توجه قرار بگيرد, به گونه اى كه در همه جا و هر حالت, قابل استفاده باشد. در اين خصوص, قطع هايى مانند پالتويى براى مطالعه در مسافرتهاى طولانى به وسيله قطار و ديگر وسائل نقليه پيشنهاد مى شود كه اگر مورد توجه قرار گيرد, در جذب بيش از پيش خوانندگان مفيد خواهد بود.

حوزه: چه روشى را براى مجله حوزه در ارائه مطالب مفيدتر مى دانيد, آيا به شكل موضوعى منتشر بشود, كه اكنون در پاره اى از شماره ها چنين روشى را پيش گرفته, بهتر و مفيدتر است, يا به روش جامع. يعنى در هر شماره اى از گوناگون مطالب و موضوعات سخن به ميان آورد: مطالب اخلاقى, اعتقادى, اجتماعى, سياسى و….

بحث ويژه نامه ها و اين كه مجله موضوعى باشد يا مجله اى جامع, جاى تأمّل دارد و بايستى به صورت دقيق تر و در چارچوبى منطقى ارزيابى شود. اما در كنار اين مسأله, بحثى كه اهميتى فوق العاده دارد, بحث (مخاطب شناسى) است كه من پيشنهاد مى كنم مخاطب اين مجله از حوزه هاى علميه به حوزه دانشگاه و نيز به حوزه هاى خارج از كشور تعميم پيدا كند و در صورتى كه مديران و هيأت تحريريه صلاح بدانند بخشهاى كوتاه ترجمه يا متن عربى و انگليسى به آن اضافه شود, تا مخاطبان حوزوه هاى علميه در لبنان, كشورهاى عربى و اروپا هم جذب شوند و به تريبونى براى همه حوزه هاى علميه و دينداران در اقطار عالم تبديل شود.

حوزه: جناب عالى ظرفيت جذب مخاطب براى اين مجله را تا چه حد مى بينيد و به نظر شما, حوزه اين مسأله در چه محدوده هايى قابل توسعه و چه مسائلى آن را محدود مى سازد؟ آيا نحله هاى مذهبى در حوزه هاى علميه در محدوده اين مسأله دخالت دارد؟

سنى و شيعه البته يك بحث ديگرى است كه ظرافت خاصى نياز دارد و اگر مجله بتواند به چنان درجه اى از محتوا و مطلب برسد كه مخاطبان اهل سنت را هم جذب كند, بدون شك يك قدم بسيار مثبتى به شمار خواهد آمد.

حوزه: در اين بستر و با چشم داشتى به ايده آل ها در اهدافى كه مى تواند براى اين نشريه حوزوى متصور باشد, جناب عالى چه پيشنهاداتى را قابل طرح مى دانيد؟

پيشنهاد بنده اين است كه مجله حوزه در حركت جديدى كه مى خواهد پيش بگيرد هم به جهانى شدن و هم به رايانه اى شدن بيش تر بينديشد. در بحثهاى محتوايى هم به بحث مذهب و سنت هاى مذهبى با توجه به آفتى كه ممكن است در آينده گريبان گير ما بشود, و همين طور بحث تبليغ و منبر و مداحى و به طور كلى اداره جلسات مذهبى كه پايگاه فكرى انقلاب ما و روحانيت بوده است, بايد بيش تر توجه شود.

حوزه: به نظر شما, نقش برجسته و عملى مجله حوزه در اين ابعادى كه برشمرديد, به طور روشن چه مى تواند باشد؟

به نظر من در بحث منبر و مداحى و عزادارى اباعبدالله الحسين(ع) بايد با جديّت بيش ترى در جهت زدودن خرافات و ايجاد تحول كيفى دست به يك آگاهى بخشى همه جانبه زد و مجله مى تواند در تحقق چنين هدفى پيشگام شود و بسيارى از زواياى ناگفته, يا ناگشوده بحث را در يك فضاى علمى باز و مطرح كند.
بحث مهدويت هم يك بحث روز است كه در شماره هاى پيشين به آن اشاره شده بود, اما به عنوان يك مطلب كلى و فراگير بهتر است از نقطه نظر نويسندگان متعدد استفاده شود.
همچنين در بحث مذاهب, بايد مذاهب موجود بيش تر مورد طرح و بحث قرار گيرند. مثلاً به مسأله وهابيت, اهل سنّت و مسائل عرفانى و اخلاقى بيش تر توجه شود.
اديان و مكاتب دينى و ايدئولوژيكى از ديگر موارد محتوايى اين مجله است كه بايد بيش تر مطرح و بحث شود. همين طور بحث آينده جهان بايد براى خوانندگان, هم به صورت اعم و هم به صورت اخص مطرح شود.
نقد مكاتب فكرى جديد و شبهات طرح شده عليه انديشه اسلامى از ديگر موضوعاتى است كه مى تواند در دستور كار مجله قرار گيرد.
به طور كلى دغدغه اصلى مجله مى تواند نشان دادن توان مندى اسلام باشد كه براى اين منظور مى بايست ضعف ديگر مكاتب بيش تر مورد نقد قرار گيرد.
اضافه مى كنم در بحث آموزش و كتابهاى درسى و روشهاى تحصيلى حوزه, بيش تر كنكاش شود و بحث روشهاى آموزش دينى دانشگاهى و نظامهاى مختلف حوزوى و دانشگاهى هم بيش تر مورد تأمل قرار گيرد.

حوزه: تقريباً درباره تمامى موضوعاتى كه اشاره كرديد, به نحوى, چه به صورت جزئى و چه به صورت كلى پرداخته شده و از نظر دور نبوده است. جناب عالى چه موضوع يا موضوعاتى را مى توانيد ذكر كنيد كه اساساً مورد توجه نبوده و طرح آنها به جذابيت و غناى مجله خواهد افزود؟

بخش ديگرى كه خوب است از اين به بعد به آن پرداخته شود بخش اطلاع رسانى درباره پايگاه هاى اينترنتى مربوط به مسلمين و نرم افزارهاى اسلامى و مطالب منتشر شده در اين پايگاه ها و احياناً پاسخ گويى به شبهات آنها مى تواند باشد. به طورى كه در اين مطالب و موضوعات ديدگاه شخصيتهاى اسلامى در سراسر جهان, بيش تر مورد توجه قرار گيرد.

حوزه: درباره توزيع مجله, چه نظرى داريد. بايد توزيع چگونه باشد كه به هدف كمك كند.

عرض كنم كه اگر بنا باشد اين همه زحمت كشيده شود; اما مجله در دسترس خوانندگان قرار نگيرد, هرگز كار موفقى نخواهد بود. بنابراين بايد مسأله در دسترس بودن مجله و رساندن آن به دست تمامى مخاطبان و طالبان مجله مورد بررسى و مطالعه قرار بگيرد. ممكن است نقص و اشكال از جهت نحوه ارسال و توزيع باشد, يا عوامل ديگرى در اين نقص دخالت داشته باشد. شايد بد نباشد كه تدابيرى نظير برگذارى مسابقات در مجله انديشيده شود كه مجله به دست طلبه هاى جوان در هر گوشه كشور برسد و آن را مطالعه كنند و زمينه عضويت همگان هم فراهم شود.
مطلب ديگر اين كه مجله انتشار اينترنتى همزمان با انتشار كتبى داشته باشد و هميشه در كامپيوترها در دسترس همگان باشد و مطالب يا فهرست مطالبى كه در طول ماه يا دو ماهى كه مجله منتشر مى شود, در مطبوعات يا پايگاه هاى مختلف اينترنتى درج شود تا از اين طريق در خصوص موضوعات مورد توجه نشريه, اطلاع رسانى صورت پذيرد. اين اقدام احتمالاً در جذب مخاطبان بيش تر و افزايش شمار خوانندگان مفيد و مؤثر باشد.

حوزه: جناب عالى هم, همچون بعضى از آقايان بر اين عقيده بوديد كه از نويسندگان بيش تر و سليقه هاى گوناگون استفاده شود. شيوه و راهكار پيشنهادى شما براى اين مسأله چيست؟

به نظر من مجله حوزه به لحاظ نوع قلم, موفق و در نوع خود در استفاده از يك قلم نو و جديد نقطه عطفى در بين مطبوعات به شمار مى آيد, ولى مجله بايد زكات اين مسأله را بدهد. به اين معنى كه كارگاهى داشته باشد كه طلاب در كنار عزيزان ارجمند و نويسندگان محترم قرار بگيرند و عملاً نويسنده تربيت كنند. اگر چنين اقدامى در مجله صورت بگيرد, پس از مدتى مى توانيم شاهد تكثّر نويسندگان باشيم.

حوزه: به عنوان آخرين سؤال: به نظر حضرت عالى, طرح چه نوع مباحثى مى تواند جالب و جذاب باشد كه تاكنون در مجله به آنها پرداخته نشده است؟

در بحث محتوا شاهد توجه كم تر به عرصه هنر هستيم. به نظرم در صورتى كه هيأت تحريريه به بحث رسانه هاى جارى و جادويى و سينما و هنر بپردازند, در جذب مخاطب جديد موفق خواهد بود. اميدوارم زحمات عزيزان دست اندركار, مورد قبول و رضايت خداوند باشد.

پي نوشت :

* از دانش آموختگان حوزه تربت حيدريه و حوزه علميه قم. پس از پيروزى انقلاب اسلامى, در كنار تحصيل, همكارى علمى مستمر, با پژوهشكده باقرالعلوم, نهاد نمايندگى رهبرى در دانشگاه ها, مجلّه فرهنگ كوثر, صدا و سيماى جمهورى اسلامى و اكنون عضو شوراى فرهنگى آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه(س).
 
گفت وگو با رضا مختارى*

حوزه: به نظر شما, بايسته ها و اقتضائات رسانه هاى تبليغى دينى و حوزوى كدام است؟

براى رسانه تبليغى دينى و مذهبى اقتضاءاتى وجود دارد كه فكر مى كنم مهم ترين آن شناخت زمان و داشتن زبان و ادبيات متناسب با آن باشد كه اگر همه نشريات, بخصوص اين دسته از نشريات از اين دو عنصر استفاده نكنند, توفيقى نخواهند داشت.
مسأله ديگر توجه به نيازهاست. ممكن است يك مطلب كاملاً دينى, علمى و پژوهشى باشد, ليكن مورد ابتلاى امروز جامعه و مخاطبان نباشد; لذا چون مورد نياز امروزه جامعه مخاطبان نيست, مورد توجه واقع نمى شود.

حوزه: با توجه به همين ويژگى كه ذكر كرديد, جايگاه رسانه هاى دينى و حوزوى كشور را با توجه به ادوار مختلف تاريخى آن چگونه تحليل مى كنيد؟

در طول ساليانى كه رسانه هاى مختلف پا به عرصه وجود گذاشته اند, در هيچ دوره اى مثل زمان فعلى, نشريات و روزنامه ها و مجله ها مورد توجه نبوده و به اين تيراژ منتشر نمى شده اند. ليكن يكى از مسائلى كه مى توان از آن به عنوان نقيصه ياد كرد, سيستم توزيع و دسترسى همگان (يعنى جامعه مخاطبان) به اين نشريات است.
الآن اين گونه نشريات در استانهايى, همچون: تهران, قم, مشهد متمركز شده و به ميزان كافى توزيع مى شوند; اما سايرين در استانهاى ديگر به آن دسترسى ندارند. بسيارى از نشريات دينى و حوزوى در مكانهاى محروم و كوچك توزيع خوبى ندارند و به دست مخاطبان نمى رسند كه اميدوارم رسانه هاى تبليغى و دينى در اين باره و براى رساندن پيامها و اطلاع رسانى مناسب و جذب نظرات آنان اقدام مناسبى داشته باشند.

حوزه: رويكرد مجله حوزه به تبليغ افكار دينى و استفاده از ابزارهاى تبليغى كارآمد را چگونه ارزيابى مى كنيد؟

به نظر من مجله حوزه در تبليغ و ترويج افكار دينى به توفيقاتى دست پيدا كرده است. البته اين توفيق نسبى است. به نظر مى رسد در طول دهه اول انتشار, مجله حوزه از موفقيت نسبى بيش تر و بهترى برخوردار بود. البته در آن زمان تعداد مجلات كم تر بود و اصحاب اين مجله (حوزويان) توجه بيش ترى به آن داشتند و لذا تأثير زيادى در بين طلبه ها و حوزويان داشت.

حوزه: شما علت اصلى اين كاستى را در چه مى بينيد؟

مجله حوزه در طول سالهاى ابتدايى انتشار خود, به كاستيها و امور طلبه ها و حوزه ها به نحو احسن اشاره مى كرد كه هم اكنون يك مقدارى از آن حالت فاصله گرفته است.
در دوره اخير, اين ضرورت وجود دارد كه مجله در كنار جذب مخاطبان جديد به مخاطبان اصلى و اوليه اين حوزه نيز توجه لازم و كافى داشته باشد. البته شايد آقايان براى اين تغيير روش, دليلى داشته باشند, ولى بيرونيها و بسيارى از خوانندگان بر اين نظر هستند كه بهتر است مجله مخاطبان اوليه خود را فراموش نكند.
مسأله ديگرى كه من فكر مى كنم در دوره جديد بايد به آن توجه شود, استفاده از نويسندگان جديد است. سابق بر اين از تعداد محدودى از آقايان و نويسندگان استفاده مى شد. شايد اگر دايره استفاده از مطالب نويسندگان وسيع تر و از مقالات جديد و متعدد استفاده شود, به اقبال مجله بيفزايد البته در ابتدا به مسأله سيستم توزيع هم اشاره كردم و اميدوارم در دوره جديد, مسأله توزيع هم ملاحظه شود و با تمهيداتى كه انديشيده مى شود, براى بسيارى از طلبه ها و نويسندگان قابل دسترسى باشد.

حوزه: طبيعى است كه مجله در دوران انتشار خود تحول كيفى را به عنوان يك هدف تعقيب مى كرده است, در حال حاضر به نظر جناب عالى, چه عواملى مى تواند به اين تحول كيفى كمك نمايد؟

اگر دست اندركاران نشريه به مسائل روز و مبتلا به حوزه بپردازند و پاسخى به سؤالات مبتلا به حوزويان داشته باشند, از اقبال بهترى برخوردار خواهد بود. به عنوان مثال چند سال پس از وفات آيت اللّه بروجردى, مرحوم استاد مطهرى به همراه چند تن از دوستان شان مجموعه مقالاتى را تحت عنوان (مرجعيت و روحانيت) جمع آورى كردند كه من فكر مى كنم اكنون هم, بهترين كتاب براى مرجعيت, همان مجموعه باشد. مجله حوزه هم يكى دو شماره به اين موضوع پرداخت, منتها صرفاً از قلم خود اصحاب مجله و نويسندگان خود استفاده كرد. به نظر من بهتر است درباره مسأله مرجعيت و بهبود آن و بيان ضعفها و نقاط قوت و كليه امور مربوط به آن از زبان و قلم كسانِ بيش ترى استفاده شود و حيطه نظرات گسترده تر باشد.
مسأله ديگر متون آموزشى و درسى حوزه است كه پيش ترها, در مجله حوزه به اين موضوع بيش تر توجه مى شد و اكنون توجه به آن كم تر شده است. امورى مثل روشِ مديريتى حوزه, امتحانات حوزه, نوع مدارج و نحوه پذيرشِ در حوزه, بايد بيش تر مورد توجه واقع شود.
فرض بفرماييد مجله حوزه مى تواند درباره سال ورود به حوزه و پذيرش در حوزه, به طور كارشناسى و فنى بحث و بررسى كند. يعنى از نگاه صاحب نظران مشخص شود در چه سالى و چه دورانى براى ورود به حوزه بهتر است؟ يا معين شود كه در چندسالگى بهتر است يك شخص وارد محيط طلبگى شود و جذب طلبه با چه توان علمى صورت گيرد. بهتر است شخص سيكل, ديپلم, ليسانس و… باشد و يا نظاير اينها… متأسفانه در سيستم آموزش فعلى حوزه ها, همه كسانى كه وارد مى شوند, از يك متن درسى استفاده مى كنند.

پي نوشت :

* از دانش آموختگان حوزه درس آقايان: استادى, پايانى, خرازى, غلامرضا صلواتى, نكونام, عالمى, صالحى افغانى, مدرس افغانى دروس ادبى و سطح. و حضرات آيات, شيخ يحيى انصارى, بهجت, شيخ جواد تبريزى, جوادى آملى, حسن زاده آملى, سبحانى تبريزى, شبيرى زنجانى, شمس خراسانى, فاضل لنكرانى, مصباح يزدى, مظاهرى اصفهانى, مكارم شيرازى, وحيد خراسانى, دروس فقه, اصول و فلسفه. نويسنده و پژوهشگر و داراى آثار فراوان, از جمله: سيماى فرزانگان, فهرست آثار خطى شيخ مفيد, طرح تدوين كتابشناسى بزرگ شيعه, مسجد شريف نبوى, جمع پريشان, الشهيد الاول: حياته و آثاره و…
 
گفت وگو با محمدجواد صاحبى*

حوزه: از يك رسانه دينى, چه انتظارهايى مى توان داشت. بايسته ها و اقتضاءات رسانه دينى را چه مى دانيد. آيا تاكنون رسانه هاى دينى كشور, توانسته اند انتظارها را برآورند و بايسته و اقتضاءات را به درستى رعايت كنند.

در پاسخ بايد عرض كنم رسانه در معناى اعم آن, شامل كليه امكانات صوتى, تصويرى, شنيدارى و نوشتارى است. اين رسانه ها با هم متفاوت هستند. هركدام اينها اقتضاءات و امكانات و مخاطبان ويژه خودش را داراست. رسانه اى مثل صدا و سيما, مخاطبان متنوعى را دربر دارد. طبيعى است بايستى به تعداد سليقه هاى موجود جامعه, با توجه به سطوح مختلف اجتماعى, برنامه هايى متناسب داشته باشد و فيلمها و برنامه هاى متناسب با اين سطوح مختلف جامعه ارائه دهد.
به نظر من, اين كار در رسانه اى مانند صدا و سيما متأسفانه در حدّ انتظار عملى نشده است. شايد در ابتداى انقلاب اسلامى, از صدا و سيما انتظار مى رفت كه بتواند در عرصه هاى پژوهشى, آموزشى و هنرى كارهاى خوبى ارائه دهد و در بين نسل هاى مختلف بخصوص جوانان, جاذبه هايى براى گرايش به دين ايجاد كند; ليكن اين كار به نحو احسن انجام نشده است كه جاى بررسى اين موضوع, اين جا نيست و در يك همايش و گردهمايى مهم بايد به بررسى اين مسأله پرداخته شود.

حوزه: شايد به نوعى لازم باشد كه به اين مسأله پرداخته شود كه حكومت و حاكميت به طور كلى و حوزه به طور اخص, از ابزارهاى رسانه اى مدرن براى تبليغ و ترويج انديشه هاى دينى چگونه استفاده كرده و ابزارهاى سنتى در اين ميانه به چه سرنوشتى دچار شده اند؟

منبر به عنوان رسانه قديمى داراى كارآيى خوب و بسيار بالا بوده و در رژيم گذشته از آن, به عنوان مهم ترين رسانه در اختيار روحانيون و علما, استفاده مى شده است. بسيارى از حقايق از اين طريق به مردم عرضه و حركتهاى اجتماعى بزرگ توسط منابر ايجاد شده است.
دانشمندان بزرگ و علماى ربّانى, براى آگاهاندن مردم, از منبر استفاده مى كردند. منبر, با همه اهميتى كه در تاريخ داشته, بعد از انقلاب آن جايگاه گذشته را از دست داده است. در حالى كه انتظار مى رفت با فضاى مناسبى كه ايجاد شده, به نحو احسن رسالت خودش را انجام دهد. منبريهاى ما در گذشته, افراد بسيار فاضل, باسواد و عالم بودند و ما كسانى مانند: مرحوم آقاى راشد را داشتيم كه فيلسوف, حكيم و دانشمند بود و پيام سنجيده او هنوز هم پس از نيم قرن براى فضلا قابل استفاده است.
مرحوم آقاى فلسفى كه از نظر دانش و هنر خطابه در حد بسيار خوب و سخنان او تأثيرگذار بود.
مرحوم مطهرى كه شايد يگانه زمان ما باشد.
و….
اما پس از انقلاب, شاهد افت اين رسانه هستيم و حتى بايد بگويم كه بعضى از منبريهاى فعلى, صلاحيت لازم را ندارند. متأسفانه بعضى از اينان, به رسانه هاى گروهى هم راه پيدا كرده و مطالبى منتشر مى كنند. در حالى كه منبر رسانه اى بوده است كه لااقل در طول اين دو قرن اخير, تحولات فكرى زيادى داشته و سبب شده است, به هر حال, حوزه علميه قم و دفتر تبليغات اسلامى براى اين مسأله بايستى برنامه ريزى جدّى انجام مى داد و گويندگانى را تربيت مى كرد كه براى بيان حقايق به مردم در شهرها, روستاها و خارج از كشور مفيد باشند كه اين هم متأسفانه در حدّ قابل انتظار و كاربردى و مفيد نبوده و انجام نگرفته است.
مسأله ديگر بحث امكانات رايانه اى و نرم افزارهاى مختلف و ابزارهايى چون اينترنت است كه امروز در اختيار ما قرار گرفته است و بايد ببينيم كه چگونه از اين ابزارها و امكانات, در تبيين و نشر معارف دينى, مقوله هاى اجتماعى و فرهنگى خودمان استفاده مى كنيم؟ به نظر من, از اين وسيله بسيار مهم و مفيد در ايران به صورت تقليدى استفاده مى شود و جنبه تشريفاتى پيدا كرده است. اما در مجموع رسانه هاى مكتوب, بخصوص مطبوعات و كتابهاى منتشر شده, تا حدودى توانسته اند حقايق اسلام را در حدّ معمولى بيان دارند. البته برخى از رسانه هاى موجود با مخاطب سنخيّت ندارند. در برخى از اين نشريات, كار به روش سنتى است و به دليل اين كه از قالبهاى جديد در آنها بهره گيرى نمى شود, نتوانسته اند آن جاذبه مناسب را براى مخاطبان داشته باشند. به طور كلى ما درباره رسانه هاى مكتوب هم, يك سياستگذارى كلان نياز داريم, تا بتوانيم معارف دينى را به مردم منتقل كنيم.

حوزه: ارزيابى جناب عالى از مجله حوزه چيست و چه انتظارهايى را بايد برآورد.

بايد عرض كنم: مجله حوزه در ابتدا يك حركت ابتكارى بود. اين جريان نوگرا, اصلاحى و آموزشى مكتوب هم از جهت ادبيات و هم از نظر شيوه ويرايش و هم از جهت قالبهاى نو براى محتواهاى كهن بسيار تأثيرگذار بود. بسيارى از مجلات از آن متأثر شده اند. جامعه علمى و دينى ما اقبال خوبى به اين مجله داشتند و همواره به مخاطبان آن افزوده مى شد و اين كار در نوع خود منحصر به فرد بود. در واقع, مجله ديگرى هم در آن زمان وجود نداشت و مجله حوزه هم در شرايط جنگ و هم در شرايط بحرانهاى داخلى كارى بايسته و شايسته به شمار مى آمد و در كارهاى مطبوعاتى دين, كم سابقه و شايد بى سابقه بود و لذا استقبال خوبى هم از سوى مخاطبانش شد.
اكنون هم انتظار مى رود استقبال مخاطبان از اين مجله, كه فكر مى كنم نسبت به گذشته ها قدرى كم رنگ شده, افزايش يابد.

پي نوشت:

* از دانش آموختگان حوزه درس حضرات آيات: شيخ على پناه اشتهاردى, مرتضى بنى فضل, عابدى شاهرودى, استاد جلال الدين آشتيانى, محمدابراهيم جناتى, سيدعبدالكريم موسوى اردبيلى و… دبير شورا و مسؤول دبيرخانه دين پژوهان كشور, رئيس هيأت مديره انجمن اديان و مذاهب حوزه علميه قم, عضو شوراى پژوهشكده تاريخ و سيره پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامى دفتر تبليغات اسلامى, كارشناس و مشاور برخى از برنامه هاى شبكه هاى سراسرى صدا و سيما, مدير انتشارات و مجلات كل سپاه پاسداران ( از ١٣٥٩ ـ ١٣٦٢) , سردبير مجلّه كيهان انديشه (از آغاز تا پايان ١٣٦٤ ـ ١٣٧٨), و داراى آثار بسيار: مقاله هاى تاريخى, سياسى, اجتماعى و علمى و چند كتاب, از جمله: انديشه اصلاح در نهضت هاى اسلامى, مقتل الشمس, بنيان گذار نهضت احياء تفكر دينى و…
 
گفت وگو با يعقوبعلى برجى*

حوزه:به نظر شما مهم ترين انتظارى كه از مجله حوزه وجود داشته, چه بوده است؟

در ابتدا بايد به اين مسأله اشاره كنم كه از هر نشريه اى يك انتظار خاص وجود دارد و نشريات داراى جايگاه و مرتبه هاى خاص خود هستند.
برخى نشريات, داراى وظيفه اطلاع رسانى و برخى ترويجى و برخى پژوهشى هستند. طبيعى است هركدام از اين نشريات ويژگيهاى خاص خود را دارند. به عنوان مثال:
اگر نشريه داراى مشى اطلاع رسانى است, بايد اطلاعات و محتواى آن, به روز باشد.
اگر نشريه ترويجى است, بايد نيازهاى دينى و فرهنگى جامعه را شناسايى كند.
اگر نشريه پژوهشى باشد انتظار نوآورى و ابداعات در عرصه هاى مختلف, از آن وجود دارد.
با اين مقدمه من فكر مى كنم نشريه حوزه از جايگاه, منزلت و وظيفه سنگينى برخوردار است.

حوزه: اين وظيفه و منزلت چگونه بايد تبيين و پياده شود؟

اگر ما دغدغه يافتن جايگاه مناسب در آينده را داشته باشيم, مى توانيم بر اين اساس جايگاه بهترى براى نشريات خودمان تعريف كنيم. به طور كلى با تداوم وضعيت موجود, زمينه افول و ترك خوانندگان فراهم مى گردد; اما براى اين كه بتوانيم در جامعه و بخصوص در ميان نسل جوان و دانشگاهى و اهل فضل و فرهيختگان, جايگاه مناسبى پيدا كنيم, بايد هم در شكل و هم در محتواى مطالب, در انديشه تحوّل باشيم. بويژه دروضعيت موجود, رسانه هاى بيگانه و سايتهاى مختلف و اينترنت و… رقيب ماست و براى مقابله با آنها و ايجاد تحولات تازه بايد داراى انديشه نو و تجربه كافى باشيم.

حوزه: به نظر شما, رويكرد مجله حوزه در نوپردازى و ايجاد تحول چگونه بوده است؟

مجله حوزه, جزو پيشگامان مجلات دينى و ارزش مند است. انعكاس افكار جديد حوزه از وظايف نشريات دينى بخصوص مجله حوزه است كه تا حدودى موفق بوده است; ليكن بيش از اين بايد مورد توجه واقع شود.
به نظر من دايره نويسندگان اين نشريه محدود بوده است كه بايد اين مسأله را حلّ كرد. البته در اين نشريه مصاحبه هاى خوبى با علما و مدرسان حوزه صورت گرفته است. گفت وگوهاى خوبى با صاحب نظران دينى و كارشناسان حوزوى انجام گرفته است كه تحولاتى را در حوزه باعث شده است.

حوزه: به نظر جناب عالى, چه كاستيهايى در مجله وجود داشته و دارد و براى برطرف كردن و تبديل آنها به قوت, چه پيشنهادهايى داريد؟

بنده معتقدم چند ضعف مهم در نشريه حوزه وجود داشته و اكنون هم وجود دارد. اميدوارم گردانندگان اين نشريه جالب, در رفع آنها بكوشند. ١ . رسالت اين نشريه مبهم است آيا مجله حوزه, يك نشريه اطلاع رسانى است؟ يا يك نشريه ترويجى است؟ يا يك نشريه پژوهشى است؟
اگر خواننده اى به بررسى و مرور اين نشريه بپردازد, با اين مسائل مواجه خواهد شد. در برخى از صفحه ها به امور ترويجى و در برخى به امور اطلاع رسانى و در برخى از صفحه ها به مسائل پژوهشى پرداخته شده است; در حالى كه موضع هر نشريه بايد از ابتدا مشخص و معين باشد.
٢ . گستردگى يا عدم تعيين موضوع خاصى كه اين نشريه دنبال مى كند; يعنى هر مطلبى و از هر بابى در اين نشريه مطرح مى شده و مى شود و نشريه تاكنون به تمام عرصه هاى تعاليم دينى متعرض شده است. به نظر من اين نشريه براى آينده خودش, بايد يك رسالتى را تعريف كند و براساس تقسيم بنديهايى كه در جهان و ايران وجود دارد, موضوع بندى و در آن مسير جهت گيرى شود. البته شايد اين رسالت براى دست اندركاران آن روشن باشد ليكن براى خوانندگان شفاف نيست.
٣ . استفاده از مطالب نويسندگان تكرارى و هميشگى است. اين نوع رفتار را نمى توان به عنوان انعكاس و اطلاع رسانى افكار حوزه و حوزويان ناميد, بلكه انعكاس افكار عده اى مشخص است. اين نوع نشريه را مى توان مانند يك كتاب تلقى كرد يا به تعبيرى چند كتاب در يك كتاب جمع آورى شده است.
به هر حال, اينها مواردى از كاستيهايى است كه به نظر من وجود دارد و متوليان نشريه بايد به اين موضوع و رفع آن بينديشند و اقدام متناسب با آن داشته باشند.

حوزه: نقاط قوت و كارآمديهاى مجله حوزه, به نظر شما در طرح چه موضوعها و نگاه هايى است.

به نظر من اين نشريه نقاط قوت بسيارى داشته است:
١ . از نقاط قوت و برجسته آن پيشگامى نشريه در برابر همه نشريات ديگر حوزوى است كه عرصه را براى ديگر نشريات حوزوى باز كرد و اين يك نقطه قوت و ارزش مند است.
٢ . پرداختن به حوزه و متون درسى آن, نقاط قوت و ضعف حوزه و ايجاد زمينه براى تحولات در حوزه از ديگر نقاط قوت اين نشريه است.
٣ . پرداختن به دستورالعملها و توصيه هاى اخلاقى بزرگان و ترويج آنها, براى خوانندگان و مخاطبان, بسيار با اهميت بوده است.
٤ . انجام مصاحبه هاى متنوع كه از بزرگان, در اين مجموعه به ارمغان مانده است از نقاط قوت نشريه به شمار مى آيد و اميدوارم در آينده نيز تداوم پيدا كند.

حوزه: با توجه به نقاط ضعف و قوتى كه براى نشريه برشمرديد, ارزيابى كلى شما از دو دهه عملكرد آن چيست؟

در مجموع, نشريه اميدواركننده و خوبى است و كار ارزش مندى صورت مى گيرد. به نظر من جا دارد اين نشريه به قضاوت و بررسى نظرات خوانندگان و مخاطبان خود بپردازد و گروهى مأمور تحقيق در اين نظرات شوند و از مجموع اين نظرات راهكارى براى آينده نشريه تعريف كنند. از ديگر مواردى كه مى تواند براى آينده نشريه بسيار مفيد باشد, اين كه بررسى شود چه خلأهايى در حوزه هاى علميه وجود دارد و نشريه, سمت و سوى خود را براى رفع اين خلأها تنظيم كند.

پي نوشت:

* از دانش آموختگان حوزه و دانشگاه. داراى كارشناسى ارشد از تربيت مدرس قم و دكترا ازدانشگاه امام صادق(ع). استاد حوزه (تدريس منطق مظفر, معالم الاصول, قواعد فقه, اصول فقه, شرح لمعه) و دانشگاه (تديس در دانشگاه فردوسى مشهد٧١ ـ ٧٢, در مدرسه عالى تربيتى و قضايى قم و مجمتمع آموزش عالى ٧٣ ـ ٧٨). نويسنده و پژوهشگر و همكارى علمى با مراكز تحقيقاتى حوزه: (مركز فرهنگ و معارف قرآن, دائرة المعارف فقه اهل بيت, مدرسه امام خمينى, مؤسسه احياء آثار امام خمينى در گروه زمان و مكان, مجلات علمى ـ تخصصى) مركز مطالعات و تحقيقات حوزه نمايندگى ولى فقيه در وزارت جهادكشاورزى و…. داراى آثار علمى, مقاله ها: سيرى در (انوار الهدايه) نوشته امام خمينى, تحقيق و وتصحيح كتاب الخلاصه فى علم الكلام, بدعت و ديدگاه هاى مختلف, طرحى در باب تهيه دائرة المعارف فقه اسلامى, بدعت در فقه اسلامى, روشنفكران و تجددطلبى و…, كتابها: سيماى كارگزاران, اخلاق كاركنان, راز نيك بختى, ولايت در قرآن, سير تاريخى نظريه ولايت فقيه و….

 

گفت وگو با سيدموسى ميرمدرس*

حوزه: به نظر جناب عالى از يك رسانه دينى و تبليغى چه انتظارهايى بايد داشت و در شرايط كنونى, چگونه بايد مشى كند كه به خواسته ها و نيازهاى فكرى و فرهنگى پاسخ بدهد؟

نخست آن كه: تبيين و تفسير و شناساندن معارف و مفاهيم ناب دينى به مخاطبان
دو ديگر: غبارزدايى از اين معارف و پيراستن آنها از خرافات و پندارهاى غير دينى
سه ديگر: دفاع وحيانى و عقلانى از حقيقت دين و سمبل ها و نمادهاى آن بويژه شناسايى شبهه هاى مطروحه در حوزه مباحث دينى و ارائه پاسخ مناسب به آن شبهات براساس تقسيم بندى مخاطبان و ميزان تأثيرگذارى آنها و خلاصه كلام آن كه رسالت رسانه هاى دينى تبيين دين و دفاع از آن در مقابل شبهات است و پيداست كه موفقيت در اين حوزه در گرو شناخت درست مخاطبان, درك نيازها و انتظارات آنها از دين و پاسخ به پرسشهاى آنها و گستردن بستر ديالوگ و اثبات عالمانه برترى دين است و البته درين ميان اهتمام به جوانان و جوان محورى, در ساحت مخاطب بسيار ضرورى است, براى نيل به اين هدف, بايد اين امور را مطمح نظر قرار داد:
١. شيوا و روان نويسى
٢. رعايت قواعد ويرايش و زيبانويسى
٣. پرداختن به مباحث جديد
٤. پيشگامى و پرهيز از برخوردهاى واكنشى
٥. بهره جستن از جلوه هاى زيبايى شناسى در عرصه مطبوعات و اهتمام به صفحه آرايى فاخر و طراحى و گرافيك امثال ذلك.

حوزه: جايگاه رسانه هاى دينى و مذهبى را با توجه به ادوار مختلف تاريخى چگونه تحليل مى كنيد؟

در ابتدا بايسته است رسانه ها را به سه بخش زير تقسيم كرد:
١. ديدارى مانند تلويزيون, سينما, اينترنت, تئاتر و تعزيه
٢. شنيدارى مانند راديو, دستگاه پخش صوت
٣. مكتوب مانند كتب و نشريات
طبيعتاً آن چه كه به تناسب مجله حوزه مورد پرسش قرار گرفته است جايگاه رسانه هاى مكتوب, بويژه مطبوعات دينى و تبليغى است.
در يك نگره كلى مى توان مطبوعات دينى را به مطبوعات قبل و بعد از انقلاب اسلامى تقسيم كرد.
پيش از انقلاب, مطبوعات در بستر خاصى حركت مى كردند بدين ترتيب:
نخست آن كه: روحانيت به عنوان رهبران و گروه مرجع مردم, منتقد رژيم حاكم بودند, ولى در حاشيه حكومت قرار داشتند.
دو ديگر: رواج و تلقى عمومى از دين, دين فردى و حداقلى بود و رژيم وقت نيز همين را تبليغ مى كرد.
سه ديگر: رژيم وقت, اجازه نشر آزاد معارف دينى را نمى داد.
چهار ديگر: عوامل و ابزارهاى خنثى كننده تبليغات دينى, چون سينما, تلويزيون, مطبوعات زرد و غيره بسيار فراوان و در دست مخالفان حاكميت دينى و سمبل هاى دينى بود.
با اين حال, پيش از انقلاب دوگونه نشريات وجود داشتند:
١. نشرياتى كه عموماً صبغه فرهنگى ـ دينى داشتند و در عرصه مباحث سياسى ـ اجتماعى اهتمام مى ورزيدند و از منظر سياسى به نشر و ارائه مباحث دينى مى پرداختند, مانند مكتب تشيع
٢. نشرياتى كه صبغه دينى نداشتند و گاه عليه دين و آموزه هاى دينى تبليغ مى كردند و يا به مسائل مبتذل مى پرداختند و سبب افت فكرى و ضعيف شدن باورهاى دينى مى شدند.
اما بعد از انقلاب اسلامى رويكرد جديدى در حوزه نشريات دينى انجام گرفت از جمله ويژگيهاى اين دوره:
١. رسميت يافتن اسلام حكومتى و تلقى حداكثرى ازدين و به تبع آن انتظارات فراوان از دين و رسانه هاى دينى
٢. آزادى در نشر معارف اسلامى و گشودن فضاى جديد براى تجربه هاى نو و از همين جريان نوانديشى و نوگرايى درست دينى تكوّن يافت.
٣. حمايت حاكميت دينى از اين گونه نشريات
٤. محدوديّت تعداد نشريات دينى نوپديد و عدم وجود رقيب جدى

حوزه: با توجه به وضعيت فعلى رسانه هاى دينى و تبليغى چه آينده اى براى آنها متصور است؟

امروز وضعيت دهه نخست انقلاب اسلامى دگرگون شده است, روزى در حوزه علميه تنها دو نشريه پاسدار اسلام و مجله حوزه وجود داشت انتظارات مخاطبان و ميزان سواد آنها ـ حتى طلبه ها و روحانيان ـ كم تر از امروز بود, آشنايى با تحصيلات و دانش جديد بسيار كم تر از امروز بود, بويژه هشت سال دفاع مقدس فضاى كشور را به سمت معنويت شكل داده بود و تشنگان معارف اسلامى با ولع به سوى رسانه هاى دينى هجوم مى آوردند; ولى اكنون, چنين نيست, رقيبان مطبوعاتى بسيار زيادى به صحنه رقابت آمده اند, ميزان تحصيلات دانشگاهى مخاطبان افزايش چشمگيرى يافته, نشريات به سوى تخصصى شدن حركت مى كنند. امروز فقط در استان قم نشريات تخصصى فراوانى در زمينه فلسفه, كلام, علوم سياسى, تاريخ, اديان, معرفت شناسى وجود دارد و نشريات قابل توجهى براى مقاطع سنى مختلفى در همين استان انتشار مى يابد.
ذائقه مخاطبان بسيار متنوع گشته و به نظر مى رسد نشرياتى از قبيل مجله حوزه فاصله زيادى با مطالبات و نيازهاى مخاطبان, حتى حوزوى دارند.

حوزه: رويكرد مجله حوزه در راه تبليغ افكار دينى و استفاده از ابزار تبليغى مدرن تاكنون چگونه بوده است, به نظر شما نقاط قوت و كارآمدى و نقاط ضعف و نارسايى در طول دو دهه انتشار چه بوده, چه راه كارهايى براى موفقيت بيش تر و تضمين توفيق مجله به نظر شما وجود دارد؟

شك نيست كه داورى درست در گرو شناخت درست است و لذا داورى نزديك به واقع درباره مجله حوزه نيز مستلزم مطالعه و بررسى وضعيت گذشته و حال اين مجله است. بنده در دهه نخست انقلاب اسلامى جزو خوانندگان اين مجله بودم, ولى اكنون سالهاست كه به دليل كثرت نشريات و عمدتاً گرايشهاى خاص مطالعاتى مطبوعاتى كم تر فرصت ديدن مباحث اين مجله را دارم; اما اجمالاً مى توانم عرض كنم كه برخى نقاط قوت و كارآمدى اين جمله در اين امور خلاصه مى شوند:
١. داشتن تيم كارى ثابت و نويسندگان هميشه در اختيار.
٢. بهره جستن از ادبيات روز و نگارش مطلوب.
اما پاره اى از نقاط ضعف و نارسايى اين مجله عبارتند از:
١. فاصله گرفتن از نيازهاى مخاطبان
٢. تبديل شدن به كتاب واره اى كه سالى چند جلد آن منتشر مى شود.
٣. محصور شدن در نويسندگان رسمى نشريه.
٤. نداشتن آرايه هاى هنرى مطلوب, طراحى, صفحه آرايى چشم نواز و غيره.
٥. غير روزآمد بودن و عدم قدرت رقابت در عرصه هاى جديد مطبوعاتى.
اما اين كه چه بايد كرد, بحثى درازدامن و دامن گستر است ولى اجمالاً مى توان گفت رعايت امور زير الزامى است:
١. شناسايى مخاطبان از طريق نظرسنجى و نيازشناسى.
٢. شناختن جايگاه و رسالت مجله حوزه در ميان انبوه مجلات مشابه.
٣. بر هم زدن فضاى اعضاى دائرةالمعارف گونه و نويسندگان ثابت.
٤. تعيين گرايش تخصصى كه فى المثل فقهى است يا كلامى يا سياسى يا اجتماعى و يا فرهنگى.
٥. حركت به سمت فضاهاى نو و راه هاى نارفته (نوآورى).
٦. تغيير ساختار و شكل و فرم مجله متناسب با فضاى جديد تعريف شده.
من نمى دانم شما به چه نتيجه اى خواهيد رسيد, ولى احساس مى شود كه امروز در حوزه علميه قم چند مقوله بى متولى مانده است:
١. نشريه اى تحليلى و فاخر كه از منظر حوزوى به مباحث سياسى ـ اجتماعى روز بپردازد.
٢. نشريه اى فرهنگى ـ اخلاقى كه به ضرورى ترين نياز جامعه و حوزه پاسخ دهد.
٣. نشريه اى كه به شبهات دينى در ساحت هاى گوناگون اهتمام ورزد.
٤. نشريه اى براى جوانان.

پي نوشت:

* از دانش آموختگان حوزه و دانشگاه, مسؤول دفتر سياسى دفتر تبليغات اسلامى, سردبير ماهنامه پاسدار اسلام(به مدت چهار سال). نويسنده و پژوهشگر. نگارش ده ها مقاله در زمينه هاى: حقوق اساسى, تاريخ سياسى, فقهى ـ حقوقى, سياسى ـ اجتماعى و فرهنگى و چند كتاب: جامعه برين, كوروش و ذوالقرنين در تاريخ و آيين, عاشورا, متد تحليل پديده هاى سياسى.
 
گفت وگو با ابوالفضل موسويان*

حوزه: به ٢٠سالگى عمر انتشار مجله حوزه رسيده ايم. شما فعاليت و عملكرد مجله در طول دو دهه انتشار آن را چگونه ارزيابى مى كنيد؟

, رسانه تبليغى فقه و حوزه با توجه به ضرورت هايى كه براى آگاهى دادن به مخاطبان خودش (يعنى طلاب و مبلغان علوم اسلامى) احساس مى كرد, نشريه موفقى بوده است. مجله حوزه در آن زمانى كه هيچ نشريه اى در ميان حوزويان وجود نداشت, آغاز به فعاليت كرد و جايگاه خوبى در ميان اين قشر پيدا كرد. در آن دوران, با توجه به تغييرات زمانى و مسائل پديد آمده, سؤالات بسيارى براى حوزويان به وجود آمده بود كه اين نشريه پاسخ گوى آنها بود. مجله حوزه در دهه اول انتشار خود, پيام رسان خوبى براى حوزويان بود و همراه با زمان پيش مى رفت; اما برداشت كلى من اين است كه مجله پس از اين دوران (دهه اول) متأسفانه يك حالت يكنواختى پيدا كرد و نتوانست همگام با تحولات حوزه و سؤالات جديد حركت و از ابزارهاى كارآمد براى پاسخ گويى استفاده كند. تصور بنده اين است كه در دهه دوم بيشتر بر همان محورهاى سابق تكيه مى شد و همين عامل باعث شده است كه از جذابيت اوليه آن كاسته شود.

حوزه: جناب عالى با همين تصور چه توصيه و راهكارى را براى نشريه پيشنهاد مى كنيد؟

, اميدوارم با توجه به تغييراتى كه در خط مشى نشريه پيدا خواهد شد, اين احساس به طور جدى مورد توجه قرار گيرد و همزمان با اين تحولات, در كادر مجله و محتواى سابق مجله تغييرات جدى ايجاد شود و بتواند همراه با نيازهاى زمان وظيفه پاسخ گويى و اطلاع رسانى نسبت به اين قشر را به نحو احسن به انجام برساند.
در حال حاضر با توجه به تحولات و تغييرات زمان, سؤال هاى بسيارى فراروى حوزويان قرار گرفته است; چه درباره مسائل داخلى خود, و چه درباره مسائل داخلى كشور و نيز مسائل خارج كه فكر مى كنم وظيفه نشريات از جمله نشريه حوزه اين است كه در اين زمينه ها اطلاع رسانى كنند.

پي نوشت:

* از دانش آموختگان حوزه علميه قم و داراى دكتراى مبانى فقه از حوزه علميه قم. نويسنده و پژوهشگر. مقاله ها: شيوه هاى تبيين جامعيت قرآن, اسلام و گفت وگوى اديان, بررسى منشأ مشروعيت حكومت. نقش و جايگاه مردم در انديشه سياسى اسلام, اقليت و اكثريت در انديشه سياسى اسلام, آزادى عقيده و جهاد ابتدايى, انسان مختار و حد آمريت حكومت از ديدگاه اسلام, مشاركت مطلوب در روند تمدن جهانى و… كتابها: مبانى مشروعيت حكومت, ماهيت حق, تحقيق رجال كشى و… مسؤول انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, سال ١٣٦٣ . سردبير مجلّه نامه مفيد, يازده سال, از سال ١٣٧٣ .

 

گفت وگو با غلامرضا گلى زواره*

حوزه: جناب عالى در خصوص بايسته ها و اقتضائات رسانه هاى تبليغ دينى و حوزوى چه ديدگاهى داريد و اين بايسته ها و اقتضاءات مورد نظر شما چه تأثيرى مى تواند در جامعه دينى داشته باشد؟

در مورد بايسته ها و اقتضاءاتى كه يك رسانه دينى و تبليغى بايد مراعات كند, بايد بگويم كه ما اول بايد مقصد و هدف و انگيزه اين حركت را درك و شناسايى كنيم. در فعاليتهاى تبليغى مذهبى هدف و مقصد اين است كه حقايقى براى مردم روشن گردد و اين حقايق, در رشد و شكوفايى علمى, فقهى, فكرى و مذهبى آنان اثر بگذارد و در ضمن, حركتهاى رسانه اى دشمنان, مخصوصاً تلاشهاى تبليغاتى استكبار خنثى گردد. يك فضاى آرام و تلطيف شده اى در جامعه به وجود بيايد كه در آن فضا مردم بتوانند مستقلاً و بهتر به مسائل خودشان و دستيابى به حقيقت ها بكوشند و در جهتِ توسعه معنوى و رشد خودشان گام بردارند. با اين مقدمه مى توان به اين نكته توجه كرد كه رسانه ها به اصطلاح به خوبى مى توانند در يك حركت عظيم, تحت عنوان (دانشگاه انسان سازى) مشاركت داشته باشند و جامعه را به سوى تعاليم و ترقى علمى و فرهنگى و به سوى يك استقلال واقعى سوق بدهند; اما اين مسائل بايدها و نبايدها و شرايطى را مى طلبد و فضايى را خواستار است كه اگر آنها محقق نگردد رسانه به مقصد خودش نمى رسد.

حوزه: فضاى مطلوب و ايده آل براى مجله حوزه چه مى تواند باشد؟ مهم ترين نكته در اين زمينه كه رسيدن به اين فضاى مطلوب را هموار و مساعد مى سازد كدام است؟

رويكرد مجله در مسأله تبليغ, بايد به امور مهم و نكته هايى باشد كه در درجه اول اولويت است,
١. براى نيازشناسى و نيازسنجى برنامه ريزى شود و براى مسائل جامعه نيازشناسى شود و موانع موجود در راه تحقق آنها هم شناخته شود.
٢. ميزان انتشار مجله در جامعه و انعكاس آن در بين اقشار و مخاطبان ارزيابى شود.
٣. مخاطب جديد بيابد و احياناً در بازيابى مخاطبان گذشته اقدام كند.
٤. در مسائل تبليغى و فرهنگى از كارهاى موازى و تكرارى بايد پرهيز و اجتناب شود و كارها و برنامه هايى مجدداً هزينه و ساخته و پردازش نشود.
٥. مجله اى كه هدف مذهبى دارد و مى كوشد بنيانهاى دينى را تقويت و ترويج كند, بايد به اصطلاح, بايسته هاى بيش ترى را رعايت كند و ابزارهايى را به كار گيرد كه اطمينان خوانندگان را بيش تر و بهتر جلب كند.
٦ . رويكرد مجله بايد به مسائلى از قبيل جهان اسلام باشد و براى مشكلات جهان اسلام, مشكلات كشورهاى اسلامى با دولتهاى ديگر و نيازهاى معنوى و فكرى لازم برنامه ريزى كند.
مجله حوزه, بايد از ديدگاه تبليغى به مسائل اصلى جهان اسلام رويكرد اساسى داشته باشد.
ما حدود ٥/١ميليارد مسلمان داريم كه در بسيارى از كشورهاى جهان با اكثريت مسلمان و يا با اقليت مسلمان, اقامت دارند هركدام از اين اقشار با يك شيوه تبليغى بخصوص ارتباط دارند. از اين جهت, نيازشناسى درباره آنها بايد به دقت انجام بگيرد.
در بدو كار شناسايى موقعيت اين كشورها, موقعيت اجتماعى, روابط مردم با دولتها و با يكديگر و آداب و رسومى كه در آنها حاكم است, بايد صورت گيرد و رسانه هاى دينى بايد در اين زمينه برنامه ريزى داشته باشند.
٧. مسأله ديگر آشنايى مبلّغان با باورها و اعتقادات كليه مسلمانان در كشورهاى مختلف است. ممكن است برخى از مسلمانان كشورهاى ديگر, يكسرى اعتقاداتى داشته باشند كه با اصول اسلامى منافاتى نداشته باشد, بايد مبلّغ با آنها آشنايى پيدا كند, تا اصطكاكى در قلم, بيان و… وى با آنان پيش نيايد و اين از وظايف مجله حوزه است كه بايد اطلاع رسانى كند و طلاب را در جريان قرار دهد.
٨. در برخى از كشورها, مسلمانان در اقليت هستند و در رويارويى با اكثريت, به دليل نداشتن اطلاعات كافى, دچار حقارت مى شوند و وظيفه نشريات دينى, از جمله مجله حوزه است كه به آنان اطلاع رسانى كنند بخصوص مسائل كلامى را در حد لازم به آنان بياموزانند, تا در گفت وگوها, از مجادله احسن برخوردار باشند.
٩. مسأله ديگر اين كه: در كنار نيازشناسى (منبع شناسى) هم مهم است بعضى از فعاليت هاى تبليغى منابع خاصى را مى طلبد بعضى, منابع كلامى لازم دارد, برخى مسائل سياسى و افشاگرى را مى طلبد و در برخى از مسائل به تفسير و بررسى روايات نياز داريم. اين امر مهم, از عهده رسانه دينى برمى آيد. مجله حوزه بايد در اين عرصه تلاش ورزد.
١٠ . مجله حوزه از ابزار تبليغى مختلفى بايد استفاده كند. رسانه ها, رايانه ها و شبكه هاى بين المللى, حتى به زبانهاى گوناگون بايد مورد توجه باشد و ابزارهاى تبليغى, تنها ادوات و اشياء نيستند. گاهى, مثلاً, يك فكر درست, يك بنيان منسجم, يك برنامه ريزى دقيق, مى تواند يك ابزار تبليغى باشد. اگر يك مجله اى يك برنامه ريزى كلان و فكرى استوار و محكم نداشته باشد, هرگونه ابزار و امكاناتى هم داشته باشد, موفق نخواهد بود. بايد مديريت و سازماندهى و پيش بينى اهداف و رسيدن به اهداف مورد نظر و مدنظر قرار بگيرد.
١١ . شناسايى ابزارهاى تبليغى دشمنان از ديگر مسائل مهم است.
١٢ . در كنار مسائل فوق استفاده از نيروهاى فكرى برجسته و تجارب آنها در داخل و خارج, بايد در سرلوحه كار قرار بگيرد. برخى, در گذشته تأثيرات فراوان بر روى حتى كشورهاى خارج داشته اند. نمونه بارز آن شيخ احمد قمى است, كه از همين چهارمردان قم, به تايلند رفت و به تبليغ روشهاى عملى و در نتيجه جذب عده اى گرديد. و اكنون حدود ٥ميليون مسلمان در تايلند وجود دارد كه ثمره آن مجاهدت است. و آرامگاه وى در تايلند است و مورد احترام همه اقوام تايلندى.
مجله حوزه, گاه به معرفى شخصيتهاى نقش آفرين در خارج از كشور پرداخته كه بايد ادامه بيابد.

حوزه: با اين نگاهى كه شما به برخى الزامات كارآمدى و موفقيت مجله داشتيد, به نظرتان نقاط قوت مجله حوزه در طول دو دهه انتشار چه بوده است؟

در مورد نقاط قوت مجله بايد بگويم:
١. با روشى كه در پيش گرفته و مطالبى كه عرضه كرده, موفق شده است بسيارى از مشاهير و دانشمندان را به خودش جلب كند و برخى نويسندگان و محققان بزرگ, مجله حوزه را به عنوان يك منبع و مأخذ مهم مورد استناد قرار داده اند.
٢. مصاحبه هايى كه با شخصيتهاى مهم انجام شده است, بسيارى از نقاط مبهم در تاريخ معاصر را روشن كرده است.
اين مصاحبه ها و نكته هايى كه در آنها طرح شده مدارك بسيار ارزش مندى است براى تنظيم تاريخ معاصر.
پس مصاحبه ها يكى از كاركردهاى خوب مجله حوزه است كه اميدوارم با برنامه ريزى بيش تر, تداوم يابد.
٣. همچنين مباحثى كه مجله حوزه در عرصه فرهنگ و انديشه مطرح مى كند, بسيار مهم است كه بايد به مسائل مورد ابتلاى جامعه بيش تر بپردازد و درباره آنها موضع گيرى داشته باشد و به برخى از مسؤولين, هشدارهاى لازم را بدهد.
٤. همچنين مخاطبان بسيار خوبى را در طول سالهاى قبل پيدا كرده بود كه بسيار مهم است. علاوه بر طلاب, دانشجويان و دانشگاه ها هم پى گير اين مجله هستند و به مطالب آن استناد مى كنند.
مجله حوزه علاوه بر نكات مثبت داراى ضعف هايى است كه اميدوارم مورد توجه قرار گيرد و رفع شود:
١. مجله از هدف اصلى خودش فاصله گرفته است كه شايد علتهاى گوناگونى داشته باشد.
٢. مقدارى از بار علمى مجله كم شده است.
اميدوارم علت اين نقطه ضعف ها پيدا شود و برطرف و جبران گردد.
به اميد آن كه مجله بتواند مقتضيات زمان و مسائلى را كه در داخل حوزه ها و در كشور و در جهان اسلام اتفاق مى افتد, مدنظر داشته باشد و به مخاطبان بهترى دست پيدا كند.
ان شاءالله مجله در آينده, پربارتر و متنوع تر و غنى تر بشود و به راه خود ادامه بدهد.

پي نوشت:

* از دانش آموختگان حوزه و دانشگاه, نويسنده و پژوهشگر, داراى آثار بسيار در زمينه تاريخ و جغرافياى سرزمينهاى اسلامى, شرح حال و بررسى افكار عالمان, حكيمان و عارفان نامور, تعزيه و سوگوارى و مقوله هاى اجتماعى, تربيتى و فرهنگى كه بخشى از اين موضوعات, در قالب و هيأت مقاله در مجلّه ها و روزنامه هاى كشور, چاپ و بازتاب يافته و بخشى در قالب و هيأت كتاب, از جمله: ارزيابى سوگواريهاى نمايشى, جغرافياى تاريخى و سياسى آسياى مركزى, آشناى عرشيان (زندگى و انديشه حكيم ميرزا مهدى الهى قمشه اى) سرزمين اسلام (شناختِ اجمالى كشورها و نواحى مسلمان نشين) جرعه هاى جانبخش (درباره علامه طباطبايى) كوفه پايگاه شيعيان, بيت المقدس مصلاى پيامبران, نايين گوهر كوير, سيماى چهارمحال و بختيارى, شهيد مفتح تكبير وحدت, شهيد مدرس ماه مجلس, غواص اقيانوس انديشه(زندگى و افكار علامه محمدتقى جعفرى).