نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - خودآگاهى تاريخى مسلمانان

خودآگاهى تاريخى مسلمانان


رابطه تحقق انقلاب جهانى اسلام با:

اسلام كه نتيجه كوشش ها و مبارزات پى گير و مداوم هزاران ساله پيامبران در طول تاريخ و مظهر برترين ارزشهاى توحيدى نجات بخش است اكنون مورد خشم و تهاجم همه جانبه نظامهاى مشرك و ملحد در غرب و شرق عالم قرار گرفته است .

دشمنان كينه توزارزشهاى والاى توحيدى افزون بر مخالفت و مبارزه سياسى اقتصادى و نظامى بااسلام از پيچيده ترينشگردها و شيوه هاى فرهنگى و علمى سلطه گرى در جهت مقابله با آن سود مى برند. يكى از اهداف آنان در چارچوب استراتژى مبارزه فرهنگى با آئين اسلام تزريق مواد فكرى و فرهنگى غفلت زا و بى هوش كننده به[ حافظه تاريخى] جوامع مسلمان واز بين

بردن[ خودآگاهى تاريخى] آنان مى باشد زيرا[ تاريخ آگاهى مسلمانان] در هنگام مقابله با تهاجم هاى خارجى موجب پايدارى دو چندان آنان گشته و پشتوانه روانى - فرهنگى در كسب پيروزى نهائى و بازيابى وحدت جهانى مسلمين بشمار مى آيد. بدينجهت براى آشنايى با واقعيت و حساسيت اين موضوع ضرورت دارد كه چند عنوان اساسى را دراين رابطه مورد بررسى قرار دهيم دراين صورت با يك سيراجمالى آشكار خواهد شد كه دشمنان اسلام تا چه حد كوشش داشته و دارند تا مسلمين را با تاريخ خود بيگانه نموده و يا تاريخ آنها را بگونه تحريف شده و وارونه نشان دهند. همچنين از لابلاى بحث هاى مربوط به اين عنوانها اين مطلب به دست خواهد آمد كه [آشنايى درست مسلمين با تاريخ اسلام] تا چه ميزان در پيروزى مبارزات آنها و تحقق يافتن انقلاب جهانى اسلام موثر مى باشد.

واينك سيرى در آن عناوين :

الف -[ هويت و هستى حقيقى جوامع]:
[جامعه] به عنوان واقعيتى داراى هويت مستقل و جداازافراد تشكيل دهنده آن يكى از كامل ترين و پيچيده ترين موجودات عينى و واقعى جهان آفرينش مى باشد.اگر هستى و طبيعت را جلوه ناشگفته آفرينش الهى بدانيم و هسته اوليه آن بشمار آوريم[ افرادانسانى] بگونه اى مستقل و جداى از جامعه درخت به شكوفه نشسته آن محسوب مى شوند كه در يك تركيب حقيقى با يكديگر [ جوامع انسانى] را بعنوان[ ثمره نهائى خلقت] بار مى دهند.

به بيان ديگر [ جامعه] بمثابه ثمره درخت به بار نشسته آفرينش بطور واقعى داراى هويت و شخصيت بوده است و بگونه مستقل از عناصر و افراد پديدآورنده خود داراى قوانين پيچيده و مخصوص بخود مى باشد.

فعل وانفعالاتى كه از مجموع اين قوانين به وجود مى آيد پايه شكل گيرى و پيدايش پديده غ قانونمند و متكامل ديگرى در هستى را فراهم مى سازد كه[ تاريخ] نام دارد و هميشه در حال حركت و فعليت يافتن است .

تاريخ كه بيانگر شكوفائى انفطار و فعليت يافتن نيروها واستعدادهاى بالقوه بشرى بصورت تدريجى مى باشد از حركت و حضور فعال و زنده جوامع در بستر زمان پديدار مى گردد.

از نظر بسيارى از فلاسفه و جامعه شناسان[ جامعه] داراى هستى واقعى مى باشد كه ناشى از فرض واعتبار بشر نيست . دانش[ جامعه شناسى] و علوم وابسته به آن براين اساس كه جامعه ها داراى وجود واقعى و قوانين معين هستند پا به عرصه وجود گذاشته است ازاين رو در صورت اعتبارى و قراردادى بودن[ جامعه] جامعه شناسى مفهومى نمى تواند داشته باشد.

از ديدگاه قرآن مجيد و برخى علماى تاريخ چنين بر مى آيد كه جوامع بشرى داراى وجود حقيقى در عالم خارج و در بر دارنده قوانين ويژه و جدا از وجودافراد مى باشند.

برمبناى دلالت روشن برخى ازاين آيات قرآنى [ امتها] كه همان[ جوامع] هستند داراى عمر و[ اجل] معينى مى باشند و آن هنگام كه زمان انقراض و نابوديشان فرا رسد ديگر تاخير و تقديمى نخواهد داشت . ٢

ازاينرو بگونه يك موجود زنده عاقل و با شعور مورد[ خطاب] قرار مى گيرند ٣ و بخاطر[ عمل اجتماعى و مشتركى] كه دارند در دنيا و آخرت مورد سوال و بازخواست واقع شده و در صورت انحراف و نافرمانى مورد[ تنبيه و عذاب الهى] قرار مى گيرند. ٤

بنابراين و با توجه به اين قبيل مفاهيمى كه از قرآن بدست مى آيد به روشنى مى توان دريافت كه هر جامعه اى داراى قانونمندى و شرايط زيستى و حياتى مخصوص بخود مى باشد. و همه خصوصيات يك موجود زنده و فعال در آنها جمع است . لذا جامعه نه تنهااز نظر قالبى و شكلى (جامعه شناسى ) قابل

شناخت است بلكه از جهت روح كلى حاكم بر آن نيز قابل شناسايى است .

استاد متتبع و شهيد ما مرتضى مطهرى قدس سره دراين باره چنين فرموده است :

جامعه مركب حقيقى است از نوع مركبات طبيعى ولى تركيب روحها وانديشه ها و عاطفه ها و خواستها واراده ها و بالاخره تركيب فرهنگى نه تركيب تنها واندامها. همچنانكه عناصر مادى دراثر تاثير و تاثر با يكديگر زمينه پيدايش يك پديده جديد را فراهم مى نمايند و به اصطلاح فلاصفه اجزاء ماده پس از فعل وانفعال و كسر وانكسار در يكديگر واز يكديگر استعداد صورت جديدى مى يابند و به اين ترتيب مركب جديد حادث مى شود واجزاء با هويت تازه به هستى خودادامه مى دهند.افرادانسان كه هر كدام با سرمايه اى فطرى و سرمايه اى اكتسابى از طبيعت وارد زندگى اجتماعى مى شوند روحا در يكديگر ادغام مى شوند و هويت روحى جديدى كه از به[ روح جمعى] تعبير مى شود مى يابند.

اين تركيب خود يك نوع تركيب طبيعى مخصوص به خوداست كه براى آن شبيه و نظيرى نمى توان يافت .اين تركيب از آن جهت كه اجزاء در يكديگر تاثير و تاثر عينى دارند و موجب تغيير يكديگر مى گردند واجزاء هويت جديدى مى يابند تركيب طبيعى و عينى است امااز آن جهت كه[ كل] و مركب به عنوان يك [واحد واقعى] وجود ندارد با ساير مركبات طبيعى فرق دارد]... ٥ .

بنابراين از ديدگاه علمى فلسفى واسلامى شبهه اى دراين نيست كه جامعه بصورت[ مركب طبيعى ويژه] در عالم خارج وجود عينى و حقيقى دارد.اين موجود حقيقى موسوم به[ جامعه] داراى تلاش و تحرك مخصوص بخود بوده و مانند هر موجود زنده ديگراز طرفيت توان و عمر معينى برخورداراست و ممكن است دچارانواع آفتها و بيماريها گردد. روى همين اصل است كه مى توان گفت جامعه ها نيز مانندافرادى مى توانند [روان شناسى اجتماعى] ويژه خود را داشته باشند كه تاكنون براى همگان ناشناخته مانده ولى استعمارگران بطور پنهانى از آن سود مى جسته اند و بتدريج رازشان افشاء گرديد. ٦

چنانكه با كشف ضعفها حساسيتها وانعطاف پذيريهائى ديگر موجودات زنده جهان آفرينش ( ازافرادانسانى گرفته تا جانداران دريايى و خشكى ديگر) مى توان بر آنها چيره شده و كنترل شان را در دست گرفت با كشف حساسيتها و نهاد و عناصرانعطاف پذير يك جامعه نيز مى توان بر آن جامعه چيره گشته و در يك مسير دلخواه به حركت عمل و عكس العمل واداشت . و نيزاز نوع جهت گيرى ها و حركت هاى يك جامعه مى توان عوامل موثر در تكوين كنترل و هدايتگرى آن را شناسايى نمود. ؛

ب-[ حافظه تاريخى ملتها]:
بنابر آنچه كه گفته شد هر جامعه اى همچون يك ارگانيسم زنده و فعال داراى هويت و شناسنامه مشخص مى باشد چنانكه در حركت خود داراى سمت گيرى و ذخيره و كارمايه هاى مخصوص بخود نيز هست . شناسنامه هر جامعه براساس[ ميراثهاى تاريخى] افتخارآيز آن تدوين مى شود و همين ميراثهاى تاريخى ككارمايه حركت و جهت گيرى جوامع بشمار مى آيند. [ميراثهاى تاريخى و فرهنگى] يك جامعه كه كار مايه آن محسوب مى شوددر واقع[ حافظه تاريخى ملتها] را تشكيل مى دهد و جامعه زنده فعال و سالم آن جامعه اى است كه داراى[ حافظه تاريخى] سالم و به هوش باشد.

مقصود مااز حافظه تاريخى ملتها بطور دقيق آن چيزى است كه مانند[ شبكه اعصاب] و[ شبكه خون] رسانى در كالبد موجود زنده در پيكره هر جامعه اى وجود دارد و در آن ارزشهاى فرهنگى آن جامعه ذخيره شده است .

كنش و واكنشهاى جامعه در مقابل تهاجم فرهنگى عقيدتى و فكرى خارجى از طريق[ حافظه تاريخى جامعه] صورت مى گيرد. بنابراين اگر حافظه تاريخى يك ملت سالم و به هوش باشد آن جامعه قادر به دفاع فرهنگى از خود خواهد شد و در غيراين صورت همچون يك جسد بى جان و يا

يك[ تن بى هوش] در برابر مهاجم كاملا تسليم خواهد شد.

چرا كه جامعه زندگى كنونى خود را بر پايه سوابق و آگاهى هاى موجود در حافظه تاريخى خود تنظيم مى كند ازاينرو هر گاه اين حافظه بگونه فعال و پر نشاط نباشد و به اصطلاح دچار بيمارى و فلج زدگى گردد واز كار بيافتد فاقد هرگونه حساسيت و عكس العمل فرهنگى و غير فرهنگى در برابر مهاجمين بيگانه و متجاوز خواهد بود.

به عنوان مثال ملل مسلمان در گذشته خود داراى حماسه هاى شكوهمند و افتخارآميز والگوهاى قابل پيروى بوده اند كه هر كدامشان مى توانند در زندگى سياسى فرهنگى واجتماعى امروز مسلمين بسيار موثر و الهام بخش باشند وامت مسلمان را در پيش گرفتن يا نظام سياسى اجتماعى واقتصادى مستقل ازابرقدرتهاى جبار زمانه يارى دهند. و مسلمااين تاثيرگذارى والهام بخشى در صورتى است كه مسلمانان از تاريخ اسلام آگاهى كامل داشته باشند و فراز و نشيبهاى حساس و خطرناك تاريخ خود را بشناسند و به تعبير ديگر [ حافظه تاريخى] او بطور فعال كار كند و دچار ركود انجماد و فلج نباشد. چرا كه امت اسلامى از طريق مطالعه و تحليل تاريخ خويش به يك نوع شناخت و آگاهى مقدسى به نام[ خودآگاهى تاريخى] خواهد رسيد كه به ماننداكسير حيات جوامع اسلامى در عصر پر فتنه و فسق آلود حاضر مى باشد.

مستكبرين جهانى و تئوريسين هاى پيشقراول آنان به استفاده اى كه از پوشش جهانگردى ايران شناسى اسلام شناسى خاورشناسى باستان شناسى هنرشناسى و ... و نوشتن سفرنامه ها و خاطرات سفر در رابطه با سرزمينهاى مسلمين فرهنگ و تاريخ پرافتخاراسلام واصول عقيدتى نموده اند به اين نتيجه رسيدند كه براى مقابله با آئين اسلام واز بين بردن آن - كه خود مقدمه سقوط مسلمين در دامنه استعمارگران مى باشد - لازم است يك[ استراتژى فرهنگى اسلام ستيزى واسلام زدائى] تهيه شود و در آن استراتژى به مسئله تحريف تاريخ اسلام واساسا فلج سازى حافظه تاريخى جوامع مسلمان اهميت بيشترى

داده شود. طبق اين استراتژى برنامه ريزى شده كه توسط مراكز شيطانى همچون[ وزارت مستعمرات بريتانيا] صورت گرفته است مسلمين را بايد با تاريخشان بيگانه كرد و قبور و مشاهد مقدسه پيشوايان اسلام و صلحاء آنان را كه نشان گذشته افتخارآميز آنهاست از بين برد و در صورت عدم امكان عملى شدن اين برنامه بايد تاريخ اسلام را تحريف كرد ٨ زيرا تاريخ اسلام بسيار پر حماسه و غرورانگيزاست و يادآورى[ آن روزهائى كه اسلام عظمت داشت] موجب تحريك احساسات مذهبى و سياسى و فرهنگى مسلمانان شده و آنها را عليه فرهنگ سلطه گر والحادى غرب و شرق بسيج خواهد كرد چنانكه به هنگام بروز جنگهاى صليبى سرداران مسلمان با بيان تاريخ و يادآورى عظمت مسلمين در صدراسلام ايمان به پيروزى نهائى بر صليبيان را در قلوب مردم مسلمان و جنگجوى مى كاشتند و اقدام به نشر آثار تاريخى مورخين مسلمان اولليه مانند واقدى و غير آن نمودند و باالهام از آنها خود نيز بازنويسى جديدى از تاريخ اسلام را بمردم ارائه مى دادند. ٩ و پايد يكى از دلايل عمده گسترش دانش تاريخ در ميان مسلمين در مقطع مبارزه با صليبيان و در زمان حكومت ايوبيان (از سال ٥٦٤ تا ٦٤٨ ه) ١٠ و متعاقب آن توسط كسانى همچون ذهبى ابن حجز عسقلانى سخاوى ابن خلدون و غيره همين مسئله بوده باشد. ١١

مسئله اهميت و نقش بنيادين[ تاريخ آگاهى اسلامى] دراستقلال ملتهاى مسلمان و حفظ هويت آنان چيزى است كه دشمنان اسلام آزمندانه از دير زمان بدان پى برده اند. لذا هميشه كوشش براين داشته اند كه با [فلج سازى حافظه تاريخى] ملت مسلمان ذهن و عاطفه آنها رااز[ خود آگاهى تاريخى] تخليه كنند. و دراين راه از تاكتيهاو شيوه هاى مختلفى بهره برده اند. كه مهمترين آنهاازاين قراراست :

١[تحريف تاريخ اسلام]: اين را به واسطه دانشمندان و نويسندگانى بنام[ خاور شناس] ] اسلام شناس] [ ايران شناس] و[ عرب شناس] به

انجام رسانده و مى رسانند. جهانگردان غرب نيز در سفرنامه هاى خود معمولا تصوير نادرست و وارنه اى ازاسلام و تشيع ارائه داده اند. ١٢

٢[ تغيير زبان بومى ]: اين سياست رااستعمارگران در ممالكى همچون الجزاير قبل از آزادى واكثريت كشورهاى آفريقائى عملى ساختند كه درالجزاير تا حدودى با مقاومت منفى مردم مسلمان مواجه گرديد. ١٣

٣[ تغيير خط ]:اين سياست شوم را روسها در سراسر مستعمرات مسلمان نشين خود در آسياى مركزى ( تركمنستان تركستان تاجيكستان قرقيزستان و قفقاز وارمنستان ) عملى ساختند و خط بومى را كه از نژاد و نوع خط عربى و فارسى كنونى بود و با آن تمام ميراث فكرى و فرهنگى مردم مسلمان آن سامان نوشته شده بود عوض كردند. ١٤

استعمار غرب نيز در ممالك مسلمان نشينى همچون تركيه اندونزى و غيره آن را بكار گرفته و پيشقراولان استعمار به اصطلاح روشنفكران خود فروخته و غربزده درايران نيزاو هنگام كودتاى رضاخان تا پيروزى انقلاب اسلامى كوشش فراوان داشتند كه آن برنامه شوم را در ايران عملى سازند لكن با مقابله سرسخت علماء و مردم روبرو گرديده و شكست خوردند. هر چند كه كتابها و مقالات فراوانى دراين باره نوشته شد

٤[ مبارزه بادين و آداب و رسوم محلى ]: استعمارگران اين سياست را با دادن شعارهاى دروغينى همچون[ مباينت و مخالفت دين با دانش] و[ كهنه پرستى] به اجراء گذاشته اند. ١٦ و نيز با تبليغ شيوه موسوم به [لائيك] لامذهبى و جدائى دين از سياست اين هدف شوم را پياده مى كنند.

٥[جعل هويت تاريخى براىاقوام ]: استعمارگران براى اينكه وحدت

جهانى مسلمين را در هم شكسته و با فرقه فرقه ساختن آنها و تشكيل دولت هاى بى اراده و بى قدرت محلى باهداف سلطه گرانه خود برسند با سوءاستفاده از دانش پر فايده [باستان شناسى] براى هر قوم مسلمانى جعل هويت تاريخى كرده و نعره ها واحساسات ناسيوناليستى را تحريك مى كنند. براين اساس است كه اكنون بجاى دو حكومت بزرگ[ عثمانى] و[ صفوى] در عالم اسلام بيش از ده ها باصطلاح[ دولت] ! بوجود آمده است . و نيز براساس همين سياست شوم بود كه جشنهاى[ دو هزار و پانصد ساله] درايران گرفته مى شد و...

از مجموع مطالبى كه تا كنون گفته شد نتيجه گيرى مى شود كه مستكبرين شرق و غرب بااستفاده از آن روان شناسى ويژه يكى از آسيب پذيرترين مواضع جوامع اسلامى را[ حافظه تاريخى امت اسلام] تشخيص داده اند. لذا با شگردها و برنامه هاى مختلف نيروها و عوامل خود را براى[ فلج سازى] آن بسيج كرده اند و مسائلى مانند تغيير خط وامثال آن صرفاباين انگيزه صورت مى گرفته است كه واسطه ارتباط مسلمين با گذشته ها و تاريخ افتخارانگيزشان ميباشد.

لذا مسلمين در عصر حاضراز تاريخ اسلام روى گردان شده و شناسنامه اسلامى خود را گم كرده اند واگر توجه اندكى نيز به تاريخ اسلام نشان داده اند صرفا به مطالعه آثار خاورشناسان كه پرازاشتباه واغراض است پرداخته اند.

متاسفانه حوزه هاى علميه اسلامى نيزاعم از شيعه و سنى ازابتلاء به اين بيمارى واگير و خطرناك مصون نمانده واز مطالعه تحليل كتابت و تبليغ تاريخ اسلام بدور مانده اند بجز چند ستاره درخشان مانند علامه امينى وامثال او كه فروغ ابتكار وايثارشان در[ افق تنهائى و فرديت] غريبانه بافول گرائيد.

بعدازانقلاب شكوهمنداسلامى نيز هنوز توجد شايسته اى از طرف حوزه هاى علميه به علم تاريخ و تاريخ اسلام نشده است چرا كه تاريخ اسلام هنوز نه تنها در كنار دروس رسمى طلاب قرار نگرفته بلكه حتى به عنوان يك درس جنبى و درجه چندم نيز بان توجه نشده است !

ج- رسالت حوزه ها در برابر علم تاريخ :
آيا تاكنون به اين مسئله انديشيده ايد كه[ چراانقلاب اسلامى در ايران زودتراز هر جاى ديگر به پيروزى رسيد]؟ و چرا جرقه هاى انفجار نور آن بعدازايران در لبنان از هر سرزمين اسلامى ديگر قوى تراست ؟

اگربه اين سئوال انديشيده باشيد ممكن است پاسخهاى متعددى نيز براى آن در نظر گرفته باشيد. مانند تاثير شرايط جغرافيائى و ژئوپلتيك گسترش آگاهى هاى سياسى دربين مردم وجود تز مرجعيت و تقليد در بين شيعه و....

البته هيچكدام ازاين عوامل در پيروزى انقلاب ما بى تاثير نبوده اند بويژه مسئله[ مرجعيت] كه امام خمينى به عنواان تجسم آن حركت مردم مسلمان را جهت داده و وحدت بخشيده است لكن بنظر ما درايران و لبنان عاملى مهمترازاينها وجود دارد و آن مسئله تاريخى[ عاشوراء] و نهضت جاودانى حضرت امام حسين[ ع] است .

تكرار هر ساله مراسم ايام محرم عاشوراء واربعين حسينى و نيز بزرگداشت همه ساله روزهائى همچون روزهاى ١٩ ٢٠ و ٢١ رمضان ( ايام ضربت خوردن و شهادت على] ع] ) نوعى خودآگاهى تاريخى به مسلمانان ايران و لبنان داده و حتى توده هاى مردم را نيز با تاريخشان بطور اجمالى آشنا ساخته است . هر مسلمان شيعه هر چند كه در نقاظ دور افتاده باشد نيز مى داند كه امام حسين[ ع] در برابر ستم يزديدى قيام كرده و شهيد شده است . بنابراين شيعه نبايد در برابر يزيد صفتان زمانه تسليم شود بلكه بايد بر ضد ستمگران بپاخيزد و به مقابله برخيزد بويژه اگر مورد هجوم و تجاوز دشمن اسلام قرار گيرد.

لذا با قاطعيت مى توان گفت آگاهى از تاريخ اسلام در پيروزى انقلاب جهانى اسلام تاثير بنيادينى دارد براى اينكه ما مسلمان زير سلطه و تحقير شده را به حرت و قيام واداريم بايد[ آن روزهايى را كه اسلام در تمام جهان

قدرت و عظمت داشت] بيادشان بياوريم و در برابر نعره ها و فريادهاى تحقيرگرانه شرق و غرب بايد[ تاريخ اندلس] را به مسلمانان يادآورى كنيم و براى اينكه درس والگوى مقاومت در برابر كمبودها و سختى هاى شرايط انقلاب را به مردم بياموزيم و برنامه هايى همچون سهميه بندى ارزاق وامكانات را در شرايط كنونى انقلاب اجراء كنيم لازم است يادآورى محاصره همه جانبه مسلمين در[ شعب ابوطالب] واجراى برنامه جيره بندى توسط رسول خدا[ ص] را مطرح كنيم . ١٨

و در مجموع به منظور بسيج مسلمانان در سراسر جهان براى باز پس گرفتن حقوق پايمال شده آنان چاره اى جز بازگشت به تاريخ اسلام وجود ندارد.

براى رسيدن به اين هدف بايد تاريخ اسلام را با زبانى ساده و جديد و اسلوبى دلپذير و نو به مسلمانان ارائه نمود تا به خود آگاهى تاريخى نائل شوند. و در برابر هجوم وحشيانه جبهه كفر در شرق و غرب عالم احساس شخصيت كنند. و به ياد گذشته هاى پر عظمت خود كه در آن ميليونها مسلمان ازاندلس - ( اسپانياى امروزى ) گرفته تا ماوراءالنهر در آسياى مركزى زير يك پرچم زندگى مى كردند صفهاى خود را واحد ساخته و قلبهاى خود را به عنوان[ اهل قبله] به هم پيوند بدهند. و اين اساسى ترين شرط فرهنگى پيروزى انقلاب اسلامى در سراسر جهان اسلام مى باشد.اينك جاى اين سئوال است كه در شرايط كنونى پرچم اين رسالت را چه كسى جز حوزه هاى علميه و دانشگاههاى كشوراسلامى ايران مى تواند بدوش بگيرد؟ بنظر ما رسالت حوزه و دانشگاه در شرايط فعلى اين است كه تاريخ اسلام را باانواع اسلوبها و درانواع زبانها تدوين نمايند و نشر بدهند و گذشته ها را بياد مردم مسلمان بياورند كه در آن[ عبرت] و كار مايه حركت و قيام نهفته است . چنانكه خداوند متعال به حضرت موسى [ ع] فرموده است در هدايت مردم به سوى دين حق از تاريخ استفاده كند و[ روزهاى خدا ايام الله - را بيادشان بياورد]. ١٩ مسئله تاثير [جهل تاريخى] دراسارت واستعمارزدگى مسلمين و نقش مثبت[ خود

آگاهى تاريخى] در مبارزه آزادى استقلال آنها مطلبى است كه برخى از انديشمندان و علماء آگاه و مبارزاسلام نسبت به آن وقوف و آگاهى داشته اند و در واداشتن مردم مسلمان به مبارزه جهت كسب استقلال از آن استفاده مى كرده اند.

نويسنده كتاب بسيارارزشمند و گمنام و ناشناخته[ تلفيق الاخبار و تنقيح الاثار فى وقايع قزان و بلغار و ملوك التتار] بنام[ م .م . الرمزى] كه خوداز علماء مسلمان و متعهد منطقه اسلامى تركستان در آسياى مركزى بوده و بر ضداشغالگران روسيه تزارى در آن مناطق مبارزه مى كرده است ضمن يك تحليل واقع بينانه سلطه پذيرى مسلمانان آن خطه را در برابر روسها ناشى از خود - باختگى جهل تاريخى و يا به تعبير ما[ فلج شدن حافظه تاريخى مسلمين] مى داند.او معتقداست شرط پيروزى مردمان مسلمان آسياى مركزى براشغالگران روسى اين است كه آنهااز سرگذشت و تاريخ اسلامى خود آگاه شوند و بدانند چه دانشمندان علماء وامراء بزرگ و مسلمانى در گذشته از ميان آنها برخاسته و به جهان بشريت خدمت كرده اند. لذا مسلمانان تركستان - كه همان قزان و تاتار و ... باشند - بايد به هويت اسلامى خود باز گردند واين بازگشت به خويش رااز[ تاريخ آگاهى اسلامى] آغاز كنند. :

[م .م الرمزى] كتاب ياد شده خود را نيز به عنوان نخستين گام عملى اين برنامه بازگشت به خويش در تاريخ سرزمين اسلامى آن كشور نوشته است .

او در مقدمه كتابش كه بيشتر به[ سوگنامه] شباهت دارد ضمن افشاا كردن شگرد شوم روسها برا فلج سازى حافظه تاريخى مردم آن سامان چنين مى گويد:

...مردمان مسلمان بلغار قزان و تاتار عليرغم وجود دانشمندان نامدار و بزرگى كه در طول تاريخ از ميان آنان برخاسته اند تاريخ مدون و جامعى در دست ندارند. واين بويژه بدليل عدم رغبت آنان به علم تاريخ مى باشد. لذااحوال گذشته هاى نيك آنان اكنون برخودشان نيز پنهان مانده است . نادانى و جهل آنان نسبت به

فن تاريخ تا آنجا منتهى شده كه اغلب مى پندارند آنها جزء تفكيك ناپذيرى از روسيه بوده و مى باشند واز نخستين روز خلقت روسيه بر آنان حكومت مى كرده است و آنان از دير زمان اسير روسها آفريده شده اند و لذا فرمانبردارى آنهااز روسها بگونه بالاصاله و ذاتى واجب مى باشد هر چند كه كشور روس آنها را بانجام چيزهائى كه خلاف شريعت مقدس اسلام است فرمان دهد. و نيز آنان گمان مى كنند كه در طول تاريخ هيچگاه سلطنت و حكومت مستقلى نداشته اند و آنان بدليل شماتتى كه از روسها و ديگر مورخين مى بينند كوشش دارند كه نژاد و نسب خود را پنهان داشته و خود رااز قوم[ تاتار] به حساب نياورند. و ... دراثر سلطه مستمر روسها براين قوم مسلمان آنان آنچنان در جهل علمى و تاريخى بسر مى برند كه موقعيت و جهت جغرافيائى كشور خود را نيز بطوراغلب تشخيص نمى دهند و نمى دانند كه آيا سرزمين تاتارستان و ... در شرق قرار گرفته يا در غرب در شمال و يا در جنوب ؟!

آنگاه كه من وضع را براين منوال ديدم و برافروختن شعله هاى فتنه واشغال خارجى را هر روز برافروخته تر يافتم كه حرارت و سوزندگى آن ساعت به ساعت رو به افزونى و شراره هاى آتش آن لحظه به لحظه در حال پخش وانتشار وابرهاى سياه بدبختى را بر سراين مردمان هر روز در ازدياد تراكم ديدم اين خوف مرا فرا گرفت كه مبادااين سرزمين اسلامى نيز دچار سرنوشتى مشابه[ اندلس :اسپانيا] گردد وارزشهااز ساحت آن رخت بر بندد چرا كه روسيه تصميم گرفته هيچگونه فرد[ لااله الاالله] گوئى را در آنجا زنده و فعال نگذارد: و حسبنا و نعم الوكيل ولاحول ولاقوه الا بالله العلى العظيم ! لذا بخاطرم رسيدم كه تاريخ اين قوم مسملا آن را بنويسم و غيرت دينى و حميت ميهنى آنان را شعله ور كنم واز خواب گران بيدارشان سازم تا بفهمند كه ابتدا در كجا بوده اند واكنون آنان را بكجاها كشانده اند! لكن بخاطر حضور طولانى اشغالگران و ترويج جهل و نادانى اينان هنوزارزش تاريخ را نمى دانند لذا گمان مى برند كه تاريخ مشتى قصه وافسانه است و نمى دانند كه خداوند متعال درباره وقايع و داستانهاى تاريخ فرموده

است: وتلك الامثال نضربها للناس و مايعقلهاالاالعالمون ١٩ [ يعنى اين مثلهائى را كه براى مردم مى زنيم فقط دانشمندان و آگاهان كه روى آنها تعقل و تدبر كنند مى فهمند].

و همين بينش فاسد (تاريخ گريزى ) سبب خوارى و ذلت مسلمانان گشته و انحطاط را براى آنان به ارمغان آورده است و آنها را وادار به پذيرش يك نوع شرايط زندگى (در زير سلطه استعمار) ساخته كه حيوانات بى زبان هم حاضر به تحمل آن نيستند. پناه مى برم بخدااز پندارهاى باطل آنان خداوند به احترام رسول اكرم[ص] همه ما را براه راست هدايت فرمايد.

ازاينروى من با تشويق تعدادى از برادران دراين ميدان مبارزه گام نهاده و نوشتن اين كتاب (تلفيق الاخبار و ...) را آغاز نمودم . ٢٠

البته خوانندگان ارجمند بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه در طول تاريخ حاكمان جبار واسلام ستيز و ستم پيشه نگذاشته اند تاريخ واقعى اسلام و نهضتهاى اسلامى و مردمى بطور دقيق نوشته شود. لذا اكنون رسالت نسل ماست كه اين كمبود را جبران كنند. دشمنان مردم و مورخ السلطنه ها كوشش داشته اند كه نه تنها به انقلابيون موحد طعنه و تهمت بزنند و نامهاى دروغين بر آنان ببندند بلكه سعى وافر داشته اند كه[ نام و نشان] آنان رااساسا در تاريخ ذكر نكنند ولو ببدى ! تا بدينوسيله از حافظه تاريخ حذف شان كنند. نمونه اين نوع برخورد را مى توان در قيامهاى اسلام خواهانه و عدالت طلبانه مردم در تاريخ معاصر خودمان ديد.

رژيم مزدور و خائن پهلوى درايران و مورخين جيره خوار دربار و نظام او با تمام توان كوشيدند تا نام[ قيام ١٥ خرداد] رااز تاريخ حذف كنند لذا سعى داشتند اين نام بهيچوجه ولو در ضمن دشنام و بدگوئى بزبانها جارى نشود و در حافظه تاريخ ايران اسلامى نماند چرا كه از آن بشدت وحشت داشتند. لذا در كتابهاى تاريخى اين دوره اعم از كتاب تاريخ رسمى مدارس و دانشگاه ها و كتب غير رسمى مورخين غرب زده و شرق زده معاصر اين حادثه شكوهمند

مردمى از قلم افتاده است . و بطور مشخص و با ذكر نام و نسان دقيق حتى از دشنام دادن به آن نيز پرهيز كرده اند!!

به عنوان مثال در دو منظومه تاريخى بالنسبه مفصلى كه در دوران حاكميت خاندان جائر پهلوى در ذكر حوادث زمان سلطنت آنها درايران بگونه منظوم تحت عنوان[ شاهنامه آريامهرى] و[ شاهنامه هدا] تنظيم و نشر يافته اند به حركتهاى برخى از مخالفين رژيم كه هيچگاه آن را بگونه جدى تهديد نمى كردند اشاره شده مانند حوداث مربوط به احزاب دموكرات و كومله توده اى ها و پيشه ورى در آذربايجان حوادث مربوط به مصدق و كودتاى ٢٨ مرداد جريان ترور شاه معدوم توسط ناصر فخرآرائى . ٢١اما كوچكترين اشاره اى دراين دو كتاب به قيام همگانى مردم در ١٥ خرداد ١٣٤٢ و رهبرى امام خمينى و روحانيت متعهد شيعه نشده است . ٢٢

از باب اينكه مشت نمونه خرواراست بايد تخمين زده باشيم كه چه حوادثى از مجموع تاريخ اسلام در طول ١٤ قرن حدف شده است واكنون پى گيرى واحياء آنها بااستفاده از قرائن وظيفه نسل كنونى حوزه هاى علميه و دانشگاههاى اسلامى است .

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقى ها
١. براى كسب آگاهى بيشتر دراين زمينه به منابع ذيل مراجعه شود: [جامعه شناسى چيست ؟].٧٢٧ ازالكس اينكلس [ !جامعه و تاريخ] صفحه ١٦ ببعد از شهيد مطهرى [ روان شناسى در خدمت سياست] تاليف پروفسوراتوفريدمان ترجمه ج . نعمت الهى [ عقل در تاريخ] از[ هگل] [تاريخ چيست ؟] ازاى .اچ . كار ترجمه كامشاد. صفحه ٤٦ ببعد و [جامعه شناسى] از ساموئل كنيك .

٢.ولكل امه اجل فاذااجلهم لايستاخرون ساعه ولايستقدمون . سوره اعراف .٣٤.

٣. تعبيرهائى مانند[ يا بنى آدم] [ ياايهاالناس] واستعمال ضمير جمع[ كم : شما] در مورد جامعه انسانى در قرآن مجيد مشعر براين مطلب است .

٤. كل امه تدعى الهى كتابها ... سوره جاثيه[ .٢٨. و همت كل امه برسولهم ليا خذوه و جادلوا بالباطل ليدحضوا به الحق فاخذ تهم فكيف كان عقاب] . سوره غافر.د. و نيز سوره هاى احقاف .٤٦ اسراء.١٦ الشعراء.١٧٢ صافات .١٣٦ و نمل .١٥ و غيره مراجعه شود.

٥.جامعه و تاريخ .١٨ ١٩ شهيد مرتضى مطهرى .

٦. دراين زمينه براى كسب آگاهى بيشتر به كتابهاى:[ افضل الجهاد] [مغضوبين زمين] [ انسان واسلام] على شريعتى [ غرب زدگى] [ خدمت و خيانت روشنفكران] از آل احمد مراجعه شود.

٧. براى آگاهى بيشتراز بحث[ حافظه تاريخى] و فلج سازى آن توسط استعمار به سلسله مقالات[ شگردهاى چيره گرى] در مجله[ اعتصام] شماره ٣٩ و ٤٠از همين نگارنده مراجعه شود.

٨. ر.ك:[ خاطرات همفر٩٠] چاپ اميركبير. (صفحات ديگر آن نيز ديده شود).

٩. يكى از خاورشناسان فانسوى بنام[ كلمان هوار] در ضمن مقاله اى كه تحت عنوان[ ادبيان جغرافى نگارى دراسلام] دارد نتوانسته ناراحتى خود رااز تاريخ گرائى مسلمين در بعضى از مقاطع تاريخى پنهان بدارد لذا با ناراحتى مروجين[ تاريخگرائى و تاريخ آآگاهى اسلامى] در دوران صليبيان را بى شرمانه[ دغل باز]! معرفى كرده است . ر.ك:[ تاريخنگارى دراسلام] .٥٨. ترجمه بعقوب آژند.

١٠.طبقات سلاطين اسلام .٦٤ استانلى لين پول .

١١. ر.ك:[ علم تاريخ دراسلام٦٧] .٤٢ صادق آئينه وند.

١٢. به كتابهاى: ( خاورشناسى و توطئه خاورشناسان) نوشته مريم جميله ترجمه غلامرضا سعيدى.[ سياحت درويشى دروغين درخانات آسياى ميانه] آ. وامبرى ترجمه فتحعلى خواجه نوريان [ خاطرات همفر] چاپ امير كبير وامثال اينها مراجعه شود.از جمله كتابهاى به اصطلاح تحقيقى خاورشناسان كه در آنها عقيده و تاريخ اسلام تحريف شده عبارتند از[ اسلام درايران] [ تاريخ عرب در قرون جديد] [ محمد پيامبرى كه از نو بايد شناخت] و...

١٣. ر.ك:[ آرام نامه] مقاله[ توسعه زبان ادبى جديد تاجيكى] صفحه ٢١٣ ببعد.

١٤. كشورهاى استعمارگر غربى جهت تغيير خطوط تمام مستعمرات رسمى و غير رسمى خود - و حتى تمام جهان

- به خط لاتين تلاش برنامه ريزى شده و گسترده اى دارند. آنهااز سالها قبل جهت تسهيل مسئله تغيير خطوط دنيا به خط لاتين و رفع موانع عملى آن [ انجمن صداشناسى] را بمنظور پيدا كردن حروفى خاص براى صداهاى ويژه زبان برخى از ملل واقوام كه در لاتين معادل ندارد تاسيس كرده اند و حروفى را در لاتين براى اين منظور پديد آورده اند! ر.ك : كتاب[ لزوم قطعى تغيير خط١٠٦] از ابراهيم گرانفر.

درايران - تا آنجا كه من مى دانم - در زمان وزير جنگ بودن رضاخان پهلوى جمعى از فرنگ برگشته ها كه جمعيتى بنام[ سروش دانش] و[ انجمن ايران جوان] تاسيس كرده بودند مسئله كشف اجبارى حجاب بانوان و تغيير خط فارسى را ظاهرا باهماهنگى انگليس به رضاخان پيشنهاد كردند واو نيز متعهد شد آنها را عملى كند. برخى ازاعضاء آن انجمن غرب زده و جاسوس عبارت بودنداز: على اكبر سياسى حسن مقدم اسماعيل مرآت دكتر مشرف نفيسى محسن رئيس محمد وحيد تنكابنى قابل توجه است كه درايران براى نخستين بار در نشريه اين جمعيت موسوم به ايران جوان حجاب تحت عنوان[ كلاغها... و كلاغها]!... به عنوان مسخره كاريكاتور شد. ر.ك: سالنامه دنيا شماره هفدهم سال ١٣٤٢٠. صفحات ٥٨ ٥٩ بقلم اكبر سياسى . و نيز در پى گيرى و رديابى اين شگرداستعمارى به مجله كاوش به سردبيرى امير عباس هويدا شماره ٣ دوره سال ٤٣ و شماره اول از دوره دوم آبان سال ١٣٤٢ مراجعه شود.

١٥. عنوان باصطلاح[ ارتجاع سياه] كه شاه آمريكائى و روشنفكران ايران نشخوار كننده خوراكهاى فرهنگى غرب به انقلابيون جبهه اسلام و روحانيت متعهد و مبارز داده بودند ازاين قماش تبليغات استعمارى بود.

١٦. خوشبختانه در پرتوانديشه زنده مبتكر و بيدارگر فيلسوف و فقيه آگاه و مجاهد حضرت آيه الله العظمى منتظرى پيدايش و رسميت يافتن رشته هاى تخصصى از جمله تاريخ و تاريخ اسلام در حوزه علميه قم در مرحله شكل گيرى حقيقى است كه مى توان آن را همچون[ انفجار نورى] در ديار طلاب تلقى نمود.

١٧. ر.ك: فروغ ابديت ج ١.٣٥٣ چاپ انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم .

١٨. و لقدارسلنا موسى باياتناان اخرج قومك من الظلمات الى النور و ذكرهم بايام الله ان فى ذالك لايات لكل صبار شكور. سوره ابراهيم /٠٥

١٩. سوره عنكبوت .٤٣.

٢٠.تلفيق الاخبار و تنقيح الاثار فى وقايع قزان و بلغار و ملوك التتارج ١.٩١٢ افست ايران در سال ١٣٥٥ ه.ش .از روى چاپ اورنبورگ كه در سال ١٩٠٨ ميلادى انجان گرفته است . (لازم بيادآورى است اين كتاب جزء ٥٠ كتاب ناياب مربوط به ايران به مناسبت جشنهاى ننگين دو هزار و پانصد ساله در يك هزار نسخه افست و نشر يافته است .) ٦

٢١. ر.ك :[شاهنامه هدا] منظومه غ سرهنگ ماشاءالله هداوند چاپ ١٣٥١/١٢/٢٨ تهران مخصوصا صفحات ١٤٠ ١٤٣ ١٥٠.

٢٢. كتاب منظوم موسوم به[ شاهنامه آريامهرى] كه شخص خود فروخته و متملقى بنام احتشام اوليائى پديد آورده نيز جريان ١٥ خرداد را مسكوت گذاشته لكن مانند[ شاهنامه هدا] حتى مسله سرماخوردگى توله سگهاى دربار را نيز به نظم كشيده است . شگفت آوراينكه .اين كتاب با تقريظ مفصل كسانى همچون اسدالله علم دكتر رضازاده شفق سپهبدامان الله جهان بانى سپهبد يزدان پناه دكتر فضل الله صفا وحيد دستگيردى دكتر محمد سجادى محسن صدر و امثال آنها مصدر شده است ! مخلوط و معجون روشنفكران غرب زده و خود باخته با سرهنگها سپهبدها و تيمساران چكمه پوش دربار!!