نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠
احاديث پيامبر و آثار واخبار عترت رسول الله يكى از منابع شناخت فرهنگ اسلامى است كه هيچ پژوهشگرى در شناخت مكتب و عرضه حقايق بى نيازاز رجوع به آن نيست .
اين آثار واخبار به همت والاى پيشينيان ما در مجموعه هائى گران ارج و كتابهائى وزين گرد آمده و در پيشديد نسلها و عصرها نهاده شده است .اين مجموعه ها درياهاى موج خيزى هستند كه رسيدن به ژرفناى آن و بهره گرفتن از صدفها و درهايش و صرفى سره از ناسره آن دانشى وسيع اطلاعاتى گسترده فهمى دقيق و همتى بلند لازم دارد.
بى گمان عرضه ديدگاهى از فرهنگ اسلامى به نام اين فرهنگ نيازمند ديدن تمامى آثار واخبار وارده در آن زمينه و عرضه آن به قرآن و نقد و تحليل تمامت اين آثاراست واين كارى است كارستان كه مردانى دريا دل سختكوش و خستگى ناپذير را طالب است .
گستردگى دامنه احاديث و روايات و پراكندگى آثار واخبار در لابلاى كتابها و مجموعه ها و موضوع بندى نشدن آنها براساس نيازها و مشكلات جوامع از ديرباز محقان و متفكران را به فكر تبويب و تفصيل اين احاديث انداخته است و دراين راه كارهاى
ارزشمند و گرانسنگى هم سامان يافته است .
عالمان پيشين كوشيده اند روايات موضوعات مختلف از قبيل اصول فروع حقوق اخلاق اخلاق و ... را در يكجا گرد آورند واين تلاشها ثمره هاى پربارى هم بجاى نهاده است . سعيشان مشكور باد.
گذاشت زمان افزايش تجربيات محققان و پژوهشگران وسعت دامنه تحقيق و تلاش لزوم بررسى هاى گوناگون و فرصتهاى اندك برخى از هوشمندان آگاه از چه وچهاى زمان را بر آن داشت تا شيوه ها و راههاى ديگرى نيز براى دستيابى به حقايق متون عرضه كنند و دراين راستا و در جهت رسيدن به اين هدف والا كتابهاى كليدى و فهرستهائى نگاشته شد كه بدانها نام [معجم] يا[ فرهنگ] مى شود نهاد.اين كارها بيشتر براساس[ واژه ها] و تكيه بر مصدر هر واژه اى پى نهاده شده است . وازاين طريق رسيدن به اخبار و آثار يك موضوع را بگونه اى شگفت سهل و آسان نموده است .
كسانى كه درانديشه دستيابى به عمق فرهنگ اسلامى هستند و در سر شور سير و سياحت در گلستان هاى پر بار نبوى و علوى را دارند مى دانند كه خود گاهى براى دست يافتن به متن يك روايت ساعتها وقت صرف مى كردند و باز هم به مقصود نمى رسيده اند. حتى كسانى كه سالهاى سال در لابلاى روايات و آثار واخبار به تحقيق و پژوهش پرداخته اند و روايتى را بارهاى بار ديده اند نيز گاهى براى يافتن آن ساعت ها وقت صرف مى كنند و به مطلوب دست نمى يابند. چه بسيار اتفاق افتاده است كه روايتى را در مظان آن پى جوئى مى كنند و نمى يابند و مايوس دست از كار مى كشند و سپس بگونه اى اتفاقى يا با راهنمائى ديگران در جاهائى كه هرگز نمى پنداشتند آنجاها بدان دست يابند پيدا مى كردند.اين امور براى كسانى كه كمترين آشنائى با تحقيق و تنبع را داشته و دارند روشن است .ازاينرو به مواردى اشاره مى كنيم تا ضرورت آن انديك بيشتر نشان داده شود:
دوستى فاضل مى گفت : مدتها در پى اين جمله على[ ع] كه فرمود: اناعبد من عبيد محمد ١ مى گشتم و به مواردى كه احتمال مى دادم بسيار مراجعه نمودم و به مقصود نرسيدم . تااينكه روزى به هنگام مطالعه كتاب:[ التوحيد] شيخ صدوق در ذيل پاسخ على[ ع] به سئوال دانشمندى از يهود درباره خداوند يافتم .
در تحقيق و تعليق كتابى به روايت:[ ان الشيطان ليجرى من ابن آدم مجرى الدم] برخوردم و[ المحجه البيضاء] يافتم محقق خبير آقاى غفارى در پانوشت روايت را به صحيح بخارى و مسند احمد حنبل ارجاع داده بود.براى يافتن آن در منابع شيعه
بسيار جستجو كردم و به جائى نرسيدم تا اينكه بهنگام فيش بردارى جهت[ معجم الفاظ احاديث اليعه] در جلد ٢٣ بحارالانوار در كتاب الحجه باب:[ فى اتصال الوصيه و ذكرالاوصياء من لدن آدم الى آخرالدهر] ٣ يافتم كه از تفسير عياشى نقل شده است ٤ . مى بينيد كه عنوان كتاب و باب هيچگونه ارتباطى با روايت ندارد تا بهنگام جستجوازاين گونه روايتها به اينجا مراجعه مى شد.
در مورد ديگر به دنبال جمله ليبلغ الشاهدالغائب بودم و مى خواستم موارد منعددى را كه پيامبر ياائمه[ ع] اين جمله در پايان گفتارشان بزبان رانده اند بيابم با كمك[ مفتاح الوسائل] درابوابى يافتم كه هرگز مظان وجود آن نبود. و در كافى نيز بهمين صورت با كمك [ المعجم لا لفاظ اصول كافى] ٥ . ١
اگر كسى اندكى آشنائى با متون روائى داشته باشد و مدت كوتهاى دريابيدن احاديث و روايات مورد نظر جستجو كرده باشد بخوبى ضرورت وجود چنين فرهنگها را با عمق جان در خواهد يافت . گاهى برخى از ساده انديشان ناآگاه ازامور تحقيق و تتبع بالحنى آميخته به رگه هاى روشنفكر مابى فرياد مى زنند كه اخبار و آثار ما آغشته به مطالب مجعول و تحريف شده است بايدابتداء آن را پيراست و سپس ... پرواضح است كه پيرايش آثار كارى است ضرورى و مفيد و لازم امااين هرگز به معناى دست برداشتن از تلاشهاى ديگر و جلوگيرى از اتلاف وقتها و بر باد رفتن فرصتها نيست .اينك بسيارى از متون فقهى تفسيرى و روائى ما نيازمند تجديد نظر و چاپ مجدد و فنى با عرضه به مدارك و منابع است .اينگونه آثار كه محصول تلاش مخلصانه سالها و گاه يك عمر محققى توانمند و مجتهدى وارسته است بايد بنحوى شايسته بدانسان كه نسل امروز و محققان اين نسل را مفيدافتد عرضه شود. در كاراين عرضه و تطبيق گاه براى يافتن روايات اين متنها روزها و ماهها صرف وقت مى شود كه اگر منابع به سهولت دراختيار باشد فرآيند كار به مراتب بيشتر خواهد بود .
رشيد رضا در مقاله اى كه براى معرفى[ مفتاح كنوزالسنه] ٦ نگاشته است مى گويد:[ دانشمندترين عالمان حديث نيزازاين كتاب بى نياز نيستند بلكه آنان بيشترين نياز را به اين كتاب دارند]. آنگاه مى گويد: من[ مفتاح الصحيحين] را داشتم آن كتاب تنها جمله هاى اول احاديث صحيحين را داشت با مواضع آن در شروحى چند با تجربه طولانى طى سالها تحقيق در حديث مى گويم اگر هماننداين كتاب در كتب حديثى ديگر نيز بود نصف عمرم برايم ذخيره شده بود و با ديدن[ مفتاح كنوز السنه] مى گويم اگراز آغازاين كتاب دستم بود٤\٣عمرم
ذخيره مى شد ٧ كسانى كه آشنائى با منابع دارند مى دانند كه اين سخن رشيد رضا يك واقعيت ملموس است .
آقاى دكتر جواد مصطفوى پيشگام معجم نگارى درايران و صاحب آثار ارجمند دراين زمينه مى گويد: مرحوم آيه الله ميلانى فرمودند[ اگر چنين كتابى تهيه شود مدت زمانى كه براى رسيدن به درجه اجتهاد لازم است از چهل سال به بيست تقليل مى يابد] ٨ .اين سخن از مرجعى بزرگ و مجتهدى وارسته قابل تامل و توجه است .اجتهاد به معناى سختكوشى در مبانى اسلامى و در منابع حديثى براى دست يافتن به حكم اسلامى كارى است بس سنگين مجتهد متعهداگر كوپيه ئى انديشيدن را به يكسونهد و در سرانديشه ديدن همه روايات موجود را داشته باشد روزها وقت صرف كردن لازم است تا فقط به منابع روائى دست يابد و با نقد و تحليل آنها راى صحيح راانتخاب كند. كاربردن اين آثارارجمند بيش ازاينهاست و آنچه دراين جا آمد تنها اشاره اى بود به ضرورت آن .
متاسفانه جامعه علمى و تحقيقى ما هنوز به ضرورت عظمت و كاربرد آثار كليدى و فرهنگها و معجمها آنچنانكه شايسته است پى نبرده است اميداست حركتهاى ارجمند آغاز شده در گوشه و كنار مملكت دراين روزگار تابشهاى تحرك زاى آفرين جمهورى اسلامى به ثمر نشيند و طعم شيرين راهيابى به سرچشمه هاى نور بوسيله اين آثار تلاش دراين زمينه ها را چندين برابر سازد.
ما دراين مقالع مى كوشيم تا معجم هاى موجود را به اختصار معرفى كنيم . برخى ازاين معجمهااز لحاظ فنى داراى كاستيها و ياافزونى ها غير لازمى هستند ولى ما به نواقص كاراين عزيزان اشاره نمى كنيم اما به برخى از نقاط قوت آنهااشاره اى خواهيم كرد. نكته ديگراينكه هدف اساسى ماازاين نوشتار معرفى فرهنگها و معجم هاى حديثى است ولى بخاطر حسن افتتاح و هم ارج گذارى كارهاى ارجمندى را سامان بخشيده اند ابتداء كارهاى انجام شده پيرامون قرآن را مى آوريم و پس از معرفى فرهنگها و معجم هاى حديثى اميدواريم در مقاله اى مستقل كتابهاى كليدى متون تاريخى تفسيرى ادبى و ... را نيز معرفى كنيم شايد گامى موثر در جهت ارائه شيوه تحقيق به فاضلان پژوهشگر حوزه هاى علوم اسلامى و ديگر جستجوگران حقايق باشد.
١.المرشدالى آيات القرآن الكريم
[محمد فارس بركات]
فرهنگى است واژه اى براساس لغات قرآن كريم كه از راه مصدر هر لغتى به آيه
مورد نظر مى توان رسيد.اين كتاب در دو جلد ضخيم در .١٢٤٥ صفحه در دمشق منتشر شده است اين كتاب در فراگيرى تمامى آيات قرآن دقيق و در عرضه تمامى واژه هاى اثرى ارجمنداست .
٢.المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الكريم
[ محمد فواد عبدالباقى]
كتابى است بسيار مشهور واثرى است فنى و جالب و سودمند.براى دست يافتن به آيات قرآن آثارى با عنوان[ كشف الايات] پيشترازاين كتاب تدوين شده بود.اين كتاب كاملترين و فنى ترين اثرى است كه با آن جستجوگران آيات اگراز مصادر كلمه آگاهى داشته باشند. با مراجعه به آن مى توانند آيات مورد نظر را بيابند. كار ديگرى كه فواد باقى ضمناانجام داده است تعداد واژه هاى استعمال شده در قرآن است . مثلا زير كلمه[ رشد] نوشته شده است.٣ يعنى اين كلمه سه بار در قرآن آمده است .
٣. معجم الفاظ القرآن الكريم :
[گروهى از محققان و مفسران مصرى]
هدف اصلى از وضع و تدوين اين كتاب لغتنامه اى است براى قرآن . ولى عملااثر بسيارارزشمندى است در يابيدن آيات مورد نظر. مولفان ابتداء كلمه را مى آورند و آنگاه شكلهاى گوناگون استعمال شده آنرا ذكر مى كنند سپس لغت را معنا مى كنند و آنگاه يكايك موارداستعمال آن در قرآن و نيز تعداداستعمال شده آنرا به تفصيل آورده و توضيحات لازم را بيان مى كنند.اين كتاب در دو جلد در بيروت چاپ شد واخيرا در ايران افست شده است .
٤.فهارس القرآن :
دكتر محمد راميار
الف : فهرست الفاظ:اين فهرست كه بكوش و تلاش مرحوم دكتر راميار سامان يافته است . براساس هيئت كلمه است . يعنى كسى كه مى خواهد[ تتقون] را در قرآن بيابد لازم نيست در حرف (واو)و در ماده (وقى )بجويد بلكه در حرف (ت ) خواهد يافت . در ترتيب كلمات حرف اول و دوم و سوم رعايت شده است بنابراين [ احس] مقدم بر[ احصى] است و...اين فهرست براى كسانى كه آشنائى كامل باادبيات عرب ندارند اثرى كارآمد و بسيار مفيداست.
ب : فهرست مطالب : مرحوم راميار فهرست مطالبى نيز ترتيب داده اند در ٣٣ فصل كه داراى بيش از .١٥٠٠ موضوع مختلف است . وى در مقدمه خود بر اين نوشتار چنين
مى گويد: فهرستهاى موضوعى ديگرى نيزاز قرآن كريم منتشر شده كه هر يك بجاى خود واجدارزش خاص ولى در عين حال فاقد جامعيت و كمال لازم بود. بدينجهت سعى شد تا حد مقدور فهرست كاملى هم از مطالب قرآن تهيه و ضميمه فهرست الفاظ شود دراين فهرست از كار گذشتگان و حتى متاخران با مراجعه به تفسيرها و كتب ديگر بهره ها گرفته شد و با توجه به نظرات صائب دانشمندان و شان نزول آيات و ساير نكات كوشش شد تا جائيكه مقدوراست فهرست جامع و دقيقى به دست داده شود اين دو فهرست همراه قرآن كريم با ترجمه آقاى معزى و نيز جداگانه و مستقل منتشر شده است .
٥. الجامع لمواضيع آيات القرآن الكريم
[ محمد فارس بركات]
اين كتاب داراى ٢٤ فصل و حدود .٤٣٢ موضوع است . وى در مقدمه كتاب مى گويد: من تفسيرابن كثير و ديگر تفاسير قديم و جديد را به دقت بررسى كردم و پس از تفحص كامل اين[ فهرست] را نگاشتم اين كتاب در سال .١٣٧٨ در دمشق چاپ شده است واينك در قم بطريق افست منتشر شده است .اين كتاب با نواقصى كه دارداز آثار موجود دراين زمينه بهتر و تحقيقى تراست .
٦. تفصيل الايات القرآن الكريم :
[ ژول لابوم]
اين كتاب موضوعات قرآن را به هيجده باب تقسيم بندى كرده و آيات مربوط به هر موضوعى را در ذيل فرعى از آن باب گرد آورده است . [لابوم] عربى نمى دانست و براى كار موضوع بندى از ترجمه فرانسوى قرآن كمك جسته است وازاين روى داراى اشتباهات زيادى است بااينهمه تلاش وى بجاى خود خالى ازارزش و فايده نيست اين كتاب به ضميمه استدراك آن به ترجمه محمد فواد عبدالباقى با عنوان ياد شده منتشر شده است و درايران نيز همراه با ترجمه فارسى آن نشر يافت .
٧. طبقات آيات
[ خليل صبرى]
اين كتاب در ٢٦ فصل و در .١١٠٢ صفحه آيات قرآن را براساس موضوعات تدوين كرده است . در هر موضوع آيه كاملا نقل مى گردد و ترجمه آيات در ذيل آورده مى شود.
٨.المرشد للاقتباس من قرآن الكريم
[محمداحمد مرجان]
كتابى است كوچك داراى ١٢ باب و .١٢٠ فصل با مقدمه اى از فريد وجدى در ١٠٤ صفحه كه در قاهره منتشر شده است .
٩. دليل مباحث القرآن المجيد
[محمد عربى عزوزى]
فهرستى است موضوعى در ٣٦ فصل تنظيم يافته است اين عناوين كلى به عناوين جزئى تقسيم مى شوند و آيات دلالت كننده به آنها فقط بااسم سوره و شماره آيات نشان داده مى شود.اين كتاب در ٢٥٥ صفحه از سوى منشورات دارالاضواء] بصورت افست منتشر شده است .
در مجموعه فهرستهاى قرآن كريم معجم لفظى آن[ المعجم المفهرس]... كتابى است سودمند و موفق و فنى واما در فهرست هاى موضوعى هيچكدام ازاينها وافى به مقصود نيست . گرچه هر كدام از آنها داراى ارزش و كاربردى شايسته هستند مسلم جاى يم فهرست موضوعى دقيق و گسترده اى خالى است و كارى است بسيار ضرورى و لازم . براى اين كار بايداجنه اى از عالمان و محققان و مفسران آشنا به علوم اسلامى فراه آيد و معجمى عظيم پى نهاده شود اميداست اين كار لازم وارجمند در پرتو تابشهاى حركت آفرين اسلام عزيز در جمهورى اسلامى پا گيرد.
البته لازم است كه يادآورى شود استادارجمند جناب آقاى هاشمى رفسنجانى در زمينه فهرست موضوعى قرآن كار طاقت فرسايى راانجام داده اند كه متاسفانه ناتمام است واميداست كه روزى تمام شده در جامعه عرضه گردد.
معجم ها و فرهنگهاى احاديث :
١.الكاشف عن الفاظ نهج البلاغه فى شروحه
I .سيد جواد مصطفوى] .
[الكاشف] از دو بخش تشكيل يافته است : بخش اول راهنماى خطبه ها نامه ها حكمتهااست و بخش دوم مواضع آنها در نهج البلاغه و شرحهاى آنست . مثلا جمله:[ و حاسبوها من قبل ان تحاسبوا] رااز نهج البلاغ بخاطر داريد مى خواهيم بدانيد كه در كدام خطبه است و شارحان پيرامون آن چه گفته اند در قسمت اول حرف و ماده[ حسب] مى نگريد كه بعداز آن نوشته شده است:[ ط]٨٨ .اين نشانگر آن است كه اين جمله در خطبه ٨٨ايت . بخش دوم را مى آوريد در ستون اول فهرست خطبه
شماره ٨٨ مى رسيد[ كه آغاز خطبه چنين است] - الحمدلله المعروف من غير رويه و در مقابل آن جايگاه اين خطبه در شرحهاى متعدد به دقت نشان داده شده است واگر خطبه يا نامه طولانى باشد به قسمتهاى مختلف تقسيم شده است . به وسيله اين كتاب از .١٤ متن و شرح مى توان به آسانى بهره ور گرديد.١٢ متن و شرح در جدول اين كتاب هست از نهج البلاغه صبحى صالح و[ فى ظلال نهج اللاغه] محمد جواد مغينه نيز مى توان استفاده كرد. برخى از شرح ها چاپهاى متعددى دارند به همه چاپهااشاره شده است .
٢.المعج الفهرس لالفاظ نهج البلاغه
[ سيدمحمد كاظم محمدى - محمد دشتى] .
فهرستى است واژه اى به نهج البلاغه همانند ديگر فهرستها. مولفان به دنبال اهدافى كه داشته اند در تاليف و تنظيم اين كتاب رنجى گران را تحمل كرده اند. اينان كوشيده اند تا جملات والفاظ بگونه اى انتخاب شود كه محقق و متتبعى كه به اين كتاب مراجعه مى كند با مراجعه به آن مقصود را دريابد واز مراجعه هاى مكرر و وقت گير جلوگيرى شود.
اين[ معجم] ويژه گيهاى شايسته توجهى دارداز جمله : همراه آن متن نهج البلاغه به چاپ رسيده و سطرهاى آن شماره گذراى شده تا پژوهنده هر چه سريع تر جمله مورد نظر را بيابد. ديگراينكه ميزان تكرار كلمه در نهج البلاغه مشخص گرديده است . و بالاخره آنچه امتيازى شايان توجه به اين معجم بخشيده است جمله كامل و معنا بخش و به اصطلاح:[ يصح السكوت عليها] آوردن است . روشن است كه اين كار رنج فراوانى دارد از يكسو بايد جمله هااز حد معمول بيرون نرود واز سوى ديگر همت بر آن است كه جمله مفيد و سودمند باشد. مولفان اين هدف را با مراجعه به شرحها و توضيحات محققان در آثار نگاشته شده پيرامون نهج البلاغه و آوردن مبتداء و خبر و مراجع ضمير در داخل پرانتز و در صورت عدم امكان آن جعل مبتداء و خبر تامين كرده اند.
اين[ معجم] به ضميمه مقدمه كوتاهى درباره نهج البلاغه و تبيين هدف نويسندگان اين معجم و شيوه كارشان و با خاتمه در مصادر نهج البلاغه واختلاف نسخه ها.١٤٦٠ صفحه منتشر شده است .
٣.الدليل على موضوعات نهج البلاغه
[على انصاريان] .
اين كتاب موضوعات نهج البلاغه را در هفت فصل و ١٣٢ عنوان جمع آورى كرده است . وزير هر عنوان قسمتى از خطبه يا نامه يا
حكمت را آورده است . فصلهاى هفتگانه عبارتنداز: ١-الاهيات . ٢- نبوت ٣-عقائد واحكام . ٤- خلافت وامامت . ٥ -تاريخ . ٦-اجتماع و سياست واقتصاد. ٧-اخلاق .
اين كتاب .١١٠٥ صفحه بهمراه فهرست الفبائى موضوعات بارها چاپ شده است واخيرا متن آن ترجمه در دو جلد منتشر شده است .
٤.الهادى الى موضوعات نهج البلاغه
[آيه الله مشكينى] .
فهرست موضوعى نهج البلاغه است كه براساس حروف الفباء با واژه[ الله] آغاز و با واژه[ يهود] مى فرجامد. بنابراين كتاب داراى موضوعات كلى و عنوان بندى هاى جزئى نيست .
در ذيل عناوين مطالب مربوط به آن عنوان از خطبه ها نامه ها و حكمت ها مى آيد و سپس شماره آنها با شماره صفحه از نهج البلاغه . كه نهج البلاغه[ صبحى صالح] به عنوان متن انتخاب شده است .اين كتاب در ٦٢٠ صفحه در چاپخانه وزارت ارشاداسلامى و به سفارش[ بنياد نهج البلاغه] با مقدمه اى از جعفر مرتضى عاملى چاپ و منتشر شده است . لازم بود در پايان كتاب فهرستى كامل از موضوعات ارائه شود كه متاسفانه اين كارانجام نشده است .
٥. تصنيف نهج البلاغه
[ لبيب بيضون] .
فهرستى است[ موضوعى] بر نهج البلاغه كه در سال ١٣٩٨ در دمشق و بيروت منتشر شده است . در ميان آثارى كه نهج البلاغه را موضع بندى كرده اند اين كتاب ازاهميت خاصى برخورداراست . آشنائى مولف با علوم اسلامى و آگاهى گسترده وى ازابيات عرب باعث شده است كه در ارتباط با نهج البلاغه و موضوع بندى آن با نگرشى وسيع تر عمل كند و موضوعات را عنوان نمايد. چاپ اول آن در .٩ باب و .٣٩ فصل با .٢٥٨ عنوان تنظيم يافته بود. سپس مولف با تجديد نظر واصلاحاتى كه در آن به عمل آورده اند چاپ جديد به .١٠ باب .٥٣ فصلو ٤٣٠ عنوان رسيده است . عناوين بابها عبارتنداز: ١-اصول دين ( عقياد). ٢ -فروع دين (معاملات عبادات .) ٣-امامت وامامان . ٤- سيره على[ ع] . ٥- جنگهاى امام[ ع] بهنگام خلافت . ٦- سياست حكومتى امام[ ع] . ٧- شئون اجتماعى در ديدگاه امام[ ع] . ٨-انسان و شئون مختلف وى . ٩ -موعظه ها وارشادها.١٠ فهرستها.اين كتاب اينك در[ مركزانتشارات دفتر تبليغات اسلامى] مراحل نهائى چاپ وانتشارش را
مى گذراند كه اميداست بزودى منتشر گردد.
٦. فهارس نهج البلاغه
[ صبحى صالح] .
صبحى صالح در چاپ تحقيقى و زيبائى كه از نهج البلاغه ارائه داده است ضميمه اى دارد با عنوان[ فهارس نهج البلاغه] . دراين قسمت پس از توضيح .٥٠٣١ لغت از متن نهج البلاغه كه بسيار مفيد و سودمنداست فهرست موضوعاتى دارد مرتب شده براساس حروف تهجى داراى ٢٤٦ عنوان . كه در هر عنوان جمله هاى نشانگر آن عنوان را با شماره صفحه همان نهج البلاغه مى آورد پس ازاين تقسيم بندى جزئى در يك عنوانهاى كلى خطبه ها نامه ها را فهرست كرده است و آنگاه فهرست عقائد دينى مطرح شده در نهج البلاغه را با .٢٨ عنوان و سپس فهرست احكام شرعى با.٣٠ عنوان و بالاخره فهرست تعليمات اجتماعى و فهرستهاى ديگر مطرح كرده است .
٧. فهرست موضوعى نهج البلاغه
[محمد جعفرامامى محمدرضا آشتيانى] .
چاپ شده در جلد ٣ ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه از صفحه ٦٥٠ - ٦١٤. داراى ١٦٨ عنوان كه برخى ازاين عناوين به عنوان جزئى نيز تقسيم مى شود براساس حروف تهى با مشخص ساختن جلد شماره صفحه و خطبه در همان كتاب . تنظيم كنندگان اين فهرست بهنگام تنظيم فهرست موضوعى صبحى صالح را دراختيار داشته اند وازاين روى اين فهرست كاملتراز آن است .
٨.فرهنگ نهج البلاغه
[ عبدالمجيد معاديخواه] .
اين معجم نيز فهرستى است [موضوعى] بر نهج البلاغه و با مزايا و ويژه گيهاى ارزشمندى كه به كتاب برجستگى خاصى . داده است . نخست آنكه دراين فرهنگ توضيحاتى پيرامون عناوين آمده و بدين سان شرح گونه اى بر نهج البلاغه نيز هست . ديگر اينكه در هر قسمت انتخاب شده آنچه قابل استفاده بوده به عنوان موضوعى مورد توجه جلب نظر مى كرده فيش بردارى شده است . چگونگى تدوين آن - براساس آنچه كه مولف محترم آن - در نوشته كوتاهى ارائه داده انداينگونه است:
معجم هاى لفظى كه الفاظ متون را دراختيار محققان مى گذارند ابزار جالبى براى تحقيق هستند. ولى اگر بتوان معجم نويسى را به مضامين و معانى تعميم داد مى توان شاهد
جهشى در روند تكاملى معجم نويسى بود. فرهنگ نهج البلاغه را مى توان گامى در راه تحقق آرمان فوق تلقى نمود. كه روش تهيه آن ذيلا توضيح داده مى شود. براى دست يابى به[ فرهنگ نهج البلاغه] در ٣ مرحله كار شده است .
١ مطالعه دقيق متن نهج البلاغه و نمايه سازى آن . مثلا[ الحمدالله الذى لايبلغ] در ثنا حمد خداشناسى عجز سخنوران از ستايش حق يادداشت مى شود و تمامى اين عناوين اصلى و فرعى در دفاترى بعنوان دفاتر مادر ثبت مى گردد.
در مرحله دوم تمام اين عناوين در هم تفكيك و به فيش هائى بر حسب حروف الفباء تجزيه گرديده است كه تاكنون تعداد آن تقريبا يكصد هزار رسيده است .
در مرحله سوم ضمن تنظيم فيش ها سعى شده تا آنجا كه ممكن است ترتيبى منطقى بين عناوين رعايت گردد.اهميت اين مرحله كار وقتى بهرت روشن خواهد شد كه فراوانى عناوين فرعى - كه گاهى شماره آن از صد عنوان نيز مى گذرد - مورد توجه قرار گيرد.
ويژه گيها كفايتها و چگونگى تدوين و تنظيم اين كتاب در مقدمه ى مفصلى كه بدان نگاشته شده است آمده است اين اثر كه شايد به .١٠ جلد برسد. جلداول آن بهمت[ مركز تبليغات اسلامى] نزديك به انتشار است .
آنچه تااينجا به اجمال معرفى كرديم معجم هاى بوده پيرامون قرآن و نهج البلاغه .ادامه اين مطلبى را پيرامون معجم هاى روائى كتابهاى حديثى در شماره ديگرى مى آوريم .
--------------------------------------------------------------------------------
پاورقى ها
١. توحيد صدوق .:١٧٤اصول كافى ج ١. نورالثقلين ج ٥.٢٢٣.
٢.المحجه البيضاءج ٢.١٢٥.
٣. بحارالانوار ج ٢٣.٦٣.
٤. تفسيرالعياشى ج ١.٣٠٩.
٥. وسائل الشيعه ج ١٨ ابواب صفات القاضى باب ٧.ج ٤٤ كافى ج ١.١٨٧ [ باب فرض طاعه الائمه] و[ باب مانص اله ... على الائمه] ٢٨٩ و[ باب ماامرالنبى (ص ) بالنصيحه لائمه المسلمين] ٤٠٣. و نيز نگاه كنيد به مفتاح الواسائل ج ٢.١٠٥.
٦.اين كتاب ارجمند را در شماره بعدى - به توفيق خداوند - معرفى مى كنيم .
٧. مفتاح كنوزالسنه مقدمه . .
٨.انديشه (ويژه نامه انجمن اسلامى موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى ).٢١٨.