آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - حديث راويان حديث١ - رستگار پرويز

حديث راويان حديث١
رستگار پرويز

روايان مشترك, پژوهشى در بازشناسى راويان مشترك شيعه و اهل سنّت, حسين عزيزى, پرويز رستگارى و يوسف بيات, مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى, پژوهشكده تاريخ و سيره اهل بيت(ع), ناشر, بوستان كتاب قم, ١٣٨٠, ٢ج, ١٠٢٣ص, وزيرى.
درآمد
برآمدن خورشيد بى غروب دين اسلام و آغاز پيامبرى واپسين فرستاده خدا, حضرت محمد مصطفى(ص), فصلى نوين در كتاب تاريخ زندگى آدميان گشود و امتى پا گرفت كه بر پرده گسترده و پرنقش و نگار علم, تحقيق و تمدن انسانى, رنگ هايى ماندگار زد.
اين امت مسلمان جدا از آن كه دانش هاى پاگرفته پيش از آشكار شدن اسلام را به پشتوانه تشويق هاى گفتارى و كردارى پيامبر(ص) و جانشينان خدايى اش(ع) ژرفايى بيش تر و نشاطى روز افزون تر بخشيد, شاخه هايى شاداب و نوين از علم و كاوش هاى خردمندانه را نيز پايه گذارى كرد كه در دامان اسلام زاده شدند, باليدند و به بلوغ و كمال رسيدند.
يكى از نوآورى هاى ناب علمى كه برآيند تلاش هاى پى گير و گسترده دامن مسلمانان در ميدان خردورزى و دانشورى به شمار مى رود, بنا نهادن دانش هايى است كه فراگيرى آن ها, گام هاى نخستين تفقه و دين شناسى تلقى مى شود; دانش هايى كه ـ بى گمان ـ حديث و شاخه هاى جانبى آن, مهم ترين و عمده ترين بخش آن اند.
پايه ريزى دانش حديث, وامدار جايگاه بى همانند رسول خدا(ص) در گرفتن پيام هاى آسمانى وحى و رساندن آن به توده هاى مسلمان ـ افزون بر شرح و بسط آيه ها و سوره هاى فرود آمده و بازگويى زاويه هاى گوناگون دين و احكام آن ـ است. مسلمانان كه خود از حياتى بودنِ نقش آفرينى هاى اين (اسوه حسنه)١ به خوبى آگاه بودند, از همان آغاز, به سخنان آن حضرت گوش جان سپردند٢, همه زير و بم هاى كردار و ـ حتى ـ خاموشى هاى گاه به گاه او را زير نگاه هاى موشكافانه خود گرفتند٣ و آگاهى هايى فراچنگ آيندگان رساندند كه بعدها با نام هاى (قول), (فعل) و (تقرير), زيرساخت هاى اصلى ساختمان دانش حديث را شكل دادند و در ميان (ادله اربعه اجتهاد) ـ كتاب, سنت, عقل (يا قياس) و اجماع ـ مهم ترين ابزار كار مجتهدان و فقيهان شدند.
اما اين جايگاه ويژه حديث, از آسيب ديدن سند و متن آن ـ جدا از تفسيرهاى ناهمگونى كه دو شاخه عمده گرايش هاى مذهبيِ مسلمانان از حديث دارند ـ پيشگيرى نكرد و روند فراگيرى و پراكندن آن ـ به ويژه در ميان اهل سنت ـ به گونه اى بود كه دانشمندان بزرگ و خستگى ناپذيرى از ميان شيعه و سنى به پا خاستند تا با آسيب شناسى اين روند گسترده و ژرف, در هرچه بهداشتى تر كردنِ فضاى آن بكوشند و با بالاتر بردن ضريب اطمينان به نقل حديث, دغدغه خاطر كاربرانِ اين عنصر حياتيِ اجتهاد را كاهش دهند.
در اين مسير, دو دانش محورينِ رجال و درايه, پايه گذارى و نوشته هاى بسيارى از ديرباز آفريده شد كه آمارگيرى و ـ به اصطلاح ـ كتاب شناسى آن ها كارى است نيازمند آستانه تحمل بالاى ويژه خود٤ و ما در اين مقاله كوتاه, يكى از نوآمدترين كالاهاى عرضه شده در بازار اين دو شاخه از دانش هاى اسلامى را به خوانندگان ارجمند مى شناسانيم.
***
١. در آغاز
داستان چگونگى جرقه زدن انديشه تدوين كتاب (راويان مشترك) و آغاز به كار آن در پيشگفتار گويا و گسترده دامن آن به خوبى بازتاب يافته است٥ و من در اين جا به گفتن چند نكته ناگفته ديگر كه چه بسا بازدارنده برخى پيشداورى هاى نادرست باشد, بسنده مى كنم:
١ـ١. به ياد دارم, در پژوهشكده تاريخ و سيره اهل بيت(ع) كه با مديريت متواضعانه و موفق جناب حجةالاسلام سيد محمدكاظم مدرسى يزدى, دوران رونق و دور از ركود خود را پشت سر مى نهاد, كار فيش بردارى و فيش خوانى را با دوستان ارجمندم دنبال مى كردم. روزى ايشان مرا به دفتر خود خواندند و يادآور شدند ضرورت شتاب بخشيدن و هرچه زودتر به سامان رساندن پروژه (راويان مشترك) ايجاب مى كند به دنبال جدايى يا جابه جايى برخى نيروهاى دست اندركار پروژه يادشده, بنده نيز به جمع دوستان اين بخش بپيوندم و همكارى خود را با مجموعه پژوهشكده مربوطه, در قالب قلم زدن در قلمرو نگارش شرح حال راويانِ داراى اولويت ترجمه٦ دنبال كنم.
١ـ٢. ناگفته پيداست, تلاش هايى كه با پادرميانى دو يا چند تن آغاز مى شود, خواه ناخواه تا رسيدن به مرز بلوغ و جاافتادگى و پشت سر نهادن فاز استقرار نيروها و هماهنگى آنان با يكديگر, فراز و نشيب هايى را پيش روى خود دارد كه نامطلوبيِ آن ها در رخ نمودن برخى كاستى هاى ناهمخوان با وحدت رويه و يكدستى نوشته ها بازتاب مى يابد و چندگانگى چاپ يك عنوان كتاب مورد استناد, يكى از اين كاستى هاست. در آغاز, دوستان دست اندركار اين پروژه با مراجعه به كتاب خانه هايى غير از كتاب خانه محققين پژوهشگاه دفتر تبليغات اسلامى, راويان بخش هاى نخستين جلد اول را ترجمه كرده اند و عدم تمركز نيروها در گرانيگاه كتاب خانه پژوهشگاه ياد شده و آزادى عمل آنان سبب شده است گاه شناسنامه و نيز نشانى كتاب هايى كه از آن ها سود جسته اند, با آنچه در كتاب نامه پايان جلد دوم شناسانده شده است٧, يكسان نباشد.٨
١ـ٣. يكى ديگر از پى آمدهاى كار جمعى در دنياى نويسندگى, گزارش چندباره يك مطلب در متن يا پانوشت است; كارى كه گاه حتى در آثار قلم يك نويسنده ـ آن هم در يك نوشته اش ـ نيز رخ مى نمايد! تكرار اطلاعاتى درباره (قُلْزُم)٩, (مُخَضْرَم)١٠, (مُخَضْرَميان)١١ و… از اين دست است.
١ـ٤. چنان كه در پيشگفتار كتاب (راويان مشترك) نيز آمده است, (از ميان ١٠٩٢ راوى مشترك, فقط ٢٧٤ راوى, ترجمه شدند).١٢ لازمه اين سخن و نيز جمع جبرى دو عدد ياد شده آن است كه شمار راويان خارج از اولويت ترجمه, ٨١٨ تن باشد (٨١٨=٢٧٤-١٠٩٢), در حالى كه نام ٨١٧ راوى در فهرست پايان كتاب ثبت شده است.١٣
به نظر مى رسد تنظيم كننده گراميِ (فهرست راويان مشترك ترجمه نشده) به دليل درگيرى با دغدغه قابل احترامِ پايان بخشيدن به پروژه در دست اجرا و سامان دادن به آن و برچيدن دامان اين كار كه چه بسا اگر با خونسردى و دريادلى برگزار مى شد, زمينگير و زمان بَر مى بود, فرصت نداشته اند راويان داراى اولويت ترجمه را با فهرست راويان خارج از چنين اولويتى مقابله كنند, چرا كه درنگ در اين دو به خوبى نشان مى دهد نام برخى راويان ترجمه شده در لابه لاى نام راويان ترجمه نشده نيز آمده است كه عبارت اند از: اسماعيل بن جعفر بن ابى كثير مدنى١٤, جراح بن مليح رؤاسى كوفى١٥, حذيفة بن اسيد غفارى١٦, حكيم بن حزام١٧, ربعى بن حراش عبسى١٨, ربيعة بن عثمان تميمى١٩, زاذان [ابومحمد كوفى]٢٠, زرارة بن اوفى٢١, زكريا بن اسحاق مكى٢٢, زيد بن اسلم عدوى مدنى٢٣, صفوان بن سليم٢٤, عاصم بن حميد حناط كوفى٢٥, عبدالله بن ثعلبة بن صعير٢٦, عبيدة بن عمرو سلمانى٢٧, قيس بن ابى مسلم٢٨, قيس بن عاصم بن سنان منقرى٢٩ و ابولبابه (بشير بن عبدالمنذر).٣٠
بدين ترتيب, با كم شدن ١٧ راوى از فهرست راويان مشترك ترجمه نشده و افزودن ٢٧٤ راوى ترجمه شده به آن, آمار درست راويان مشترك به ١٠٧٤ تن خواهد رسيد [١٠٧٤= ٢٧٤« (١٧-٨١٧)].
١ـ٥. پس از چندين و چندبار جدايى يا جابه جايى نيروهاى دست اندركار پروژه (راويان مشترك) و پيوستن نگارنده به اين مجموعه ـ با نگارش ترجمه داوود بن ابى هند بن عذافر٣١ ـ هسته بازپسين, استوار قدم و هميشگى پروژه ياد شده شكل گرفت و با مديريت صميمانه, پر تلاش و باريك بينانه دوست دانشمند ما, جناب حجةالاسلام آقاى حسين عزيزى و همگامى يار وفادار و فاضل ما, جناب حجةالاسلام آقاى يوسف بيات, تا به سر منزل مقصود ره سپرد.
١ـ٦. بهتر ديدم پيش از آن كه يك (يا چند) تن از فرهيختگان اين سامان دست به قلم شود (شوند) و از حق طبيعى خود براى نقد و نقل كاستى هاى بى شمار اين اثر ناچيز بهره برد (برند), خود گام پيش نهم و به مصداق (أهل البيت أدرى بما في البيت), به شناساندن كوتاه و گذراى آن بپردازم و به نقدهاى محتمل آتى, نگاهى ژرف تر و بينشى درخور كار ظريف و پيچيده نقادى ببخشم, چرا كه (رد كردن حرف ديگران مهم نيست; فهميدن حرف ديگران مهم است). در اين جا بايد از همفكرى ها و رايزنى هاى مديريت ارجمند پروژه (راويان مشترك), جناب آقاى عزيزى نيز سپاسگزارى كنم.
***
٢. در روش
در پيشگفتار كتاب (راويان مشترك), كوتاه و گذرا به گوشه هايى از روش نگارش شرح حال راويان داراى اولويت ترجمه اشاره شده است٣٢ و بنده نيز فهرست وار به ناگفته هاى اين بخش مى پردازم:
٢ـ١. از آن جا كه تلفظ برخى نام هاى اشخاص و اماكن, كنيه ها و لقب ها در ميان پارسى زبانان همواره همراه نوعى لغزش گفتارى و در اين زمينه, (غلط مشهور) عمده ترين پشتوانه بوده است(!) آن ها را در عنوان برجسته هريك از ترجمه ها يا در متن آن, حركت و تشديدگذارى و ـ به اصطلاح ـ وزن صرفيِ آن ها را ضبط كرده ايم تا خواننده گرامى يا در گام نخست, با تلفظ درست آن ها آشنا شود و يا در گام دوم, ذهنيت خود را در اين باره بازسازى كند.
براى نمونه, بايد از راويان رديف١١, ٢٥, ٢٦, ٣١, ٣٣, ٣٤, ٣٧, ٥٢, ٧٨, ٨٨, ٩٧, ١١٦, ١٨٥, ١٩٢, ١٩٣, ١٩٨, ٢١٨, ٢٢٢, ٢٤٨, ٢٥٢, ٢٦١ و٢٦٩ كه ـ به ترتيب ـ عبارت اند از:
اُبَيّ بن كعب بن قيس, اُسَيد بن حُضَير, اَصبغ بن نُباتة بن حارث, بَراء بن عازب بن حارث, بُرَيد بن معاويه, بُريدة بن خَضيب بن عبدالله, بِلال بن رَباح, جعفر بن ابى طالب بن عبدالمطّلب, حُكَيم بن سعد, خَبّاب بن اَرَتّ بن جَندَله, رُشَيْد هَجَرى, سَدير بن حُكَيْم, عبدالملك بن عبدالعزيز بن جُرَيْج, عَبِيدة بن عمرو, عثمان بن حُنَيف بن واهب, عَفّان بن مسلم بن عبدالله, فُضَيْل بن عِياض بن مسعود, قُثَم بن عبّاس بن عبدالمطّلب, مُعاذ بن جبل بن عمرو, مَعْمَر بن راشد, نوح بن دَرّاج و يحيى بن مَعين بن عون ياد كنم كه بسيارى از ايرانيان ـ حتى برخى (اهل عرف خاص) ـ گاه هنگام سخن گفتن از آن ها ـ به ترتيب ـ نام هاى خودساخته (اَبى), (اَسيد بن حَضير), (نَباته), (بُراء), (بَريد), (بَريده), (بَلال), (عبدالمطّلب), (حَكيم), (خُباب), (رَشيد هِجْرى), (سُدَيْر بن حَكيم), (ابن جَريج), (عُبَيْده), (حَنيف), (عُفّان), (فَضيل بن عَياض), (قَثَم), (مَعاذ), (مُعَمَّر), (دُرّاج) و (مُعين) را به كار مى برند و يا اساساً نمى توانند آن ها را تلفظ كنند!!
٢ـ٢. نام هر راوى در عنوان ترجمه با نام پدر و ـ حداكثر ـ پدربزرگش ثبت شده است جز در مواردى كه زنجيره نسب به شجره مباركه خاندان عصمت و طهارت برسد يا در آن, يكى از راويان حديث حضور داشته و طبعاً با نوع كار اين كتاب, متناسب باشد. بر همين اساس, نام راويان رديف ١١٤, ٢٠٤ و٢٣٩ ـ به ترتيب ـ زيد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب(ع), على بن عمر بن على بن حسين(ع) و محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن(ع) و نام راوى رديف ٢٦٧, يحيى بن عبدالحميد بن عبدالرحمن بن ميمون ثبت شده است.٣٣
٢ـ٣. با رعايت نكته پيش از اين, نام هر راوى را به دور از آنچه بر سر زبان ها مشهور شده است, در عنوان آورده و در اين جا نيز مانند چگونگى تلفظ نام راويان, از شهرت پيروى نكرده٣٤, براى نمونه, محدثان رديف١٣, ٥٣, ٨٧, ١١٨, ١١٩, ١٤٥, ١٧٩, ١٨٤, ١٨٥, ٢١١, ٢٢٩, ٢٤٢, ٢٦٠ و٢٦٨ را ـ به ترتيب ـ با نام هاى احمد بن محمد بن حنبل, جُندَب بن جنادة بن سفيان, خالد بن زيد بن كُلَيْب, سعد بن مالك بن اُهَيب, سعد بن مالك بن سنان, صخر بن قيس بن معاويه, عبدربّه بن اَعْيَن بن سُنْسُن, عبدالملك بن سليمان بن ابى المغيره, عبدالملك بن عبدالعزيز بن جُرَيْج, عمرو بن ثابت بن هرمز, مالك بن حارث بن عبد يَغُوث, محمّد بن على بن ابى طالب, نعمان بن ثابت بن زُوطَى و يحيى بن عبدالله بن معاويه فهرست و ترجمه كرده ايم با آن كه ـ به ترتيب ـ به احمد بن حنبل, ابوذر غِفارى, ابوايّوب انصارى, سعد بن ابى وَقّاص, ابوسعيد خُدْرى, احنف بن قيس, زُرارة بن اَعيَن, فُلَيْح بن سليمان بن ابى المغيره, عمرو بن ابى المقدام, مالك اَشتَر, محمد بن حنفيّه, ابوحنيفه و اجلح بن عبدالله مشهورند.٣٥
٢ـ٤. به رغم نكته پيش از اين, نام ها, كنيه ها, نسبت ها و لقب هايى را كه راويِ در دست ترجمه بدان ها شهرت يافته است, در كنار عنوان شرح حالش و در ميان پرانتز يادآور شده ايم تا خواننده ارجمند به نكته اين ـ همانيِ مورد نظر پى ببرد. بر همين اساس, در كنار عنوان ترجمه هاى رديف٤, ١٣, ١٤, ٢٢, ٣٢, ٤٠, ٤٣, ٥٣, ٦٥, ٦٦, ٧٣, ١١٢, ١١٨, ١١٩, ١٤٥, ١٥١, ١٦٢, ١٦٣, ١٨١, ١٨٤, ١٨٥, ٢١١, ٢١٣, ٢١٧, ٢٢٩, ٢٦٠ و٢٦٨ عبارت هاى ـ به ترتيب ـ ابورافع, احمد بن حنبل, ابن عقده, حِمْيرى, اُمّ اَيمَن, ابوحمزه ثُمالى, ابوجهم, ابوذر غفارى, حسن مثلّث, حسن مثنّى, ابوساسان بصرى, ابوطلحه انصارى, سعد بن ابى وقاص, ابوسعيد خُدرى, احنف بن قيس, ابوالاسود, اوزاعى, ابوصلت, ابن مسعود, فُلَيْح بن سليمان بن ابى المغيره, عبدالملك بن جُرَيْج= ابن جُرَيْج, عمرو بن ابى المقدام, ابواسحاق سَبيعى, ابونُعَيم, اَشْتر, ابوحنيفه و اجلح بن عبدالله را افزوده ايم.
٢ـ ٥. در برخى موارد, براى پيشگيرى از لغزش خواننده در مقام تطبيق با راوى مورد نظر و يا به دليل پراكنده گويى و اصطكاك نظر اصحاب تراجم و رجال, ناگزير عنوان ترجمه را نه با نام پدر راوى كه با كنيه اش آورده و بدين ترتيب, راويان رديف٣, ٦٠, ١٨٢, ١٩٥ و ٢٧٣ را با عناوين ابان بن ابى عيّاش, حبيب بن ابى ثابت, عبدالملك بن ابى سليمان, عروة بن ابى الجعد و يونس بن ابى اسحاق ترجمه كرده ايم.
٢ـ٦. در مواردى كه اصحاب تراجم و رجال درباره تعيين نام يا كنيه اى اختلاف كرده اند, ترجمه را با ثبت يك عنوان از عناوين احتمالى آغاز و در ادامه شرح حال, به اختلاف ياد شده اشاره كرده ايم مانند راويان رديف٣٤, ٩٢ و٢٦٣ كه با عنوان هاى بُريدة بن خَضيب بن عبدالله, داوود بن ابى هند بن عذافر و ابوهريره ترجمه شده اند.
٢ـ٧. در مواردى كه به دليل اختلاف دانشمندان, گزينش و تعيين نام راوى يا پدرش شدنى نبود, هردو يا چند احتمال را با افزودن يك مميّز ميان آن ها, در عنوان ترجمه ثبت كرده ايم مانند راويان رديف٤, ٤٤, ٥٨, ٦٨, ٧٨ و٨٣ كه با نام هاى ابراهيم/اسلم, جابر بن عبدالله بن عمرو/عُمَر, حارثة بن نعمان بن نفع/رافع, حسن بن صالح بن صالح/حيّ, حُكَيم بن سعد/سعيد و حُمران بن اَعيَن بن سُنْسُن/سُنْبُس ترجمه شده اند.
٢ـ ٨. در صورت تكرار شدن نام اختلاف برانگيزِ يادشده در نكته پيش از اين, هردو يا چند احتمال مطرح در آن را تنها در نخستين مورد ثبت شدنش در عنوانِ ترجمه, يادآورى و از تذكر دو يا چندباره آن خوددارى كرده ايم.٣٦
٢ـ٩. نام يا كنيه پدر يا پدربزرگ برخى راويان را با افزودن پرانتز در كنار آن ها, تفسير و تبيين كرده ايم مانند راويان رديف ١٧, ٤٣, ٨١, ١٢١, ١٩٦, ٢١٧, ٢٣٢, ٢٤٠ و٢٤٧ كه با عناوين اسحاق بن راهويه (ابراهيم) بن مَخْلَد, ثُوَير بن ابى فاختة (سعيد) بن علاقه, حمّاد بن ابى سليمان (مسلم) بن يزيد, سعيد بن ابى سعيد (كَيْسان), عطاء بن ابى رباح (اَسلم), فضل بن دُكَيْن (عمرو) بن حمّاد, محمد بن ابى بكر (عبدالله) بن ابى قحافه (عثمان)٣٧, محمد بن عبيدالله بن ابى سليمان (ميسره) و يحيى بن عبدالحميد بن عبدالرحمن بن ميمون (بَشْمين) ترجمه شده اند.
٢ـ١٠. نام راويان زن را ـ برخلاف سليقه بسيارى از ارباب تراجم و رجال٣٨ ـ در لابه لاى نام راويان مرد و براساس ترتيب حروف الفبا آورده ايم.
٢ـ١١. با افزودن كليشه هاى عليه السلام, عليهما السلام و عليهم السلام, شمار معصومان موجود در عنوان ترجمه يا متن آن را يادآور شده ايم.٣٩ توجه به اين نكته سبب مى شود خواننده گرامى ابراهيم بن محمد بن على(ع) راوى ترجمه شده رديف٨ را با دو تن ديگر به همين نام ـ يكى نواده عبدالله بن عباس و ديگرى نواده جعفر بن ابى طالب ـ خلط نكند; لغزشى كه براى برخى نويسندگان معاصر پيش آمده, راوى ياد شده را با نواده ابن عباس خلط كرده, سال درگذشتش را ١٣١هـ.ق. دانسته اند!٤٠
٢ـ١٢. از آن جا كه دانستن تاريخ زادن و جان سپردن همه چهره هاى تاريخ ساز ـ از جمله, راويان ـ در پذيرفتن يا رد آنچه بدان ها نسبت مى دهند, نقشى گاه حياتى دارد, زيرعنوان هر راوى در دست ترجمه, تاريخ تولد و مرگش را با گشودن و بستن پرانتز درج كرده ايم و در صورت اختلاف٤١ يا خاموشى دانشمندان از يادآورى آن ها٤٢, به كمك قرينه ها يا جمع جبرى سال مرگ با طول عمر, آن ها را ـ تا حد امكان ـ استخراج و ثبت كرده ايم.٤٣
٢ـ١٣. برخى مطالب كه مهم تر به نظر مى آمده اند و نيز تاريخ درگذشت همه راويان و نكات جانبى آن را با يادآورى آدرس هاى مورد نياز, در پانوشت ها مستند كرده ايم.
٢ـ١٤. شرح حال راويان را حداكثر در سه تيتر عمده (…و اهل بيت(ع)), (…و دانشمندان مسلمان) و (طبقه و منزلت روايي…) گردآورده و در صورت فقدان مطلب براى هركدام, آن را حذف كرده ايم.٤٤
٢ـ١٥. براى پرهيز از طولانى شدن تيترهاى يادشده در نكته پيش از اين, آن ها را تنها با نام كوچك راوى و بدون ذكر كنيه, لقب يا نام پدرش يادآور شده ايم.٤٥
٢ـ١٦. از يادآورى مجدد منابعى كه از آن ها در پانوشت ها نام برده ايم, خوددارى ورزيديم٤٦ و منابع باقى مانده را با عنوان (منابع ديگر)٤٧ در پايان هر ترجمه و ـ چنان كه در پيشگفتار كتاب (راويان مشترك) نيز يادآورى شده است٤٨ ـ با رعايت ترتيب سال درگذشت پديدآورندگانشان٤٩ آورده ايم.٥٠
٢ـ١٧. به دليل بهره ورى از دو چاپ متفاوت كتاب (قاموس الرجال), جديد يا قديم بودن آن را در هر بار مراجعه به منبع ياد شده, در كنار آن يادآورى كرده ايم.
***
٣. در داده ها
عمليات اجتهاد ـ مانند ديگر تلاش هاى عقلانى آدميان ـ كارى ظريف, پيچيده و انرژى بَر است كه در آن, دو عنصر نقش عمده و تعيين كننده اى دارند: عنصر انسانى (مجتهد) و عنصر ابزارى (اطلاعات و داده ها). از يك سو, پارامترهايى كه جنبه هاى گوناگون شخصيتى يك انسان را مى سازند ـ مانند خاستگاه خانوادگى, محيط زندگى, رشد و بالندگى هاى علمى و توانمندى هاى فردى چون جودت ذهن, سرعت انتقال, دقت نظر و ديگر عوامل ژنتيكى ـ در ايجاد زاويه نگاه و توان پردازش داده ها و تركيب مطلوب آن ها مؤثرند و از سوى ديگر, تنوع, عمق و اصالت اطلاعات كه بر دو دسته عمده اند: آگاهى هاى درون متن (قرائن متصله) كه دست يابى به آن ها آسان تر مى نمايد و آگاهى هاى بيرون از متن (قرائن منفصله) كه بسى ظريف تر و پيچيده ترند و فراچنگ آوردن آن ها دشوارتر است.٥١ مجموعه اين دو نوع آگاهى, شكل هندسى كثيرالاضلاعى را مى ماند كه دست يابى به هر دانش و داده عقلانى نو, ضلعى جديد به آن مى دهد, نظم و چينش پيشين را برهم مى زند و در نتيجه, نظمى ديگر, شكلى نو و برداشت نوينى مى آفريند.٥٢
ما در كتاب (راويان مشترك ) تلاش كرده ايم در چارچوب طرحى كه در پيشگفتار آن بيان شده است٥٣, آگاهى هايى را ـ در حد توان ـ به خواننده ارجمند خود ارائه و نشان دهيم شناخت راويان و درك هرچه عميق تر ميراث هاى حديثى اى كه با نقش پردازى هاى آنان به دست ما رسيده, كارى است درخور درنگ و دورى از سهل انگارى و شتاب ورزى.
از آن جا كه داورى راستين در ميزان كاميابى ما در اين آوردگاه با خوانندگان گرامى و فرهيخته ماست, نگارنده محتواى اين بخش از مقاله را به منظور دور ماندن از دام دلدادگى به اثر قلم خود و دو دست دانشمندش و نيز پرهيز از بيمارى (حبّ الشيء يعمي ويصمّ), به كوتاهى, گذرا و فهرستوار گزارش مى كند:
٣ـ١. زندگى نامه امامان معصوم(ع):
٣ـ١ـ١. بررسى شرايط سياسى ـ اجتماعى عصر آن بزرگواران و اشاره به مظلوميت آنان و شيعيانشان ـ از جمله, در عرصه دانش و نقل حديث از آن ها ـ با استناد عمده به منابع اهل سنت٥٤; شرايطى كه امام على(ع) در صف مقدم كسانى است كه بار سنگين ترين حجم بدخواهى ها و نامردمى هاى آن را در سال هاى تلخ زندگى به دوش كشيده اند.
٣ـ١ـ٢. مشى سياسى آن حضرات.٥٥
٣ـ١ـ٣. رابطه راويان با اهل بيت(ع) كه نشان دهنده اندازه وفادارى مسلمانان به پيام حديث (ثقلين) يا دورشدنشان از آن است.٥٦
٣ـ١ـ٤. مستندسازى فضايل و برجستگى هاى آن بزرگواران, به ويژه در رابطه با حديث غدير.٥٧
٣ـ٢. زندگى نامه راويان و محدثان مسلمان:
٣ـ٢ـ١. يادآورى نكات ريز و فراوانى از زندگى شخصى آنان.
٣ـ٢ـ٢. بيان فضاى سياسى حاكم بر زندگى و جايگاه و نقش سياسى آنان.
٣ـ٢ـ٣. گزارش پندآموز سختى ها و فراز و نشيب هاى زندگى چهره هاى برجسته دانش حديث.٥٨
٣ـ٢ـ٤. ترسيم فضاى فرهنگى و فكرى اى كه راويان در آن تنفس مى كردند.٥٩
٣ـ٢ـ٥. گزارش جايگاه ممتاز موالى در دنياى دانش و سياست.٦٠
٣ـ٢ـ٦. يادكرد جايگاه راويان در كتاب هاى مادر حديثى اهل سنت و شيعه و يادآورى بسامد رواياتشان در اين كتاب ها.٦١
٣ـ٣. داده هاى بسيارى در رابطه با دانش هاى گوناگون:
٣ـ٣ـ١. ملل و نحل٦٢, تحليلى از پاگرفتن و دگرگونى انديشه ارجاء٦٣ و بررسى و نقد تاريخ رفض و رافضى گرى.٦٤
٣ـ٣ـ٢. جغرافيا.٦٥
٣ـ٣ـ٣. لغت.٦٦
٣ـ٣ـ٤. حديث, تدوين و گردآوردن آن, نقش پردازان اين عرصه و صاحبان اصول و تصانيف.٦٧
٣ـ٣ـ٥. تاريخ قرائت و تجويد قرآن كريم و دانشمندان آن.٦٨
٣ـ٣ـ٦. تفسير قرآن كريم و برجستگان اين عرصه.٦٩
٣ـ٣ـ٧. ادبيات و شعر عرب و پيشتازان اين ميدان.٧٠
٣ـ٣ـ ٨. كلام و متكلمان بزرگ٧١ و برخى مباحث كلامى مانند عدالت صحابه.٧٢
٣ـ٣ـ٩. دراية الحديث.٧٣
٣ـ٣ـ١٠. فقه و فقهاى برجسته.٧٤
٣ـ٣ـ١١. اصول فقه.٧٥
٣ـ٣ـ١٢. نسب شناسى شامل:
٣ـ٣ـ١٢ـ١. تفسير و توضيح پاگرفتن برخى نسب ها, نام ها, لقب ها و شهرت ها.٧٦
٣ـ٣ـ١٢ـ٢. دانشمندان برجسته علم انساب.٧٧
٣ـ٣ـ١٣. تاريخ شامل:
٣ـ٣ـ١٣ـ١. مغازى رسول خدا(ص) و رخدادهاى سده هاى نخستين اسلامى.٧٨
٣ـ٣ـ١٣ـ٢. يادآورى برخى لغزش هاى گزارشى مورخان و سستى بعضى كاركردهاى تاريخى رجاليان.٧٩
٣ـ٣ـ١٣ـ٣. سيرى در نگارش سيره و مغازى و شناساندن گذراى كتاب سيره و مغازى ابن اسحاق.٨٠
٣ـ٣ـ١٣ـ٤. تحليلى از حضور قيس بن سعد در نبرد جمل.٨١
٣ـ٣ـ١٤. رجال و جرح و تعديل راويان شامل:
٣ـ٣ـ١٤ـ١. معرفى دانشمندان بزرگ رجالى.٨٢
٣ـ٣ـ١٤ـ٢. بيان برخى مبانى رجالى براى جرح و تعديل راويان مانند عضويت در (اصحاب اجماع) يا روايت (اصحاب اجماع) از كسى٨٣, وقوع راوى در اسناد على بن ابراهيم يا ابن قولويه٨٤ و….
٣ـ٣ـ١٤ـ٣. شرح مبانى رجالى برخى دانشمندان چون مامقانى٨٥, خوئى٨٦ و شوشترى٨٧ و نقد برخى از آن ها.٨٨
٣ـ٣ـ١٤ـ٤. اشاره به تشابه نام راويان و نيز اشتراك آن ها در يك نام.٨٩
٣ـ٣ـ١٤ـ ٥. نقد برخى جرح و تعديل ها.٩٠
٣ـ٣ـ١٤ـ٦. پرداختن به نقاط مبهم زندگى برخى راويان مثبت كه از آن ها ـ به نادرستى ـ به بدى ياد شده است.٩١
٣ـ٣ـ١٤ـ٧. يادآورى برخى نكات ظريف رجالى.٩٢
٣ـ٣ـ١٥. شرح برخى اصطلاحات كه در دانش هاى متنوع يادشده به كار مى روند.٩٣
***
٤. در بايدها و نبايدها
من هر بار كه نقد يا نقض نوشته يا نويسنده اى را مى خوانم يا خود را در مسير چنين كارهايى مى يابم, به ياد سخن حكيمانه يكى از دانشمندان اهل سنت مى افتم: (أبى الله إلاّ أن يصحَّ كتابُه; خداوند خواسته است تنها كتاب او, قرآن كريم بى كم و كاست باشد). به همين دليل, هرجا پاى انسان ـ با همه سستى ها و كوتاه دستى هايش از نگاه همه جانبه و جامع الاطراف به يك محور بحث و پژوهش ـ در ميان باشد, بازده كار هرگز نمى تواند از نگاه نقادانه و جست وجوى كاميابانه نقاط ضعف و اشكال ايمن باشد و اين, نه به معناى بى ارزشى مطلق انگارانه اثر خلق شده و نه به معناى عصمت و توانايى شكست ناپذير انتقادگر است, چنان كه در نگاه خردمندان, پافشارى بر جانبدارى بى قيد وشرط از محصول ذهن و انديشه يك انسان و خط قرمزى پيرامون آن كشيدن, كارى كودكانه بيش نيست.
كتاب (راويان مشترك) نيز محصول تلاش هاى بى ادعاى انسان هايى است كه از دايره نكته گفته شده بيرون نيستند و كامل نبودن و نياز هماره آن به حك و اصلاح چندين و چندباره, چشمداشتى دور از انتظار نيست!
نگارنده در اين جا, در كنار پاسداشت رنج هايى كه نويسندگان, ويراستار و ديگر دست اندركاران تهيه, تدوين و نشر اين اثر به خود ديده اند, خود پيش قدم شده, برخى نارسايى هاى نگارشى, ويرايشى و حروفچينى٩٤ را به اميد زدوده شدن آن ها در چاپ هاى آينده, يادآور مى شود و بر خود بايسته مى داند ـ به ويژه ـ از كوشش هاى پى گير دوست بافضل و كمال خويش, جناب حجةالاسلام آقاى سيد حسين اسلامى كه ويرايش اين اثر سرشار از نام ها, اصطلاحات, تاريخ رخدادها, كليشه ها, بازگردان هاى به فارسى و… را بر عهده داشته اند, سپاسگزارى كند.
٤ـ١. لغزش هاى نوشتارى٩٥
٤ـ١ـ١. برخى ارجاعات نادرست٩٦ به كتاب التاريخ الكبير٩٧, ميزان الاعتدال٩٨, اعيان الشيعة٩٩, اختيار معرفة الرجال١٠٠, لسان الميزان١٠١, المعارف١٠٢, شذرات الذهب١٠٣, تهذيب الكمال١٠٤ و الكافى.١٠٥
٤ـ١ـ٢. ضبط ناصواب كلماتى مانند كِيْسان١٠٦ (كَيْسان)١٠٧, اُسَيد١٠٨ (اَسيد)١٠٩, ابوقُتاده١١٠ (ابوقَتاده)١١١, سَلَم١١٢ (سَلْم), حطمى١١٣ (خَطْمى)١١٤, خُطَمى١١٥ (خَطْمى)١١٦, جَلَولاء١١٧ (جَلُولاء)١١٨, ابوضُمره١١٩ (ابوضَمره)١٢٠, زَرّ بن حَبيش١٢١ (زِرّ بن حُبَيْش)١٢٢, سُلَّمى١٢٣ (سُلَمى)١٢٤, رُبَيْعَه١٢٥ (رُبَيِّعَه)١٢٦, نُسيبه١٢٧ (نَسيبه)١٢٨, نُوَوى١٢٩ (نَوَوى), قُلزَم١٣٠ (قُلزُم)١٣١, ابوقُبيصه١٣٢ (ابوقَبيصه)١٣٣, قُرظَى١٣٤ (قُرَظى), عَمُره١٣٥ (عَمْره)١٣٦, اُبَلّه١٣٧ (اُبُلّه)١٣٨, جلولا١٣٩ (جلولاء)١٤٠, رِباح١٤١ (رَباح)١٤٢, سَمّاك١٤٣ (سِماك).١٤٤
٤ـ١ـ٣. برخى افتادگى ها مانند (بن)١٤٥, (نسب؟)١٤٦, (الله)١٤٧, (حديث)١٤٨, (روش)١٤٩, (تهذيب الكمال ٣٢/٤٨٨)١٥٠, (سعيد اللحّام)١٥١, (اَزْدى)١٥٢, (طبقه و)١٥٣, (=ابوعبدالرحمن سُلَمى)١٥٤, ((ناتمام))١٥٥, (شركة العلماء بمساعدة)١٥٦, (مؤسسة الرسالة)١٥٧, تيترهاى (عبّاد و دانشمندان مسلمان) و (طبقه و منزلت روايى عبّاد)١٥٨, آدرس معجم البلدان١٥٩ و تعداد جلد كتاب (طبقات اعلام الشيعة).١٦٠
٤ـ١ـ٤. ناتمامى برخى گزارش هاى تاريخى مانند تولد راوى رديف٥٧ در سال ١٧هـ.ق.١٦١, از سابقين در اسلام بودنِ اسامة بن زيد١٦٢, نبودن ابووكيع در سند روايات كتب اهل سنت١٦٣, درگذشت امام باقر(ع) در سال ١١٦هـ.ق.١٦٤, درگذشت عبّاد بن صهيب در سال ٢٠٢هـ.ق.١٦٥, تعيين (طيّار) به عنوان لقب عبدالله بن جعفر١٦٦, حركت مختار به سوى مكه براى آزاد كردن محمد بن حنفيه١٦٧, تولد وكيع بن جرّاح در سال ١٢٩هـ.ق.١٦٨ و درگذشت ابراهيم بن محمد بن على(ع) در سال ١٣١هـ.ق.١٦٩
٤ـ١ـ ٥. برخى ضعف هاى تأليفى مانند ترجمه (حِبّ) به (دوست)١٧٠, كنيه دانستنِ (ابوالمساكين)١٧١, ذكر نام امام على(ع) در ميان راويان حذيفه١٧٢, ترجمه (او جدّاً از پيشينيان است)١٧٣, توجيه لقب (انصارى)١٧٤, عدم ثبت طبقه ابوصلت هروى١٧٥, ادعاى مبهم بودن چراييِ لقب (ضرير)١٧٦, ايهام عبارت (از آن جا كه وى در اسناد روايات تفسير قمى نيز قرار دارد, از نظر على بن ابراهيم قمى و آيةاللّه خوئى نيز وثاقت دارد)١٧٧, ترجمه (مشتى شن برداشت)١٧٨, لقب دانستنِ (اسدى)١٧٩, نسب دانستنِ (يمانى)١٨٠ و لقب دانستنِ (هَمْدانى)١٨١.
٤ـ١ـ٦. لغزش در ثبت برخى نام ها مانند ابراهيم رمضانى١٨٢ (رمضان), عمران بن قحطان١٨٣ (حطان), ابوبكر منجويه١٨٤ (بن منجويه), ابن جريح١٨٥ (ابن جريج), إثرم١٨٦ (أثرم)١٨٧, حكم بن عيينه١٨٨ (عتيبه)١٨٩, قهبائى١٩٠ (قهپائى), عبدالله جدلى١٩١ (ابوعبدالله), عطا١٩٢ (عطاء), ملائن١٩٣ (ملائى), مطيع بن أياس١٩٤ (إياس)١٩٥, غاب١٩٦ (غابه), جمادى١٩٧ (جمادى الآخره), شاسى كبير١٩٨ (شاشى), بنى دهنى١٩٩ (بنى دهن), موج راهط٢٠٠ (مرج راهط)٢٠١, ابوبكر بن ابى عيّاش٢٠٢ (بن عيّاش)٢٠٣, بان بن عيّاش٢٠٤ (ابان بن ابى عيّاش)٢٠٥, سلّولى٢٠٦ (سَلُولى)٢٠٧, فزّارى٢٠٨ (فزارى)٢٠٩, يونس بن ابواسحاق٢١٠ (بن ابى اسحاق), الاووط٢١١ (الارناؤوط), براجستراسر٢١٢ (برجستراسر), النشر فى قراأت العشر٢١٣ (القراءات), تاريخ صحابة٢١٤ (الصحابة), ابوعمر٢١٥ (ابوعمرو), ابن عتبه٢١٦ (ابن عنبه)٢١٧, ثروت عكاشه٢١٨ (ثروة), ابن قتيبه دينورى٢١٩ (ابن قتيبة الدينورى)٢٢٠, مطبعة المباركة٢٢١ (المطبعة), الشيرى٢٢٢ (شيرى), نديم٢٢٣ (ابن نديم)٢٢٤, تاريخ البخارى الكبير٢٢٥ (كتاب التاريخ الكبير), تاريخ البخارى الصغير٢٢٦ (التاريخ الصغير), شهاب٢٢٧ (شهاب الدين), ابى الطيب محمد آبادى٢٢٨ (محمد عظيم آبادى), زغلون٢٢٩ (زغلول), طناوى٢٣٠ (طناحى), الرضى بن الحسن٢٣١ (الحسين), فرّوح٢٣٢ (فرّوخ), ابوعلى امين الاسلام فضل بن حسن٢٣٣ (ابونصر حسن بن فضل بن حسن), احمد الاحمد٢٣٤ (احمد محمودى), الاسلامية التابعة (كوشان بور)٢٣٥ (الاسلامية لكوشانبور), شيخ الشريفه٢٣٦ (شيخ الشرف), قلعة جى٢٣٧ (قلعجى), ليثى٢٣٨ (كتبى)٢٣٩, ممقانى٢٤٠ (مامقانى)٢٤١, هيثمى٢٤٢ (هيتمى), شبير٢٤٣ (بشير), رواسى٢٤٤ (رؤاسى), عبدالعزيز بن درا وردى٢٤٥ (عبدالعزيز دراور دى), قادرى٢٤٦ (قارى)٢٤٧ و ابراهيم بن محمد بن عبدالله بن عباس٢٤٨ (ابراهيم بن محمد بن على بن عبدالله بن عباس).
٤ـ١ـ٧. اندكى كاستى در به كارگيرى برخى علائم ويرايشى مانند به كار بردن علامت مميّز ميان كنيه هاى راويان رديف٦٢ و ٧٤ ٢٤٩ و به كار نبردن آن بين عددهاى نشان دهنده سال مرگ راوى رديف٧٦.٢٥٠
٤ـ١ـ٨. ثبت نادرست برخى كلمات يا اعداد مانند (نويسنده)٢٥١, (المطبعة العلمية)٢٥٢, (المهدى)٢٥٣, (مُوالى)٢٥٤, (٤ج)٢٥٥, (نقد السيد)٢٥٦, (نقلة)٢٥٧, (٨ج)٢٥٨ و (آل بحرالعلوم).٢٥٩
٤ـ١ـ٩. برخى جابه جايى ها.٢٦٠
٤ـ٢. نارسايى هاى ويرايشى:
٤ـ٢ـ١. لغزش در به كارگيرى يا ترك نشانه هاى ويرايشى و علائم سجاوندى:
٤ـ٢ـ١ـ١. به كارگيرى نابه جاى تيره٢٦١ تشديد٢٦٢, نقطه ويرگول٢٦٣, گيومه٢٦٤, پرانتز٢٦٥, ويرگول٢٦٦, علامت سؤال و تعجب٢٦٧ و همزه نماينده صداى ياء.٢٦٨
٤ـ٢ـ١ـ٢. ترك نابه جاى تيره٢٦٩ نقطه٢٧٠ ويرگول٢٧١ علامت مَدّ٢٧٢ دو نقطه نقل قول مستقيم٢٧٣ پرانتز٢٧٤ و نشانه اختصارى (قبل از هجرت) (ق.هـ.).٢٧٥
٤ـ٢ـ٢. گزينش نامناسب كلماتى مانند (چنان چه)٢٧٦, (مبلغان آن)٢٧٧, (هجرت كرد)٢٧٨, (توصيف)٢٧٩, (قضاوت)٢٨٠, (بلندى اندام)٢٨١ و (به جاى آورد).٢٨٢
٤ـ٢ـ٣. عدم رعايت برخى موارد تعريف و تنكير مانند (حافظه قوى)٢٨٣, (مزاح كننده)٢٨٤, (روزگار دراز)٢٨٥و (شخص).٢٨٦
٤ـ٢ـ٤. فقدان وحدت رويه در فصل و وصل واژه ها مانند (بى زارى) و (بيزار)٢٨٧, (دانشمند), (دانش مند), (دانشمندان) و (دانش مندان)٢٨٨, (همچنين) و (هم چنين)٢٨٩, (آنجا) و (آن جا)٢٩٠ و (كتابنامه)٢٩١.
٤ـ٢ـ ٥. زيادى بودن برخى كلمات و حروف يا كمبود آن ها مانند (آنان)٢٩٢, (سپاه اش)٢٩٣ زائد بودن حرف واو٢٩٤ و كمبود آن٢٩٥ و زائد بودن (كه).٢٩٦
٤ـ٢ـ٦. برخى لغزش هاى املايى٢٩٧ مانند (نماز مى گذارى)٢٩٨ (مى گزارى), (فاطمه)٢٩٩ (فاطمة)٣٠٠, (عايشه)٣٠١ (عائشه), (المؤنة)٣٠٢ (المؤونة), (المأة)٣٠٣ (المائة), (الصلوة)٣٠٤ (الصلاة), (قراأت)٣٠٥ (قراءات٣٠٦ يا قرائات٣٠٧), (بن)٣٠٨ (ابن)٣٠٩, (فيئ)٣١٠ (فىء), (علل الشرايع)٣١١(الشرائع), (دستوار)٣١٢ (استوار), (تافته)٣١٣ (تاخته), (حج گذارد)٣١٤ (گزارد), (هواخان)٣١٥ (هواخواهان), (برمى خواست)٣١٦ (برمى خاست), (قبايل)٣١٧ (قبائل), (مرآت العقول)٣١٨ (مرآة), (محى الدين)٣١٩ (محيى) و (مجمع الزوايد و منبع الفوايد)٣٢٠ (الزوائد والفوائد).
٤ـ٢ـ٧. نارسايى در برخى جمله بندى ها و به كارگيرى نشانه هاى ويرايشى.٣٢١.
٤ـ٢ـ ٨. تكرار برخى مطالب.٣٢٢
٤ـ٣. كاستى هاى حروفچينى:
٤ـ٣ـ١. به دنبال هم نبودن كلمات.٣٢٣
٤ـ٣ـ٢. افتادن علامت ادامه مطلب.٣٢٤
٤ـ٣ـ٣. فاصله حروف يك كلمه.٣٢٥
٤ـ٣ـ٤. دورى يا نزديكى بيش از اندازه حركات يك كلمه.٣٢٦
***
٥. در بهتر آمدن
بى گمان آفريده دست و دل آدمى زاد هيچ گاه از بهسازى و نوآمد كردن بى نياز نيست. از اين رو, نگارنده جدا از آن كه چشم به راه پيشنهادهاى سازنده داوران راستين نوشته هاى ديگران ـ خوانندگان ارجمند ـ است, نكاتى را براى هرچه بهتر شدن كار كتاب (راويان مشترك) يادآور مى شود تا اگر در آينده ـ از آن جا كه (آرزو بر ميانسالان عيب نيست!!) ـ اين اثر بازسازى و تجديدچاپ شود, فراروى دست اندركاران اين تلاش خداپسندانه باشد.
٥ ـ١. از آن جا كه نگارش و ويرايش اين اثر براساس زبان و ادبيات فارسى است, همزه هاى قطع بسيارى كه در آن به كار رفته٣٢٧, حذف شود.
٥ ـ٢. حرف كاف ـ در همه جا ـ مناسب رسم الخط فارسى باشد نه عربى.٣٢٨
٥ ـ٣. تشديد ـ جز در جاهاى گريزناپذير ـ حذف شود (به ويژه از حرف ياء نسبت كه در نگارش فارسى, بدون تشديد است).٣٢٩
٥ ـ٤. كلمه (اسحاق) ـ در همه جا ـ با الف باشد.
٥ ـ ٥. كنيه ها ـ در همه جا ـ با (ال) ثبت شود.٣٣٠
٥ ـ٦. كتاب نامه ـ از آن جا كه در پانوشت ها تنها نام و نشانى كتاب ها آمده است و نامى از نويسندگان در ميان نيست ـ بهتر است براساس نام كتاب ها تنظيم شود تا پيدا كردن آن ها آسان تر باشد.
٥ ـ٧. به جاى ثبت تعداد جلدهاى هر عنوان كتاب در كتاب نامه, تنها به جلدهاى مورد استناد اشاره شود (به ويژه در مورد كتاب هايى مانند مختصر تاريخ دمشق, سير اعلام النبلاء, الوافى بالوفيات و بحارالانوار كه جلدها و محقق هاى متعددى دارند).
٥ ـ ٨. عبارت پردازيِ فهرست راويان مشترك ترجمه نشده و نيز كتاب نامه يا به فارسى باشد يا عربى نه آميخته اى از اين هردو.
٥ ـ٩. قيد (بى چا) در كتاب نامه, به جاهاى مورد نياز افزوده شود.
٥ ـ١٠. براى ايجاد هماهنگى با موارد مشابه, حركت هاى تيتر (طبقه و منزلت روايي…) در ترجمه هاى رديف ٧و٩ ٣٣١ حذف شود.
٥ ـ١١. براى ايجاد هماهنگى با موارد مشابه, واژه (الامام) از عنوان ترجمه راوى رديف١٧٠ ٣٣٢حذف شود.
٥ ـ١٢. در همه جا, واژه (داوود) يا با دو حرف واو ثبت شود يا با يكى.٣٣٣
٥ ـ١٣. مانند ديگر موارد, كنيه راوى رديف٧١٠ ٣٣٤ نيز ميان پرانتز باشد.
٥ ـ١٤. براى جلوگيرى از تلفظ نادرست نام ها, بهتر است موارد زير نيز حركت گذارى شود:
مسيّب٣٣٥ (مُسَيِّب)٣٣٦, كهيل بن حصين٣٣٧ (كُهَيْل بن حُصَيْن), سماك٣٣٨ (سِماك)٣٣٩, صوحان بن حجر٣٤٠ (صُوحان بن حُجر)٣٤١, عدى٣٤٢ (عَدى), عباده٣٤٣ (عُباده)٣٤٤, نهيك٣٤٥ (نَهيك), زراره٣٤٦ (زُراره), خثيم٣٤٧ (خُثَيْم) و عبّاد٣٤٨ (عَبّاد).٣٤٩
٥ ـ١٥. ضبط كلمه (زُهرى) ـ بدون گذاشتن علامت سكون بر روى حرف هاء ٣٥٠ـ كافى نيست, زيرا اين اندازه حركت گذارى براى جلوگيرى از تلفظ (زُهَرى) كه از قضا بسيار رايج نيز هست, سودمند نيست.
٥ ـ١٦. بهتر است به نام نويسنده رديف٢٢٠ در كتاب نامه٣٥١, (بن رستم) افزوده شود تا از نويسنده رديف ٢١٨ ٣٥٢ آسان تر تميز داده شود.
٥ ـ١٧. نام پدربزرگ راوى رديف٢٤٣ در (فهرست مطالب), (خَلاّد) است و بايد اصلاح شود.
***
٦. در يادآورى
٦ ـ١. از آن جا كه شهرت سبب شده است ذهن همگان با نام ويژه اى از راويان آشنا باشد ـ و مثلاً همگان (عبدربّه بن اَعيَن) را با نام (زُرارة بن اَعيَن) بشناسند ـ قرار اوليه ما براى تنظيم فهرست نام راويان ترجمه شده آن بود كه هر راوى را ـ هم در فهرست و هم در متن ـ براساس نام مشهورش و در رديف الفبايى آن بياوريم و سپس خواننده ارجمند را به ترجمه او ذيل نام غيرمشهورش ارجاع دهيم (مثلاً زُرارة بن اَعيَن , عبدربّه بن اَعيَن يا احمد بن حنبل, احمد بن محمد بن حنبل). متأسفانه اين قرار به دليلى كه نمى دانيم, در مراحل پس از نگارش و ويرايش, رعايت نشد!
٦ ـ٢. در كتاب راويان مشترك, ج٢, ص٧٩٩ مى خوانيم: (وى در شمار كسانى است كه از هيچ يك از امامان دوازده گانه شيعه روايت نكرده است) و در ص٨٠٠ آمده است: (وي… از امام صادق(ع) روايت كرده است).
بايد دانست, ميان اين دو ادعا تناقضى نيست, زيرا مطلب نخست به لحاظ روايت مستقيم و بلاواسطه و مطلب دوم به لحاظ روايت غيرمستقيم و مع الواسطه است.٣٥٣
٦ ـ٣. (رفاعة بن رافع) كه به عنوان راوى رديف٩٨ ترجمه شده است٣٥٤, غير از راوى ديگرى به همين نام در فهرست راويان مشترك ترجمه نشده٣٥٥ است.٣٥٦
***
٧. در پايان
٧ـ١. چنان كه در پيش گفتار كتاب (راويان مشترك) نيز آمده است٣٥٧, ما خود به وجود كاستى هاى بسيارى در اين اثر ناچيز معترف و خواهان نگاه مهربانانه و منصفانه خوانندگان فرهيخته و ارجمند خود هستيم.
انصاف بايد داد چشم داشتِ بر كنار ماندن از هرگونه لغزش و نابه سامانى در كار نگارش هايى از اين دست كه در فضايى از منابع متنوع, پراكنده, پراكنده گو و گاه ـ حتى ـ تناقض آميز و سرشار از نام ها و تاريخ ها و پيچيدگى هايى در اين رديف, انجام مى شود, نادرست و بيرون از توان مرزبندى شده انسان هاست, چنان كه ما نيز در دايره تاب و توش خود بر آن بوده ايم كه در نگارش مطالب, از مسير مبارك انصاف بيرون نشويم و رنجش خاطر هيچ يك از برادران دينى را فراهم نياوريم. بسيار تلاش كرديم اگر لحن نوشته هاى ما اديبانه نيست, دست كم مؤدبانه باشد و چنانچه در اين سمت وسو ـ كم و بيش ـ كامياب نبوده ايم, پيشاپيش از همه پوزش مى خواهيم.
٧ـ٢. در اين جا بايد سپاسگزارى هاى صميمانه خود و ديگر نويسندگان كتاب (راويان مشترك) را نثار حضرت حجةالاسلام والمسلمين آقاى سيد محمدكاظم مدرسى يزدى ـ مدير وقت پژوهشكده تاريخ و سيره اهل بيت(ع) ـ كنم, چرا كه ايشان در همه مراحل انجام كار و نيز پاسداشت حق معنوى مؤلفان اين اثر, پشتيبان و مايه دلگرمى ما بوده اند و بى گمان سهم بزرگى از اجر و ارج اين كتاب كه به آهنگ بزرگداشت و ياد نيكوى امامان مظلوم اهل بيت(ع) نوشته شده, از آنِ اين عالم جليل القدر است.
در همين جا شايسته يادآورى مى دانم, براساس روند طبيعى كار و با پى گيرى هاى مدير محترم پروژه (راويان مشترك), بايد نام آن بزرگوار در پايان بخش (سخنى با خواننده), با سِمَتِ (مدير وقت پژوهشكده …) درج مى شد كه متأسفانه با غفلتى كه پيش آمد, چنين نشد و ـ ان شاءالله تعالى ـ اين كوتاهى در چاپ هاى آينده جبران خواهد شد.
٧ـ٣. همچنين, بايد از حسن استقبال و ابراز شادمانيِ مدير كنونى پژوهشكده تاريخ و سيره اهل بيت(ع), جناب آقاى على رضا واسعى در ارتباط با چاپ و نشر كتاب (راويان مشترك) و نيز فراخوان ايشان از مؤلفان و تقدير از آنان در جمع همكاران ارجمندمان در پژوهشكده ياد شده, سپاسگزارى كنم.
٧ـ٤. در پايان, بايد سپاس فراوان خود را به پيشگاه همه دست اندركاران چاپ و نشر كتاب (راويان مشترك) ـ به ويژه آنان كه در صفحه (قدردانى) ياد شده اند ـ پيش كش كنم و از خداى بزرگ, كاميابى و سربلندى همه آن ها را خواستار باشم.
و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين***
پى نوشت ها: ١. لقد كان لكم في رسول الله اُسوة حسنة لمن كان يرجوالله واليوم الآخر; (بى گمان براى شما ـ آنان كه به خدا و روز بازپسين اميدوار باشند ـ الگويى نيكو در پيامبر خدا وجود دارد) (احزاب/٢١). ٢. و از همين رهگذر بود كه كتاب هاى بسيارى ـ از جمله, صحاح ششگانه اهل سنت و كتب اربعه شيعه ـ به انگيزه گردآوردن گفته هاى رسول خدا(ص) و نيز كسانى در رديف آن حضرت نوشته شد. ٣. بازخورد اين موشكافى ها, نگارش كتاب هاى بسيارى درباره زواياى متعدد و ظريف زندگى آن حضرت بود كه (كتب سيره)نام گرفته اند و سيره ابن اسحاق, ابن هشام, ابن سيد الناس, ابن كثير و ذهبى و نيز نوشته هايى چون الصحيح من سيرة النبى الاعظم ـ اثر قلم سيد جعفر مرتضى عاملى ـ نمونه هايى از آن هايند. ٤. براى نمونه, ر.ك: مصطفى افندى كاتب چلبى, كشف الظنون عن اسامى الكتب والفنون, ج١, بى چا, بيروت, دار احياء التراث العربى, بى تا, ص٦٣٥ و٨٣٤ و آقابزرگ تهرانى, الذريعة الى تصانيف الشيعة, ج٦, بى چا, بيروت, دارالاضواء, بى تا, ص٣٠١, ج٨, ص٥٤ و ج١٠, ص٨٠. ٥. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, راويان مشترك, ج١, چاپ اول, قم, بوستان كتاب قم, ١٣٨٠ش, ص٤٧. ٦. همان. ٧. همان, ج٢, ص٩٩٩. ٨. از همين رهگذر, شناسنامه كتاب هايى مانند (صفةالصفوة) و (العقد الفريد) كه در ترجمه اسامة بن زيد بن حارثه به كار رفته اند (ر.ك: همان, ج١, ص٩١), با آنچه در ادامه كارها بدان ها استناد شده و در كتاب نامه آمده است, همخوانى ندارد. ٩. همان, ج٢, پانوشت صفحه ٧٨٧ و پانوشت صفحه ٧٩٥. ١٠. همان, ج١, ص٣٦١, ٤٥٢ و٤٨٠. ١١. همان, ص٣٠٧, ٤٥٠ و ج٢, ص٥٦٣. ١٢. همان, ج١, ص٤٧. ١٣. همان, ج٢, ص٩٩٧ـ ٩٦٥. ١٤. رديف٩٢ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان اسماعيل بن جعفر بن ابى كثير راوى ترجمه شده رديف٢٠ است. ١٥. رديف١٩٢ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان جراح بن مليح بن عدى (=ابووكيع) راوى ترجمه شده رديف٤٦ است. ١٦. رديف٢٤٩ از راويان مشترك ترجمه شده كه همان حذيفة بن اسيد بن اغوس (=ابوسريحه) راوى ترجمه شده رديف٦٢ است. ١٧. رديف٢٩٤ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان حكيم بن حزام بن خويلد راوى ترجمه شده رديف٧٧ است. ١٨. رديف٣٤٢ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان ربعى بن حراش بن جحش راوى ترجمه شده رديف٩٢ است. بايد دانست, مرحوم آيةاللّه العظمى خوئى نام پدر اين راوى را (خراش) ثبت كرده كه نادرست است(نك: سيد ابوالقاسم موسوى خوئى, معجم رجال الحديث, ج٧, چاپ سوم, بيروت, نشر مدينة العلم, ١٤٠٣ق, ص١٦١). ١٩. رديف ٣٤٧ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان ربيعة بن عثمان بن ربيعه راوى ترجمه شده رديف٩٦ است. گفتنى است, مرحوم آيةاللّه خوئى اين راوى را با ربيعة بن ابى عبدالرحمن ـ استاد ابوحنيفه, چهره نامدار مكتب رأى و قياس ـ خلط كرده است (نك: همان, ص١٧٧ و ١٧٨) با آن كه به تصريح همه ارباب تراجم و رجال, پدر ربيعه, فَرُّوخ نام داشت (براى نمونه, ر.ك: محمد بن حسن طوسى, رجال الطوسى, چاپ اول, نجف اشرف, المكتبة والمطبعة الحيدرية, ١٣٨٠ق, ص٨٩). آنچه مايه اين لغزش شده, آن است كه در برخى نسخه هاى كتاب رجال شيخ طوسى (نك: همان, ص٨٨), از ربيعة بن عثمان به عنوان استادِ ابوحنيفه ياد شده و آقاى خوئى نيز فقدان اين تعبير را در ديگر نسخه ها يادآور شده است (نك: سيد ابوالقاسم موسوى خوئى, پيشين, ص١٧٧). ٢٠. رديف٣٥٥ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان زاذان راوى ترجمه شده رديف١٠٠ است. گفتنى است, كنيه اين راوى در هيچ يك از كتاب هاى ياد شده در كنار نامش (ر.ك: حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٩٧٩), (ابومحمد) نيست. ٢١. رديف٣٥٦ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان زرارة بن اوفى راوى ترجمه شده رديف١٠٣ است. البته اين يگانگى بر اين اساس است كه مراد تنظيم كننده ارجمندِ فهرست راويان مشترك ترجمه نشده از اين راوى همان راوى رديف٥٧٢٨ در كتاب مستدركات علم رجال الحديث باشد (نك: على نمازى شاهرودى, مستدركات علم رجال الحديث, ج٣, چاپ اول, تهران, نشر فرزند نويسنده, ١٤١٤ق, ص٤٢٥) وگرنه, راوى رديف ٥٢٥٧ (نك: همان) از مجاهيل است نه از راويان مشترك و نيز راوى ترجمه شده در تهذيب التهذيب همان است كه در كتاب (راويان مشترك) ترجمه شده (نك: ابن حجر عسقلانى, تهذيب التهذيب, ج٣, چاپ اول, حيدرآباد دكن, دائرةالمعارف النظامية, ١٣٢٥ق (افست دار صادر), ص٣٢٢) و بايد از ليست راويان بدون اولويت ترجمه خارج شود. ٢٢. رديف ٣٥٨ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان زكريا بن اسحاق راوى ترجمه شده رديف١٠٤ است. ٢٣. رديف٣٧٠ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان زيد بن اسلم راوى ترجمه شده رديف١٠٨ است. ٢٤. رديف٤٤٠ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان صفوان بن سليم راوى ترجمه شده رديف١٤٧ است. ٢٥. رديف٤٥٥ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان عاصم بن حميد مولى بنى خليفه راوى ترجمه شده رديف ١٥٤ است. ٢٦. رديف٥٠٣ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان عبدالله بن ثعلبة بن صعير راوى ترجمه شده رديف ١٦٦ است. ٢٧. رديف٥٥٣ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان عبيدة بن عمرو راوى ترجمه شده رديف ١٩٢ است. ٢٨. رديف٦٣٧ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان قيس بن ربيع راوى ترجمه شده رديف ٢٢٣ است. ٢٩. رديف٦٣٨ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان قيس بن عاصم بن سنان راوى ترجمه شده رديف ٢٢٥ است. ٣٠. رديف٧٩٦ از راويان مشترك ترجمه نشده كه همان رفاعة بن عبدالمنذر (=ابولبابه) راوى ترجمه شده رديف ٩٩ است. گفتنى است, شيخ طوسى اين راوى را در دو جاى كتاب رجالى خود ـ با دو نام (بشير) و (رفاعه) ـ در ميان اصحاب رسول خدا(ص) ياد كرده (نك: محمد بن حسن طوسى, پيشين, ص٩ و١٩), اما اين دو ـ چنان كه يكى از دانشمندان بزرگ معاصر نيز تصريح كرده است (ر.ك:محمدتقى شوشترى, قاموس الرجال, ج٢, چاپ دوم, قم, مؤسسه نشر اسلامى, ١٤١٠ق, ص٣٤٩) ـ يك نفرند و بنابراين بايد اين راوى را نيز از ليست راويان مشترك ترجمه نشده بيرون دانست. ٣١. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ج١, ص٢٩٧. ٣٢. همان, ص٤٧ به بعد. ٣٣. ميمون ـ پدرجدّ راوى ياد شده ـ از راويان خاندان خود به شمار مى رفت (نك: همان, ج٢, ص٩٤٢). ٣٤. اين اصطكاك با شهرت سبب مى شود خواننده گرامى پس از رويارويى با شوك پى بردن به خطاى چندين و چند ساله خود, به فراگيرى نام يا تلفظ درست آن بپردازد و به دنبال متحير ماندن از بى كرانگى دانش در هر زمينه اى, از پافشارى هاى آينده بر روى يافته هاى خود خويشتندارى كند. ٣٥. البته اين روند در رابطه با راويان رديف٩, ٩٠, ٩٥, ١٩٦, ٢٣٠ و٢٤٠ رعايت نشده است. ٣٦. نك: راويان رديف٨٣, ١٧٩ و١٨٣, راويان رديف٦٨ و٢٠٣ و راويان رديف١٦٠ و ٢٣٢ (با عنايت به پانوشت بعدى). ٣٧. جا داشت اين كار پيش تر از اين, در عنوان راوى رديف١٦٠ ـ عبدالرحمن بن ابى بكر بن ابى قحافه ـ انجام مى شد. ٣٨. مانند محمد بن سعد كاتب واقدى, كتاب الطبقات الكبير, ج٨, بى چا, بيروت, دار بيروت, ١٤٠٥ق, ص٥ به بعد و ابوالحجاج مزّى, تهذيب الكمال, ج٣٥, چاپ اول, بيروت, مؤسسة الرسالة, ١٤١٣ق, ص١٢٣ به بعد. ٣٩. در يك عنوان و نيز در متن ترجمه پاره اى از راويان, مطابقت اين كليشه ها با شمار معصومان پيش از آن ها, با دقت كافى همراه نبوده است (نك: حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ج١, ص٢٠٩, ٤٧٢, ٤٧٤, ٥٣٠ وج٢, ص٥٥١, ٥٦٢, ٥٦٨, ٥٦٩, ٥٨٠, ٥٨٣, ٥٩٦ (در عنوان ترجمه), ٦٤٠, ٧٢٣, ٨٢٨, ٨٤٠, ٨٤١, ٨٤٢, ٨٤٥, ٨٤٦, ٨٤٧, ٨٥١, ٨٥٨, ٩٠٢, ٩٠٧ و٩٣٢). ٤٠. نك: د. عبدالغفار سليمان بندارى و سيد كسروى حسن, موسوعة رجال الكتب التسعة, ج١, چاپ اول, بيروت, دارالكتب العلمية, ١٤١٣ق, ص٦٩. اين لغزش در ثبت تاريخ درگذشت راوى مورد بحث, متأسفانه در كتاب (راويان مشترك) نيز رخ داده است. ٤١. در اين باره, براى نمونه, نك: راويان رديف٦١, ٧١, ٩١ و١١٤. ٤٢. اين خاموشى بيش تر درباره تاريخ تولد راويان ديده مى شود. ٤٣. از كاربرى روش جمع جبرى و كم كردن سال هاى زندگى از تاريخ مرگ به منظور به دست آوردن سال به دنيا آمدن, درباره راويان رديف١٥, ١٦, ٢٨, ٣٧, ٣٩, ٤٤, ٥٠, ٥٢, ١٢٢, ١٢٥, ١٣٣, ١٣٩, ١٤١, ١٤٧, ١٦١, ١٧٥, ١٩٤, ١٩٧, ٢١٨, ٢٢٦ و٢٥٣ غفلت شده است. ٤٤. بر همين اساس است كه ترجمه راويان رديف٥, ٦, ٨, ١٠ و… بدون پادرميانى هيچ يك از سه تيتر ياد شده انجام شده است. ٤٥. اين رويه در مواردى اندك ـ در ترجمه راويان رديف٣٢, ٥٧, ٦٢, ٧٣, ٨٧, ٩٩, ١١٩, ١٣٤, ١٥٤, ١٦١, ١٦٨, ١٧٦ و١٧٩ ـ و نيز در ترجمه راوى رديف٤ از سر ناگزيرى و اختلاف دانشمندان در تعيين نامش ناديده گرفته شده است. ٤٦.مگر آن كه در صفحه يا جلد ديگرى ـ غير از آنچه در پانوشت آمده است ـ مطلبى وجود داشته باشد كه در هيچ پاورقى اى بدان استناد نشده باشد. ٤٧. از ثبت قيد (ديگر) در ترجمه راويان رديف١٢٥, ١٣١, ٢٦٨ و٢٧٠ غفلت شده است. بايد دانست, در ترجمه راويان رديف١٧٦, ٢٦٣ و٢٦٩ ـ عبدالله بن عباس بن عبدالمطّلب, ابوهريره و يحيى بن مَعين بن عون ـ از (منابع ديگر) يادى نشده است, زيرا در پانوشت ها به همه منابع مورد نياز اشاره شده و چيزى براى يادآورى در (منابع ديگر) باقى نمانده بود. ٤٨. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ج١, ص٤٨. ٤٩. اين رويه در ترجمه برخى راويان ـ مانند رديف هاى١, ٢, ٣, ٩, ١٠, ٢٢, ٢٣, ٤٣ و٥٣ ـ رعايت نشده است. ٥٠. بر همين اساس بايد از منابع ترجمه راوى رديف٥٣, آدرس (٢/٣٥٤) كه پس از نام آخرين منبع آمده است و نيزآدرس ميزان الاعتدال ١/٥ از منابع ترجمه راوى رديف٥٩ حذف شود. ٥١. شايد به همين دليل باشد كه روايات بى شمارى را از امامان اهل بيت(ع) درباره ارجمندى و دشوارى درايت آثار و سخنان آن بزرگواران گزارش كرده اند. ٥٢. (اجتهاد البته شرايط و مقدمات زيادى دارد. مجتهد… بايد راستى از تفسير و از حديث ـ يعنى از چندين هزار حديث كه در طول ٢٥٠ سال… صادر شده ـ و محيط صدور اين احاديث… آگاهى داشته باشد… اگر كسى فتواهاى فقها را با يكديگر مقايسه كند و ضمناً به احوال شخصيه و طرز تفكر آن ها در مسائل زندگى توجه كند, مى بيند كه چگونه سوابق ذهنى يك فقيه و اطلاعات خارجى او از دنياى خارج در فتواهايش تأثير داشته, به طورى كه فتواى عرب بوى عرب مى دهد و فتواى عجم بوى عجم. فتواى دهاتى بوى دهاتى مى دهد و فتواى شهرى بوى شهرى) (نك: مرتضى مطهرى, ده گفتار, چاپ نهم, قم, انتشارات صدرا, ١٣٧٣ش, ص١٢٠ و١٢٢). ٥٣. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين. ٥٤. براى نمونه, نك: همان, ص١١٢, ١١٣, ١١٥, ١١٦, ١١٨, ١٢٠, ١٢٢, ١٣٦, ١٤٧, ٢٠٧, ٢١٨, ٢٢٤, ٢٨٨, ٣٠٦, ٣١٥, ٤٣٦ و٤٨١. ٥٥. براى نمونه, ر.ك: ترجمه راويان رديف٦٤, ٦٥, ٦٨, ١١٤, ٢٣٦ و٢٣٩. ٥٦. در اين باره مى توانيد به تيتر (…واهل بيت) در فهرست مطالب كتاب (راويان مشترك) مراجعه فرماييد. ٥٧. براى نمونه, ر.ك: ترجمه راويان رديف٢, ٣, ٤, ٧, ٨, ١١, ١٣, ١٤, ١٧, ١٨, ٢٦, ٢٨, ٣١, ٤٤, ٥٠, ٥٩, ٦٢, ٦٨ و٩٩. ٥٨. براى نمونه, نك: ترجمه راوى رديف٢٣٥. ٥٩. براى نمونه, نك: ترجمه راويان رديف٩٥ و١٧٩. ٦٠. در اين باره, براى نمونه, به ترجمه راويان رديف٨٣, ١٢٥, ١٣١, ١٣٤, ١٤٠, ١٤٨, ١٥٠, ١٧٩, ١٨٣, ١٨٥, ١٩٦, ٢١٢, ٢٢٧, ٢٦٠, ٢٦١ و٢٦٩ مراجعه فرماييد. ٦١. در اين باره, براى نمونه, به ترجمه راويان رديف٥, ١١, ١٥, ٢٦, ٢٨, ٣١, ٣٤, ٤٤, ٥٣, ٦٠, ٧٣, ٧٥, ٨٢, ٩٢ و٩٥ مراجعه فرماييد. ٦٢. براى نمونه, به ترجمه راويان رديف٢, ٥, ٩, ١٤, ٤٠, ٤٢, ٤٥, ٤٨, ٥٤, ٦٥, ٦٨, ٧٠, ٧٦, ٩٢, ٩٥, ١٠٠, ١٧٠, ١٧٩, ٢٣٥, ٢٤٢, ٢٥٤ و٢٦٠ مراجعه فرماييد. ٦٣. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٢٣٣. ٦٤. همان, ص٣٦٨ـ ٣٦٥. ٦٥. همان, پانوشت صفحه هاى٧٨, ٩١, ١٣٨, ١٨٤, ١٨٨, ٢٠١, ٢١١, ٢١٤, ٢٢٠, ٢٤٣, ٢٦٥, ٤٠٠, ٤٣٤, ٤٧٦ و…. ٦٦. همان, ص٤٢٩, س١ و پانوشت صفحه هاى ٨٩, ٢٠٨, ٢٧٧, ٣١٧, ٣٢١ وج٢, ص٦٢٥ و…. ٦٧.در اين باره, به ترجمه راويان رديف١, ٤, ٧, ٩, ١٢, ١٣, ١٤, ٢٦, ٤٠, ٤٤, ٤٥, ٤٦, ٥٦, ٦٤, ٧٠, ٧٥, ٧٦, ٧٩, ٨٠, ٨١, ٩٢, ٩٥, ١٤٤, ١٥٤, ١٧٨, ١٨١, ١٨٥, ٢١٣, ٢٢٨, ٢٣٣, ٢٣٥, ٢٤٤, ٢٥٢, ٢٦٣ و… مراجعه فرماييد. ٦٨. در اين باره, به ترجمه راويان رديف٢٠, ٢٩, ٣٤, ٤٧, ٥٣, ٦٣, ٧١, ٧٤, ٧٩, ٨٠, ٨٣, ٨٤, ١٠٢, ١٥٣, ١٦٩, ١٨١, ١٨٥, ٢١٣, ٢٣١, ٢٣٥ و… مراجعه فرماييد. ٦٩. در اين باره, به ترجمه راويان رديف٢١, ٤٠, ٩٢, ١٠٢, ١٠٨, ١٤٩, ١٥٠, ١٧٦, ١٨١, ٢٢٨, ٢٣١, ٢٣٩ و… مراجعه فرماييد. ٧٠. در اين باره, به ترجمه راويان رديف٢٢, ٢٦, ٨٠, ٨٣, ٩١, ١٠٢, ١٣٤, ١٣٨, ١٤٢, ١٥١, ١٥٣, ١٧٣, ١٧٦, ٢٤٣ و… مراجعه فرماييد. ٧١. در اين باره, به ترجمه راويان رديف٦٨, ٨٣, ٩٢, ٩٥, ١١٤, ١٥٦, ١٦٢, ١٦٣, ١٧٩, ٢٣٥, ٢٦٠ و… مراجعه فرماييد. ٧٢. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ج١, ص١٢٣, ٢٢٧, ٢٣٣, ٣١٨, ٣٢٦, ٣٢٩, ٣٧٩, ٣٨٢, ٣٨٣, ٥٠٠, ٥١٧ و ج٢, ص٦٥٤, ٩٢٠, ٩٣٠ و…. ٧٣. همان, ج١, ص٨٧ (پانوشت), ١٢٠, ٢٠٥, ٢٤٩, ٢٥٣, ٣٤٦, ٥٣٥ وج٢, ص٥٥٩, ٦٣٣, ٦٣٦, ٦٦٣, ٧٨٩, ٨٢٧, ٨٣٧, ٩٣٠, ٩٣٢ و…. ٧٤. در اين باره, به ترجمه راويان رديف٩, ٤٤, ٤٥, ٥٣, ٥٥, ٥٦, ٥٧, ٦٠,٦٦, ٦٨, ٧٠, ٧٥, ٧٦, ٨٠, ٨١, ٩٤, ٩٥, ١٢٥, ١٧٠, ١٧٦, ١٧٨, ١٨١, ١٨٥, ٢٢٨, ٢٣١, ٢٣٥, ٢٦٠ و… مراجعه فرماييد. ٧٥. در اين باره, به ترجمه راويان رديف١٣٨,٢٣٥ و٢٦٠ مراجعه فرماييد. ٧٦. در اين باره, به ترجمه راويان رديف٢, ٧, ٩, ١٠, ١١, ١٢, ١٣, ١٤, ١٧, ١٩, ٢٠, ٢١, ٤٦, ٧١, ٨٢, ٨٨, ٨٩, ١٠٠, ١١٤, ١٢١, ١٣٤, ١٤٤, ١٤٥, ١٤٨, ١٧٧, ٢٠٨, ٢٢٣, ٢٢٩, ٢٣٦, ٢٦٨ و… مراجعه فرماييد. ٧٧. در اين باره به ترجمه راويان رديف١٦٦, ١٧٦, ١٨٥, ١٩٩ و ٢٣٤ مراجعه فرماييد. ٧٨. در اين باره, به ترجمه راويان رديف٢٥, ٢٨, ٢٩, ٣١, ٣٤, ٤٠, ٤١, ٥٢, ٦٢, ٦٣, ٧٠, ٧٣, ٧٧, ٩٥ و… مراجعه فرماييد. ٧٩. در اين باره, به ترجمه راويان رديف٤١, ٥٥ (ص١٩٠), ٥٧ (ص١٩٧), ٥٨, ٧٢, ٧٣, ٧٦, ٧٩ (ص٢٥٩ و پانوشت ص٢٦٠), ٩٦, ٩٨ (ص٣١٧, پانوشت٢), ١٢٥ (ص٤٠٧), ١٢٨, ١٣٣ (ص٤٢١), ١٥٥ (ص٤٩٣), ١٥٦ (ص٤٩٧), ١٥٧ (ص٥٠٠), ١٥٨ (ص٥٠٣), ١٦٣ (ص٥٢٨), ١٦٤ (ص٥٣٢), ١٦٥ (ص٥٣٤), ١٦٦ (ص٥٣٧), ١٦٨ (ص٥٤٥, پانوشت١), ١٧٤ (ص٥٦٥), ١٧٦ (ص٥٧٥ ـ ٥٧٤ و ٥٩٢ ـ ٥٨٤), ١٨٥ (ص٦٣٢) و نيز ص٦٥١ (پانوشت٣), ٦٦٣, ٦٨٠, ٦٨٥ (پانوشت٢), ٦٩٠ (پانوشت١), ٧٣٢, ٧٥٠ (پانوشت١), ٧٥٧ (پانوشت٤), ٧٩٣ (پانوشت٢), ٨٢٢ (پانوشت١), ٨٨٣, ٩٠١, ٩٣٥, ٩٤٠ و… مراجعه فرماييد. ٨٠. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ج٢, ص٨٠٥ ـ ٨٠٣. ٨١. همان, ص٧٥٠ (پانوشت٤) تا ص٧٥٣ (پانوشت). ٨٢. در اين باره, به ترجمه راويان رديف١٣٠, ١٤٢, ٢١٣, ٢٣٣, ٢٣٥, ٢٦٥ و٢٦٩ مراجعه فرماييد. ٨٣. در اين باره, به ترجمه راويان رديف٢, ٧١, ٧٥, ٧٦, ٨٢, ١٧٩ و١٩٧ مراجعه فرماييد. ٨٤. در اين باره, به ترجمه راويان رديف٢, ٥, ٧, ٤٥, ١١٦, ١٤٧, ١٥٦, ١٥٧, ١٦٩, ١٧٥, ١٨١, ٢١٠, ٢٦٢ و٢٦٥ مراجعه فرماييد. ٨٥. همان و نيز ر.ك: ترجمه راويان رديف٧٤, ١٢٣, ١٢٩, ١٨٢, ١٨٤, ٢٠٣ و٢٠٥. ٨٦. ر.ك: پانوشت شماره ٨٤ و نيز نك: حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ج١, ص١٤٧, ٢٩٤ وج٢, ص٥٦٩. گفتنى است, يكى از شيوه هاى تخلف ناپذير اين مرجع بزرگ معاصر براى نپذيرفتن برخى گزارش هاى تاريخى كه در زمينه جرح يا تعديل راويان طرح مى شوند, بهانه (ضعف سند) است (ر.ك: حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, همان, ج١, ص١١٦, ٢٧٢, ٣٦٩, ٤٣١ وج٢, ص٦٨٦). ايشان بر همين اساس, به دفاع از شخصيت زرارة بن اعين برخاسته اند (نك: سيد ابوالقاسم موسوى خوئى, پيشين, ص٢٣٢ـ٢٣٠, ٢٣٦ـ٢٣٤ و ٢٤٥ـ ٢٣٨) و بيرون از اين چارچوب كه بيش تر رنگ و بوى يك بحث فقهى را دارد تا يك نقد و تحليل تاريخى, به قرائن و شواهد ديگرى كه بيانگر محيط زندگى يك راوى و نشان دهنده عوامل دخيل در ساخته شدن و شكل گرفتن شخصيت روانى و فكرى اوست, توجهى نداشته اند, با آن كه چنين توجهى مى تواند همگان را از برخى توجيه هاى تكلف زا آسوده و راه را براى دست يابى به افق ديد گسترده ترى هموار كند (براى نمونه, نك: حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ج٢, ص٦٠٨). ٨٧. در اين باره, به ترجمه راويان رديف١٢٣, ١٣٥, ١٨٤, ٢١٢ و٢١٣ مراجعه فرماييد. ٨٨. در اين باره, براى نمونه, به نقد چندين و چندباره محقق شوشترى در رابطه با مبناى مرحوم مامقانى در ترجمه راويان رديف١٢٣, ١٢٩, ١٨٤ و٢٠٣, مراجعه فرماييد. ٨٩. در اين باره, به ترجمه راويان رديف٥, ٨, ١٩, ٣٩, ٤١, ٤٤, ٦٩, ٧٢, ٩٤, ٩٦, ١١٠ (و نقد آن), ١٢٨ و١٨٢ مراجعه فرماييد و نيز نك: حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٦٣٧ (پانوشت), ٨٠٧ (پانوشت٢), ٨٣٧ (پانوشت٢) و ٨٥٣. ٩٠. در اين باره, به ترجمه راويان رديف٤٣, ٥٦, ٨٣ و١٢٥ مراجعه فرماييد. ٩١. در اين باره, به ترجمه راويان رديف٣٣, ١٠٧, ١١٤, ١٢٥, ١٥٥, ١٥٧, ١٥٩, ١٧٤, ١٧٥, ١٧٦, ١٧٩, ١٩٩, ٢٣٤, ٢٤٢ و ٢٦٠ (ص٩٠٣, درباره شافعى) مراجعه فرماييد. ٩٢. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ج١, ص١٤٥, ١٦٧, ١٨٦, ١٨٨, ٢١٠, ٢١٧ (سطر پايانى) تا ٢١٨ (سطر نخست), ٢٨٣, ٢٩٣, ٣٠١ (پانوشت٢), ٣٢٠, ٣٤٣, ٣٧١, ٣٨٨, ٣٩٣, ٤٢٣, ٤٢٥, ٤٨٣ وج٢, ص٥٤٨, ٧٢٧, ٧٤٩ (پانوشت٢) و٧٦١. ٩٣. مانند (شرطة الخميس), (عثمانى), (اسند عنه), (سنت و بدعت), (مخضرم), (مخضرميان), (سنة الفقهاء), (فتنه) و (خشبيه) (نك: همان, ج١, ص٢٤٦, ٢٥٨, ٢٦٠, ٢٦٣, ٣٠٧, ٣٣١, ٣٦١, ٣٩٧, ٤٤٥, ٤٥٠, ٤٥٢, ٤٨٠ و ج٢, ص٥٦٣, ٦٠١, ٧٣٤ و…). ٩٤. البته از آن جا كه تعيين و تشخيص پاره اى از لغزش هاى مرحله حروفچينى كمى دشوار به نظر مى رسد, گناه اين مقدار نارسايى نوع سوم را ـ به ناچار(!) ـ نگارنده و ديگر دوستان نويسنده اش بر عهده مى گيرند!! ٩٥. البته شمار اين لغزش ها در كنار حجم انبوه و سنگين نشانى ها, نام كتاب ها, اصطلاحات, اعراب گذارى ها و اعداد به كار رفته در كتاب (راويان مشترك), ناچيز است. ٩٦. ر.ك: پانوشت٩٤!! ٩٧. آدرس درست اين كتاب ٢/١٤١ است (نك: حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ج١, ص١٤٠). ٩٨. آدرس درست اين كتاب ١/١٠ است و مطلب ادعا شده در صفحه ١٥ ديده نمى شود (نك: همان, ص٥٧, پانوشت٤). ٩٩. شماره جلد اين كتاب٤ است (نك: همان, ص١٩٥, پانوشت٤). ١٠٠. مطلب ادعاشده در متن, در آدرس ياد شده به چشم نمى خورد (نك: همان, ص٤٩٢, پانوشت٢). ١٠١. آدرس درست اين كتاب ٣/٢٥٢ ـ نه ش٢٥٢ ـ و نيز ٣/٢٣١ است (نك: همان, ص٤٩٨, پانوشت هاى٣و٤). ١٠٢. آدرس درست اين كتاب, ص٢١٢ است (نك: همان, ج٢, ص٥٥٤, پانوشت٤). ١٠٣. آدرس درست اين كتاب ١/ج١/… (نك: همان, ص٨٠٨, پانوشت٢ و ص٩٣٤, پانوشت٣) و نيز ١/ج١/٢١٦ است (همان, ص٩٤٦, پانوشت١). ١٠٤. آدرس درست اين كتاب ٢٤/٥٩ است (نك: همان, ص٧٥٩, پانوشت٣). ١٠٥. شماره جلد اين كتاب٢ است (نك: همان, ص٨٧٤, پانوشت٢). ١٠٦. همان, ج١, ص٤٧٦. ١٠٧. البته اين نام در جاهاى بسيارى از كتاب (راويان مشترك) به درستى ضبط شده است (نك: همان, ص٣٩٣ و ج٢, ص٦٠٤, ٦٣٤, ٦٤٨, ٧١٤, ٧٣٨, ٧٨٠, ٨٠٧, ٨٣٧, ٨٧٤). ١٠٨. همان, ج١, ص٢١٠, ٤٩٠, ٤٩٤ وج٢, ص٩٧٥. ١٠٩. دو تن از رجاليان برجسته راويانى را كه (اُسَيد) و آنانى را كه (اَسيد) نام دارند, از هم تميز داده, نام برده اند (ر.ك: ابوالحجاج مزّى, پيشين, ج٣, ص٢٥٦ـ٢٣٦ و ابن حجر عسقلانى, پيشين, ج١, ص٣٤٩ـ ٣٤٣). ١١٠. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ج١, ص١٨٨. ١١١. ابوالحجاج مزّى, پيشين, ج٢٣, ص٤٩٨, ٥١٨, ٥٢٠, ٥٢١ و ج٣٤, ص١٩٤ و١٩٧. ١١٢. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٥٧. ١١٣. همان, ص١٩٥. اين نام را يكى از دانشمندان معاصر, (خطيمى) ثبت كرده كه نادرست است (نك: سيد محسن امين, اعيان الشيعة, ج٤, بى چا, بيروت, دارالتعارف, ١٤٠٣ق, ص٣٦٥). ١١٤. ابوالحجاج مزّى, پيشين, ج١٦, ص٣٠٢. ١١٥. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٢١٦. ١١٦. ر.ك: پانوشت١١٤. ١١٧. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٤١٢. ١١٨. گفتنى است, (جَلَولا) ـ با فتح لام اول و الف مقصوره ـ در قاره آفريقا قرار دارد (نك: محمد بن عبدالمنعم حميرى, الروض المعطار فى خبر الاقطار, بى چا, بيروت, دار صادر, بى تا, ص١٦٨). ١١٩. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٤٦٩. ١٢٠. ابوالحجاج مزّى, پيشين, ج٣, ص٣٤٩. ١٢١. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٤٨٦ و٤٨٧. ١٢٢. همان, ص٣٣١. ١٢٣. همان, ص٤٨٦ و٤٨٧. ١٢٤. ابوالحجاج مزّى, پيشين, ج١٤, ص٤٠٨. ١٢٥. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ج٢, ص٥٤٨. ١٢٦. ابوالحجاج مزّى, پيشين. ١٢٧. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٥٥٥. ١٢٨. ابوالحجاج مزّى, پيشين, ج٣٥, ص٣١٥ و٣٧٢. ١٢٩. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٦٢٣. ١٣٠. همان, ص٦٧٥. گفتنى است, اين واژه در همين مصدر, ص٧٨٧ و ص٧٩٥ درست به كار رفته است. ١٣١. ياقوت حموى, معجم البلدان, ج٤, بى چا, بيروت, دار صادر, بى تا, ص٣٨٧. ١٣٢. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٧٥٨. ١٣٣. ابوالحجاج مزّى, پيشين, ج٢٤, ص٥٨. ١٣٤. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٨٨٦. ١٣٥. همان, ص٨٩٣. ١٣٦. ابوالحجاج مزّى, پيشين, ج٢٩, ص٤١١. ١٣٧. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٩٥٣. ١٣٨. ياقوت حموى, پيشين, ج١, ص٧٦. ١٣٩. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٥٩٨. ١٤٠. ر.ك: پانوشت١١٨. ١٤١. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٦٦١. ١٤٢. گفتنى است, اين واژه در جاهاى بسيارى از كتاب (راويان مشترك) به درستى به كار رفته است (نك: همان, ص٦٣٤, ٧١٤, ٧١٧, ٧٩٢, ٨٣٥ و… و ابوالحجاج مزّى, پيشين, ج٢٠, ص٦٩). ١٤٣. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ج١, ص١١٤. ١٤٤. ابوالحجاج مزّى, پيشين, ج٣, ص٢٤٦. ١٤٥. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٥١٢ (پيش از (ابى قحافه) در عنوان ترجمه) و ج٢, ص٨٣٠ (محمد حنفيه , محمد بن حنفيه), ٩٧٩ (زيد خالد , زيد بن خالد) و ٩٨٠ (سعيد مسلمه , سعيد بن مسلمه). ١٤٦. همان, ج١, ص٥٩ و ج٢, ص٩٥٧ و٩٦١. ١٤٧. همان, ج٢, ص١٠٠٩ (آية العظمى , آيةاللّه العظمى). ١٤٨. همان, ص٦٠٩ (از شماره , از حديث شماره). ١٤٩. همان, ص٦٣٣ (همانند ديرينه خود , همانند روش ديرينه خود). ١٥٠.همان, ص٩٦١ (پيش از (الكامل فى التاريخ) به (منابع ديگر) افزوده شود). ١٥١. همان, ص١٠٠٠ (به محقق كتاب (صفة الصفوة) افزوده شود). ١٥٢. همان, ص٧١٨ (بايد به عنوان نسب دوم افزوده شود). ١٥٣. همان, ج١, ص٥١٧. ١٥٤. همان, ج٢, ص٥٤٨ (كنار عنوان ترجمه بيايد). ١٥٥. همان, ص١٠١٨ (رديف٢٤٣, پس از (١١ج) افزوده شود). ١٥٦. همان, ص١٠٢٢ (رديف٣٠٨, پس از (تحقيق و تصحيح) افزوده شود). ١٥٧. همان, ص١٠٢٣ (رديف٣١٣, پس از (بيروت) افزوده شود). ١٥٨. در جاى مناسب ترجمه راوى رديف١٥٧ بيايد. ١٥٩. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٧٨٧, پانوشت٤ (٤/٣٨٧ افزوده شود). ١٦٠. همان, ص٩٩٩ (رديف٣). ١٦١. همان, ج١, ص١٩٦ (با توجه به ٨٥ سال زندگى اين راوى, تاريخ تولدش ١٧ق.هـ. خواهد بود). ١٦٢. همان, ص٨٨ (با توجه به سن اندك و جوان بودن او هنگام درگذشت رسول خدا(ص), پذيرفتنى نيست و به نظر مى رسد نويسنده ارجمند آنچه را يكى از دانشمندان سده سوم هجرى درباره پدر اسامه ـ هنگام ترجمه اسامة بن زيد ـ آورده, با شرح حال خود او خلط كرده باشد (نك: محمد بن سعد كاتب واقدى, پيشين, ج٤, ص٦١). ١٦٣. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, همان, ص١٦٧ (در ادامه ترجمه اين راوى ـ در ص١٦٨ ـ به آمدن رواياتش در كتب اهل سنت تصريح شده است). ١٦٤. همان, ص٢٥٠ (سال ١١٤هـ.ق. درست است). ١٦٥. همان, ص٤٩٨ (تاريخ مرگ اين راوى سال ٢١٢ق است). ١٦٦. همان, ص٥٣٨ (لقب پدر عبدالله است). ١٦٧. همان, ج٢, ص٥٩٥ (خود مختار نيامد, بلكه سپاهى را به سركردگى ابوعبدالله جدلى گسيل داشت). ١٦٨. همان, ص٩١٢, سطر دوم ترجمه (سال ١٢٨ق كه زيرعنوان ترجمه هم آمده, درست است, زيرا هم با عمر ٦٩ساله و تاريخ مرگش همخوان است و هم جانبدارانى در ميان صاحبان نظر دارد (نك: ابوعبدالله ذهبى, سير اعلام النبلاء, ج٩, چاپ چهارم, بيروت, مؤسسة الرسالة, ١٤٠٦ق, ص١٤١). ١٦٩. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, همان, ج١, ص٦٨. چنان كه در پايان ترجمه اين راوى ـ در ص٦٩ ـ هم آمده, وى در حدود سال١٠٠ق درگذشت و سال ١٣١ق تاريخ درگذشت ابراهيم بن محمد بن على ـ نواده عبدالله بن عباس ـ است (نك: ابوعبدالله ذهبى, همان, ج٥, ص٣٧٩). ١٧٠. اين واژه گرچه به لحاظ لغوى, هم معناى اسم فاعلى و هم معناى اسم مفعولى دارد, اما در اين جا, به معناى (محبوب) است (ر.ك: ابن اثير جزرى, النهاية فى غريب الحديث والاثر, ج١, بى چا, بيروت, المكتبة العلمية, بى تا, ص٣٢٧ـ٣٢٦). افزون بر اين, معمولاً تعبير (دوست) درباره افراد همطراز و همدوش به كار مى رود, در حالى كه سن و سال اسامه و پدرش تناسبى با عمر شريف رسول خدا(ص) نداشت. ١٧١. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص١٧٨ (با توجه به مطالب بعدى ترجمه در ص١٧٩, لقب است). ١٧٢. همان, ص٢١٦ (راوى به شمار آوردن آن حضرت ـ به ويژه با عنايت به نكته شماره يك پيشگفتار ـ همان, ص٤٧ ـ نادرست است). ١٧٣. همان, ص٤٥٤, س١٠ـ٩ (ترجمه درست, (او از پيشگامان يا پيشتازان نقل حديث است) مى باشد و چنين ترجمه اى هم با پرسشى كه پيش از اين عبارت آمده, سازگارى دارد و هم با بخش پايانى آن (ر.ك: ابوالحجاج مزّى, پيشين, ج١٢, ص٤٥٣). ١٧٤. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٥٠٣, س٢٢ـ٢١ (عبارت سطرهاى ياد شده براى توجيه لقب (انصارى), غلط انداز بلكه غلط ـ و به اصطلاح ـ از تناسب دليل و مدعا بى بهره است). ١٧٥. همان, ص٥٢٧ (با توجه به مطالب آينده ترجمه ـ در ص٥٢٩ ـ طبقه راويِ ياد شده, نهم يا دهم خواهد بود). ١٧٦. همان, ج٢, ص٥٤٩, س٣ (چنين ادعايى جا ندارد, زيرا هشت سطر بعد, رمز لقب (ضرير) بيان شده است). ١٧٧. همان, ص٥٥٠, س١٧ـ١٦ (ظاهر اين عبارت آن است كه على بن ابراهيم قمى نيز مانند آيةاللّه خوئى, راوى مورد نظر را به بهانه وقوعش در اسناد تفسير قمى, موثق مى داند, با آن كه اين كتاب نوشته خود اوست نه ديگرى). ١٧٨. همان, ص٦٥٣, س٢٠ ((مشتى ريگ برداشت) درست است, زيرا هم با تاريخ بنا نهادن مسجدالنبى(ص) و مصالح به كار رفته در كف آن همخوانى دارد و هم آن كه كوچكى ذرات شن با خون آلود كردن سر و صورتِ كسى متناسب نيست). ١٧٩. همان, ص٧١٨ (نسب است نه لقب). ١٨٠. همان, ص٩١٧ (لقب است نه نسب). ١٨١. همان, ص٩٠٦ (نسب است نه لقب). ١٨٢. همان, ص١٠٠٠ (رديف٢٠). ١٨٣. همان, ج١, ص١٧٧. ١٨٤. همان, ص٢٧٥. ١٨٥. همان, ص٣٩٩. ١٨٦. همان, ص٤٥٤. ١٨٧. بنابراين كه ثبت همزه قطع ضرورتى داشته باشد. ١٨٨. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٤٧٩. ١٨٩. بسيارى از نويسندگان و (اهل عرف خاص) اين نام را نادرست مى نويسند يا بر زبان مى آورند (در اين باره, نك: محمدتقى شوشترى, پيشين, ج٣, ص٦٢٠). ١٩٠. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٤٩٣. ١٩١. همان, ص٤٩٢. ١٩٢. همان, ج٢, ص٦٦٣. ١٩٣. همان, ص٧٢٧. ١٩٤. همان, ص٧٢٨, ٩٦٥ (رديف اول), ٩٧٠ (رديف هاى١١٩ و١٢١). ١٩٥. ابوالفرج اصفهانى, الاغانى, ج١٣, چاپ اول, قم, دارالثقافة, ١٤١٤ق, ص٢٧٤. ١٩٦. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٧٤٩. ١٩٧. همان, پانوشت ص٧٥٢, س٩. ١٩٨. همان, ص٧٦٧, پانوشت١. ١٩٩. همان, ص٨٦٧. ٢٠٠. همان, ص٨٩٥. ٢٠١. ابوعبدالله ذهبى, تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير والاعلام, حوادث و وفيات٨٠ ـ٦١ق, چاپ اول, بيروت, دارالكتاب العربى, ١٤١٠ق, ص٢٦٢. ٢٠٢. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٩٤٤, س٥ و١٢. ٢٠٣. ابوالحجاج مزّى, پيشين, ج٣١, ص٤٢٠ و محمد بن حسن طوسى, الامالى, چاپ اول, قم, دارالثقافة, ١٤١٤ق, ص٣٢١. ٢٠٤. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٩٥٦. ٢٠٥. ابوالحجاج مزّى, پيشين, ج٣٢, ص٢٦٢. ٢٠٦. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٩٦١. ٢٠٧. ابوالحجاج مزّى, پيشين, ص٤٨٨. ٢٠٨. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين. ٢٠٩. ابوالحجاج مزّى, پيشين, ص٤٨٩. ٢١٠. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٩٦٢. ٢١١. همان, ص٩٩٩ (رديف٩). ٢١٢. همان, ص١٠٠٠ (رديف١٥). ٢١٣. همان (رديف١٦). ٢١٤. همان, ص١٠٠١ (رديف٢٤). ٢١٥. همان, ص١٠٠٣ (رديف٥٦). بايد دانست, در چاپ دارالكتاب العربى, كنيه (ابوعمر) در پشت جلد ـ نه در داخل آن ـ به اشتباه درج شده است. ٢١٦. همان (رديف٥٨). ٢١٧. نك: سيد محسن امين, پيشين, ج٣, ص٤٠. ٢١٨. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص١٠٠٤ (رديف٦٥). ٢١٩. همان. ٢٢٠. اگر قرار باشد در اين مورد هم مانند ديگر موارد كتاب نامه, رسم الخط عربى رعايت شود. ٢٢١. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين (رديف٧٠). ٢٢٢. همان, ص١٠٠٥ (رديف٧٨). ٢٢٣. همان (رديف٧٩). ٢٢٤. چنان كه مشهور است! ٢٢٥. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص١٠٠٧ (رديف١١٢). ٢٢٦. همان (رديف١١٣). ٢٢٧. همان, ص١٠٠٩ (رديف١٤٣). ٢٢٨. همان, ص١٠١٠ (رديف١٥٦). بايد دانست, نام صاحب تعليق بر كتاب ياد شده در پشت جلد آن, به خطا ثبت شده است. ٢٢٩. همان, ص١٠١١ (رديف١٦٧). ٢٣٠. همان, ص١٠١٣ (رديف١٨٠). ٢٣١. همان, ص١٠١٤ (رديف١٩٥). ٢٣٢. همان, ص١٠١٥ (رديف٢٠٩). ٢٣٣. همان (رديف٢١٥). ٢٣٤. همان, ص١٠١٦ (رديف٢٢٠). ٢٣٥. همان. ٢٣٦. همان, ص١٠١٧ (رديف٢٣٧). ٢٣٧. همان (رديف هاى ٢٣٨ و٢٤٠). ٢٣٨. همان, ص١٠١٩ (رديف٢٦٣). ٢٣٩. (كتبى) درست است و بايد كتاب (فوات الوفيات) ـ براساس اين گونه تنظيم كتاب نامه ـ به حرف كاف منتقل شود. ٢٤٠. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص١٠٢٢ (رديف٢٩٦). ٢٤١. بدين ترتيب, بايد رديف كتاب (تنقيح المقال) جابه جا شود. ٢٤٢. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص١٠٠١ (رديف٣٤). ٢٤٣. همان, ص٩٩٦ (رديف٧٩٦). ٢٤٤. همان, ص٩٧٢ (رديف١٩٢). ٢٤٥. همان, ص٨٣٣. ٢٤٦. همان, ص٩٠٧, س٤. ٢٤٧. نك: خيرالدين زركلى, الاعلام, ج٥, چاپ دهم, بيروت, دارالعلم للملايين, ١٩٩٢م, ص١٢. ٢٤٨. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ج١, ص٦٩. ٢٤٩. در اين دو مورد بايد ويرگول به كار رود (نك: همان, ص٢١٠ و٢٤٥). ٢٥٠. در اين مورد بايد علامت مميّز (١١٤/١١٥) به كار رود (نك: همان, ص٢٥١). ٢٥١. همان, ص٤٢, س٥ ((ديگر نويسندگان) درست است). ٢٥٢. همان, ج٢, ص١٠٠٢ (رديف٥٠). بايد به جاى آن, (مؤسسه انتشارات علامه) درج شود. ٢٥٣. همان, ج١, ص٤٩٤ (ادامه پانوشت صفحه قبل). بايد در مصرع سوم, كلمه (الهدى) به كار رود. ٢٥٤.همان, ج٢, ص٩٠٩. بايد يا كلمه (مَوالى) و يا (مُواليان) به كار رود. ٢٥٥. همان, ص١٠٠٥, رديف٨٢ (تعداد جلدها سه تا است) و ص١٠٠٢, رديف٤٩ (تعداد جلدها در چاپ دارالاضواء با محاسبه جلد فهرست ها پنج تاست). ٢٥٦. همان, ص١٠١٣, رديف١٨٣ ((تقدمة السيد) درست است). ٢٥٧. همان, ص١٠١٨, رديف٢٤٢ ((نقله) درست است). ٢٥٨. همان, ص١٠٢٣, رديف٣١٣ (تعداد جلدها هجده تاست). ٢٥٩. همان, ص١٠١٣, رديف١٨٣ (كلمه (آل) زيادى است). ٢٦٠. همان, ص٩٩١ (ترتيب الفبايى رديف هاى ٦٦٥ و ٦٦٧ به هم خورده است), ص١٠٠٠, رديف١١ (بايد طبق روال تنظيم كتاب نامه, تعداد جلدها پيش از محل نشر بيايد), ص١٠١٤, رديف١٩٣ (نام كتاب بايد پيش از نام محقق درج شود) و رديف هاى ١٩٦ و١٩٧ (به لحاظ نام نويسنده بايد پيش از رديف١٩٥ درج شوند), ص١٠٢٠ (رديف ٢٧٦ بايد پس از رديف٢٧٤ بيايد, زيرا تنها در نوع چاپ با آن متفاوت است), ص١٠٠٠ (رديف هاى ١٦و١٧ بايد پيش از رديف١٥ قرار داشته باشند) و ص٩٨١ (ترتيب الفبايى رديف هاى ٤١٦ تا ٤٢١ به هم خورده است). ٢٦١. همان, ص٩٣١, س١٠ (يا اساساً نبايد باشد و يا بايد بسته شود), ص٦١٩, س٩ (پس از (تاريخ نگاران) بسته نشده), ص٧١٩, دو سطر پايانى (هر دو زائد است), ص٩٣١, س١٠ (بسته نشده) و ص١٠١٨, رديف٢٥٤ (زائد است). ٢٦٢. همان, ص٥٤٩, س٣ (در كلمه (اتّصاف)). ٢٦٣. همان, ص٥٨١, پايان سطر نخست (نقطه كافى است). ٢٦٤. همان, ص٧٦٤, س١٣ (پس از كلمه (ندارد) نبايد بسته شود). ٢٦٥. همان, ص٨٦٤, س١٠ (زائد است). ٢٦٦. همان, ص٨٨١ (در عنوان ترجمه و پس از (نافع) زائد و در موارد مشابه نيز به كار نرفته است) و ص١٠٠٩, رديف١٤٠ (بايد پس از (الدين) باشد). ٢٦٧. همان, ص٩٥٠, س٧ (به اين صورت درست است: ؟!). ٢٦٨. همان, ص٩٥٦, س١٠ (در دو كلمه (صدوق) و (ثبت)). ٢٦٩. همان, ص٧٤٤ (زيرعنوان ترجمه و بين تاريخ هاى تولد و مرگ). ٢٧٠. همان, ج١, ص١١٨, س٢ (بين جمله هاى اول و دوم). ٢٧١. همان, ص٢٢٦ (پس از (هَمْدانى) در تيتر (نسب)) و ج٢, ص٧٥٩, س٩ (پس از (بودند) و به جاى نقطه), ص٨٦٥ (پس از (حِمْصى) در تيتر (لقب)) و ص١٠٠٤, رديف٧٣ (سه مورد). ٢٧٢. همان, ج٢, ص١٠٠٢ (رديف هاى٤٩ و٥٠), ص١٠٠٩ (رديف١٣٧) و ص١٠١٠ (رديف١٤٥). ٢٧٣. همان, ج١, ص٤٧٨, س٥ (پس از (هشام گفت)). ٢٧٤. همان, ج٢, ص٦٦٨ (پرانتز زيرعنوان ترجمه باز نشده است) و ص٨٢٨, سطر پايانى (پرانتز بسته نشده است). ٢٧٥. همان, ص٦٧٠ (زيرعنوان ترجمه بايد (٤٣ق.هـ.) باشد), ص٦٧٤ (زيرعنوان ترجمه بايد (حدود ٣٠ق.هـ.) باشد) و ص٩١٧ (زير عنوان ترجمه بايد (١٨ق.هـ.) باشد). ٢٧٦. همان, ج١, ص٢٢٤, سطر پايانى ((چنان كه) درست است). ٢٧٧. همان, ص٤٩٩, سطر دوازدهم ترجمه ((مبلغان آنان) درست است). ٢٧٨. همان, ص٨٩, س١ ((هجرت كردند) درست است). ٢٧٩. همان, ص١٧٤, ٢٠٥, ٢٢٥, ٤٠٧ و ج٢, ص٨١٩ ((وصف) درست است). ٢٨٠. همان, ج١, ص٤٠٧, ٤٢٥, ٤٧٣, ٥٣٥ وج٢, ص٥٤٦, ٥٩١, ٧٠٦, ٨٦٥, ٩٠١, ٩٠٩, ٩١٠, ٩١٢, ٩١٣ ((داورى) بهتر ـ يا درست ـ است. دهخدا در اين باره مى گويد: (در تداول فارسى زبانان به معنى قضاء. رجوع به قضا شود. نك: على اكبر دهخدا, لغت نامه, ج١١, چاپ اول, تهران, دانشگاه تهران, ١٣٧٢ش, ص١٥٥٣٩, اما دكتر معين سخن ديگرى دارد: (…اين غلط چندان متداول گرديده كه حتى بر زبان و قلم دانشمندان نيز جارى است و بنابراين, بزرگان در استعمال آن, اشكالى نمى بينند. ر.ك: دكتر محمد معين, فرهنگ فارسى, ج٢, چاپ هشتم, تهران, اميركبير, ١٣٧١ش, ص٢٦٨٦). ٢٨١. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, ج٢, ص٦٩٧ ((بلندى قد) يا (بلند بالايى) درست است). ٢٨٢. همان, ص٧٧١, س٥ ((به جاى آوردن) درست است). ٢٨٣. همان, ج١, ص٤٢٩, س٩ ((حافظه اى قوى) درست است). ٢٨٤. همان, ص٥١٥, س١٤ ((مزاح كننده اى) درست است). ٢٨٥. همان, ج٢, ص٦٥٨, سطر پايانى ((روزگارى دراز) يا (روزگار درازى) درست است). ٢٨٦. همان, ص٨٢٦, س٢ ((شخصى) درست است). ٢٨٧. همان, ج١, ص٥٠٠, س٤و٨. ٢٨٨. همان, ج٢, ص٦٠٤ (تيتر اول اين صفحه و سطر زير آن), ص٦١٢ (سطر هفتم ترجمه), ص٦١٤ (دو سطر مانده به پايان), ص٦١٩, س١٩, ص٦٢٢ (سطر پايانى), ص٦٢٩ (سه سطر مانده به پايان) و…. ٢٨٩. همان, ج١, ص٥٣١, س١ (طبق سليقه ويراستار, بايد منفصل باشد). ٣٩٠. همان, ج٢, ص٦٥٨ (سطر پايانى) و ص٦٦٠, س٢. ٢٩١. همان, ص٩٩٩ (طبق سليقه ويراستار, بايد منفصل باشد). ٢٩٢. همان, ج١, ص٥٢, س١٦ (زيادى است). ٢٩٣. همان, ص٦٦, سطر هفتم ترجمه (زائد و بدون مفهوم است). ٢٩٤. همان, ص٢٠٣, سطر نخست ترجمه (پس از (بنابر) زيادى است) و ج٢, ص٩٠٠, پانوشت٣ (پيش از (كتاب المجروحين) تكرار شده است). ٢٩٥. همان, ج٢, ص٦١٩, سطر پايانى (بين (محيط) و (فضاى)). ٢٩٦. همان, ص٦٨٣, سطر نخست ترجمه (زيادى است). ٢٩٧. برخى از اين موارد ـ بى گمان ـ مى تواند مربوط به مرحله حروفچينى باشد. ٢٩٨. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ج١, ص٩١, س٨. ٢٩٩. همان, ص٩٩, س١٠ (دو مورد). ٣٠٠. زيرا تركيب هايى مانند (فاطمة بنت على) و (فاطمة بنت حسين) عربى اند, چنان كه (عروة بن زبير) (همان, س٩) نيز چنين است. ٣٠١. همان, ص٨٩, ١١٣, ١١٦, ٤٥٤, ٤٦٢, ٤٧٩, ٤٨١, ٥١٠ و… (در بسيارى موارد ديگر, به درستى ثبت شده است). ٣٠٢. همان, ص٤٦٦, س٢ (هرچند به لحاظ املاى عربى, درست است, اما با توجه به جمله و سجع به كار رفته در آن, بايد (المؤونة) باشد). ٣٠٣. همان, ص٥٠٣, پانوشت٢. ٣٠٤. همان, ص٥٠٦, سطر پايانى و ج٢, ص٩٥٨, س١. ٣٠٥. همان, ج٢, ص١٠٠٠ (رديف١٦). ٣٠٦. اگر كتابت عربى ملاك باشد. ٣٠٧. اگر كتابت فارسى ملاك باشد. ٣٠٨. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٥٤٥, سطر سومِ پانوشت١, ص٥٦٥, س٣, ص٧٣٨, آغاز س١٩, ص٩٢٦ (دو سطر مانده به پايان), ص٩٥١, س١٩ و ص١٠١٧ (رديف٢٣٧). ٣٠٩. زيرا در ابتداى سطر و بيرون از موقعيت قرار گرفتن بين دو عَلَم است. ٣١٠. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٥٨١, س٥. ٣١١. همان, ص٧٠١, س٧, ص٨١٤, س١٠ و ص١٠١٥ (رديف٢٠٨). ٣١٢. همان, ص٧٦٤, س١٦. ٣١٣. همان, ص٩٠٥, سطر پايانى. ٣١٤. همان, ص٩٢١, س٨. ٣١٥. همان, ص٨٨٠, س١٤. ٣١٦. همان, ص٩٣١, س١٢. ٣١٧. همان, ص١٠١٩ (رديف٢٥٦). ٣١٨. همان, ص١٠٢٠ (رديف٢٦٨). ٣١٩. همان, ص١٠٢٢ (رديف٣٠٨). ٣٢٠. همان, ص١٠٢٣ (رديف٣١٤). ٣٢١. همان, ج١, ص١٧٤, س١٦ (جمله (ليكن… كرده اند) با ماقبل و مابعد خود چندان هماهنگ نيست) و پانوشت٢, س٢ (جمله (با اين كه… سرپيچى نمود) هم به لحاظ ويرايش و هم به لحاظ جمله پردازى, ناتمام است), ص٢١٥, س١٦ (جمله (و من امام آنان) كه حذف فعل در آن ـ به بهانه قرينه لفظى ـ نادرست است) و ج٢, ص٥٩٨, س٥ (بايد پس از جمله (پيراهن خود را دكمه نكرده), حرف عطف حذف و به جايش ويرگول به كار رود), ص٧٦٤, س١٢ (در جمله (از تو مى خواهم كه بدى كارهايم را…), (كارهايم مرا) درست است), ص٨٢٣, ششمين سطر ترجمه (پس از جمله (وى كه از مردم بصره), بايد فعل (بود) به كار رود) و ص٨٨٢, س٦ (جمله (همين را… درست است) ناتمام است). ٣٢٢. همان, ج١, ص٩٠, پانوشت٣ (تكرار پانوشت٢ است و بايد به (همان) تبديل شود), ص١٨١, س١٣ و٢٠ (تكرار تاريخ شهادت جعفر) و ج٢, ص٩١٨, پانوشت٤ (تكرار مطالب پانزدهمين سطر متن است) و ص١٠٠٥, رديف٨٠ (تكرار رديف ٧٩ است و بايد حذف شود). ٣٢٣. همان, ج١, ص٣٥, رديف٢٤٥ (ادامه عنوان به سطر بعدى منتقل شده است) و ص١٧٤, س٨ (بايد ادامه س٧ باشد). ٣٢٤. همان, ص٤٩٣, پانوشت٦. ٣٢٥. از جمله, نك: همان, ج٢, ص١٠٠٢, رديف٤١ (در كلمه (ابوعمرو)). ٣٢٦. همان, ج١, ص٥١, ٨٨, ٨٩, ٩٠, ٢٥٢, ٢٥٦, ٣٧٥, ٤٢٨, ٤٦٠, ٤٩٠, ٥١٤ و ج٢, ص٦٦١, ٧٣١, ٧٣٤, ٧٨٢, ٧٨٦ و…. ٣٢٧. همان, ج١, ص٤٧, ٥٨, ١٥٤, ٢١١, ٤٦٢, ٤٨٠ و…. ٣٢٨. براى نمونه, نك: همان, ص١١٤, شماره ٢٥. ٣٢٩. براى نمونه, نك: همان, ص٦٢, ٢٢٦, ٥٠٧ و…. ٣٣٠. براى نمونه, نك: همان, ص٤٩٠. ٣٣١. همان, ص٦٦ و٧٠. ٣٣٢. همان, ج٢, ص٥٥١. ٣٣٣. به فهرست راويان ترجمه شده و ترجمه نشده مراجعه فرماييد. ٣٣٤. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٩٩٣. ٣٣٥. همان, ج١, ص٤٠٢. ٣٣٦. به ويژه كه ـ براساس برخى گزارش ها ـ سعيد از تلفظ نادرست نام پدرش با فتحه, ناخشنود بود (نك: ابن حجر عسقلانى, تبصير المنتبه بتحرير المشتبه, ج٤, بى چا, بيروت, المكتبة العلمية, بى تا, ص١٢٨٧)! ٣٣٧. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٤٢٠. ٣٣٨. همان, ص٤٣٩. ٣٣٩. ابوالحجاج مزّى, پيشين, ج١٢, ص١١٥. ٣٤٠. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ص٣٥٨. ٣٤١. اين كار در مورد مشابه انجام شده است (نك: همان, ص٤٦٤). ٣٤٢. همان, ص٢٠٦ و ج٢, ص٥٦٧ و٦٥٦. ٣٤٣. همان, ج٢, ص٧٤٨. ٣٤٣. از اين كار در موارد مشابه, كوتاهى نشده است (نك: همان, ج١, ص٣٧٧ و٥٠٢). ٣٤٤. همان, ج٢, ص٧٦١. ٣٤٥. همان, ص٦٠٦. ٣٤٦. همان, ج١, ص٣٠٤. ٣٤٧. همان, ص٤٩٩. ٣٤٨. از اين كار در مورد مشابه, كوتاهى نشده است (نك: همان, ص٤٩٦). ٣٤٩. همان, ج٢, ص٨٥٠. ٣٥٠. همان, ص١٠١٦. ٣٥١. همان. ٣٥٢. اين نكته را بايد در رابطه با عبارت سطرهاى ٨و١٥ (همان, ج٢, ص٨٢٤) نيز در نظر داشت. ٣٥٣. همان, ج١, ص٣١٧. ٣٥٤. همان, ج٢, ص٩٩٦ (رديف٨٠٢). ٣٥٥. نك: ابوالحجاج مزّى, پيشين, ج٩, ص٢٠٣ و ج٣٤, ص٣٠٠. ٣٥٦. حسين عزيزى, پرويز رستگار و يوسف بيات, پيشين, ج١, ص٥٠.