آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٧

اخبار


درگذشتگان
حجةالاسلام رضوى
استاد علامه حضرت حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد سعيد اختر رضوى, يكى از مبلغين بزرگ اسلام و تشيع در قاره آفريقا و دانشمندى متعهد و دردآشنا و مسؤل بود.
فقيد سعيد در اول ماه رجب ١٣٤٥ق, در يكى از روستاهاى منطقه (بيهار) در شرقِ هند, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش عالم طبيب حاج سيد ابوالحسن رضوى (١٣٠٩ـ١٣٩٤ق) يكى از روحانيان معروف و خوش فكر منطقه بود كه چند مدرسه را در شهر عظيم آباد اداره مى كرد و به وظائف روحانى خويش هم مى پرداخت. سيد سعيد اختر, نخست تحصصيلات مقدماتى را نزد پدرش آموخت و پس از چندى در سال ١٣٦٠ق, به مدرسه جامع العلوم جواديه در بنارس رفت و تا سال ١٣٦٥ق در آنجا اقامت گزيد و سطوح عاليه و زبان هاى اردو, انگليسى و فارسى را هم آموخت و درجه فخرالافاضل را دريافت كرد. استادانش در اين زمان آقايان: پدرش (حاشيه, مختصر, شرايع), شيخ محمد مصطفى جوهر (باب حاديعشر و مقامات حريرى), سيد ظفرحسن رضوى (معالم, شرح لمعه, رياض, قوانين, رسائل, نهج البلاغه و اصول كافى) و سيد محمدرضى زنكى پورى (شرح تجريد, شرح هداية الحكمة و عمادالاسلام) بودند, او در اين مدت اغلب مدارك رسمى دولتى را از دانشگاه عليگره اخذ كرد و زبان هاى هفتگانه: عربى, فارسى, انگليسى, اردو, هندى, گجراتى, سواحيلى را به خوبى فرا گرفت. آن گاه به تبليغ دين و مذهب اهل بيت در بنارس و حسين كنج پرداخت و در شهر حسين كنج ساكن شد و در انجمن وظيفه سادات و مؤمنين و انجمن ترقى اردو به فعاليت پرداخت و مسجد جامع آن را بنياد نهاد و در كوپال بور, متولى اوقاف مسجد و حسينيه شهر بود و زمين هاى موقوفه را كه دولت هند به تصرف خود درآورده بود, با تلاش فراوان از چنگ دولت خارج كرد و به وقف برگرداند.
در سال ١٣٨١ق, به تانزانيا رفت و در مدت ٧سال به تبليغ تشيع ـ كه در آن زمان اسمى و رسمى از آن در آن كشور به چشم نمى خورد ـ پرداخت و با قدمى استوار, به نشر معارف اهل بيت اقدام كرد و از همه مخالفت ها و مانع تراشى ها نهراسيد و يكتنه و مردانه در منابر و مساجد خويش, نام اهل بيت را زنده گردانيد و با تشكيل جلسات و نامه نگارى هاى فراوان با علماى شيعه در ساير مناطق آفريقا, آنان را به تشكيل يك مؤسسه فراگير و هيئت تبليغى, تشويق كرد با آن كه در سال ١٣٨٤ق, در كنگره خوجه اثناعشريه آفريقا تشكيل اين مؤسسه تصويب شد و در سال ١٣٨٧ق, در ادارات دولتى تانزانيا, مؤسسه (بلال مسلم ميشن) به تصويب رسيد و از آن پس اين مؤسسه فخيم و ارزشمند در ساير كشورهاى آفريقايى مانند: كنيا, نيجريه, غنا, موزامبيك, ماداگاسكار و جزاير ترى نى داد به تصويب رسيد و شمار فعاليت هايش افزايش يافت و موفق شد بيش از پنجاه هزار نفر را به مذهب تشيع رهنمون سازد و حدود ٢٠٠ كتاب (از جمله تفسير الميزان والغدير) را به زبان هاى گوناگون منتشر نمايد و ده ها مسجد, مدرسه, كتابخانه, حوزه علميه, مهد كودك, خانه هاى مسكونى و درمانگاه بنا نهد و مجلات انگليسى و سواحيلى را چاپ و نشر نمايد.
آن مرد بزرگ, عمرش را يكسره به تحقيق و تأليف و تبليغ گذرانيد و در هند و آفريقا, فعاليت هاى نمايانى نمود و يادگارهاى ارزشمند از خود به جاى نهاد. وى عضو هيئت مناى (رابطة اهل البيت الاسلامية) در لندن, (بلال مسلم ميشن) در آفريقا و (مجمع جهانى اهل بيت) در ايران بود و از تمام مراجع تقليد گذشته و حال قم و نجف اشرف, اجازه حسبيه داشت و در راه تبليغ دين به اكثر كشورهاى آسيا, اروپا, آمريكا و آفريقا سفر كرد و آرام و قرار نداشت. از او بيش از ٤٠تأليف به زبان هاى انگليسى و سواحيلى بر جاى مانده و به زبان هاى ديگر نيز ترجمه شده است) كه برخى از آن ها عبارتند از:
١. رسائل (البداء, التقية, مسألة تحريف القرآن)
٢. الحجاب
٣. الاسلام
٤. معنى التشيع و بدءه
٥. كشف فتنة الوهابية
٦. فرق الشيعة
٧. مصونية القرآن عن التحريف
٨. محمد(ص) هو آخر الانبياء
٩. يوم القيامة
١٠. النظام العائلى فى الاسلام
١١. منشور الحقوق (شرح رساله حقوق امام سجاد)
١٢. حرمة لحم الخنزير
١٣. مبادئ دروس الاسلام
١٤. مالابدّ منه للمسلم ان يعرف ويعتقد
١٥. ماهى الحاجة الى الدين
١٦. ترجمه تفسير الميزان (انگليسى)
١٧. اله الاسلام
١٨. العدل الالهى
١٩. النبى الاقدس والنبوة
٢٠. الامامة.
او, پس از ٤٣ سال اقامت در تانزانيا و در ٧٨ سالگى, در روز پنجشنبه ٣٠ خرداد ١٣٨١ش (٨ربيع الثانى ١٤٢٣ق) در دارالسلام درگذشت و پيكر پاكش در روز دهم ربيع الثانى, پس از تشييع باشكوه و نماز فرزندش حجةالاسلام سيد محمد رضوى, در قبرستان شيعيان به خاك سپرده شد و در غم فقدانش پيام هاى تسليت فراوان از سوى: مقام معظم رهبرى, مراجع معظم تقليد, مجامع فرهنگى و مذهبى جهان تشيع صادر شد و براى بزرگداشت مقام علمى اش, مجالس متعدد در كشورهاى گوناگون برگزار گرديد.
استاد احمد بيرشك
مترجم و رياضيدان نامى, استاد احمد بى رشك, يكى از مفاخر علمى كشور به شمار مى رفت.
وى در ٤بهمن ١٢٨٥ش (١٣٢٤ق) در تهران زاده شد. نزد پدرش خواندن و نوشتن و قدرى از زبان فرانسه را فرا گرفت, سپس در سال ١٢٩٦ش به مشهد مقدس رفت و در مدرسه ابتدايى احمديه مشغول تحصيل شد و در سال ١٣٠٠ش (١٣٤٠ق) به تهران آمد و در مدرسه (آليانس فرانسه) به تحصيل ادامه داد و زبان فرانسه را به خوبى فرا گرفت و از همان آغاز به ترجمه كتاب هاى فرانسوى مشغول شد. در ١٣٥٤ق از دانشسراى عالى معلمان فارغ التحصيل شد و از آن جا ليسانس رياضيات دريافت كرد. سپس در رشته معمارى دانشكده هنرهاى زيبا به تدريس هندسه و رياضيات پرداخت و اين, مدت ١٩ سال (١٣٢٤ـ ١٣٤٣ش) به طول انجاميد. او در طول زندگى اش سمت هاى متعدد همچون: معاون وزير آموزش و پرورش, بانى و معلم گروه فرهنگى هدف و رئيس كارگزينى دانشگاه و وزارت فرهنگ, را بر عهده داشت.
وى به شايستگى لقب (پدر رياضيات ايران) را داشت و از سوى وزارت علوم, از او تقدير به عمل آمد و در واپسين ماه هاى عمرش, جزو مفاخر فرهنگى و (چهره هاى ماندگار) از سوى سيماى جمهورى اسلامى ايران معرفى گرديد. يكى از كارهاى ارزنده و ماندنى اش تدوين (زندگينامه علمى دانشوران) مى باشد, كه دائرةالمعارفى از زندگى علماى فنون اسلامى است و ديگر, كتاب (گاهنامه تطبيقى سه هزار ساله) است كه تواريخ سه گانه شمسى, قمرى و ميلادى را با هم تطبيق نموده است.
برخى از آثارش عبارتند از:
الف. داستان ها:
١. آقا و نوكر
٢. پهلوان شيرافكن
٣. مردى كه طلا مى سازد
٤. شش روز در زير دريا
٥. پنجه فيل
٦. تاجر ونيزى
ب. تاريخ و زندگينامه
١. آن باسيس ـ يونان ـ
٢. تاريخ عمومى آفريقا
٣. سلطنت قباد و ظهور مزدك (نوشته: آمانوئل كريستنسن)
٤. شناخت ژاپن
٥. زندگينامه برتراند راسل به قلم خودش (نوشته: راسل)
٦. انيشتين (نوشته جرمى برناشتاين)
٧. زندگينامه علمى دانشوران (١٠جلد ـ با همكارى احمد آرام و فاضل لاريجانى)
٨. خلاصه زندگى علمى دانشوران
٩. سباستوپول
١٠. يادنامه ايرج جهانشاهى قاجار
ج. رياضيات و هندسه:
١. يك, دو, سه… بى نهايت (ترجمه كتاب جورج گاموف)
٢. هندسه و رسم
٣. هندسه نااقليدسى
٤. هندسه مقدماتى
٥. هندسه مسطحه
٦. هندسه لباچفسكى
٧. هندسه فضايى
٨. هندسه رقومى و ترسيمى
٩. هندسه (با همكارى محمدطاهر معيرى)
١٠. فلسفه رياضى
١١. اصول مناظر و مرايا: پرسپكتيو
١٢. جبر
١٣. جدول هاى لگاريتم
١٤. حساب (با همكارى باقر نحوى)
١٥. حساب و دفتردارى
١٦. حساب و هندسه
١٧. خلاصه رياضيات متوسطه (با همكارى انوارى)
١٨. رياضيات نوين (نوشته رنه بزار)
١٩. فلسفه رياضى (نوشته: باركر استيفن)
٢٠. مثلثات
٢١. جهان و انيشتين
٢٢. رياضيات براى خانم ها
د. موضوعات ديگر:
١. آموزش در جريان پيشرفت (نوشته پايولو فريره)
٢. آموزش ستمديدگان
٣. آموزش و پرورش براى آزادى
٤. از ايوان ايليچ
٥. پرسش و پاسخ (از زمين و آسمان و گياهان و انسان)
٦. رهبر علم (ترجمه كتاب ايزاك آسيموف)
٧. سرگذشت علم (ترجمه كتاب جورج سارتون) ـ بهترين ترجمه سال ١٣٣٣ش شد ـ
٨. علم و زندگى (با همكارى رضا قلى زاده و نوروزيان)
٩. علم قديم و تمدن جديد
١٠. فرض و اسطوره در فيزيك نظرى (با همكارى رضا منصورى, ترجمه از كتاب هرمان باندى)
١١. فرهنگ انديشه نو (ترجمه كتاب آلن بولاك)
١٢. فرهنگ علم (ترجمه كتاب آلن آيزاكس)
١٣. كتاب هايى كه دنيا را تغيير داد (نوشته: روبرت دوتر)
١٤. كمون پاريس
١٥. گاهنامه تطبيقى سه هزار ساله
١٦. مجموعه خرد
١٧. مجموعه علمى جهان
١٨. مدرسه زدايى
١٩. ميراث ايران (با همكارى بهاءالدين پازارگاد و محمد معين)
٢٠. والترشناس (نوشته موپاسان)
٢١. ربنون هاى زيردريا
وى, پس از عمرى تحقيق و پژوهش, سرانجام در اوايل سال ١٣٨١ش در ٩٥سالگى درگذشت و در سوك فقدانش, از سوى مقامات علمى و سياسى كشور پيام هاى تسليت متعدد صادر و ياد و نامش گرامى داشته شد.
آيةاللّه مرعشى
فقيه معظم حضرت آيةاللّه حاج سيد كاظم اخوان مرعشى, يكى از علماى مشهور مشهد مقدس به شمار مى رفت.
معظم له در نيمه شعبان المعظم ١٣٣٧ق ـ توأم با برادرش آيةاللّه حاج سيد مهدى مرعشى ـ در نجف اشرفبيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش آيةاللّه حاج سيد محمدرضا مرعشى رفسنجانى (١٢٨٦ـ١٣٤٢ق) از شاگردان آيات عظام: آخوند خراسانى, سيد محمدكاظم يزدى و شريعت اصفهانى و از علما و اساتيد حوزه نجف و مادرش صبيه محترمه حكيم و طبيب مشهور سيد اسدالله شيرازى (برادر ميرزاى شيرازى) بود.
وى پنج ساله بود كه پدر از دست داد و پس از آن در سال ١٣٤٧ق, به رفسنجان آمد و دروس مقدماتى را آموخت و سپس در سال ١٣٥٣ق به قم آمد و ادبيات و سطوح را نزد اساتيدى چون: آيةاللّه مرعشى نجفى و اديب تهرانى فرا گرفت و پس از آن به درس هاى آيات عظام: حجت كوهكمرى, سيد محمدتقى خوانسارى, امام خمينى و بيش از همه به درس هاى آيةاللّه العظمى بروجردى ـ و چندى هم در كاشان به درس آيةاللّه مير سيد على يثربى كاشانى ـ حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت و مورد توجه اساتيدش قرار گرفت.
در سال ١٣٧٠ق به نجف اشرف مهاجرت كرد و به تدريس سطوح عاليه و تحصيل در محضر فقهى آيةاللّه سيد عبدالهادى شيرازى (ابوالزوجه محترمشان) اشتغال داشت و در آن جا, در شمار يكى از اساتيد مشهور درآمد. در سال ١٣٩٢ق, به قم آمد و به تدريس فقه و اصول پرداخت و در سال ١٣٩٤ق, به عزم مجاورت مرقد حضرت ثامن الائمة(ع) به مشهد مقدس مهاجرت كرد و به تأليف و تدريس و افتاء و اقامه جماعت پرداخت.
معظم له, در اوجگيرى نهضت اسلامى مردم مشهد بر عليه رژيم پهلوى نقش اساسى داشت و خانه اش كانون رايزنى ها و تصميم گيرى ها بود و در شكستن محاصره بيمارستان امام رضا(ع), مردانه اقدام نمود و پس از پيروزى انقلاب هم, چند بار به جبهه هاى نبرد حق عليه باطل شتافت و در تقويت روحيه رزمندگان اسلام, تلاش فراوان نمود.
برخى از آثارش عبارتند از:
١. توضيح المسائل
٢. مناسك حج
٣. حاشيه بر عروة الوثقى
٤. حاشيه بر وسيلة النجاة
٥. شرح عروة الوثقى
٦. تقريرات درس فقه آيةاللّه بروجردى
آن فقيه بزرگوار, در ٨٥سالگى, در روز دوشنبه ٢٧ ربيع الثانى ١٤٢٣ق بدرود حيات گفت و پيكر پاكش با حضور هزاران نفر از علما و مردم مشهد تشييع و پس از نماز برادرش آيةاللّه سيد مهدى مرعشى بر آن, در دارالزهد حرم مطهر امام رضا(ع) به خاك سپرده شد. در غم فقدانش, پيام تسليتى از سوى مقام معظم رهبرى صادر شد.

حجةالاسلام نائينى
حضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ محمدحسن نائينى, يكى از خطباى مشهور عرب به شمار بود. فقيد سعيد در سال ١٣٤٠ق (١٣٠٠ش) در كربلا زاده شد. پدرش معلّم قرآن و داراى مكتبخانه بود, كه فرزندش را پس از نوجوانى به تحصيل علوم دينى تشويق نمود و او هم در حوزه علميه كربلا به فراگيرى علوم حوزوى نزد حضرات آقايان: شيخ على معرفت, شيخ محمد طهرانى, سيد مصطفى شيرازى, و سيد عبدالله خويى و ديگران پرداخت, و خارج فقه و اصول را هم نزد آيةاللّه شيخ محمدرضا جرقويه اصفهانى تلمذ كرد. سپس رشته وعظ و خطابه را برگزيد و ساليان فراوان در ايران و عراق و كويت و كشورهاى عربى به ارشاد مؤمنان و دفاع از مكتب اهل بيت(ع) پرداخت و در كنار آن, به تأليف كتب متعدد و بنياد مدارس حسينه (در كربلا) و حسينيه (در قم) و كمك به ساختمان مساجد و مدارس و كتابخانه ها پرداخت. از ديگر فعاليت هاى اجتماعى اش كمك به نيازمندان و يارى جوانان در امر ازدواج (از طريق كانون هاى خيريه) و احياى مجالس اهل بيت در منزل خود و خويشان و دوستانش بود. وى در حمايت از انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى از هيچ كوششى در كويت فروگذار نكرد و بارها در اين راستا سخنرانى كرد, در سفارت ايران حضور دائم و مستمر داشت و از راهنمايى مسؤلان و مراجعه كنندگان دريغ نداشت و در جريان جنگ تحميلى كمك هاى نقدى و غير نقدى فراوان گرد آورد و همراه خويش به جبهه هاى نبرد انتقال داد تا سرانجام منجر به دستگيرى وى و تبعيدش به ايران گرديد.
آثار وى عبارتند از:
١. العترة فى القرآن والسنّة
٢. على(ع) و فضائله من الصحاح الستة
٣. على(ع) و فضائله من كتاب العقد الفريد
٤. فاطمة الزهراء امّ الائمة و سيدة النساء
٥. هل تعرف الامام الحسن؟
٦. مولد السبط الامام الحسن
٧. الامام الحسين ملتقى المكرمات
٨. حسين(ع) شهيد حق و عدالت
٩. الكلمات الدرر للمعصومين الاربعة عشر
١٠. الاسلام وحقوق الوالدين
١١. السؤال فى الاسلام
١٢. زناشويى از ديدگاه اسلام
١٣. تعاليم الاسلام فى الزواج
١٤. الارشاد لمن طلب الرشاد
١٥. مختصر حقائق الصوم
١٦. اقض حوائج الناس
١٧. الصلاة عمودالدين
١٨. المتعة من متطلباب العصر
١٩. اغتنم الفرصة
٢٠. يوم عيدالفطر, يوم توزيع الجوائز
٢١. اقرأ وصايا لقمان
٢٢. الدعاء سلاح المؤمن
٢٣. هدية الزائرين
٢٤. ادعية الحج
٢٥. روائع مختارة من الحج
٢٦. برگزيده اى از ويژگى هاى حج
٢٧. على ضفاف القلوب
٢٨. الماثور فى زيارة اهل القبور
٢٩. سنابل الحكمة (كشكول)
٣٠. قصص الحلم والغضب
٣١. الانسان فى ظلّ الاخلاق
٣٢. اعرف كيف تعيش؟
٣٣. حكم ومواعظ
٣٤. شمّه اى از جرائم حزب بعث عراق
٣٥. الفرائض اليومية
٣٦. اعمال شهر رمضان
سرانجام آن روحانى خدمتگذار در ٨١ سالگى, در سى ام صفر ١٤٢٣ق (١٣٨١) در پايان مجلس عزاى اهل بيت ـ كه در خانه اش برگزار بود ـ بدرود حيات گفت و پس از تشييع و نماز آيةاللّه محمدهادى معرفت بر پيكر پاكش, در قبرستان بقيع (قم) به خاك سپرده شد.ناصرالدين انصارى قمى
فرهنگى
لورنس الول ـ ساتن
ايران شناس ايران دوست
زنده يـاد پروفسـور لورنس پل الول ـ سـاتن L. P. Elwell- Sutton (١٩١٢ـ١٩٨٤ ميلادى) استاد فقيد زبان و ادبيات فارسى و رئيس بخش مطالعات ايران شناسى دانشگاه ادينبورا Edinburgh مركز ايالت اسكاتلند در شمال كشور انگليس بود كه من دوساله پايانى عمر او را دريافتم. شهر ادينبورا كه فرانسوى ها و آلمانى ها آن را ادينبورگ و عرب ها ادينبورغ تلفظ و كتابت مى كنند, يكى از زيباترين و بهترين شهرهاى انگليسى زبان جهان و فستيوال هنر ساليانه آن در تابستان ها معروف ترين فستيوال هنر جهان است. دانشگاه معروف و معتبر اين شهر نيز از قديم بخش عربى و فارسى و اسلام شناسى و ايران شناسى فعالى داشته است. چنان كه هم دانشجويان ايرانى زيادى مانند مرحوم دكتر احمد طاهرى عراقى در آنجا درس خواندند و هم استادان برجسته اى در اسلام شناسى داشت كه نامورترين ايشان ويليام مونتگمرى وات W. Montgomery - Watt رئيس پيشين بخش عربى و اسلام شناسى آن دانشگاه بود كه كتاب معروف او را (با عنوان (آن عظمت كه اسلام داشت), چاپ لندن, ١٩٧٤) من قبل از انقلاب در مجله وحيد مخصوصاً از جهت اظهارنظرى كه در خصوص امام دوازدهم شيعيان و نواب خاص او در آن كتاب كرده بود, نقد كردم.
هدف از مقاله حاضر, ذكر چند نكته ناشناخته از خدمت هاى الول ـ ساتن به ايران و ايران شناسى است كه پس از مونتگمرى ـ وات به رياست بخش ايران شناسى و اسلام شناسى دانشگاه ادينبورا رسيد و نويسنده پس از ارتباطات مستمر و مفاوضه و مناظره ساليان با او, او را انسانى معتدل و متعادل و در مسائل ايران و روابط ايران و انگليس پژوهشگرى واقع بين و بى غرض شناختم و با آن كه وى قبل از اشتغال به كار تمام وقت دانشگاهى مدتى وابسته مطبوعاتى سفارت انگليس در تهران بوده است, او را ايران شناسى ايران دوست يافتم. چنان كه مسلم است وى در دو مقطع مهم سياسى ـ هم زمان با خدمت به دولت متبوع خود, به ايران نيز خدمت كرده است:
الف ـ الول ساتن كه به فارسى و تركى آشنايى داشت, در غائله تجزيه آذربايجان از سوى شوروى سابق, با جسارت تمام, در سمت (والسته مطبوعاتى سفارت انگليس) ضمن خدمت مطبوعاتى بر ضد شوروى و عوامل آن در داخل ايران, شخصاً به آذربايجان و كردستان, يكّه و تنها, بى محافظ و (بادى گارد), آمد و شد داشت و جوياى شناسايى و ارتباط با ايرانيانى بود كه آماده مبارزه و جنگ چريكى با ادامه اشغال ايران از سوى شوروى سابق و يا به هر نوع ديگر مبارزه براى فروپاشى جمهورى هاى خلق السعه آذربايجان و مهاباد باشند. رحيم زهتاب فرد (نماينده سابق مجلس شوراى ملى از بناب و سپس تبريز) كه در آن سال ها عضو شبكه جوانان (حزب اراده ملى) سيد ضياءالدين طباطبايى و بعدها مدير روزنامه اراده آذربايجان بود, در خاطرات خود تصريح مى كند كه روزى در يكى از روستاهاى آذربايجان به جوان بلند قد لاغر اندام انگليسى پرشورى به نام الول ساتن برخورد مى كند كه با تسلط نسبى به زبان هاى فارسى و تركى آذربايجانى در آن اوضاع سخت به آن منطقه آمده و با او به صحبت نشسته است و مهم تر آن كه حتى به مجلس روضه اى هم رفته و در آن جا در برابر سخنان نامعقول روضه خوان محل, نتوانسته زبان خود را نگاه دارد و اعتراض خود را كه هيچ بن مايه سياسى هم نداشته است با لهجه غليظ انگليسى به تركى به آن روضه خوان منتقل كرده است. منوچهر فرمانفرماييان نيز تصريح مى كند كه سفارت انگليس بين چريك ها اسلحه پخش مى كرد. البته مسلم است كه اول ساتن و ديگر مأموران وظيفه شناس انگليس (يا آلمان همچون واسموس) در ايران (محل مأموريت خود) در مرحله نخست به خدمت به كشور متبوع خودشان مشغول بوده اند و دلفشان به حال ما نمى سوخته است. اما بى شك در آن مقطع منافع ايران (حفظ تماميت ارضى كشور) با منافع دولت هاى انگليس در ايالات متحده آمريكا (جلوگيرى از نفوذ كمونيزم در ايران) هم خوانى و هم سويى كامل داشته است. افزون بر آن, براى ما ايرانيان كه خود در حق خود گفته ايم:
روزى كه شيپور عدو, آواز زير و بم كند
سردار اكرم رم كند, سردار افخم, خم كند
عبرت آموز است كه يك مأمور وظيفه شناس انگليسى در مقام اطاعت از دستور دولت متبوع خود در شرايط سخت آن روز در كشور ما ايران) با پاى پياده, از اين روستا به آن روستا سفر مى كرده و از اين كه هر لحظه در آن اوضاع خطرناك از سوى كسى يا گروهى, گروگان گرفته شود, يا زندانى گردد, يا كشته شود, بيمى به خود راه نمى داده است! در حالى كه خود ما ايرانيان با گرفتن اضافه حقوق براى بدى آب و هوا و مأموريت خارج از مركز و استفاده از مزاياى خداداده اى همچون طبيعت دست نخورده يا نزديكى به آثار باستانى, حاضر به خدمت در آن مناطق نبوده و نيستيم.
هركه نامُخت از گذشت روزگار
مى نياموزد ز هيچ آموزگار
ب. دومين خدمت الول ساتن به ايران, در مقطع نهضت ملى شدن نفت ايران به پيشنهاد شادروان دكتر حسين فاطمى و زيرنظر زنده ياد دكتر محمد مصدق بود كه در كتاب (نفت ايران) Persian Oil, الول ـ ساتن به دفاع از حقوق ايران پرداخت و در آن جا از حقوق كارگران ايرانى و بدى شرايط كارى و استخدامى و وضع محيط كار و مسكن آنان سخن گفت. الول ـ ساتن, با نشان دادن آمار و ارقام, از بى عدالتى شركت نفت ايران و انگليس سخن راند و در مثل نشان داد كه ميزان مالياتى كه اين شركت به دولت انگليس مى دهد, بيست برابر حقوقى است كه به دولت ايران داده مى شده و لذا او ايران را در ملى كردن نفت محق دانست و دولت انگليس را در نپذيرفتن اصل ملى كردن صنعت نفت از سوى ايران به باد انتقاد گرفت و هم از جهت اين كه پس از پنجاه سال استفاده از نفت ايران, انگليسى ها در تعليم و تربيت كارگران ايرانى به عمد مسامحه روا داشتند و به اصطلاح امروز براى (انتقال تكنولوژى) كم ترين اقدامى معمول نداشتند, از كشور خود انتقاد كرد. اين دفاع جانانه از موضع ايران, در حالى است كه بعضى ايرانيان (همچون منوچهر فرمانفرماييان, ابراهيم صفايى, محمود طلوعى, رحيم زهتاب فرد و…) ملى شدن نفت را اشتباه دانسته و هركدام به نوعى به دكتر مصدق حمله كرده اند.
تأليفات الول ساتن را مى توان به دو بخش تقسيم كرد:
اول. تأليفاتى كه باس ياست و تاريخ سياسى ايران پيوندى دارد و آن ها عبارتند از:
١. نفت ايران Persian Oil كه چاپ اخير آن در ١٩٧٥ در آمريكا در ٣٤٤ صفحه به طبع رسيده است و چاپ اول آن در ١٩٥٥ درست پس از وقايع ٢٨ مرداد, به دفاع از حقوق از دست رفته ايران پرداخته است.
٢. ايران نو Modern Iran چاپ ١٩٤١ در ٢٣٤ صفحه كه نشانى از فعاليت ايران در عصر رضاشاه براى نوسازى ساختار اجتماعى ـ اقتصادى كشور به سليقه مدرنيست هاى تجددگراى آن زمان است. به عقيده الول ـ ساتن, ايران در ده ساله نوسازى اش در عهد رضاشاه بيش از چندين قرن عوض شد.
در دو كتاب بالا, الول ساتن, از سويى رضاشاه پهلوى را براى خدماتش در ساختن (ايران نوين) و از سوى ديگر دكتر مصدق را براى خدماتش در جهت احقاق حقوق ملت ايران و كارگران ايرانى, مى ستايد.
دوم, كتاب ها و آثار الول ساتن در آفاق زبان و ادب فارسى است كه عبارتند از:
١. راهنماى شناسايى ايران: Guide to Iranian Area Study چاپ ١٩٥١ شامل مقالات و كتاب هايى كه در باره ايران شناسى مفيد تواند بود.
٢. راهنماى كتاب شناسانه ايران:
Bibliographical Guide to Iran اين كتاب آخرين تأليف الول ساتن است و در ١٩٨٣, هم زمان در انگلستان و ايالات متحده آمريكا, منتشر شد. در اين كتاب, بعضى از تأليفات صاحب اين قلم نيز معرفى شده است. اگرچه اين كتاب نه مانع است و نه جامع, باز هم براى هر ايران شناس ابزار مطالعه مفيدى در جهت معرفى منابع مناسب در زمينه هاى مختلف ايران شناسى است.
٣. اسطرلاب اسدالله ميرزا: اسطرلابى از قرن نوزدهم ميلادى The Horoscope of Asadullah چاپ ١٩٧٧
٤. دستور زبان فارسى ساده Persian Grammar چاپ ١٩٦٣
٥. فارسى محاوره اى Colloquial Persian چاپ ١٩٤١
٦. اوزان شعر فارسى Persian Metres چاپ ١٩٧٦
٧. ضرب المثل هاى فارسى Persian Proverbs
در اين جا شايد بى مناسبت نباشد كه بگوييم الول ساتن در تكميل بخش فارسى كتابخانه مركزى دانشگاه ادينبورا بسيار مؤثر بود و افزون بر آن تمام نسخه هاى خطى فارسى مهم موجود در كتابخانه هاى ايالت اسكاتلند را فهرست نگارى كرد كه بخشى از آن ها به صورت مقاله در مجله راهنماى كتاب چاپ شد.
ترجمه ها
الول ساتن, چند كتاب نثر فارسى معاصر را نيز به انگليسى ترجمه كرده است كه از جمله آن ها در اين مقاله به دو كتاب اشاره مى شود:
١. پيامبر, تأليف زين العابدين رهنما
٢. دمى با خيام, تأليف على دشتىمقالات
از الول ساتن, قريب يكصد مقاله مختلف نشر شده است. از جمله مقاله اى چند در دايرةالمعارف اسلام (چاپ دوم) از او ديده مى شود. به علاوه در كتاب هايى چند كه به صورت (جموعه مقالات) منتشر شده است, او نيز مقاله دارد و نمونه آن, كتاب (ايران و اسلام) Iran & Islam چاپ ١٩٧١ از انتشارات دانشگاه ادينبوراست كه به عنوان يادنامه مينورسكى Vladimir Minorsky چاپ شده است. هم در نشريات ادوارى, از او مقالاتى در دست است كه نمونه آن ها مقاله هايى است كه در باب (تاريخ مطبوعات در ايران) در مجله ايران IRAN (ارگان انجمن ايران شناسى انگلستان) نوشته است و نيز مقالاتى چند در مجله راهنماى كتاب و غيره در ايران.
در سال هاى اخير نشر كتاب مجعول (تحفه حافظ) (پنجاه غزل حافظ) به نام مستعار يا مفروض (فقير صاحب علو) (؟) در لندن در ١٣٧٤ موضوع بحث مقاله اى چند در مجله هاى ادبى درون مرزى و برون مرزى شد كه از جمله مهم ترين آن ها در مقاله زير بود:
الف. مقاله اى به قلم كريم امامى در ماهنامه كلك (شماره بهمن و اسفند ١٣٧٤), چاپ تهران.
ب. مقاله اى به قلم دكتر جلال متينى در فصلنامه ايران شناسى (شماره پاييز ١٣٧٥), چاپ امريكا.
اين مقالات ثابت كرد كه سى سال پيش از آن, يعنى در ١٩٦٧م, الول ساتن در پى انتشار ترجمه انگليسى تازه اى از رباعيات خيام, مجعول بودن منبع آن ترجمه جديد را بر كرسى اثبات نشانده بود. (امامى, كريم, كلك, بهمن و اسفند ١٣٧٤, ص١٩٣) چنان كه اين كشف عالمانه الول ساتن, در مقاله اى به قلم اسكات جرمين Scott Jermyn (ترجمه حسن لاهوتى) تأكيد و تأييد شده است. (جرمين, اسكات, معماى خيام, ترجمه حسن لاهوتى, فصلنامه مترجم, بهار و تابستان ١٣٧٤, ص٤٨ـ٦٢, در ص٦٠)
اميد است كه اين مختصر, گزارد حقى از الول ساتن استاد فقيد زبان فارسى دانشگاه ادينبورا باشد كه ايران شناسى ايران دوست بود. سيد حسن امين قمقام زخّار (قمقام زخّار و صمصام بتار (نامى آشنا بر تمامى مبلغان و ذاكران شيعى است.
مؤلف اين كتاب جليل, فرهاد ميرزا فرزند عباس ميرزا, فرزند فتحعلى شاه قاجار است. وى مردى دانشمند, اديب, نويسنده, شاعر و سياستمدار بود كه در كنار خدمات دولتى, آثارى در زمينه هاى مختلف عمرانى (مانند تعمير صحن حرم كاظمين) و علمى از خود به يادگار گذاشته است كه سياهه آثار برجاى مانده از ايشان بدين شرح است:
١. منشأت, حاوى ٤٧ نام ادبى و تاريخى بوده و بارها به چاپ رسيده است;
٢. جام جم, ترجمه جغرافياى ويليام پيناك;
٣. سفرنامه فرهاد ميرزا, نام ديگر اين كتاب, هداية السبيل و كفاية الدليل است و به چاپ رسيده است;
٤. رساله اى در آداب حج;
٥. نصاب انگليسى به فارسى, مركب از دوهزار كلمه;
٦. كنزالحساب, ترجمه خلاصة الحساب مرحوم شيخ بهايى. ايشان اين كتاب را در بيست و سه سالگى به هنگامى كه حاكم لرستان بود, ترجمه كرد;
٧. زنبيل;
٨. جمع آورى و انتشار مراسلات ميرزا ابوالقاسم قائم مقام;
٩. حواشى بر وفيات الاعيان;
١٠. تصحيح ديوان منوچهرى دامغانى;
١١. تحشيه و تصحيح ديوان خاقانى;
١٢. رساله اى در احوال عباس ميرزا و فتحعلى شاه;
١٣. حواشى بر تذكرةالخواص;
١٤. قمقام زخار
وى كتاب ياد شده را در پى تفألى كه به قرآن زده بود و نذرى كه كرده بود, تأليف كرد. تاريخ آغاز تأليف كتاب ١٣٠٣ق و تاريخ پايان بيست و پنجم ذى حجة سال ١٣٠٤ق است.
تا آن جا كه ما اطلاع داريم, اين كتاب, يكى از جامع ترين و كامل ترين كتاب ها درباره نهضت مقدس امام حسين(ع) است كه با انشايى فصيح و نثرى دل انگيز نگارش يافته و (نظر رايج) شيعه را در اين باره به دست داده است. مؤلف در اين اثر گران بها كوشيده است به زندگانى و نهضت جاويد رادمرد عالم اسلام, حسين بن على و ياران باوفايش از جنبه هاى گوناگون بنگرد.
محاسن و مزاياى كتاب, نسبت به كتاب هاى مقتل, موجب شده است كه عالمان, واعظان و اهل ذكر و دوستداران اهل بيت(ع) از زمان تأليف, تاكنون به اين كتاب استناد كنند و از مطالب و محتويات آن بهره ها جويند.
صاحب فارسنامه ناصرى درباره كتاب مى نويسد:
تاكنون كتابى در اين باب مانندش تأليف نگشته, احاديث مجعوله را كه عقول سليمه از قبول آن ها ممتنع است, ذكرى نفرموده, بلكه همان روايات متقدمين را مندرج فرموده است و بس…(فارسنامه ناصرى, ج١, ص٢٤٦).
در فهرست آستان قدس رضوى ٥/٢٠١ آمده است: قمقام از بهترين تأليف مرحوم حاج معتمدالدوله ـ و شرح حال مفصل حضرت سيدالشهداء(ع) است كه مقتل صحيح فارسى و دقيق و معتبر است كه از منابع معتبر احاديث و تواريخ فريقين گرفته
نويسنده در آغاز كتاب به بيان روش تأليف خود پرداخته و گفته است: خداى داناست كه با قلت بضاعت و عدم استطاعت به قدر وسع و طاقت در ترجيح اقوال و تنقيح اخبار, كه متون كتب فرق اسلاميه از احاديث صحيحه و تواريخ معتبره براى محتوى و منطوى است, اغفالى نرفت و در جمع و ذكر آن اهمالى نيفتاد و از كتب محدثين و مورخين كه از سنه يك هزار هجرى و بعد به رشته تأليف درآورده اند, درج و نقل كرديم (ص٨).
وى در ادامه مى نويسد: (ما در اين كتاب مستطاب آنچه از كتب معتبره فريقين و متفق عليه طرفين به دست آورديم, نگاشتيم كه حاسد و طاعن را مجال انكار نباشد. و در تنقيح اخبار و تصحيح آثار بذل جهد كرديم و با وجود قصر باع و قلت بضاعت اقتدا و اقتفا به صدوق(ره) نموده, بدان نهج كه در كتاب من لايحضره الفقيه گفته, همى گويم: واعتقد فيه انه حجة فيما بينى وبين ربّى ـ تقدّس ذكره وتعالت قدرته ـ وجميع مافيه مستخرجة من كتب مشهورة عليها المعوّل واليها المرجع) (ص٢٤)
چون چاپ هاى قبلى اين كتاب هريك به گونه اى دچار غلط هاى چاپى و اغلاط ديگر بود, راقم اين سطور بر آن شد تا با يارى جستن از توفيقات خداى سبحان به تصحيح كتاب اقدام كند.
اين كتاب علاوه بر تخريج منابع, ويرايش, و تصحيح متن داراى فهارس فنى مى باشد كه در جهت استفاده محققين و خوانندگان مى تواند مؤثر باشد.
براى دريافت اطلاع بيش تر از زندگانى مؤلف, ر.ك: اثرآفرينان, ج٤, ص٢٨٢, از صبا تا نيما, ج١, ص١٥٦ـ ١٦٥, چهل سال تاريخ ايران (المآثر والآثار) ج١; حديقةالشعرا, ج٢, ص١٣٤٨ـ١٣٥٩; الذريعه, ج٥, ص٢٤; ج٩, ص٨٢٨ ـ٨٢٩; ج١٦, ص١٩٧; ج١٧, ص١٧١; ريحانةالادب, ج٥, ص٣٣١ـ ٣٣٣; سفرنامه فرهادميرزا, تصحيح و تحشيه غلامرضا طباطبائى مجد; شرح حال رجال, ج٣, ص٨٦ ـ٩٢; شرح حال فرهادميرزا معتمدالدوله, اسماعيل نواب صفا; لغت نامه دهخدا (ذيل/فرهادميرزا); مجمع الفصحا, ج١, ص٩٥ـ١٠٦; مكاتبات ايران و انگليس درباره پناهنگدى فرهادميرزا; ادبيات فارسى بر مبناى تأليف استورى (ج٢, ص٨٦٣ ـ٨٦٦).ناصر باقرى بيدهندى برگزارى چهارمين دوره كتاب سال ولايت
روز شنبه ١٨/٧/١٣٨١, ٣شعبان ١٤٢٣ مصادف با ميلاد امام حسين(ع) چهارمين دوره كتاب سال ولايت در يزد در جمع اساتيد حوزه و دانشگاه, محققين و نويسندگان برگزار شد.پس از سرود جمهورى اسلامى ايران و تلاوت آياتى چند از قرآن كريم,ابتدا مسؤول بنياد فرهنگى صدوق و امام جمعه محترم يزد به حاضران خوش آمد گفتند. پس از سخنرانى ايشان وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامى, معاون فرهنگى ايشان و دبير كتاب سال ولايت حجةالاسلام والمسلمين محمدعلى مهدوى راد به ارائه گزارشى از نحوه گزينش آثار پرداختند. در خاتمه بيانيه هيئت داوران قرائت شد كه بخشى از آن چنين است:
محور كار در چهارمين دوره كتاب سال ولايت, بررسى آثار منتشر شده در سال ١٣٨٠ بود و بخش ويژه اين دوره نيز به آثار تأليفى و ترجمه اى و تحقيقى درباره سالار شهيدان حضرت حسين بن على(ع) اختصاص داشت, آثارى كه در طول ٢٣سال پس از انقلاب اسلامى نگاشته و منتشر شده است.
دبيرخانه كتاب سال ولايت با همكارى بنياد فرهنگى صدوق در يزد و معاونت فرهنگى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى, همدلانه و به انگيزه خدمتى معنوى به آستان شهيد كربلا و اولياى عظيم الشأن اسلام كوششى ارجمند به كار بستند و مساهمه صميمى بزرگوارانى از حوزه و دانشگاه در داورى و گزينش آثار برگزيده و درخور تشويق, اتقان و اعتبار كار را دو چندان كرد.
گردآورى آثار از طريق بررسى فهرست هاى متعدد حاوى كتاب هاى منتشر شده در ايران, فراخوان ارسال كتاب از طريق روزنامه ها و نشريات و شبكه هاى رايانه اى در داخل و خارج از كشور, مكاتبه با مراكز پژوهشى داخلى و خارجى و نمايندگى هاى فرهنگى ايران در كشورهاى مختلف صورت گرفت و پاسخ مثبت و استقبال نيكوى همگان حجمى از كتاب ها را پيش رو فراهم ساخت.
ـ ١٤٥٠ عنوان كتاب در موضوع عام ولايت منتشر شده در سال ١٣٨٠
ـ ٢٠٠٠ عنوان در موضوع امام حسين(ع) منتشر شده در طول ٢٣ سال گذشته
حاصل نخستين گزينش داوران بدين قرار شد:
١٨٠ عنوان در موضوع ولايت
١٢٠ عنوان در موضوع امام حسين(ع)
اين تعداد در دومين گزينش به ترتيب به ٣٥ و ٢٥ تقليل يافت و در آخرين مرحله از مجموع آثار منتخب در دو حوزه مذكور ١٦ كتاب به عنوان آثار برگزيده و تشويقى تعيين شد كه بدين شرح است:
الف: كتاب هاى برگزيده:
١ . كتاب زفَرات الثقلين فى مَأثم الحسين. تأليف علامه مِفضال حضرت حجةالاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ محمدباقر محمودى
٢ .كتاب الله واهل البيت فى حديث الثقلين. تأليف و تدوين مؤسسه باقرالعلوم قم
٣ .سيماى مهدى موعود در آينه شعر فارسى. تأليف شاعر ارجمند, استاد محمدعلى مجاهدى. با التفات به كتاب شكوه شعر عاشورا در ادب فارسى
٤ . ترتيب الامالى. تحقيق و تأليف فاضل محترم حضرت حجت الاسلام آقاى محمدجواد محمودى
٥ . معارج نهج البلاغه در شرح نهج البلاغه. تصحيح محقق گرامى آقاى اسعد طيب
ب. كتاب هاى تشويقى
١. فرهنگ عاشورا. تأليف شاعر و فاضل محترم حضرت حجةالاسلام آقاى جواد محدثى
٢. كتابشناسى تاريخى امام حسين(ع). تأليف نويسنده ارجمند آقاى محمد اسفنديارى
٣. جلوه هاى ولايت در شعر فارسى. گردآورى اديب فرزانه مرحوم احمد احمدى بيرجندى
٤. الفصول المهمة فى معرفة الائمة. تحقيق فاضل گرامى آقاى سامى القريرى
٥. استقصاء الاعتبار فى شرح الاستبصار. تحقيق مؤسسه آل البيت(ع)
٦. اللئالى العبقرية فى شرح العينية الحميرية. تصحيح و تحقيق مؤسسه تحقيقاتى امام صادق(ع)
٧. ارشاد المؤمنين. تحقيق حجةالاسلام والمسلمين سيد محمدجواد جلالى
همچنين از ميان آثار نويسندگان خارج از كشور, ٣اثر به مرحله نهايى رسيد و به عنوان اثر برگزيده انتخاب شد:
١. رساله تحقيقى با عنوان انديشه هاى شيعى نخستين: تعاليم امام محمدباقر(ع) به زبان انگليسى تأليف سركار خانم دكتر آرزينا لالانى
سركار خانم لالائى از شيعيان تانزانيا و مقيم انگلستان است. اين كتاب, در اصل رساله دكترى ايشان در دانشگاه ادينبورو بوده است كه با تتبعى وافر روش و بيان علمى دقيق به تبيين آراى امام باقر(ع) پرداخته است.
٢. ترجمه نهج البلاغه به زبان بنگالى ترجمه دكتر زهادالاسلام, دكتر زهادالاسلام اهل بنگلادش است.
٣. تحقيق و تصحيح صحيفه سجاديه همراه مطالب تحقيقى عميق و دقيق درباره سند و متن, تأليف و تحقيق حضرت حجةالاسلام والمسلمين آقاى سيد محمدحسين جلالى.
در شاخه ادبيات كودكان و نوجوانان, هيأت داوران نتيجه بررسى خود را به اين شرح اعلام كرده است.
با نگاهى اجمالى بر آثار منتشره, به رغم كاستى هاى مشهود در ادبيات دينى كودك و نوجوان, در سال ١٣٨٠ بارقه تحولى آشكار به چشم مى خورد. اين تحول در دو جنبه كمى و كيفى روى داده است و براساس چند شاخص قابل بررسى است.
١. برخورد خلاق نويسندگان با موضوع و به كارگيرى عناصر داستانى
٢. انتقال احساس و تجربه نويسنده به خواننده
٣. عبور از برخى موانع كه همواره بر سر راه پديدآورندگان قرار داشته است.
در هر حال, شماره آثار منتشره در حوزه ادبيات ولايى براى كودكان و نوجوانان در سال ١٣٨٠ بالغ بر يكصد وسه بود كه توسط داوران بررسى شد و از آن ميان چهار اثر به مرحله نيمه نهايى رسيد. در مرحله نهايى, كتاب عصر آن روز نوشته آقاى ابراهيم حسن بيگى شايسته تقدير و تشويق تشخيص داده شد. ويژگى هاى اين اثر عبارت است از برخورد خلاق با موضوع, به كارگيرى مناسب عنصر تخيل, تناسب ميان موضوع و زبان, و نيز شكل و طراحى زيبا. همچنين هيأت داوران از ميان افاضل و عالمانى كه هم خود را مصروف نشر معارف علوى كرده اند, كتابشناس و مؤلف پرتوان و بلند همت, حضرت حجةالاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ عزيزالله عطاردى قوچانى را كه با پشتكار و شور وصف ناپذير به تأليف و تدوين آثار امامان(ع) به ويژه مسندهاى امامان, پرداخته اند, درخور تقدير و تكريم مى داند و براى ايشان دوام توفيق و خدمت را از درگاه بارى مسئلت دارد.