آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٦ - درنگى در ذيلى بر يك مقاله - اسفنديارى محمد
درنگى در ذيلى بر يك مقاله
اسفنديارى محمد
در شماره ٧٤ مجله آينه پژوهش مقاله اى مشترك به قلم استاد بهاءالدين خرّمشاهى و دكتر حجّت الله جودكى درباره كتابشناسى تاريخى امام حسين(ع) درج شده بود كه ملاحظه و استفاده شد. اين دانشورانِ گران ارج ـ كه در كتابشناسى و مقتل نگارى چيره دست هستند ـ چندان به حسن ظن در كتاب فوق نگريستند و ذرّه پرورى كردند كه نويسنده آن را شرمنده ساختند و ـ در عين حال ـ پشتگرم به ادامه تلاش.
با سپاس از ايشان, توضيحاتى درباره برخى از ملاحظاتِ آن مقاله ـ كه به قلم جناب دكتر جودكى است ـ آورده مى شود.
* مرقوم فرموده اند: (در صفحه ٣١ كتابشناسى از رساله تسمية من قتل مع الحسين (تأليف فضيل بن زبير), به عنوان كهن ترين كتاب ياد شده است و حال آن كه نخستين مقتل مكتوب, از آن ابومخنف (م١٥٧ق) است.)
به استحضار مى رسانم كه اين بنده در صفحه ٣١ كتابشناسى آورده ام:
(كهن ترين كتابى كه درباره امام حسين(ع) نوشته شده و موجود است, عبارت است از تسمية من قتل مع الحسين…) بنابراين قيد (موجود است), مقتل ابومخنف را خارج مى كند.
* مرقوم فرموده اند: (كتاب مقتل الحسين ابومخنف, متوفى به سال ١٥٧ هجرى, كه در رديف ٧ معرفى شده, بايد در رديف اول يا دوم معرفى مى شد.)
به استحضار مى رسانم آنچه در رديف هفتم كتابشناسى معرفى شده است, نه مقتلِ ابومخنف, كه مقتل مجعول و منسوب به اوست و چون احتمال داده ام كه (در قرن ششم ساخته و پرداخته شده است), آن را در رديف هفتم و در كتاب هاى قرن ششم معرفى كرده ام. پس در آنجا هرگز سخن درباره مقتل ابومخنف نبود.
* مرقوم فرموده اند: (طبرى تاريخ خود را در سال ٣٠٣ تمام كرده است. پس بايد قبل از كتاب الفتوح ابن اعثم ـ كه در رديف٢ معرفى شده ـ مى آمد.)
گفتنى است طبرى اثر مستقلى درباره امام حسين ندارد و آنچه هم از وى در اين كتابشناسى معرفى شده, تدوين و تصحيح سيد جميلى و چاپ اول آن به سال ١٤٠٦ است و بنابراين پس از الفتوح آمده است. الفتوح ابن اعثم نيز بدين رو معرفى شده كه ترجمه آن قرن ها پيش فراهم آمده است.
* مرقوم فرموده اند كه لازم بود مقاتل الطالبيين و الارشاد و مناقب ابن شهرآشوب و روضة الواعظين و امالى صدوق و تذكرة الخواص معرفى مى شد.
به استحضار مى رسانم كه در اين كتابشناسى فقط كتاب هاى مستقل درباره امام حسين معرفى شده و نه كتاب هايى كه بخشى از آن درباره آن حضرت است; مگر كتاب هايى كه همان بخش آن به صورت مستقل چاپ شده باشد. بنابراين كتاب هاى فوق خارج از موضوع است.
* مرقوم فرموده اند كه بهتر بود كتاب هاى رديف ٨٠ و٨٢, و نيز ٧ و ٧٠ و٧٥ در هم ادغام مى شد.
به استحضار مى رسانم كه اين كار, خروج از اصول و ضوابطى بود كه در مقدمه كتابشناسى آورده ام. من اصل را بر اين گذاشته بودم كه همه كتاب هاى مهم ـ كه مابين الدفتين چاپ شده بود ـ معرفى شود.
* مرقوم فرموده اند كه مسلك دوم لهوف را شيخ عباس قمى ترجمه كرده است.
نويسنده اين موضوع را انكار نكرده است, بلكه از ميان ترجمه هاى متعدد آن, به دو ترجمه مشهور (از صحفى و فهرى) اشاره كرده است.
* مرقوم فرموده اند جاى كتاب فيض الدّموع, به دلايل متعدد, در اين كتابشناسى خالى است.
مناسب مى نمود لااقل يك دليل آن ذكر مى شد. به هر حال, اين كتاب بيش تر صبغه ادبى دارد و با معيارهاى ارائه شده در مقدمه اين كتابشناسى منطبق نبود و هرگز در رديف يكصد كتاب مهم قلمداد نمى شود.
* مرقوم فرموده اند كتابشناسى امام حسين از جناب عبدالجبار رفاعى, خارج از موضوع اين كتابشناسى است.
چنان كه اين جانب ذكر كرده ام, اين اثر از ميان بيش از چهل كتابشناسى درباره امام حسين, مهم ترين آن ها است و بدين رو معرفى شده است.
* درباره (نگاه عاطفى) و (نگاه سياسى) به رخداد عاشورا, توضيح بيش ترى طلبيده شده است. بايد اضافه كنم كه اين دو نگاه بيش تر در آثار تحليلى به چشم مى خورد و الارشاد و مقتل الحسين فقط گزارش تاريخى است.
* درباره (نظر رايج) شيعه در كتاب ها, توضيح بيش ترى طلبيده شده است. بايد اضافه كنم كه نظر رايج عبارت است از آنچه در ميان عالمان شيعه, شياع و رواج داشته است.
* از چهار مورد غلط مطبعى در كتاب كه ذكر شده, فقط يك مورد آن (فضيل ت به جاى فضيلت) بجاست و سه مورد ديگر غلط مطبعى نيست و آنچه در كتاب آمده, درست است.