آیینه پژوهش

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١

كتب مرجع اسلامى در عصر حاضر١
راپر جفرى


  ## ترجمه منصور معتمدى##
تمدن اسلامى همواره بالاترين اهميت را براى كتاب و مكتوب كه منابع ضرورى براى معرفت و هدايتند, قائل بوده است. ليكن دسترسى نظام مند به اين دانش, نه فقط متونى را براى خواندن لازم دارد بلكه وجود آثارى را اقتضا مى كند كه بتوان به آنها براى يافتن پاسخ به سؤالاتى خاص و رهنمونى به اطلاعات مرتبط كه در جاهاى ديگر آمده اند, رجوع كرد. تأليف چنين آثار مرجعى, در ادوار برجسته اى از تمدن اسلامى به ميزان فراوانى بسط يافته و تا ايام حاضر نيز ادامه پيدا كرده است. توسعه مطالعات اسلامى به اهتمام خاورشناسان و ديگران در غرب نيز به خلق ابزارهاى تحقيقى براى مراجع عالمانه انجاميده است; برخى از اين مراجع را دانش پژوهان مسلمان اقتباس يا مطابق منظور خود حكّ و اصلاح كردند و در مواردى, در تكميل و توسعه بيشتر منابع و مراجع از آنها الهام گرفته اند. كتاب آسمانى, احاديث و فقه
نخستين و مهم ترين مرجع در اسلام بى گمان خود قرآن است. از آنجا كه عالمان و ديگر مسلمانان به نحو گسترده اى اين متن را به خاطر مى سپردند, مى توانستند هرجا كه بخواهند عبارتى را به تناسبِ موقعيت نقل كنند. با اين حال, در اين اواخر كه اين سنت نسبتاً رو به زوال نهاد, ايجاد امكاناتى براى تسهيل در دسترسى به آيات نيز ضرورت پيدا كرد و لذا كشف اللغات و كشف الايات هايى پديد آمد. يكى از نخستين كارهايى كه در اين زمينه انجام گرفته نجوم الفرقان اثر مصطفى بن محمد سعيد است. اين كتاب در هند عهد مغول فراهم آمد و نخست در ١٨١١م. انتشار يافت و با وجود اشتباهات و از قلم افتادگى هايى كه دارد, بارها در سده نوزدهم تجديد چاپ شد. در سال ١٨٤٢ گوستاو فلوگل٣, خاورشناس آلمانى كشف الآيات مشهورش را تحت همان عنوان عربى [نجوم القرآن] كه [در اروپا] بيشتر به Concordantiae Corani Arabica (لايپزيگ, ١٨٤٢, چاپ هاى مكرر, آخرين چاپ, لاهور, ١٩٧٨) شهرت دارد, منتشر ساخت.٤ اين اثر هنوز هم وسيله اى است كه در زوديابيِ آيه, معيار و مبناى ديگر آثار شده است. در آن, واژه هاى عربى طبق حروف اصليشان ترتيب يافته و به شماره سوره و آيه ارجاع داده شده است; با اين همه, در كار فلوگل جملات قرآنى نقل نشده كه البته اين كاستى را در آثار بعدى برطرف كردند. در ميان اين آثار, كتاب محمد فؤاد عبدالباقى, المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكريم (قاهره, ١٩٤٥, تجديد چاپ, ١٩٨٧) شايان توجه است; چرا كه در حال حاضر احتمالاً پراستفاده ترين كشف الآيات تكزبانه عربى باشد. محمد فؤاد عبدالباقى برخلاف كارى كه فلوگل كرده به چاپ مصرى قرآن ارجاع داده است. المعجم الاحصائى لألفاظ القرآن الكريم (فرهنگ آمارى كلمات قرآن كريم, سه جلد, مشهد ١٣٦٦ـ ١٣٦٨هـ.ش/ ١٩٨٧ـ١٩٩٠م) اثر محمود روحانى مبناهايى نسبتاً متفاوت دارد. اين معجم حاوى فهرست هاى جداگانه اى براى سوره هاى مكى و مدنى همراه با شمارش بسامدى كلمات است. همچنين, كلمات را براساس ترتيب الفبايى كلمات به همان شكلى كه در متن قرآن آمده اند آورده است و نه براساس ريشه كلمات.
احتياجى كه غير تازيان براى زوديابى متن قرآن دارند, سبب شد كه كشف الايات ها و فهارسى به زبان هاى غيرعربى, چه زبان هاى اسلامى و چه زبان هاى غيراسلامى تدوين شوند. از باب نمونه, در زبان اردو مفتاح القرآن (لاهور, ١٩٧٠) اثر مظهرالدين مولتانى را داريم و به زبانِ اندونزيايى فرهنگ قرآن٥ (جاكارتا, ١٩٧٧) تدوين نازور سيامسو٦ را. كتاب الطاف احمد كِهِرى٧ با عنوان مفتاح قرآن كريم: فهرست و كشف الايات٨ (كراچى, ١٩٧٤) براى انگليسى زبان ها فراهم آمده است. اين اثر, فهرست موضوعى است و به طبع و ترجمه عبدالله يوسف على, ارجاع مى دهد. در اثر حنّا كاسيس٩, كشف الايات قرآن١٠ (بركلى و لس آنجلس, ١٩٨٣) الفاظ عربى با حروف لاتينى آمده و براساس ريشه كلمات ترتيب يافته و به انگليسى معنى شده اند. ارجاعات به ترجمه انگليسى آربرى١١ داده شده و نقل قول ها از آن ترجمه انجام گرفته اند. در پايان براى اصطلاحات انگليسى فهرست هاى الفبايى ترتيب داده شده است. مفتاح القرآن احمدشاه (بنارس, ١٩٠٦, ٢ج, چاپ اخير در لاهور, بى تا) به زبان هاى عربى و انگليسى و اردو است.
بسيارى از افرادى كه قرآن را مطالعه مى كنند نيز به فرهنگ ها و واژه نامه هايى براى فهم لغاتى خاص نياز دارند. در زبان عربى, اثرى كه حائز اهميت است, معجم الفاظ القرآن الكريم (قاهره, ١٩٥٣ـ١٩٧٠, در دو جلد) نام دارد كه فرهنگستان زبان عربى در قاهره آن را تدارك ديده است. اين كتاب تمام واژه ها را آورده و آنها را براساس ريشه هايشان ترتيب داده است. هم الفاظ را تعريف و هم از قرآن جملات را نقل مى كند. ديگر واژه نامه هاى عربى, اكثر, بر واژگان دشوار غيرمعمول يا خارجى عطف توجه كرده اند. انگليسى زبانان مى توانند از فرهنگ و معجم الفاظ قرآن١٢ اثر جان پن رايس١٣ (لندن, ١٩٧٣, چاپ هاى مكرر شده, آخرين آنها لندن ١٩٨٧) و همچنين از بخش دوم مفتاح القرآن احمدشاه كه پيش از اين ذكرش رفت, استفاده كنند. در دو كتابى كه اخيراً به زبان انگليسى منتشر شده اند با گرايش آموزشى مبسوط ترى به الفاظ و عبارات برگزيده پرداخته اند كه يكى كار مستنصر مير است با عنوان فرهنگ اصطلاحات و مفاهيم قرآن١٤ (نيويورك, ١٩٨٧) و ديگرى تدوين فاروق شريف تحت عنوان راهنماى مفاهيم قرآن١٥ (لندن, ١٩٨٥).
در سنت اسلامى, ارائه تفاسير مفصل را براى فهم قرآن لازم مى بينند. لذا, كشف الاياتى فراهم آوردند كه آيات طرح شده در دو اثر از بزرگ ترين تفاسير را نشان مى دهد. اين كشف الايات به همت داوود رهبر گرد آمده است (فهرست آيات قرآن در تفاسير طبرى و رازى١٦, هارتفورد, ١٩٦٢).
با پيشرفت هايى كه در متن رايانه اى قرآن به دست مى آيد چه بسا, به جايى برسيم كه چنين كشف الايات هايى ديگر به كار نيايند. مدرسه اسلامى كليولند,اوهيو,١٧ متن كامل قرآن را به صورت متصل١٨ آماده مى كند, به نحوى كه در شبكه هاى اصلى مى توان به آن دست يافت. در جهان اسلام و جاهاى ديگر نيز چندين طرح ديگر از اين دست در حال انجام است. اين طرح ها با استفاده از پايگاه اطلاعاتى متصل يا ديسك, امكانات جستجو براى هر كلمه يا دسته اى از كلمات قرآنى را كه بتوان آنها را بعداً در متن خودشان جاى داد فراهم مى آورند. اين امكانات را هم مى توان براى متن عربى قرآن به كار گرفت و هم براى ترجمه هاى آن. يك برگردان انگليسى از قرآن همراه با فهرست هايِ وابسته روى CD-ROM در فيصل آباد پاكستان انجام گرفته است.
منبع بزرگ ديگرى كه بعد از قرآن براى مسلمانان حجيت دارد, حديث يا تقرير اقوال و اعمال رسول خدا(ص) است. تعدادى از كتب تدوين شده خيلى زود, نياز مبرمى را كه به كشف الاحاديث و فهرست براى اين حجم عظيم از متون احساس مى شد, برطرف كردند. كسى كه در عصر حاضر به مطالعه در احاديث مى پردازد, به احتمال فراوان به المعجم المفهرس لالفاظ الحديث النبوى (ليدن ١٩٣٦ـ ١٩٨٨, ٨ج; تجديد چاپ, ليدن, ١٩٩٢) تأليف آرن يان و نسينك١٩ و به كتاب كوتاه شده اى از همين مؤلف به انگليسى: معجم الفبايى نخستين احاديث اسلامى٢٠ (ليدن ١٩٢٧; برگردان عربى, مفتاح كنوز السنه, قاهره, ١٩٣٤) روى مى آورد. مجموعه اى كه به تفصيل, فهارس اين آثار را آورده تيسير المنفعه محمد فؤاد عبدالباقى (قاهره, ١٩٣٥ـ١٩٣٩, ٨ج) است. فهرست احاديث چهار مجموعه بزرگ حديثى شيعه را محمد المهدى الكاظمى در مفتاح الكتب الاربعه (نجف, ١٩٦٧) به دست داده است. به همين سان, محمد دشتى براى مجموعه سخنان امام على(ع) كه مخصوصاً براى شيعيان حائز اهميت است, كشف الكلماتى ترتيب داده است تحت عنوان المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه (بيروت ١٩٨٦, ١٤٦٠ص). همچنين, اطلاعات پايگاهى رايانه اى چه بر روى ديسك و چه به صورت متصل در دست است. در مورد منابع و نوشته هاى مربوط به سيره نبوى(ص) در حال حاضر يك ملخص چند جلدى به انگليسى و به ويرايش افضل الرحمن در اختيار داريم: دائرةالمعارف سيره محمد(ص)٢١ (لندن, ١٩٨١).
آثار بزرگ متداول كه براساس قرآن و سنت و در زمينه شريعت تدوين شده اند به يك معنا, خود كتب مرجعند, اما مسلمانان اين دور و زمان و همچنين غيرمسلمانان كه به راهنمايى عملى به موضوعات فقهى اسلامى نيازمندند, مى خواهند زودتر به آنچه در نظر دارند دسترسى داشته باشند. به زبان عربى, دائرةالمعارف بزرگ مصرى در فقه را داريم كه موسوعه جمال عبدالناصر فى الفقه الاسلامى (قاهره, ١٩٦٦) نام دارد و طبق ترتيب الفبايى تنظيم شده است. به زبان انگليسى هم توضيح المسائل هاى كوچك ترى در باب مسائل فقهى شخصى و خانوادگى وجود دارد كه عبارتند از: احكام شخصى مسلمانان٢٢ تأليف ديويد پيرل٢٣ (لندن, ١٩٨٧) و مأخذى در احكام خانواده٢٤ از آنِ كيث هادكينسون٢٥ (لندن, ١٩٨٤). علاوه بر اينها, محمد واليبهايى مرچنت٢٦ ملخصى از احكام خاص قرآن تحت عنوان: كتاب احكام و شرايع قرآن: رساله جامع همراه با نصوص كامل قرآنى٢٧ (دهلى, ١٩٨١) ترتيب داده است. مرجعى سودمند براى راهنمايى به منابع فقه شيعى, كتاب حسين مدرسى طباطبايى موسوم به: مقدمه بر فقه شيعى: بررسى كتابشناختى٢٨ (لندن, ١٩٨٤) است. زندگينامه ها, دانشنامه ها, و فهارس تاريخى
گردآورى نظام مند زندگينامه هايى كه بتوان به آنها رجوع كرد, رسمى است كه از ديرباز در ميان مسلمانان برقرار بوده و سنتى است كه تا روزگار جديد هم كماكان ادامه دارد. نمونه هاى بارز اين امر عبارتند از الاعلام خيرالدين زركلى (چ سوم, بيروت, حدود ١٩٧٠, يازده جلد در ١٣ مجلد) و الاعلام الشرقيه فى المئه الاربعه عشره الهجريه زكى محمد مجاهد (قاهره, ١٩٤٩ـ١٩٦٣, ٤ج). در زبان انگليسى, كتاب ترجمه احوال شخصيت هاى بارز در خاورميانه٢٩ (اورشليم و نيويورك, ١٩٩١) تأليف ياكوف شيمونى٣٠ را داريم كه شرح حال حدود پانصد تن از شخصيت هاى حاضر و متأخر را كه اكثر حكام و سياستمداراند در بر دارد. ترجمه حال اين افراد در تذكره احوال زعماى سياسى عصر حاضر در خاورميانه و افريقاى شمالى٣١ نيز كه برنارد ريچ٣٢ (نيويورك, ١٩٩٠) ويرايش كرده آمده است. در ايران, يك زندگينامه عمده در دست داريم به قلم مهدى بامداد: شرح حال رجال ايران در قرن ١٢و١٣ هجرى (چاپ دوم, تهران, ١٣٥٧هـ.ش/ ١٩٧٧ـ ٧٨, ٦ج).
علاوه بر اينها, تعداد بسيار زيادى شروح احوال گذشتگان و معاصران, موجود است كه با پرداختن به اقشار خاصى از مسلمانان تدوين شده اند. در اين ميان, بايد بويژه از طبقه مورد علاقه شرح حال نويسان يعنى مؤلفان و فرهيختگان ياد كرد. برخى از تراجم احوال از انواع اين زندگينامه ها به شمار مى روند كه فهرستى از آثار مترجَم را هم ارائه مى كنند; مثل عثمانلى مؤلفلرى (استانبول, ١٩١٥ـ١٩٢٤, ٣ج; تجديد چاپ, فارنبورو, ١٩٧١, و بر ميكروفيش, شيكاگو, ١٩٧٣; طبع جديد آن در تركيه, استانبول, ([؟٧١]١٩ـ ١٩٧٥) تأليف محمد طاهر بُرسَلى (متوفى ١٩٢٦) كه به مؤلفان جديد تركيه مى پردازد و همچنين مانند معجم المؤلفين عمررضا كحاله (دمشق ١٩٥١ـ١٩٦١, ١٥ج) كه شرح حال مؤلفان عرب را به قلم آورده است. خلدون الوهابى فهرست آثار عربى در اين زمينه را در مراجع تراجم الادباء العرب (بغداد و نجف, ١٩٥٦ـ١٩٦٢, ٤ج) ارائه كرده است. براى اطلاع از احوال نويسندگان شيعى مى توان به فهرست اسماء مصنفى الشيعه احمد نجاشى (قم, ١٤٠٧هـ.ق) رجوع كرد. تذكره اى گسترده تر در گزارش احوال علماى شيعه, كتاب سترگ اعيان الشيعه (بيروت, ١٩٥١ـ١٩٦٠, در ٧ج) تأليف محسن عبدالكريم امين است. زمينه ديگرى كه با كارهاى مذكور پيوند دارد, بررسى اسماء عربى/اسلامى است. در اين زمينه, فرهنگنامه و دائرةالمعارفى كه شايان عنايت است موسوعة السلطان قابوس لأسماء العرب (مسقط و بيروت, ١٩٩١, ٨ج) نام دارد. همچنين, يك برنامه بين المللى وجود دارد كه براى اَعلام و اسامى خاص پايگاه اطلاعاتى رايانه اى ترتيب مى دهد. عنوان اين برنامه Onomasticon Arabicum نام دارد و در موسسه تحقيقات و تاريخ متون در پاريس تنظيم شده است.
اطلاعات بيشتر درباره تراجم احوال را در دائرةالمعارف هاى عمومى تاريخ و تمدن اسلامى نيز مى توان يافت. تعدادى از اين گونه آثار هم اكنون در دسترسند. تأليف اين قسم كتب در دوران گذشته اسلامى آغاز شد, اما در روزگار جديد, خاورشناسان اروپايى كه در ١٩٠٨ دست به نگارش دائرةالمعارف اسلام٣٣ (ليدن/لندن, ١٩٠٨ـ ١٩٣٨, ٥ج, شامل تكمله; تجديد چاپ, ليدن, ١٩٨٧, به فرانسه و آلمانى هم طبع شده است) زدند, قدم نخست را در اين راه برداشتند. اين اثر, در زمينه تمام جوانب دين, تاريخ, انديشه, و تمدن اسلامى مرجعى عالمانه به شمار مى رود, ليكن سبك غيراسلامى و اروپايى تحقيق كه در آن دوران متداول بود, در اين مجموعه انعكاس يافته است. در دهه ١٩٥٠ طبع جديدى از اين اثر آغاز شد (نخستين جزوه, ليدن, ١٩٥٤) كه در مقياسى بسيار بزرگ تر تأليف شد و كار آن هنوز ادامه دارد. اكنون اين دائرةالمعارف حاوى مقالاتى به قلم دانشمندان مسلمان است كه از منظرى اسلامى به نگارش درآمده اند, ولى باز خط مشى كلى هيأت ويراستاران, ريشه در سنت خاورشناسى غربيان دارد. با اين همه, چندين دائرةالمعارف بزرگ كه در جهان اسلام تهيه و منتشر شده اند, ترجمه يا اقتباس هايى از همان دائرةالمعارفند; چنانكه در زبان عربى آثارى مثل دائرةالمعارف الاسلاميه (قاهره, ١٩٣٣, تجديد چاپ, ١٩٦٩, ١٦ج) و القاموس الاسلامى احمد عطيةالله (قاهره, ١٩٦٣ـ١٩٧٩, ٥ج) از اين قبيلند. در تركى هم اسلام انسيكلوپيديسى٣٤ (استانبول, ١٩٤٠ـ ١٩٨٨, ١٣ج) و در اردو اردو دائرةالمعارف اسلاميه (لاهور, ١٩٥٩, كار ادامه دارد) همين حالت را دارند.
در اواخر سده بيستم ميلادى اقدامات جديدى در كشورهاى اسلامى براى تهيه دانشنامه هايى با حجم وسيع به دست و براى مسلمانان انجام شده اند. در ايران در سال ١٣٦٢ش/ ١٩٨٣ مؤسسه اى براى گردآورى و ويرايش يك چنين اثرى تشكيل شد. ده سال بعد, اعضايى در حدود دويست تن در اختيار داشت و پنج جلد نخست دائرةالمعارف بزرگ اسلامى (تهران ١٣٦٧/ ١٩٨٩) را منتشر ساخت كه قرار است در نهايت با تقريباً چهل جلد به انجام برسد.٣٥ در ١٣٧٠/ ١٩٩١ نخستين جلد از ترجمه عربى اين اثر تحت عنوان دائرةالمعارف اسلاميه الكبرى (تهران, ١٣٧٠/ ١٩٩١) انتشار يافت و برگردان انگليسى آن هم در دانشگاه كمبريج در دست تهيه است. شبيه اين كار سترگ, تركيه ديانت وقفى اسلام انسكلپدسى است (نبايد آن را با اسلام انسكلپدسى خلط كرد). اين دانشنامه هم در مؤسسه اى داراى منابع غنى تحقيقاتى تدوين مى شود. جلد اول در ١٩٨٨ به طبع رسيد و انتظار مى رود به سى جلد بالغ شود. برگردان انگليسى آن ممكن است در نهايت كار منتشر شود. اين دو دانشنامه برخلاف E I و آثار اقتباس شده اش, از همان آغاز كار از موضعى اسلامى (به ترتيب, شيعى و سنى) پژوهش ها را انجام داده اند, ولى البته در هر دو اثر دقت فراوانى شده است تا تحقيقات با احتياط و با معيارهاى عالمانه بالا انجام گيرند.
علاوه بر اين آثار وسيع, تعدادى دانشنامه با حجمى كوچك تر داريم كه معمولاً به يك يا چند جنبه از مطالعات اسلامى اختصاص يافته اند. كتاب دائرةالمعارف مختصر اسلام٣٦ (ويراسته گيب وكريمر,٣٧ ليدن, ١٩٥٣, تجديد چاپ ١٩٩١) مقالاتى درباره موضوعات دينى و فقهى از طبع اول E I دربردارد. مدخل هاى عمده دانشنامه سيريل گلاسه٣٨ تحت عنوان دائرةالمعارف فشرده اسلام٣٩ (لندن, ١٩٨٩) همين موضوعات فقهى و دينيند, گو اينكه در اين اثر پاره اى از مدخل هاى تاريخى و جغرافيايى هم آمده است. كار ديگرى كه حتى فشرده تر است, فرهنگ عام و ساده اسلام٤٠ (لندن, ١٩٩٢) به اهتمام نتون٤١ تدوين يافته و مرجع عالمانه زوديابى است كه حوزه وسيع اصطلاحات و اسامى اسلامى (عمدتاً عربى) را شامل مى شود. درباره موضوع خاورميانه تعدادى دانشنامه داريم كه تاريخ و سياست جديد و امور جارى را دربر مى گيرند. يكى از اين كارها دائرةالمعارف موجز خاورميانه٤٢ (واشنگتن, ١٩٧٣) تدوين مهدى هروى است و ديگرى به قلم الن گرش و دومينيك ويدال٤٣ با عنوان خاورميانه از الف تا ياء٤٤ (لندن ١٩٩٠).
برخى از دائرةالمعارف هاى پرحجم به ملت هاى اسلامى, به نحو جداگانه پرداخته اند كه در اين ميان, مخصوصاً از دانشنامه ايرانيكا٤٥ (ويراسته احسان يار شاطر, لندن, ١٩٨٢, چاپ آن ادامه دارد) و دائرةالمعارف بربر٤٦ (Aix-en-Provence, ١٩٨٤, چاپ آن ادامه دارد) و تورك انسيكلو پديسى٤٧ (آنكارا, ١٩٤٦, چاپ آن ادامه دارد) بايد ياد كرد. دائرةالمعارفى كه اعراب را با عنايت خاص به تاريخشان مورد توجه قرار داده است, دائرةالمعارف فشرده تمدن عرب٤٨ (آمستردام, ١٩٥٩ـ١٩٦٦, در دو جلد) نام دارد كه استفان و ناندى رُنارت٤٩ آن را به نگارش درآورده اند.
فهارس سلسله ها و خاندان هاى مسلمان براى كسب اطلاعات تاريخى سودمندند. از جمله اين آثار, كتابى كه در ميان پژوهندگان جاافتاده است و به ناگزير بايد همواره به آن رجوع كرد كار ادوارد زامباور٥٠ است تحت عنوان نَسَب نامه و وقايع نگارى در تاريخ اسلام٥١ (هانور, ١٩٧٢, ٢ج; تجديد چاپ, اوسنابروك, ١٩٧٦; ترجمه عربى: معجم الانساب والأسرات الحاكمه فى التاريخ الاسلامى, قاهره, ١٩٥١, ٢ج); يك اثر راهنماى جديد را كه دسترسى به آن سهل تر است بوسورث٥٣ نگاشته است و عنوان آن وقايع و انساب خاندان هاى اسلامى٥٤ (تجديد طبع همراه با تجديدنظر, ادينبورگ, ١٩٨٠) است. جداولى چند در اختيار داريم كه در آنها معادل تقويم هاى هجرى در سالشمارى ميلادى به دست داده شده است. رايج ترين و بهترين جدول براى اين منظور, شايد تقويم اسلامى و مسيحى٥٥ (طبع دوم, لندن, ١٩٧٧) باشد. برنامه هاى رايانه اى براى محاسبه زمان و اوقات نماز را جامعه علمى عرب در امريكا٥٦, كتابخانه نرم افزار بُستون ماساچوست تهيه كرده است. نقشه نامه ها, فهارس اسامى جغرافيايى, راهنماهاى جغرافيايى, و نقشه بردارى ها
اكثر نقشه نامه هاى مربوط به جهان اسلام بر جوانب تاريخى عطف توجه كرده اند. نمونه هاى معروف عبارتند از: نقشه نامه تاريخى ملل مسلمان٥٧ (آمستردام, ١٩٥٧) كار رولف رولوينك٥٨ و ديگران, و: نقشه نامه تاريخى اسلام٥٩ (ليدن, ١٩٨١) اثر برايس٦٠; همچنين به زبان عربى اطلس تاريخ الاسلام (قاهره, ١٩٨٧) تأليف حسين مونس را داريم. (نقشه نامه ها)ى فرهنگى ـ كه در واقع,عمدتاً مقالاتى مصورند ـ هم تأليف شده اند كه هم به تاريخ و هم به سيماى جغرافيايى جديد پرداخته اند, مثل نقشه نامه جهان اسلام از سال ١٥٠٠م.٦١ (آكسفورد, ١٩٨٢) تدوين فرانسيس رابينسون٦٢ و نقشه نامه فرهنگى اسلامى٦٣ (نيويورك, ١٩٨٦) تأليف و تدوين اسماعيل الفاروقى و لويى لمياء الفاروقى. يكى از نقشه نامه هاى مربوط به نهضت هاى اسلامگرا نقشه نامه جهانى فعالان اسلامى٦٤ (ويراسته خاوير راوفر٦٥ و ديگران, پاريس, ١٩٩١) نام دارد. ليكن, بيشتر آثارى كه به جغرافيا و اقتصاد جهان جديد اسلام مى پردازند, محدوده كار را منحصر به مناطقى خاص, به ويژه خاورميانه كرده اند, مانند نقشه نامه خاورميانه و شمال افريقاى كمبريج٦٦ (كمبريج, ١٩٨٧) و نقشه نامه خاورميانه٦٧ (ويراسته موشه براور٦٨, نيويورك و لندن, ١٩٨٨). اين توجه به يك محدوده جغرافيايى در مورد طرح عظيم آلمانى, يعنى نقشه نامه خاور نزديك توبينگن٦٩ (توبينگن, ١٩٧٢) نيز صدق مى كند كه نه فقط نقشه هاى مفصلى دارد بلكه حاوى مطالعات عمده تاريخى, جاى نامه اى و جغرافيايى است.
كتب راهنماى جغرافيايى و نقشه بردارى هاى پرشمارى از جهان جديد اسلام يا بخش هايى از آن در دست است. كتاب ملل مسلمان: بررسى نژادشناختى جهانى٧٠ (ويراسته ويكز,٧١ چاپ دوم, با تجديدنظر و اضافات, وست پورت, ١٩٨٩, دو جلد) به ويژه شايان توجه است. فهرست مؤسسات علمى و آموزشى, كتابخانه ها, موزه ها و اماكنى از اين قبيل را مى توان در الدليل الدولى للمؤسسات الثقافيه الاسلاميه (تجديدنظر و اضافات به وسيله تانلاك٧٢ و احمد لجيمى استانبول, ١٩٨٩) يافت. سياهه سازمان هاى بين المللى را مى توان در معجم راهنماى سازمان هاى بين المللى عربى و اسلامى٧٣ (مونيخ, ١٩٨٤) ديد. آثارى كه براى كسب اطلاعات اقتصادى و مالى به آنها مى توان رجوع كرد عبارتند از: معجم راهنماى مؤسسات مالى٧٤ (لندن, ١٩٨٨) تأليف پرسلى٧٥ و اقتصاد جهان عرب و اسلامى٧٦ (چاپ چهارم, كاچان, ١٩٩٢). براى كسب اطلاعات اقتصادى و مالى منحصراً خاورميانه به كتاب هاى اقتصاد خاورميانه٧٧ (لندن, ١٩٨٦) و شركت هاى اصلى ايران و جهان عرب٧٨ (لندن, ١٩٧٦ به صورت ادوارى است) و معجم راهنماى امور مالى خاورميانه م.اى.اى. دى.٧٩ (نشريه سالانه لندن, ١٩٧٦ـ١٩٩٠) بايد مراجعه كرد. حتى كتابى تحت عنوان معجم راهنماى حمل و نقل كشورهاى اسلامى٨٠ (كالچستر, ١٩٨٧) هم به چاپ رسيده است.
نقشه بردارى ها و راهنماهاى جغرافيايى سالانه اى در اروپا به چاپ مى رسند كه عبارتند از خاورميانه و شمال افريقا٨١ (لندن, ١٩٤٨) و خاور دور و استراليا و آسيا٨٢ (لندن, ١٩٦٩, كه به ممالك اسلامى در جنوب و جنوب شرقى آسيا مى پردازد). اين دو نشريه ساليانه, اطلاعات جارى و فراوانى درباره مناطق مذكور به خواننده ارائه مى كنند. دو اثر مفيد ديگر نيز در اين زمينه داريم: يكى اثر جرباچاراچ٨٣ تحت عنوان مطالعات خاورميانه٨٤ (ويراسته جديد, سيتل و كمبريج, ١٩٨٤), و ديگرى كار لورنس زيرينگ٨٥ به نام معجم راهنماى سياسى خاورميانه٨٦ (ويراسته جديد, سانتاباربارا و اكسفورد, ١٩٩٢). يك اثر تخصصى تر كه البته از اهميت عظيمى براى مسلمانان اين عصر برخوردار است, نوشته ضياءالدين سردار است با عنوان علم و فن آورى در خاورميانه راهنماى مسائل, سازمان ها و مؤسسات٨٧ (لندن, ١٩٨٢). فرهنگ هاى لغت و كتب مرجع در صرف و نحو
نگارش فرهنگ هاى عربى پيشينه اى درخشان دارد; به گونه اى كه فرهنگ هاى بزرگ و از ديرباز جاافتاده را به علت كثرت آنها نمى توان در اينجا شمرد. پركاربردترين فرهنگ نزد اعراب و مسلمانان اين روزگار, شايد لسان العرب ابن منظور (طبع جديد, بيروت ١٩٦٨, ٦٥بخش در ١٥ج) باشد. هيأتى متشكل از اعضاى مَعاهد و دانشگاه ها يك شكل خلاصه و امروزى شده از اين فرهنگ لغت را تحت عنوان لسان العرب المحيط (بيروت, ١٩٧٠, در سه جلد) تهيه كرده اند. فرهنگ تك زبانه ديگرى كه در اين عصر تداول عمومى دارد المنجد (چاپ٢٥, بيروت ١٩٧٥) است. اثر ديگرى كه در حوزه فرهنگ هاى عربى ـ انگليسى جايى براى خود باز كرده, نوشته لين٨٨ است تحت عنوان مدّ القاموس يا Arabic-English-Lexicon (لندن, ١٨٦٣ـ١٨٩٣, هشت جلد, تجديد چاپ, بيروت, ١٩٦٨ و در دو جلد, كمبريج, ١٩٨٤). دنباله اين كار را كتاب فرهنگ لغت عربى كلاسيك٨٩ (عربى ـ آلمانى ـ انگليسى ويسبادن, ١٩٧٠, چاپ آن ادامه دارد) گرفته است. فرهنگى كه در عصر حاضر اثرى معيار محسوب مى شود, كتاب هنس ور٩٠ تحت عنوان فرهنگ زبان مكتوب جديد عربى٩١ (ويراسته ميلتون كوان,٩٢ طبع چهارم, ويسبادن ١٩٧٩) است. در زبان فارسى, از فرهنگ تك زبانه سترگ لغتنامه دهخدا (تهران, ١٣٢٥ـ١٣٦٠/ ١٩٤٦ـ١٩٨١, حدوداً ٢٦٠ قسمت دارد و در كتابخانه دانشگاه شيكاگو ميكروفيش شده است) تأليف على اكبر دهخدا بايد ياد كنيم. همچنين تعدادى فرهنگ دوزبانه در فارسى و در ديگر زبان هاى اسلامى داريم.
يك فرهنگ اصطلاحات تخصصى اسلامى را سيدعلى اشرف با عنوان فرهنگ اصطلاحات اسلامى٩٣ (كمبريج, آكادمى اسلامى, ١٩٨٥) تأليف كرده است و ديگرى را كه حجمى بيشتر دارد, بسّام سليمان ابوغوش و وفّا زكى شقرا زير عنوان فرهنگ اصطلاحات تخصصى اسلامى٩٤ تدوين كرده اند. يك فرهنگ انگليسى مطلوب در امثال و حكم, اثر پاول لوند و جان وينتل٩٥ است با عنوان فرهنگ ضرب الامثال عربى و اسلامى٩٦ (لندن, ١٩٨٤).
كتاب هاى مرجع در صرف و نحو عربى, چه قديم و چه جديد, بسيار زيادند. شايد بهترين كتاب در زمينه صرف و نحو قديم براى دانشجويان انگليسى زبان, صرف و نحو زبان عربى٩٧ (چاپ سوم, كمبريج, ١٩٨٦ـ ١٨٩٨, دو جلد, چاپ هاى مكرر) تأليف ويليام رايت٩٨ باشد. در صرف و نحو جديد عربى كتاب وينسنت كانتارينو٩٩ با عنوان نحو نثر عربى جديد١٠٠ (بلومينگتون, ١٩٧٤, سه جلد) شايد بهترين اثر باشد. به ساير زبان هاى اسلامى عموماً كمتر پرداخته شده است ليكن در زبان تركى كتاب جفرى لويس١٠١ با عنوان گرامر تركى١٠٢ (اكسفورد, ١٩٦٧, تجديد چاپ, ١٩٨٥) را داريم. كتابشناسى ها و راهنماهاى مآخذ
در حوزه مطالعات اسلامى نسبتاً كتابشناسى هاى پرشمارى در اختيار است و در اينجا فقط از مهم ترين آنها مى توان ياد كرد. ذيلاً عناوين برخى از كتابشناسى هاى كتابشناسى ها را مى آوريم.
يك كتاب راهنماى كارآ و داراى اطلاعات ذى قيمت درباره كتاب هاى اكثر زبان هاى اسلامى آشنايى با كتاب هاى خاورميانه و اسلام١٠٣ (ويراسته ديانا گريم وود ـ جونز,١٠٤ تجديد طبع همراه با تجديدنظر, زوگ, ١٩٧٩; Supplement, ١٩٧٧ـ١٩٨٣, ويراسته پاول اوچترلونى١٠٥ زوگ, ١٩٨٦) است گواينكه, آن را اكنون بايد روزآمد كرد. عمده ترين مجموعه اى كه در باب آثار پيشين عربى در تمام موضوعات گرد آمده هنوز همان كتاب كارل بروكلمان١٠٦ يعنى: تاريخ ادبيات عرب١٠٧ (طبع دوم, ليدن, ١٩٣٧ـ١٩٤٩, در ٥ج, شامل ضميمه; ترجمه عربى, تاريخ الادب العربى, قاهره, ١٩٧٤ـ١٩٧٧, در ٦جلد) است. شرح تازه تر و جامع ترى از بيشتر كتب متقدم عربى را مى توان در تأليف فواد سزگين١٠٨ يعنى تاريخ نسخ خطى عربى١٠٩ (ليدن, ١٩٦٧ـ١٩٨٤, ٩ج; ترجمه عربى, تاريخ التراث العربى, قاهره, ١٩٧٧, و رياض, ١٩٨٣) مشاهده كرد. در سطح بسيار مقدماتى و ابتدايى, پژوهنده انگليسى زبان بايد به گزيده اى كه كتاب هاى اصلى را به طرزى منطقى و معقول طبقه بندى كرده است, يعنى كتاب كتب بزرگ تمدن اسلامى١١٠, اثر بلوچ١١١ مراجعه كند. الذريعه الى تصانيف الشيعه محمد محسن تهرانى (نجف و تهران, ١٩٣٦ـ ١٩٧٨, ٢٥ج) كتب و منابع شيعه را به دقت تمام به زبان عربى برشمرده است. كتاب هاى چاپى عربى به همراه شرح حال مؤلفان آنها تا اوايل سده بيستم ميلادى را در اثر يوسف اليان سركيس به نام معجم المطبوعات العربيه والمعربه (قاهره, ١٩٢٨ـ١٩٣١, ٢ج, تجديد چاپ, بغداد, ١٩٦٥) مى توان ديد. بسيارى از آثارى جديد عربى را مى توان در مصادر الدراسات الادبيه (صيدون/بيروت, ١٩٥٠ـ١٩٨٣, ٤ج در پنج مجلد) پيدا كرد; ترجمه هاى انگليسى آثار عربى در ترجمه كتب عربى به انگليسى: كتابشناسى آثار قبل از اسلام تا سال ١٩٧٧ ١١٢ (بستون, ١٩٨٠), تأليف مارگارت اندرسن١١٣ آمد است. عبدالجبار الرحمان, مقالات مندرج در نشريات ادوارى گذشته را در Index Arabicus ١٨٧٦-٨٤ يا كشّاف الدوريات العربيه (بغداد, ١٩٨٩, ٤ج) فهرست كرده است. فهرست مقالاتى را كه در حال حاضر منتشر مى شوند, مى توان در الكشاف الاسلامى (نيكوزيا, ١٩٨٩, به صورت فصلنامه) مشاهده كرد.
فهرست كتب كلاسيك فارسى در كتاب استورى,١١٤ يعنى ادبيات فارسى: بررسى احوال و كتب١١٥ (لندن, ١٩٢٧) آمده است. يك كتابشناسى عمومى تر و اساسى مطالعات ايرانى كه به گذشته نظر دارد اين اثر است: راهنماى كتابشناختى ايران: راهنماى كميته كتابخانه خاورميانه١١٦ (ويراسته اِلوِل ـ ساتون١١٧, برايتون, ١٩٨٣). به كتب و منابع تركى كمتر پرداخته اند, اما يك كتابشناسى جامع و سالانه از مطالعات جارى تركى منتشر مى شود كه سالنامه تركشناسى١١٨ (وين, ١٩٨٤, كه جداگانه چاپ شده است; قبلاً در گاهنامه وينى اطلاع رسانى مشرق١١٩ ٦٧ ـ ٧٥, ١٩٧٥ـ١٩٨٣) عنوان دارد. فهرست كتب انتشاريافته اردو در قاموس الكتب اردو (كراچى, ١٩٦١ـ ١٩٧٥, ٣ج) فراهم آمده است.
در حوزه مطالعات اسلامى به زبان هاى اروپايى, شمارى كتابشناسى بزرگ در اختيار داريم. كتاب Index Islamicas (كمبريج و لندن, ١٩٥٨) فهرست مقالات منتشر شده از سال ١٩٠٦ و تك نگاشته هاى انتشاريافته از ١٩٧٦ را ضبط و ثبت كرده است. چاپ اين اثر كه كتب, مقالات و مجلات كنونى و جارى را معرفى مى كند ادامه دارد و به صورت فصلى و سالى در لندن به طبع مى رسد. يك جلد ديگر Index Islamicus (به اهتمام بِهن,١٢٠ ميلرزويل, ١٩٨٩) مقالات انتشاريافته ١٦٦٥ تا ١٩٠٥ را فهرست كرده است. يك كتابشناسى سودمند در زمينه كتاب هاى انگليسى كه در حوزه دين و تمدن اسلام انتشار يافته اند, كار ديويد اِد١٢١ است با عنوان راهنماى اسلام١٢٢ (بستون, ١٩٨٣) و كتاب ديگرى كه چنين مطالبى را به طور اطلاعات جارى ثبت و ضبط كرده است, فهرست ادبيات اسلامى١٢٣ (لايچستر, ١٩٨٦, فصلنامه) نام دارد. كارها و فعاليت هاى بسيار مهم پژوهندگان آلمانى زبان را فؤاد سزگين و ديگران در كتابشناسى عربشناسان و اسلامشناسان آلمانى زبان از آغاز تا ١٩٨٦ ١٢٤ (فرانكفورت, ١٩٩٠ـ١٩٩٣, ١٨ج) آورده اند.پانوشت ها: ١. اين نوشتار ترجمه مقاله Reference Books از دائرةالمعارف اسلام در جهان معاصر, چاپ لندن, ١٩٩٥ است. ٢. Geoffrey Roper. ٣. Gustav Fluegel. ٤. قرآن طبع فلوگل همراه با كشف الاياتش را انتشارات اقبال در ١٣٥١هـ.ش. به چاپ رسانده است. مترجم. ٥. Dictionary of al-Qurص*n. ٦. Nazwar Syamsu. ٧. Ahmad Kherie. ٨. A Key to the Holy Qoran: Index-cum-Cordance. ٩. Hanna E. Kassis. ١٠. A Concordance of the Qoran. ١١. Arberry. ١٢. A Dictionary and Glossary of the Kor‰n. ١٣. John Penrice. ١٤. Dictionary of Qorصanic Terms and Concepts. ١٥. A Guide to the Contents of the Qurص*n. ١٦. Indices to the Verses of the Qurص*n in the Commentaries of al-Tabari and al-Razi. ١٧. Clevland, ohio. ١٨. on-line. ١٩. Arent Jan Wensinck. ٢٠. A Handbook of Early Muhammadan Tradition, Alphabatically Arranged. ٢١. Muhammad: Encyclopaedia of Seerah. ٢٢. A Textbook on Muslim Personal Law. ٢٣. David Pearl. ٢٤. Muslim Family Law: A Sourcebook. ٢٥. Keith Hodkinson. ٢٦. Muhammad Valibhai Merchent. ٢٧. A Book of Quranic Laws: An Exhaustive Treatise with Full Quranic Texts. ٢٨. An Introduction to Shiq Law: A Bibliographical Study. ٢٩. Bibliographical Dictionary of the Middle East. ٣٠. Yaacov Shimoni. ٣١. Political Leaders of the Contemporary Middle East and North Africa: A Biographical Dictionary. ٣٢. Bernard Reich. ٣٣. Encyclopaedia of Islam. ٣٤. Islam Ansiklopedisi. ٣٥. اكنون تعداد جلدهاى چاپ شده دائرةالمعارف بزرگ اسلامى به هشت رسيده است. مترجم. ٣٦. Shorter Encycl. of Islam. ٣٧. H. A. R. Gibb and J.H. Kramers. ٣٨. Cyril Glass. ٣٩. The Concise Encyclopaedia of Islam. ٤٠. Popular Dictionary of Islam. ٤١. I.R.Netton. ٤٢. Concise Encycl. of Middle East. ٤٣. Alain Gresh and Dominique Vidal. ٤٤. An A to Z of Middle East. ٤٥. Encycl. of Iranica. ٤٦. LصEncyclopژdie Berbژr. ٤٧. Tںrk Ansiklopedisi. ٤٨. Concise Encycl. of Arab Civilization. ٤٩. Stefan and Nandy Ronart. ٥٠. Eduard de Zambaur. ٥١. Manual de Genealogie et de Chronologie pour Lصhisloire de Islam. ٥٢. Hanover. ٥٣. C.E.Bosworth. ٥٤. The Islamic Dynasties: A Chronological and Genealogical Handbook. ٥٥. The Muslim and Chritian Calendars. ٥٦. American Arab Scientific Society (A M A SS). ٥٧. Historical Atlas of the Muslim Peaple. ٥٨. Roelf Roolvink. ٥٩. An Historical Atlas of Islam. ٦٠. W.C.Brice. ٦١. Atlas of the Islamic World since ١٥٠٠. ٦٢. Francis Robinson. ٦٣. A Cultural Atlas of Islam. ٦٤. Atlas Mondial de LصIslam Activiste. ٦٥. Xavier Raufer. ٦٦. The Cambridge Atlas of the Middle East and North Africa. ٦٧. Atlas of the Middle East. ٦٨. Moshe Brawar. ٦٩. Tںbingen Atlas des Vorden Orients. ٧٠. Muslim Peoples: A World Ethngraphic Survey. ٧١. R.V.Weeks. ٧٢. A.Tanlak. ٧٣. Arab and Islamic International Organization Directory. ٧٤. Directory of Islamic Financial Institution. ٧٥. J.R.Presley. ٧٦. Economic du Monde Arabe et Musulman. ٧٧. The Middle East Economic Handbook. ٧٨. Major Companies of the Arab World and Iran. ٧٩. M E E D Middle East Financial Directory. ٨٠. Islamic Transport Diroctory. ٨١. Middle East and North Africa. ٨٢. Far East and Australasia. ٨٣. Jere L. Bacharach. ٨٤. Middle East Studies Handbook. ٨٥. Lawrence Ziring. ٨٦. The Middle East: A Political Dictionary. ٨٧. Science and Technology in the Middle East: A Guide to Issues, Organizations and Institutions. ٨٨. E.W.Lane. ٨٩. Wڑrerbuch der Klassische Arabischen Sparche. ٩٠. Hans Wehr. ٩١. A Dictionary of Modern Written Arabic. ٩٢. J. Milton Cowan. ٩٣. A Glossary of Islamic Terms. ٩٤. A Glossary of Islamic Terminology. ٩٥. Paul Lunde and John Wintle. ٩٦. A Dictionary of Arabic and Islamic Proverbs. ٩٧. A Grammar of the Arabic Language. ٩٨. William Wright. ٩٩. Vincente Cantarino. ١٠٠. Syntax of Modern Arabic Prose. ١٠١. Geoffrey Lewis. ١٠٢. Turkish Grammar. ١٠٣. Middle East and Islam: A Bibliographical Introduction. ١٠٤. Diana Grimwood-Jones. ١٠٥. Paul Auchterlonie. ١٠٦. Carl Brockelmann. ١٠٧. Genchichte der Arabischen Litterature. ١٠٨. Fuad Sezgin. ١٠٩. Geschichte des Arabischen Schrifttums. ١١٠. Great Books of Islamic Civilization. ١١١. N.A. Baloch. ١١٢. Arabic Materials in English Translation: A Bibliography of Works from the pre-Islamic period to ١٩٧٧. ١١٣. Margaret Anderson. ١١٤. C.A.Storey. ١١٥. Persian Literature: A Bio-bibliographical Survey. ١١٦. Bibliographucal Guide to Iran: The Middle Eat Library Commitee Guide. ١١٧. L.P. Elwell-Sutton. ١١٨. Turkologischer Anzeiger/Turkology Annual. ١١٩. Wiener Zeitschrift Fںr die kunde des Morgen landes. ١٢٠. W.H.Behn. ١٢١. David Ede. ١٢٢. Guide to Islam. ١٢٣. Index of Islamic Literature. ١٢٤. Bibliographie der Deutsch-sprachigen Arabistik und Islamkunde von den Anf*ngen bis ١٩٨٦.