آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - معيارهاى نقد دعا در الاخبار الدخيله - نفيسى زهرا
معيارهاى نقد دعا در الاخبار الدخيله
نفيسى زهرا
الاخبار الدخيله, محمد تقى شوشترى
(الاخبار الدخيله) از جمله آثار ارجمند و گرانقدر رجالى, فقيه و محدث بزرگ, علامه شيخ محمد تقى شوشترى است كه سرشار از نكته هاى رجالى, فقه الحديثى و نقد الحديثى است.١ اين اثر به جاى ماندنى ابتدا در يك جلد فراهم آمده بود, سپس سه جلد ديگر به عنوان مستدرك بر آن افزوده شد. اين مجموعه در سه باب تنظيم شده است. باب نخست آن به بررسى احاديث تحريف شده و باب دوم آن به شناخت احاديث موضوعه اختصاص يافته است. علامه در باب سوم, به نقد و بررسى ادعيه پرداخته اند و آن را در دو بخش, ادعيه محرف و موضوعه سامان داده اند. به رغم اين دسته بندى, معيارها و ملاك هايى را كه ايشان با استناد به آنها به ارزيابى حديث پرداخته, احاديث موضوعه را باز شناخته, تحريف هاى حديث را اصلاح كرده, متن و سند حديث را بر مبناى آن نقادى كرده, در اين مجموعه به صراحت عنوان نشده اند. پيش از اين در مقاله٢ ملاك ها و معيارهاى شناخت و نقد و اصلاح تحريفات سند سامان داده شده اند. معيارها و ملاك هاى شناخت و نقد تحريف متن و نيز شناخت ساختگى بودن احاديث در عهده مقالات ديگرى است. در اين مقاله (معيارهاى نقد دعا) بررسى شده است. از آنجا كه بيشتر معيارهاى عنوان شده, معيارهاى نقد متن مى باشند, اين امكان بود كه آنها نيز در ضمن مقاله اى كه به شناخت (معيارهاى نقد متن) اختصاص دارد, بگنجد, اما به لحاظ اهميّت موضوع دعا, اين مقاله مستقلاً تنظيم گرديد. لازم است تأكيد شود اين بررسى و نمونه هاى ارائه شده براى آن, صرفا براساس تتبع در (الاخبار الدخيله) است. چنانكه خواهيم ديد علامه شوشترى(ره) نيز در اين نقد و بررسى داعيه استقصاى تام نداشته اند.
اهميت پرداخت به دعا
(دعا) يكى از موضوعاتى است كه از جهات مختلف پرداختن به آن در خور دقت است. از يك سو دعا رابطه اى بدون تكلف و قالب معين و حتى آزاد از هر گونه قيد زمان و مكان (البته در مواردى توصيه هايى وجود دارد, اما آنها جزو اركان دعا به حساب نمى آيند تا با نبود آن مقيدات, دعا قابل تحقق نباشد) بين آفريننده و آفريده, بين ستايشگر و ستايش شونده و در بالاترين مراحل و نيكوترين صورتش, بين عاشق و معشوق است. آيا اين ارتباط و گفتگو در قالب هر لفظى كه درآيد, مورد نظر نيست حتى اگر به بافته هاى شبانى عامى بماند؟
در كنار اين ويژگى ماهوى دعا, روايات (من بلغ)٣ موجب شده اند تا به دعا از حيث حديث بودن آن, از لحاظ متن و سند, با تسامح برخورد شده, حديث شناسان با تساهل از كنار آن بگذرند.
از ديگر سوى, دعا يك عبادت است و عبادت راه پيمودن جاده كمال و تربيت نفس و رسيدن به معبود است. راهى كه از ميان تاريكى ناشناخته ها به سوى ناشناختنى مطلق ره مى سپارد. راهى كه عقل و علم در اولين افق هاى آن, از پرواز باز مى ايستند. در اين وادى, نور هدايتگر الهى در قالب دين است كه به مدد انسان حيرت زده و سرگشته مى آيد تا او را به سرمنزل مقصود برساند. در ميان احكام تكليفى نيز عبادات امورى كاملاً توقيفى اند كه استدلال هاى عقلى در آنها كارگر نمى افتد.
افزون بر اينكه در مكتب تشيع, دعا جايگاه ويژه اى دارد. نيايش در مكتب اهل بيت(ع) از كارآمدترين راه هاى تربيت انسان مؤمن است. بخش عمده اى از معارف عقيدتى و كلامى اهل بيت در كتاب هايى كه با عناوين مغلق و الفاظ پيچيده و دشوار و تنها براى كلاس هاى رسمى درس, تأليف شده اند, گم شده است. در همين تعابير ساده و عبارات شيواى ادعيه اى كه در اختيار ماست, بلندترين معانى و عميق ترين مفاهيم عقيدتى به زيباترين شيوه تبيين شده اند; گرچه ما به دليل آنكه آن را تنها گفتگويى در خلوت, از سر عشق و نه جد دانسته ايم, اهميت آن از نظرمان دور مانده است. از اين روست كه مفاهيم و تعليمات دعا به عنوان يك امر عبادى و نيز به دليل اهميت ويژه اى كه ائمه(ع) بدان مبذول داشته اند در خور, دقت و توجه شديد است. حال چگونه بايد بين اين دو جنبه دعا, تلفيق كرد تا رگ هاى حيات دعا با بحث هاى فقهى نخشكد و در عين آنكه از اهميت و حساسيت مضامين آن كاسته نشود. علامه شوشترى چه شيوه اى را در برخورد با دعا برگزيده اند؟
اختصاص دادن بخشى از كتاب (الاخبار الدخيله) به دعا نشانگر اهميت اين دسته از احاديث از نظر علامه است. علامه اين باب را به دو فصل تقسيم كرده است. در فصل اول دعاهاى تحريف شده را مطرح و تصحيح كرده و در فصل دوم دعاهاى موضوع را مطرح ساخته است. اين فصل اخير كه تنها در جلد اول باز شده, تنها شامل دو دعا است كه آن را در پايان بحث گزارش مى كنيم و چگونگى بحث علامه را در نشان دادن موضوعه بودن دعاها در آن مقام مى آوريم.
اكنون بحث را براساس ترتيب كتاب از فصل اول آغاز مى كنيم. در اين فصل سيزده دعا٤ كه دستخوش تحريف گرديده اند, طرح و بعضاً تصحيح گرديده اند. علامه در شناخت وجه تحريف اين ادعيه, موارد ذيل را ملاك قرار داده اند:
ملاك هاى شناخت و تصحيح محرفات در ادعيه
١. معانى جملات و چگونگى سازگارى آنها با آهنگ كلى دعا:
در شناخت تحريف پديد آمده در متن دعا و تصحيح احتمالى آنها, توجه به معناى تعابير و هماهنگى آن با كل كلام نيز با گوينده آن, از مهم ترين معيارهاى ارزيابى است.
علامه در معناى تك تك واژه هاى دعا انديشيده, هماهنگى آن را با كل عبارت در نظر گرفته است. از اين روست كه در بررسى دعاى وارده در ماه رجب (اللهم انى اسألك صبر الشاكرين لك…)٥ به وقوع تحريف در آن اشاره مى كنند چرا كه تعبير (انا العبد الذليل) با (انت الغنى الحميد) هماهنگ است و (انا عبدك البائس الفقير) با (انت الغنى الحميد), نه برعكس آن, به صورتى كه در دعا آمده است. همان طور كه (صبر) در مقابل (شكر) قرار مى گيرد, نه اينكه بدان اضافه شود و اين خائف است كه بر طاعت و از معصيت و در مصيبت صبر پيشه مى دارد.٦
همچنان كه در اين دعاى ماه شعبان كه: (اللهم صل على محمد و آل محمد واسمع دعايى اذا دعوك…)٧ اشاره مى كنند كه در عبارت (الهى ان حطتنى الذنوب من مكارم لطفك فقد نبهنى اليقين الى كرم عطفك) مناسبتى بين (حط) و (تنبيه) وجود ندارد. تنبيه در مقابل (انامه) به كار مى رود, همانطور كه در بخش ديگرى از اين دعا در مقابل هم به كار رفته اند. اما در اينجا (نوهنى) كه متضمن معناى (رفع) است, نيكوست كه در مقابل (حط) كه در برگيرنده معناى (خفض) مى باشد, به كار رود.٨
در بررسى زيارت عاشورا نيز كلمه (جاهد) را براى مبارزه امام حسين(ع) به دليل آنكه اين كلمه در مبارزه عليه (اهل حق) به كار نمى رود, محرف (حارب)٩ يا (جاحد)١٠ مى دانند. چنان كه (تابعت على قتله) در همان زيارت را با توجه به معناى لغوى آن, محرف (تابعت) معرفى مى كنند.١١
علامه در بيان معناى لغت به كتب لغت مانند (صحاح اللغة), (جوهرى)١٢, (المغرب فى شرح المعرب, مطرّزى نحوى)١٣ و نيز شعر١٤ استشهاد مى كنند. همچنان كه چگونگى به كار رفتن يك واژه را در ديگر روايات ملاك قرار مى دهد١٥ و تاريخ را گواه بر صدق يك عنوان ـ عنوان جاهد بر مخالفان امام حسين كه او را مى شناختند و انكار مى كردند ـ١٦ مى آورد.
ايشان در بررسى خود حتى از موارد جزيى نظير ناهماهنگى بين ضماير١٧ و به كار بردن (لم) به اشتباه به جاى (لا)١٨ غفلت نمى ورزد.
هماهنگى دعا با كسانى كه به خواندن آن توصيه شده اند و نيز مناسبتى كه براى آن وارد شده است, انواع ديگرى از ناهماهنگى است كه مى تواند در شمار اين عنوان قرار گيرد. علامه به دعايى در مصباح١٩ اشاره مى كند كه از طرف حضرت عسگرى(ع) به دست وكيلشان قاسم بن علا براى اعمال روز سوم شعبان, تولد امام حسين(ع) رسيده است. امام(ع) براى اين روز, روزه اى برشمرده اند و دعايى را تعليم داده بودند كه در اين روز خوانده شود. اما علامه به فرازهايى از اين دعا اشاره مى كنند كه با عموميت اين سفارش حضرت(ع) ناسازگار است و متناسب با اين مقام نيست كه عموم شيعيان آن را بخوانند. چنانچه در آن آمده است: (ونحن عترة نبيك و ولد حبيبك محمد بن عبدالله(ص)) و علامه توضيح مى دهند: (فيصح التعبير به من جميع المعصومين(ع) من ولد الحسين دون غيرهم و لو كان من العلويين الفاطميين). به اين ترتيب, عبارت ديگر آن را حتى زبان حال ديگر ائمه ـ جز امام حسين(ع) ـ نيز نمى دانند, آنجا كه آمده است: (احكم بيننا و بين قومنا فإنّهم غرونا و خدعونا و خذلونا و غدروا بنا و قتلونا) چرا كه (لاختصاص ما فى تلك الجمل بالحسين عليه السلام.)
علامه از جهات ديگرى نيز اين ناهماهنگى را لحاظ كرده و همان طور كه اشاره كرديم به هماهنگى بين دعا و مناسبت آن نيز توجه كرده است. امام(ع) پس از دعاى ياد شده در روز سوم شعبان, به خواندن دعايى از امام حسين(ع) اشاره مى كنند كه حضرت(ع) در روز عاشورا آن را خوانده اند, با اين مطلع (اللهم انت متعالى المكان…), علامه با دقت در اين مناسبت ها نوشته اند: (ولابدّ انه وقع فى رواية الدعا خلط و خبط فاذا كان دعاء الثانى دعاء الحسين(ع) يوم قتله فاى ربط لان يدعى به فى يوم مولده.)٢٥
٢. سنجش با قرآن
علامه گاه تعبيرهاى به كار رفته در حديث را با همگون هاى آن در قرآن مى سنجد و از رهگذر اين سنجش در چگونگى آن اظهار نظر مى كند.
ايشان در نقد صفات به كار رفته در دعايى براى خداوند به چگونگى استعمال آن در قرآن استشهاد مى كند و از اين جهت آن را نااستوار مى داند. در فرازى از يك دعا (هل يرحم الخاشع الا المتكبّر) صفت (متكبر) براى خداوند به كار رفته, علامه استعمال آن را در اين عبارت براى حضرتش غلط و محرف (كبير) مى دانند; چرا كه خداوند در همه جا از خودش به (كبير) تعبير كرده است, جز در سوره حشر: (هو الله الذى لا اله الا هو الملك القدوس الجبار المتكبر) اما در اين آيه (متكبر) به معناى (يتكبر عما لايليق به) است. در اين صورت اگر در دعا به كار رود خلاف مراد بوده, گويا كه گفته شود: (انت تأنف عن الترحم على الضعيف).٢١
علامه از قرآن براى تبيين اوصاف غير خداوند, از ملائكه و ايام, نيز مدد جسته, صفات (عتيد و شهيد) را در عبارت (مرحبا بخلق الله الجديد و اليوم العتيد و الملك الشهيد)٢٢ جا به جا دانسته, براى اثبات ديدگاه خود به قول خداوند استشهاد كرده است, كه مى فرمايد: (ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد.)٢٣ و٢٤
علامه در بررسى دعاى ماه رجب با مطلع (يا ذاالمن السابغه) ترتيبِ به كار رفته در اين عبارت را: (وقدر فأحسن و صور فأتقن)٢٥ نيز نااستوار دانسته, بر اين باور است كه كلمات جا به جا شده اند. در بخش دوم مى بايد چنين مى آمده است: (و صور فاحسن) چرا كه خداوند در قرآن فرموده است: (و صوركم فاحسن صوركم).٢٦ چنانچه در بخش اول نيز چنين بايد مى آمد: (وقدر فاتقن) و از آنجا كه در ايات الهى به چنين تعبيرى تصريح نشده, علامه نه به لفظ بلكه فحواى آيات استناد مى جويد و مى نويسد: (فلأنه تعالى نسب اتقان الامور الى تقديره فقال فى سوره الانعام صوجعل الليل سكنا و الشمس والقمر حسبانا ذلك تقدير العزيز العليمش و فى سوره فصلت صوجعل فيها رواسى من فوقها و بارك فيها و قدر فيها اقواتها فى اربعه ايام سوا للسائلين ثم استوى الى السما… ذلك تقدير العزيز العليمش).٢٧ وى لفظ (جاهد) در زيارت عاشورا را نيز محرف دانسته, به كاربرد اين واژه در قرآن استناد كرده اند.٢ البته در اين موارد چهارگانه, جز مورد سوم, علامه تنها به قرآن استدلال نكرده, بلكه بحث لغوى را نيز به يارى گرفته است.
٣. دلايل عقلى
يكى ديگر از معيارهايى كه علامه در سنجش مضامين نيايش ها بدان تمسك مى جويد, عقل است. بدون شك مواردى را كه تحت عنوان (معانى جملات و سازگارى آنها با آهنگ كلى دعا) طرح كرديم, از زاويه ديگر, بايد تحت عنوان (دلايل عقلى) باز شمرد. اما در اينجا براى نمونه به موارد ديگرى اشاره مى كنيم كه علامه در بررسى تفصيلى خود از زيارت عاشورا, ضمن برشمردن تفاوت متن (المصباحين)٢٩ و (الكامل)٣٠ متنِ (وكتب لك ثواب زياره كل نبى و رسول) را بر نقل ديگر كه در آن آمده است: (وكتب لك ثواب كل نبى و رسول) ترجيح داده, چنين استدلال مى كند: (وهو الصحيح فلايعقل أن يكون غير النبى فى درجه النبى ولو ادنى النبيين فكيف جميعهم.)٣١ همچنان كه در پرداختن به بخش ديگرى از اين زيارت كه ثواب خواننده آن را برابر با ثواب كسانى دانسته كه در ركاب حضرت به شهادت رسيده اند و بلكه پا فراتر نهاده, قرائت هر روزه آن را موجب افزودن بر ثواب دانسته, به شدت منكر مى شمارد و اين گونه بذل و بخشش سخاوتمندانه ثواب ها و مقام ها را شايسته نمى يابد و مى نويسد: (… فانه يستلزم تفضيل الشى على نفسه و من كون الزائر بهذه الزياره كم استشهد معه(ع) حتى يشاركهم فى درجاتهم لايعرف الا فى الشهدا الذين استشهدوا معه(ع) ولاسيما ان قرأها كل يوم. ففى الكامل بعد الزياره (قال: يا علقمه ان استطعت ان تزروه فى كل يوم بهذه الزياره فافعل فلك ثواب جميع ذلك) و فى المصباحين (قال علقمه: قال ابوجعفر(ع): ان استطعت ان تزوره فى كل يوم بهذه الزياره فافعل و لك ثواب جميع ذلك (فيلزم ان يكون افضل منهم بعدد ايامه التى يقرؤها فيها.)٣٢
در جايى هم كه (الكامل) ثواب زيارت امام حسين را (ألفى ألف حجة وألفى عمرة وألفى غزوة) دانسته, اگر چه دليل قطعى بر محرف نمودن يكى از اين اقوال اقامه نكرده, اما تلويحاً قول شيخ را ترجيح داده است, از جمله اينكه نقل ايشان را (أقلّ غرابة) خوانده است.٣٣
٤. ناهماهنگى با تاريخ شيعه
معارف عقيدتى كه شيعه در باور به آنها از ديگر فرق اسلامى متمايز مى گردد, قطعاً مى تواند يكى از مهمترين معيارهاى ارزيابى متن حديث باشد. اما مواردى را كه ما در اين تحقيق بدان دست يافتيم به حوزه كلام يا فقه شيعه مربوط نمى باشد, بلكه به تعيين تاريخ پاره اى از رويدادها باز مى گردد كه علامه قول مشهور بين اماميه را معيار شناخت خود قرار داده اند. ايشان در بررسى دعايى كه در ماه رجب وارد شده و در آن آمده است: (اللهم إنّى اسألك بالمولودين فى رجب محمد بن على الثاني…)٣٤ تفرد اين قول را در مقابل قول به تولد ايشان عليه السلام در ماه رمضان مطرح كرده, اين عبارت را محرف (محمد بن على الاول) مى دانند.٣٥ همچنان كه ايشان آنچه را در اقبال درباره شأن ورود شعبان را شب قدر معرفى كرده اند,٣٦ نقد كرده, مى نويسد: (وظاهرة ان ليلة النصف من شعبان هى ليلة القدر لأنّ تقدير الأمور فى تلك الليلة و هو خلاف اجماع الامامية).٣٧
٥. سنجش نقل ها
افتادگى يا زيادت در متن يك روايت, يكى از انواع تحريف هايى است كه در متن يا سند روايات روى مى دهد. اگرچه در سند روايت با توجه به طبقه روات مى توان در بررسى مستقل يك روايت, وقوع افتادگى را دريافت, اما شناخت وقوع آن در متن بدون مقابله متون مختلف و وجود نقلى متفاوت, امرى دشوار است. علامه نيز اگرچه در مواردى, بدون آنكه به نقل ديگرى استناد كند, تنها با تأمل در ناهماهنگى مضامين متن, وقوع افتادگى را محتمل شمرده اند. البته در اين صورت حتى اگر هم بتوان به وقوع افتادگى اشاره كرد, نمى توان (اصل) عبارت را به طور قطع تعيين كرد. در بسيارى موارد ديگر علامه با سنجش نقل هاى گوناگون از يك متن به يافتن افتادگى ها و يا تحريف نزديك مى شود و آن را معين مى كند, به مَثَل در مقابله نقل (مصباحين) و (اقبال) از دعاى ماه رجب, با استناد به قول ابن طاووس٣٨, به افتادن (واو) در نقل شيخ اشاره مى كنند.٣٩ همچنان كه نقل شيخ را از دعاى چهارشنبه با جا انداختن يك عبارت كامل مابين دو كلمه يكسان (خيرتك) ناقص دانسته٤٠, صحيح آن را از (بلدالامين) مى آورد.٤١
اگرچه در اين دو مورد بدون وجود نقلى ديگر به عنوان مستند هم امكان شناخت افتادگى وجود داشت, چنان كه ايشان خود در مورد اول در كنار مستند نقلى به لحاظ معنايى نيز بر آن دليل آورده است. در مورد دوم نيز ناهماهنگى متن تا حدودى روشن است اما قطعاً در اين مورد دوم بدون وجود مستندى نقلى, امكان تعيين عبارت صحيح وجود نداشت. همچنان كه در موارد متعدد, آنچه براى تصحيح عبارت تحريف شده, پيشنهاد كرده اند تنها صورت ممكن براى تصحيح آن عبارت نيست. بدانسان كه ايشان خود در جايى كه دو بار به نقد متنى پرداخته اند, هر بار براى اصلاح آن يك پيشنهاد ارائه كرده اند. در بررسى متن زيارت عاشورا, علامه واژه (جاهد) را در عبارت (اللهم العن العصابه التى جاهدت الحسين(ع)) به استناد معناى لغوى و كاربرد كلمه در قرآن, محرف دانسته است. اما اصل آن را, در يك جا (حارب) دانسته است٤٢ و در جاى ديگر كه به بررسى آن پرداخته, واژه (جاحد) را پيشنهاد كرده است بدين عنوان كه (فإنّهم عرفوه و جحدوه).٤٣ در پاره اى موارد نيز علامه فقط به وجود تفاوت در نقل يك عبارت اشاره كرده و از تعيين سره از ناسره و اصل از محرّف باز ايستاده است.٤٤
علامه در بررسى خود از متون روايى ادعيه, در صورتى كه يك دعا در منابع متعددى آمده باشد, به آنها توجه كرده است. ايشان مكرّراً به وجود دعايى در مصباحين٤٥ يا افزون بر آن در الاقبال٤٦ يا بحارالأنوار و الكامل٤٧ و يا در نسخه هاى متفاوت خطى و چاپى٤٨ اشاره داشته است. اما با تأمل در روش پژوهش ايشان نمى توان گفت اين مقابله نقل ها, آنچنان كه در بحث سند در شناخت مواضع تحريف مؤثر بوده, در اينجا نيز كارآمد باشد. در اينجا مقابله تنها حكايت از دقت عمل و وسعت بررسى ايشان دارد كه به سادگى از كنار دعا نگذشته, نقل هاى مختلف را مورد توجه قرار داده است.
٦. معيارهاى كلامى
پيشتر آورديم كه اين معيارها را تنها از نگاه علامه شوشترى در الاخبار الدخيله گزارش مى كنيم و تأكيد كرديم كه علامه در صدد بررسى تمام دعاها يا بسيارى از آنها نبوده است. از اين روى گرچه در ذيل اين عنوان جز يك نمونه نخواهيم يافت, ولى در نشان دادن معيارها از ديدگاه آن بزرگوار بسنده است; زيرا نشان مى دهد كه علامه اعتقادات كلامى را يكى از معيارهاى به نقد كشيدن متن تلقى كرده است. ايشان در بررسى مناجات شعبانيه, عبارت (يا قريباً لايبعد عن المغترّ به)٤٩ را از لحاظ معناغلط دانسته, مى نويسند: (فان ذوى الاديان الفاسده كلهم مُغَتّرون به تعالى و يَدعون قربه منهم مع انه فى غاية البعد عنهم…).٥٠
٧. رد ضمنى بزرگان شيعه
علامه گاه به اينكه بخشى از متن روايتى در آثار عالمى نيامده است, با اين پشتوانه كه در منظر او بوده است و بدان اطلاع يافته است, استناد مى كند و افزونى يا كاستى را تصحيف يا تحريف مى داند. بدينسان نيامدن در كتابى جامع يا متأخر, معيار ديگرى است كه علامه با توضيحى كه آورديم, بدان ملتزم است. ايشان اختلافى را كه در نقل (كامل الزيارات) ابن قولويه٥١ و (مصباح) شيخ٥٢ در بيان ثواب زيارت عاشورا وجود دارد, برمى شمارد و به وقوع تحريف در نقل ابن قولويه معتقد شده, مى نويسد: (والظاهر تحريف الكامل فان الشيخ متأخر فلابد انّه رأى الكامل و رآه وهماً.)٥٣ اگرچه در اينجا به تاخر شيخ تمسك شده, اما در واقع اين تأخر قرينه براى (نقل نكردنى) برخاسته از ديدن است و مناسب است با ندانستن و نه (عدم اطلاع), كه در اين صورت اين برخورد شيخ, به دليل موقعيت علمى ايشان مهم تلقى شده است. علامه در نهايت نظر شيخ را نه مستقلاً بلكه در كنار دلايل ديگر, از جمله مشهورتر بودن نسخه هاى آن كه نوشته اند: (لان رواية كتب الشيخ و تداولها اكثر من كتب ابن قولويه) و نيز به دليل سازگارى با عقل, كه نوشته اند: (لان ما فيه اقلّ غرابة), پذيرفتنى تر تلقى كرده اند.
جايگاه سند در بررسى ادعيه روايى
قطعاً سند, يكى از اركان مهم حديث است كه توجه به آن در داورى درباره حديث اهميت دارد. (سند) حديث علاوه بر آنكه مى تواند ما را در شناخت (موضوع) بودن حديث, مدد رساند, ضعف سلسله راويان, استوارى متن را خدشه دار مى سازد. در بحث از ادعيه روايى اهميت سند در جايى بيشتر نمودار مى گردد كه روايت به بيان امورى نظير ثواب و اهميت دعا يا زيارتى مى پردازد. كه عقل را بدان چندان راهى نيست. علامه در اين فصل, در موارد معدودى به سند روايات توجه كرده است. وى در بررسى زيارت عاشورا مى نويسد: (وقد وقع فى اصل خبر زيارة عاشورا فى سنده و شرحه تصحيف و خلط و اوهام) و طريق ابن قولويه و شيخ را به دو راوى آن (سيف و صالح), به دليل وجود (محمد بن موسى همدانى) ضعيف مى داند.٥٤ اين در حالى است كه شرح آن را نيز مشتمل بر امورى ناشايست مى داند, امّا طريق ديگرى براى آن نقل مى كند و مى نويسد: (الا انه يمكن تصحيح نفس الزيارة بان فيه خبراً آخر و ليس فيه شرح منكر…)٥٥. به نظر مى رسد, آنچه در اينجا ضعف سند را درخور توجه ساخته, ضعف متن آن بوده است.
همچنان كه در دو مورد ديگر نيز كه علامه به سند دعا توجه كرده, در جايى بوده كه (ابن عياش) در طريق دعا قرار داشته و علامه سند را ضعيف دانسته, تنها از اين رو كه (خلط و خبط) موجود در متن را ريشه يابى كرده, به او نسبت مى دهد, با توجه به اينكه درباره او گفته شده: (خَلَّط فى آخر عمره).
در هيچ يك از اين موارد علامه روايات را به دليل ضعف سند كنار نگذاشته, بلكه به تصحيح متن آن پرداخته است.
دعاهاى موضوع
فصل دوم از اين باب (ادعيه) به شناسايى دعاهاى موضوعه اختصاص يافته است. در اين فصل تنها دو دعا عنوان شده است:
دعاى اول
اولين دعايى كه علامه در اين باب مطرح مى كنند, دعايى است كه در مصباحين٥٦ افزون بر دعاى (وتر) آمده است. علامه اين دعا را تنها از لحاظ متن مورد بررسى قرار مى دهد و اشكالاتى بر آن وارد مى سازد:
الف. به مخالفت آن با تاريخ شيعه اشاره مى كند.
ب. نيامدن آن را در نقل (مقنعه) از دعاى وتر, دليلى ضمنى بر موضوعه بودن آن تلقى مى كند.
علامه در مقام تحليل چگونگى راه يافتن چنين مطالبى به مجامع دعايى شيعه, تصريح مى كند كه ظاهرا شيخ آن را از دعاهاى اهل تصوف عامه گرفته است.٥٧
دعاى دوم
دعاى ديگر اين فصل, دعايى است منسوب به امام زمان براى هر روز ماه رجب, كه در اقبال به نقل از شيخ٥٨ آمده است. علامه آن را از دو جهت, متن و سند, به نقد مى كشد. در بررسى متن آن هفت اشكال عمده بر آن وارد مى سازند كه ذيل سه عنوان قابل دسته بندى است:
الف. مواردى كه به لحاظ معناى عبارات و سازگارى آن با آهنگ كلى دعا, نادرست است.
ب. مواردى كه با ديدگاه هاى كلامى, ناسازگار است; مانند اين فقره از دعا كه علامه آن را كفر محض دانسته اند: (لا فرق بينك و بينهم الا انهم عبادك و خلقك.)
ج. مواردى كه كلاً غلط است; مانند اين اشتباه فاحش در اين دعا, آنجا كه آمده است: (و بارك لنا فى شهرنا هذا المرجب المكرم و ما بعده من اشهر الحرام). علامه در نقد آن گوشزد مى كنند: (فلم يصف هذا الشهر بالحرام و وصف ما بعده مع انه الحرام دون ما بعده فما بعده شعبان و شهر رمضان و شوال و ليس واحد منها من الحرام بل الحرم بعدها.)
سند بخش ديگرى از اين دعا به دليل ضعف راوى آن (ابن عياش) و مجهول بودن راوى ديگر (خيبر بن عبدالله) ضعيف دانسته شده است. با اين همه علامه توضيح مى دهد كه حتى اگر سند هم ضعيف نمى بود, مضامين كفرآميز آن كه پيشتر برشمرديم, براى دلالت بر ساختگى بودن آن كافى بود: (بالجمله لو لم يكن فى الدعا الا فقرة (لا فرق بينك و بينهم الا انهم عبادك و خلقك) كفى دليلاً على وضعه).٥٩
فصل دوم اين باب, با اين بررسى در جلد اول بسته مى شود. اگرچه علامه خود تلاش نقادانه اش را در اين مجموعه,تنها برشمردن نمونه اى از بررسى احاديث گوناگون خوانده است, اما اين تعداد اندك از دعاهاى تحريف شده, در كنار مشخصاً (دو) عدد دعاى موضوعه در اين مجموعه چهار جلدى و نيز در ذخاير پربرگ دعاهاى ما, آيا مى تواند حكايت از مصون ماندن اين گنجينه عظيم از راهزنى دين ستيزان دانا و دينداران نادان داشته باشد؟ بسيار بعيد مى نمايد گستره عظيم نيايش هايى كه در اختيار ماست, حتى اگر از دست ساخته هاى حديث پردازان مصون مانده باشد, از تحريف و دگرگونى ايام در امان بوده باشد. آيا بايد (ادعيه) را از اين لحاظ مستثنايى بر ديگر روايات دانست, يا حداقل اين امر را باور علامه تلقى كرد و يا اينكه ايشان را معتقد به تساهل در اين بخش از روايات دانست؟ دشوار بتوان چنين ديدگاهى را به علامه نسبت داد. به صرف اينكه ايشان بخشى از كتاب خود را به بررسى ادعيه اختصاص داده است, از عدم اعتقاد ايشان به تسامح در اين موضوع حكايت مى كند. افزون بر اينكه دقت ايشان در تمام اجزا و لوازم و مقيّدات ادعيه, خلاف اين را ثابت مى كند و حساسيت ايشان را حتى در جزئى ترين امور مربوط به دعا مى رساند. علامه در بررسى خود از متن اين دسته از روايات تا بدان اندازه دقت مبذول مى دارد كه ناهماهنگى ضماير متكلم مفرد و جمع,٦٠ اشتباه به كار بردن حروف (لا) و (لم)٦١ و حتى (با) و (لام)٦٢ را نيز از نظر دور نمى دارد و بر زيادت يا افتادگى (واو) استدلال مى كند.٦٣
در بررسى ادعيه, علامه نه تنها به سند و متن دقت مى كند, بلكه آنچه را هم كه در توضيح چگونگى طرح دعا يا شرح يا بيان ثواب يا مقيدات آن از حيث زمان و مكان وارد شده, مورد توجه قرار مى دهد. چنانچه در بررسى دعايى كه براى روز ولادت امام حسين(ع) رسيده,٦٤ آن بخش آن را كه در واقع تكرار دعاى ايشان در روز شهادتشان است, با مناسبت دعا ناهماهنگ مى خواند,٦٥ توضيحاتى را كه درباره چگونگى طرح زيارت عاشورا٦٦ وارد شده٦٧, و ثواب هاى برشمرده شده٦٨ براى آن را بررسى مى كند و شرحى را كه درباره نيمه شعبان به مناسبت دعاى كميل٦٩ عنوان شده, به نقد مى كشد.٧٠ با توجه به اين همه دقتى كه علامه در بررسى ادعيه نشان مى دهد, قطعا حجم اندك اين مجموعه را نمى توان حاكى از نگرش مسامحه گرانه ايشان دانست, بلكه با دقت در نوع دعاها كه دعاهاى معروفى هستند و مؤمنان آنها را قرائت مى كنند, مى توان نتيجه گرفت كه ايشان مستقلاً به بررسى مجموعه هاى دعايى نپرداخته, بلكه صرفاً مواردى را كه ضمن نيايش هاى خود با آن مواجه شده اند, عنوان كرده است.
در خاتمه بايد بيفزاييم كه علامه در روايات عموماً فقهى نيز كه در باب اول طرح شده, به مناسبت, به پاره اى از دعاها نيز اشاره كرده است و به اذكار نماز,٧١ وضو٧٢, دعاى نماز عيد٧٣ و يا دعا براى قضاى دين٧٤ پرداخته و يا به مناسبتى بر انتساب دعاى افتتاح به امام زمان(ع) صحه گذارده, شيوايى و استوارى متن آن را ستوده است.٧٥پى نوشت ها
١.براى آشنايى بيشتر با اين مجموعه مى توانيد به مقالات ذيل مراجعه فرماييد:
رضا, استادى, مجله آينه پژوهش, شماره٣٣, سال ششم, ص٩.
مهدى, جلالى, مجله علوم حديث, شماره سوم, سال دوم, ص١٥٤.
٢.زهرا (شادى) نفيسى, مجله علوم حديث, شماره دهم, سال سوم.
٣. كافى از امام صادق روايت كرده است: (من سمع شيئاً من الثواب على شىء فصنعه كان له و ان لم يكن على ما بلغه) و نيز آمده است: (من بلغه ثواب من الله على عمل فعمل ذلك التماس ذلك الثواب اوتيته و ان لم يكن الحديث كما بلغته.) محمد بن يعقوب كلينى, الاصول من الكافى, ج٣, تصحيح بهبودى ـ غفارى, كتابفروشى اسلاميه, چاپ چهارم, تهران, ١٣٩٢هـ.ق. ص١٤١ باب (من بلغه ثواب من الله على عمل). اين گونه احاديث كه در بيان و بنان عالمان به احاديث (من بلغ) شهره است, از جهات گونه گونى به بحث نهاده شده است; در اين باره, بويژه براى آگاهى از باريك بينى هاى عالمان و اصوليان متأخر نگاه كنيد به: السيد بن عبدالفتاح حسينى, العناوين, ج١, ص٤٢٦; السيد محمد حسن البجنوردى, القواعد الفقهيه, ج٣, ص٣٢٨ چاپ جديد.
٤.اين شمارش بدون در نظر گرفتن موارد تكرارى است و الا زيارت عاشورا در سه جا مورد بررسى قرار گرفته است ر.ك: الاخبار الدخيله ج١, ص٢٥٢ـ٢٥٩; ج٢, ص٢٥٤; ج٣, ص٣١٨ و نيز دعاى ماه رجب در دو جا بحث شده است ر.ك. همان, ج١, ص٢٤٨ و ج٢, ص٢٥٣.
٥. ر.ك: محمد بن حسن طوسى, مصباح المتهجد, موسسه فقه شيعه, چاپ اوّل, ١٤١١, بيروت, ص٨٠٢ و نيز على بن موسى جعفر بن طاووس, الاقبال بالاعمال السنه فيما يعمل مره فى السنه, تحقيق جواد فيومى اصفهانى, دفتر تبليغات اسلامى, چاپ اوّل, ١٤١٦, ج٣, ص٢١٠.
٦. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٤٧ـ ٢٤٨ و نيز ر.ك. به موارد ديگر در بررسى همين دعا.
٧. الاقبال بالاعمال, ج٣, ص٢٩٥.
٨. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٠ و نيز رجوع كنيد به موارد ديگر در بررسى همين دعا.
٩. همان, ج٢, ص٢٥٤.
١٠. همان, ج٣, ص٣١٨.
١١. همان, ج١, ص٢٥٢ و نيز براى موارد ديگر ر.ك. همان, ج١, ص٢٦٠ـ٢٦٢ و ج٢, ص٢٥٣ در بررسى دعاى (يا ذا المن السابغه) از مصباح المتهجد, ص٨٠٢ و اقبال بالاعمال, ج٣, ص٢١٢ و نيز الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٤ در بررسى دعايى با مطلع (بسم الله و صلى الله على محمد و…) از مصباح المتهجد, ص٢١٨.
١٢. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٢, و ج٢, ص٢٥٤; همان, ج١, ص٢٥٠ و ٢٦١ و ج٢, ص٢٥٣.
١٣. همان, ج٣, ص٣١٨.
١٤. همان, ج١, ص٢٦١.
١٥. پيش از اين در نقد استعمال (نبه) در مقابل (حط) در دعاى شعبانيه آورديم كه به بخش ديگرى از همين دعا استناد كردند كه در آن (نبه) در مقابل (انامه) به كار رفته بود و نيز ر.ك. به همان, ج١, ص٢٦١ در معناى لغت (واه).
١٦. همان, ج٣, ص٣١٨ اشاره به نقل طبرى از واقعه عاشورا.
١٧. الاخبار الدخيله, ج٤, ص٣١٦.
١٨. همان, ج٣, ص٣١٩.
١٩. مصباح المتهجد, ص٨٢٦ و ٨٢٧.
٢٠. الاخبار الدخيله, ج٤, ص٣١٥ـ٣١٦.
٢١. الاخبار الدخيله, ج٤, ص٣١٦ـ٣١٧.
٢٢. مصباح المتهجد, ص٢١٨ مطلع دعا: (بسم الله و صلى الله على محمد و على اهل بيته الطاهرين الاخيار الاتقا…).
٢٣. سوره ق, آيه١٨.
٢٤. الاخبار الدخيله, ج٢, ص٢٥٤.
٢٥. مصباح المتهجد, ص٨٠٢ و الاقبال بالاعمال, ج٣, ص٢١٢.
٢٦. غافر, آيه ٦٤; تغابن, آيه٣.
٢٧. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٤٨.
٢٨. همان, ج٢, ص٢٥٤.
٢٩. شيخ طوسى ـ رضوان الله عليه ـ كتابى پرداخته است با عنوان مصباح المتهجد در اعمال سال, با مقدماتى درباره اقسام عبادات و… آنگاه گزينه اى از آن را سامان داده است, كه اوّلى به (المصباح الكبير) و دومى به (المصباح الصغير) شهرت يافته اند. مراد علامه شوشترى از مصباحين اين دو كتاب است; در مقامى علامه تصريح كرده و نوشته است: قال الشيخ فى المصباحين, ج١, ص٢٥٣ زيارت مورد گفتگو را در (مصباح) بنگريد ص٧٧٣ـ٧٧٦.
٣٠. جعفر بن محمد… ابن قولويه, الكامل الزيارات, تصحيح بهزاد جعفرى, مكتبه الصدوق, چاپ اوّل, ١٣٧٥, ص١٩٤ـ١٩٧.
٣١. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٥.
٣٢. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٦.
٣٣. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٣ و نيز ر.ك: الكامل الزيارات, ص١٩٣ و ١٩٤ در اين تصحيح (الف الف…) آمده است نه (الفى الف…) و نيز مصباح المتهجد, ص٧٧٣ در اين نسخه هم (الف…) آمده است و نه (الفي…).
٣٤. مصباح المتهجد, ص٨٠٥.
٣٥. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٤٩.
٣٦. الاقبال بالاعمال, ج٣, ص٣٣١.
٣٧. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٠ـ٢٥١.
٣٨. الاقبال بالاعمال, ج٣, ص٢١٠ و مصباح المتهجد, ص٨٠٢.
٣٩. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٤٧.
٤٠. مصباح المتهجد, ص٤٧٤.
٤١. الاخبار الدخيله, ج٢, ص٢٥٣.
٤٢. الاخبار الدخيله, ج٢, ص٢٥٤.
٤٣. همان, ج٣, ص٣١٨.
٤٤. همان,ج١, ص٢٥١. در بررسى تفاوت نقل علامه مجلسى در بحار و شيخ حرّ عاملى در الصحيفه الثانيه از مقيدات زمانى دعاى خمسه عشره.
٤٥. براى نمونه ر.ك: الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٤٨ـ٢٤٩ و ج٢, ص٢٥٤.
٤٦.براى نمونه ر.ك: الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٤٧ـ ٢٤٨ و ج٢, ص٢٥٣.
٤٧. براى نمونه ر.ك: الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٢ـ٢٥٩ و ٢٦٠ـ٢٦٢ و ٣١٥ـ٣١٦.
٤٨. براى نمونه ر.ك: الاخبار الدخيله, ج٤, ص٣١٦.
٤٩. الاقبال بالاعمال, ج٣, ص٢٩٥.
٥٠. براى نمونه ر.ك: الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٠ مورد چهارم.
٥١. الكامل الزيارات, ص١٩٤ـ١٩٧.
٥٢.مصباح المتهجد, ص٧٧٣ـ٧٧٦.
٥٣. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٣.
٥٤. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٦.
٥٥. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٦ـ٢٥٧.
٥٦.مصباح المتهجد, ص١٥٦, مطلع دعا چنين است: (الحمد لله شكرا لنعماته و…)
٥٧. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٦٣.
٥٨.ر.ك: مصباح المتهجد, ص٨٠٣ ـ ٨٠٤ و الاقبال بالاعمال, ج٣, ص٢١٤ مطلع دعا چنين است: (اللهم انى اسألك بمعانى جميع مايدعوك به…).
٥٩.الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٦٣ـ ٢٦٥.
٦٠. الاخبار الدخيله, ج٤, ص٣١٦ در دعاى تعقيبات نماز فجر در عبارت (لدينى و دنيايى) ر.ك: مصباح المتهجد, ص٢٠٧.
٦١. الاخبار الدخيله, ج٣, ص٣١٩ در بررسى دعايى از بلد الامين كفعمى و نيز الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٠ در بررسى دعاى ماه شعبان (اسمع دعايى اذا دعوتك…) ر.ك: الاقبال بالاعمال, ص٢٩٥.
٦٢. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٦٠.
٦٣. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٤٧ در بررسى دعاى ماه رجب با مطلع (اللهم انى اسالك صبر الشاكرين) از مصباح المتهجد, ص٨٠٢ و الاقبال بالاعمال, ص٢١٠ و نيز الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٤٩ در بررسى دعاى ديگر اين ماه با مطلع (يا من يملك حوائج السائلين) از مصباح المتهجد, ص٨٠١ و الاقبال بالاعمال, ج٣, ص٢٠٩.
٦٤. ر.ك: مصباح المتهجد, ص٨٢٧.
٦٥. الاخبار الدخيله, ج٤, ص٣١٥ و نيز ج١, ص٢٤٨ در بحث از مقيدات زمانى و مكانى دعاى (يا من يملك حوائج…) و نيز ج١, ص٢٥٨ـ٢٥٩ در بحث از محل و كيفيت خواندن زيارت عاشورا.
٦٦. به زيارت عاشورا در مصباح المتهجد, ص٧٧٣ و الكامل الزيارات, ص١٩٤ رجوع كنيد.
٦٧. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٦ـ٢٥٧.
٦٨. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٣, ٢٥٥, ٢٥٦.
٦٩. ر.ك: الاقبال بالاعمال, ج٣, ص٣٣١.
٧٠. الاخبار الدخيله, ج١, ص٢٥٠ـ٢٥١ ذيل عنوان (تنبيه).
٧١. الاخبار الدخيله, ج٤, ص٢٤٣ـ ٢٤٥
٧٢. همان, ص٢٦٥ـ ٢٦٨.
٧٣. همان, ص٢٩٤ـ ٢٩٥.
٧٤. همان, ص٢٩٦.
٧٥. همان, ج١, ص١١٨.