آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - نگاهى به كتاب الجهود العلمية للمرأة - مهريزى مهدى

نگاهى به كتاب الجهود العلمية للمرأة
مهريزى مهدى


الجهود العلمية للمرأة خلال القرنين الخامس و السادس الهجريين, الدكتورة ناجية عبدالله ابراهيم, مؤسسة البلسم للنشر و التوزيع, عمان ـ الاردن, ١٩٩٦م, ٢٦٦ص.
نقش زنان در تمدنها و حركت هاى علمى جوامع انسانى گرچه مورد انكار يا غفلت قرار گرفته و موجب شده كه تاريخ را مردانه و مذكّر بنويسند,١ اما تلاشهاى پى گير و جدى در جهت بازنمايى توانِ زنان در عرصه هاى ياد شده, مى تواند اندك اندك غبار توهّم را از آينه واقعيت بزدايد.
بى شك تاريخ نانوشته زنان را مى بايد از ميان انبوه نوشته هاى تاريخى بيرون آورد.
استخراج تلاشهاى علمى زنان, راهى به سوى كشف توان و استعداد نيمى از جامعه بشرى است و جاى بسى خرسندى است كه در دهه هاى اخير پژوهشگران بدين امر رو كرده اند.
با اين حال, نبايد از نظر دور داشت كه در برهه هايى از تاريخ فضاى فرهنگى به گونه اى بوده كه زنان در بوته فراموشى بوده و در هيچ حركت علمى ـ اجتماعى سهم چشمگير نداشته اند, اگرچه همه تاريخ بشريت چنين نيست و در ميان ادوار تاريخى ملل گوناگون, جهش و شتابى كه در پرتو فرهنگ اسلامى در زندگى علمى ـ اجتماعى زنان رخ داد, بسى نمايان است.
حضور علمى زنان را در تاريخ اسلام مى توان در عرصه هاى گونه گون مطالعه كرد.
ـ قرآن و علوم قرآنى,
ـ حديث و علوم حديث,
ـ شعر,
ـ خطاطى و خوشنويسى,
ـ ساخت مدارس و مراكز علمى,
و…
رويكرد اهل دانش و فرهنگ به معرفى و گزارش اين عرصه ها, چشم گير است.
در مثل مى توان برخى از آن را فهرست كرد:
در زمينه قرآن و علوم قرانى مى توان از كتاب آيينه داران خورشيد٢ نام برد.
در حوزه حديث و علوم حديث نگارنده خود در مقاله اى (نقش زنان در نشر حديث) را گزارش كرده ام.٣
در زمينه شعر و ادب كتب و مقالاتى بسيار فراهم آمده است, از قبيل:
اشعار النساء المومنات٤, از ام على مشكور;
زنان شاعر ايران,٥ از مهرى شاه حسينى;
از رابعه تا پروين,٦ اثر كشاورز صدر;
اشعار النساء,٧ از محمد بن عمران المرزبانى (م٣٨٤ق);
اشعار الجوارى,٨ از عبدالله الكاتب (م٣٢٧ق);
الشواعر اللواتى يستشهد بشعر هنّ فى العربية,٩ اثر فخرالدين ابن طراح (م٦٩٤ق);
نزهة الجلساء فى اشعار النساء,١٠ از جلال الدين السيوطى (م٩١١ق);
مشاهير زنان ايرانى و پارسى گوى,١١ از محمد حسن رجبى;
معجم النساء الشاعرات فى الجاهلية و الاسلام,١٢ از عبد مهنّا
الاماء الشواعر,١٣ از ابوالفرج الاصفهانى.
در وادى خط و خوشنويسى نيز مى توان از كتاب زنان خوشنويس,١٤ عقيقى بخشايشى و نساء خطاطات,١٥ از ظمياء محمد عباس نام برد.
از خدمتهاى فرهنگى چون ساخت مدارس مى توان به (اسهامات نسائية فى حركة انشاء المدارس فى العراق خلال العهود الاسلامية)١٦ اشاره داشت.
بگذريم از آثارى كه به گونه اى كلى به معرفى تلاشهاى علمى فرهنگى زنان نظر داشته است چون:
المراة و الحياة العلمية فى العصور الوسطى,١٧ از احمد محمد عيسى;
العراقيات المثقفات فى القرن السادس الهجرى;١٨
الثقافة النسوية فى العراق فى العصور الاسلامية;١٩
كتابشناسى آثار مذهبى زنان ايرانى,٢٠ كارِ مجيد فرخ زادى و كتابنامه زن, چاپ دانشگاه الزهراء.٢١
يكى از پژوهشگران پرحوصله كه اين زاويه از تاريخ مسلمين را به مطالعه نشسته و آثار ارزشمندى را نيز عرضه داشته, خانم دكتر ناجيه عبدالله ابراهيم , استاد تاريخ اسلام در دانشگاه (آل البيت) عمان است كه مطالعه گسترده و دقيقى را در اين زمينه آغاز كرده و تاكنون اين نوشته ها را به چاپ رسانده يا در حال نشر آنهاست:
مسندة خراسان زينب الشعرية,
ثقافة المرأة فى نيشابور,
الجهود العلمية للمرأة فى القرن الرابع,
مسندة العراق الكاتبة شهدة الابرى.
يكى از آثار گرانقدر او كه اينك به معرفى آن مى پردازيم, الجهود العلمية للمرأة خلال القرنين الخامس و السادس الهجريين) است. اين كتاب سال ١٩٩٦م در اردن با مقدمه دكتر فاروق عمر فوزى, استاد تاريخ دانشگاه آل البيت چاپ شده است. نويسنده در مقدمه اش بر كتاب يادآور مى شود كه اين نوشته بخشى از طرح كلانى است كه او براى به ثمر رساندنش تلاش مى كند (ص١). سپس مى گويد پژوهش در تاريخ زنان كار آسانى نيست, چه رسد كه تنها تاريخ فعاليت علمى زن منظور باشد, آن هم در زمانى خاص يعنى قرن پنجم و ششم.(ص٢)
جغرافياى برگزيده شده در اين اثر بغداد, مركز خلافت عباسى در آن سالهاست.
دكتر ناجيه عبدالله پس از تعريف و تحديد موضوع بحث و نشان دادن شيوه دست يابى به اطلاعات, مباحث كتاب را در سه بخش عمده عرضه مى دارد:
نخست, به اوضاع و احوال سياسى, اجتماعى آن روزگار بغداد اشاره دارد. اين مقطع از تاريخ عراق, آغاز بحران و سستى دستگاه خلافت و زمينه حمله و اشغال بيگانگان است.
در دومين بخش كتاب, شرايط فكرى و فرهنگى آن روزگاران مطرح شده است. به اعتقاد مؤلف, احوال اجتماعى و سياسى, سبب ركود يا نشاط فكرى و فرهنگى نبوده, بلكه چشمه جوشان دانش مسلمانان به ايمان و عقيده آنان متصل بوده است.
از سوى ديگر همين دوران, عصر طلايى تأسيس مدارس و مراكز علمى در بغداد است. ابن جيد بغداد را در اين زمان داراى سى مدرسه دانسته كه پرآوازه ترين آن نظاميه است. اين همه به جز مساجد و خانه هاى فرهنگ است كه در آن, مناظره هاى فكرى و ادبى رواج داشت. (ص٢٥)
از ديگر ويژگيهاى فرهنگى اين عصر مشاركت زنان و مردان در نهضت فرهنگى است. (ص٣٤)
سومين بخش و موضوع اصلى كتاب, بيان تلاش زنان در عرصه هاى علمى در دو قرن ياد شده است. آنگاه اين عرصه ها را در سه زمينه:
١. علوم دينى (قرآن, حديث, فقه, وعظ و عبادت),
٢. علوم عربى (نحو, شعر, خوشنويسى, نويسندگى و موسيقى),
٣. ساختن مراكز علمى و دينى برشمرده است. (ص٣)
نويسنده در دو زمينه علوم دينى و عربى از ١٨٩ زن ياد كرده و به ترجمه آنان دست زده است. جدول ذيل نشانگر آمار تفكيكى است:
از مباحثى كه پس از شرح حال زنان آورده, ياد كردِ كتب و نوشته هايى است كه اين رساله علمى بر محور آن فراهم آمده است.
از ٨٤ اثر ياد مى كند كه بهره ورى و بهره رسانى علمى زنان بر آن دور زده است. (ص١٧٨)
از آن رو كه عراق در آن روزگار مهد دانش براى جهان اسلام بود, كوچ هاى داخلى و خارجى براى دانش اندوزى رويه اى نيكو بود, بسان كوچ براى زيارت خانه خدا.
زنان دانشمند بغداد نيز از اين فضيلت بى نصيب نبوده اند چنانكه, سى ويك مرد از خارج عراق براى كسب دانش به سوى شُهدة الابرى كوچيدند تا از خرمن دانش وى بيندوزند و دوازده نفر از داخل عراق (ص٢٢٠ـ٢٢١).
نويسنده در پايان به معرفى مراكزى پرداخته كه توسط بانوان بنا شده است. سه مدرسه, دو مسجد و سيزده كاروانسرا حاصل اين كوششهاست.
اين كتاب با سبك و سياقى كاملاً علمى, پردازش شده و نامِ بيش از صد كتاب و مقاله علمى به عنوان مصادر تحقيق ياد شده و از اين رو تمامى نقلها مستند و متقن آمده است.
اميد است نويسنده در به ثمر رساندن طرح كلان خويش كه ارائه موسوعه اى در زمينه فعاليت هاى علمى زنان در تاريخ اسلام است, توفيق يابد, و اين تلاشها زنان مسلمان را, با پيشينه درخشان گذشته خويش آشنا سازد و سبب شود كه آنان خود را در فضيلت ها و ارزشهاى انسانى بازيابند نه در ابتذال و وانهادگى امروز مغرب زمين.پاورقي: ١. زن در آئينه جلال و جمال, عبدالله جوادى آملى, اول, مركز نشر فرهنگى رجاء, تهران, ١٣٦٩, ص٢٩٤ـ ٢٩٥; تاريخ مذكر, رضا براهنى, اول, نشر اول, تهران, ١٣٦٣, ص٢٧ به بعد; جامع المقدمات, باستانى پاريزى, چاپ اول, معارف, تهران, ج٢, ص٩٨٥ـ٩٨٧. ٢. آيينه داران خورشيد, مهدى مهريزى, سازمان تبليغات اسلامى, تهران, ١٣٧٢, ١٦٣ص. در اين كتاب از پنجاه زن كه خدمتى علمى به ساحت قرآن داشته اند, ياد شده است. ٣. مجله آينه پژوهش, ش٤٣, ص٥٤ ـ ٥٧, از همين نويسنده. ٤. اشعار النساء المومنات, ام على شكور, سعيد بن جبير, ١٤١٣ق, ١٥٩ص, عربى. ٥. زنان شاعر ايرانى, مهرى شاه حسينى, اول, مدبر, تهران, ١٣٧٤, ١٠٢٠ص, فارسى. ٦. از رابعه تا پروين, كشاورز صدر, چاپ كاويان, ١٣٣٤ش, ٢٨٢ص, فارسى. در اين اثر ١٠٦ زن شاعر پارسى گوى از قرن سوم تا چهاردهم با گزيده اشعارشان معرفى شده است. ٧. اشعار النساء, محمد بن عمران المرزبانى, تحقيق: سامى مكى العاين, هلال نساجى, اول, عالم الكتب, بيروت, ١٤١٥ق ـ ١٩٩٥م, ١٧٢ص. ٨. اشعار النساء المومنات, ص١٧. ٩. همان, ص١٦. ١٠. همان, ص١٧. ١١. مشاهير زنان ايرانى و پارسى گوى (از آغاز تا مشروطه), محمد حسن رجبى, سروش, تهران, ١٣٧٤. ١٢. معجم النساء الشاعرات فى الجاهلية والاسلام, عبد مهنّا, اول, دارالكتب العلمية, بيروت, ١٤١٠ق ـ ١٩٩٠م, ٣٦٠ص, عربى. تعداد ٥٤٠ زن شاعر در آن معرفى شده است. ١٣. الاماء الشواعر, ابوالفرج الاصفهانى, تحقيق: جليل العطية, اول, دارالفتال, بيروت, ١٤٠٤ق ـ ١٩٨٤م, ٢٧١ص, عربى. ١٤. اين كتاب آماده چاپ است. ١٥. مجله المورد, سال ١٥, ش٤, ص١٤١ـ ١٤٨. ١٦. دور المراة العربية فى الحركة العلمية, مركز احياء التراث العلمى العربى, جامعة بغداد, ١٩٨٩, ص١٤٧ـ١٥٩. ١٧. مجلة رسالة الاسلام, سال , ش , ص٧٨ـ٨٣. ١٨. مجلة الفيحاء, بغداد, العدد الاول, القسم الرابع, ١٩٥٨, ص٥ ـ ٨. ١٩. مجلة المعلم الجديد, بغداد, ج١ـ٢, ١٩٥٣, ص٨ ـ ٢٢. ٢٠. كتابشناسى آثار مذهبى زنان ايرانى, مجيد فرخ زادى, اول, نشر مطهر, تهران, ١٣٧٣, ١١٤ص, فارسى. در اين كتاب آثار مذهبى ١٧٨ زن كه شامل فهرست ٢٥٦ اثر از سال ١٣٠٦ تا ١٣٧٢ است معرفى شده است. ٢١. كتابنامه زن, دانشگاه الزهراء, ١٣٧٤, ٣٤٢ص, فارسى. اين كتاب در بردارنده فهرست كتابهاى تاليف و ترجمه شده زنان ميان سالهاى ١٣٥٨ تا ١٣٧٤ است.