آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - … و اينك حوزه

… و اينك حوزه



انديشه اصلاح برنامه هاى آموزشى و پژوهشى حوزه, انديشه اى درازآهنگ است, و ضرورت كارآمد ساختن حوزه و روزآمد كردن آموزه هاى آن و (ترميم) و (بالندگى)١ حوزه, آرمانى است بلند و ديرين, كه مصلحان هماره بدان تأكيد ورزيده اند و هوشمندان و دانشوران گرانقدر و نيك انديش بسيارى بدان تنبّه داده اند.
مصلح بى بديل اين روزگار حضرت امام خمينى ـ رضوان الله عليه ـ از جايگاه والاى پيشوايى بارهاى بار اين ندا را فراز آورد كه اوج اين ابلاغ عظيم به خامه آن قله سان راست قامت فقه و فقاهت و بيدارى و حريت در منشور عظيم و جاودانه روحانيت بود.٢
خلف صالح آن بزرگوار, حضرت آيت الله خامنه اى, نيز از معدود مصلحان و ارجمندانى است كه هماره با بيان و بنان و اقدام بر اين مهم تأكيد ورزيده اند; امّا مهمترين, گوياترين, روشنترين و همه سويه ترين آن در سفر اخير آن بزرگوار به حوزه علميه قم در جمع (اركان و اعيان بزرگترين حوزه علميه شيعه) و در پيشديد (فضلا و نخبگان و برجستگان شاغل در حوزه مباركه)٣ به بيان آمد.
بيان مقام معظم رهبرى روشنتر و گوياتر از آن است كه نيازى به تفسير و توضيح داشته باشد و اگر در اين سطور به نكاتى از آن انگشت نهاده مى شود, براى آن است كه سپاسى باشد از كسانى كه در اين صحيفه گاه بر اين آرمان تأكيد ورزيده اند و پاسخى بر فراخوانى كه آن بزرگوار در آن مجمع فاخر ايراد كرده اند.
كم نيستند كسانى كه ناكارآمدى حوزه و حوزويان را در رسالت سترگ فهم, تبيين و ابلاغ دين فراز مى آورند, و حتى در اصلاح, ترميم و بالندگى حوزه چشم به ديگران دوخته اند و آنچه را خود دارند از ديگران تمنّا مى كنند. و كم نيستند افرادى كه به انبوه ميراث فاخر پيشينيان به چشم خردى مى نگرند و بر پيشينه درخشان اين قبيله مركبّ و خون به ديده تحقير نگاه مى كنند. جان كلام مقام معظم رهبرى بر شوراندن استعدادهاى نهفته در اين گنجينه عظيم و بزرگداشتن اين ميراث بزرگ و فراخوانى به اعتزاز اين پيشينه درخشان بود:
البته اگر غير روحانى به اين قضيه فكر كند, راه به جايى نخواهد برد; همچنان كه اگر كارِ كارستانى بخواهد انجام بگيرد, بايد در خود اين حوزه انجام بگيرد. كار بزرگ و اساسى و ريشه اى و موفّق, كارى است كه شما در اين حوزه بكنيد. حالا ممكن است هوادارانى هم, امثال من, در بيرون داشته باشيد كه اينها هم بايد از شما پشتيبانى كنند و كمك كارتان باشند. در عين حال, كار را خود حوزه بايد انجام بدهد. لذا ما از اول بحث تا اينجا و از اينجا تا آخر, همواره بر روى ترميم حوزه و ساختن آن توسط خودش, تكيه مى كنيم. كس ديگرى از بيرون نمى تواند اين كار را بكند.
*
من از آدمهايى نيستم كه هر چيزى كه مطرح مى شود, آن را با بيگانه ها مقايسه كنم و به خوديها سركوفت بزنم, اين را بدانيد. من معتزّ به حقايقى هستم كه در جامعه خود ما وجود دارد. من هيچ قائل نيستم كه ديگران پيش رفته اند; اما چيزهايى است كه انسان مى بيند در دنيا چگونه عمل مى كنند.
قافله دانش به گونه شگرف و شگفتى پيش مى تازد و دين به گونه اى دلهره آفرين آماج حمله ها قرار مى گيرد. دگرانديشان صفحه ذهن و صحنه زندگى را از سؤالها مى آكنند. بى گمان رسالت حوزه, چشمى به اين همه داشتن و در فهم, تبيين و ابلاغ گامى فراپيش نهادن است. با جاريهاى زمان حركت كردن و خود را در معرض جريانها ديدن و براى رويارويى و درآميختن با اين همه رويين تن شدن, شرط اوّل پذيرش قرارگرفتن در جايگاه والاى (ابلاغ) دين است كه بار سنگين آن را روحانيت به دوش دارد. پيشينيان ما, چنين بودند و مقام معظم رهبرى با نگاهى دقيق اين حقيقت را تبيين كرد:
اشكالى كه حوزه ما, ديروز آن را نداشت و امروز دارد, اين است كه حوزه ديروز از دنياى زمان خود عقبتر نبود, بلكه جلوتر هم بود.
شما نگاه كنيد در آن روز, علماى ما چقدر محصول علمى و فقهى و كلامى براى مردمِ زمان خودشان داشتند. همان عدّه كمى كه در گذشته بودند, كارهاى بزرگى انجام دادند. اگر در نيشابور يا بلخ يا هرات يا توس ـ كه اقصى نقاط دنياى اسلام نسبت به بغدادِ آن روز بود ـ چند نفر شيعه زندگى مى كردند و سؤال فقهى يا كلامى داشتند, شيخ مفيد آنان را از بغداد هدايت و راهنمايى مى كرد; يعنى (شيخ مفيد) از زمان خودش عقب نبود.
يا در زمان شيخ طوسى اگر دشمنِ مكتبِ اهل بيت مى گفت: (لامصنَّفَ لكم; شما كتاب و تصنيف نداريد), شيخ طوسى خودش به تنهايى وارد ميدان مى شد و بزرگترين كتاب رجالى را تلخيص مى كرد و اختصاصاً يك كتاب و فهرست رجالى ديگر مى نوشت. بدون معطّلى رجال كشّى را تلخيص كرد و كتاب رجال و فهرست خود را هم نگاشت.
هنوز اشكال كسى كه مى گفت (فقه نداريد) از خانه اش بيرون نرفته بود كه ناگهان يك كتاب عظيمِ پرفرعِ پرتحقيق, به حسب سطح تحقيق آن روز, يعنى مبسوط, عرضه مى گرديد. اگر محمد بن زكريّاى رازى چهار كلمه الحادى بر زبانش جارى مى شد, فوراً سيد مرتضاى رازى در ردّ او كتاب مى نوشت و نمى گذاشت حرف او بى جواب بماند. اگر فلان نويسنده معاندِ اهل بيت, كتابى مى نوشت و حقايق و اعمال شيعه را مسخره مى كرد, بلافاصله عبدالجليل رازى قزوينى حقّش را كف دستش مى گذاشت و كتاب النّقض را مى نوشت. بنابراين هركسى كه در زمينه هاى فقهى و كلامى, بخصوص به شيعه چيزى مى گفت, شيعه با قدرت و قوت, به زبان علمى به او جواب مى داد و سخن تلخِ رقيب و حريف و معاند, راه به جايى نمى برد.
يكى از ابعاد اين روزآمدى و با جاريهاى زمان حركت كردن, شيوه هاى نو را يافتن و متون آموزشى را همگام با عصر ساختن و از بهترين و كارآمدترين شيوه هاى در فرادهى بهره گرفتن است. كلام ارجمند آن بزرگوار را بياوريم:
چه دليلى دارد كه فضلا و بزرگان و محققان ما نتوانند بر اين شيوه بيفزايند و آن را كامل كنند؟ اى بسا خيلى از مسائل, مسائل ديگر را دربر بگيرد و خيلى از نتايج عوض گردد و خيلى از روشها دگرگون شود. روشها كه عوض شد, جوابهاى مسائل نيز عوض خواهد شد و فقه, طور ديگرى مى شود. اين از جمله كارهايى است كه بايد بشود.
محققِ امروز, نبايد به همان منطقه اى كه مثلاً شيخ انصارى ـ عليه الرحمة ـ كار كرده است, اكتفا كند و در همان منطقه عميق, به طرف عمقِ بيشتر برود; اين كافى نيست. محقق بايد آفاق جديدى كشف كند. اين كار, در گذشته هم شده است; مثلاً شيخ انصارى حكومت را در نسبت بين دو دليل كشف و ابداع كرده است, بعد ديگران آمدند و تعميق كردند و آن را گستراندند و مورد مداقّه قرار دادند.
گشودن آفاق و گستره هاى جديد در امر فقاهت لازم است. چه دليلى دارد كه بزرگان و فقها و محققان ما نتوانند اين كار را بكنند؟ حقيقتاً بعضى از بزرگانِ اين زمان و نزديك به زمان ما, از لحاظ قوّت علمى و دقت نظر, از آن اسلاف كمتر نيستند; منتها بايد اين اراده در حوزه به حركت درآيد. بايد اين گستاخى و شجاعت پيدا بشود و حوزه آن را بپذيرد. البته اين طور نباشد كه هركس هر صدايى را بلند كرد, حوزه آن را قبول كند. در عين حال, نبايد حرف جديد در حوزه و در چارچوبهاى مورد قبول, مُستَنكَر باشد.
بر سخن اوّل بازگرديم. گفتيم بيان مقام معظم رهبرى گوياتر از آن است كه نيازمند تفسير و تبيين باشد. از اين روى ما بر اين پنداريم كه پيام حق در روشنترين گونه آن فراز آمد و اينك بر حوزه است كه برخيزد و گامى فراپيش نهد.
ديگر دوران سخن گفتن سپرى شده است و بايد اقدام كرد. مشكل حوزه هاى علميّه بگونه اى شده است كه براى سامان بخشيدن به آن اقدام عاجل بايد. تا ديروز سخن گفتن از مشكلات حوزه, عين (عمل) بود و كارى مشكل; امّا اكنون كه حقايق, ضرورتها, كفايتها, كميودها بدين روشنى و از جايگاهى بس والا تبيين و ابلاغ شده است سخن گفتن, يعنى طفره رفتن و سخن را جانشين عمل كردن. پس بايد برخاست و گامى پيش فراگذاشت كه عقربه زمان به عقب برنمى گردد و (الفرص تمرّ مرّ السّحاب).
آينه پژوهش در يكى از شماره هاى آينده تلاشى خرد را در محدوده موضوعاتى كه مطرح مى كند سامان خواهد داد و اميدوار است بزرگان, فاضلان, نيك انديشان و هوشمندان حوزه در عينيت بخشيدن به محتواى اين پيام ارجمند گامهاى بلندى برگيرند و در (حفظ), (ترميم) و (بالندگى) حوزه بيش از پيش بكوشند. والله من وراء القصد
آينه پژوهش