آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - تأليف و ترجمه و نشر كتاب در سوريه
تأليف و ترجمه و نشر كتاب در سوريه
رايزنى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران ـ دمشق
به طور كلى دايره تأليف و ترجمه و نشر كتاب را در جهان عرب مى توان در دو محور قاهره و بيروت خلاصه كرد. مراكزى كه هر از چندى بر يكديگر پيشى گرفته و به دلايلى يكه تاز عرصه انديشه و نشر و توزيع و تأليف شده اند. بدون ترديد دهه چهل, ويژه قاهره و بيروت است. سالهايى سرشار از تلاش وجدّ و جهد و اميد و حركت در اين زمينه. اين دو مركز كار خود را بدون رقيب تا اواخر دهه شصت بخوبى ادامه دادند و از آن به بعد با تغيير و تحولات سياسى كه دامنگيرشان شد رفته رفته ميدان را موقتاً به ديگران واگذار كرده و در اين زمينه دچار افت و خيزهاى شديدى شدند و با استفاده از اين تنشها دمشق و كويت, كه هريك از ويژگيهاى خاص خود بر خوردار بودند, موقتاً خودى نشان دادند. استراتژى دمشق, چاپ ارزان با كيفيت متوسط در دوسطح محلى و عربى و با استفاده از دو اهرم بخش دولتى , يعنى اتحاديه نويسندگان عرب و وزارت فرهنگ و بخش خصوصى متشكل از ناشرين و علاقمندان به امر نشر و تجارت كتاب بود, اما كويت مركز چاپ كتابها و مجله هاى ادوارى فكرى و فرهنگى با قيمت ارزان و درآمد عالى و سهولت در صادرات زبانزد محافل فرهنگى و انتشاراتى شد, اين ميداندارى به طور پراكنده تا اواسط دهه هشتاد ادامه داشت تا اينكه با ايجاد شرايط جديد سياسى حاكم بر منطقه بكلى دچار تحول گرديد و نهضت تأليف و ترجمه با ركود و نوساناتى مواجه گشت و ديگر بار بيروت و قاهره رفته رفته در خصوص چاپ و توليد جايگاه خود را باز يافته و به آن سو حركت كردند. در اين ميان اگر چه ليبى در اواسط دهه هفتاد براى مدتى وارد گود تأليف و نشر و صدور كتاب در سطح منطقه گرديد, ولى پايدار نبود و بزودى از گود مبارزه خارج شد. در حال حاضر مردم در كنار امارات متحده عربى كشورهاى شمال افريقا, چون تونس و الجزاير و حتى مراكش, به سمت كتاب آن هم از نوع مذهبى و اجتماعى و سياسى كه به نوعى با مشكلات اين كشورها برخورد دارد روى آورده اند و شايد نهضتهاى فكرى موجود در شمال آفريقا ملهم از نفوذ كتابهاى دينى و آگاهى بخش باشد. البته مصر از اين قاعده استثناء است, چرا كه بايد براى آن حساب جداگانه اى باز كرد و علت آن وجود زمينه هاى ايدئولوژيك و ظهور نسل مسؤول و كتابخوان و مدعى در زمينه هاى ايمان به اسلام مبارز است. موضوعى كه هم براى غرب و هم براى دولتمردان فعلى مصر بسيار خطرناك جلوه مى كند. براى فهم دقيقتر و تصويرعميقتر اين فضا, به سخنان دكتر ابراهيم دسوقى شتا, نويسنده و محقق مصرى, گوش فرا مى دهيم. وى مى گويد: دكتر شريعتى نماينده مرحله اى از انديشه اسلامى است كه ما انتظار آن را مى كشيديم. از زمان سيد قطب, جنبش تفكر اسلامى و يا جنبه فكرى جنبش اسلامى از تحرك باز ايستاده بود تا اينكه شريعتى آمد. فروش سيل آساى كتابهاى آن فقيد در تيراژهاى يكصد هزار نسخه اى حاكى از بروز يك جنبش اسلامى با مبانى ايدئولوژيك و اسلام راستين در مصر است كه بايد آن را حمايت كرد و با ارسال كتب مذهبى به آن ارج نهاد. قابل تذكر است كه اگر سوريه پس از كشورهايى چون لبنان و مصر در دوره خاصى قرار داده مى شود, صرفاً تلاش آن در چاپ كتابهاى نويسندگان عرب غير سورى است, و الاّ تأليفات سوريها كم و ناچيز بوده است. اگر به زبان آمار سخن بگوئيم به طور كلى وضعيت تأليفات و ترجمه و چاپ در كشورهاى عربى بسيار دردناك و نگران كننده است.
به عنوان مثال بخش عمومى سوريه , يعنى ارگانهاى دولتى, از قبيل وزارت فرهنگ و اتحاديه نويسندگان عربى, در طول /٤٢/ سال, يعنى از سال /١٩٤٥ ميلادى تا پايان سال /١٩٨٧ فقط ٢٠٦٩ كتاب چاپ كرده اند. اين در حالى است كه اگر جمعيت آن را دوازده ميليون نفر به حساب آوريم, براى هر ٥٧٩٩ نفر شهروند سورى فقط يك كتاب, آن هم با تيراژ حدود ٣٠٠٠ نسخه به زير چاپ رفته است. پاشنه چرخ تأليف و ترجمه و چاپ كتاب در سوريه اكنون بر روى ارگانهايى چون وزارت فرهنگ, اتحاديه نويسندگان عرب, دارالبعث, مؤسسه الوحدة, مؤسسه تشرين, هيئت التدريب از بخش دولتى, دارطلاس, الاهالى, الفكر و … از بخش خصوصى مى چرخد. جامعه فرهنگى سوريه در حال حاضر از نظر فرهنگى و تأليف و ترجمه و نشر و مطالعه دچار بحران شده است; به گونه اى كه به نوعى سر در گمى و بى مسؤوليتى و عدم احساس وظيفه بر كليه بخشها, اعم از دينى و ملى و دانشگاهى آن, سايه افكنده است و در اين ميان بيش از هر چيز اين نسل جوان است كه معّلق مانده و به سمت بى هويتى و پوچى در حركت است. آمارهاى كنونى گوياى اين است كه اگر جمعيت خاورميانه را ٢٠٦١٤٤٠٠٠ نفر بدانيم و در صورتى كه از هر كتاب در تماميت جهان عرب بين ٣٠٠٠ تا ٥٠٠٠ نسخه به چاپ برسد. در فرض نخست به هر ٦٨٧١٤ نفر يك جلد خواهد رسيد و اين فاجعه اى است انكار ناپذير كه اين بخش از جهان اسلام بدان دچار شده.
آمارهاى ذيل گوياى بسيارى از حقايق مى باشد. وزارت فرهنگ سوريه در سال ١٩٥٩ تأسيس شده است. ما حصل تلاش و فعاليت انتشاراتى اين وزارتخانه تا سال ١٩٦٠ فقط چهار كتاب بوده كه رفته رفته بر دامنه كارى خود افزوده تا اينكه دستاورد آن به سال /١٩٧٠ به ٣١ عنوان افزايش يافت و در ادامه سير صعودى عملكرد انتشاراتى اين وزارتخانه , كه قاعدتاً از امكانات و حمايت سياستهاى دولتهاى وقت نيز بهره مند بوده است, در سال /١٩٧٥ به ٤٩ عنوان افزايش يافت و آخرين ترقى و اوج و كارنامه درخشان آن را مى توان در سال ١٩٨٠ م كه به ٩١ عنوان رسيد مشاهده كرد. بروز مشكلات سياسى و اقتصادى كه با حمله اسرائيل به لبنان آغاز شد, اثرات منفى خود را بر روى تمامى بخشها از جمله تأليف و نشر كتاب, به جاى گذاشت و بحران كاغذ و كاستيهاى ارزى پديد آمد, و راندمان كارى وزارت مذكور تقريباً به صفر كاهش يافت. با مساعد شدن اوضاع و احوال سياسى, اقتصادى اين كشور مؤسسات فرهنگى جان دوباره گرفتند و محصول سال ١٩٩٠ وزارت ياد شده به ٤٩ عنوان افزايش يافته است. وزارت فرهنگ در سال ١٩٩١ تا ماه نهم, يعنى سپتامبر, بالغ بر ٥١ عنوان كتاب را به زير چاپ برده است كه مى توان آنها را به كتابهاى كودكان و فكرى و اقتصادى و ادبى و اجتماعى تقسيم بندى نمود.
از جمله اقدامات مثبت وزارت فرهنگ سوريه اين است كه به برپايى نمايشگاههاى داخلى كتاب در شهرستانها اقدام كرد و با چهل درصد تخفيف, كمكى نه چندان اساسى به دوستداران كتاب كرد.
اتحاديه نويسندگان عرب كه در سال ١٩٦٩ تأسيس شده است تا سال /١٩٧٠ فقط پنج عنوان كتاب به چاپ رساند و تلاش اين كانون فرهنگى كه رفته رفته از تشكيلات و حمايت برخوردار گشت در سال /١٩٧٥ به هفده عنوان بالغ شد و در سال /١٩٨٠ محصول انتشاراتى اين كانون به ٥٣ عنوان افزايش يافت. انگاه از عوامل سياسى و اقتصادى ياد شده متأثر شد و راندمان آن در سال /١٩٨٢ به ٣٨ عنوان كاهش يافت. اين كانون در سال /١٩٩٠/ بالغ بر ٥٣ عنوان را به زير چاپ برده است و در سال /١٩٩١/ تا ماه دهم, يعنى اكتبر, ٢٣ كتاب را چاپ كرده است. در حالى كه برنامه كارى كانون كه از قبل در دستور كار قرار گرفته و مسؤولين آن اعلام كرده اند شصت كتاب بوده است كه در واقع افت جدى را در عملكرد نشان مى دهد.
علاوه بر اين, وزارت آموزش و پرورش مسؤول تهيه و چاپ كتابهاى مدرسه اى است و وزارت آموزش عالى مسؤول تهيه و چاپ كتابهاى دانشگاهى است كه قاعدتاً به علت پرداخت سوبسيد دولتى از قيمت معقول و ارزانى برخوردار است و در كنار اين وزارتخانه ها مؤسساتى چون دارالبعث, و مؤسسة الوحده, و مؤسسة تشرين, و هيئت التدريب و … كم و بيش به چاپ برخى از كتابهاى مورد نظر خود اقدام مى كنند.
در كنار بخش دولتى بخش خصوصى ظاهراً فعالتر به نظر مى رسد. چرا كه از انگيزه هاى قويترى, براى انجام امور مطبوعاتى برخوردار است. در سال ١٩٨٥ م تعداد انتشاراتى كه مجاز و داراى پروانه كار در اين زمينه بودند از شانزده مركز تجاوز نمى كرد, در حالى كه در حال حاضر قريب به يكصد ناشر به كار چاپ كتاب اشتغال دارند كه ظاهراً رشد خوبى را در اين زمينه نشان مى دهد, اما محتواى كارى آنها رضايت بخش نيست. چرا كه از كليه امكانات و تجربيات خود استفاده نمى كنند و مهمتر از همه جوّ بى اعتمادى بين مؤلف و ناشر به اين قضيه دامن زده است, به طورى كه نويسندگان ترجيح مى دهند كتابهاى خود را در خارج از سوريه به چاپ رسانند. از اينرو (٧٥) ناشر, چه بسا در طول سال بيش از دو يا سه عنوان بيشتر به زير چاپ نبرند كه در برخى از مواقع بندرت به پنج عنوان مى رسد و فقط ناشران بزرگى چون دار طلاس, الاهالى, الفكر و … هر يك بالغ بر سى عنوان كتاب در سال به چاپ مى رسانند كه در مجموع تلاش قريب به يكصد انتشارات در طول سال به (٣٢٥) عنوان كتاب مى رسد. در اين ميان كتابهاى تراث كه عمدتاً تاريخى و ادبى و فكرى مرتبط به فرهنگ و ميراث ملى و اسلامى اين منطقه است بيش از رشته هاى ديگر به چشم مى خورد و در لابلاى كتابهاى بسيار ابتدايى و سنتى كه عمدتاً مواعظ و نصايح و برداشتهاى دينى غير كار ساز است به چشم مى خورد. جامعه فرهنگى عرب, اعم از روشنفكران و دانشگاهيان و آكادميستهاى آن, امروزه عمدتاً به بخش تراث روى آورده اند. اگر چه از قديم در اين وادى از تخصص و تجربه بيشترى بر خوردار بوده اند. به عنوان مثال آمارهاى نهايى دو نمايشگاه كتاب قاهره و تونس نشان مى دهد كه هفتاد درصد از فروش كتابها به بخش تراث بر مى گردد. كتابهاى تراث در درجه نخست فروش قرار دارد و كتابهاى جديد الانتشار و از جمله سياسى و علمى و پزشكى و كامپيوتر و علوم تطبيقى در مراحل بعدى اقبال جامعه قرار گرفته است. البته در اين ميان كتابهاى ادبى به موازات كتابهاى ادبى متعلق به نويسندگان بزرگ خارجى به فروش رفته است.