آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - سرمقاله
سرمقاله
درآستانه پانزدهمين سالگرد انقلاب شكوهمند امت سرافراز و بزرگ ايران هستيم كه جلودارى و رهبرى بى بديل فريادگر مظلوميت انسانى حضرت امام خمينى ـ رضوان اللّه عليه ـ حكومت اسلامى را رقم زد. بى ترديد حوزويان در اين تحول بزرگ نقش بنيادين داشتند. اين نقش در مرحله زوال طاغوت اگر جهتگيرى ويرانگرى بنياد هاى جاهلى و شرك آلود را داشته, پس از انقلاب, رسالت پى نهادن و جستجوها را دريافتن, زواياى ناشناخته را شناختن و شناساندن را داشته است. در شماره پيشين به يمن شكل گيرى مديريت جديد حوزه علميه قم, نكاتى فروتنانه به محضر بزرگان و حوزويان عرض شد. اينك در آستانه سالگرد انقلاب شكوهمند اسلامى و در پى آنچه در آن شماره آمد, با توجه به جهتگيرى و محتواى مجله و رسالت حوزوى خويش, نكاتى را يادآورى مى كنيم.
در بحث مديريت جديد اشاره كرديم كه براى توفيق در سامان يابى حوزه, لازم است محيط حوزه به بسترى علمى و منطقى تبديل گردد و دور از سليقه هاى خاص, محل رشد انديشه ها گردد. و پيداست كه تا چنين ننموده ايم, عنان تعقل حوزويان را به حال و هوا واگذار نموده ايم و محدوديتهاى غير علمى را چون حصارى بر تعقل خويش خواهيم يافت و هيچگاه آن چنان كه مى توانيم بينديشيم, نمى توانيم بگوييم و تصميم بگيريم. و اين همان آفتى است كه مصلحان بزرگى از حوزويان را دچار توقف و حسرت نموده است و دوام اين جريان, آثارى از همان محدوديتها را, در روش و منش برخى به وجود آورده است و تأثيراتى در شكل دهى مباحث و روپوشيهاى علمى و عملى حوزويان نهاده است.
دو مقدمه كوتاه در اين باب گفتنى است ١ـ امروزه روحانيت مسؤوليتى فوق انتظار خويش بر دوش مى كشد و به يكباره با دنيايى از توقعات و مسائل دينى و دنيوى مردم روبروست. آنچه را مدتها ادعا شده, امروزه در مقام آزمايش و آزمون عينى قرار گرفته است.اين آزمون سنگ محكى است كه يافته هاى عرضه شده در عرصه عمل خود را خواهد يافت و چگونگى خويش را عيان خواهد كرد و عدم توفيق در آن, ضربه بزرگى است.
محمل اين سخن همواره حوزه و حوزويان بوده اند زيرا حاملان, مبيّنان و مفسران اين مكتبند و راه مفرّى نيز وجود ندارد. هر گونه عذر و بهانه, به بيراهه رفتن است. مدعى بوده و هستيم كه اسلام بهترين مكتب براى تأمين سعادت دنيوى و اخروى مردم است و حوزه صالحترين مرجع جهت ارائه و اجراى آن, و اسلام آن است كه مى گوييم و نه آنكه دگر انديشان آلوده اند و به نام اسلام عرضه داشته و يا مى دارند. اين, سخن كوچكى نيست. و طبيعى است هنوز بر اين نكته تأكيد داريم و اعتقاد ماست كه اسلام تنها مكتبى است كه ضامن سعادت دنيوى و اخروى بشر است و راهى جز بازگشت به آن ندارد و اين, سخن قرآن و نبيّ مكرم است.
٢ـ با تحقق انقلاب اسلامى, حوزه, اسلام شيعى را از گوشه حجره هاى مهجور در ميدانى كه ميليونها چشم محرم و نامحرم بر آن است, آفتابى نموده و آبروى ملتى را با پشتوانه هزار و چند ساله, در كوران سخت آزمون نهاده است كه عدم توفيق در تحقّق اهداف همه چيز را بر باد مى دهد و زمينه رويگردانى از مذهب در محرمان را نيز بدنبال خواهد داشت. نمى توان تنها با دعا و توكل از اين ميدان سرافراز بيرون آمد و همواره نمى توان نتيجه غفلت, كجروى, كاستى و يا محدود نگريهاى خويش را متوجه نقشه هاى شوم استكبار و ايادى آنان دانست. مدتهاست كه حوزه در معرض قضاوتهاى تند محرمان قرار گرفته است و به سبب عدم انجام وظيفه علمى و مبنايى خويش, سرزنش شده و حتى برخى از اصلاح آن ابراز يأس نموده اند. اين نكته روشن است كه روش و بافت علمى و آموزشى امروز حوزه توان رسالت سخت و بزرگ فعلى و آينده را نخواهد داشت و برخى (اصلاح) را كار ساز ندانسته و سخن از دگرگونيهاى اساسى به ميان آورده اند و تمامى آن به جهت نگرانى از آينده است. زيرا حال كه اسلام ميدان دار جامعه شده, تحقق شعارها و وعده ها ديگر آرمان نيست, ميدان عمل و تحقق است و اين مقوله اى ديگر است و ابزار و روشهاى گذشته چندان كار ساز نمى نمايد.
سوختگانى كه كمى بر اطراف خويش واقفند و از حركت كاروان تمدن بشر اندكى آگاهند و از تجربه و آزمون پيشينيان مطلعند و تنگناها را تا حدودى مى شناسند و با خواست بحق جامعه دينى آشنايى دارند, همواره بر حوزويان هشدار داده اند كه به هوش باشيد كه هزاران خطر در راه است. به داشته ها دلخوش نباشيد كه دوام آن تضمينى ندارد و به هر آنچه هست با غفلت ننگريد كه زمان توقف ناپذير است.
در اين مقال بر نكته اى تأكيد داريم كه تحقق آن را از اولين قدمهاى اساسى در اصلاح حوزه مى دانيم و رفع بسيارى از كاستيها را فقط در تحقق آن ميسور مى دانيم و لا غير, و بسيارى از ارائه طريقها, انديشه ها, تصميمات و اصلاح گريها, آنگاه به صواب نزديك خواهد بود كه اين مهّم در حوزه تحقق يابد.
اگر اين دو مقدمه در ذهن پرورش يابد و عميقاً در اطراف آن انديشه شود, بنيكى در خواهيم يافت كه حركت كنونى حوزويان با رسالت و راهى كه برگزيده اند چقدر تناسب دارد. حوزه در گذشته به علت محدوديتها و خارج بودن از صحنه از عرصه مجادلات و تعارضات علمى بازمانده است. انديشه حوزويان را حصارى سخت در مسير مباحثى خاص هدايت نموده است و يافته هاى تكرار شده, چون وحى منزل, ديواره هاى فكرى ما را پرداخته است. بنابراين بر اطراف خود و محيط خود و تفكر خود, هاله اى از اجتناب و دورى ساخته ايم كه زندانى آن خود حوزويان بوده اند.
آنچه اين نقيضه عظيم را مرتفع مى كند, آن است كه حوزه بايد در برابر هر سؤال و شبهه اى آغوش بگشايد و از وجود آن استقبال كند. محيط خود را به بسترى شايسته و مطمئن براى طرح تمامى انديشه ها تبديل سازد و زمينه ارائه هر انديشه اى را كه به نحوى در ارتباط با وظايف حوزه است فراهم سازد. زيرا سؤال و شبهه است كه انديشه حوزويان را به تلاطم خواهد انداخت و استعدادهاى نهفته را شكوفا خواهد كرد و توان برخورد و مقاومت تفكر اسلامى را افزايش خواهد داد. مگر نه اين است كه تأليفات استوار و نوگرايى ها در معارف اسلامى بيشتر در هنگامى انجام گرفته كه حوزويان ـ خواسته و يا ناخواسته ـ در معرض سؤالات سخت قرار گرفته اند. و مگر نه اين است كه گسترش بسيارى از ابعاد معارف اسلامى به دنبال سؤالاتى بوده است كه حوزه و يا دگرانديشان طرح نموده اند؟ بنگريد كه استوارترين و برجسته ترين آثار آيتين شهيدين استاد سيد محمد باقر صدر و استاد مرتضى مطهرى ـ ر ه ـ آن دسته از آثارى است كه در پى چند شبهه و تعرض سخت تأليف شده اند. بسيارى از دانشوران, از محدود شدن معارف حوزه بر فقه و اصول ناله ها سرداده و بر تك بعدى شدن حوزه تاخته اند, ولى نزديكترين راه آن است كه انديشه حوزويان در معرض شبهات و سؤالاتى قرار گيرد كه به ابعاد ديگر اسلام مربوط است. پاسخ بسيارى از ابهامات و شبهات, شيوه اى جديد دارد كه پاسخ آن در سخن پيشنيان كمتر يافت مى شود و نياز به تفكر و نوآورى دارد. تا حوزه مجبور نشود, به تفكر نخواهد نشست. زيرا همواره فكر نكردن آسانتر است, مگر آنگاه كه احساس خطر شديد شود.
البته تنها در معرض سؤال و شبهه قرار گرفتن, كارساز نيست. برخورد حوزويان نيز شايان توجه است. نام (حوزه) با پسوند (علميه) آراسته بوده و هست و (علميت) آميختگى غير قابل تفكيكى با برهان و منطق دارد. بازگرفتن اين خصيصه از حوزه به معناى تهى كردن حوزه است. سخن استوار, عميق و جاويدان اميرالمؤمنان على ـ ع ـ راهگشاى شايسته اى است كه تمامى گفته ما را در ادامه اين مقال, در چند كلمه يكجا و زيبا در بردارد:
دع الحدة و تفكر فى الحجة و تحفّظ من الخطل تأمن الزلل. يعنى تندى را واگذار و به برهان و استدلال بينديش و از سست گويى بپرهيز تا دچار لغزش نگردى. (تصنيف الغرر, ص ٥٨.)
و هر آنچه از اين محدوده خارج است, شايسته نام يك مدرسه علمى نيست و اين روش نيكويى است كه ديگران هم اگر يافته اند آن را از حوزه ها وام گرفته اند. و حوزه بايد پاسدار ارزشهاى خود باشد و اجازه آلودگى آن را ندهد. آيا شايسته است در محيط حوزه, حتى محرمان از طرح انديشه خود بينديشند؟ چرا نبايد همواره مسائل علمى و تفكر برانگيز در حوزه مطرح شود و چرا كوچكترين سخن كه ممكن است با تفكر آراء گذشته تعارضى داشته باشد, با روشهاى غير علمى مسكوت ماند و با روشهاى غير برهانى انديشه فضلاء از آن منصرف و يا منحرف گردد؟ در حوزه, برهان و منطق اصل است و تفاوت آن با مسجد و ديگر مجالس بسيار است. در ميان عوام, ممكن است بسيار از امور لازم الرعايه باشد ولى حوزه هاى علميه نبايد آن را برتابد و بر آن تأكيد ورزد. از زمانى كه حوزه خود را از عرصه شبهات و اشكالات و تعارضات علمى ديگران خارج نموده, به سكون و ركود گراييده است و از زمانى كه به جهت ترس از عوارض حاشيه اى, به روشهاى عوام پسندانه بسنده كرده, از رشد و تكامل خويش باز ايستاده است, و از زمانى كه محيط خويش را, بر دگر انديشان تنگ كرده است, كاستيها و شبهات را مستقيماً وارد محيطهاى نامربوط نموده است, كه شايد اندكى از آن را دريافته باشيم.
اگر ما حوزه را, محيطى كاملاً علمى, سالم و برهانى نسازيم, ديگر محيطها صحنه مشاجرات و شبهات خواهد شد و اگر برخوردى برهانى و علمى با قضايا نكنيم, با واكنشهاى غير علمى برخورد خواهيم كرد. ديگر زمان تفسيق, تكفير, ديرى است كه گذشته و كسى آن را بر نمى تابد. آنان كه بر طرح اين مسائل در حوزه خرده مى گيرند, آنان كه حوزه و حوزويان را از شنيدن برحذر مى دارند و افكار آشكار و پنهانى كه متوقع اند در حوزه فقط آنچه آنان مى پسندند قابل طرح است, آنان كه خود و انديشه خود را مجسمه اسلام ناب مى انگارند و با هزاران بند و حصار قدرت بالندگى و نو انديشى را از حوزويان باز ستانده اند, نيك بينديشند كه ادامه اين روش هم امكان انديشه و به گزينى را از حوزويان سلب خواهد نمود و هم عده اى را مقلدانه و متعصبانه به گزينش برخى از انديشه هاى تحليل نشده وا خواهد داشت و مهمتر آنكه وقت و نيروى انديشه گران را به مشاجرات غير علمى و بى بهره سوق خواهد داد.
آنچه مانع تحول و تحرك حوزه است, يكى بسته بودن و خروج از ميدان تعارضات علمى جديد است و ديگر عدم برخورد برهانى و علمى با آن. بايد هر كس به اين محيط پاى مى گذارد, بداند اينجا محيط تفكر و تحقيق و برهان و استدلال است و هيچ مصلحتگرايى يا رعايت خوشداشتها و بدداشتهاى اين و آن مطرح نيست. اگر سياست, اقتصاد, فرهنگ, عقيده و هر آنچه در محدوده مسائل اسلامى است, در محيط شايسته خود ـ كه حوزه است ـ به نقادى گرفته نشود و جوانب آن تحليل علمى نگردد, مطمئناً ديگران آن را به سختى بر زمين خواهند زد. اينكه آنچه گفتيم و يا گفتند ديگر جاى چون و چرا ندارد, مربوط به محيطهاى اجرايى و نظامى است و نه محيط علمى. اگر حوزه محيط خود را براى بحث مدام و تحليل دقيق و آزاد اين مباحث آماده نسازد و شبهات را از خويش بر ماند يا برخوردى شايسته با نام خويش ننمايد, غير از آفات برونى همواره بايد شاهد ركود خود باشد.
همواره بزرگان و برجستگان و استوار انديشان حوزوى ـ لطفاً به سخنان عميق مقام معظم رهبرى و رياست محترم جمهورى خطاب به حوزه توجه فرماييد ـ تأكيد نموده اند كه حوزه بايد اولين مكان باشد كه در آن ابهامات, اشكالات و تنگناها مورد مواقه علمى قرار گيرد و اين بالاترين سخنى است كه براى تحرك بيشتر و افزايش توان علمى حوزه مى توان گفت و مسلماً اين آغاز و انجام تحقق انتظاراتى است كه از يك جامعه علمى با مسؤوليت انتظار مى توان داشت. ولى سخن آن است كه براى تحقق آن چه كرده ايم؟ چند شخصيت با نفوذ حوزوى به شكل جدى از آن دفاع كرده اند؟ آنگاه كه غبار فكر سوز و انديشه كش جو نامناسب در حوزه بر مى خيزد, بهترين فرمان براى دفاع و طرح اين مسائل است. از چه مى ترسيم و هراسمان از چيست؟ حوزه جاى انديشه است و انديشوران در پناه شبهات, توان علمى خويش را ارزيابى مى كنند و كاستيهاى خويش را جبران مى نمايند. اگر انديشه هاى گوناگون در حوزه امكان بروز نداشته باشند, اعتقاد دينداران غير متخصص مورد شبهه قرار خواهد گرفت. امروزه نمى توان جلو انديشه را گرفت و يا با روشهاى غير علمى و برهانى با آن برخورد نمود. انديشه با انديشه هما ورد است و بس. بزودى تمامى افكار آلوده بيگانه با ظواهر بسيار فريبنده و آرايش شده به درون خانه هايمان خواهد خزيد. براى مقاومت در برابر آن چه انديشيده ايم؟ شبهاتى كه ما امروز به اندكى از آن مطلعيم, حداقل به يكصد سال قبل بر مى گردد, چقدر از شبهات جديد مطلع شده ايم؟
به هر صورت, اين پيشنهادى است كه حوزه براى ورود جدى تر به مسؤوليت خويش, ناچار است سعه صدرى كه لازمه يك محيط علمى است در خود ايجاد نمايد و هر سخن را كه خوش نمى پندارد, قبل از تحليل برهانى و منطقى, طرد ننمايد و به هر آنچه در دايره وظائف علمى اوست, بدون توجه به اينكه از كيست, به آن نيك بينديشد و آنگاه با استفاده كارآمد از منابع غنى و سرشار معارف اسلامى به پاسخ آن بپردازد. اگر اين زمينه در حوزه فراهم شد, بزودى در خواهيم يافت كه دوران شكوفايى و بالندگى مجدد آن آغاز شده است. فضل فكر و تفّهم انجع من فضل تكرار و دراسة. (تصيف غرر, ص ٥٧)
آينه پژوهش