آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٨ - نامه ها

نامه ها


توضيحى ديگر
جناب آقاى محمدهادى يوسفى در نامه خود درباره مقاله ( ابو مخنف و سرگذشت مقتل وى)، كه نامه ياد شده در شماره ٩ مجله آينه پژوهش درج شده است، خواسته اند به چهار اشكال اساسى ما پاسخ بگويند. گرچه نامه آقاى يوسفى اصرار بر اشتباه است ليكن اينجانب به طور اجمال به پاسخ آن مى پردازم.
١. ايشان با آوردن چند مطلب كوتاه و جزئى از تاريخ طبرى، كه به زيان دستگاه بنى اميه بوده، دوباره خواسته اند بگويند كه طبرى تمامى مقتل ابومخنف را در تاريخ خود آورده است. بديهى است با اين گونه استحسانات نمى توان قطع پيدا كرد كه طبرى تمام مقتل ابومخنف را در كتاب خود نقل كرده است. طبرى اگر مى خواست اين نوع مطالب را نيز نياورد پس مى بايد يكباره تاريخ كربلا را حذف مى كرد. وانگهى خود طبرى تصريح كرده برخى از مطالب را كه دوست ندارد، ذكر نمى كند.
٢. آقاى يوسفى مجدداً آن اشتباه بزرگ و آشكار را تكرار كرده و گفته است: هشام بن محمد كلبى كتاب مقتل نداشته، بلكه فقط راوى مقتل ابومخنف بوده است. روشن است كه هشام خود مصنف مقتل مستقلى درباره نهضت كربلاست. براى آگاهان فن مثال روز روشن است كه طبرى تاريخ كربلا را از دو كتاب جداگانه نقل مى كند. اينكه گاهى مى گويد: قال ابومخنف و گاهى مى نويسد: قال هشام بن محمد، يعنى از دو كتاب نقل مى كند، نه فقط به لحاظ تفنن در تعبير. و اما اينكه آقاى يوسفى گفته اند طبرى در ج ٥، ص ٤٨٧ به اين مطلب تصريح دارد كه هشام راوى مقتل ابومخنف است، به هيچ وجه صحيح نيست و اشتباهى است بس بزرگ. زيرا در صفحه يادشده فقط گفته است:( قال هشام عن ابى مخنف…) و ده ها جاى ديگر هم اين تعبير را دارد. و استاد مسلم و ماهر اين فن، ابوالعباس نجاشى در شرح حال هشام مى گويد: هشام بن محمد كلبى، مقتلى دارد. ر. ك: رجال نجاشى، انتشارات اسلام، ص ٤٣و ٣٢٠).
سبط ابن الجوزى در تذكرة الخواص از مقتل هشام مطلب نقل مى كند كه بسيارى از آنها اصلاً در تاريخ طبرى وجود ندارد. از اين روست كه مرحوم شيخ عباس قمى در مقدمه كتاب( نفس المهموم) (ص ٨) مى گويد:( و اَنْقُلُ عَنْ مَقْتَل الكلبى بِتَوَسُّطِ تذكرة السِبط و تاريخ طبرى، و عن مقتل ابى مخنف بتوسط الطبرى). و نيز در كتاب( هدية الاحباب) (ص ٥٤) ضمن شرح مقتل ابومخنف مى نويسد:( لكن افسوس و آه كه اصل آن مقتل مانند مقتل كلبى و مدائن و امثال آنها بتمادى ايام مفقود شده است).
٣. همان گونه كه در مقاله گفته شد، آقاى يوسفى در استخراجشان برخى از مطالب مقتل هشام را به ابومخنف نسبت داده اند كه قطعاً و جزماً غلط است و هيچگونه توجيه و پاسخى ندارد.
٤. اشكال ما به آقاى يوسفى مبنى بر اينكه در استخراج مطالب دقت نكرده و برخى از مطالب سقط شده، به قوت خود باقى است و هيچگونه پاسخ موجهى، جز اصلاح و استدراك در چاپ هاى بعدى ندارد. سيدعلى ميرشريفى

***
ذيلى ديگر بر مقاله مجموعه آثار علامه طباطبايى(ره)
از استاد اساتيد ما، حضرت علامه سيد محمدحسين طباطبايى(ره) سه اثر مختصر ديگر به جا مانده كه به عنوان تكمله اى ديگر بر مقاله مجموعه آثار علامه طباطبائى(ره) مندرج در شماره ١٣ ـ ١٤ آن مجله تقديم مى شود. با تشكر از عزيزانى كه نگارنده را به موارد ذيل راهنمايى كردند.
١. مقدمه كتاب محاسبة النفس لابن طاووس و الكفعمى ويليه كشف الريبة عن احكام الغيبة للشهيد الثانى( چاپ سوم: بيروت، دارالحوراء، ١٤١٠)، ص ٩ ـ ١٠.
٢. سه دستور العمل اخلاقى، منتشر شده در مجله حوزه( شماره چهارم، سال هشتم، شماره مسلسل ٤٦، مهر و آبان ١٣٧٠)،ص ٩٣ ـ ٩٥.
متأسفانه به سند مورد اخير يا مخاطب آن در مجله ياد شده اشاره اى نشده است.
٣. تقريطى بر كتاب شرح زندگانى ملاجلال الدين دوانى، نوشته على دوانى.
چاپ خانه حكمت قم، ١٣٧٥هـ.ق، ٢٠ صفحه. محسن فسائى
***

بسمه تعالى
به دنبال چاپ( كتاب شناسى حضرت زينب كبرى سلام الله عليها) و معرفى صد و ده عنوان درباره زندگانى آن بزرگوار در مجله آينه پژوهش به كتاب هاى ديگرى برخوردم كه يادآورى آن براى خوانندگان گرامى بدون فايد نخواهد بود.
١. مقام السيدة زينب( حول بناء و تعمير المقام الشريف الغاية ١٣٧٧ق). حاج مهدى بهبهانى، رقعى، ٢٨٠ص، چاپ دمشق، ١٣٧٧ق.
٢. زينب الكبرى من المهد الى اللحد.
سيد محمدكاظم حايرى قزوينى. (اين كتاب آماده چاپ است).
٣. آنها زنده اند… (زندگانى حضرت زينب) غلامرضا امامى. وزيرى، ١٩ ص(مصور). كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان، تهران، ١٣٥٤ش.
٤. خواهر و برادر كربلا. نظم شيخ محمدتقى بهلول خراسانى. با مقدمه محمد مقيمى، جيبى، ١١٠ ص. چاپ پيام، تهران، بى تا.
٥. زندگانى حضرت زينب(س). احسان، جيبى، ٨٢ص. انتشارات پديده، تهران، ١٣٤٥ش/ ١٣٨٦ق.
٦. زينب قيام آزاديبخش حسين را به نتيجه مى رساند. احمد مدنى، ١٦ص، تهران، ١٣٥٢ش.
٧. ثانى زهرا حضرت صديقه صغرى جناب زينب كبرى. (اردو). مولوى محمدصادق حسين. با مقدمه سيد على اختر رضوى. رقعى، ٣٨ص، لكهنو، ١٩٣٨م.
٨. سيده كى بيبى، (اردو)، رازق خيرى. چاپ ١٩٤٤م.
٩. سيرت حضرت صديقه جناب زينب صلوات الله عليها، مظلومه كربلا.(اردو) سيد اظهار حسين. چاپ لكهنو، (اين كتاب ترجمه طراز المذهب سپهر است).
١٠. سيرت جناب زينب سلام الله عليها. (اردو)، جمعى از نويسندگان، وزيرى، ٢٠٥ص، لاهور، ١٩٦٤م.
(كتاب بنت الشاطى تحت عنوان بطلة كربلا در اين مجموعه به اردو ترجمه شده است). ناصرالدين انصارى.