آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢
درگذشتگان
آيت اللّه جعفرى
استاد بزرگ فلسفه و كلام شيعى, آيت اللّه حاج شيخ محمدرضا جعفرى, يكى از علماى بزرگ تهران بود. فقيد سعيد در صبح جمعه ٧ شوال المكرم ١٣٥٠ ق (١٣١٠ ش), در نجف اشرف, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش آيت اللّه شيخ نصراللّه اشكورى (١٣١٠ ـ اول شعبان ١٣٦٤ ق), يكى از فضلاى نامى نجف و از شاگردان خاص آيات عظام: سيدابوالحسن اصفهانى و ميرزاى نائينى, و نويسنده تقريرات درس آنان بود.
آن مرحوم, پس از كودكى, با جديت و تلاش فراوان و با بهره گيرى از قوت هوش و قدرت حفظ و استعداد بسيارش, همراه با برادر كوچك ترش آيت اللّه حاج شيخ محمدصادق جعفرى (١٣٥٤ـ١٤١٩ ق) به تحصيل علوم دينى روى آورد و ادبيات را نزد مرحوم شيخ محمدعلى مدرس افغانى فرا گرفت; سپس سطوح را نزد حضرات آقايان: شيخ عبدالصمد يزدى (منطق), شيخ صدرا بادكوبى (اسفار و شرح منظومه), شيخ عبدالجليل عادلى (هيأت و نجوم), ميرزا محمد اردبيلى, شيخ على كشانى, شيخ مرتضى لاهيجى, سيد احمد اشكورى و ميرزا حسن يزدى آموخت و پس از آن به دروس سطوح عاليه آيات عظام: سيد عبدالاعلى سبزوارى و سيدمحمد روحانى حاضر شد و پايه علمى خويش را استوار نمود و اين درس ها را با آيت اللّه شهيد سيدمحمدباقر صدر و اخوان انصارى قمى: حجج اسلام حاج شيخ احمد و حاج شيخ محمود مباحثه مى نمود. سپس هر چهار نفر به درس هاى فقه و اصول آيت اللّه العظمى خويى و مرحوم آيت اللّه حاج سيدمحمد روحانى حاضر شدند و بهره هاى فراوان بردند و از شاگردان شاخص و ويژه آن دو بزرگوار محسوب شدند. آن مرحوم, بسيار مورد توجه آيت اللّه خويى بود و در مجالس شبانه معظم له ـ كه براى تعليق بر (وسيلة النجاة) تشكيل مى شد ـ شركت مى نمود و مورد عنايت و تجليل استادش بود, و از او به دريافت اجازه اجتهاد و شهادت خبرويت و چيرگى در فقه و تاريخ و عقايد نايل آمد و در سفر مرحوم آقا به لندن براى درمان در سال ١٣٩١ ق, همراه او بود. او, زبان انگليسى را به خوبى آموخت و بر آن مسلط شد و از آن براى ارشاد و هدايت ديگران بهره گرفت و به نمايندگى از آيات عظام: آقاى حكيم و آقاى خويى, در سال ١٣٨٢ ق به اندونزى رفت و بسيارى از مردم را به تشيع رهنمون ساخت.
او, در نجف اشرف, در سال ١٣٧٩ ق به عضويت (جماعة العلماء) ـ كه براى رهبرى فكرى و دينى جوانان عراق و مبارزه با امواج شوم كمونيستى پديد آمده بود ـ درآمد و مسئوليت اداره مجله (الاضواء) را بر عهده گرفت و كلاس هاى متعدد و محاضرات هفتگى در عقايد اسلامى تشكيل داد و در تعميق باورهاى اسلامى, سخت كوشيد و در سال ١٣٨٥ ق در (كلية الفقه) به تدريس تاريخ و تفسير و كلام و اصول فقه پرداخت و شاگردانى پرورش داد. در اخراج ايرانيان در سال ١٣٩٢ ق توسط رژيم بعث عراق, از آن كشور اخراج شد و در تهران رحل اقامت افكند و همراه با پدرش و جمعى از علماى تهران, در مؤسسه جهانى به ترجمه كتاب هاى اصيل اسلامى به زبان انگليسى پرداخت كه از آن جمله مى توان به اصول كافى, نهج البلاغه, تفسير الميزان, اقتصادنا و مفاتيح الجنان اشاره كرد. در همين زمان براى تدريس در دانشگاه از او دعوت شد كه او نپذيرفت.
وى با تسلط و چيرگى اش بر زبان انگليسى, اشراف بر ترجمه كافى و نهج البلاغه را پذيرفت و بر آنها تعليقات فراوان ـ در شرح موارد مشكل و حل لغات مبهم و معادل يابى كلمات عربى ـ نگاشت و تصحيح و تعديل متن را انجام داد. او در طول چهل سال اقامتش در تهران, كتابخانه اى عظيم, با ده ها هزار كتاب عربى, فارسى و انگليسى گرد آورد و بيشتر آنها را مطالعه كرد و بر آنها حاشيه نگاشت و فوايد آنها را استخراج كرد. به نوشته استاد علامه مرحوم سيدعبدالعزيز طباطبايى: (او با مطالعه فراگيرش, به دانش گسترده و احاطه به علوم مختلف و چيرگى و خبرويت دست يافت و بدون مبالغه مى گويم: من در زمان خودمان, مانند او در گستره اطلاعات و دامنه معلومات و كثرت محفوظات نمى شناسم).
از تأليفات اوست:
١. منتخب مسند احمد;
٢. منتخب تاريخ ابن عساكر;
٣. تعليقات بر (البيان) آيت اللّه خويى;
٤. تعليقات بر (طبقات اعلام الشيعه) علامه تهرانى;
٥. تعليقات و شروح بر كتاب (كافى) ـ در ترجمه انگليسى آن (چاپ شده);
٦. شرح عقايد صدوق (چاپ شده) ـ همراه با مقدمه مفصل در علم كلام;
٧. طبقات متكلمى الشيعة;
٨. تحقيق و تعليق بر (خلاصة الاقوال) علامه حلى;
٩. هشام بن الحكم;
١٠. ابوحنيفه;
١١. حياة الطبرسى مؤلف مجمع البيان;
١٢. السقيفة;
١٣. فدك;
١٤. رسالة فى الغدير (چاپ شده در سخنرانى هاى كنگره چهاردهمين قرن غدير در لندن ـ ١٤١٠ ق);
١٥. الاسماعيليه;
١٦. تقريرات درس فقه و اصول آيت اللّه خويى;
١٧. اشراف بر (موسوعة الامام الحسين عليه السلام) در بيست مجلد;
١٨. مجموعه مقالات و مقدمه ها بر كتب.
سرانجام آن عالم بزرگ, در روز پنجشنبه ٤ آذر ١٣٨٩ ش (١٨ ذيحجة الحرام ١٤٣١ ق) ـ سالروز عيد غدير ـ در ٧٩ سالگى بر اثر بيمارى چشم از جهان فرو بست و پيكر پاكش پس از تشييع در تهران و قم, و نماز آيت اللّه العظمى وحيد خراسانى بر آن, در روز يكشنبه (٧ آذر) به نجف اشرف انتقال داده شد و در قبرستان وادى السلام, به خاك خفت.
(با استفاده از نوشتار استاد سيدعبدالعزيز طباطبايى در: الغدير فى التراث الاسلامى, ص ٢٢٧ـ٢٢٩).
ناصرالدين انصارى قمى
اخبار فرهنگى
كتاب شيعه
ويژه تراجم, كتابشناسى, نسخه پژوهى و نقد كتاب
در حوزه كتاب و كتابشناسى, نشريات چندى منتشر مى شود كه برخى, چون آينه پژوهش باسابقه بيش از بيست سال, يكى از موفق ترين نشريات كشور به شمار مى رود. رشد توليد مقالات اين حوزه, حجم اندك و فاصله انتشار زمانى اين مجلات, و كم توجهى يا عدم توجه به بعضى از بخش هاى مربوط به حوزه كتاب و كتابشناسى, تراجم و شخصيت شناسى و نسخه شناسى در اين نشريات, از عواملى بودند كه (مؤسسه كتابشناسى شيعه) را بر آن داشت تا با نشر (دو فصلنامه كتاب شيعه) به اين كاروان بپيوندد. عمده توجه كتاب شيعه به مباحث تراجم است كه هيچ نشريه اى در كشور ويژه آن منتشر نمى شود; ضمن آنكه بخش نقد كتاب چون متوليان فراوانى دارد, در اين دو فصلنامه بسيار كمرنگ است.
مؤسسه كتابشناسى شيعه اين نشريه را هر شش ماه يك بار به منظور ايجاد ارتباط با مخاطبان مؤسسه و نشر مباحثى كه نمى توان در دانشنامه آثار مكتوب شيعه بدان پرداخت, منتشر مى كند. اين نشريه سعى دارد آنچه را كه در حوزه كتابشناسى, نسخه پژوهى, تراجم و نقد كتاب است و تا كنون منتشر نشده, منتشر كند. بر اين اساس سرفصل هاى ذيل, براى نشريه پيش بينى شده است; در ضمن فهرستى از مطالب شماره اول نشريه ذيل اين فهرست ارائه مى شود:
١. سرمقاله يا سخن آغازين: در اين بخش سخن سردبير يا سخن مديرمسئول نشريه و دغدغه هاى متصديان نشريه آمده است.
٢. مقاله هاى پژوهشى: اين فصل شامل مقالات تأليفى يا ترجمه مقالات پژوهشى است. نوشته اى از حيدر عبدالمناف البياتى درباره نويسنده كتاب الياقوت در اين بخش آمده است.
٣. سرگذشت نامه ها: در اين فصل سعى شده است افزون بر مقالات تأليفى در حوزه تراجم شيعه, خودنوشت هاى علما نيز چاپ شود. حاج ميرزا ابوطالب اصفهانى, از علامه حاج سيدمحمدعلى روضاتى; برگى از زندگى سيدجمال الدين اسدآبادى, به كوشش رضا مختارى; العلامه السيدمحمدسعيد الحبوبى, از محمدكاظم محمودى; نواب سيدمحمدعلى (تايرو), از محمدرضا فخر; شرح حال ميرفندرسكى از محمدرضا زادهوش و شرح حال شيخ بهائى در مشكاة العقول, به كوشش على اكبر صفرى در اين بخش آمده است.
٤. اسناد مكتوبات و تقريظات: در اين فصل اسناد مربوط به زندگى علماى شيعه و آثار آنان چاپ مى شود. فى ذكر السيد شرف الدين (سخنرانى امام موسى صدر در اولين سالگشت وفات علامه شرف الدين); نامه آيت اللّه شيخ محمدرضا اصفهانى به علامه كاشف الغطاء; سندى نويافته در شهادت شهيد ثانى; و مكتوباتى از علماى اماميه هند, به كوشش على فاضلى در اين بخش آمده است.
٥. در پرتو ذريعه: ذريعه شيخ آقابزرگ تهرانى, بزرگ ترين دايرةالمعارف كتابشناسى شيعه است. مقالاتى كه با نگاهى به ذريعه سعى در ارائه مستدركات اين كتاب, پژوهش هاى كتابشناسى بر اساس ذريعه و… در اين فصل به چاپ خواهند رسيد.
٦. آثار نويافته: از آنجا كه تمام متون و نسخه هاى خطى فهرست نشده اند, فهرست نگاران و پژوهشگران به هنگام پژوهش, به آثارى از علما برمى خورند كه يا معرفى نشده اند يا به اشتباه به ديگر منتسب شده اند و يا در كتابخانه هاى خصوصى محبوس شده اند و دوستان پژوهشگر براساس روابط يا در جلسات تقويم از آنها اطلاع پيدا مى كنند. اين نكات در اين بخش, چاپ خواهد شد. دو رساله نويافته از محقق كركى; رساله نويافته از شمس الدين محمد جباعى; نسخه اى مهم و تازه ياب از خلاصة البلدان; آينه جهان و تحفه سليمان, دو اثر تازه ياب از جد خليفه سلطان آملى; شرحى نويافته بر صحيفه سجاديه و مسائل متفرقه از شوشترى, در اين بخش به قلم آقايان ابوالفضل حافظيان و ياسر امينيان معرفى شده اند.
٧. فوايد نسخه ها: از آنجا كه نسخه هاى خطى دست به دست در بين علما گشته است, آغاز يا پايان آنها مملو از اطلاعات تاريخى, اخلاقى و… است. در اين فصل سعى مى شود فوايدى از اين نوشته ها (بر افزوده هاى نسخه خطى) ارائه شود. محمدبن شجاع قطان; چهار يادداشت بر فهرست شيخ طوسى, به كوشش آيت اللّه رضا استادى, هفت بند برگرفته از اجازات علامه اردوبادى, به كوشش عبدالحسين طالعى در اين بخش ارائه شده اند.
٨. نسخه شناسى: بسيارى از نسخه هاى خطى به اجمال در فهرست ها معرفى شده اند. در اين فصل سعى مى شود برخى از نسخه هاى مهم خطى به تفصيل شناسانده شوند. يكى از مجموعه هاى باارزش كتابخانه آيت اللّه مرعشى, با عنوان المدنيات توسط حاج شيخ حسين واثقى در اين بخش معرفى شده است.
٩. نقد و معرفى كتاب/مجله: در اين بخش, مقالاتى در حوزه نقد و معرفى كتب و مجلات خواهد آمد. برگ هايى از مجله العلم از سيدجواد ورعى كه گلگشتى در مجله العلم است, و حواشى بر فهارس كتابخانه ملى از ابوالفضل حافظيان كه شامل نقد و اصلاح اين فهرست است, در اين بخش ارائه شده است.
١٠. كتاب هاى تازه: اين بخش شامل معرفى منشورات مؤسسه كتابشناسى و كتابهاى تازه نشر در حوزه فعاليت مجله است.
١١. پژوهش هاى در آستانه نشر: اين فصل به منظور اطلاع رسانى در حوزه پژوهش ايجاد شده است تا وسيله اى باشد براى پرهيز از پژوهش هاى تكرارى و موازى.
١٢. نكته ها: برخى از نكاتى كه پژوهشگران در تحقيقات خود بدان دست مى باند, به علت حجم اندك, قابليت انتشار به صورت مقاله يا نشر مستقل ندارند. در اين بخش سعى شده مجموعه اى از اين نكات علمى, از پژوهشگران مختلف در قالب نكته ها ارائه شود, گاهى اين نكته ها خود ايده و جرقه پژوهشى جامع هستند. در اين بخش نكته هاى علمى چندى از آقايان رضا مختارى, ابوالفضل حافظيان, شجاعت حسين رضوى و على اكبر صفرى چاپ شده است.
١٣. معرفى مراكز علمى ـ فرهنگى: بسيارى از مراكز علمى هستند كه به ظاهر حوزه كارى يكسانى دارند. اين فصل تلاش دارد با معرفى مراكز علمى, مخاطبان خود را از فعاليت هاى اين مراكز باخبر كند.
١٤. تحقيق متون: اين بخش شامل رساله هاى كوتاهى است كه قابليت نشر مستقل ندارند. اين رسائل يا چاپ نشده اند و يا سال ها پيش بدون تصحيح و تحقيق, ذيل بعضى از كتب چاپ شده اند. غنيمة السفر فى احوال الشيخ جعفر به تصحيح محمدكاظم محمودى و مناظرة بين فقيهين به تصحيح يوسف طباجه, در اين بخش ارائه شده اند.
١٥. اجازات: اين بخش شامل اجازات علماست كه گاهى با تصحيح و گاهى عين همان اجازه درج خواهد شد. اجازه بيهقى برزهى در سال ٦٦١ به كوشش احمدعلى مجيد الحلى و اجازه اى از علامه سيدمحسن امين عاملى به كوشش سيدرسول علوى در اين بخش ارائه شده است.
١٦. وصايا: اين بخش وصيت نامه علما و دانشمندان را ارائه خواهد داد. وصيت نامه علامه سيدمحسن امين عاملى به كوشش محمد خازن در اين بخش آمده است.
١٧. كتاب پيوست: برخى از مقالات پژوهشى يا رساله هاى تصحيح شده كه قابليت چاپ شدن به عنوان ضميمه مجله را دارند, در اين بخش چاپ مى شوند. گفتنى است كتاب پيوست, در حوزه فعاليت مجله خواهد بود. اجازه العلامه السيدحسن الصدر للشيخ آقابزرگ الطهرانى اجازه كبيره اى است كه با حواشى و تعليقات آيت اللّه آقاى سيدموسى شبيرى در اين بخش به عنوان ضميمه و كتاب پيوست آمده است.