آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢
نقش وقف در ايجاد كتابخانه در ايران
محمدنيا مرتضى
مقدمه
لازم است ابتدا بدانيم وقف چيست و چه مفهومى دارد. وقف در لغت به معناى ايستادن, درنگ كردن, سكون, و اقامت كردن به كار رفته و در اصطلاح به حبس عين مال, ملك و مستغلات آن و جارى ساختن منافع آن در راه خدا گفته مى شود. هرگونه نقل و انتقال مانند خريد و فروش, رهن, جابه جايى, ميراث گذاردن و بخشيدن مال وقفى ممنوع است.
وقف تاريخچه اى كهن و سابقه اى ديرينه دارد و در اسلام نيز به عنوان يك سنتى حسنه مورد سفارش و تأكيد قرار گرفته است. اما هنوز ابعاد و زواياى آن به توجه صاحب نظران به ويژه اقتصاددانان درنيامده است. سابقه وقف در ايران به قبل از اسلام برمى گردد, به طورى كه دادن نذورات و وقف اموال به آتشگاه ها و معابد در ايران باستان متداول بوده است. در اين دوران عمده ترين زمين هاى فئودالى املاكِ خالصه وقفى بوده و در دوره هخامنشيان, معابد بر املاك وسيعى تسلط داشتندكه اين زمين ها از طرف پادشاه يا بزرگان و فئودال هاى محلى براى جلب پيشوايان مذهبى به پرستشگاه ها هديه مى شد. كشاورزانى كه در اين قبيل زمين ها به كشت و زرع مشغول بودند, سهم مالكانه را به هيربد يا كاهن بزرگ مى بايست مى دادند. سلوكيان و اشكانيان نيز اين شيوه را محترم مى شمردند. ايران در سال ٦٥١ ميلادى به تصرف سپاه اسلام درآمد و بنا به روايتى زمين هاى آن كه عنوان (مفتوح العنوه) به آن اطلاق مى شد, جزو اراضى موقوفه محسوب گرديد. اوقاف در قرون اوليه اسلامى روند معمولى و عمومى خود را داشت تا اينكه در نيمه دوم قرن چهارم هجرى ديوان اوقاف ايجاد شد. اين ديوان نقشى مشابه وزارتخانه در سازمان ادارى امروز را داشت. از جمله وظايف ديوان مذكور كنترل و رعايت مفاد وقفنامه ها در خصوص چگونگى بهره بردارى و نحوه استفاده اوقاف بود.
اگر متولى وقف در اين زمينه كوتاهى مى كرد ديوان مزبور وقف را از او مى گرفت جبران خسارات را مطالبه مى كرد. اوقاف در زمانِ سلجوقيان گسترشِ نسبتاً زيادى يافت و نظارت ويژه اى از طرف حكومت مركزى بر اوقاف اعمال شد. در اين دوران به خصوص زمان وزارت خواجه نظام الملك موقوفاتِ زيادى به احداث, نگهدارى و اداره نظاميه ها تعلق گرفت. مغولها بسيارى از املاك موقوفه را مصادره كردند و به صورت املاك خالصه دولتى درآمد, ولى پس از تشرف به اسلام خود مشوق به اين كار بودند, به ويژه در دوران غازان خان كه موقوفات زيادى را به امور خيريه اختصاص داد. اهميت و وسعت موقوفات به ويژه در دوران رشيدالدين فضل اللّه موجب شد تشكيلات منظمى براى اداره موقوفات و تحت نظر قاضى القضات به وجود آيد. براى اطلاع بيشتر از اوقاف اين دوره مى توان به كتاب تاريخ مبارك غازانى رجوع كرد. بيشترين اوقاف در دوران صفويه است. در اين دوران شاهان صفوى به ويژه شاه عباس اول همه اموال, رقبات و املاك خالصه را وقف كرد. به تبعيت از پادشاه بسيارى از حاكمان مناطق نيز املاك فراوانى را در سر تا سر مملكت به صورت وقف درآوردند. در اين دوران بسيارى از املاك, وقفِ مقاصد خيريه مخصوصاً وقف بقاع متبركه و از همه بالاتر آستانه امام رضا(ع) در مشهد و حضرت معصومه(س) در قم شد. شايد بتوان گفت در زمان شاه عباس اول بيش از هر دوره ديگرى بر تعداد املاك موقوفه اضافه شد. همچنين به دليل توسعه اوقاف در زمان صفويه تشكيلات نسبتاً وسيعى براى اداره اوقاف ايجاد شد.
وقف برخلاف گذشته در زمان نادرشاه محدود شد, به گونه اى كه در سال هاى آخر سلطنتش طى فرمانى همه اوقاف به صورت املاك خالصه درآمد و تحت عنوان (رقبات نادرى) در دفاتر مخصوصى ثبت شد. با اوضاع و احوال پيش آمده, برخى متوليان فرصت را غنيمت شمردند و وقفى بودنِ املاك تحت توليت خود را انكار كردند يا براى دور داشتن آنها از تصرف دولت اوقاف را به نام خويش ثبت مى كردند. پس از زمان نادرشاه حرمت و قداست اوقاف و قبح موقوفه خوارى از بين رفت و در واقع از آن تاريخ به بعد هيچ گاه اوقاف عظمت و شكوه قبلى خود را بازنيافت. بعد از مشروطيت نيز با وجود ايجاد وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه سياستِ خاص و سازنده اى درباره اوقاف به اجرا درنيامد. در سال هاى ١٣٣٠ قانون فروش املاك موقوفه و در جريان اصلاحات ارضى اجاره طولانى مدت ٩٩ ساله پيش بينى شد كه اين قوانين به دليل مخالفت رهبران مذهبى به صورت كامل به اجرا درنيامد و تنها بهانه اى براى از بين رفتن تعدادى از اوقاف شد.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى در دى ماه ١٣٦٣ قانون تشكيلات و اختيارات سازمان اوقاف به تصويب مجلس شوراى اسلامى رسيد و نام آن به (سازمان حج و اوقاف و امور خيريه) تغيير يافت, ولى نقش و وظايف و تشكيلان آن به گونه اى كه با نيازها و تحولات جديد سازگار باشد, تغيير چندانى نيافت. وقف از دو راه مى تواند مؤثر باشد:
ـ نفس استقلال و رشد و توسعه اقتصادى (مبتنى بر موازين اسلامى) كه به طور طبيعى موجب رفاه عمومى و زدودن و دست كم كاهش چشمگير فقر و محروميت و آثار شوم آن در جامعه خواهد شد. كيست نداند كشورى كه دچار ركود اقتصادى است يا از اقتصادى وابسته برخوردار است نمى تواند در جهت رفاه عمومى و عدالت اجتماعى گامى مثبت و مؤثر بردارد.
ـ بخش عمده مواد مصرفى كه واقفان دورنگر و نيكوكار در طول تاريخ وقف در نظر گرفته اند, به رفاع عمومى و فقرزدايى و عدالت اجتماعى مربوط مى شود. اگر ما نگاهى هر چند گذرا به تاريخ وقف و مضمون وقف نامه ها بيندازيم, به خوبى درمى يابيم كه واقفان خير و دورانديش تمام زوايا و جوانب نيازها را در نظر گرفته اند.اماكن وقفى يا عام المنفعه
نگاهى به تاريخ گذشته معلوم مى كند بعد از ورود اسلام به ايران بيشتر اماكن و بناهايى كه استفاده عمومى داشتند وقفى بودند, اگرچه در ابتدا ممكن است متعلق به شخص خاص بوده باشد. از ميان اين نوع بناها كتابخانه ها هم از لحاظ كمى و كيفى در جايگاه ويژه قرار دارند, براى اينكه ميراث عظيم فرهنگى گذشته محسوب مى شدند و در زمان خود نيز نزد طالبان ارج و قرب خاص داشتند و به طور كلى براى عموم علاوه بر آگاهى بخش بودن محلِ مناسب براى سوادآموزى و اشاعه دانش بود و مدارس در جوار همين كتابخانه ها قرار داشتند. از جمله مشهورترين مدارس وقفى گذشته, مدارس نظاميه خواجه نظام الملك در قرن پنجم قمرى است. البته پيش از ايجاد اين نظاميه ها نيز مدارس وقفى ديگرى وجود داشت, از جمله در تاريخ بيهقى آمده است در عصر سامانيان امام ابوالحسن محمد بن شعيب بيهقى در نيشابور مدرسه اى تأسيس كرد و ميزانى از اموال خود را براى اداره اين مدرسه و كمك به دانشجويان وقف آن كرد.
خواجه نظام الملك با تأسيس مدرسه نظاميه به اين نكته توجه كرده بود كه براى مبارزه با دشمنان علاوه بر اقدامات نظامى, فعاليت هاى فرهنگى, آموزشى و تبليغاتى نيز لازم است. نظاميه هاى معروفى كه نيروى انسانى را تأمين مى كردند و در تاريخ از آنها نام برده شده, عبارت اند از: نظاميه هاى نيشابور, بغداد, اصفهان, آمل, طبرستان, بصره, بلخ, مرو, هرات, موصل و خواف. هريك از اين نظاميه ها داراى موقوفات متعددى بود و از درآمد آنها هزينه اين نظاميه تأمين مى شد.
جرجى زيدان درباره حقوق و مزايايى كه خواجه نظام الملك براى دانشجويان از محل اوقاف تعيين كرده بود مى نويسد: براى كليه طلاب علوم و غير آنان مقرر و انعام تعيين كرده بود و از شام و ديار كشمير و عراق عجم و عراق عرب و خراسان تا سمرقند عده كثيرى از خوان احسان اين وزير با تدبير نيكوكار ايرانى بهره مند مى گشت و جمع مقررى هاى او سالى ششصد هزار دينار مى شد. با دقت در رقم ششصد هزار مى توان ميزان توجه به علم و دانش را در دنياى اسلامى آن روز مشاهده كرد, ضمن آنكه اين هزينه از محل بودجه دولتى تأمين نمى شده, بلكه از محل اوقاف بوده است. با دقت در اين موضوع مى توان به نقش و اهميت فراوان اوقاف در تأمين سرمايه انسانى پى برد. ابن جبير كه در قرن ششم قمرى مى زيسته, مى نويسد: در روزگار او سى مدرسه در بغداد بود كه ساختمان هركدام از هر كاخى زيباتر مى نمود, با همه اينها نظاميه بغداد از همه مهم تر بود. همه اين مدارس با زمين ها و مستغلات موقوفه پشتيبانى مى شدند. از جمله قديمى ترين دارالعلم ها, دارالعلم ابوالقاسم جعفربن محمد موصلى (٣٢٤ ق) از اديبان و فقيهان بنام شافعى در موصل است. اين فقيه موقوفات متعددى بر اين دارالعلم وقف كرد كه هر دانشجويى مى توانست با استفاده از نوشت افزار و كمك هزينه نقدى در آنجا مقيم شود و از امكانات آن استفاده كند. از اين تاريخ به بعد كتابخانه هاى وقفى در كشورهاى اسلامى رواج فراوان يافت به گونه اى كه كمتر شهرى يافت مى شد كه خالى از كتابخانه هاى وقفى باشد. ياقوت حموى درباره گنجينه هاى كتب وقفى يكى از شهرهايى (مرو شاهجان) كه از آن بازديد كرده مى نويسد: دسترسى به كتب آنها آسان بود و اقامتگاه من هيچگاه از حدود دويست جلد از اين كتب خالى نبود كه بيشتر آنها را بدون سپردن وثيقه دريافت كرده بودم. از قرن چهارم به بعد كمتر شهرى يافت مى شد كه كتابخانه هاى وقفى نداشته باشد. تعداد اين كتابخانه ها در اندلس به حدى رسيده بود كه ابوحيان نحوى بر خريدار كتاب عيب مى گرفت و مى گفت: خداوند به تو عقل معاش بدهد, چرا كتاب مى خرى, من هر كتابى را مى خواهم از كتابخانه وقفى به امانت مى گيرم.
علاوه بر نظاميه ها, درالعلم و كتابخانه هاى بزرگ و متعددى در كشورهاى اسلامى از محل اوقاف به وجود آمده بود كه وظيفه نشر و گسترش علوم را به عهده داشتند. البته وقف به اين موارد ختم نمى شود. مصطفى السباعى ٢٨ مورد را برمى شمرد كه براى آنها وقف شده است. مساجد, مدارس, كتابخانه هاى عمومى, بيمارستان ها, نوانخانه ها, آب انبارها, غرس اشجار, و درختان ميوه براى زيبايى شهر و استفاده عابريان, درمان روانى بيماران و… از اين قبيل اند. اوقاف با كمك در تأمين خدمات عمومى, هزينه هاى دولت را تقليل و نياز دولت را جهت استفاده از وجود استقراضى كاهش مى دهد. پس مى توان استدلال كرد اوقاف حتى در چارچوب ابزارهاى متعارف مى تواند وسيله اى كارا در جهت تقليل اثر دفع ازدحامى و كاهش ميزان بهره باشد. به نظر مى رسد يكى از راه هاى حذف ربا در جوامع اسلامى تعميم و توسعه اوقاف است, هرچند متأسفانه اقتصاددانان اسلامى تا به حال به اين نكته توجهى نكرده اند و حتى در همايش هاى بين المللى كه درباره ويژگى هاى وقف تشكيل شده, به آن عنايتى نشده است.كتابخانه هاى وقفى
براى همه صاحبان انديشه بديهى و مشخص است كه مقوله كتابخانه وقفى بسيار گسترده تر از آن است كه بتوان در يك مقاله به آن پرداخت و همه زواياى آن را نشان داد, زيرا پرداختن به آن شايد شامل چندين جلد كتاب بشود. در اين مقاله مى توان به شمه اى از نقش وقف در شكل گيرى كتابخانه ها اشاره كرد. بدون ترديد كتاب و كتابخانه از عوامل اصلى نهضت فرهنگى و گسترش تعاليم و معارف اسلامى بوده و هست و غالباً كتابخانه هايى كه تأسيس مى شده, از راه وقف بوده است و از اين جا نقش وقف در كتاب و كتابخانه نيز روشن مى شود.
ييحيى محمود ساعاتى از عبداللّه جبورى نقل كرده است كه علاقه علماى اسلام به فراگيرى علم موجب شد آن دسته از فقها كه وقفِ اشياى غيرمنقول را جايز نمى دانستند, در اين باره قائل به استثنا شوند. وقف كتاب يا كتابخانه يكى از موارد وقف در جوامع مسلمين بوده كه با وقف مصاحف (قرآن ها) آغاز شد. برخى فُقها وقف كتاب را در ابتدا نپذيرفتند و به سبب آسيب پذيرى آن را با اصل دائمى بودن استفاده از مال وقفى مغاير مى دانستند, ليكن سرانجام فقها وقف مصاحف و كتب را پذيرفتند. گاه وقف كتاب براى استفاده اشخاص معين (مثل افراد خانواده) صورت مى گرفت, در اين صورت به آن وقفِ خاص مى گفتند. نوع ديگر وقفِ نيمه عمومى يا شبه عام بوده و در آن كتاب يا كتابخانه براى گروه هاى حرفه اى (مانند طلاب علوم دينى و پزشكان) يا پيروان و علماى مذهب خاصى وقف مى شد. گاهى نيز كتاب وقف مكانى خاص مانند مسجد, مدرسه, خانقاه, آرامگاه و بيمارستان مى شد. نوع سوم وقف عموميِ كتاب و كتابخانه يا وقف براى طالبان علم يا براى جميع مسلمانان است.نخستين كتابخانه ها
جرجى زيدان معتقد است عرب ها در اواخر سده دوم فقط علوم اسلامى را مدون كردند. البته جرجى زيدان در اين بيان به تدوين كتب از سوى اهل سنت نظر دارد كه در اين اتفاق نظر وجود ندارد, مثلاً علماى اماميه تاريخ تدوين فقه, حديث و… را به صدر اسلام مى رسانند و برآنند على(ع) و… به اين كار دست زده اند.
زيدان بعد مى گويد نخستين فرمانروايانى كه به تأسيس كتابخانه هاى عمومى دست زدند خلفاى عباسى بودند, گرچه در زمان بنى اميه نيز كتابخانه هايى بود, ولى آنها بيشتر به اهتمام پزشكان و فيلسوفانى كه در خدمت دولت بودند, تأسيس مى شد و خود و فرزندانشان استفاده مى كردند. نخستين كتابخانه عمومى را در بغداد داير كردند و آن را بيت الحكمه ناميدند كه هارون مؤسس آن مى باشد. دانشمندان مسلمان در اين كتابخانه به ترجمه و استنساخ نيز مشغول بودند. مأمون عباسى از نظر تأسيس كتابخانه عمومى و نهضت علمى براى ساير فرمانروايان اسلامى سرمشق هست. ساعاتى نقل كرده است نخستين كتب وقفى را مى توان در كتابخانه عبدالحكم حجمى كه وى آن را در قرون اول قمرى در مكه مكرمه تأسيس نموده, جستجو كرد. وقف و ساختار كتابخانه هاى اسلامى پس از خلفاى عباسى به ويژه خلفاى اندلس به تقليد از مأمون بود. بيش از همه خلفا, حكم بن ناصر (كه در سال ٣٥١ خليفه شد) بود. به طورى كه ابن خلدون و مقريزى تعداد كتاب هاى كتابخانه كاخ سلطنتى اندلس را چهارصد هزار جلد دانسته اند… و بعدها تنها در غرناطه هفتاد كتابخانه عمومى وجود داشت.
جرجى زيدان درباره كتابخانه دومين خليفه فاطمى مصر (كه در سال ٣٦٥ ق خليفه شد) مى نويسد: وى با تشويق وزير دانش پرور و كتاب دوستش, يعقوب بن كلس, كتابخانه اى تأسيس كرد كه نام آن (خزانه الكتب) و داراى يك ميليون و ششصد هزار جلد كتاب بوده است. وى درباره كتابخانه بزرگ شام كه خلفاى فاطمى آن را تأسيس كردند و فرنگيان در سال ٥٠٢ قمرى پس از فتح طرابلس آن را غارت كردند, از كيبون مؤلف تاريخِ امپراتورى روم نقل كرده است كه (سه ميليون كتاب آن كتابخانه را فرنگيان سوزاندند).
ساعاتى مى نويسد: از قرن چهارم قمرى به بعد كتابخانه هاى وقفى در سراسر جهان اسلام رواج يافت, به درجه اى كه كمتر شهرى يافت مى شد كه خالى از كتابخانه وقفى باشد… تعداد اين كتابخانه ها در اندلس به حدى رسيده بود كه ابوحيان نحوى به خريدار كتاب عيب مى گرفت و مى گفت: خدا به تو عقلِ معاش دهد, چرا كتاب مى خرى, من هر كتابى بخواهم از كتابخانه هاى وقفى امانت مى گيرم. ساعاتى درباره كتابخانه فيروزآباد فارس اظهار داشته است: اين كتابخانه را وزير قوام الدوله عمادالدين ابومنصور فرزند مافنه (متوفاى ٤٣٣ ق) تأسيس كرد كه داراى نوزده هزار جلد كتاب بود و آن را وقف طالبان علم كرده بود. در حال حاضر نيز در سر تا سر كشورهاى اسلامى كتابخانه هاى غنى و مجهز وجود دارند كه تشنگان معارف و دانش را سيراب مى نمايند. در كشور ما نيز كتابخانه هاى بسيار ارزشمندى مشغول ارائه خدمت هستند كه گنجينه هاى عظيمى از ميراث ارزشمند و گرانبهاى اسلامى را در خود جاى داده اند. كتابخانه هايى كه تنها فهرست كتب خطى بعضى از آنها به ده ها مجلد مى رسد.
از اين ميان كتابخانه آستان قدس رضوى قديمى ترين كتابخانه وقفى است كه تا به امروز پابرجاست و به عموم عاشقان علم و معرفت خدمت رسانى مى كند و به كتابخانه (گنج هزار ساله) معروف است. به كتابخانه ملى, كتابخانه آية اللّه العظمى نجفى قم و كتابخانه مجلس شوراى اسلامى و… نيز مى توان اشاره كرد. امروزه هيچ محقق و دانشمند و كاوشگر, چه در علوم انسانى و چه در علوم تجربي… نمى تواند ادعا نمايد كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم مديون همين كتاب ها و كتابخانه هاى وقفى نمى باشد. صاحبان اين نوع كتابخانه ها و كسانى كه كتاب و كتابخانه وقف مى كردند, منبع درآمدى را كه رقبه ناميده مى شد, مانند خانه, مغازه, يا باغ وقف آن مى كردند تا صرف نگهدارى و مرمت كتاب ها, ساختمان كتابخانه و پرداخت حقوق كاركنان شود. به هنگام وقف سندى تهيه مى شود كه وقف نامه نام دارد و در آن نام ملك يا املاك موقوفه و نام واقف و محل و خصوصيات رقبات و چگونگى مصارف آنها و نام متولى و نحوه تعيين متوليان بعد از متولى اول بيان مى شود. راه هاى اعلان وقف كتاب به سه صورت بود:
ـ نوشتن متن وقفنامه بر روى جلد كتاب. اين روش يكى از ابتدايى ترين شيوه هاست. وقف با وقفنامه هاى كوتاه روى كتاب آشكار مى شود كه در آن نام واقف و تاريخ وقف نيز مى آيد. از صفحه عنوان و صفحه آخر كتاب براى نوشتن وقفنامه استفاده مى كردند. صيغه هاى وقف از لحاظ اسلوب, لغت, اختصار و ارائه اطلاعات مختلف درخور توجه است.
ـ تنظيم اسناد وقف. در اين حالت اسناد شرعيه اى تنظيم مى شد و در محاكم به ثبت مى رسيد و شاهدان بر آنها گواهى مى دادند و متضمنِ آن بود كه كسى مجموعه اى از كتب را به كتابخانه اى مستقل يا مدرسه يا مسجد يا كاروانسرايى وقف كرده و داراى شرايطى است كه بايد در اداره وقف از آن پيروى شود. اين اسناد نشان دهنده موقوفاتى است كه براى استفاده پُرمدت وقف شده اند. گاه وقفنامه دربردارنده عناوين كتب وقف شده نيز بود. در اين صورت وقفنامه به شكل كتابى جلد شده درمى آمد.
ـ زدن مهر وقف بر صفحه عنوان و ديگر صفحات كتاب. اين مهر نامِ واقف يا محل وقف كتاب را بر خود داشت. اين مهرها دايره, بيضى, مربع در اندازه هاى بزرگ و كوچك و در زمينه سياه و حروف سفيد يا زمينه سفيد و حروف سياه كنده كارى و به رنگ هاى سبز, آبى آسمانى يا خاكسترى بودند.
متن وقفنامه هاى كتاب ها و كتابخانه ها معمولاً مشتمل بر آيات و احاديث در باب ثواب وقف, موضوع وقف (ساختمان كتابخانه, اسامى كتب يا تعداد آنها), نام واقف يا وكلاى او, جايگاه و مورد استفاده وقف, نام متولى, شرايط و سفارشات واقف, صيغه و تاريخ وقف بود. از جمله اين نوع كتابخانه هاى وقفى مى توان به بيت الكتب ربع رشيدى (قرن ٨ ق = ١٣ م), كتابخانه سپهسالار (١٢٨٣ ق) كه هر دو داراى وقفنامه هستند, كتابخانه مسجد جامع اصفهان (قرن ٦ ق), كتابخانه رباط مرو (قرن ٦ ق) و كتابخانه بقعه شيخ صفى الدين اردبيلى (قرن ٨ ق) اشاره كرد. كتابخانه آستان قدس رضوى داراى مجموعه وقفى باارزشى است و نيز سيزده كتابخانه تابع موقوفه اختصاصى در شهرهاى مختلف دارد, از جمله كتابخانه و موزه ملى ملك در تهران, كتابخانه وزيرى يزد و كتابخانه هرندى كرمان. كتابخانه مركزى دانشگاه تهران با مجموعه هاى وقفى حسنعلى غفارى, على اصغر حكمت و حميد سياح, كتابخانه دانشگاه اصفهان با مجموعه هاى وقفى محمدباقر الفت و محمد صدر هاشمى از ديگر كتابخانه ها با مجموعه هاى وقفى هستند.
در شكل گيرى مجموعه كتابخانه ملى ايران كسانى از جمله ميرزا حسينعلى خان محتشم حضور, احتشام السلطنه, ميرزا تقى خان ولد بصير الممالك, سيف السلطنه, نصره السلطان, تقى خان بينش, مقدم الملك, و مرحوم ندمايى سهيم بودند و كتبى را به كتابخانه اهدا كرده اند. مرحوم ندمايى اموال خود را وقف كتابخانه (ملى) كرد و رضاشاه را متولى آن قرار داد. كسانى از جمله محمد تقى دانش پژوه, ايرج افشار و سيد حسن مدرسى طباطبايى به شناسايى و معرفى وقفنامه هاى كتاب ها و كتابخانه ها پرداخته اند. كار آنان به شناسايى تاريخ كتابخانه و كتابدارى در ايران كمك فراوان كرده است. وقفنامه ها يا وقيفه هايى كه درون بسيارى از كتب به يادگار مانده بر وجود كتابخانه در زمان و مكان هاى مختلف دلالت مى كند. با مطالعه وقفنامه هاى كتاب و كتابخانه ها مى توان به اطلاعات تاريخى فراوانى در اين زمينه دست يافت. اكنون به تاريخچه مختصر چند كتابخانه كه بر اساس وقف شكل گرفتند اشاره مى كنيم:كتابخانه صاحب ابن عباد
ابوالقاسم اسماعيل بن عباد از مورخان و سخنوران مشهور قرن چهارم قمرى است و در سال ٣٢٦ قمرى در طالقان متولد شد. اگرچه شهرت وى در زمينه سياسى و مذهبى بيشتر است, اما نقش مهم و ارزنده اى نيز در تاريخ فرهنگ كشورمان داشته است. پس از مرگ ركن الدوله, پسرش مؤيد الدوله ديلمى همراه با كاتب و دوست نزديك خود يعنى اسماعيل بن عباد وارد اصفهان شد و به سبب همين مصاحبت او را صاحب لقب دادند. در مجلس درس او دانشمندان زيادى كه خود از نظر علمى مطرح بودند شركت مى كردند و از اطلاعات و دانش او بهره مى بردند. چنين شخصى برجسته و فرهيخته در شهر رى كتابخانه اى پايه گذارى كرد كه بعدها از معتبرترين كتابخانه جهان اسلام به شمار مى رفت. چنان كه گفته شد ابن عباد مردى دانشمند و فرهيخته و نويسنده اى ارجمند و اهل مطالعه بود و به گردآورى كتاب علاقه وافرى داشت. هرگاه از تأليف جديدى آگاهى مى يافت با سعى تمامى نسخه اى از آن به دست مى آورد و براى مطالعه در كتابخانه اش قرار مى داد. ابوالفرج اصفهانى در الاغانى مى نويسد: (در كتابخانه ابن عباد ١١٧٠٠٠ جلد كتاب نفيس بود كه بيشتر آثار زمانه را دربر داشت و براى تكثير نوشته اى بايد استنساخ مى شد, كارى بس دشوار و مستلزم هزينه و صرف وقت زيادى بود). معجم الادباء (ج ٦) و روضات الجنات (ج ٢) و بسيارى از منابع از شكوه و عظمت اين كتابخانه گفته اند. آمار مختلفى از تعداد كتاب هاى موجود در كتابخانه عباد نقل مى كنند, چون ٢٠٦ هزار, ١٤٠ هزار. همگى آمار فوق مى تواند صحيح باشد, چون صاحب ابن عباد دوره هاى زندگى مختلفى داشت. ولى همه منابع تعداد فهرست آن را مشتمل بر ده مجلد دانسته اند كه براى حمل كتاب هاى مذهبى آن بالغ بر چهار شتر نياز بود. ثعالبى در يتمه الدهر مى گويد كه ابوالحسن محمد بن الحسين فارسى النحوى از صاحب نقل مى كند كه نوح بن منصور سامانى پادشاه خراسان نامه اى براى من فرستاد و مرا به خراسان دعوت كرد و گفت اگر به خراسان بروم مرا وزارت مى دهد و من در پاسخ عذرهاى گوناگون گفتم, از جمله براى حمل كتابخانه ام به چهارصد شتر نياز دارم تا چه رسد به اسباب و لوازم ديگر. ابن عباد كتابخانه نفيس خود را وقف عام كرد و استفاده از آن براى عموم مردم آزاد بود.
بسيارى از محققان و دانشمندان از آن گنجينه بزرگ و باارزش استفاده فراوان كردند, از جمله مقدسى جغرافيدان مشهور بارها براى تكميل يافته هاى خود به آن كتابخانه مراجعه كرد و از آن بهره ها گرفت. مؤلف تاريخ قم مى نويسد پيش از صاحب رسمِ پادشاهان و وزيران آن بود كه كتب خود را همانند زر و سيم در گنجينه اى نهان مى كردند و دانشمندان و شيفتگان را از رفتن به كتابخانه براى مطالعه محروم مى نمودند. سرانجام آن كتابها طعمه خاك گشت و از بين مى رفت. اما صاحب ابن عباد بدون هيچ چشم داشتى تمام كتاب ها و دفاتر را وقف عام كرد و در اختيار مشتاقان قرار داد. بعدها اين كتابخانه پايه و اساس كتابخانه عمومى رى شد و دارالكتب رى نام گرفت. اين كتابخانه مقارن با قرن دهم ميلادى يعنى قرن وسطى تأسيس شد, دورانى كه در اروپا و دنياى غرب عصر تاريك خوانده مى شد.كتابخانه شيخ بهائى
شيخ بهاء الدين عاملى, معروف به شيخ بهائى از دانشمندان و متفكران و نويسندگان دوره شاه عباس بود و كتابخانه معظم و خوب داشت. افندى در شرح حال ظهر الدين ابراهيم بن قوام الدين حسين همدانى از كتابخانه شيخ ياد مى كند. اكنون در آرامگاه شيخ بهائى در جوار مرقد مطهر امام رضا(ع) كه در دوره پهلوى بنا گرديد, كتابخانه اى براى آثار و تأليفات و كتابهايى كه درباره شيخ بهائى نوشته شده, فراهم آمده كه از نظر تحقيقاتى بسيار ارزنده است. شاه عباس به اين دانشمند توجه فراوان داشت و مدتى او را مأمور سر و سامان دادن به كتابخانه آستان قدس رضوى كرد كه به تاراج ازبكان درآمده بود. شيخ بهائى بسيار از كتاب هاى به غارت رفته را برگرداند و مقدارى زيادى از كتاب هاى خود را وقف كتابخانه آستان قدس كرد. ابن خاتون كه يكى از دانشمندان دوره شيخ بود, تعداى از كتاب هاى خود را به كتابخانه آستان رضوى اهدا كرد.
كتابخانه بزرگ آية اللّه العظمى مرعشى نجفى (گنجينه شهاب)
كتابخانه عمومى حضرت آية اللّه العظمى مرعشى نجفى از كتابخانه هاى مهم و معتبر ايران است. اين كتابخانه به لحاظ ويژگى هاى كم نظيرش مورد توجه محققان, پژوهشگران و دانشمندان و مستشرقان سراسر جهان است كه در شهر مقدس و مذهبى قم و در جوار بارگاه حضرت فاطمه معصومه(ع) قرار گرفته است. مؤسس و بنيانگذار اين كتابخانه عظيم و بى نظير, فقيه و مرجع تقليد شيعيان جهان, بزرگ فرهنگبان ميراث اسلامى, عالم اصولى, محدث رجالى, اديب اريب, تبارشناس برجسته, محقق و مورخ ّ حضرت آية اللّه العظمى سيد شهاب الدين مرعشى نجفى در صبحگاه بيستم صفر ١٣١٥/٢١ ژوئيه ١٨٩٧ در نجف اشرف در خانواده اى سرشناس و علمى و مذهبى زاده شد. يكى از برجسته ترين خدمات فرهنگى آية اللّه مرعشى نجفى بنيادِ كتابخانه بزرگى است كه در جهان از شهرت و اعتبار ويژه برخوردار است. با اين كار سترگ, ايشان يكى از بزرگ ترين انقلاب هاى فرهنگى تاريخ ايران و اسلام را رقم زده است. از اين رو در مجامع علمى, فرهنگى و تحقيقى جهان از وى با نام بزرگ فرهنگبان ميراث اسلامى ياد مى شود. وى پس از نزديك به يك قرن كوشش در جهت اشاعه فرهنگ اسلامى و احياى تفكرات شيعى و خدمات ارزنده علمى و اجتماعى, سرانجام در چهارشنبه هفتم صفر ١٤١١ هفتم شهريور ١٣٦٩/٢٩ آگوست ١٩٩٠ در ٩٦ سالگى بر اثر سكته قلبى ديده از جهان فرو بست. برحسب وصيتشان كه مرقوم فرموده اند: (مرا در راهروى ورودى كتابخانه زير پاى محققانى كه براى مطالعه و تحقيق به اين كتابخانه مراجعه مى كنند دفن نماييد). وى در راهروى كتابخانه بزرگى كه خود آن را بنياد نهاد به خاك سپرده شد. بنيانگذار اين كتابخانه تمامِ كتاب هاى خود را كه بسيارى از آنها نفيس و ارزشمند است, وقف عام كردند.
منابع
١. ساعاتى, يحيى محمود: وقف و ساختار كتابخانه اسلامى كاوشى در ميراث فرهنگى اسلام, ترجمه احمد اميرى شادمهرى, آستان قدس رضوى, مشهد, ١٣٧٤, ص ١ ـ ٦٠.
٢. كتاب و كتابخانه در اسلام (مجموعه مقالات), گردآورى كاظم مدير شانه چى, آستان قدس رضوى, مشهد, ١٣٧٤, ص ٩٥.
٣. مجموعه مقالات كنگره بين المللى كتاب و كتابخانه در تمدن اسلامى, گردآورنده: محمد فرح زاد, آستان قدس رضوى, مشهد, ١٣٧٩, (ج ١, ٣٨٠ ـ ٤٤٠).
٤. كتابخانه ملى و مركز اسناد جمهورى اسلامى ايران, دائرة المعارف كتابدارى و اطلاع رسانى, كتابخانه ملى جمهورى اسلامى, تهران, ١٣٨٦ (ج ٢).
٥. سليمى فر, مصطفى: نگاهى به وقف و آثار اقتصادى و اجتماعى آن, بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى, آستان قدس رضوى, ١٣٧٠.
٦. زيدان, جرجى: تاريخ تمدن اسلام, ترجمه و نگارش على جواهر كلام, انتشارات اميركبير, تهران, ١٣٧٦.
٧. مزينانى, على: كتابخانه و كتابدارى, سمت, تهران, ١٣٧٦.
٨. كتابخانه ملى جمهورى اسلامى ايران, رده BP اسلام, كتابخانه ملى و مركز اسناد, تهران, ١٣٧.٩. WWW.http//.iran Newspaper.htm.Mon,Apr ١٨,٢٠٠٥.