آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩
اصول و ضوابط دائرة المعارف نويسى
گفتگو با استاد سيد محمد كاظم موسوى بجنوردى
رئيس مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامىگفتگو كننده: على اكبر مؤمنى
اشاره:
امروزه كشورهاى مختلف براى حفظ و توسعه هرچه بيشتر ميراث گرانبهاى ملى, فرهنگى و تاريخى خويش آثارِ نفيس و ارزشمندى را از خود به جاى مى نهند كه در آن ميان دائرة المعارف ها به جهت شمول و گستردگى شان از اهميت وافرى برخوردارند. نظر به نفش و اهميت دائرة المعارف نويسى در احياى تمدن و فرهنگ ملى و اسلامى و نيز براى آشنايى هرچه بيشتر با اصول و ضوابط آن به حضور بنيانگذار مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى دانشمند گرامى و فاضل محترم جناب آقاى سيد محمد كاظم موسوى بجنوردى رسيديم و نظريات ايشان را در اين باره خواستار شديم.
استاد موسوى بجنوردى كه گذشته از تأليف هاى مفيد علمى, رياستِ كتابخانه ملى ايران و مشاور رئيس جمهور سابق (آقاى سيد محمد خاتمى) در مسائل مختلف خاصه در حوزه فناورى اطلاعات را در كارنامه پرافتخار خويش دارد, از اطلاعات و تجارب بسيار راهگشايى در حوزه تهيه و تنظيم دائرة المعارف بهره مند است كه در اين گفتگو به ارائه آنها پرداخته ايم.ضمن تشكر از جناب عالى كه اين فرصت را در اختيار ما گذاشتيد, در ابتدا نظرتان را درباره مباحث و مدخل هايى كه مى بايد در يك دائرة المعارف مدنظر قرار گيرد, بيان كنيد.
اساساً دائرة المعارف نويسى يعنى اينكه شما تمامى معارف و دانش هايى را كه مرتبط با موضوع مورد نظر است, در يك كتاب ارائه كنيد, مثلاً اگر مى خواهيد دائرة المعارف قرآن بنويسيد بايد تمامى معارف و دانش هاى مرتبط با قرآن را در آن بياوريد, اما اگر شما بخواهيد آن را خاص كنيد و به برخى مباحث بپردازيد, ديگر نمى توانيد نام دائرة المعارف قرآن بر آن بگذاريد, بلكه بايد پسوند يا پيشوندى به آن بيفزاييد و براى مثال بگوييد: (دائرة المعارف مفاهيم قرآن).
مطلب ديگر آنكه اگر بخواهيم در دائرة المعارف بزرگ اسلامى دست به ارزيابى مطالب و مقالات بزنيم, مثلاً استفاده از شعر را در متن دسته بندى كنيم و بگوييم تا چه اندازه بايد از شعر بهره برد, براى اين منظور بايد مباحث را درجه بندى نماييم. اين كار به معناى پذيرفتن نوعى محدوديت است. نوعِ ديگرِ محدوديت محدوديتِ زمانى است, يعنى اينكه مثلاً بايد از فوت فلان شخص پنجاه سال گذشته باشد تا از نظر ادبا و شعرا به او شاعر بگوييم. مثال ديگر اينكه ما به رجال حديث اشاره مى كنيم يا اصحاب اجماع را ذكر مى نماييم, حال چه ملاكى را در اين باره در نظر مى گيريم, آيا شخصيت ها و محدثانى را مى آوريم كه تأليف ارزشمندى داشته اند يا مبتكر بوده اند يا حركتى را به وجود آورده اند؟ بنابراين ما در امر تهيه دائرة المعارف بزرگ اسلامى به برخى محدوديت ها قائليم كه همگى تعريف گرديده و مبتنى بر ضوابط و اصول از پيش تعيين شده است.
درباره هرمنوتيك و برخى مباحث كلام جديد كه مرتبط با قرآن و فهم آن است, منظور بنده مدخل قرار دادن صاحب نظرانى در اين باب مانند شبسترى و سروش نيست. بلكه مرادِ بنده نوعى پرداختن به مباحث جديدى است كه با هرمنوتيك يا فهم قرآن ربط دارد. اين ديدگاه مى گويد شما وقتى مى خواهيد متن قرآن را بفهميد, در ذهن خودتان پيش فرض هايى را داريد كه در برداشت شما تأثير مى گذارد, مثلاً برداشت من و شما از عدالت متفاوت است, زيرا هركدام از ما پيش فرض هايى داريم كه در نوع برداشت ما اثرگذار است. اين برداشت ها علاوه بر اينكه به ميزان اطلاعات و گرايش هاى ما وابسته است, به تجربيات ما نيز بستگى دارد, براى مثال برخى تجربه قدسى ندارد و عده اى تجربه انقلابى و مبارزاتى. چنين افرادى درك درستى از اين مفاهيم ندارند و اگر بفهمند به گونه اى ديگر مى فهمند.
محيط خانواده نيز در شكل گيرى اين پيش فرض ها نقش اساسى ايفا مى كند. البته طرح كردن اين نوع مباحث به معناى تأييد برخى نظريات نيست, بلكه منظور بيان مسائل است, زيرا در دائرة المعارف نويسى نبايد به رد و نقد محتوا بپردازيم. فضاى حاكم بر دائرة المعارف ها توصيف مسائل و بيان و تحليل علمى آنهاست و در اين مجموعه ها به رد نويسى و نقض ديدگاه ديگران نبايست پرداخت. آنچه شما در دائرة المعارف مى نويسيد, اين است كه فلان ديدگاه وجود دارد و در پى درستى يا نادرستى آن نيستيد, در غير اين صورت شما دائرة المعارف نمى نويسيد.
نمونه ديگر مسئله خلق قرآن يا قديم بودن قرآن است كه در كلام گذشته مطرح بوده است. در اين باره اختلافات بسيارى در زمان خلفاى عباسى به خصوص در عصر مأمون وجود داشته است يا موضوع شكل گيرى كلام كه نظريات مختلفى در اين باب وجود دارد. برخى معتقدند انسان هاى اوليه آن قدر غارنشينى كردند و مثلاً پاهايشان به اشياى تيز و برنده برخورد كرد كه مفهوم تيزى پديد آمد. اين كلمات نتيجه تجربه زندگى انسان و حاصل تجربه تاريخى اوست. حال بحث است خداوند اين كلامى را كه مخلوق انسان است, وسيله ارتباط با پيامبرش قرار داده يا وسيله اى ديگر به كار برده. البته بنده در اينجا در مقام تأييد يا ردّ يك نظريه نيستم, بلكه فقط اشكال را بيان مى كنم. به هرحال, دائرة المعارف بايد هم شامل نظريات موافقان باشد و هم به ارائه ديدگاه مخالفان بپردازد.به طور كلى چه مسائلى در دائرة المعارف نويسى از اهميت ويژه اى برخوردار است؟
نكته مهمى كه در دائرة المعارف نويسى بايد به آن توجه كرد, روش تحقيق است. ما هميشه فكر مى كنيم روشِ تحقيق بسيار آسان است, در حالى كه اين طور نيست. امروزه در كشورهاى اروپايى روشِ تحقيق يك رشته مستقل دانشگاهى است و پژوهشگران در اين زمينه مدارج عالى علمى را طى مى كنند. مدرك دكترى مى گيرند. دائرة المعارف نويسى نيز نيازمندِ روش تحقيقِ مخصوص به خود است و اگر بخواهيم كار ما ارزش علمى پيدا كند, بايد روش تحقيق آن را بياموزيم و رعايت كنيم. مهم اين است كه شما در تنظيم مدخل به روش هاى دائرة المعارف نويسى و گزينش مدخل پايبند باشيد.
اگر بخواهيم كارهاى ما با كار اروپايى ها همسنگ و بلكه بالاتر باشد, بايد روش تحقيق و اصول دائرة المعارف نويسى را رعايت كنيم. يكى از بزرگان به ما پيشنهاد داد كه شما دائرة المعارف فلسفه بنويسيد و در آن آراى فلاسفه غرب مانند (كانت) را رد كنيد. بنده به ايشان گفتم در دائرة المعارف نبايد به ردّ نظريات پرداخت. اگر ديدگاه هاى كانت را مطرح نماييم و بعد آنها را رد كنيم, ديگر به اين كار دائرة المعارف نويسى نمى گويند. اين سخن نشان مى دهد اين شخص با دائرة المعارف نويسى و روش تحقيق آن آشنايى ندارد كه چنين پيشنهادى مى دهد.
مسئله بعدى در خصوص نشانى دهى مقالات يا رفرنس دادن است كه در دائرة المعارف اهميت وافرى دارد. گاهى مى بينيم برخى از بزرگان بدون مأخذ صحبت مى كنند و حال آنكه ارزش يك نوشته به مستندات آن است و اينكه شما با تاريخچه يك نظريه آشنايى داشته باشيد و سير تحول آن را شناسايى كنيد تا بتوانيد نظر درست و كاملى ارائه دهيد. متأسفانه بزرگان ما اين روش را ندارند و در نتيجه توليداتِ علمى آنها نيز ارزش چندانى پيدا نمى كند.روند كار علمى و تحقيقاتى شما در تهيه و تنظيم دائرة المعارف بزرگ اسلامى چيست؟
ابتدا مدخل را گزينش مى كنيم و پس از آن ساختارِ آن را تبيين و تفسير مى نماييم. آن گاه برايش پرونده علمى تشكيل مى دهيم و بعد به تدوين مقاله با روشِ علمى همت مى گماريم. سپس آن را ويرايش و بازبينى علمى مى نماييم. اداره و نظارت بر گردش كار و سر ويراستارى آن بر عهده بنده است و بيش از بيست سال است كه اين مسئوليت را بر عهده دارم. البته در انجام اين امور بنده به تنهايى كار نمى كنم و از مشاوره و راهنماى رؤساى بخش هاى علمى نيز استفاده مى نماييم. افزون بر اينها از وجود عده اى مشاوران عادى نيز بهره مى بريم كه به ارزيابى بيشتر كار مباردت مى ورزند.
بخش ديگرى داريم كه گزينش عناوين و مدخل هاى بحث را برعهده دارند. رياست اين بخش را فردى بر عهده دارد كه از سابقه كارِ پژوهشى درخور توجهى برخوردار است و خود دست اندركار تأليف مقالات پژوهشى است. مسئول اين بخش براى ساماندهى كارهاى خود از چندين دستيار هم استفاده مى كند.
وقتى مدخل هاى پيشنهاديِ بخش مدخل گزينى جمع آورى شد, كميسيون ويژه اى داريم كه به بررسى اين مدخل ها مى پردازد. اگر مدخل هاى پيشنهادى فلسفى باشد, اساتيد و صاحب نظران فلسفهر ا به كميسيون فرا مى خوانيم و چنانچه مدخل ها تاريخى باشد, اساتيد تاريخ را به كميسيون دعوت مى كنيم. مدخل هاى پيشنهادى در اين كميسيون بررسى و اصلاح مى شوند و اگر احياناً مدخلى هم از قلم افتاده, پيشنهاد مى شود و اگر مدخلى از لزوم و اهميت چندانى برخوردار نباشد. حذف مى گردد. افزون بر اين حجمِ مقاله نيز در اين كميسيون پيشنهاد مى شود.
نكته مهم اينكه صورت جلسه برگزارى مباحث مطرح شده و جمع بندى نهايى در كميسيون نيز تهيه و تدوين مى شود و مدخل هاى تفسير و تأييد شده را به دفتر سرويراستارى ارجاع مى دهند. وقتى ويراستار مدخل هاى مذكور را تأييد مى كرد, آن را به بخش مربوطه ارجاع مى دهد تا درباره آن مقاله تأليف شود. وقتى مقاله آماده شد, به بخش سرويراستارى ارجاع داده مى شود. سر ويراستار مقاله تأليفى را جهت كنترل منابع به بخش بررسى منابع مى فرستد و صحت ارجاعات مقاله از نظر نام كتاب, متن ارجاعى, نام نويسنده گرفته تا شماره جلد يا صفحه آن به دقت بررسى مى شود. چون نگارش دائرة المعارف به معناى تنظيم و ارائه يك كتاب مرجع براى محققان است. طى ّ چنين مراحلى ضرورى است تا اتقان كار بيشتر شود, زيرا گاهى نويسنده مقاله به اشتباه يا دلايل ديگر در نشانى دهى خود دچار خطا شده است.
پس از كنترل منابع دوباره مقاله به دفتر سر ويراستارى باز مى گردد و به كمك نرم افزارهايى كه داريم گردش علمى مقاله بررسى و بازبينى مى شود. دفتر سر ويراستارى به مثابه يك ستاد عمل مى كند. تمام كارهايى كه روى مقاله صورت مى گيرد, مجدداً به دفتر سر ويراستارى باز مى گردد تا تأييد شود. در اين ستاد كارهاى مهمى چون ويراستارى علمى مقالات, تايپ, ارجاع به بخش مربوطه جهت تصحيح و مقابله متن انجام مى گيرد. مقاله مذكور دوباره به دفتر سر ويراستارى جهت اصلاحِ احتمالى, ويرايش ادبى ـ فنى و تأييد نهايى باز گردانده مى شود.
در توضيحات خود فرموديد كه بعد از كنترل علميِ منابع مقالات را به بخش تخصص ارجاع مى دهيد, در اين بخش چه كارهايى صورت مى گيرد.
بعد از كنترلِ منابع, مقاله مزبور اگر تاريخى باشد, به بخش تاريخ ارجاع داده مى شود و اگر موضوع آن به فلسفه مرتبط باشد, به بخش فلسفه فرستاده مى شود و همچنين ساير موضوعات به بخش هاى مربوط به خود ارجاع داده مى شود و در آنجا از نظر علمى ويرايش محتوايى مى گردد و سپس به دفتر سر ويراستارى برمى گردد و بقيه مراحل را طى مى كند. بخش ويرايش و چاپ آخرين مرحله كار است و بعد از امضاى نهايى سر ويراستار و تأييد او متنِ نهايى جهت چاپ در مجموعه دائرة المعارف ارسال مى شود و ديگر كسى حق تغيير آن را ندارد.آيا در روند آماده سازى مقالات تأليفى با نويسندگان هم تعامل داريد؟
بعد از كنترل منابع و استخراج اشكالات متن يك نسخه از مقاله به نويسنده ارجاع داده مى شود تا در جريان كار قرار گيرد و اشكالات آن را برطرف كند يا احياناً به ايراداتِ كنترل كننده پاسخ دهد, حتى ممكن است به توجيه نظر خود بپردازد و كنترل كننده هم نظر او را بپذيرد. اشكال هايى كه كنترل كننده از مقاله مى گيرد, اشكال هاى علمى نيست و بيشتر جنبه كنترل متن از جهت صحت عبارات و ارجاعات است, براى مثال مى گويد جلدِ دوم اشتباه است و جلدِ سوم صحيح است يا فلان مطلب و نقل قول در كتاب ارجاعى وجود ندارد و نويسنده بايد آن را به كتاب ديگرى مستند سازد.
همچنين كنترل كننده گزارشِ كتبى محرمانه از گردش كار به ما مى دهد و در آن مثلاً مى نويسد كه اين مقاله سخت متأثر از يك مقاله در دائرة المعارف اروپا (EI) است كه نود درصد آن مى تواند ترجمه ارزيابى شود, ولى شخص آن را به صورت تأليف مستقل ارائه كرده است يا در گزارش خود مى آورد نويسنده بيشتر از منابع عمومى استفاده كرده است يا تمام اين مقاله از يك منبع بهره برده و منابع ديگر در مقاله جنبه صورى دارد. بعد از بررسى دقيق اين گزارش ها به آن ها ترتيب اثر داده مى شود و در صورتِ صحت مقالاتى كه چنين ايراداتى دارند, رد مى شوند و اگر اشكالات محدودتر باشند, براى اصلاح به مؤلف عودت داده مى شوند.
در هر صورت, دفتر سر ويراستارى ميان نظر كنترل كننده و نويسنده داورى مى كند و نظر صحيح يا صحيح تر را انتخاب مى كند. البته گاهى براى حل ّ مشكل كميسيونى متشكل از مشاورانِ علمى و متخصصان و مسئولان بخش هاى مربوطه تشكيل مى شود تا در موارد خاص نظر كارشناسى بدهند. بعد از پاسخ نويسنده به اشكالات و ابهامات متن مقاله به بخش مربوطه ارجاع داده مى شود تا ويرايش علمى گردد.اگر ميان نظر كنترل كننده و نويسنده اختلاف وجود داشته باشد, مثلاً كنترل كننده ارجاع يك مطلب خاص را به فخر رازى اشتباه مى داند, اما مؤلف چنين استنادى را صحيح مى شمارد, چه مى كنيد؟
در اين گردشِ كار ميانِ كنترل كننده متن و نويسنده اصلاً ارتباطى وجود ندارد و فقط سر ويراستار بايد اين مشكل را حل كند. البته هيچ ويراستارى در دنيا وجود ندارد كه جامع همه علوم باشد, از اين رو در صورت نياز مشاوران, متخصصان و رؤساى مختلف علمى در يك كميسيون جمع مى شوند و به حل موضوع مى پردازند. ويراستار فقط تا آن اندازه بينش دارد كه به درك مسائل موفق شود و آن ها را مديريت كند.
به خاطر دارم وقتى دكتر شرف نوشته بود (وجود بر ماهيت حمل مى شود. پس ابن سينا هم اصالت وجودى است), كميسيونى از فلاسفه مختلف تشكيل شد كه استاد زرين كوب, ابراهيم دينانى و صمد موحد هم جزء آنها بودند و خود دكتر شرف هم حضور داشت. بعد از بحث و بررسى بنا شد كه آن عبارت را حذف كنند. همان طور كه اشاره كردم در اين گونه كميسيون ها خود مؤلف مقاله هم حضور دارد تا به دفاع از متن خود بپردازد.
در مجموع اگر يك مقاله بيشتر از پنجاه درصد اشكال داشته باشد, آن را به نويسنده باز مى گردانيم و در واقع چنين مقالاتى را رد مى كنيم و نمى پذيريم, اما اگر كمتر از اين ميزان اشكال داشت و مؤلف به رفع آنها همت گماشت, آن را ويرايش محتوايى مى كنيم. البته بايد اضافه كنم كه در اصلاح و بررسى متنِ مقاله سعى ما بر اين است كه نثر نويسنده و سبك نوشتارى او را حفظ كنيم.با توجه به تفاوت سبك نويسندگان, اين ناهمگونى تا چه در متن دائرة المعارف پذيرفتنى است؟
تفاوت در متن نويسندگان امرى بديهى است و وجود اين نوع ناهمگونى ها نيز در دائرة المعارف نويسى پذيرفتنى است. به همين جهت ما سبك نويسندگان را حفظ مى نماييم و فقط متن آنان را از نظر فنى و ادبى ويرايش مى كنيم و منظور ما از ويراستارى تصرّف در سبك نويسندگان نيست, بلكه متن را از نظر قواعد دستور و زبان فارسى و اصول نگارش و ويرايش هماهنگ مى كنيم و زمان افعال آن را اصلاح و اگر غلط تايپى باشد آن را تصحيح مى نماييم يا برخى كلمات را جايگزين برخى كلمات عربى نامأنوس و غريب مى سازيم.
برخى از نويسندگان توان علمى خوبى دارند, ولى از جهت نگارش ضعيف اند و نوشته آنها نيازمند بازبينى و اصلاح است, آيا در امر تهيه دائرة المعارف مى توان از چنين نويسندگانى استفاده كرد؟
بله, در اينجا هم با اين مسئله مواجه ايم. برخى نويسندگان متون ضعيفى را ارائه مى كنند, اما ويراستاران ما اشكالات آن را مى گيرند و به اصلاح و ويرايش شديد آن مبادرت مى ورزند; در چنين مواردى بايد ويراستارى بيشترى روى متن صورت گيرد و نمى توان اسم آن را بازنويسى گذاشت.
حق ّ التأليف نويسندگان چگونه محاسبه مى شود؟
هزينه تأليف مقالات دائرة المعارف بر اساس تعداد كلمات و به ازاى هر كلمه ١١٠٠ ريال محاسبه مى شود و اگر نويسنده مقاله مسئول گروه باشد كلمه اى ١٢٠٠ ريال به او پرداخت مى كنيم.
نويسندگان دائرة المعارف بزرگ اسلامى چه شرايطى بايد داشته باشند؟
نويسندگان اين گونه مقالات از تخصص كافى و اطلاعات علمى لازم بايد برخوردار باشند. اگرچه توجه ما بيشتر بر روى مدرك تحصيلى آنان متمركز است, ولى به اين موضوع هم عنايت داريم كه برخى از افراد مدرك علمى ندارند, اما از اطلاعات ارزنده و دانش خوبى برخوردارند و رشد درخور توجهى نيز در اين مسير داشته اند; از اين رو سعى مى كنيم به اين گونه افراد آموزش دهيم و آنان را با روش تحقيق آشنا كنيم و سپس آزمايشى مقالاتى را به آنها ارجاع مى دهيم تا در اين زمينه تقويت شوند.
آيا منظور شما برگزارى كلاس هاى منظم آموزشى است يا آموزش هايى است كه در طى ّ روند كار صورت مى گيرد؟
هر دو روش وجود دارد, هم آموزش هاى ضمن كار داريم و هم برخى كلاس ها را به صورت دوره اى برگزار مى كنيم. روش تحقيق, ويرايش و منبع شناسى از جمله اين دوره ها هستند كه در طى ّ آنها نويسندگان با روند تحقيق, ويرايش, منبع شناسى و شناخت منابع دست اول و دست دوم و نيز منابع عمومى و تخصصى آشنا مى شوند, همچنين آموزش هايى ديگرى نيز همچون آشنايى نويسندگان با رايانه و اينترنت ارائه مى كنيم كه بسيار مفيد است.
آيا دوره آموزش نگارش و نويسندگى هم داريد؟
خير, وقتى شيوه كار و روند تحقيق را به آنها ياد داديم, برخى مقالات را به آنان ارجاع مى دهيم تا نگارش كنند. اگر از استعداد لازم براى همكارى با ما برخوردار بودند, براى تقويت آنان تلاش مى كنيم و به كمك اساتيد اشكالات و نواقص كارشان را برطرف مى كنيم و اين گونه آموزش هاى لازم را ضمن كار علمى دريافت مى نمايند.
نظر شما درباره متنوع بودن نويسندگان دائرة المعارف چيست؟ براى مثال آقاى خرمشاهى در دانشنامه قرآن از نويسندگان سنى و شيعه استفاده كرده كه هزار مقاله آن را اهل سنت و دو هزار و ششصد مقاله آن را نويسندگان شيعى نوشته اند. آيا استفاده از نويسندگان مختلف اعم از داخلى و خارجى, مسلمان و غيرمسلمان يا حوزوى و دانشگاهى در دائرة المعارف نويسى مطلوب است؟
اگر بخواهيم دائرة المعارف ما يك تحقيق خوب و مفيدى باشد, بايد نويسندگان آن نيز متنوع باشد. اساساً كار پژوهشى نبايد از مقوله هاى جناحى و تعصب هاى مذهبى تأثير بپذيرد و در اين راه بايد از اعمال نظرهاى شخصى پرهيز كرد. شايد يكى از دلايل موفقيت مركز ما نيز همين نكته باشد كه در كار علمى خودمان كارى به مقوله هاى سياسى نداريم.
برخى از متخصصان و صاحب نظران ممكن است بدون توجه به ديدگاه هاى مختلف درباره يك موضوع نظريات شخصى خود را اعمال كنند يا داراى گرايش انحرافى باشند, با اين گونه مسائل چگونه برخورد مى كنيد؟
سعى ما بر اين است كه هر مطلبى را به فرد متخصص و اهل آن بسپاريم, مثلاً رهبر شيخيه (شيخ احمد احسايى) از جمله شخصيت هايى است كه شيعه و سنى درباره اش اختلاف دارند, در معرفى اين شخصيت نبايد نظريات شخصى را دخالت داد و در ارائه تاريخچه زندگى و ديدگاه ها و معرفى آثارش نبايد تعصب به خرج داد, بلكه فقط واقعيات را بايست گزارش كرد و با استناد به منابع معتبر او را معرفى نمود; از اين رو وقتى نگارش مقاله مربوط به اين مدخل را به يكى از محققانمان جنابِ آقاى ابراهيمى سپرديم, چند نكته مهم را به او يادآور شديم كه اولاً مطالبى كه درباره اين شخصيت مى نويسيد بايد مستند به منابع معتبر باشد, ثانياً در مقالات دائرة المعارفى نبايد هيچ گونه مدح يا ذمى در معرفى شخصيت ها وجود داشته باشد و فقط بايد واقعيات را گزارش كنيد, تأليفات او را برشماريد, تاريخچه زندگانى او را بنويسيد, مراحل تحصيل و شاگردانش را بازگو كنيد, نظرياتش را بدون هيچ گونه تصرّفى بيان نماييد و تمامى مطالب مربوط به او را به منابع معتبر مستند سازيد.
اگر مقاله از ويژگى هاى علمى برخوردار باشد و اصول و ضوابط دائرة المعارف نويسى در آن رعايت شود, آن را تأييد مى كنيم وگرنه رد مى شود.
نمونه ديگر مقاله مربوط به ابن تيميه است كه ما آن را چهار بار تأليف كرديم و به مدت سه سال هم به طول انجاميد تا كامل شد. ابن تيميه از جمله شخصيت هايى است كه شيعه و سنى با او مخالف بوده اند و خودش هم ضدّ شيعه و سنّى بوده است. او سرمنشأ مذهب الاوائل و جدّ اعلاى وهابيون است. دانشمند بزرگى هم بوده و تأليفات فراوانى هم داشته است. بديهى است معرفى چنين كسانى نيازمند تخصص كافى, اطلاعات لازم و دخالت ندادن نظريات شخصى در بيان واقعيات است. سه نويسنده به تأليف اين مقاله پرداختند, اما چون موضوعى بس دشوار بود و مقاله ها شرايط و اصول علمى را نداشتند, براى استفاده در دائرة المعارف مناسب تشخيص داده نشد, آخر سر تحرير مقاله را به آقاى زرياب خويى وانهاديم كه بحمداللّه به خوبى از عهده كار برآمد.
اصولاً برخى مقالات نشان مى دهد نويسنده فقط فيش ها را كنار هم گذاشته و مطالب را از منابع مختلف جمع آوردى كرده است و نتوانسته ساختار جديدى از آن ارائه دهد. بنده هم در خصوص علم موسيقى اطلاعات و تخصص ندارم, اما مى توانم با كنار هم گذاشتن چند فيش و ارجاع دادن به منابع معتبر يك مقاله تأليف كنم, ولى آيا اين مقاله ارزش علمى دارد و براى چاپ در دائرة المعارف مناسب است؟ مطمئناً چنين مقاله اى فقط يك جمع آورى عاميانه است و ارزش علمى ندارد.معيار شما در رد يا پذيرش مقالات چيست؟
معيارِ اصلى ما در پذيرش يا ردّ مقالات ساختارِ مقاله و همسويى آن با روش تحقيق و داشتن ارجاعات صحيح و مناسب است; از اين رو اشكال هايى كه به حوزه ويرايش ادبى و فنى مربوط مى شود, چندان تأثيرى در پذيرش يا ردّ مقاله ندارد.
به نظر جناب عالى مهم ترين بخش دائرة المعارف نويسى كدام بخش است؟
از بخش سر ويراستارى كه بگذريم, مهم ترين مرحله براى ما بخش ويرايش و چاپ است, چون آخرين مرحله كار است و تمامى نقايص مقاله در اين مرحله برطرف مى شود. بعد از صفحه آرايى نيز متن را به متخصصى كه به چند زبان مسلط است, ارجاع مى دهيم تا آخرين بررسى انجام گيرد و در اين مرحله مقاله از جهت محتوايى, پاراگراف بندى, جمله بندى يا حتى اغلاط چاپى كنترل و بازبينى مى گردد تا كار به اتقان بالايى دست پيدا كند.
آيا براى معرفى دائرة المعارف بزرگ اسلامى تبليغى هم انجام داده ايد؟ به نظر شما آثار علمى را چگونه بايست به جامعه علمى معرفى كرد؟
تجربه ثابت كرده است آثار علمى ارزشمند و مرجع جاى خودش را در جامعه پژوهشى باز مى كند و خودش بايد مبلغ خودش باشد و احتياجى به تبليغ ندارد; از اين رو تبليغ كردن براى يك اثر علمى و مرجع چندان وجهى ندارد, ولى چنين آثارى نيازمند ابلاغ اند, اگر افراد شاخص علمى در مطبوعات نقدى بر آن بنويسند, در معرفى اثر مفيد خواهد بود.
به نظر بنده اگر صاحب نظرى دائرة المعارفِ قرآن كريم را كه مركز فرهنگ و معارف قرآن تدوين كرده است, در قالب يك مقاله معرفى و بررسى نمايد و در روزنامه يا مجلات رسمى به چاپ برساند, بسيار مفيد و مؤثر است.به طور كلى چه معيارهايى را در گزينش و تصويب مدخل هاى دائرة المعارف بزرگ اسلامى مدنظر قرار مى دهيد؟
اصولاً دائرة المعارف ها بر اساس اصول و ضوابط خاص تهيه و تنظيم مى شوند و مدخل ها در شوراى عالى علمى مورد بحث قرار مى گيرند, از جمله ضوابط ما اين است كه اگر مى خواهيم شخصيتى را معرفى كنيم بايد پنجاه سال از فوت او گذشته باشد; از اين رو موضوعات تاريخى يا شخصيت هاى علمى, فرهنگى, سياسى و مذهبى كه اين ويژگى را ندارند, در دستور كار ما قرار نمى گيرند. به همين جهت مدخل هايى چون مكتب تفكيك, انجمن حجتيه و بازرگان را در اين دايرة المعارف شاهد نخواهيم بود. نمونه ديگر شاعرِ بزرگِ معاصر اخوان ثالث است كه چهره بسيار مشهورى است, ولى چون پنجاه سال از فوت او نمى گذرد آن را در دستور كار خود نداريم.
همچنين ساير عناوين و مباحث مانند بحث جديد هرمنوتيك در شوراى عالى علمى مطرح مى شود و بررسى مى گردد. در شوراى عالى علمى ٣٨ نفر از اساتيد مجرب و صاحب نظر حضور دارند, از جمله مجتبايى, شايگان, شبسترى, محقق داماد, محمد حسن گنجى پدر جغرافياى ايران. سر ويراستار از اين نظر مجرى مصوبات شوراى عالى علمى است و هيچ كس حتى سر ويراستار هم نمى تواند برخلاف مصوبات شورا كارى انجام دهد.درباره مدخل هاى ارجاعى چه چاره اى انديشيده ايد؟
اگر هر دو مدخل از نظر شهرت يكسان باشند, يكى را به ديگرى ارجاع مى دهيم, براى مثال اگر يكى از مدخل ها در حرف (ج) باشد و ديگرى در حرف (ق) قرار گرفته باشد, مدخل واقع در حرف (ق) را به مدخل واقع در حرف (ج) ارجاع مى دهيم و مشكل حل مى شود, اما اگر يكى از مدخل ها نسبت به ديگرى ارجح يا اشهر باشد, مدخل اشهر و ارجح را به مدخل مشهور و راجح ارجاع مى دهيم. دليل اين گونه ارجاعات متفاوت است, گاهى براى اين ارجاع مى دهيم كه به منابع آن دسترسى نداريم, مانند مدخل (آب انبار) كه آن را فقط در دانشنامه ايران نوشتيم و در دائرة المعارف اسلامى آن را نياورده ايم, چون منابع مربوط به آن را نداشتيم; بنابراين در (ذيل) بخشى از مقاله اى كه نوشته نشده مى آيد.
به طور كلى آن چه در (ذيل) مى آوريم, عبارت است از مدخل هايى مستقل يا مدخل هاى ارجاع داده شده به ذيل, مثلاً وقتى جلد پانزده دائرة المعارف را صفحه آرايى مى كنيم, ممكن است دو تا از مقالات اين جلد آماده نشود و باقى بماند, در اين حالت ما موضوع را به رئيس بخش علمى مربوطه اطلاع مى دهيم كه اگر به موقع متن تكميلى را ارسال نكنيد, ما آن را به ذيل ارجاع مى دهيم; در اين صورت مسئولِ بخش سعى مى كند تا جايى كه امكان داشته باشد, اين ارجاع صورت نگيرد.آيا مقالات مفصل به صورت تك نگاشته و مستقل چاپ مى شود؟
بله, برخى مقالات مانند مدخل (اسلام) را به طور تك نگاشته ارائه نموده ايم و به صورت يك جلد مستقل هم چاپ شده است.
آيا بعد از تكميل دائرة المعارف مجموعه هايى كه برگرفته از اين مجموعه عظيم است نيز تهيه مى شود؟
دائرة المعارف بزرگى اسلامى يك مجموعه مادر است كه از آن نتايج مفيدى مى توان گفت, براى نمونه مى توان به استخراج دائرة المعارف اسلامى جوانان كه در يك دائرة المعارف غير تخصصى است, اشاره كرد, ما مى توانيم مطالب مربوط به جوانان را در آن ارائه كنيم, مانند آنچه در دائرة المعارف جوانان لاروس شاهد آن هستيم كه از دائرة المعارف لاروس فرانسه استخراج شده است.
طرح مقاله در دائرة المعارف بزرگ اسلامى را چه كسانى تدوين و ارائه مى كنند؟ آيا نويسندگان خود طرح مقاله را ارائه مى كنند يا آنكه در دائرة المعارف تنظيم مى شود؟
نويسنده در برخى مقالات مهم طرح خود را ارائه مى كند و بعد از تصويب به نگارش آن مى پردازد. بعضى اوقات نيز يك مقاله چندين نويسنده دارد, مانند مدخل (اسلام) كه هفده نويسنده دارد و هر قسمت آن را يك نفر نوشته است. در اين گونه موارد كميسيونى جهتِ تنظيم طرح مقاله و ارائه آن به نويسندگان تشكيل مى شود. البته ما براى همه مقالات طرح در نظر نمى گيريم. مقالات كوچك تر كه وسعت چندانى ندارند, نيازمند طرح نيستند و ما آن را براى نگارش به نويسنده ارجاع مى دهيم.
در خصوصِ ارجاعات متن بر اساس چه شيوه اى عمل مى كنيد؟
ارجاع دادن منابع به روش هاى مختلفى انجام مى شود. اما شيوه صحيح و مناسب علمى در ارجاعات مربوط به دائرة المعارف ارجاعِ درون متنى است. البته در پايان مقاله نيز تمامى منابع را به صورت كامل ذكر مى كنيم. البته دائرة المعارف هاى عمومى مانند دانشنامه اى كه درباره ايران داريم مى نويسيم, بايد عرض كنم كه ارجاعات را درون متن نمى آورند, زيرا مخاطب ما عموم مردم اند و هر شخص باسوادى مى تواند از آن استفاده كند, برخلاف دائرة المعارف هاى تخصصى همچون دائرة المعارف بزرگ اسلامى كه افراد متخصص آن را مى خوانند. معمولاً در كتاب ها ذيل هر صفحه نشانى هر منبع را ذكر مى كنند, ولى در دائرة المعارف براى اينكه پاورقى ها زياد نشود, ارجاعات را درون متن مى آوريم, چون مقالات ما معمولاً ارجاعات بسيارى دارد و اگر بخواهيم همه آنها را در پاورقى بياوريم, به ناچار بايد نيمى از هر صفحه را به پاورقى ها اختصاص دهيم. اين كار شكل و هيأت دائرة المعارف را به هم مى ريزد. فقط نگارش لاتينِ اسامى در پاورقى ذكر مى شود. اين شيوه در دائرة المعارف هاى معروف هم وجود دارد. البته ما براى اين كار شيوه نامه مستقلى نيز تهيه كرده ايم و آن را به تمام بخش هاى خود ابلاغ نموده ايم.
در امر تهيه و آماده سازى دائرة المعارف بزرگ اسلامى از چند بخش علمى بهره مى بريد؟
در مجموع پانزده بخش علمى داريم كه عبارت اند از: ادبيات عرب, ادبيات عمومى, كلام و فرق, تاريخ, جغرافيا, علوم, فقه و علوم قرآنى و حديث, فلسفه, عرفان, هنر و معمارى, حقوق, مردم شناسى, اديان, زبان شناسى و ايران شناسى. شمارى ديگر از بخش ها نيز وجود دارند كه جنبه خدماتى و كنترلى را ايفا مى كنند, مانند بخش كنترل, ويرايش و چاپ. بايد اضافه كنم ما دو بخش جغرافيا داريم; يكى مربوط به دائرة المعارف است كه به سه زبان فارسى, عربى و انگليسى فعاليت مى كند و دوم مربوط به دانشنامه است; به بيان ديگر برخى از بخش ها حالت اشتراكى ميان دائرة المعارف و دانشنامه دارند و برخى از بخش ها نيز مستقل و جدا هستند.
آيا ترجمه عربى متون را در داخل كشور انجام مى دهيد؟
بله, در اين خصوص از مترجمان عرب زبان استفاده مى كنيم. از اين مهم تر ترجمه انگليسى است كه براى مثال ترجمه انگليسى حرف (عين) را در بخش اول انگليسى آورده ايم و نزديك به سيصد مقاله را شامل مى شود. دفتر ترجمه انگليسى ما در لندن است و طرف قرارداد ما مركز مطالعات اسماعيلى لندن است و سر ويراستار آن دكتر مادلونگ مستشرِق معروف است. بخش انگليسى در ايران دو دفتر دارد كه يك دفتر از طرف ما و مستقل است و يك دفتر هم از طرف اين مركز در ايران دائر است.
در ترجمه عربى دائرة المعارف آيا يك گروه مستقل براى ترجمه تمام بخش هاى دائرة المعارف كافى است يا اينكه هر گروه و بخش علمى بايد به طور مستقل مترجم داشته باشد؟
تمام اين بخش ها بايد مستقل باشند و هر بخش مترجم خاص خودش را داشته باشد تا كار از نظر علمى اتقان داشته باشد. گاهى بخشى از يك جلد را به مترجم خبره اى سپرده ايم, مترجمانى كه فارسى را به خوبى مى دانند و بعضاً در سوريه يا عربستان ساكن اند.
منظور بنده اين است مقاله اى كه در بخش فلسفه و كلام و تحت اشراف اين بخش با رويكرد فلسفى نوشته شده است, آيا در مرحله ترجمه هم نظارت تخصصى اين بخش يا نويسنده وجوددارد؟
در خصوص كنترل, ويرايش و چاپ متون عربى نيز بخشى مستقل داريم كه كنترل نهايى در آنجا انجام مى شود و چون به صلاحيت علمى اينان اعتماد داريم ديگر مقاله را به نويسنده ارجاع نمى دهيم, زيرا اين كار وقت بسيارى را از ما مى گيرد.
گذشته از تدوين و آماده سازى دائرة المعارف چه كارهاى ديگرى را در دست اقدام داريد؟
در حال حاضر پروژه هاى بسيارى را در دست اقدام دايم كه از آن جمله مى توانم به جغرافياى جامع ايران در پنج جلد اشاره كنم كه به معرفى اقوام مختلف ايرانى و تاريخ مناطقى چون آذربايجان ـ تاريخ و فرهنگ كرد ـ تاريخ و فرهنگ و بلوچ ـ تاريخ و فرهنگ اختصاص دارد.
روند آماده سازى دائرة المعاف بزرگ اسلامى چند سال طول مى كشد؟ مجموعاً طى ّ چند جلد ارائه مى شود و هر مجلد چند صفحه است؟
در مجموع دائرة المعارف بزرگ اسلامى ٣٥ جلد است كه تاكنون پانزده جلد آن را تدوين كرده ايم و هر سال هم يك مجلد آن را آماده مى كنيم و سعى داريم سرعتمان را بيشتر كنيم, هر مجلد نيز مشتمل بر ٧٦٠ صفحه ٨٠٠ كلمه اى است يعنى حدود ٠٠٠/٦٠٠ كلمه. البته با توجه به اينكه ارجاعات متن ريزتر چاپ مى شود, به نظر من مى رسد تعداد كلمات هر جلد بيش از اين باشد.
نظر حضرت عالى در مورد قطع چاپى دائرة المعارف چيست؟
اين موضوع اهميت چندانى ندارد, با اين حال ما دائرة المعارف بزرگ اسلامى را به صورت رحلى منتشر مى كنيم و استدلالمان هم اين است كه چنين منابعى آثارِ مرجع به شمار مى روند و محققان معمولاً منابع مرجع را به طور كامل نمى خوانند يا آنها را به اين طرف و آن طرف نمى برند, بلكه اين گونه كتاب ها به طور موردى استفاده مى شوند; بنابراين انتشارِ آنها در قطع رحلى بهتر و مناسب تر است.
فضايى را كه مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى در اختيار دارد, چقدر است و از چه امكاناتى بهره مى برد؟
مركز دائرة المعارف بزرگ اسلامى يك دهكده بزرگ تحقيقاتى است. ساختمان آن حدود ٣٣ هزار متر مربع است و از امكانات عديده پژوهشى برخوردار است كه از آن جمله مى توان به كتابخانه اى عظيم, غنى و منحصر به فرد كه شامل پانصد هزار جلد كتاب است, اشاره كرد. همچنين بخش صحافى و زيراكس جهت كپى نسخ خطى و منابع ارزشمند و صحافى آنها گوشه اى ديگر از اين امكانات به شمار مى روند.
از مطالب مفيدى كه بيان فرموديد و وقتى كه در اختيار ما گذاشتيد متشكرم.
من هم براى شما آرزوى توفيق دارم.