آیینه پژوهش

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧

يك نكته از هزاران، معرفى كتاب تبصرة الفقهاء و مؤلف آن
باقری سیانی مهدی

تبصرة الفقهاء, الشيخ محمدتقى الرازى النجفى الاصفهانى, تحقيق: السيد صادق الحسينى الاشكورى, نشر مجمع الذخائر الاسلاميه, قم, سنة الطبع ١٤٢٧ق / ١٣٨٥ش, ٣ج.

دو اثر از صاحب هداية المسترشدين و نواده او صاحب وقاية الأذهان در سال ١٣٨٥ش منتشر گرديد. اگرچه اين دو اثر در دو حوزه مختلف از فقه و ادبيات عرب است, ولى مى توان هر دو را در نوع خود از شاهكارهاى آن فن به حساب آورد, يكى كتاب ارزشمند السيف الصنيع لرقاب منكرى علم البديع از فقيه, اصولى و ا ديب نامور, علامه ذوفنون آية اللّه شيخ محمدرضا نجفى اصفهانى كه با تحقيق و تعليقات عالمانه جناب حجة الاسلام مجيدهادى زاده و اهتمام مكتبه ادبيه مختصّه (كتابخانه تخصصى ادبيات) نشر گرديد و ديگرى كتاب ارزشمند تبصرة الفقهاء از فقيه و اصولى نامدار آية اللّه العظمى شيخ محمدتقى رازى نجفى اصفهانى ـ سرسلسله نجفى هاى مسجد شاهى اصفهان و معروف به صاحب حاشيه معالم يا هداية المسترشدين ـ كه به كوشش محقق محترم حجة الاسلام سيدصادق حسينى اشكورى و به نام نشر مجمع الذخائر الإسلاميّة و از سوى كتابخانه عمومى آية اللّه نجفى در اصفهان, منتشر گرديد. درباره اثر اول و مؤلف آن در مجله ارزشمند آينه پژوهش به مفصل سخن گفته شد و جايگاه مؤلف و بستر آفرينش شاهكار ادبى وى و دوران پيدايش چنين اثر ماندگار مشخص گرديد١.

… امّا اثر دوم:

نگارنده از چند سال قبل (١٣٨٣ ش) مژده نشر چنين اثرى را ـ آن هم با تحقيقى شايسته و درخور ـ داده بود و در مقدمه ديگر اثر ارجمند صاحب هداية و معرفى آثار وى يعنى رساله صلاتيه چنين نگاشته بود:
(… يكى از پرفروغ ترين آن چهره هاى ماندگار و و رادمردان نامدار, مؤلّف اين كتاب علامه محقّق مدقق, اصولى بزرگ و فقيه سترگ حضرت آية اللّه العظمى شيخ محمدتقى رازى نجفى اصفهانى ـ قدس سره ـ مى باشد, فرزانه اى كه با نظرات دقيق خويش در مباحث اصولى به عنوان يكى از صاحب نظران شاخص در اين عرصه مطرح و كتاب گرانسنگ وى يعنى هداية المسترشدين مورد رجوع و توجّه علما بوده و مى باشد.وى در فقه نيز از مرتبه بالا و جايگاه والائى برخوردار مى باشد و از آثار فقهى او كتاب گرانسنگ تبصرة الفقهاء مى باشد و اميد مى رود به زودى در دسترس اهل علم قرار گيرد).٢
… و اينك آنچه كه در چهار مقام, تقديم خواننده فهيم اين مقال مى گردد, حاصل نگاه سريع و گذراى نگارنده بر سه مجلّد شكيل و زيباى تبصرة الفقهاء و سخنى پيرامون مؤلف نامور آن مى باشد تا چه مقبول افتد و چه در نظر آيد.

١. سخنى پيرامون مؤلّف و دوران آفرينش اين اثر

اين اثر گرانسنگ ثمره و ميوه قرن سيزدهم هجرى است كه يكى از درخشان ترين دوران حوزه علمى كهن و پربركت اصفهان مى باشد, روزگارى كه شهر اصفهان مجمع عالمان, دانشمندان و فرهيختگان بزرگى بوده كه هر يك چونان ستاره اى فروزان در آسمان علم و فقاهت شيعه نورافشانى مى نموده اند كه با ذكر نام برخى از آنان اين مقال را زينت مى بخشيم:
بازگو از نجد و از ياران نجد
تا در و ديوار را آرى به وجد٣

شخصيت ها و فرزانگانى چون حضرات آيات عظام: سيدمحمدباقر موسوى شفتى (متوفاى ١٢٦٠ق) معروف به حجة الاسلام صاحبِ مطالع الأنوار, حاج محمدابراهيم كلباسى (متوفاى ١٢٦١ق) صاحب اشارات الاصول, آقا محمدعلى هزار جريبى (متوفاى ١٢٤٥ق) صاحب مخزن الأسرار الفقهيه, حاج محمدجعفر آباده اى (متوفاى ١٢٨٠ق) صاحب نقود المسائل, ميرسيدحسن مدرس (متوفاى ١٢٧٣ق) شارح مختصرالنافع, سيدمحمّد شهشهانى (متوفاى ١٢٨٧ق) صاحب انوارالرياض و ملاحسين على تويسركانى (متوفاى ١٢٨٦ق) صاحب كشف الأسرار, كه پس از استاد خويش صاحب هداية المسترشدين جانشين وى در كرسى تدريس بود٤.
در چنين دوران درخشانى كه حوزه علمى اصفهان مزيّن به وجود چنين فرزانگانى بوده است, علاّمه رازى ـ با توجّه به قرائن ـ در دهه پنجم عمر پربركت خود قرار دارد و توشه اى ارزشمند از حضور در محضر عالمان عصر خويش چون محمدباقر اصفهانى معروف به وحيد بهبهانى (متوفاى ١٢٠٥ق)٥, سيّد مهدى بحرالعلوم (متوفاى ١٢١٢ق), سيّدمحسن أعرجى بغدادى (متوفاى ١٢٢٧ق), سيّدعلى طباطبائى (صاحب رياض المسائل و متوفاى ١٢٣١ق) و شيخ جعفر كاشف الغطاء (متوفاى ١٢٨٨ق) فراهم آورده و خود فقيهى صاحب نظر گشته و داراى اجازه روايت و اجتهاد از استاد اخير خود گرديده و در حدود سال ١٢٢٥ ق وارد شهر اصفهان شده و شروع به تدريس نموده و محضر درس وى با شكوه ترين درس آن زمان در تمامى حوزه هاى علميه شيعه بوده و علامه سيّدمحمدباقر موسوى صاحب روضات الجنات از استاد خويش علاّمه رازى به (استاد الكلّ فى الكل) تعبير نموده است و با تصريح به حضور سيصد نفر از فضلا و بزرگان در مجلس درس وى مى نويسد: (فأصبح أفضل أهل عصره فى الفقه و الأصول, بل أبصر أهل وقته فى المعقول و المنقول و صار كأنّه المجسَّم فى الأفكار الدقيقة و المنظم من الأنظار العميقة, أستاذاً لِكلّ فى الكُلّ, و فى أصول الفقه على الخصوص و جنّات الفضل الدائمة الأكل فى مراتب المعقول و المنصوص, فجعل أفئدة طلاب العصر تصرف اليه و أخبية أصحاب الفضل تضرب لديه, بحيث لم ير فى الدنيا مدرس أخصّ بأهله من مدرسه الشريف و لامجلس أفيد لنهله من مجلس المنيف) ٦.
البته ذكر اين نكته ضرورى است كه علاّمه رازى در ابتداى ورود به اصفهان مدتى را در گمنامى مى گذراند و با حل مشكلى فقهى مقام والاى ايشان بر ديگران روشن مى شود و او در فقاهت شهرت مى يابد. خواننده محترم جهت اطلاع از اين قضيه مى تواند به رساله صلاتيه رجوع كند٧.
سرانجام اين فقيه و اصولى بزرگ پس از سال ها تلاش علمى و رياضت و تدريس و تأليف در ظهر روز جمعه نيمه ماه شوال ١٢٤٨ ق چشم از جهان فروبست و پس از اقامه نماز يكى از دو پيشواى بزرگ روحانى وقت اصفهان يعنى سيّد محمدباقر شفتى يا حاج محمدابراهيم كلباسى در بقعه اى كه بعدها به نام خود وى (تكيه شيخ محمدتقى٨) معروف شد, دفن گرديد٩.

٢. سخنى پيرامون آثار مؤلف

آثار برجاى مانده از مؤلف در حوزه فقه و اصول مى باشد, البته در صورت استخراج نظريات و ديدگاه هاى مؤلف در باب علم رجال كه پراكنده در آثار وى آمده است و ما چند نمونه آن را در قسمت ويژگى هاى كتاب آورده ايم, مى توان حوزه آثار وى را به علم رجال نيز گسترش داد:

الف) هداية المسترشدين فى شرح اصول معالم الدين

اين كتاب كه مهم ترين اثر اصولى مؤلف است و مؤلف به آن شناخته مى شود, از اركان كتب اصول شيعه مى باشد. كه برخى از مباحث فرائد شيخ أعظم انصارى ـ كه از كتب اصلى و دروس رسمى سطح عالى حوزه هاى علميه شيعه مى باشد ـ در اين كتاب به نقد و بررسى درآمده است. اين كتاب جزء اولين كتاب هايى است كه در ايران, مكرر چاپ سنگى شده است. در سال ١٢٦٩ ق براى اولين بار به چاپ رسيد و آخرين چاپ آن به سال ١٤٢٠ ـ ١٤٢١ ق در سه مجلد و با مقدمه نواده مؤلف و اهتمام مؤسسه نشر اسلامى وابسته به جامعه مدرسين قم است.١٠

ب) تبصرة الفقهاء

كتاب حاضر است كه درباره آن سخن خواهيم گفت.

پ) رساله صلاتيه

مؤلف در اين كتاب فقهى كم حجم ولى پر محتوا كه دربردارنده نظريات مؤلف است, پيرامون نماز به بحثى نيمه استدلالى پرداخته و أقوال و آراى ديگران را نيز در آن ذكر كرده است. اين اثر با تحقيق اين جانب و مقدمه نواده مؤلف آية الله شيخ هادى نجفى و همت كتابخانه عمومى آية اللّه نجفى در اصفهان به سال ١٣٨٣ش منتشر گرديد. پيرامون اين اثر و ويژگى هاى آن در مقدمه كتاب مفصّل سخن گفته ايم, مراجعه شود١١.

ت) تقريرات علامه سيّدمهدى بحرالعلوم

كتاب شناس شيعه علامه آقابزرگ طهرانى نوشته است تقريرات شرحِ طهارتِ كتاب وافى نوشته علامه مولاحسن فيض كاشانى است و مؤلف به هنگام حضور در درس سيّدبحرالعلوم آن را به نگارش درآورده است. علامه طهرانى در سه مجلد از كتاب ارزشمند الذريعة به معرفى اين اثر پرداخته است١٢ و در اثر ديگر خويش به نام الكرام البررة مى فرمايد: (و له شرح طهارة الوافى للفيض من تقرير استاذه السّيد مهدى) .١٣

ت) رسالة فى عدم تفطير التتن

نسخه خطى اين رساله كم حجم كه ردى بر فقيه معاصرِ مؤلف مرحوم حاج محمّدابراهيم كلباسى است در يكى از كتابخانه هاى نجف اشرف موجود مى باشد و تصوير آن در اختيار نواده مؤلف استاد شيخ هادى نجفى است و به زودى با تحقيق محقق كتاب السيف الصنيع حجة الاسلام مجيد هادى زاده چاپ و منتشر خواهد شد.علامه طهرانى در الذريعة و الكرام البررة از اين رساله ياد مى كند.١٤

ج) رساله اى در بحث دوران أمر بين اقل و اكثر

مؤلف اين رساله را در رد استاد خويش, علامه سيدمحسن اعرجى بغدادى نگاشته و علامه ذوفنون شيخ محمدرضا نجفى, آن را كه به خط مؤلف است, ديده و در اين باره مى فرمايد: (له ردود على العلامه السّيد محسن الكاظمى فى مسألة الأقل و الأكثر رأيتها بخطّه الشريف).١٥

چ) رساله اى در فساد شرط ضمن العقد

محدّث نورى در مستدرك الوسائل ١٦ و علامه آقا بزرگ طهرانى در الذريعة و الكرام البررة از اين اثر ياد مى كنند.١٧

ح) أجوبة المسائل

علامه رازى به نوشته صاحب روضات الجنات به بسيارى از سؤالات فقهى پاسخ داده است كه آن را نيز از آثار علمى ايشان مى تواند دانست. علامه خوانسارى در روضات الجنات ١٨ و علماء الأسرة ١٩ از اين اثر نام مى برد.

٣. سخنى پيرامون تبصرة الفقهاء
١) بستر آفرينش اين اثر

اگرچه علامه رازى به كتاب هداية المسترشدين شناخته مى شود,چنان كه گذشت آثار فقهى بسيار ارزشمندى دارد كه مهم ترين و مفصّل ترين آنها كتاب حاضر و مختصرترين آن رساله عدم تفطير تُتُن است.
دوران خلق اين اثر بشكوه فقهى دورانِ بالندگى مؤلف فرزانه آن بوده است, دورانى كه آوازه تدريس شيخ در همه جا پيچيده و هر كه يك مرتبه در آن درس شركت مى كرد, براى هميشه شيفته آن مى شد, به تعبير شاعر:
چشم مسافر چو برجمال تو افتد
عزم رحيلش بدل شود به اقامت٢٠
نكته فوق با ا ستفاده از دو بيان علامه ميرزا محمدباقر خوانسارى ـ كه خود از شاگردان آخرين دوره درس مؤلف است ـ به دست مى آيد, يكى بيان وى در علماء الاسرة آن جا كه مى فرمايد: (من مدتى را در درس شيخ شركت كردم)٢١ و ديگرى در روضات الجنات كه مى فرمايد: (… و له أيضاً كتاب فى الفقه الاستدلالى كبير جداً كان يشتغل به فى أيّام تشرفنا بخدمته المقدسة…)٢٢
مهم ترين اثر فقهى مؤلف كه مد نظر صاحب روضات نيز مى باشد, همين كتاب است.

٢) جايگاه فقهى اين اثر

در اين قسمت تنها به ذكر كلام دو تن از دانشمندان بزرگ شيعه اكتفا مى كنيم:
ـ علامه آقابزرگ طهرانى در الكرام البررة به نقل از صاحب تكمله أمل الآمل اين كتاب را در نهايت مرتبه تحقيق مى داند و مى فرمايد: (كتاب الطهارة, قال [السّيدحسن الصدر الكاظمينى] فى التكملة: رأيته و هو فى غاية التحقيق يبلغ قدر طهارة المعالم).٢٣
ـ علامه ذوفنون شيخ محمدرضا نجفى در حاشيه خود بر روضات الجنات درباره فقه استدلالى مؤلف و همسنگ بودن اين اثر در فقه با هداية المسترشدين مؤلف در اصول مى فرمايد: (خرج منه كتاب الطهارة و هو فى الفقه كالهداية فى الاصول).٢٤

٣) برخى از ويژگى هاى كتاب

الف) علم رجال و دراية الحديث از علومى است كه دانستن آن براى فقيه, در مقام استنباط لازم و ضرورى است ٢٥ و اگرچه مؤلف اثرى مستقل در اين مجال ندارد, در آثار فقهى و اصولى خود به مناسبت متعرض آن شده است كه نگارنده نمونه اى از آن را در مقدمه خويش بر رساله صلاتيه ذكر نموده است٢٦, مؤلف در اين اثر نيز چنين مباحثى را مطرح نموده است و جا داشت محقق مقدمه اى بر كتاب مى زد و ضمن بيان شيوه تحقيق خويش, ويژگى هاى اين اثر ماندگار را مانند نظريات رجالى خاص مؤلف را بيان مى نمود; ما در اين قسمت به ذكر چند نمونه اكتفا مى كنيم:
ـ مؤلف روايات عثمان بن عيسى را نه تنها از موثقات مى داند, بلكه احتمال پذيرش آنها را به عنوان صحاح مطرح نموده و مى فرمايد: (فغاية الأمر أن تكون الرواية موثقة بل يحتمل عدّه من الصحاح إن قيل بثبوت توبته كما يومى إليه بعض الشواهد. و كيف كان فلاريب فى مقبولية أخباره و ربّما يعدّ خبره موثقاً كالصحيح).٢٧
گفتنى است اگرچه عثمان بن عيسى از اصحاب اجماع مى باشد, مرحوم نجاشى وى را شيخ واقفه مى داند٢٨.شيخ طوسى در رجال وى را واقفى مى شمارد ٢٩ و در رجال كشى توبه و رجوع وى را از وقف نقل مى كند٣٠.
ـ (أبى بصير) كنيه اى مشترك براى تعدادى از راويان احاديث است كه در بين آنان برخى نيز مجهول مى باشند٣١ و به همين جهت برخى از فقهاى معاصر, رواياتى را كه راوى آن ابى بصير باشد ضعيف مى شمارند و به آن عمل نمى نمايند, ولى مؤلفِ علامه ابى بصير به صورت مطلق را حمل بر ابوبصير مرادى يا اسدى ـ كه هر دو نيز ثقه مى باشندـ مى كند و مى فرمايد: (و أمّا من جهة أبى بصير فيما تقرر فى الرجال من اشتراك أبى بصير بين رجلين ثقتين لاريب فى شأنهما سيّما إذا كان راوياً عن الصادق عليه السلام, فالمناقشة فيها من جهة السند فى غاية الوهن)٣٢.
ـ محمّدبن سنان٣٣.
ـ محمدبن خلاد برقى.٣٤
ـ اسماعيل بن جابر. ٣٥
اين سه شخصيت نيز از نظر وثاقت محل اختلاف مى باشند و مؤلف درباره هر سه قائل به وثاقت مى شود.٣٦
ب) دسته بندى زيبايى كتاب و نتيجه گرى پايانى, همراه با نقد تك تك اقوال موجود در مسئله و بيان دلايل قول مقبول مؤلف:
براى نمونه: (تبصرة فى تقدير الكر بالمساحة) كه مؤلف شش قول را بر مى شمارد و پس از آن دو قول ديگر را هم ذكر مى كند و پس از نقل أقوال و بررسى آن ـ در پانزده صفحه ـ مى فرمايد: (فظهر من جميع ما ذكرنا أن الأظهر فى المقام هو مختار القميين. و ممّا قدرنا ظهر وجه القول الثالث و ضعفه. و وجه القول الرابع حمل الأخبار علي… و أمّا القول الخامس فلم نقف له على مستند… و أمّا القول السادس فوجهه الجمع بين الأخبار…).٣٧
پ) مطرح نمودن برخى از مباحث اخلاقى و اجتماعى :
(تبصرة فى الصبر على المرض) كه مؤلف در نه صفحه بسيارى از احاديث پيرامون اين موضوع را همراه با توضيحاتى ذكر مى كند٣٨.
(تبصرة فى عيادة المريض) .مؤلف در هشت صفحه ضمن اشاره به تعدادى از روايات به طرح مباحثى چون لزوم نداشتن عيادت زنان از مريض, مستحبات و آداب عيادت از مريض و… مى پردازد٣٩.
(تبصرة فى التوبة و الإنابة) كه مؤلف ضمن نقل چهارده حديث, در قسمتى از آن مى فرمايد: (وعدّ بعض الأصحاب حسن الظنّ باللّه من الواجبات نظراً إلى بعض الأخبار المذكورة و غيرها. و هو محل تأمّل و دلالة الأخبار المذكورة على الوجوب غيرظاهرة. نعم, اليأس من رحمة اللّه من أعظم الكبائر و هو أمر آخر) . ٤٠
ت) توجه به مباحث تفسيرى و كلامى:
مؤلف كه قائل به نجاست تمامى كفّار و مشركين مى باشد, درباره اهل كتاب مى فرمايد: (… و كيف كان, فالقول بطهرهم [= اهل الكتاب] من الوهن بمكان; لقيام الأدلّة الظاهرة على نجاستهم, منها قوله تعالى: إنّما المشركون نجس) و پس از آن با استناد به دو آيه شريفه ٣٠ ـ ٣١ سوره توبه مى فرمايد: (إنّ ظاهر قوله تعالي… قاضٍ بكون اليهود الذين هم أقرب من سائر أهل الكتاب إلى التوحيد مشركين فكيف غيرهم و مع الغضّ عنه فلا شكّ فى شرك غيرهم, لقول النصارى بالأقانيم الثلاثة و المجوس بالنور و الظلمة).٤١

٤) برخى از كاستى هاى كتاب

در اين قسمت به صورت بسيار گذرا چند مورد را ذكر و در هر مورد به نقل يك يا دو مثال اكتفا مى كنيم
الف) ارجاعات نامناسب و بى جا:
محقق محترم در برخى از ارجاعات دقتِ لازم نكرده و ارجاع نامناسب و بى جا داده است:
ـ ارجاع حديث به كتاب اصولى مانند نهاية الأفكار.٤٢
ـ ارجاع اقوال تفسيرى به كتب حديث (باتوجه به دسترس بودن آن) مانند ارجاع به بحار الانوار به جاى كشاف زمخشرى.٤٣
ـ ارجاع به متن كتاب به جاى شرح كتاب مانند ارجاع به من لايحضره الفقيه به جاى روضة المتقين, عبارت مؤلف چنين است: (و جزم به الفاضل المجلسى فى شرح الفقيه) كه محقق در پاورقى چنين آدرس داده است (من لايحضره الفقيه ١/٦).٤٤
ـ ارجاع به مصادر متأخر به جاى مصدر اصلى مانند إرجاع نهايه شيخ طوسى يا روض الجنان شهيد ثانى به الحدائق الناضرة. ٤٥
ـ ارجاع احاديث به مصادر حديثى متأخر يا معاصر, مثل ارجاع به فقه الصادق.٤٦
ب) ذكر نسخه بدل هاى غيرضرورى:
ييكى از نقاط قوت در امر تحقيق و تصحيح متون, در اختيار داشتن نسخه هاى متعدد خطى است, ولى از آفاتى كه در چنين مواردى دامنگير برخى از محققين مى شود ذكر نسخه بدل هايى است كه اشتباه كتابتى بودن آن كاملاً آشكار است و هيچ كمكى به خواننده در جهت درك مقصود مؤلف نمى كند و ذكر آن تنها به حجيم شدن اثر مى انجامد و اينك نمونه هايى از اين دست:
١/٢ـ الحاملة به جاى (الحنابلة).٤٧
٢/٢ـ صبيّاً به جاى (طبيباً) . ٤٨
٣/٢ـ قابل به جاى (قائل). ٤٩
٤/٢ـ حكاية به جاى (كفاية) .٥٠
٥/٢ـ توفيقه به جاى (توقيته). ٥١
٦/٢ـ مطلقاً التقية به جاى (مطلق التبقية) .٥٢, ٥٣
پ) غلط هاى چاپى :
وجود برخى از اشتباهات چاپى بيانگر نداشتن دقت لازم در نشر چنين اثر ارزشمندى مى باشد, مانند:
ـ السبي كه صحيح آن (الصبي) مى باشد.٥٤
ـ فطرة الضعيف كه صحيح آن (فطرة الضيف) مى باشد. ٥٥
ـ الصوغ للتيمم كه صحيح آن (المصوغ للتيمم) مى باشد. ٥٦
ـ الكراية كه صحيح آن (الكراهة) مى باشد. ٥٧
ت) غفلت از تحقيق صحيح و استخراج مصادر:
محقق محترم در بسيارى موارد اقوال مذكور مؤلف را به مصادر اصلى آن ـ اگرچه چاپ حجرى ـ ارجاع داده است, ولى در مواردى نيز از ارجاع مصادر غفلت نموده است, براى نمونه:
ـ (تبصرة فى نجاسة الغساله) .٥٨ مؤلف در اين قسمت از ٢٣ كتاب نام مى برد, مانند: المعتبر, مختلف الشيعة, ذخيرة الأحكام, الدلائل, المقنع, المبسوط, الخلاف, الإصباح شرائع الإسلام, مختصر النافع, كشف الرموز, منتهى المطلب, تذكرة الفقهاء, تحرير الأحكام,اللمعة الدمشقية, الروضة البهيّة, المقتصر, التنقيح الرائع, روض الجنان و…) .دو كتاب از مجموع كتاب هايى كه مؤلف نام مى برد هنوز چاپ و منتشر نشده كه عبارت اند از دلائل و اثر فاضل ميسى است, ولى بقيه آثار منتشر شده است و محقق از تمامى كتاب هاى ياد شده تنها به ارجاع به تحرير الاحكام اكتفا نموده و از ديگر مصادر غفلت نموده است.
ـ (تبصرة فى كيفية اعتصام البئر) .٥٩ مؤلف در دو صفحه از فقيهان بزرگ و برخى از كتاب هاى آنان نام مى برد كه در مجموع بيش از پنجاه مورد مى باشد و برخى از افرادى را كه مؤلف تصريح به نام آنان مى كند عبارتند از: شيخ طوسى, سلاّر ديلمى, قاضى ابن برّاج, أبى الصلاح حلبى, علاء الدين حلّى, ابن زهره حلبى, ابن ادريس حلّى, يحيى بن سعيد حلّى, شهيد اوّل, شهيد ثانى, محقق ثانى, فخر المحققين, فاضل مقداد, ابن فهد حلّى, صاحب معالم, محقق اردبيلى, صاحب مدارك, شيخ بهائى, محقق سبزوارى, علامه آقاحسين خوانسارى, آقاجمال خوانسارى, علامه محمدتقى مجلسى, علامه محمدباقر مجلسى و… .محقق محترم در تمام موارد فوق به ذكر يك نسخه بدل اكتفا نموده است.
ـ (تبصرة فى تبعية السؤر للحيوان).٦٠

ث) فقدان مقدمه محقق:

محقق با نوشتن مقدمه بر كتاب دورنمايى از مطالب كتاب را فرا روى خواننده كتاب قرار مى دهد و بدين گونه خواننده با كليات كتاب, جايگاه و فضايى كه اين اثر در آن خلق شده است آشنا مى شود ; به عنوان نمونه مقدمه مفصل نواده محترم مؤلف بر اثر ديگر مؤلف به نام هداية المسترشدين يا مقدمه محقق محترم السيف الصنيع بسيار عالى و دربردارنده جايگاه كتاب و فضاى اثر مى باشد. اما خواننده كتاب حاضر تنها به مقدمه نواده محترم مؤلف كتاب و قسمتى از موسوعه (المفصّل فى تراجم الأعلام) كه شرح حال مؤلف است, برمى خورد كه اگرچه اطلاعات ارزشمندى درباره مؤلف و كتاب به وى مى دهد, ولى در معرفى اين اثر و مطالب نهفته در آن و ذكر نمونه هايى از نوآورى ها و ابداعات علامه مؤلف در حوزه هاى مختلف فقهى, رجالى, اصولى, لغوى و … ناكام است و نگارنده با نگاهى گذرا به كتاب چند ويژگى آن را در قسمت قبلى بيان نمود.

ج) نداشتن فهرست مصادر تحقيق:

وقتى يك كتاب ارزشمند برجاى مانده از گذشتگان به چند چاپ تحقيقى مى رسد ضرورت ارائه فهرست مصادر تحقيق در پايان كتاب آشكارتر مى گردد و اين گونه خواننده كتاب متوجه مى شود محقق از كدام چاپِ كتاب استفاده نموده و به آن ارجاع داده است; نداشتن چنين فهرستى از ديگر كاستى هاى تحقيق اين اثر است و محقق از كتاب هايى استفاده كرده كه هركدام داراى چنين ويژگى مى باشند, مانند:
رياض المسائل, دو چاپ تحقيقى و يك چاپ سنگى;
حبل المتين چاپ سنگى و دو چاپ تحقيقى;
الدروس الشرعية, دو چاپ تحقيقى دفتر تبليغات اسلامى و مؤسسه نشر اسلامى;
مختلف الشيعة, دو چاپ تحقيقى دفتر تبليغات و مؤسسه نشر اسلامى;
مسالك الافهام, چاپ دو جلدى و چاپ ١١ جلدى;
روض الجنان, چاپ يك جلدى و چاپ ٢ جلدى دفتر تبليغات اسلامى;
و كتاب هايى چون مفتاح الكرامة, منتهى المطلب, تذكرة الفقهاء, ذكرى الشيعة, جواهر الكلام, كفاية الاحكام و… از اين نمونه اند.
چ) غفلت از بازيابى برخى مصادر:
برخى از كتاب هايى كه مؤلف از آنها قولى را نقل يا به آن استناد كرده است, يا اصلاً استخراج نشده است يا در هر سه مجلد يك مرتبه آمده, مانند:
معالم الدين فى فقه آل ياسين, فقه معالم, مفاتيح الشرايع, التنقيح الرائع, غاية المراد, إشارة السبق و… .
ح) ارجاع به دو چاپ از يك كتاب در يك صفحه يا با فاصله چند صفحه (بدون تذكر به چاپ تحقيقى يا غير تحقيقى بودن كتاب), مانند پاورقى اول وسوم در ج٢, ص ١٥٢:١. الذكرى: ١٠٣; ٣.الذكرى:٢/ ٢٣٤ .
يا پاورقى چهارم و هفتم در ج ٢, ص ٥١٠; ٤. الذكرى: ١٢٠; ٧. الذكرى:٢/ ٣٤٠.
پاورقى دوم در ج٣,ص٤٢٥ چنين است:
٢. تذكرة الفقهاء: ٢١/٧٤. و در صفحه بعد چنين است:
٣. تذكرة الفقهاء: ١/٥٧٣.

خ) مراجعه نكردن به چاپ هاى تحقيقى و اثرات آن:

محقق موفق در تحقيقِ خود ضمن ارج نهادن به تلاش ديگران از آثار تحقيقى آنان بهره مى برد و استفاده نكردن از چنين آثارى مساوى است با محروم ماندن محقق و خواننده كتاب است, براى نمونه: (تبصرة فى ماء المطر) كه مؤلف مطلبى را از يكى از فقيهان معاصر شهيد ثانى با اين تعبير (و حكى في الروض عن بعض الأفاضل من معاصريه…) نقل مى كند.٦١ محقق محترم اين مطلب را به روض الجنان يك جلدى ارجاع مى دهد و حال آن كه اگر وى به روض الجنان چاپ تحقيقى انتشارات دفتر تبليغات اسلامى (سال ١٤٢٢ ق) مراجعه مى نمود, ذيل عبارت شهيد ثانى با اين توضيح روبه رو مى شد كه (هو السّيد حسن بن السّيد جعفر المعاصر لشيخنا الشهيدالثانى) ٦٢. گفتنى است برخى از آراى اين فقيه بزرگ در كتاب هاى فقهى چون الحدائق الناضرة ٦٣ و جواهر الكلام و… نقل شده و بسا به نقد جدّى درآمده است٦٤.

د) افراط و تفريط :

ديگر كاستيِ تحقيق حاضر آن است كه محقق محترم از ارجاع به مصادرى چون معالم الدين ابن قطان حلّى ٦٥, غاية المرام شيخ مفلح صيمرى٦٦, مفاتيح الشرائع فيض كاشانى٦٧ و… غفلت ورزيده و حال آن كه تمامى اين آثار چاپ تحقيقى شده است و در دسترس اهل علم مى باشد٦٨. از ديگر سوى ارجاع خواننده كتاب به آثارى كه هيچ يك از ويژگى هاى پيش گفته را ندارد, كتاب هايى چون معجم الزوولوجى الحديث٦٩, الروض المربع٧٠ و…

٥) تذكر چند نكته:

١.گوشزد چنين كاستى هايى هيچ از ارزش كارى حجة الاسلام اشكورى نمى كاهد و تلاش و همت ايشان را در تصحيح چهار نسخه خطى و در سه مجلد زيبا و شكيل به چاپ رساندن بايست ستود. با توجه به اين حقيقت كه ايشان مشغله هاى ديگرى هم دارد, از جمله مسئوليت مؤسسه مجمع الذخائر الاسلاميه.
٢. قدرشناسى محقق محترم از تلاش ديگران و بيان سهم آنان در خلق و آفرينش چنين تحقيقى ستودنى است, آن جا كه در پاورقى بر مقدمه نواده مؤلف مى نويسد: (ساعدنى فى تصحيح و مقابلة هذا السفر المبارك سماحة الأفاضل السّيد على المعلم و السّيد محمود نريمانى و الشيخ عباس ملائى دامت نشاطاتهم العالية. على أنّ للسيّد نريمانى جهداً متواصلاً فى تخريج أقوال الفقهاء فجراه اللّه خير جزاء المحسنين).٧١
٣.برداشت محقق محترم از فاضل يا يكى از فاضلان در كلامِ مؤلف علاّمه بهاء الدين محمّد اصفهانى معروف به فاضل هندى است و حال آن كه فاضل بر علامه حلّى و فاضلان بر وى و محقق حلّى اطلاق مى شود, براى نمونه ارجاع اين بيان مؤلف (قد نصّ جامعة من الاصحاب منهم… الفاضلان)٧٢ به كشف اللثام, ج٢, ص١٣٧ يا اين عبارت مؤلف (… حكاها الفاضل و…) ٧٣ و ارجاع به كشف اللثام, ج١, ص ٢٦٦.
٤. دانشمند محترم و نسخه شناس بزرگ شيعه حضرت حجة الاسلام و المسلمين سيداحمد حسينى اشكورى ـ پدر ارجمند محقق كتاب ـ در المفصل فى تراجم الرجال در خصوص مؤلف و تأليفات وى مى فرمايد: (حجيّة المظنة طبع مع حاشية معالم الاصول) ٧٤. اين اثر شرح قسمت حجية المظنة از هداية المسترشدين است كه به قلم زيباى فرزند مؤلف, فقيه و اصولى بزرگ علامه شيخ احمدباقر اصفهانى نگاشته شده و در سال قبل با تحقيق و مقدمه اين جانب ـ و مقدمه نواده مؤلف - در يك مجلّد به نام شرح هداية المسترشدين از سوى كتابخانه آية اللّه نجفى اصفهانى به زيور طبع آراسته گرديد و حضرت آقاى سيداحمد اشكورى در همان كتاب ـ تبصرة الفقهاء ـ و در ترجمه مؤلف آن را از تأليفات فرزند مؤلف و به همين نام ذكر مى كند٧٥.
٥. همو مى فرمايد: (كتاب الطهارة و هو غير شرحه على الوافى المذكور سابقاً, توجد نسخته فى مكتبه السّيد المرعشى العامة بقم٧٦). كتاب الطهارة كه نسخه آن در كتابخانه آية الله مرعشى نجفى است, قسمتى از تبصرة الفقهاء است كه نسخه آن در كتابخانه آية الله استادى بوده ٧٧ و سپس به كتابخانه آية اللّه مرعشى منتقل شده است و نواده مؤلف به اين مطلب تصريح نموده است٧٨.
ـ همو احتمال داده كه مسألة الظنون همان حجية المظنة باشد و مى فرمايد: (مسألة الظنون… و لعلّها هى رسالته حجيّة المظنة) ٧٩. اين احتمال صحيح نمى باشد و به احتمال قوى مسألة الظنون قسمتى از هداية المسترشدين باشد, همان گونه كه صاحب روضات الجنات نيز آن را جزئى از هداية مى داند٨٠.
ـ همو در اين كتاب٨١ و در مقدمه هداية المسترشدين ٨٢ (شرح أسماء الحسنى) را از آثار مؤلف مى شمارد و حال آن كه اين اثر از سيّدعلاء الدين گلستانه (متوفاى ١١٠٠ق) مى باشد٨٣ و به اشتباه جزء آثار مؤلف ذكر شده است.
ـ همو به هنگام ذكر اساتيد مؤلف در پاورقى اين كتاب ٨٤ و كتاب هداية المسترشدين ٨٥ مى فرمايد: (نقل المرحوم الحبيب آبادى فى مكارم الآثار عن شخص مجهول أنّ الشيخ صاحب الترجمة أخذ فى العرفان و تهذيب النفس من درويش حسن المعروف بدرويش كافى النجف آبادى الاصبهانى و أنكر بعض أخذ الشيخ منه فى السيرو السلوك و الإنكارفى محلّه). ظاهراً آن شخص مجهول, نتيجه مؤلفِ علامه محمّدباقر الفت است در رساله خاندان من ٨٦, و درويش كافى هم فردى به نام درويش حسن بوده كه نه از سلاسل معروف تصوّف ومدّعيان دروغين عرفان, بلكه مردى وارسته و اهل دل بوده و زندگى بى آلايش, ملكات پسنديده و گفتارهاى معقولانه وى باعثِ آن مى گرديده كه غالباً افرادى كه با وى ملاقات مى نموده اند, به وى ارادت پيدا كنند٨٧.
ـ اين اثر با همت و تلاش نواده محترم مؤلف, آية اللّه شيخ هادى نجفى و با مقدمه اى از ايشان به زيور طبع آراسته گرديده و تلاش وى در جهت إحياى آثار علمى باقى مانده از خاندان صاحب هداية شايسته تقدير است, إحياى آثارى چون هداية المسترشدين در سه جلد, رساله صلاتيه, شرح هداية المسترشدين, وقاية الأذهان, السيف الصنيع و… و شايسته است كه اين شيوه نيك و ارزشمند الگويى باشد براى ساير خاندان هاى علمى.
ـ نواده مؤلف از وجود قسمتى از اين كتاب ـ تبصرة الفقهاء ـ كه به خط يكى از شاگردان مؤلف, آية اللّه شيخ زين العابدين نخعى٨٨ گلپايگانى (متوفانى ١٢٨٩ق) مى باشد و در يكى از كتابخانه هاى گلپايگان نگهدارى مى شود, آگاه مى گردد و در تلاشى ستودنى در جست وجوى اين اثر برمى آيد و خود در اين مورد مى فرمايد: (… و مع الأسف بالرغم من كثرة تتبّعى لهذه النسخة و إرسال بعض الأفاضل على إثرها لم أجدها, و اللّه هو العالم بمحلّها و عاقبتها) .٨٩ اميد آن كه تلاش وى در جهت يافتن ديگر اثر ارزشمند مفقود خاندان نجفى يعنى ذخائر المجتهدين فى شرح معالم الدين فى فقه آل يس ـ كه به خامه علامه ذوفنون آية الله شيخ محمدرضا نجفى اصفهانى مى باشد ـ ثمر بخشد و اين اثر ارزشمند نيز به طبع درآيد.

٤. سخن پايانى

حسن ختام سخن را جملاتى از علامه سيدمحمدباقر خوانسارى در وصف مؤلف و ابياتى از حكيم سنائى غزنوى قرار مى دهيم.
صاحب روضات الجنات مى فرمايد: (شيخنا المحقّق المدقق النحرير, و الجامع الفقيه الخبير, خاتمة المجتهدين و رئيس الموحدين إمامنا البارع الورع التقى النقى الأوحدى الربانى الشيخ محمدتقي… و كان هذا الشيخ أفضل أهل عصره فى الفقه و الأصول, حاوى مراتب المعقول و المنقول).٩٠ آرى:
سال ها بايد كه تا يك سنگ اصلى ز آفتاب
لعل گردد در بَدَخشان يا عقيق اندر يمن
ماه ها بايد كه تا يك پنبه دانه ز آب و خاك
شاهدى را حلّه گردد يا شهيدى را كفن
عمرها بايد كه تا يك كودكى از روى طبع
عالمى گردد نكو يا شاعرى شيرين سخن٩١

پي نوشت ها:
١. آينه پژوهش, آذر و دى ١٣٨٥, ش١٠١.
٢.ر.ك: رساله صلاتيه,ص ٥٥ ـ ٥٦.
٣. ر.ك: ديوان كامل شيخ بهائى (با مقدمه سعيد نفيسى), ص١١٩.
٤. برگرفته از مقدمه نويسنده بر رساله الدّرة الحمراء فى كيفية زيارة العاشورا از علامه فقيه ميرزا محمد شهدادى نائينى; اين رساله به زودى در مجموعه ميراث حديث شيعه (دفتر شانزدهم) چاپ و منتشر مى گردد.
٥. مؤلف بنابر نظر برخى از محققين در نيمه دوم عمر خويش در درس علامه وحيد بهبهانى شركت مى نمود ر.ك: قبيله عالمان دين,ص ١٥.
٦. روضات الجنات,ج ٢, ص١٢٠.
٧. رساله صلاتيه,ص ٣١ ـ ٣٢.
٨. براى اطلاع از مشاهير مدفون در اين تكيه ر.ك: رحيم قاسمى, گلشن اهل سلوك.
٩. شرح حال مفصل وى را در تاريخ علمى و اجتماعى اصفهان,ج ١, ص ١٢٣ - ١٨٣ و قبيله عالمان دين,ص ١١ ـ ٣٩ و رساله صلاتيه, ص ٢٤ ـ ٥٤ و گلشن اهل سلوك,ص ٣٣ ـ ٦٧ بنگريد.
١٠. براى آشنايى بيشتر با اين اثر ارزشمند به مقاله محقق گرامى, حضرت آية اللّه حسينى جلالى در مجله آينه پژوهش, شماره ٦٣, ص ٧٤ رجوع شود.
١١. ر.ك: رساله صلاتية,ص ١٨ ـ ٢٣ و ٥٨ ـ ٧١.
١٢. الذريعة,ج ٤,ص ٣٧٤ و ج١٣,ص ٣٦٦ و ج ١٤,ص ١٦٥.
١٣. الكرام البررة ,ج١, ص ٢٧.
١٤. الذريعة, ج١٥,ص ٢٣٨; الكرام البررة, ج١, ص٢١٧.
١٥. أعلاط الروضات, ص١٠.
١٦. خاتمة المستدرك, ج٢, ص ١٢٥.
١٧. الذريعة, ص١٤, ص١٨٣; الكرام البررة, ج١, ص ٢١٧.
١٨. روضات الجنات, ج٢, ص١٢.
١٩. علماء الأسرة,ص١٨٠.
٢٠. كليّات سعدى,ص ٣٨١ (انتشارات كتابفروشى اسلامية).
٢١. همان.
٢٢. روضات الجنات, ج٢,ص ١٢٤.
٢٣. الكرام البررة,ص٢.
٢٤. أعلاط الروضات,ص١٠.
٢٥. نگر: منية المريد,ص ٣٧٧; معالم الاصول, ص٣٨٣ (كتابخانه آية اللّه مرعشى, طبع چهارم); مدخل علم فقه,ص٥٩.
٢٦. رساله صلاتيه, ص٥٩ ـ ٦٢.
٢٧. تبصرة الفقهاء, ج١, ص١٧٦.
٢٨.رجال نجاشى,ص٣٠٠, شماره ٨١٧.
٢٩. رجال شيخ طوسى (تحقيق جواد قيومى), ص٣٤٠, شماره ٥٣٢٢و ص٣٦٠, شماره ٥٠٦٧.
٣٠. اختيار معرفة الرجال (تحقيق جواد قيّومى), ص ٤٣٩, شماره ٣٥٩; قاموس الرجال , ج٧, ص١٦٢, شماره ٤٨٣٥.
٣١. رجالى بزرگ مرحوم محقق تسترى در اين رابطه, رساله مفصلى بيش از ١١٠ صفحه دارد, جهت اطلاع بيشتر, به آن مراجعه شود; قاموس الرجال,ج ١٢, ص٣٧٧ ـ ٤٣٩.
٣٢. تبصرة الفقهاء ,ج١, ص١٧٦.
٣٣. همان, ج١, ص١٨١. علامه ميرزا ابوالمعالى كلباسى رساله مفصّلى درباره محمدبن سنان دارد (در بيش از ١١٠ صفحه) ر.ك: الرسائل الرجاليه,ج ٣,ص ٥٨٩ ـ ٦٢٩.
٣٤. تبصرة الفقهاء, ج ١, ص١٨٠ ـ ١٨١.
٣٥. همان, ج١, ص١٨٠ ـ ١٨١.
٣٦. همان.
٣٧. همان,ج١, ص١٨٢ ـ ١٨٣.
٣٨. همان, ج٢, ص٣٧٠ ـ ٣٧٨.
٣٩. همان, ص٣٧٩ ـ ٣٨٦.
٤٠. همان, ص ٣٢٩ ـ ٣٩٤.
٤١. همان, ص٤١٨ ـ ٤١٩.
٤٢. همان, ص٥٣٢.
٤٣. همان , ج١, ص٥٦.
٤٤. همان, ص١٧١ و ج٢, ص ٥٠٣, رقم ٩.
٤٥. همان, ج٢, ص١١٣ و ٢٥١.
٤٦. همان, ص٤٠٦.
٤٧. همان, ص٢٣٠, شماره ٣.
٤٨. همان, ص٢٨٥, شماره ٣.
٤٩. همان, ص ٣٤٨, شماره ٦.
٥٠. همان, ص٢٠١, شماره ١.
٥١. همان, ص١٨٨, شماره ٣.
٥٢. همان, ج١, ص٢٩٢, شماره ١.
٥٣. همان, ج١, ص١٦٤, شماره ١ ـ ٤ و ج٣, ص ٨, شماره ٢ و ج٣, ص ٢٢٢, شماره ٥.
٥٤. همان,ج٢, ص٢٣٦.
٥٥. همان, ج٣, ص٣١٢ و ٤٣٧.
٥٦. همان, ج٢, ص٢٨٢ و ٥٩٦.
٥٧. همان, ج١, ص٤٣٢.
٥٨. همان,ص٣٠٦.
٥٩. همان,ص١٩٠ و ١٩١.
٦٠. همان, ص٢٩٦ و ٢٩٩.
٦١. همان, ص١١١.
٦٢.روض الجنان, ص٣٢٧.
٦٣. الحدائق الناضرة, ص ٢٢١.
٦٤ . نگارنده درباره آرا و نظريات اين فقيه فرزانه ـ سيدحسن بن سيد جعفر و شاگردان و آثار وى رساله اى مختصر دارد كه انشاء الله به زودى منتشر خواهد شد.
٦٥ . تبصرة الفقهاء, ج١, ص١٨٨.
٦٦ . همان, ج١,ص١٧٣.
٦٧ . همان, ج٢, ص٥٣٠.
٦٨ . معالم الدين فى فقه آل ياسين در سال ١٤٢٤ ق, با تحقيق شيخ ابراهيم بهادرى و تلاش مؤسسه امام صادق(ع) منتشر گرديد, هم چنين غاية المرام شيخ مفلح صيمرى بحرانى در سال ١٤٢٠ قمرى با تحقيق شيخ جعفر كوثرانى عاملى در بيروت نشر گرديد و همچنين مفاتيح الشرايع فيض كاشانى با تحقيق سيدمهدى رجائى و از سوى مجمع الذخائر الاسلامية در سال ١٤١٠ قمرى منتشر شد.
٦٩ . تبصرة الفقهاء,ج١, ص١٣٠ ـ ١٣١; قابل توجه در صفحه ١٣٠ اين كتاب چنين نوشته شده است المعجم الزوولوجي… و در صفحه بعد اين چنين معجم الزوولوجي… .
٧٠ .تبصرة الفقهاء, ج١, ص٤٣.
٧١ . همان, ج١, ص١٣.
٧٢ .همان, ج٢, ص١٧٣.
٧٣ . همان , ص١٧٠.
٧٤ . همان , ص٢٦.
٧٥ . همان, ص١٦ .
٧٦ . همان , ص٢٧.
٧٧ . يكصد و شصت نسخه از يك كتابخانه شخصى,ص ٢٧.
٧٨ . تبصرة الفقهاء, ص١٢.
٧٩ . همان, ص٢٧.
٨٠ . روضات الجنات, ج٢, ص١٢٤.
٨١ . تبصرة الفقهاء, ج١, ص٢٧.
٨٢ . هداية المسترشدين, ج١, ص٤٢.
٨٣ . نگر: دانشمندان و بزرگان اصفهان, ج٢, ص٨٠٥.
٨٤ . تبصرة الفقهاء, ج١, ص ١٩.
٨٥ . هداية المسترشدين, ج ١, ص٣٥.
٨٦ . گنج زرى بود در اين خاكدان (مجموعه مقالات), ص٧١.
٨٧ . رجال و مشاهير اصفهان, ص٤٢٩; نشان از بى نشان ها, ج٢, ص١٠٦; گلشن اهل سلوك, ص٤٥ و ٤٦.
٨٨ . در شرح حال مؤلف در ابتداى كتاب (نخعى) به اشتباه (مخفى) نوشته شده است و احتمالاً اشتباه تايپى باشد. ر.ك: تبصرة الفقهاء, ج١, ص٢٤; دانشمندان گلپايگان , ج١, ص٩٢ .
٨٩ . همان, ج١,ص١٢.
٩٠ . علماء الأسرة, ص١٨٠.
٩١ . ديوان حكيم سنائى غزنوى,ص٤٨٤ (چاپ چهارم, كتابخانه سنائى).