آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤
شهيدى در آينه آثارش
اسلامی سید حسن
اشاره
مرحوم استاد دكتر سيد جعفر شهيدى نيم قرن را صرف تأمل و تحقيق در سه حوزه تاريخ اسلام, ادبيات فارسى و اسلام و مسائل روز كرد و در اين زمينه آثارى به جاى گذاشت كه برخى, مانند ترجمه نهج البلاغه و پس از پنجاه سال, از بختيارى فراوانى برخوردار بودند و بارها چاپ شدند. نگارنده, سيزده سال پيش كتاب شناسى تحليلى آثار ايشان را فراهم آورد كه اكنون به نشان اداى دِين در اين جا به كسى عرضه مى كند كه عمر خود را وقف ترويج فرهنگ دينى اين مرز و بوم كرد و خدماتى ارزنده به تحول و رشد ادبيات فارسى كرد. اين نوشته, آثار آن مرحوم را تا سال١٣٧٣ پى گرفته است. آثار استاد پس از اين دوران به چند اثر محدود مى شود و كهولت سن به ايشان اجازه ارائه كارهاى بيشترى نداد. در واقع, هدف اين نوشته آن است كه به پاسداشت مقام ايشان, معرفى آثارشان را بهانه اى قرار دهد تا برش هايى از مقاطع فكرى ايشان را آشكار كند و برخى از ابعاد فكرى ايشان را برجسته سازد. ارزيابى كار ايشان از عهده اين نوشته خارج و معرفى همه نوشته هاى ايشان دشوار است. با اين حال, كوشش شده است تا كتاب ها و مقالات ايشان به دقت توصيف شوند. گاه ملاحظاتى نيز درباره اين نوشته ها ارائه شده است كه صرفاً ديدگاه خواننده اى علاقه مند و پيگير را باز مى گويد. زيرا نديدن پنجاه سال فراز و فرود كار نويسنده در بررسى آثارش خامى ناقد را مى رساند. گفتنى است كه از مرحوم شهيدى آثارى كهن تر, مانند اسلام و مهدويت و چراغ روشن در دنياى تاريك بر جاى مانده است كه نگارنده به آن ها دسترسى نيافت. سخن آخر آن كه اگر نگارنده امروز مى خواست درباره مرحوم شهيدى بنويسد, بى گمان به گونه ديگرى مى نوشت, ليكن ترجيح داد كه همان حال و هواى هنگام نگارش را نگه دارد و از دستكارى متن بپرهيزد. اميد كه كتاب شناس كوشايى با كار خود كاستى هاى اين نوشته را برطرف كند و اثرى زيبنده آن زنده ياد, به دست دهد كه به نيكى همه آثار وى را معرفى كند.
١. اباذر غفارى, ترجمه و تأليف نويسنده جنايات تاريخ, تهران, كتاب فروشى حافظ, قطع جيبى, ١١٨ صفحه.
مؤلف كتاب, قدرى قلعه جى است و استاد مرحوم شهيدى كمترين اشاره اى به نام و نشان او نمى كند ; جز اين كه سُنى مذهب است و نوشته اش از (لحاظ تاريخى پرمايه نيست). اين كتاب در دهه سى ترجمه شده و از اظهارات و تعليقات مترجم آن سرشار است. مقدمه اى از عبدالله العلائلى به اضافه مقدمه مترجم كتاب, حال و هواى نوشتن چنين كتاب و تصويرى را كه در مصر از ابوذر به عنوان يك سوسياليست معرفى شده بود, به دست مى دهد. نظم و ترتيب مطالب كتاب, مانند ديگر كتاب هايى است كه در اين دوره نوشته شده است. استاد در اين كتاب نام خود را نمى برد و به نوشتن (نويسنده جنايات تاريخ) اكتفا مى كند.
كتاب حاضر, زندگى و افكار ابوذر را داستان گونه بيان مى كند. عناوين عمده كتاب بدين شرحند: تاريخ نو, به سوى يثرب, دو خليفه نيكوكار, دادخواه, اخراجى, براى تاريخ, از گفتار ابوذر, پاره اى از حديث ها, از وصيت هاى پيغمبر به او و از وصيت طولانى پيغمبر به او.
اين كتاب بى هيچ تغيير و اصلاحى, پس از انقلاب اسلامى ايران از سوى نهضت زنان مسلمان با عنوان آواره بيابان ربذه: ابوذر غفارى نخستين انقلابى اسلام و با عنوان روى جلد ابوذر چاپ و منتشر شده است.٢. از ديروز تا امروز ; مجموعه مقاله ها, به كوشش هرمز رياحى و شكوفه شهيدى, تهران, قطره, ١٣٧٢, ٨٤٢ ص.
اين مجموعه دربردارنده ٦٨ مقاله, سخنرانى و گزارش سفر مرحوم دكتر شهيدى از سال١٣٣٦ تا ١٣٧١ است. مقالات, سخنرانى ها و گزارش هاى اين مجموعه قبلاً به چاپ رسيده اند و اكنون بى كمترين تصرفى و با حفظ صورت نگارشى گذشته, يك جا چاپ مى شوند. اين مجموعه در سه بخش تنظيم شده است: تاريخ و فرهنگ اسلامى (سى مقاله و سخنرانى), زبان و ادبيات (سى مقاله و سخنرانى) و سفرنامه ها (هشت گزارش).
قديمى ترين مقاله درباره مرگ علامه سيد عبدالحسين شرف الدين است كه در تاريخ١٣٣٦ تحرير شده است. مرحوم شهيدى مسائل تاريخى و دينى را نيز چون مسائل ادبى كاويده اند, اما اين صبغه ادبى از ديگر جنبه هاى كار نمى كاهد. طول مقالات از دو تا شصت صفحه متغير و سطح علمى آنها متفاوت است و گوياى بالندگى و تكاپوى نويسنده در مراحل گوناگون زندگى خود است. اين مجموعه شامل همه مقالات استاد نيست و برخى از مقالات چاپ شده در كتاب ها و مجلات, مانند يادنامه مطهرى و فصل نامه ميقات و پاسدار اسلام, را در بر نمى گيرد. عناوين برخى از اين مقالات عبارتند از: قسب و كروت, سمندر, در شهر نقش آفرينان, نفوذ اسلام در شبه قاره هند, قرآن صامت از زبان قرآن ناطق, حجاب در قرآن, مديحه هاى سعدى و اقبال ستيزه گر.
مقالات (افكار و عقايد كلامى ناصرخسرو), (مينوى و فرهنگ اسلامى) و (چهره ناشناخته تشيع) از مقالات خواندنى و همچنان آموزنده بخش نخستِ كتابند.
بخش دوم كه قوى تر از ديگر بخش هاست, مقالات خواندنى متعددى دارد از جمله: (نقدى تاريخى و ادبى بر ميميه فرزدق) درباره درستى و نادرستى انتساب اين قصيده به فرزدق و تعداد حقيقى ابيات آن و ممدوح فرزدق در اين قصيده و (ستايش و سوگ امام هشتم(ع) در شعر) است.
براى آشنايى با سبك استاد و محتويات اين مجموعه مقالات, چكيده سه مقاله را نقل مى كنيم. اين مقالات به ترتيب عبارتند از (تفسير, تفسير به رأى, تاريخ و حدود استفاده از آن) (ص ٣ ـ ١٤), (ضرورت شناخت تاريخ اسلام) (ص ١٣٣ ـ ١٣٨) و (سمندر) (ص ٥٢٩ ـ ٥٣٤).
(تفسير, تفسير به رأى, تاريخ و حدود استفاده از آن): اين مقاله, در اصل, سخنرانى مرحوم شهيدى در مجمع البحوث الاسلاميه در قاهره و به زبان عربى بوده است كه بعدها به پارسى برگردانده شده و بسط يافته است. استاد, نخست معناى لغوى و اصطلاحى تفسير, تأويل و استنباط و تفاوت آنها را با يكديگر بيان مى كند. آن گاه ضرورت دست زدن به تفسير قرآن را روشن كرده, حدود استفاده از تفسير و تأويل را باز مى نمايد. شهيدى تفسير را دو گونه مى داند: ١. تفسير به مأثور يا اخبار معصومين و گفته مفسران سلف. ٢. تفسير به رأى يا استناد به استنباطات شخصى مفسر. سپس درباره دامنه تفسير به رأى, حدود و تاريخچه آن بحث مى كند و نهى از تفسير به رأى را متوجه نوع خاصى از تفسير بر طبق هوا و هوس شخصى تلقى مى كند.
مقاله ضرورت شناخت تاريخ اسلام, به دو پرسشى ناظر است كه پس از انقلاب فرهنگى مطرح شد. پس از انقلاب فرهنگى درس دو واحدى تاريخ اسلام, به عنوان درسى عمومى براى تمامى رشته هاى دانشگاهى الزامى شد. اين تصميم سبب دو سؤال شد: ١. دانشجوى ـ مثلاً ـ شيمى چه نيازى به آموختن تاريخ اسلام دارد;٢. اساساً آيا آموختن تاريخ به تعليم و معلم نياز دارد؟
مرحوم شهيدى مى كوشد تا در مقاله خود به اين دو پرسش پاسخ دهد: درست است كه دانشجوى شيمى ـ به عنوان شيمى دان ـ به دانستن تاريخ اسلام نيازى ندارد , اما او هميشه دانشجو نبوده و فردا مى خواهد يكى از سرنوشت سازان جامعه اش باشد و بايد سررشته جامعه خود را بشناسد و از تاريخ چهارده قرنه جامعه اش مطلع باشد.
در پاسخ به پرسش دوّم بايد گفت, اگر مراد از تاريخ, افسانه گويى باشد به معلم نيازى نيست و حيف از عمر كه صرف آن شود و اگر مراد, تحليل حوادث و تعليل آنها براى راهيابى به آينده باشد, بايد آن را آموخت. آن هم زير نظر معلمى خبير.
مرحوم شهيدى در مقاله (سمندر) مى كوشد مفهوم و حقيقت سمندر را روشن كند: اين واژه از (سالامندرا)ى لاتينى و يونانى است و در ادبيات فارسى و عربى نام جانورى است افسانه اى كه آتش آن را نمى سوزاند. استاد, شواهد متعددى از نظم و نثر درباره معناى اين كلمه ذكر مى كند و در نهايت نتيجه مى گيرد كه ريشه اين افسانه به آنجا بر مى گردد كه مسلمانان پنبه نسوز را كه در چين قديم وجود داشته,شناخته اند و آن را پَر يا پشم پرنده يا چرنده اى پنداشته, و به قياس, آن حيوان را نسوز گمان كرده اند و ديگران بر اين تصور بناها نهاده و افسانه ها پرداخته اند تا كار بدين جا رسيده است. مؤيد اين نظر آن است كه در فرهنگ لاروس, يكى از معانى سالامندر سنگى آمده است كه در برابر آتش مقاوم است و به اصطلاح به آن پنبه نسوز مى گويند. گفتنى است كه اين مجموعه مقالات به همين قلم در شماره ٢٦ آيينه پژوهش, مرداد و شهريور١٣٧٣ گزارش و بررسى شده است.٣. از ولادت تا بعثت, (در كتاب محمد, خاتم پيامبران) تهران, حسينيه ارشاد, ١٣٤٧, جلد اول, صفحه١٦٥ ـ١٩٣.
حسينيه ارشاد به مناسبت آغاز پانزدهمين قرن بعثت, كتاب محمد, خاتم پيامبران را در دو جلد منتشر كرد. اين كتاب حاوى مقالاتى از نويسندگان كشورمان درباره پيامبر اكرم, محيط عربستان و مباحث كلامى نبوت خاصه است.
سيره پيامبر اكرم در اين كتاب در سه بخش تنظيم شده است:
١. از ولادت تا بعثت;
٢. از بعثت تا هجرت;
٣. از هجرت تا وفات.
بخش هاى اول و دوم به قلم مرحوم استاد شهيدى و بخش سوم نوشته مرحوم دكتر على شريعتى است.
استاد با انتقاد از ديدگاه كنستانتين ويرژيل گيورگيو, نويسنده كتاب محمد پيغمبرى كه از نو بايد شناخت, مباحث اين قسمت از زندگانى پيامبر خدا را با استفاده از كهن ترين منابع تاريخ اسلام طى اين سرفصل ها نقل مى كند: ولادت حضرت محمد, محمد يتيم, خردسالى محمد, حرب فجار, حلف الفضول, زناشويى خديجه, امين امت و رسول آفريدگان.٤. از بعثت تا هجرت, (در كتاب محمد خاتم پيامبران) تهران, حسينيه ارشاد, ١٣٤٧, جلد اول, ص١٩٧ ـ ٢٢٤.
استاد, دومين مرحله زندگانى پيامبر اكرم (ص) را در اين بخش طى سرفصل هاى زير بحث مى كند:
فرمان خدا, اصول اعتقادات, مسلمانان در صدر اول, رژيم سرمايه دارى به خطر مى افتد, مدينه آماده پذيرفتن اسلام مى شود, پهلوانى دلير به صف مسلمانان مى پيوندد, هجرت به حبشه, مردى جسور به اسلام مى گرود, صحيفه ملعونه, سفر طائف, مدينه آماده قبول اسلام مى شود و توطئه دارالندوه.٥. الف مليون مسلم على ابواب القرن الخامس عشر, در يادنامه استاد شهيد مطهرى زير نظر عبدالكريم سروش. (تهران سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى, ١٣٦٣) صفحه٢٣١ ـ٢٤٢.
استاد در اين مقاله عربى به معناى (يك ميليارد مسلمان در آستانه قرن پانزدهم [ هجرى ], مسئوليت خطير مسلمانان را بررسى مى كند. استاد پس از بيان تاريخچه اى از تهاجمات ضد اسلامى و گزارشى از وضعيت فعلى مسلمانان, از آنان مى خواهد تا براى اداى تكليف خود سه كار اساسى انجام دهند: ١. بررسى و تحليل دقيق اصول و ارزش هاى اسلامى به گونه اى هماهنگ با روح زمان.٢. پاكسازى ارزش ها و اصول اصيل دينى از آلايش هايى كه در طول تاريخ بدان چسبيده است .٣. ارائه اصول اخلاقى و ارزش هاى والاى انسانى كه در قرآن و سنت آمده است, به صورتى منطقى و مقبول و مؤثر در افراد.
٦. انديشه سياسى در كنگره بزرگ مسلمانان, كيهان انديشه, شماره١٦, بهمن و اسفند١٣٦٦, ص٦٠ ـ ٦٦ .
استاد, حج را صرفاً فريضه اى عبادى نمى داند, بلكه آن را مانند نماز جمعه فريضه اى عبادى ـ سياسى قلمداد مى كند و براى اثبات نظر خود, آيات قرآن و سيره مسلمانان را به يارى فرد مى خواند و از برخى متفكران اهل سنت كه خود نيز چنين نظرى دارند, ليكن به مقتضاى سياست روز دولت عربستان, چشم بر روى حق پوشيده, اين سياست را ترويج مى كنند, گله مى نمايد.
در پايان اين شماره كيهان انديشه, مختصرى از زندگى استاد آمده و در آن اشاره شده است كه ايشان بيش از صد مقاله و بيست و چهار عنوان كتاب نوشته است.٧. انقلاب بزرگ, نوشته طه حسين, تهران, علمى, چاپ دوم, ١٣٦٣, ٢٤٥ صفحه.
اين كتاب ترجمه الفتنة الكبرى, درباره زمامدارى خليفه سوم, عثمان بن عفان و شورش بر ضد اوست. طه حسين در عرصه اسلاميات چند كتاب مفيد دارد كه برخى از آن ها به فارسى ترجمه شده است ; از جمله كتاب فوق كه به ضميمه على و دو فرزند بزرگوارش از همين نويسنده با ترجمه مرحوم احمد آرام منتشر شده است.
اين كتاب, نخست در سال١٣٣٦ ترجمه و منتشر شده است و استاد با روحيه جوانى خود, جوانى و پيرى طه حسين را با يكديگر مقايسه مى كند. طه حسين جوان, محققى است جسور, بى پروا و از مشايخ الازهر كه كتاب فى الادب الجاهلى و فى الشعر الجاهلى را مى نويسد. اما همين طه حسين در سنين پيرى دست به عصا راه مى رود و در الفتنة الكبرى به دفاع از برخى عملكردهاى خليفه مى پردازد و حركت شورشيان را محكوم مى كند. از اين منظر, دفاع از سياست خليفه عثمان و محكوميت شورشيان, به معناى تعصب طه حسين نيست, بلكه به مقتضاى تقيه و پاره اى از تأثيرات است و او مى كوشد, آزادانه و نقادانه حقايق تاريخى را بازگويد و از پاره اى مسائل پرده بردارد. مقدمه چند صفحه اى استاد شهيدى, خواندنى و مفيد است.
طه حسين, در اين كتاب بررسى نسبتاً خوبى درباره شخصيت افسانه اى عبد الله بن سبا دارد و پس از تشكيك در اصل وجود چنين كسى, به فرض بودن, او را كوچك تر از آن مى داند كه صحنه گردان و سياست گذار آن دوران باشد. نويسنده با اين كه خود از اهل سنت است, بسيارى از سياست هاى خليفه را نقد مى كند و تمايل جدى خود را به تشيع نشان مى دهد.٨. براهين العجم, تأليف محمد تقى سپهر, تهران, انتشارات دانشگاه تهران, ١٣٥١, ٤٣٠ صفحه.
اين كتاب نوشته محمد تقى سپهر (لسان الملك) مؤلف مجموعه بزرگ ناسخ التواريخ است. موضوع كتاب در علم قافيه است. شاعران حرف يا حروف خاصى را در آخر ابيات شعرشان تكرار مى كرده اند و آن را از محسنات شعر خود مى دانسته اند. رعايت قافيه شرايط و اصولى داشت كه در نظر گرفته مى شد, از جمله پرهيز از قافيه كردن واو مجهول يا معلوم در شعر.
استاد اين كتاب را با حواشى و تعليقات مفيد و با بررسى دقيق و نيز اشعار نقل شده در آن تنقيح و تصحيح كرده است.
استاد با نوشتن مقدمه اى درباره انگيزه نشر چنين كتابى, موضوع آن, شخصيت سپهر و زندگى او, خواننده را بيشتر با كتاب آشنا مى كند.٩. برگ هايى سياه تر از تاريخى سياه, فصلنامه مشكوه, شماره هفتم, بهار١٣٦٤, ص٣٤ ـ٥٧ .
بازتاب فاجعه عاشورا در كوفه, مدينه و مكه, محور اين مقاله را تشكيل مى دهد. استاد پس از تحليل شخصيت يزيد, حجاج و حاكمان آن روزگار, واقعه حره و تجاوز به حرم رسول خدا و خونريزى در آن حرم مقدس را بازگو مى كند. همچنين در اين مقاله, به قيام مختار و انتقام از قاتلان امام حسين (ع) اشاراتى شده است.
١٠. بيعت و چگونگى آن در تاريخ اسلام, كيهان انديشه, شماره٢٦, مهر و آبان١٣٦٨, ص١٢٥- ١٢٩ .
استاد بحث خود را با بررسى معناى بيعت آغاز مى كند و شواهدى از شعر عربى و فارسى به يارى خود فرا مى خواند. سپس از تاريخ بيعت در جاهليت سخن مى گويد و آن گاه نخستين بيعت هاى صدر اسلام را برمى شمارد و نمونه هايى از بيعت را در تاريخ ايران اسلامى نشان مى دهد.
١١. پرسشى روياروى تاريخ نويسان, كيهان فرهنگى, شماره٢, سال اول, ارديبهشت١٣٦٣.
اين مقاله, مقدمه كتاب زندگانى على ابن الحسين عليه السلام است كه قبل از نشر كتاب در كيهان فرهنگى به چاپ رسيده است.
استاد در اين مقاله ـ يا مقدمه ـ از خاطرات مكتب رفتن خود و شيوه آموزش اعتقادات و احكام اسلامى و اين كه امام چهارم را با صفت (بيمار) معرفى مى كردند, سخن مى گويد و از مورخان گله مى كند كه چرا در كنار اين همه تلاشى كه براى معرفى فلاسفه, شاعران و بزرگان تاريخى به كار برده اند, چندان كوششى براى معرفى بزرگان دين و امامان معصوم به كار نبسته اند.١٢. پس از پنجاه سال, پژوهشى تازه پيرامون قيام حسين عليه السلام, تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, چاپ شانزدهم, ١٣٧٢, ٢١٦ ص, چاپ اول, ١٣٥٥.
تاكنون حدود يكصد و بيست هزار نسخه از اين كتاب فروخته شده است كه گوياى حسن استقبال خوانندگان از آن است. استاد شهيدى با استفاده از منابع و متون دست اول, مى كوشد عوامل و انگيزه اين نهضت را بشناسد و بشناساند.
داستان كتاب, از محرم سال شصت و يك هجرى آغاز نمى شود, بلكه به پيشترها ـ قبل از بعثت پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه و آله ـ نظر دارد و بر سر آن است تا علت اين قيام را در حركت چند دهه اول صدر اسلام بيابد. در كتاب از وقايع نگارى مرسوم خبرى نيست, بلكه كوشش در جهت فهم و تبيين يك جنبش و پيامدهاى آن است. نثر كتاب, پخته, روان و زيبا است. گذشته و حال در اين كتاب به هم مى پيوندند, گويى كه اين حادثه هم اينك و در برابر ديدگان ما روى مى دهد.
فصول كتاب عنوان ندارد, ليكن عمده مباحث بدين شرح اند: ظهور اسلام در مكه, فراموشى موقت خوى هاى جاهلى در ميان عرب, قريش و ميزان ديندارى آنان, تعطيل قصاص در خلافت عثمان, ظهور طبقه سرمايه دار اسلام, به هم خوردن تعادل اقتصادى در اجتماع اسلامى, على عليه السلام و مشكلات او به هنگام خلافت, بازگشت عرب به جاهليت پس از نيم قرن, ناخشنودى ثروتمندان از حكومت على عليه السلام, لاابالى گرى حاكمان نسبت به مسائل دينى, نامه يزيد به حاكم مدينه, وحشت عبيدالله از حمله مسلم, اختلاف روايت ها در مورد حادثه كربلا, محاسبه غلط كوفه و دمشق در باب حادثه كربلا, كشتار قاتلان امام, آشوب در عراق و آمدن حجاج به كوفه.١٣. تاريخ تحليلى اسلام تا پايان امويان, تهران, مركز نشر دانشگاهى, چاپ اول١٣٦٢, ٢٤٠ صفحه. عنوان روى جلد: تاريخ تحليلى اسلام.
اين كتاب خلأ موجود درباره تاريخ اسلام به زبان فارسى را براى دانشجويان به سرعت پر كرد و به كتاب درسى تبديل شد و طى ده ساله اخير بيش از ده بار به چاپ رسيده و ناياب شده است.
هر چند كتاب تاريخ اسلام مرحوم دكتر فياض, مرجع مختصر و مفيدى در اين باب است, ليكن به دلايلى كتاب استاد, گوى سبقت را از آن و كتاب هاى مشابه ربوده و در صدر نشسته است. اين كتاب با تحليل موقعيت جغرافيايى, سياسى و اجتماعى عربستان قبل از اسلام مى آغازد و با ظهور اسلام بحث را پى مى گيرد و از درگيرى هاى ميان مسلمانان و مشركان سخن مى گويد و پس از بحث از خلافت پس از وفات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و مشكلات آن دوره, از حكومت امويان سخن مى گويد و با تشريح حكومت نژادى مروانيان كه ادامه حكومت امويان و احياى تفكرات جاهلى بود, كتاب به پايان مى رسد.
مباحث كتاب در هفت فصل به اين شرح تنظيم شده است: موقعيت جغرافيايى عربستان و اوضاع اجتماعى ـ سياسى آن پيش از ظهور اسلام, ظهور اسلام, آغاز درگيرى ها, خلافت پس از پيامبر صلى الله عليه و آله, حوزه اسلامى پس از شهادت على عليه السلام, امويان و مروانيان.
اين كتاب پيشتر با نام (تحليلى از تاريخ اسلام) در دو جلد منتشر شده بود (تهران: نهضت زنان مسلمان, ١٣٥٩ و ١٣٦٠). چاپ قبلى بدون نقشه و تصوير است و چاپ آن چندان مرغوب نيست. ليكن استاد بر هر دو جلد آن مقدمه دارد. تاريخ تحليلى اسلام, داراى نقشه و تصاوير خوبى است و چاپ مطلوبى دارد, اما از مقدمه مؤلف و اشاره به چاپ قبلى اين كتاب با نام ديگر تهى است.١٤. تاريخچه اى از حج و حرمين, ماهنامه پاسدار اسلام, شماره نوزدهم, تير١٣٦٢, ص٤٤ ج٤٧, شماره بيستم, ص٤٥ ـ٤٧, شماره بيست و يكم, ص٤٤ ـ٤٦, شماره بيست و دوم, ص٣٤ ـ٣٧, شماره بيست و سوم, ص٤٧ـ٥١, شماره بيست و چهارم, ص٤٢ ـ٤٥ و٥٠.
استاد طى اين مقاله شش قسمتى درباره شرايط حج, مفهوم استطاعت, جغرافياى عربستان سعودى, شخصيت و عقايد محمد بن الوهاب, تاريخ مكه معظعه, حاكمان مكه, مسجد الحرام, كعبه, كعبه پيش از اسلام, تاريخ مدينه, حاكمان مدينه و مسجد النبى و ديگر مساجد اين شهر, سخن مى گويد.
١٥. ترجمه نهج البلاغه, تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى, ١٣٦٨, ١٠٧٢ صفحه.
ترجمه نهج البلاغه كه محصول دوران پختگى و ساليان دراز تحقيق و تدقيق استاد است, به سرعت در ميان خوانندگان متون دينى و پژوهندگان مشهور شده. در سال٦٩ ـ به حق ـ كتاب سال شناخته شد و تا پايان سال٧٢ چهار مرتبه در تيراژ بالا چاپ گرديد.
پرداختن به ترجمه متون دينى به ويژه قرآن و نهج البلاغه, خود را در معرض داورى و نقادى ديگران قرار دادن است و به توان و شجاعتى بسيار نياز دارد. اين ترجمه نيز در كنار استقبال بى مانند خويش, مورد پاره اى انتقادات قرار گرفت. عمده ترين انتقاد به استاد ـ پس از قبول درستى ترجمه و رعايت كامل امانت ـ در بند سجع بودن و دشوار خوانى پاره اى از عبارات است. از آنجا كه سخنان مولاى متقيان غالباً آهنگين و مسجع است, استاد كوشيده است اين حالت را به پارسى برگرداند. اما از آنجا كه به نوشته عنصر المعالى در قابوس نامه: (اندر نامة تازى سجع هنر است و خوش آيد, لكن اندر نامة پارسى سجع ناخوش آيد), متن ترجمه هرچند زيباست, اما خيلى روان نيست و استفاده همگانى از آن اندكى دشوار است. اين نكته, البته از ارزش فنى و هنرى كار استاد نمى كاهد و ايشان در اين اثر ماندگارش نشان داده است كه زبان فارسى از پسِ بازگويى همه انديشه ها برمى آيد.
اين كتاب شامل توضيح ناشر, مقدمه استاد درباره مفهوم بلاغت, نهج البلاغه و ترجمه هاى آن, شيوه استاد در ترجمه, مقدمه شريف رضى و سخنان حضرت اميرالمؤمنين (ع) در سه بخش خطبه ها, نامه ها و سخنان حكمت آميز, به عربى با اعراب كامل است.
استاد, علاوه بر ترجمه كامل اين سه بخش بر آن ها تعليقاتى ادبى ـ تاريخى دارد كه در پايان آمده است.١٦. جنايات تاريخ: اجتماعى, انتقادى, علمى و در موضوع خود بى نظير, تهران, كتابفروشى حافظ, ١٣٢٧, جلد اول, ١١٢ صفحه, جلد دوم٩٠ صفحه و جلد سوم, ١٠٤ صفحه.
استاد در اين كتاب سه جلدى كه براى هر يك عنوان مستقلى برگزيده, درباره مباحث گوناگونى سخن گفته است. مى توان كتاب را بيشتر از نوع دفاعيه ها و رديه ها منظور داشت تا بحثى درباره موضوعى معين. مطالب و مباحث كتاب متفرق است و بيشتر حول سه مقوله است: ١. تاريخ صدر اسلام; ٢. ريشه هاى اختلافات ميان مذاهب اسلامى ;٣. اشارات انتقادى و صريح به وضع جامعه و نابسامانى هاى آن.
استاد در اهداييه كتاب خود نوشته است: (كتاب خود را به اين اجتماع, اجتماع كثيف و دين برانداز كه بدبختانه خودم هم در آن زندگى مى كنم, تقديم مى نمايم), كه گوياى عرق دينى ايشان و نابسامانى آن دوران است. درد دين و شور جوانى از همه سطور كتاب پيداست. استاد با صراحت و جسارت ـ كه مدتى موجب توقيف جلد اول كتاب نيز شد ـ آن چه را نادرست و تحريف حقيقت و قلب واقعيت مى داند, محكوم مى كند و مى كوشد نظرهاى مخالف را سست كند. ظاهراً كتاب, انعكاس گسترده اى ميان قشرهاى مختلف جامعه داشته است. برخى به شدت آن را تأييد كرده و پاره اى كسان آن را توهين به خود دانسته و حكومت نيز آن را مدتى توقيف كرده است. ارزش انتقادى و جامعه شناختى زمينه نگارش كتاب, بيش از ارزش تاريخى آن است و چه بسا پاره اى مباحث و نظرهاى ارائه شده در آن امروزه مورد قبول استاد نيز نباشد.
آن چه استاد در مقدمه انقلاب بزرگ درباره طه حسين جوان و طه حسين پير نوشته است ـ كه يكى بى پروا و ديگرى دست به عصاست ـ درباره خود ايشان نيز صادق است و مطالعه آثار امروزى استاد, گوياى راه درازى است كه استاد در اين راه پيموده است.
عناوين عمده جلد اول چنين است: فدك و خيبر, محاصره و مقاومت, على كجاست؟ واگذارى, بامداد شوم, در سقيفه چه خبر است؟, سرى به خانه پيغمبر بزنيم, باز هم جنايت, دفاع از حقيقت, لغزش هاى دو استاد, فرق الشيعه از كيست؟, خليلى و پرتو اسلام, جنون و لوحه افتخار يا سند رسوايى!
سرفصل هاى جلد دوم با عنوان (جنايتكاران چه مى انديشند؟) بدين شرح است: خاموشى بيجا, سراب تقريب, نامه طنطاوى, اقدام غاصبانه, نطق آتشين, پيغمبران ارث نمى گذارند!, در راه دلجويى, حاتم بخشى ها, يك سند مذهبى, عوام فريبى, خاتمه و نتيجه و كشور مذهبى.
جلد سوم كه عنوان آن (مسند تجارت تا تخت سلطنت) و درباره نحوه به خلافت رسيدن خليفه عثمان است, داراى اين سرفصل هاست: خطر نزديك است, مرد دندان طلايى, افسانه غرانيق, نوميدى, پيروزى ملت, مشاور عدالت نوين! يك گام ديگر به پيش, آيا فيروز جنايتكار بود؟ انتخاب دو درجه اى, شيادان موقع شناس, طرح عبدالرحمن!, در جلسه علنى.
استاد بر اين كتاب ها نام خود را ننوشته است و به علامت سؤالى بسنده كرده است.١٧. حاجيان آمدند با تعظيم, كيهان فرهنگى, سال نهم, شماره پنجم, مرداد١٣٧١, ص٢٢ ـ ٢٠.
قسمت نخست گزارش سفر استاد در سال١٣٧١ در اين شماره آمده است. استاد در اين جا با اشاره به ويژگى هاى سنى, تحصيلى و جسمى حاجيان, بر آن است تا مفهومى تازه از استطاعت بيان كند.
قسمت دوم اين خاطرات در شماره بعدى اين مجله (شهريور١٣٧١, ص ٢٣ ـ ٤٣) منتشر شده است و در آن استاد از مكانيزه شدن قربانگاه و برگزارى كنگره مجمع التقريب و انعكاس آن سخن مى گويد و با اشاره به تاريخچه اين مجمع, پيشنهادهايى براى معرفى درست شيعه ارائه مى كند.١٨. چهره ناشناخته تشيع (در كتاب در راه خانه خدا, تهران, انتشارات و تبليغات فرهنگ اسلامى, بى تاريخ), ص٨٣ ـ١٠٧ .
استاد در اين مقاله, تشيع را نه يكى از فرقه هاى اسلامى, بلكه عصاره اسلام حقيقى معرفى مى كند و آن را پيشتاز مبارزه با ستمگرى در همه اعصار مى داند. سپس مى كوشد تا به دو پرسش پاسخ دهد: نخست آن كه,چرا تصور نادرستى از تشيع در اذهان مسلمانان غير شيعى پديد آمده است. ديگر آن كه,چرا سير تكاملى تفكر شيعى متوقف شده و اين نهضت كه پرچمدار مبارزه با بيداد بوده, به ركود دچار شده است. از نظر ايشان, عملكرد برخى از شيعيان و زمامدارى مدعيان تشيع, زمينه پسرفت اين نهضت را فراهم آورده اند.
اين مقاله در كتاب آرام نامه (مجموعه مقالات تحقيقى و تقديمى به استاد احمد آرام به اهتمام مهدى محقق, تهران, انجمن استادان زبان و ادبيات فارسى, ١٣٦١, ص ٧١ ـ٧٩) نيز به چاپ رسيده است.١٩. در سرزمين وحى, كيهان فرهنگى, سال هشتم, شماره چهارم, مهر١٣٧٠, ص١٨ ـ٢٠ .
نخستين قسمت خاطرات سفر حج استاد در اين شماره آمده است. ايشان با اشاره به خاطرات نخستين سفر خود, به مسائل تاريخى مرتبط با حج مانند علت نامگذارى شهر جده, به جده پرداخته و افسانه وجود قبر آدم و حوا را در اين شهر بررسى كرده است.
در دومين قسمت اين سفرنامه كه در شماره بعدى اين مجله (آبان١٣٧٠, ص٧٠ ـ٧٣) به چاپ رسيده است, استاد از سرزمين خيبر, منطقه اُحُد, مسجد قبا و عرفات سخن مى گويد و با اشاراتى طنزآلود كه گاه رشته سخن را مى برد, اما بر ملاحت آن مى افزايد, بحث گزارش خود را دنبال مى كند.٢٠. در شهر نقش آفرينان, كيهان فرهنگى, سال پنجم, شماره پنجم, مرداد١٣٦٧, ص٤٤ ـ٤٩ .
اين نوشته, گزارش سفر استاد به چين و حاصل سفر ايشان در سال١٣٥٦ براى تدريس ادبيات فارسى به دانشگاه پكن است. استاد در اين نوشته, از تصورات دوران كودكى خود درباره چين, وضعيت و تعداد مسلمانان چينى, ديدنى هاى اين كشور مانند ديوار بزرگ, كتابخانه ملى و مسجد مسلمانان در شيان سخن مى گويد.
٢١. دعوت اسلامى در قرن پانزدهم هجرى (در كتاب در راه خانه خدا, تهران, انتشارات و تبليغات فرهنگ اسلامى, بى تاريخ), ص٦٣ ـ٨٠ .
اصل اين سخنرانى به زبان عربى در كنگره الجزيره ايراد شده كه به دست آقاى سعيد واعظ به فارسى ترجمه گشته است. استاد در اين سخنرانى بر آن است تا موقعيت دعوت اسلامى را در قرن حاضر بررسى كند و به شبهات پاسخ گويد. از نظر ايشان, اسلام همزمان, دين و نظام سياسى است و اين دو بعد از يكديگر تفكيك شدنى نيست. آن گاه با اشاره به نمونه هاى تاريخى و عصر طلايى اسلام و شيوه حكومتى مسلمانان مى كوشد تا به دو پرسش پاسخ دهد: آيا حكومت اسلامى توانسته در جايى و در دوره اى خاص عدالت سياسى و اقتصادى را بر قرار سازد؟ چرا مسلمانان چنين زبون شده و عقب مانده اند؟
استاد به پرسش نخست پاسخ مثبت مى دهد و تاريخ اسلام را گواه ادعاى خود مى شمارد. پاسخ پرسش دوم نيز از نظر ايشان ساده است. خداوند خود در قرآن بر اين نكته تأكيد كرده است كه دگرگونى وضع مردمان, به دگرگونى درونى آنان وابسته است.٢٢. ديدار با صاحبنظران, مجله حوزه, شماره بيست و چهارم, بهمن و اسفند١٣٦٦, صص٤٦١ ـ١٦١.
استاد در اين مصاحبه به سؤالات مصاحبه گر پاسخ مى دهد, پاره اى از خاطرات خود را بيان مى كند و به مقايسه ميان روش هاى آموزشى حوزه و دانشگاه و محسنات و معايب هر يك مى پردازد. همچنين نظر خود را درباره متون تاريخ اسلام و طبقه بندى و ارزش گذارى آن ها روشن مى سازد, درباره نحوه شروع به تحقيق در تاريخ اسلام سخن مى گويد و در پايان چكيده تجربيات خود را در زمينه لغت نامه نويسى و شيوه كار جمعى بيان مى كند. وى در اين مصاحبه, بزرگ ترين مشكل را در عرصه تحقيق كمبود محققان مى داند.
٢٣. رويارويى استكبار با اسلام و پيامبران, فصلنامه مشكوه, شماره٤, بهار١٣٦٦, ص٤٤ ـ٥٣ .
در اين مقاله كوتاه, استاد سير مقاومت بزرگان قريش را در برابر دعوت پيامبر اكرم بازگو مى گويد. آنان تا جايى كه توانستند در مقابل اين نهضت توحيدى ايستادند و چون ناگزير به قبول آن شدند, سيرت جاهلى خود را ادامه دادند و بعدها به نام اسلام زمام امور مسلمانان را به دست گرفتند و باورهاى جاهلى را زنده كردند.
٢٤. زندگانى على بن الحسين عليه السلام, تهران, دفتر نظر فرهنگ اسلامى, چاپ پنجم, ١٣٧٢, ٢٣٠ صفحه, چاپ اول, ١٣٦٥.
معرفى يكى از امامان به دور از پيرايه ها و زدودن برچسب (بيمار) از او, تلاشى مأجور و سعى اى مشكور است. استاد در مقدمه كتاب, انگيزه نوشتن اين زندگى نامه را بيان مى كند. آن گاه در فصل اول القاب امام را نقل مى نمايد و سپس درباره مادر امام و افسانه دختر يزدگرد بودن او بحثى دقيق و تاريخى پيش مى كشد و آن را رد مى كند.
استاد در بخش عمده كتاب, گزارشى از وضعيت اجتماعى آن زمان و زندگانى امام را در آن جامعه مى نگارد و واكنش هاى حضرت را در قبال حوادث مختلفى مانند فاجعه كربلا و واقعه حره ثبت مى كند. بيست صفحه از كتاب (١١٣ ـ ١٣٣) به قصيده فرزدق در مدح امام و صحت انتساب آن و اقوال متعدد در اين باره اختصاص دارد كه بحثى خواندنى, ليكن كمى مفصل و از چارچوب كتاب خارج است.
استاد با نقل خصوصيات اخلاقى امام به معرفى آثار منسوب به ايشان مى پردازد و در سه فصل رساله حقوق, صحيفه سجاديه و قرآن هاى مكتوب به خط امام را معرفى و درباره صحت انتساب آن ها به اختصار بحث مى كند. ترجمه كامل رساله حقوق به قلم ايشان از ديگر فصل هاى كتاب است. درپايان, در باب سال وفات و فرزندان امام دو فصل آمده است. براى تتميم فايده, فهرست تفصيلى مطالب, كتاب نامه و نمايه كسان, شهرها, و كتاب ها به آخر كتاب افزوده شده است.
كتاب دلكش و خواندنى است, ليكن گاه مسير بحث قطع شده است و بحثى ديگر ـ آن هم به تفصيل ـ به ميان مى آيد, مانند بحث طولانى درباره قصيده فرزدق در متون كهن و تعداد ابيات آن و گويندگان احتمالى اين قصيده و ممدوحان آن كه به يكدستى مطلب لطمه زده است. شايد بهتر بود استاد دو روايت از زندگى امام سجاد عرضه مى كرد ; گزارشى ساده و مستقيم و به دور از نقض و ابرام براى عموم و تحليلى دقيق و نقل و نقد اقوال و آراى ديگران براى محققان.٢٥. زندگى فاطمه زهرا عليها السلام, تهران, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, چاپ هيجدهم, ١٣٧٣, ٢٩١ صفحه, چاپ اول١٣٦٢.
اين كتاب در پنج بخش فراهم شده است: بخش نخست كه مفصل ترين بخش كتاب است, زندگانى حضرت زهرا عليها السلام را از تولد تا وفات در برمى گيرد. دومين بخش با عنوان (براى عبرت تاريخ), گزارشى است از آن چه بر سر مسلمانان بر اثر جنگ هاى قومى و قبيله اى و ترك اهل بيت آمد. سومين بخش (گزيده هايى از شعرهاى شاعران شيعى عربى زبان) را در سوگ حضرت زهرا تا قرن هشتم در بر دارد. در اين بخش شمه اى از احوال شاعران, متن و ترجمه اشعارشان آمده است. چهارمين بخش, به نام ( دختر پيغمبر در شعر فارسى), شاعرانى مانند ناصر خسرو, سنايى, قوامى, رازى, خواجوى كرمانى, ابن يمين فريومدى و ابن حسام, معرفى و اشعارشان در مدح و سوگ آن حضرت طى بيست و هشت صفحه آمده است. پنجمين و فرجامين بخش كتاب به نام (فرزندان فاطمه), شرح حال حضرت زينب ـ با تفصيل بيشتر ـ و ام كلثوم با اختصار آمده است و گفت و گو از زندگانى امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) به كتاب هاى ديگر از همين مجموعه واگذار شده است. فهرست تفصيلى, كتاب نامه و نمايه كسان, كتاب ها, تيره ها و مكان ها در پايان كتاب آورده شده است.
استاد, كتاب خود را متواضعانه گزارشى از زندگانى دختر پيامبر قلمداد مى كند, ليكن در حقيقت فراتر از آن است و مؤلف با استناد به منابع دست اول و نقل و نقد اقوال و آرا, معيارى براى فهم حوادث و تحليل آن ها به دست مى دهد. ساختار و بافت كتاب بسيار خوب است, اما توجه به چند نكته زير شايد بى فايده نباشد:
اولاً: استاد نه صفحه (٢٤ ـ ٣٢) راجع به سن حضرت فاطمه عليها السلام و تاريخ ولادت ايشان بحث و اقوال متعارضى را نقل مى كند و در پايان اين بحث را زايد دانسته, ورود به آن را از باب رعايت سنت تاريخ نويسان مى داند, ليكن بى هيچ ضرورتى هنگام سخن از شب زفاف حضرت زهرا درباره اين كه زنى كه نزد ايشان بود, اسماء بنت عميس بود يا اسماء ديگرى, چهار صفحه (٦٩ ـ ٧٢) بحث مى كند. حال آن كه اين بحث نيز طبق همان معيار چه بسا زايد باشد.
ثانياً: ايشان به گونه اى استطرادى و با حاشيه رفتن حدود هفت صفحه (٤٧ ـ ٥٣) راجع به شرق شناسان و احتياط در استفاده از تحقيقاتشان و لزوم بازنگرى در آن ها بحث مى كنند كه از چهارچوب كتاب خارج است.
ثالثاً: در پاره اى موارد ارجاعى وجود ندارد. (ص ١٢٠) يا آنكه ناقص است (ص ٧٠).
رابعاً: استاد در مواردى از قضاوت بر اساس دست يافته هاى خويش, خوددارى مى كند و به نوشتن (در اين اگر مگرى مى رود و حقيقت را خدا مى داند) (ص ١٤٣), بسنده مى كند.
با اين حال, بايد قضاوت نهايى را در باب ارزش اين كتاب به خوانندگان سپرد. انتشار و فروش بيش از دويست و ده هزار نسخه از آن طى يازده سال گذشته, بهترين تقدير از نويسنده است و دست مريزادى به او.٢٦. شرح لغات و مشكلات ديوان انورى, تهران, علمى و فرهنگى, چاپ دوم, ١٣٦٤, چاپ اول, ١٣٥٨.
استاد, با توجه به دشواريابى معانى اشعار انورى و دشوارى لغات آن, به اين شرح دست يازيده است. ايشان در مقدمه سى و چهار صفحه اى خود, در باره انورى, مختصات شعرى او, اعتقادات و فراز و نشيب زندگى اش, بحثى مفصل دارد و مى كوشد منحنى زندگى هنرى او را رسم كند. استاد, تمام اشعار انورى را شرح نمى نمايد, بلكه به شرح ابيات مشكل بسنده مى كند. ايشان پس از توضيح ابيات دشوار قصايد و مقطعات انورى, در بخشى به نام (نقدى كوتاه بر شرح هاى ديوان انورى), شروح اين ديوان را معرفى مى كند و برخى برداشت ها و تفسيرهاى ناصواب آن را برمى شمارد.
وجود تعليقات, فهرست آيات و احاديث و امثال عرب و فهرست تفصيلى لغات معنى شده در متن و كشف الابيات از امتيازات اين كتاب به شمار مى رود.٢٧. شرح مثنوى, تهران, علمى و فرهنگى, چاپ اول, ١٣٧٣, جزو چهارم, ٣٩٨ ص.
استاد, كار ناتمام مرحوم بديع الزمان فروزانفر را در شرح اجمالى مثنوى و توضيح دشوارى هاى آن ادامه داده و چهارمين جزو اين شرح را به شيوه او در سه جزو اول دفتر يك فراهم آورده است. اين جلد شامل شرح ابيات مثنوى از بيت٣٠١٣ تا پايان دفتر اول است. استاد پس از نقل قطعه اى از مثنوى, لغات دشوار آن را شرح مى دهد و آن گاه آن را به نثر بيان مى كند و تلميحات, اشارات و نكات مندرج در آن را روشن مى سازد و گاه مصدر آن را مشخص و عين داستان را از آن نقل مى كند. با توجه به مخاطبان كتاب كه عمدتاً دانشجويان هستند, شارح همه جا كار را به اختصار پيش مى برد و از اطناب, فرو رفتن در چاه نسخه بدل بازى و درگير شدن با الفاظ غريب و نقل وجوه مختلف مى پرهيزد. در پايان كتاب نمايه اى شامل آيات, اعلام, تعبيرات, مكان ها و كتاب هاى اين جزو و سه جزو پيشين آمده است كه بر ارزش آن مى افزايد.
جا داشت استاد با نوشتن مقدمه اى ممتع, برداشت ها و تأثرات خود را از مولانا و مثنوى در اين كتاب بيان و وام خود را نسبت به اين جام جان نما ادا كند ; هر چند كه به قول ايشان: (سال نيرو گرفته و توان كم شده و فراموشى قوت يافته است).٢٨. الشعر, فى الاخلاق و المجتمع, رأى الشريعه فيه (در كتاب همايى نامه: مجموعه مقالات علمى و ادبى تقديم شده به استاد جلال الدين همايى, زير نظر مهدى محقق, تهران, انجمن استادان زبان و ادبيات فارسى, ١٣٥٥, صفحه ٣١٣ ـ ٣٢٣ .
مقاله استاد به زبان عربى و درباره ماهيت شعر, وظيفه و نقش آن در جامعه و نظر اسلام درباب آن است. استاد اثر شعر را در نفوس بى مانند او وظيفه اش را خدمت به مصالح جامعه مى داند و معتقد است كه همه اديان الهى هدف شعر را تقويت مبانى اخلاق فردى و اجتماعى مى دانند.
٢٩. شير زن كربلا يا زينب, دختر على (ع), نوشته دكتر عايشه عبدالرحمن بنت الشاطى, تهران: مشعر, ١٣٧٢, ١٣٧ صفحه.
اين كتاب در سال١٣٣٢, هنگاهى كه استاد مقيم بروجرد بودند, ترجمه شده است. نويسنده از بانوان محقق مصرى است كه درباره زنان بزرگ صدر اسلام كتاب هاى متعددى نوشته است. اين كتاب نيز جزيى از آن مجموعه به شمار مى رود و مؤلف با نثرى ادبى به گزارش تاريخ پرداخته و رويدادهاى تاريخى را در قالبى شاعرانه باز گفته است. مترجم با امانتى در خور ستايش ـ و حذف مطالبى بسيار جزيى كه در مقدمه نيز اشاراتى به آن دارد ـ مطالب كتاب را به فارسى برگردانده است.
اين كتاب تقريباً همزمان به قلم ديگران با حذف و اضافاتى ترجمه شده است. مانند بانوى كربلا, ترجمه سيد رضا صدر (قم, دفتر انتشارات اسلامى, ١٣٦١, ٢١٢ ص) كه تاريخ اتمام ترجمه آن١٣٣١ است و مشخص نيست كه قبل از ترجمه استاد منتشر شده يا پس از آن ; و زينب بانوى قهرمان كربلا, ترجمه و نگارش حبيب چايچيان و مهدى آيت الله زاده نائينى (تهران, امير كبير, چاپ پانزدهم, ١٣٧٠, ١٩١ ص) كه مترجمان در پايان مقدمه چاپ اول, تاريخ١٣٣٢ را نوشته اند.
سرفصل هاى عمده كتاب بدين شرح است: پدران و اجداد, دوران كودكى اندوهناك, آژير تندباد, هجرت, دليل قافله, به سوى بيابان مرگ, شيرزن كربلا, قافله اسيران, سفر آخرين, خونخواه و بانگ جاويدان.٣٠. عرشيان بانگ (ولله على الناس) زنند, تهران, مشعر, ١٣٧١, ١٣٦ صفحه, عنوان روى جلد: عرشيان.
عنوان كتاب برگرفته از قصيده خاقانى است و مصراع دوم آن چنين است: (پاسخ از خلق, سمعنا و اطعنا شنوند).
مباحثى را كه استاد در مجلات گوناگون گذر ايام نوشته بود, در اين كتاب در يك قالب ريخته و به صورت نوشته اى بلند درآورده است. در اين كتاب, درباره مفهوم استطاعت, وضعيت جغرافيايى و سياسى عربستان سعودى, زندگى و نظريات محمد بن عبدالوهاب, مكه معظمه, حاكمان مكه, مسجد الحرام, خانه كعبه, حجر الاسود, كعبه قبل از اسلام, مساجد و مكان هاى مقدس مكه, عرفات, مدينه منوره, تاريخ مدينه, مسجد النبى و ديگر مساجد اين شهر, اطلاعات كوتاه و مفيدى به خواننده داده مى شود و بدين سان از مجهولاتش درباره حج و حرمين كاسته مى گردد.٣١. فاطمه (ع), دختر محمد (ص) به قلم نويسنده جنايات تاريخ, تهران, كتابفروشى حافظ, بى تاريخ, جيبى, ١٠٨ صفحه.
اين كتاب احتمالاً در سال١٣٢٩ نوشته شده و در سال١٣٣٠ منتشر شده است. استاد مانند كتاب جنايات تاريخ از تصريح به نام خود, روى گردان است و به تعبير (نويسنده جنايات تاريخ) اكتفا مى كند. ايشان در مقدمه ده صفحه اى خود با عنوان (منظور ما از اين كتاب) پس از اشاره به نابسامانى فرهنگى و تبليغات ضد شيعى در آن روزگار, انگيزه خود را از نوشتن چنين كتابى بيان مى كند: (مى خواهم خوانندگان گرامى از مطالب حساس آن نتيجه بگيرند, آن ها را با زندگى خود و خانواده خود مقايسه كنند و ببينند در كجا عقب ماننده اند. تصور كنند دستور زندگى خانواده مى خوانند نه كتاب تاريخى).
مؤخره كتاب نيز حمله تندى به رژيم شاه و فعاليت علنى بهائيان در ايران شيعى و سكوت دست اندركاران در اين باره است. لحن كتاب صريح است و استاد به مقايسه اوضاع صدر اسلام و جامعه ايرانى در دهه سى مى پردازد و به كژروى هاى فرهنگى و سستى در مبانى دينى اشاره مى كند. فصول كتاب بدين شرح اند: در دامان پدر, هنگام زناشويى, خواستگارى, در خانه شوهر, مرگ پدر, زهرا در مسجد, شكايت به مجمع عمومى, در بستر بيمارى, ملاقات سياسى, در آغوش مرگ, وصيت نامه و به اميد آينده.٣٢. قرآن صامت از زبان قرآن ناطق, كيهان انديشه, شماره٢٨, بهمن و اسفند١٣٦٨, ص٨٩ ـ ٩٢ .
در پاسخ به درخواست مدير مسئول اين مجله براى ارسال مقاله اى در باب (اثر قرآن, در ادب فارسى) استاد اين كار را به سبب گستردگى موضوع سخت دشوار مى داند و مى نويسد كه از نخستين شاعران پارسى گو تا آخرين آن ها, به نحوى از اين كتاب آسمانى متأثر بوده اند. ليكن براى تتميم فايده, بخش هايى از نهج البلاغه و ترجمه آن به قلم ايشان نقل مى كنند.
٣٣. محيط ادب: مجموعه سى گفتار به پاس پنجاه سال تحقيقات و مطالعات سيد محمد محيط طباطبايى, تهران, مجله يغما, ١٣٥٧, ٤٨٠ صفحه.
اين يادنامه به كوشش استاد شهيدى و آقايان حبيب يغمايى, محمد ابراهيم باستانى پاريزى و ايرج افشار فراهم آمده است و شامل سى مقاله از نويسندگان معاصر در زمينه هاى ادبى, تاريخى و كتاب شناختى است كه به پاس خدمات فرهنگى استاد محيط طباطبايى فراهم آمده است.
٣٤. معجم بحار: عزمى بزرگ در كارى بزرگ تر, كيهان فرهنگى, سال اول, شماره چهارم, تير ماه١٣٦٣.
استاد, تصميم مؤسسه فرهنگى آستان قدس رضوى را براى تهيه معجم بحار الانوار مى ستايد و آن را كارى لازم مى شمارد و جملاتى هم در عظمت بحار و علامه مجلسى مى نويسد.
گفتنى است كه ظاهراً اين مطرح معلق ماند و مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى (وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم) مستقلاً اين طرح را در دستور كار گذاشت و تا كنون شش جلد از معجم را منتشر ساخته است و به زودى سه جلد ديگر آن را منتشر خواهد كرد و احتمالاً باقى مجلدات (اين معجم١٠ جلدى خواهد بود) تا پايان سال٧٤ منتشر خواهد شد. اين معجم سرانجام به فرجام رسيد, ليكن همزمان با آن معجم ديگرى به سرپرستى مهندس برازش منتشر شد.٣٥. نشستى با انديشمند فرزانه, دكتر سيد جعفر شهيدى, كيهان فرهنگى, شماره اول, سال اول, فروردين١٣٦٣, ص٣ ـ١٢.
در اين نشست كه آقايان دكتر گرجى, دكتر محقق, دكتر موسوى بهبهانى, دكتر پورجوادى, دكتر حاكمى و حسين خديو جم حضور دارند, استاد از زندگى, تحصيلات, تأليفات و تجربيات خود سخن مى گويد. انگيزه گرايش خود را به ادبيات و تاريخ اسلام بيان مى كند و به مقايسه ميان نظام آموزشى حوزه و دانشگاه مى پردازد و رهنمودهايى در اين باره ارائه مى دهد و پيشنهاد مى كند كه در مقطع فوق ليسانس و دكترى, آموزش به شيوه حوزه و كمتر روحيه مدرك گرايى حاكم باشد.
٣٦. نظر اسلام و علماى آن در تربيت نسل جوان (در كتاب در راه خانه خدا, تهران, انتشارات و تبليغات فرهنگى اسلامى, بى تاريخ), ص٤٧ ـ٦٠.
ترجمه سخنرانى استاد به زبان عربى در الجزاير است. استاد در اين مقاله تضاد و تقابل ميان دو نسل پير و جوان را امرى طبيعى مى داند و شواهدى اراده مى كند كه همواره پيران از جوانان گله مند بوده اند و آنان را با خود و گذشته مى سنجيده اند و بر روزگار سپرى شده حسرت مى خورده اند. در اين بحث, استاد از مسئوليت متقابل والدين و فرزندان و حدود آن در قرآن سخن مى گويد و نظريات تربيتى بزرگانى چون ابن مسكويه و غزالى را نقل مى كند. استاد در پايان, نتيجه مى گيرد كه قرآن راهنمايى هاى كلى در اين باره ارائه داده و از ورود به جزييات خوددارى كرده است. تطبيق اين كليات بر هر زمانى به عهده ما است و از پدران و مادران خواسته شده با تسامح بيشترى با فرزندان خود برخورد كنند و ديدگاه هاى خود را بر آنان تحميل نكنند.
٣٧. نقدى تاريخى و ادبى بر ميميه فرزدق, فصلنامه مشكوه, شماره٣, تابستان ١٣٦٢, ص١٠٠ ـ١٣١ .
در اين مقاله كه در مجموعه مقالات از ديروز تا امروز و زندگانى على بن الحسين نيز به چاپ رسيده است, درباره صحت انتساب اين قصيده به فرزدق و تعداد دقيق ابيات آن بحث مى كند.
٣٨. نگاهى به تقريب و تاريخچه آن (در تقريب مذاهب اسلامى, شماره چهارم, ويژه نامه هفتمين كنفرانس بين الملى وحدت اسلامى, شهريور ١٣٧٣) ص ٣٢ ـ٣٤.
در پاسخ به سؤالات مجله درباره راه هاى تقريب, استاد اين متن را نوشته اند. در اين نوشته كوتاه درباره مفهوم تقريب ميان مذاهب, ضرورت و پيشينه آن سخن مى گويد و پاره اى از فعاليت هاى خود را در اين زمينه بازمى گويد و پيشنهادهايى براى موفقيت در اين راه ارائه مى كند.
٣٩. و لله على الناس حج البيت (در كتاب در راه خانه خدا. تهران, انتشارات و تبليغات فرهنگى انقلاب اسلامى, بى تاريخ) ص٩ ـ٢٤.
گزارش گونه اى از سفر حج استاد در سال١٣٥٥ به همراه ملاحظاتى در باب فلسفه حج و مقايسه اى ميان انجام اين فريضه در گذشته و حال است. استاد در اين مقاله, از مفهوم استطاعت سخن مى گويد و آن را فراتر از استطاعت مالى و جسمى دانسته, اخلاق و علم را ملاك تحقق استطاعت حقيقى مى شمارد. استاد, همچنين تأثرات خويش را از مشاهده مراحل انجام اين فريضه با استناد به پاره اى اشعار بيان مى دارد.
٤٠. يادنامه علامه امينى, تهران, مؤسسه انجام كتاب, ١٣٦١, ٥٧٦ صفحه, چاپ اول١٣٥١.
اين يادنامه مجموعه مقالات تحقيقى است كه به اهتمام دكتر شهيدى و استاد محمد رضا حكيمى فراهم شده است.
در آغاز قرار بود اين يادنامه در دو جلد تدوين شود و وعده آن در جلد اول داده شد, ليكن انتشار جلد دوم ميسر نگرديد.
مقالات اين مجموعه به ترتيب وصول و درج عبارتند از: كتابشناسى / احمد آرام, هجده هزار عالم / محمد پروين گنابادى, فهرست شيخ منتجب الدين / سيد موسى شبيرى زنجانى, سيماى انسان صالح در تربيت اسلامى / حسين رزمجو, سير تدريجى علم مصطلح الحديث (علم درايه) / كاظم مدير شانه چى, چند سند درباره سيد جمال الدين / محمد گلبن, نقش شخصيت ها در اميد و تحرك انسان ها / محمد تقى جعفرى تبريزى, آيات موزون افتاده قرآن كريم / مهدى اخوان ثالث, جلوه هاى تشيع در تفسير كشف الاسرار/ دكتر محمد مهدى ركنى, الغدير و وحدت اسلامى / مرتضى مطهرى, ابن ابى الحديد / عبد المحمد آيتى, قياس از نظر عامه و خاصه / دكتر سيد جواد مصطفوى خراسانى, نثر بيهقى / دكتر على اكبر فياض, حسين منى و انا من حسين / محمد باقر بهبودى, قرآن و اقبال / احمد احمدى بيرجندى ; چهار كتاب اصلى علم رجال / آيت الله سيد على خامنه اى ; غديريه هاى فارسى / دكتر سيد ضياء الدين سجادى, تحقيق عقايد و علوم شيعى / دكتر عبدالجواد فلاطورى, نجوم در فلسفه ارسطو/ غلامعلى حداد عادل و چهارصد كتاب در شناخت شيعه / محمد رضا حكيمى.
استاد در مقدمه اى دو صفحه اى خود, چگونگى و محدوده كار را توضيح و فهرست هاى تفصيلى و نمايه ها را به جلد دوم ـ كه چاپ نشد ـ ارجاع داده اند.