نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٧ - رابطه بهزيستي معنوي و اميدواري با رضايت از زندگي در سالمندان
سال هفتم، شماره اول، پياپي ٢٥، بهار ١٣٩٣
ابولقاسم يعقوبي / دانشيار گروه روانشناسي دانشگاه بوعليسينا همدان yaghobi٤١@yahoo.com
حسين محققي / استاديار گروه روانشناسي دانشگاه بوعليسينا همدان
فريبا منظميتبار / دانشجوي دكترا گروه روانشناسي دانشگاه بوعلي سينا همدان [email protected]
دريافت: ٢٤/٥/١٣٩٢ ـ پذيرش: ٢٠/١٠/١٣٩٢
چکيدههدف اين پژوهش شناسايي رابطه بهزيستي معنوي و اميدواري با رضايت از زندگي در سالمندان ميباشد. روش پژوهش حاضر توصيفي از نوع همبستگي است و ٨٥ نفر (٤٦ مرد و ٣٩ زن) از ساكنان خانة سالمندان همدان و ملاير انتخاب و به پرسشنامههاي بهزيستي معنوي، اميدواري، و رضايت از زندگي پاسخ دادند. تحليل نتايج با استفاده از ضريب همبستگي پيرسون، آزمون t مستقل، و تحليل رگرسيون صورت گرفت. نتايج نشان داد که بين بهزيستي معنوي (٦٥/٠=r) و اميدواري (٤٥/٠=r)، با رضايت از زندگي رابطه معنادار وجود داشت (٠١/٠>p). همچنين نتايج تحليل رگرسيون نشان داد که بهزيستي معنوي و اميدواري قادرند كه ٤٠ درصد از واريانس رضايت از زندگي سالمندان را تبيين کنند. در متغيرهاي اميدواري (٠٣/٢=t، ٠٥/٠>p) و رضايت از زندگي ميانگين مردان بيشتر از زنان و در ساير خردهمقياسها بين دو گروه تفاوت معناداري وجود نداشت. نتايج نهايي نشان ميدهد كه بين بهزيستي معنوي و اميدواري با رضايت از زندگي در سالمندان رابطه معنادار مثبت وجود دارد. اين دو متغير سهم قابلتوجهي از واريانس رضايت از زندگي را تبيين ميکنند.
کليدواژهها: رضايت از زندگي، بهزيستي معنوي، اميدواري،.
مقدمه
سال خوردگي و پيري يكي از مراحل حساس در تحول رواني انسان است و دامنه سني آن متغير است. در برخي از منابع روان شناسي، به بالاي ٦٥ يا ٧٠ سال اطلاق مي شود. اين مرحله از رشد تغييرات جسماني، شناختي و اجتماعي خاصي به همراه دارد كه مهم ترين آنها تغيير از مسئله يابي به مسئله گشايي و خردمندي است (برك، ٢٠٠١، ص ٣٣٣). امروزه به مدد پيشرفت فناوري هاي بهداشتي و پزشكي، طول عمر بشر نسبت به چند دهه قبل افزايش يافته است، اما گرفتاري هاي شغلي و پيچيدگي هاي زندگي مدرن و اضافه بار ادراكي، موجب كاهش وقت و توان نگهداري از سالمندان توسط اعضاي خانواده شده است. در نتيجه، آنها را دور از خانه و در مؤسسات نگهداري مي كنند. در نتيجه، اين دوري و جداشدگي از هسته اصلي خانواده، سلامت رواني، شادي و رضايت از زندگي آنها را تحت تأثير قرار دهد. البته بايد توجه داشت كه نقش والدين در زندگي فرزندان بسيار پرمعناست، تاجايي كه خداوند در قرآن كريم «فرزندان را به نيكي درحق والدين سفارش نموده است و در روايات حضرات معصومين تأكيد فراوان شده است كه «والدين را قدر بدانيد و بر آنها در سنين بزرگسالي مهر بورزيد (محققي، ١٣٩٠، ص ٥٧). بنابر تأكيد دين مبين اسلام، دريافت مهر و عاطفه از ناحيه فرزندان موجب نشاط و سرزندگي بزرگسالان مي شود. همچنين از ديدگاه روان شناسي، پيري دوره اضطراب مرگ است و بنابر يافته هاي جانسون (١٩٩٤) برخورداري از معنويت و فلسفة شخصي پيشرفته موجب تقليل آن مي شود (برك، ٢٠٠١، ص ٣٩٩). از اين رو، يافتن راه هايي براي افزايش رضايت از زندگي در سالمندان ضروري به نظر مي رسد. از جمله عوامل روان شناختي كه مي تواند در پيشگيري و كاهش اختلال هاي رواني و افزايش سلامت روان مؤثر باشد، بهزيستي معنوي است (صفايي و همكاران، ١٣٨٩). بهزيستي معنوي را مي توان ارتباط داشتن با ديگران، زندگي هدفمند، معنادار، اعتقاد و ارتباط با يك قدرت متعالي تعريف كرد (هاوكس و همكاران، ٢٠٠٣).
طبق نظر موبرگ و بروسك (١٩٧٨) بهزيستي معنوي سازه اي چند بعدي است و شامل يك بعد عمودي و يك بعد افقي است. بعد عمودي آن، به ارتباط با خدا و بعد افقي آن به احساس هدفمندي و رضامندي در زندگي، بدون در نظر گرفتن مذهب خاص اشاره دارد. معنويت به معناي نقش زندگي يا روشي براي بودن و تجربه كردن است كه با آگاهي يافتن از يك بعد غيرمادي به وجود مي آيد و ارزش هاي قابل تشخيص، آن را معين مي سازد (الكينز و همكاران، ١٩٨٨). معنويت و گرايش به دين، يك سپر حفاظتي قوي در پيشگيري از تنش هاي رواني است و عامل حيات بخش بشر در دنياي پرتنش امروزي است (آل بويه، ١٣٨٨، ص ٣). معنويت در پيوند با ساير ويژگي هاي اخلاقي و روان شناختي، قدرت مقابله را در برابر تنش ها بالا مي برد و تقويت باورها و عقايد مذهبي در تمامي مراحل زندگي يك اقدام پيش گيري كننده در كاهش اختلال هاي رواني است (صفايي و همكاران، ١٣٨٩). در اين ديدگاه، توجه به صفات خداگونگي انسان مورد توجه قرار گرفته و به عنوان يك دغدغه امروزي مطرح شده است. علاقه به روان شناسي معنويت تا حدودي از يافته هاي تجربي و مباني نظري ناشي شده است كه پيشنهاد مي كنند متغيرهاي معنوي و مذهبي در سلامت رواني و جسماني نقش دارند (امونس، ٢٠٠٠). پژوهش ها حاكي از اين است كه معنويت، ارتباط مثبتي با سلامت جسمي و رواني دارد ( هارتز، ٢٠٠٥). تحقيقات بسياري در حمايت از اين فرضيه وجود دارد كه بهزيستي معنوي مي تواند كاركرد رواني و سازگاري را تقويت كند (كاتلين و كارلا، ٢٠٠٧؛ تانكسي، ٢٠٠٦). همچنين نتايج برخي مطالعات نشان مي دهد كه همبستگي معناداري بين نمرات مقياس بهزيستي معنوي و متغيرهايي از قبيل اعمال مذهبي (باست و همكاران، ١٩٩١)، افسردگي، عزت نفس و جهت گيري مذهبي دروني(جنيا، ٢٠٠١) وجود دارد.
متخصصان بهداشت روان معتقدند: با شناخت اعتقادات و مراسم مذهبي مراجعان، از آن به عنوان يك منبع جايگزين مهم و حمايت استفاده كرده و با توصيه مراجعان به معنويت و شركت در مراسم مذهبي، بتوانند آنها را به آرامش دروني سوق دهند (سولان، ٢٠٠٥). تأثير اين امر، به اين دليل است كه فرد با افزايش معنويت، به نوعي خود كنترلي دست پيدا مي كند. اين امر مانع از اثربخشي شرايط بيروني و در نتيجه، كمتر تحت تأثير شرايط نامناسب قرار گرفته و سلامت روان خود را حفظ مي كند (تبرايي و ديگران، ١٣٨٧).
در پژوهشي، آنتنير و همكاران (٢٠١٠) نشان دادند كه بهزيستي معنوي با بهزيستي روان شناختي، برون گرايي و باز بودن نسبت به تجربه پذيري پنج عامل بزرگ شخصيت رابطه مثبت، و با روان رنجوري رابطه منفي دارد. پس، بهزيستي معنوي يكي از متغيرهايي است كه در تعيين سلامت رواني نقش دارد، هرچند به عنوان تنها عامل نيست و در كنار آن، عواملي چون اميدوار بودن و هدفمند زيستن هم مورد توجه است.
اميد را «مجموعه اي شناختي مي دانند كه مبتني بر احساس موفقيت ناشي از منابع گوناگون (انرژي معطوف به هدف) و مسيرها (برنامه ريزي براي دستيابي به اهداف) است (يعقوبي و همكاران، ١٣٨٧). بنابراين، اميد يا تفكر هدف مدار، از دو مؤلفه مرتبط به هم، يعني مسيرهاي تفكر و منابع تفكر، تشكيل شده است. «مسيرهاي تفكر بيانگر ظرفيت فرد براي ايجاد مسيرهاي شناختي براي رسيدن به اهداف است و «منابع تفكر شامل افكاري هستند كه افراد دربارة توانايي ها و ظرفيت هايشان براي گذر از مسيرهاي انتخاب شده تعريف كرده اند تا به اهداف خويش برسند. از طريق تركيب منابع و مسيرها، مي توان به اهداف رسيد. اگر هر يك از اين دو عنصر شناختي وجود نداشته باشند، رسيدن به اهداف غيرممكن است (لوپز و همكاران، ٢٠٠٣). نقش اميد، آن قدر با اهميت است كه در قرآن كريم وعده هاي الهي براي انسان ها بر محور اميدبخشي استوار و بر عنصر شناختي و انگيزشي آن تأكيد شده است. اميدواري و گرايش هاي معنوي رشد يافته، موجب رضايت از زندگي است. رضايت از زندگي، يكي از وجوه خوب زندگي كردن است. اين مفهوم، حوزة پژوهشي مهمي را شامل مي شود كه به هدف اصلي روان شناسي يعني زندگي بهتر بسيار نزديك است (وو و يائو، ٢٠٠٦). دينر و همكاران (١٩٨٥) و هالتل و گوستاوسون (٢٠٠٨)، رضايت از زندگي را يكي از ابعاد سه گانة بهزيستي مي دانند. دو بعد ديگر بهزيستي ذهني، ابعاد عاطفي و هيجاني اين سازه را تعريف مي كنند، در حالي كه رضايت از زندگي شامل جنبه هاي شناختي و قضاوتي بهزيستي ذهني مي شود. شين و جانسون (دينر و همكاران، ١٩٨٥) و پاوت و دينر، رضايت از زندگي را «ارزيابي كلي كيفيت زندگي يك فرد با توجه به ملاك هاي مورد نظر او تعريف مي كند (همان). اين ارزيابي با توجه به مقايسة وضعيت فرد و آنچه وي استاندارد و ايده آل مي پندارد، صورت مي گيرد. همين پندار و ارزيابي فرد است كه مفهوم بهزيستي ذهني و رضايت از زندگي را مي سازد. هالتل و گوستاوسون (٢٠٠٨)، رضايت از زندگي را به عنوان يك حالت و نه به عنوان صفت و خصيصه تعريف مي كنند. به عبارت ديگر، رضايت از زندگي مشخصة پايدار و ثابت پاسخ دهنده را اندازه گيري نمي كند، بلكه ويژگي و حالت كنوني وي را اندازه مي گيرد.
علاوه بر اين، ازآنجاكه اميدواري را مجموعة شناخت برآمده از احساس موفقيت، ناشي از انرژي معطوف به هدف و برنامه ريزي براي هدف مي دانند (اسنايدر و همكاران، ١٩٩١)، اميدواري و رضايت از زندگي نيز مي توانند با هم در رابطه باشند. در زمينه تأثير معنويت بر بهبود كيفيت زندگي و سلامت جسماني و رواني اكستين و كرن (٢٠٠٣)، معتقدند: معنويت مانند آگاهي از هستي يا نيرويي از فراتر از جنبه هاي مادي زندگي بوده و احساس عميقي از وحدت يا پيوند با كائنات را به وجود مي آورند. افكار مثبت و سخت رويي، هر دو از مؤلفه هاي معنويت بوده و با سلامت و مقاومت در برابر استرس ارتباط دارند.
تكيه گاه معنوي مي تواند تأثير ضربه گيري در برابر استرس داشته باشد. همچنين بين سلامت رواني، سلامت جسمي ، رضايت از زندگي و شادكامي رابطه مثبت وجود دارد.
پيدمنت معتقد است: معنويت به دليل تأثير مثبت بر سلامت شخصي، راهي است كه در آن، معناي برتر نهايي خلق مي شود و مي توان آن را تا حدودي به عنوان يك جنبه سازماندهي شده بنيادي شخصيت در نظر گرفت (پيدمنت، ٢٠٠٤).
آدلر و فاگلي (٢٠٠٥) نشان دادند كه رضايت از زندگي، از ميزان خود آگاهي، خوش بيني و معنويت گرايي فرد متأثر است؛ هر چه افراد خودآگاه تر و خوش بين تر و از معنويت گرايي بالاتري برخوردار باشند، به همان ميزان از رضايت بالاتري برخوردارند.
كولمن و هولزمر (١٩٩٩)، به بررسي تأثير بهزيستي معنوي بر علائم ايدز و رضايت از زندگي در ١١٧ بيمار مبتلا به ايدز پرداختند. نتايج اين پژوهش حاكي از اين بود كه بهزيستي وجودي، با معناداري زندگي و بهزيستي مذهبي، با رضايت از زندگي رابطه معنادار داشت.
روبرت (١٩٩٢) معتقد است: معنويت براي افراد، در برخورد با مشكلات، منبع حمايتي است و باورها و فعاليت هاي معنوي به عنوان روشي تعريف شده است كه منابع معنوي مانند دعا و نيايش، توكل و توسل به خداوند را براي مقابله به كار مي برند. از سوي ديگر، اثربخشي درمان هاي معنوي موجب مي شود تا روش هاي درمانگري معنوي، جايگاه ويژه اي در بين شيوه هاي مهار اختلالات رواني پيدا كنند. تحقيقات مبتني بر نظريه هاي روان درماني ديني، اثربخشي اين روش ها را در كاهش مشكلات رواني افراد نشان داده اند (سيد، ٢٠٠٣).
بزرگسالاني كه اميدوارترند، به ديگران به عنوان منابع حمايتي و پايگاه هايي كه مي توانند به آنها تكيه نمايند، مي نگرند (اسنايدر، ٢٠٠٠) و با چالش هايي كه ممكن است در زندگي خود روبه رو شوند، سازگار مي شوند، شادي بالاتري تجربه مي كنند و از زندگي شان رضايت بيشتري دارند (كلينگ و همكاران، ٢٠٠٦). همچنين مي توانند اين گفتمان دروني را در خود رشد دهند كه «مي توانم اين كار را به پايان برسانم، من نبايد شكست بخورم و نااميد شوم. آنها موفقيت هايشان را بيشتر از شكست هايشان مي بينند (اسنايدر، ٢٠٠٠). ازاين رو، از آنجا كه افراد با اميدواري بالا مسئله محورتر هستند، انتظار موفقيت هاي بيشتري در آينده دارند. بر همين اساس، با توجه به نقش معنويت در بهداشت روان و ارتقاي سلامت رواني (كرو و همكاران، ٢٠٠٥)، اهميت معنويت و رشد معنوي انسان در چند دهه گذشته به صورت روز افزون، توجه روان شناسان و پژوهشگران بهداشت رواني را به خود جلب كرده است (آتن و اسشنسك، ٢٠٠٧). در اين ميان، با توجه به اهميت سازه هاي بهزيستي معنوي و اميدواري و نقشي كه مي توانند در رضايت از زندگي داشته باشند و ازآنجا كه تاكنون در كمتر پژوهش داخلي، به نقش بلند مدت اين دو متغير در تبيين رضايت از زندگي در سالمندي پرداخته اند، اين پژوهش درصدد تعيين ارتباط بهزيستي معنوي و اميدواري با رضايت از زندگي در سالمندان است.
روش پژوهشاين پژوهش، از نوع توصيفي- همبستگي است و در آن، رابطة بين متغيرهاي بهزيستي ذهني، اميدواري و رضايت از زندگي بررسي مي شود. جامعة آماري اين پژوهش را سالمندان ساكن دو مركز نگهداري از سالمندان در شهرهاي همدان و ملاير تشكيل مي دادند. نمونة پژوهش، شامل ٨٥ نفر (٣٩ زن و ٤٦ مرد؛ با ميانگين سني ٧/٦٢ M= وانحراف استاندارد ٦٣/٨=SD) از ٢٠٠ سالمندي كه حاضر به همكاري در پژوهش بودند و مشكل شناختي و يا بيماري جسماني خاصي نداشتند و داراي حداقل سواد خواندن و نوشتن بودند، به روش نمونه گيري تصادفي ساده انتخاب شدند. براي سنجش متغيرهاي پژوهش، از سه پرسش نامه زير استفاده شد:
الف. مقياس بهزيستي معنوي (SWBS): اين آزمون توسط پالوتزين و اليسون در سال ١٩٨٢ ساخته شد و شامل ٢٠ سؤال و دو خرده مقياس است. سؤالات فرد آزمون، مربوط به خرده مقياس بهزيستي مذهبي بوده و ميزان تجربه فرد از رابطه رضايت بخش با خدا را مورد سنجش قرار مي دهد. سؤالات زوج آزمون، مربوط به خرده مقياس بهزيستي وجودي است كه احساس هدفمندي و رضايت از زندگي را مي سنجد. مقياس پاسخ گويي به سؤالات ليكرت شش درجه اي از كاملاً موافقم تا كاملاً مخالفم است. پالوتزين و اليسون (١٩٨٢)، در پژوهشي ضريب آلفاي كرونباخ بهزيستي مذهبي و وجودي و كل مقياس را به ترتيب برابر با ٩١/٠، ٩١/٠ و ٩٣/٠ گزارش كردند. پايايي اين مقياس، توسط دهشيري و همكاران (١٣٨٧) روي دانشجويان دختر و پسر از طريق آلفاي كرونباخ براي كل مقياس و خرده مقياس بهزيستي مذهبي و خرده مقياس بهزيستي وجودي، به ترتيب ٩٠/٠، ٨٢/٠، و ٨٧/٠ و با روش بازآزمايي به ترتيب ٨٥/٠، ٧٨/٠، و ٨١/٠ گزارش شده است.
ب. مقياس اميدواري اسنايدر: در اين پژوهش، از پرسش نامه اميدواري اسنايدر و همكاران (٢٠٠١) استفاده شد. ضريب آلفاي كرونباخ آن براي اميدواري كل ٨٦/٠، براي بعد تصميم هدف مدار ٨٢/٠، و براي گذرگاه يا مسير ٨٤/٠ بود و پايايي بازآزمايي در طي ١٠ هفته ٨٢/٠ به دست آمده است. در ايران پايايي و روايي مقياس بر روي نمونه ٢٥٠ نفري محاسبه گرديد. ضريب همساني دروني كل براي ابعاد گذرگاه ٧١/٠ و تصميم هدف مدار ٦٨/٠ به دست آمده است. روايي همزمان مقياس نيز با نااميدي بك ٨١/٠ گزارش شده است (كرمي نيا و همكاران، ١٣٩١).
ج. مقياس رضايت از زندگي ( SWLS): اين مقياس، داراي پنج ماده مي باشد. هر ماده از ١ (كاملاً مخالفم) تا ٧ (كاملاً موافقم) نمره گذاري مي شود، به طوري كه دامنه نمره ها از ٥ (رضايت پايين)، تا ٣٥ (رضايت بالا) متغير است. ضريب آلفاي كرونباخ آن، ٨٧/٠ و ضريب باز آزمايي آن ٨٢/٠ گزارش شده است (داينر و همكاران، ١٩٨٥). پاووت و همكاران (١٩٩٣)، اعتبار آن را رضايت بخش و چندين مزيت براي آن بيان كرده اند: اولاً، مختصر و مفيد است و نسبت به ساير مقياس ها اعتبار پيش بين بالاتري دارد. ديگر اينكه قابليت كاربرد براي همه گروه هاي سني را دارد و مقايسه مستقيم گروه هاي سني را امكان پذير مي سازد. در پژوهشي كه جوكار (١٣٨٥) برروي ٥٥٧ دانش آموز دبيرستاني انجام داده است، ضريب آلفاي كرونباخ برابر با ٨٠/٠ و روايي عاملي آن، حاكي از وجود يك عامل كلي در مقياس است كه مي توانست بيش از ٥٤/٠ از واريانس را تبيين كند.
براي اجراي پژوهش پس از هماهنگي لازم با مسئولان مراكز نگهداري از سالمندان همدان و ملاير، پرسش نامه هاي مذكور در اختيار سالمندان قرار داده شد. توضيحات لازم نيز ضمن ارائة ابزارها ارائه شد. براي تجزيه و تحليل داده ها از روش هاي آماري ضريب همبستگي پيرسون، رگرسيون همزمان و t مستقل استفاده شد.
يافته هاي تحقيقميانگين سني شركت كنندگان در اين پژوهش، ٧/٦٢ درصد با انحراف استاندارد ٦٣/٨ درصد بود. ٨٢/١٨ درصد از شركت كنندگان در پژوهش بي سواد، ١٥ درصد تحصيلات ابتدايي، ٠٥/٢٧ درصد داراي تحصيلات راهنمايي و دبيرستان، ٥٢/٢٣ درصد داراي تحصيلات ديپلم و ٤٧/١٦ درصد داراي تحصيلات ليسانس و بالاتر بودند. نسبت تحصيلات زنان و مردان نيز به هم نزديك است. به طور كلي، توزيع افراد نمونه از لحاظ تحصيلات بر مبناي تقسيم بندي موجود در پژوهش (بي سواد، ابتدايي، و...)، با كمي كشيدگي مثبت به توزيع بهنجار نزديك است.
جدول (١) ماتريس همبستگي متغيرهاي پژوهش را نشان مي دهد. ضرايب همبستگي دامنه اي از ٣٨/٠ تا ٩٤/٠ را در بر مي گيرد. تمامي ضرايب در سطح ٠١/٠ P < معني دار هستند. همبستگي هر مقياس، با زير مقياس هاي خود مطابق انتظار كاملاً بالاست. همبستگي بهزيستي معنوي، با اميدواري و خرده مقياس هاي آن نيز بالا است. بهزيستي معنوي و اميدواري و نيز خرده مقياس هاي آنها با رضايت از زندگي همبستگي متوسط و بالاتر از متوسط دارند. از اين رو، نتايج نشان مي دهد بهزيستي و اميدواري با رضايت از زندگي رابطة مثبت دارند.
جدول ١: ماتريس همبستگي متغيرهاي پژوهش
|
متغير |
١ |
٢ |
٣ |
٤ |
٥ |
٦ |
|
١. بهزيستي كل ٢. بهزيستي وجودي ٣. بهزيستي مذهبي ٤. رضايت از زندگي ٥. اميدواري ٦. اميد (منابع) ٧. اميد (مسير) |
١ ٩٤/٠** ٨٥/٠** ٦٤/٠** ٥٥/٠** ٤٥/٠** ٥٣/٠** |
١ ٦١/٠** ٦٣/٠** ٤٤/٠** ٣٧/٠** ٤١/٠** |
١ ٤٩/٠** ٥٩/٠** ٤٤/٠** ٥٩/٠** |
١ ٤٥/٠** ٤٤/٠** ٣٨/٠** |
١ ٨٦/٠** ٩٣/٠** |
١ ٦١/٠** |