نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٧ - سبكهاي هويت و خودتعيينگري مذهبي

سبك‌هاي هويت و خودتعيين‌گري مذهبي

سال ششم، شماره دوم، تابستان ١٣٩٢ ، ص ٩١ ـ ١٠٤

Ravanshenasi-va ـ Din, Vol.٦. No.٢, Summer ٢٠١٣

مهدي سرگزي* / زهرا نيك‌منش**

چکيده

هدف اين پژوهش پاسخ به اين سؤال است که آيا سبک‌هاي هويت مي‌توانند سبک‌هاي خودتعيين‌گري مذهبي را پيش‌بيني کنند؟ نمونه مورد مطالعه، تعداد ٣٤٦ دانش‌آموز دورة پيش‌دانشگاهي (١٨ تا ٢١ سال) شهرستان زاهدان بود که با استفاده از روش نمونه‌گيري خوشه‌اي انتخاب شدند. ابزارهاي پژوهش شامل پرسش‌نامه خودتعيين‌گري مذهبي (SRQ-R) و پرسش‌نامه سبک‌هاي هويت ISI-٦G)) بود. براي تجزيه و تحليل داده‌ها از آزمون همبستگي پيرسون و رگرسيون گام ‌به ‌گام استفاده شد. نتايج نشان داد سبک‌هاي هويت هنجاري و هويت سردرگم/ اجتنابي مي‌توانند سبک خودتعيين‌گري مذهبي درون‌فکني شده را پيش‌بيني کنند. همچنين سبک‌هاي هويت هنجاري و هويت اطلاعاتي مي‌توانند سبک خودتعيين‌گري مذهبي خودپذير را پيش‌بيني کنند.

کليد‌واژه‌ها: سبک هويت هنجاري، سبک هويت اطلاعاتي، سبک هويت سردرگم/ اجتنابي، سبک خودتعيين‌گري مذهبي درون‌فكني‌شده، سبک خودتعيين‌گري مذهبي خودپذير.


* كارشناس ارشد روان‌شناسي عمومي دانشگاه سيستان و بلوچستان. [email protected]

** دانشيار گروه روان‌شناسي دانشگاه سيستان و بلوچستان. [email protected]

دريافت: ٢٠/ ١١/ ١٣٩١ ـ پذيرش: ٥/ ٤/ ١٣٩٢


مقدمه

روان‌شناسي دين همواره به بررسي وضعيت‌هاي روان‌شناسانه، که رفتار و تجربه ديني را ايجاد، تقويت و يا تضعيف مي‌کند مي‌پردازد. در اين ميان، جهت‌گيري مذهبي و يا خودتعيين‌گري مذهبي به‌عنوان عاملي براي تبيين تفاوت در نتايج روان‌شناختي دينداري مورد توجه محققان بوده است. اسلام همواره نيت اعمال را به‌عنوان پايه و اساس اعمال معرفي مي‌كند. و اگر اعمال مذهبي به قصد دوري از تنبيه و رسيدن به پاداش از طرف غير خداوند انجام گيرد، ارزشمند نمي‌داند، ثواب الهي بر آن مترتب نمي‌شود و رنگ ريا به خود مي‌گيرد. در واقع ريا زماني شكل مي‌گيرد که ايمان شکل نگرفته باشد. حتي افرادي که ايمان‌شان دروني شده است نيز داراي مراتبي هستند؛ خداوند مي‌فرمايد: «و ما يومن اکثرهم بالله الا و هم مشرکون» (يوسف: ١٠٦). علّامه طباطبائي در تفسير اين آيه بيان مي‌کند:

افرادي هستند که ايمان‌شان آميخته به شرک است، و ريا هنگامي ايجاد مي‌شود که ايمان به‌طور صحيح شکل نگرفته باشد. کساني که اعمال مذهبي‌شان براساس ترس از خداوند و يا رسيدن به پاداش الهي است، به خواسته خود خواهند رسيد، اما خودخواهي محسوب مي‌شود و از دريافت حقيقت و تعالي محروم خواهند ماند (همان، ج ١١، ص ٣٧٦).

آلپورت مفهوم جهت‌گيري مذهبي دروني- بروني را براي بررسي کاربرد دين در زندگي افراد مطرح کرد. شخصي که جهت‌گيري مذهبي دروني دارد، با مذهب‌اش زندگي مي‌کند و معني زندگي و هدف اصلي خود را در مذهب مي‌يابد. در دين دروني، ايمان يک ارزش غايي و عالي است که به سمت وحدت هستي جهت دارد. اين نوع دينداري، بالاترين سطح سازش‌يافتگي روان‌شناختي است. شخصي که جهت‌گيري مذهبي بروني دارد، از مذهب‌ خود براي رسيدن به اهداف خودخواهانه‌اش استفاده مي‌کند، دين بروني، به‌صورت کاملاً منفعت‌طلبانه در جهت دستيابي فرد به امنيت، پايگاه اجتماعي، آرامش و تأييدي بر سبک زندگي انتخاب شده است و «نوعي ايمان نابالغانه است که سطـوح بالاتـري از کنش‌وري روان‌شناختي ناسالم را به‌طور نسبي پيش‌بيني مي‌کند» (قرباني، ١٣٧٧). در پژوهش‌هاي بسياري از مقياس آلپورت و راس استفاده گرديده، اما انتقاداتي نيز از مقياس جهت‌گيري مذهبي آلپورت - راس شده است. از جمله کرک پاتريک و هود بيان مي‌کنند که چارچوب ساده‌انگارانة دروني- بروني را بايد وانهاد و رويکردهاي پيچيده‌تري را يافت (ولف، ١٣٨٦، ص ٣٤١). مفهوم خودتعيين‌گري مذهبي نظـريه‌اي جديدتـر در بررسي انگيزه‌هاي مذهبي است که به‌صورت پيوستـاري مطـرح گرديده و اشاره به ميـزان دروني‌سازي باورهاي ديني دارد که بر اين اساس آن، انگيزه‌هاي انجام کنش‌هاي مذهبي شکل مي‌گيرد (البرزي و جوکار، ١٣٨٤).

دسي و ريان در دهه ٨٠ ميلادي با نظر داشتن نظريه «درک منبع عليت» ‌هايدر (١٩٨٥)، مفهوم نظريه خودتعيين‌گري را مطرح کردند که نوعي نظريه انگيزشي- شناختي است (Deci Ryan, ١٩٨٥, p. ٧). از نظر زيمرمن (٢٠٠٢)، خودتعيين‌گري به‌معناي کنترل فراشناختي فرايند برنامه‌ريزي و کنترل اهداف در جهت انگيزه‌هاي فرد است که نوعي خودتنظيمي‌محسوب مي‌شود (ريو، ١٣٨٧،‌ ص ٢٣٥). دسي و ريان، به تفصيل مفهوم خودتعيين‌گري را بررسي کردند: خودتعيين‌گري شامل تجربه انتخاب با منبع عليت دروني است (Deci Ryan, ١٩٨٥, p. ١١١). خودمختاري، شايستگي و ارتباط، نيازهاي اساسي روان‌شناختي هستند که خودتعيين‌گري جهت ارضاي آنها تلاش مي‌کند. از سوي ديگر، احساس خودمختاري، شايستگي، و ارتباط موجب ايجاد انگيزه‌هايي دروني‌تر مي‌گردد. از نکات مهم نظرية خودتعيين‌گري، اهميتي است که براي انگيزه‌هاي بيروني قائل مي‌شود. براساس نظر دسي و ريان در خودتعيين‌گري، انگيزه‌هاي دروني رفتار با برخي انگيزه‌هاي بيروني آن يکپارچه مي‌شود، «انگيزه‌هاي دروني بسيار مناسب هستند، اما انگيزه‌هاي بيروني نيز حتماً لازم‌اند» (Deci Ryan, ٢٠٠٠, p. ٢٣٦). ريان و دسي معتقدند عامل اساسي در دروني‌سازي و خودتنظيمي‌ تجارب فردي، ميزان تعارضات محيط بيروني با تمايلات دروني است؛ هرچه تعارض بين محيط بيرون و درون فرد بيشتر باشد، رفتار در سطوح اوليه پيوستار دروني‌سازي مي‌شود و خودتنظيمي‌آن کمتر است. در نتيجه، احساس رضايت کم مي‌شود و هرچه تعارض کمتر باشد، دروني‌سازي راحت‌تر صورت مي‌گيرد (Ibid, p. ٢٣٨). انتخاب هدف‌هايي که خودمختاري، شايستگي و ارتباط را ارضا مي‌کنند، موجب رشد شخصي، سلامت ذهن و سلامت هيجاني مي‌شود و تلاش‌هايي با ثبات بيشتر را برمي‌انگيزد (ريو، ١٣٨٧، ص ١٦٣). ريان و دسي، «دروني‌سازي» را به‌صورت پيوستار شش مرحله‌اي از سبک‌هاي خود‌تعيين‌گري معرفي کردند: سبک بدون تنظيم- سبک تنظيم بيروني- سبک تنظيم درون‌فکني‌شده- سبک تنظيم خودپذير- سبک تنظيم آميخته- سبک تنظيم دروني.

از سوي ديگر، طبق اين نظريه براي بررسي خودتعيين‌گري مذهبي فقط از دو سبک خودتعيين‌گري درون‌فکني‌شده و خودتعيين‌گري خودپذير، که در پيوستار سبک‌هاي خودتعيين‌گري قرار دارد، استفاده مي‌شود (البرزي و جوکار، ١٣٨٤).

١. سبک خودتعيين‌گري مذهبي درون‌فکني‌شده: در اين سبک، دلايل افراد ظاهراً دروني است، اما در‌واقع فشارِ احساس گناه، تهديد و يا پاداش، فرد را وادار به کنش خاص مذهبي مي‌کند (رفتارهاي مذهبي‌شان براساس انتخاب خودشان نيست).

٢. سبک خودتعيين‌گري مذهبي خودپذير: در اين سبک، ارزش‌هاي بيروني در سامانه ارزش‌هاي فرد، دروني مي‌شود و دلايل افراد براي انجام رفتارهاي مذهبي به علت اهميتي است که اين رفتارها براي وي دارند (همان).

باندز در تحقيقي ارتباط خودتعيين‌گري مذهبي خودپذير را با بهزيستي رواني، رضايت از زندگي، سلامتي رواني و سازگاري دانشجويي بررسي کرد. نتايج اين تحقيق نشان داد كه سبک خودتعيين‌گري مذهبي خودپذير با بهزيستي رواني، رضايت از زندگي، سلامت رواني و سازگاري رواني ارتباط مستقيم دارد. اما ارتباط بين خودتعيين‌گري مذهبي درون‌فکني‌شده و متغيرهاي ذکر‌شده معني‌دار نبود (Bounds, ٢٠٠٨, p. ١١٥- ١١٦).

به دليل اينکه مذهب به‌طور فراگير در سطح جامعه اشاعه دارد، اما به لحاظ تأثير در زندگي رواني و اجتماعي داراي پراکندگي زيادي است، بررسي‌هاي بيشتري مي‌طلبد. روان‌شناس پيش از آنکه تعيين کند دين چگونه بايد اعمال شود، چگونگي ارضاي نيازهاي رواني اجتماعي فرد در طول زندگي و تأثير آن بر انگيزه‌هاي دينداري فرد را ملاحظه مي‌كند. طبق نظريه اريکسون، اعتماد در روابط والديني اوليه و پردازش «هويت خود» در دوره نوجواني تأثيرات ماندگاري بر فرد خواهد گذاشت (ولف، ١٣٨٦، ص ٥١٢ و ٥٢٥). برخي پژوهشگران مانند فلوم (١٩٩٤) و آليسن و شولتز (٢٠٠١)، معتقدند هويت اوايل نوجواني مربوط به روابط بين شخصي و هويت اواسط و اواخر نوجواني، به قلمرو ايدئولوژيکي ارتباط دارد (دلخموش، ١٣٨٧). هويت از مفاهيمي ‌است که در نظريه اريکسون در بحث رشد رواني - اجتماعي دوره نوجواني به تفصيل به آن پرداخته شده است. تفکر انتقادي در مورد باورها و سازماندهي، آنها از تکاليف دوران نوجواني به‌شمار مي‌رود و سبک‌هاي هويت در خلال تکاپو براي انجام اين تکليف شکل مي‌گيرد که بنا‌بر نظر برزونسکي، شامل سه سبک اطلاعاتي، هنجاري و سردرگم/ اجتنابي است. سبک‌هاي هويتي از ترکيب دو بعد: جست‌و‌جو جهت کشف حقيقت و تعهد جهت ايمان به حقيقت شکل گرفته است.

ورتينگتون اظهار مي‌دارد که هويت در سه محور کار، روابط اجتماعي، و ايدئولوژي شکل مي‌گيرد که هويت ديني بخش عمده‌اي از هويت ايدئولوژيک را تشکيل مي‌دهد (قرباني، ١٣٧٧). اگر نوجوان با موفقيت، تعارض هويت در برابر پراکندگي نقش را حل کند، تعهد ايماني محکمي‌ نيز در وي شکل مي‌گيرد. اين تعهد، اعتماد و توانايي پايبندي فرد به يک ايدئولوژي را مهيا مي‌سازد.

برزونسكي با توجه به فضاي پست‌مدرنيسم، ساماندهي منتقدانه نظام باورها را از تکاليف نوجوانان مي‌داند و در تلاش براي اين ساماندهي و با در نظر گرفتن تفاوت‌هاي فردي در تحول هويت، سه سبک هويت را معرفي مي‌کند (Berzonsky, ١٩٨٩, p. ٢٧٢). برزونسكي از سال ١٩٨٥ تاکنون (٢٠١٢) در پژوهش‌ها و نوشته‌هاي مختلفي به توضيح در مورد مقياس خود پرداخته و همبسته‌هاي بسياري را در ارتباط با آن مطالعه کرده است. برزونسكي و كوك (٢٠٠٥) و دوريز و سوننز (٢٠٠٦، ص ١٢٥)، سبک‌هاي سه‌گانه هويت برزونسکي را اين‌گونه معرفي مي‌کنند:

١. سبک هويت اطلاعاتي: با نياز به شناخت، هشياري و تمرکز براي حل مسئله و پيچيدگي شناختي مشخص است. هويتي شناختي و خودکاوشگر است و بسيار نزديک به هويت کسب‌شده و هويت در حال اکتساب در نظريه مارشيا است.

٢. سبک هويت هنجاري: نوعي هويت زودرس و مواجهه خودکار است که در آن ارزش‌هاي ديگرانِ مهم، دروني مي‌شود. سبک هويت هنجاري گرايش به حالت هويت زودرس مارشيا دارد.

٣. سبک هويت سردرگم/ اجتنابي: در اين سبکِ هويت، ميزان تعهد به خود و ديگران پايين است، اکثراً تعلل در کارها مشاهده مي‌شود؛ تصميمات وابسته به موقعيت، ناقص و تحت تأثير هيجانات قرار دارد. از حل مسئله اجتناب مي‌شود؛ خويشتن‌داري پايين و کانون کنترل بيروني است و گرايش به حالت هويت سردرگم مارشيا دارد.

همچنين اريکسون در مورد هويت نوجواني و ايمان مي‌گويد: سنگ‌بناي هويت در نوجواني «وفاداري و تعهد» است، به معني توان حفظ آزادانه اعتقادات به‌رغم وجود تضادهاي گريزناپذير در نظام‌هاي ارزشي– و به تعبير ديگر ايمان. وفاداري بر اثر پذيرش يا تأييد همسالان ايجاد مي‌شود و نوع جهان‌بيني يا مسلک نوجوان موجب حفظ آن مي‌شود (ولف، ١٣٨٦، ص ٥٢٥). طبق گزارش پژوهشي، که توسط حاجلو و همكاران منتشر گرديد، سطوح هويت‌يابي نوجوان توسط ميزان مذهبي بودن آنان پيش‌بيني شده است. با توجه به اينکه در اين مطالعه از پرسش‌نامه و مفهوم جهت‌گيري مذهبي استفاده گرديده، اما ميزان مذهبي بودن گزارش شده است (حاجلو و همكاران، ١٣٩١، ص ٣٤-٣٥). در پژوهشي ديگر، همبستگي سبک‌هاي هويت و سازه‌هاي جهت‌گيري اسلامي- شامل دو سازه باورها و مناسک، و اخلاق- بررسي توسط مغانلو و همكاران (١٣٨٨، ص ٣٨٤) بررسي گرديد. سازه اخلاق اسلامي ‌داراي رابطه مثبت و معني‌داري با سبک هويت اطلاعاتي و رابطه منفي و معني‌داري با سبک سردرگم/ اجتنابي داشت. بيشترين ارتباط سازه باورها و مناسک اسلامي، ‌با سبک هويت هنجاري و سپس، با سبک هويت اطلاعاتي بود. براساس پژوهش فرماني و خامسان (١٣٩٠)، نوجواناني که داراي سبک هويت هنجاري هستند و نگرش بنيادگرايي به دين دارند، گرفتن تأييد از ديگران را بيشتر از ساير عوامل مهم ارزيابي مي‌کنند و همين تأييد شدن موجب مي‌شود تا اجازه نداشته باشند که برخلاف افراد مهم و معيارهاي موجود بيانديشند. اما نوجواناني که داراي هويت سردرگم و نگرش بي‌ديني سطحي بودند، اهميتي به تأييد ديگران نمي‌دادند و از کمترين حمايت اجتماعي برخوردار بودند. در اين زمينه، دوريز و سوننز (٢٠٠٦، ص ١٣٢) در گزارش تحقيقي خود بيان مي‌کنند: نوجوانان داراي سبک هويت هنجاري به يک باور ثابت مذهبي تعهد دارند و حساسيت آنان به مذهب بيشتر است. جهت‌گيري مذهبي از جمله ابعاد شناختي دينداري است که نوجوان در دستيابي به هويت ايدئولوژيکي با آن روبه‌رو مي‌شود. بنابراين، به نظر مي‌رسد سبک‌هاي متفاوت هويت، نقش تعيين‌کننده‌اي بر خودتعيين‌گري مذهبي داشته باشد. اهميت اين پژوهش به اين دليل است که تأثير سازه رواني- سبک‌هاي هويت- را بر ابعاد مذهب بررسي مي‌کند. در‌حالي‌که اکثر پژوهش‌ها به بررسي تأثير ابعاد مذهب و دينداري بر ويژگي‌هاي رواني پرداخته‌اند. در تحقيقات بسياري اشاره شده است که افراد داراي جهت‌گيري مذهبي دروني، نسبت به افراد با جهت‌گيري مذهبي بيروني از سلامت روان بيشتر، اختلالات رواني کمتر و اضطراب مرگ کمتر برخوردارند (منصورنژاد و کجباف، ١٣٩١)، و پايداري هيجاني بيشتري دارند (عباسي و جان‌بزرگي، ١٣٨٩). اين پژوهش در راستاي مطالعات روان‌شناسي دين قرار مي‌گيرد که در آن موضوع اصلي مذهب است، و به اين طريق تأثير سازه‌هاي روان‌شناسي نوين بر کيفيت دينداري مورد بررسي قرار گيرد.

سؤال اصلي اين پژوهش عبارت است از اينکه، آيا سبک‌هاي هويت مي‌تواند خودتعيين‌گري مذهبي را پيش‌بيني کند؟

هدف اين پژوهش نيز پيش‌بيني خودتعيين‌گري مذهبي توسط سبک‌هاي هويتي مي‌باشد.

روش

کليه دانش‌آموزان دختر و پسر پيش‌دانشگاهي شهرستان زاهدان در سال تحصيلي ٩٢-١٣٩١ جامعه آماري اين پژوهش را تشکيل مي‌دهند. بر اين اساس، جامعه آماري، تعداد ٣١٧٦ دانش‌آموز بودند. بنابر قوانين آموزش و پرورش، شرط سني براي اين پايه تحصيلي بين سنين ١٨ تا ٢١ است. اين گروه سني با اين هدف انتخاب شدند که هويت، (بخصوص جنبه ايدئولوژي آن)، در اين دوره شکل گرفته است. طبق نظر کاپلان، تا قبل از هجده سالگي تعداد زيادي از نوجوانان هويت نسبتاً نامشخصي دارند و در وضعيت تعليق به سر مي‌برند، اما هجده تا بيست سالگي نقش بسيار مهمي در تشکيل هويت دارد (كاپلان، ١٣٨٤، ص ٨٢٧).

براساس جدول مورگان، تعداد ٣٤٦ دانش‌آموز با استفاده از روش نمونه‌گيري خوشه‌اي به‌عنوان نمونه انتخاب شدند؛ به اين طريق که از کل مدارس مقطع متوسطه داراي کلاس پيش‌دانشگاهي شهرستان زاهدان براساس نواحي يک و دو آموزش و پرورش، ١٤ مدرسه (٧ آموزشگاه پسرانه و ٧ آموزشگاه دخترانه) انتخاب شدند. در مرحله بعد، از هر مدرسه يک کلاس به‌طور تصادفي انتخاب گرديد و پرسش‌نامه‌ها با حضور محقق و يا همکار محقق توسط دانش‌آموزان پاسخ داده شد.

ابزار پژوهش: در اين پژوهش، از پرسش‌نامه خودتعيين‌گري مذهبي SRQ-R، و پرسش‌نامه سبک‌هاي هويتISI-٦G استفاده شده است.

١. پرسش‌نامه خودتعيين‌گري مذهبي :SRQ-R اين پرسش‌نامه توسط ريان و همکاران (١٩٩٣) براي سنجش جهت‌گيري مذهبي تهيه گرديده و انگيزه رفتارهاي مذهبي را در دو سبکِ درون‌فکني‌شده و خودپذير بررسي مي‌کند. هر سبک خودتعيين‌گري با شش گويه که مقياس ٤ درجه‌اي ليکرت دارد سنجيده مي‌شود. اين مقياس توسط البرزي و جوکار (١٣٨٤) به فارسي ترجمه شده است و براي بررسي پايايي آن، با استفاده از شيوه باز‌آزمايي براي سبک درون‌فکني‌شده ٧٦/٠ و براي سبک خودپذير ٧٣/٠ و براي کل مقياس ٨٠/٠ ضريب پايايي به‌ دست آمد. در اين پژوهش، براي بررسي اعتبار SRQ-R از روش همساني دروني (ضريب آلفاي کرونباخ) استفاده شد. براي سبک درون‌فکني‌شده ٦٤/٠ و براي سبک خودپذير ٧٦/٠ به دست آمده است.

٢. پرسش‌نامه ISI-٦G: پرسش‌نامه ISIرا برزونسکي (١٩٨٩) براي اندازه‌گيري فرايندهاي شناختي– اجتماعي که نوجوانان در برخورد با مسائل مربوط به هويت به کار مي‌برند، ساخته است. وايت و همکاران (١٩٩٨) نسخه تازهاي از اين پرسش‌نامه با نام ISI-٦G ‌ساختند. بر اين اساس، سه سبک هويت نوجواني از طريق چهل گويه سنجيده مي‌شود. يازده گويه به سبک هويت اطلاعاتي، نه گويه به سبک هويت هنجاري، ده گويه سبک هويت سردرگم/ اجتنابي و ده گويه به خرده‌مقياس تعهد اختصاص دارد (غضنفري، ١٣٨٣). وايت و همکاران (١٩٩٨) همساني دروني سبک‌هاي اين پرسش‌نامه را به ميزان ٥٩/٠ براي هويت اطلاعاتي، ٦٤/٠ براي هويت هنجاري و ٧٨/٠ براي هويت سردرگم/ اجتنابي گزارش کرده‌اند. اين پرسش‌نامه، توسط فارسي‌نژاد (١٣٨٣) ترجمه شده است. در اين پژوهش، براي بررسي اعتبارISI-٦G از روش همساني دروني (ضريب آلفاي کرونباخ) استفاده شد و براي سبک هويت اطلاعاتي٦٠/٠، براي سبک هويت هنجاري٥٠/٠ و براي هويت سردرگم/ اجتنابي٥٠/٠ به دست آمده است. ميانگين و انحراف معيار هر‌يک از سبک‌هاي هويت و سبک‌هاي خودتعيين‌گري مذهبي در جدول ١ آمده است.

داده‌ها از طريق روش‌هاي آماري همبستگي پيرسون و رگرسيون گام به گام و با بهره‌گيري از نرم‌افزار SPSS.١٨ مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.

يافته‌هاي پژوهش

براي بررسي پيش‌بيني سبك‌هاي خودتعيين‌گري مذهبي، بر مبناي سبک‌هاي هويت ابتدا به بررسي همبستگي متغيرهاي سبك‌هاي خودتعيين‌گري مذهبي و سبك‌هاي هويتي پرداخته شده است و سپس، الگوي پيش‌بيني سبك‌هاي خودتعيين‌گري مذهبي درون‌فكني‌شده و خودپذير براساس مدل رگرسيون گام به گام بررسي شد:

نتايج رگرسيون گام به گام نشان داد که در مرحله اول، سبک هويت هنجاري وارد معادله رگرسيون گرديد و به ميزان ٢/ ١٠% واريانس را براي سبگ خود‌تعيين‌گري درون فکني‌شده تبيين کرد. در گام دوم، سبک هويت سردرگم/ اجتنابي وارد معادله رگرسيون گرديد و به ميزان ٧/ ٨% واريانس را براي سبک خود‌تعيين‌گري درون‌فکني‌شده تبيين کرد. به عبارت ديگر سبک هويت هنجاري و سبک هويت سردرگم/ اجتنابي روي هم %١٩ واريانس سبک خود‌تعيين‌گري درون‌فکني‌شده را تبيين مي‌کند. ضرايب بتاي استاندارد شده نشان داد که اگر سبک هويت هنجاري يک انحراف استاندارد تغيير کند، سبک خود‌تعيين‌گري مذهبي درون‌فکني‌شده ٣٤/ ٠ انحراف استاندارد در همان جهت تغيير مي‌کند و اگر سبک هويت سردرگم/ اجتنابي يک انحراف استاندارد تغيير کند، سبک خود‌تعيين‌گري مذهبي درون‌فکني‌شده ٢٨/ ٠ انحراف استاندارد در همان جهت تغيير مي‌کند.

 

همان‌طور که نتايج رگرسيون گام به گام در جدول شماره ٤ نشان داده است، در مرحله اول هويت هنجاري وارد معادله رگرسيون گرديد و به ميزان     ٣/ ١٦% واريانس خود‌تعيين‌گري مذهبي خودپذير را تبيين کرد. در گام دوم، سبک هويت اطلاعاتي وارد معادله شد و به ميزان ٥/ ٢% واريانس را براي خود‌تعيين‌گري مذهبي خودپذير تبيين کرد. به عبارت ديگر، سبک هويت هنجاري و سبک هويت اطلاعاتي روي هم %٨/ ١٨ واريانس سبک خود‌تعيين‌گري خودپذير را تبيين مي‌کند. ضرايب بتاي استاندارد‌شده نشان داد که اگر سبک هويت هنجاري ١ انحراف استاندارد تغيير کند، سبک خود‌تعيين‌گري مذهبي خودپذير ٣٢/ ٠ انحراف استاندارد در همان جهت تغيير مي‌کند. و اگر سبک هويت اطلاعاتي ١ انحراف استاندارد تغيير کند، سبک خود‌تعيين‌گري مذهبي خودپذير ١٧/ ٠ انحراف استاندارد در همان جهت تغيير مي‌کند.

بحث و نتيجه‌گيري

هدف اين پژوهش، پاسخ به اين سؤال بود که «آيا هويت مي‌تواند سبک‌هاي خودتعيين‌گري مذهبي را پيش‌بيني کند». نتايج نشان داد سبک هويت اطلاعاتي با هر دو نوع سبک خودتعيين‌گري مذهبي همبستگي دارد. سبک هويت هنجاري نيز با هر دو نوع سبک خودتعيين‌گري مذهبي همبستگي دارد و سبک هويت سردرگم/ اجتنابي، با خودتعيين‌گري مذهبي درون‌فکني‌شده همبستگي مثبت دارد. همچنين نتايج رگرسيون نشان داد كه سبک خودتعيين‌گري مذهبي درون‌فکني‌شده را به ترتيب سبک هويت هنجاري و سبک هويت سردرگم/ اجتنابي پيش‌بيني کرده‌اند و سبک خودتعيين‌گري مذهبي خودپذير را به ترتيب سبک هويت هنجاري، سبک هويت اطلاعاتي پيش‌بيني کرده‌اند.

سبک هويت هنجاري، نسبت به ساير سبک‌هاي هويت پيش‌بيني‌کننده بهتري براي هر دو سبک خودتعيين‌گري مذهبي بود و بيشترين همبستگي را با آنها داشت. در سبک هويت هنجاري، پيروي از ارزش‌هاي ديگران و ارزش‌هاي موجود، اهميت زيادي دارد؛ به‌طوري‌که ارزش‌هاي ديگرانِ مهم، دروني‌سازي مي‌شود (Berzonsky Kuk, ٢٠٠٥, p.٢٤٣). افراد در اين سبک تأييد ديگران را مي‌گيرند و داراي اجتناب و اضطراب کمي‌ هستند. در‌حالي‌كه در اسلام آنچه موجب امنيت و كاهش اضطراب مي‌شود، ارتباط با خداوند است. وقتي افرادِ داراي خودتعيين‌گري مذهبي داراي هويت هنجاري هستند و تأييد ديگران برايشان آرامش مي‌آورد، با تعاليم اسلام همخواني ندارد. دليل عدم همخواني مي‌تواند سن گروه نمونه باشد كه در دوره نوجواني به سر مي‌برند و يا اينكه جامعه داراي معيارهاي مذهبي است و تأييد ديگران به‌عنوان تأييد افراد مذهبي و با معيارهاي مذهبي بوده است. بنابراين، در اين پژوهش، سبک هويت هنجاري بهترين پيش‌بيني‌کننده براي خودتعيين‌گري خودپذير بود، براساس نظريه خودتعيين‌گري دسي و ريان (٢٠٠٤) احساس خودمختاري، احساس شايستگي و احساس موفقيت در ارتباط با ديگران موجب ايجاد خودتعيين‌گري دروني‌تر مي‌شود. شايد بتوان گفت: تأييد و تقويتي که افراد داراي هويت هنجاري از ديگران ِمهم دريافت مي‌کنند، موجب مي‌شود كه اضطراب کمي‌ متوجه آنان شود و در نتيجه، احساس خودمختاري، شايستگي و ارتباط را به‌صورت واقعي يا غيرواقعي تجربه کنند. افراد داراي اين سبک هويت به باورهاي مذهبي (اگر جزء ارزش‌هاي جامعه باشد)، تعهد دارند و حساسيت آنان به مذهب بيشتر از ساير سبک‌هاي هويت است. الکايند با مطرح کردن پديده «تماشاگر خيالي» به‌عنوان يکي از ويژگي‌هاي دوره نوجواني، معتقد است: نوجوانان بيشتر از اينکه به نظر خودشان توجه کنند به نظر ديگران توجه دارند (کاپلان، ١٣٨٤، ص ٨٢٧). همچنين بايد در نظر داشت که مذهب از نوع ارزش‌هايي است که از ديگران به افراد مي‌رسد و نمي‌توان مذهبي بودن را از هنجاري بودن جدا کرد. بنابراين، پديدة تماشاگر خيالي و هنجاري بودن مذهب نيز از عواملي است که موجب ارتباط سبک هويت هنجاري و سبک‌هاي خودتعيين‌گري مذهبي شده است. به‌عنوان يکي از نتايج مهم اين تحقيق، مي‌توان گفت: اکثر نوجوانان ما پايبند به ارزش‌ها و فرهنگ جامعه هستند و تغييراتي که در رفتار نوجوانان نسبت به نسل‌هاي قبلي مشاهده مي‌شود، در حدي نيست که اصطلاح «نفي ارزش» و يا «ازخودبيگانگي فرهنگي» را براي آن برگزينيم.

نتايج برخي از پژوهش‌ها، با اين نتيجه همخوان هستند. مثلاً، مغانلو و همكاران (١٣٨٨، ص ٣٨٣) در بررسي خود دريافتند كه بيشترين ارتباط سازه باورها و مناسک اسلامي ‌با سبک هويت هنجاري بود. براساس پژوهش فرماني و خامسان (١٣٩٠) نيز نوجوانان داراي سبک هويت هنجاري نگرش بنيادگرايي به دين دارند و گرفتن تأييد از ديگران را بيشتر از ساير عوامل مهم ارزيابي مي‌کنند. علاوه بر اين، دوريز و سوننز (٢٠٠٦) نشان دادند كه نوجوانان داراي سبک هويت هنجاري، حساسيت‌شان به مذهب بيشتر است.

سبک هويت سردرگم/ اجتنابي به‌عنوان دومين متغير توانسته است خودتعيين‌گري درون‌فکني‌شده را پيش‌بيني کند. ريو (١٣٨٧) و قاسمي‌پور (١٣٩٠) بيان مي‌کنند: احساس خودمختاري، شايستگي و موفقيت در روابط، موجب خودتعيين‌گري دروني‌تر مي‌شود. همان‌گونه که برقي‌مقدم، جوادي، مظفري و گروسي (١٣٨٨) نشان دادند افراد با هويت سردرگم/ اجتنابي داراي احساس عدم شايستگي هستند.

براساس نتايج اين پژوهش، سبک هويت اطلاعاتي به‌عنوان دومين پيش‌بيني‌کننده، سبک خودتعيين‌گري خودپذير را پيش‌بيني کرده است. طبق يافته‌هاي برزونسكي و كوك (٢٠٠٥، ص ٢٤٤)، افراد داراي هويت اطلاعاتي نياز به شناخت، هشياري و تمرکز براي حل مسئله دارند. همان‌طور که برزونسكي، سي‌شوب، دوريز و سوننز (٢٠١١) مطرح کرده‌اند سبک هويت اطلاعاتي به‌طور مثبت با پردازش منطقي و مستقيم مسائل، رابطه دارد. افراد داراي سبک هويت اطلاعاتي، داراي خودمختاري و استقلال بيشتري نسبت به ساير سبک‌هاي هويت هستند. اما از نظر احساس شايستگي، همانند هويت هنجاري هستند. هويت اطلاعاتي، برخلاف هويت هنجاري توانسته است فقط يک سبک خودتعيين‌گري مذهبي را پيش‌بيني کند. بدين صورت که به‌خوبي وجه افتراق خودتعيين‌گري مذهبي درون‌فکني‌شده را از خودتعيين‌گري مذهبي خودپذير تشخيص داده است و اين گوياي پردازش منطقي آن است.

بنابراين، سبک هويتِ متکامل‌تر، که داراي تعهد و جست‌وجوي بالايي است، به دروني‌سازيِ کامل ايمان کمک مي‌کند و منجر به رفتار مذهبي مي‌شود که ريان و دسي آن را مبتني بر خودتعيين‌گري مذهبي خودپذير نام‌گذاري کرده‌اند. امام علي(ع) پيرامون نيت و جهت‌گيري در اعمال مذهبي فرموده است: «همانا گروهى خدا را به انگيزه پاداش مى‌پرستند، اين عبادت تجارت‌پيشگان است، و گروهى او را از ترس مى‌پرستند، اين عبادتِ برده‌صفتان است، و گروهى كه او را براى آنكه او را سپاس‌گزارى كرده باشند، مى‌پرستند، اين عبادت آزادگان است» (نهج‌البلاغه، ١٣٧٩، ح ٢٢٩).

با توجه به نتايج اين پژوهش، پيشنهاد مي‌گردد مراکز مشاوره‌اي، روان‌شناسان و اولياي تعليم و تربيت جهت فراهم نمودن شرايط براي هر‌چه دروني‌تر شدن انگيزه‌هاي رفتار و به‌طور خاص، انگيزه‌هاي مذهبي، با افزايش دادن مهارت‌هاي زندگي در کودکان و نوجوانان و کاهش زمينه‌هاي رقابت در تحصيل، رقابت در اشتغال و رقابت شديد در دريافت امتيازات مادي و اجتماعي، ايجاد فضاي صميميت در خانواده و تأکيد بر توجه مثبت نامشروط، ترغيب تفکر انتزاعي و تبادل نظر با هدف پاسخ‌گويي مورد قبول به سؤالات نوجوان و کمک به انتخاب منطقي و خودمختار ارزش‌ها، روند هويت‌يابي آنان را تسهيل کنند و خودمختاري و استقلال کودکان و نوجوانان را مورد حمايت قرار دهند.

از جمله محدوديت‌هاي پژوهش اين است که پرس‌و‌جو دربارة باورهاي ديني در جامعه ما، با سوء‌تفاهم‌ها و احتمالاً نگراني‌هايي همراه است. اين امر مي‌تواند عاملي جهت عدم هماهنگي يافته در پژوهش‌هايي با جامعه آماري متفاوت باشد. جامعه آماري نسبتاً محدود که در پژوهش حاضر درنظر گرفته شده است، مي‌تواند بر پايايي آزمون تأثير منفي داشته باشد.


منابع

نهج البلاغه (١٣٧٩)، ترجمة محمد دشتي، قم، مشرقين.

البرزي، محبوبه و بهرام جوکار، «مقايسه خودتعيين‌گري مذهبي دانش‌آموزان مدارس تيزهوش با دانش‌آموزان مدارس عادي در شهرستان شيراز» (١٣٨٤)، مطالعات روان‌شناختي، ش ١، ص ٨٣- ٩٤.

حاجلو، نادر و همكاران، «همبسته‌هاي هويت‌يابي فردي در دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان اردبيل» (تابستان ١٣٩١)، روان‌شناسي مدرسه، ش ٢، ص ٢١- ٣٨

حسيني قمي، طاهره و حسين سليمي‌بجستاني، «رابطه بين جهت‌گيري مذهبي و تاب‌آوري در بين مادران داراي فرزندان مبتلا به بيماري» (پاييز ١٣٩٠)، روان‌شناسي و دين، ش ٣، ص ٦٩- ٨٢.

دلخموش، محمدتقي، «گسترش يک مقياس براي اندازه‌گيري هويت من» (پاييز ١٣٨٧)، روان‌شناسان ايراني، ش ٥، ص ٤٤- ٥٢.

ريو، جان مارشال (١٣٨٧)، انگيزش و هيجان، ترجمة يحيي سيدمحمدي، تهران، ويرايش.

طباطبائي، سيدمحمدحسين (۱۳۸۲)، ت‌ف‌س‌ي‌رال‌م‌ي‌زان، ترجمة سيد محمدباقر موسوي همداني، قم، دفتر انتشارات اسلامي.

عباسي، مهدي و مسعود جان‌بزرگي، «رابطه ابعاد جهت‌گيري مذهبي با پايداري هيجاني» (پاييز ١٣٨٩)، روان‌شناسي و دين، ش ٣، ص ٥- ١٨.

غضنفري، احمد، «اعتباريابي و هنجاريابي پرسش‌نامه سبک‌هاي هويت(ISI-٦G)» (اسفند ١٣٨٣)، مطالعات تربيتي و روان‌شناسي، ش ٩، ص ٨١- ٩٤.

فرماني، سعيد و احمد خامسان، «مقايسه انواع نگرش نسبت به دين و سبک‌هاي هويتي با توجه به حمايت اجتماعي ادراک شده در دانش‌آموزان مقطع متوسطه شهر بيرجند» (١٣٩٠)، خلاصه مقالات اولين کنگره روان‌شناسي، دين و فرهنگ، تهران.

قاسمي‌پور، يداله، «تبيين ساز‌و‌كار اثر بخشي مصاحبة انگيزشي در رفتارهاي سلامت براساس نظرية خود‌تعيين‌گري و ارزش سلامت در بيماري قلبي- عروقي»، فروردين ١٣٩٠.

قرباني، نيما، «روان‌شناسي دين: يک روي آورد علمي‌چندتباري» (پاييز و تابستان ١٣٧٧)، قبسات، ش ٨، ص ٢٢- ٤٥.

کاپلان، پاول اس (١٣٨٤)، روان‌شناسي رشد-سفر پرماجراي کودک، ترجمة مهرداد فيروزبخت، تهران، رسا.

مغانلو، مهناز و همكاران، «رابطه سبک‌هاي هويت و دينداري در دانشجويان» (زمستان ١٣٨٨)، روان‌پزشکي و روان‌شناسي باليني ايران، ش ١٥، ص ٣٧٧- ٣٨٧.

منصورنژاد، زهرا و محمدباقر کجباف، «رابطه بين جهت‌گيري مذهبي و جنسيت با اضطراب مرگ در ميان دانشجويان»، (بهار و تابستان ١٣٩١)، پژوهش‌هاي علوم شناختي و رفتاري، ش ١، ص ٥٥- ٦٤.

وولف، ديويد ام (١٣٨٦)، روان‌شناسي دين، ترجمة محمد دهقاني، تهران، رشد.

Berzonsky, M. D., Kuk, L. S., (٢٠٠٥) Identity styles, psychological maturation, and cademic performance. Personality and Individual Differences, N ٣٩, p. ٢٣٧- ٢٤٧.

Berzonsky, M. D., (١٩٨٩), Identity style: Conceptualization and measurement. Journal of adolescence Research, N. ٤, p. ٢٦٧- ٢٨١.

Berzonskya M. D. , et al., (٢٠١١) , The how and what of identity formation: Associations between identity styles and value orientations. Personality and Individual Differences, N. ٥٠, p. ٢٩٥- ٢٩٩.

Bounds B.I. , The relationship of religiosity and adjustment to college among children of missionaries. Pub.ProQuest. Fordham University, ٢٠٠٨.

Deci, E. L., Ryan, R. M. , Intrinsic Motivation and Self-determination in Human Behavior. New York: Plenum Press, ١٩٨٥.

Deci, E., Ryan, R. , Handbook of self-determination research. Rochester, NY:University of Rochester Press, ٢٠٠٤.

Deci, E., Ryan, R., (٢٠٠٨) , Facilitating optimal motivation and psychological well-being across life’s domains. Canadian Psychology, N. ٤٩, p. ١٤– ٢٣.

Duriez, B., Soenens, B. (٢٠٠٦). Personality, identity styles and religiosity: An integrative study among late and middle adolescents. Journal of Adolescence, v ٢٩, p. ١١٩- ١٣٥.

Krikpatrik, L.A., Shaver, P.R. (١٩٩٠). Attachment theory and religion childhood attachment, religious beliefs, and conversion. Journal of The Scientific Study of Religion, N. ٢٩, p. ٣١٥- ٣٣٤.

Ryan, R. M. Deci, E. L., (٢٠٠٢) , Self-determination theory and the facilitation of intrinsic motivation, social development, and well-being. American Psychologist, N. ٥٥, p. ٦٨- ٧٨.