نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٢ - اثربخشي ياد خدا بر خودمهارگري بر اساس منابع اسلامي
سال ششم، شماره دوم، تابستان ١٣٩٢ ، ص ١٩ ـ ٣٠
Ravanshenasi-va ـ Din, Vol.٦. No.٢, Summer ٢٠١٣
رحيم ناروئي* / عليمحمد صالحي** / غلامرضا جندقي***
چکيده
اين پژوهش، با هدف تعيين اثربخشي ياد خدا بر خودمهارگري براساس منابع اسلامي انجام شده است. روش پژوهش، نيمهتجربي از نوع پيشآزمون – پسآزمون با گروه کنترل بوده است. جامعة آماري اين پژوهش شامل طلاب زن و طلاب مرد حوزه علميه قم در سال ١٣٩١-١٣٩٠ بوده است. نمونة اين پژوهش، ٥٠ نفر از طلاب (٣٠ نفر مرد و ٢٠ نفر زن) بوده که بهصورت نمونه در دسترس در دو گروه آزمايش و کنترل جايگزين شدهاند. ابزار اندازهگيري، پرسشنامه خودمهارگري رفيعيهنر بوده است. متغير مستقل بستة ذکر محققساخته بود که در سه هفته به گروه آزمايش ارائه شده است. يافتهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمون t و آناليز کواريانس، تحليل شده است. نتايج نشان ميدهد که ياد خدا ميزان خودمهارگري افراد را افزايش داده است.
کليدواژهها: ياد خدا، خودمهارگري، منابع اسلامي.
* استاديار گروه روانشناسي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)
** كارشناس ارشد روانشناسي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره). asajad٤٥@yahoo.com
*** دانشيار پرديس قم. [email protected]
دريافت: ٠٣/ ١٠/ ١٣٩١- پذيرش: ٢١/ ٠٢/ ١٣٩٢
مقدمه
بازشناسي اهميت خودمهارگري در زندگي، تأثير عميق آن را بر کشمکشهاي روزانه نشان ميدهد. از منظر پژوهشگران، مشکلات شخصي و اجتماعي، که تعداد زيادي از شهروندان امروزي را متأثر نموده، برخاسته از شکست در خودمهارگري ميباشد. بهگونهاي که خودمهارگري نامناسب و ناقص، با مشکلات رفتاري و مهار تکانه از جمله پرخوري، سوءمصرف مواد و الکل، جنايت و خشونت، افراط در هزينهها، رفتار تکانهاي جنسي، بارداري ناخواسته، و استعمال دخانيات مرتبط بوده است (رفيعيهنر، ١٣٩٠، ص ۱۵). از سوي ديگر، پژوهشهاي زيادي نشان ميدهند كه يکي از عوامل مهم موفقيت در عرصههاي گوناگون زندگي، خودمهارگري ميباشد. پژوهشگران بر رابطه مثبت و معنادار خودمهارگري با سازگاري روانشناختي، روابط بينفردي، پيشرفت در تکاليف و عملکرد تحصيلي تأکيد کردهاند (Michael Willoughby, ٢٠٠٩, p. ٦٩-٩٣) و نيز رابطة منفي خودمهارگري و ميزان بزهکاري و مصرف الکل را نشان دادهاند (Baumeister Vohs, ٢٠٠٤). در يک فراتحليل توسط باگ و رابرتز، معلوم شد افراد وظيفهشناس و باوجدان، سطوح بالاتري از فعاليت بدني، و مصرف کمتر الکل و مواد مخدر، عادات خوراکي سالمتر و رانندگي ايمنتر را در مقايسه با افراد کمتر وظيفهشناس نشان ميدهند. همچنين شواهدي مبني بر رابطه منفي خودمهارگري و جنايتکاري وجود دارد (Michael Willoughby, ٢٠٠٩, p. ٦٩-٩٣). افراد با خودمهارگري بالا، خشم کمتر و مديريت بهتر خشم را گزارش نمودهاند (Tangney et al, ٢٠٠٤, p. ٢٧١-٣٢٢).
اهميت خودمهارگري در زندگي انسان موجب شده است که پژوهشگران عوامل اختصاصي افزايش خودمهارگري را بررسي کنند؛ چراکه خودمهارگري قابليت پيشرفت حتي در بزرگسالي را داراست (Baumeister et al, ٢٠٠٧, p. ٥١٦-٥٣٩). فعاليتهاي ديني و دينداري، از جمله خودنظمجويي معنوي را يکي از اين عوامل مهم شمردهاند. سازه خودنظمجويي معنوي داراي يک جاذبه قوي همگاني براي توضيح تصميمهاي روزانه بوده، که بسياري از افراد ديندار بهطور واقعي آنها را اتخاذ ميکنند. ابزار طراحي و عملياتي نمودن سازه خودنظمجويي معنوي، اخيراً از طريق تعاريف هدفگراي برنامههاي تحقيقاتي بر روي دين و معنويت، فراهمتر گرديده است (رفيعيهنر،۱۳۹۰، ص ۴۸).
امروزه مطالعات زيادي وجود دارد که چگونگي تأثير دينداري و معنويت را بر سلامت جسمي و رواني مدنظر قرار ميدهند (بهرامياحسان و ديگران، ۱۳۸۴). روبرت آمونز معتقد است: آموزههاي ديني به اين علت که يکپارچگي شخصيت را فراهم ميسازد، موجب افزايش بهزيستي ميشود (جانبزرگي، ۱۳۷۸) به علاوه، برخي ديگر از محققان در پژوهشهاي خود به اين نتيجه رسيدهاند که مذهب ميتواند نقش تعيينکنندهاي در اثرگذاري بر موقعيتهاي تنيدگيزا داشته باشد (بهرامياحسان و ديگران، ۱۳۸۴). برخي از مؤلفان، از جمله جيير و باميستر، به وجود آموزههاي مستقيم خودمهارگري در متن دين اذعان داشته، آن را يکي از ثمرات اساسي دينداري ميدانند و معتقدند که ما ميتوانيم از متن آموزههاي ديني، اقدام به طراحي و ساخت مدلهاي خودمهارگري ديني نموده، آن را در قلمروهاي گوناگون روانشناسي به کار بنديم (Oman Thoresen, ٢٠٠٥, p. ٤٣٥-٤٥٩). برخي محققان، قدرت دين در پرورش و تقويت رفتارهاي فضيلتمندانه اخلاقي، بهوسيله ابزار بهبودي خودمهارگري را مورد بررسي قرار داده و شيوههايي را که دين به تسهيل عناصر خودمهارگري ميپردازد، مورد بررسي قرار دادهاند. از اين جمله، نظارتگري بر رفتار است (Geyer Baumeister, ٢٠٠٥, p. ٤١٢-٤٣٤). گروههاي ديني، غالباً افراد را از طريق دعا، مديتيشن، بازخواني يا تداوم يک «گزارش روزانه معنوي» به خود نظارتگري ترغيب ميکنند. برخي اديان، به طرفداران خود يادآوري ميکنند که خداوند متعال نيز رفتار آنها را مورد نظارت قرار ميدهد. اين خود، انگيزه مضاعف را براي دقت در خودنظارتگري فراهم ميکند (Ibid).
در آموزههاي اسلامي، از برقراري ارتباط با خدا و ياد او، بهعنوان عامل گشايش و تعالي رواني ياد شده که آثار روانشناختي و سلامتبخشي بسياري را به ارمغان ميآورد و بهصورت خاص، بر خودمهارگري اثر ميگذارد (نورعليزاده ميانجي، ۱۳۹۰، ص ۴۲). اميرالمؤمنين علي(ع) فرمودند: «مَنْ عَمَرَ قَلْبَهُ بِدَوَامِ الذِّكْرِ حَسُنَتْ أَفْعَالُهُ فِي السِّرِّ وَ الْجَهْرِ»؛ آن کس که با ياد دائميخداوند، دل خود را معمور نگاه دارد، تمام اعمالش در پنهان و آشکار، پسنديده و نيکو خواهد بود (ليثي واسطي، ۱۳۷۶، ص ۴۵۸).
قرآن کريم در موقعيتهاي بحراني و تنيدگي شديد، که زمينة کاهش کنترل رفتار را بهدنبال دارد، از افراد ميخواهد به ياد خدا باشند. بهعنوان نمونه، ميخوانيم: «آنان كه چون مصيبتى به ايشان رسد، گويند ما از آن خداييم و به سوى او باز مىگرديم» (بقره: ١٥٦). همين امر موجب شده است که اگر ياد مکرر خداوند اثر سازنده در روح انسان نميداشت و موجب تعالي انسان و رسيدن به مراحل عالي توجه به خداوند نميگشت، مورد سفارش و تأکيد قرار نميگرفت (مصباح، ١٣٨٢، ص ٣١).
با توجه به اهميت ياد خدا در دين اسلام و تأثير آن بر خودمهارگري بر اساس منابع اسلامي، اين پژوهش بر آن است تا تأثير ياد بر خودمهارگري را به صورت تجربي بررسي کند. بنابراين، فرضيههاي پژوهش چنين شکل ميگيرد:
١. ياد خداوند، ميزان خودمهارگري افراد را بهصورت معنادار افزايش ميدهد.
٢. اثربخشي يادخدا بر خودمهارگري، بر زنان نسبت به مردان بيشتر مؤثر است.
٣. تفاوت اثربخشي ياد خدا بر خودمهارگري در دو گروه مجرد و متأهل معنادار است.
روش پژوهشروش اين مطالعه، نيمهتجربي و از نوع پيشآزمون - پسآزمون با گروه آزمايش و کنترل بوده است. جامعه آماري، شامل کليه طلاب زن جامعةالزهرا و طلاب مرد مدرسه علميه مؤمنيه شهر قم در سال ١٣٩١-١٣٩٠ بوده است. نمونه اين پژوهش، ٥٠ نفر از طلاب (٣٠ نفر مرد و ٢٠ نفر زن) بوده که بهصورت نمونه در دسترس، در دو گروه آزمايش و کنترل قرار داده شدهاند؛ به اين صورت که گروه آزمايش مدرسه علميه مؤمنيه و گروه کنترل پانزده نفر شدند. گروه آزمايش جامعةالزهرا(س) و نيز گروه کنترل ده نفر بودند. در گروه آزمايش، متغير مستقل، يعني بستۀ ذکر به مدت سه هفته به آنها ارائه و آزمودنيها بر اساس آن عمل نمودند. در گروه کنترل، متغير مستقل اعمال نشده است. هر گروه طي دو مرحله پيشآزمون و پسآزمون، با پرسشنامه خودمهارگري ارزيابي شدهاند.
ابزار پژوهش: ابزار اندازهگيري، پرسشنامه خودمهارگري بوده که توسط رفيعيهنر در سال ١٣٩٠ تهيه و تدوين شده و داراي ٦٤ سؤال ميباشد که با ليکرت ٤ درجهاي، درجهبندي شده و شامل پنج عامل (انگيزش خودمهارگري با ٢٦ سؤال؛ خودنظارتگري و مهار رفتاري با ١١ سؤال؛ خودمهارگري هيجاني - رفتاري با ١١ سؤال؛ خودمهارگري جنسي ٩ سؤال و عامل هدفپذيري ٧ سؤال) است. بالاترين نمره ٢٥٦ (خودمهارگري بالا) و پايينترين نمره ٦٤ (خودمهارگري پايين) ميباشد. نظرات کارشناسان براي بررسي روايي محتوايي بالاتر از ۹۶/. و ضريب تطابق کندال ۲۵۷/. بوده که در سطح ۱./. معنادار ميباشد. روايي ملاکي با محاسبه ضريب همبستگي مقياس حاضر و دو مقياس هم ارز به ترتيب، ۵۸۷/. و ۴۰۳/. بوده و در سطح ۰۱/. معنادار است. نتيجة بررسي روايي سازه، به شيوه تحليل عاملي باارزش ويژه بيش از ۲/.؛ استخراج ۵ عامل با بار عاملي بالاتر از ۳/. بوده که در مجموع، ۳۱۵/۳۴ درصد واريانس کل مقياس را برآورد ميکند.
در بررسي اعتبار مقياس، ضريب آلفاي کرنباخ در دو مرحله آزمايشي و نهايي بهترتيب، ۹۴۲/. و ۹۰۰/. و ضرايب آلفاي عوامل پنجگانه، همگي بالاتر از ۶۶۶/. بوده و همبستگي بين دو نيمه مقياس برابر با ۷۵۳/. ميباشد. ضريب همبستگي آزمون – بازآزمون نيز برابر ۶۹۲/. بوده و در سطح ۰۰۰۱/. معنادار است.
همچنين از بستۀ ذکر محققساخته، بهعنوان يکي ديگر از ابزار استفاده گرديد.
با توجه به اينکه مقياس خودمهارگري رفيعيهنر بهعنوان ابزار سنجش، در اين پژوهش مشخص شده بود، براي ساخت بستۀ ذکر نيز محقق تلاش نموده است ذکرهايي از آيات و روايات انتخاب نمايد که با اين پنج عامل ارتباط داشته و موجب تقويت اين عوامل در آزمودني شوند. بنابراين، در گتم اول، با در نظر گرفتن اين عوامل، با استادان صاحبنظر در اين زمينه، مشورت و به کمک آنان، فهرست منابع دست اولي که احتمال داده ميشد بتوان در آنها اذکار يا فرازهايي در راستاي بستۀ ذکر پيدا نمود، جمعآوري گرديد. با رجوع به آن منابع و تلاش فراوان، بستۀ اوليه ذکر آماده شد. بعد از آماده شدن بسته اوّليۀ ذکر، بسته مذکور براي بررسي ميزان روايي محتوايي آن، به هفت نفر از کارشناسان علوم اسلامي و روانشناسي ارائه شده و از آنان خواسته شد تا نظر خود را در زمينه ميزان مطابقت آيه يا ذکر انتخابشده با مؤلفههاي خودمهارگري، در يک مقياس ليکرت چهار درجهاي اعلام نمايند. پس از جمعآوري نظرات کارشناسان، بهمنظور اطمينان از وجود توافق بالا، موارد پيشنهادي که حداقل ٤ نفر از هفت نفر کارشناس، به آنها نمرات ٣ و ٤ داده بودند، انتخاب و بقيه که امتياز کمتري آورده بودند، از بستۀ ذکر حذف شدند. در نهايت، بستۀ نهايي ذکر، آماده گرديد.
يافتههاي پژوهشفرضيه اول: ياد خداوند، ميزان خودمهارگري افراد را بهصورت معنيدار افزايش ميدهد. بهمنظور بررسي معناداري تفاوت دو گروه آزمايش و گواه از آزمون t استفاده شده است.

با توجه به جدول ۱، نتايج نشان ميدهد که تفاوت معناداري در گروه آزمايش بين پيشآزمون و پسآزمون وجود دارد. ميانگين نمره پسآزمون بهصورت معنيدار از ميانگين نمره پيشآزمون بيشتر است. و اين همان فرضيه تحقيق است که توانستيم با استفاده از آزمون t، آن را تأييد نماييم. در گروه گواه، نمره پيشآزمون و پسآزمون تفاوت معنيداري با يکديگر ندارند.
فرضيه دوم: اثربخشي ياد خدا در متغير خودمهارگري، در زنان نسبت به مردان بيشتر مؤثر است.
بهمنظور بررسي معناداري تفاوت دو گروه آزمايش و گواه از آزمون t استفاده شده است.

نتيجه جدول ۳، نشان ميدهد که متغير سن، تأثيرگذار بوده است.

نتيجه جدول ۵ نشان ميدهد که بين ميانگين نمره پسآزمون خودمهارگري گروه مجرد و متأهل، تفاوت معنيدار نيست و فرض برابري ميانگين نمرات گروه مجرد و متأهل تأييد ميشود. با توجه به سطح معنيداري آزمون، ميانگين نمره پسآزمون خودمهارگري گروه گواه، بين مجرد و متأهل، تفاوت معنيداري وجود دارد.
بحث و نتيجهگيريبراساس نتايج اين پژوهش، ميزان خودمهارگري در گروه آزمايش پس از انجام مداخله، در مقايسه با قبل از مداخله، افزايش معناداري داشته است. درحاليکه نتايج پيشآزمون و پسآزمون در گروه کنترل، تغيير قابلتوجهي نداشته است. بنابراين، با توجه به نتايج اين پژوهش، فرضيه تأييد ميشود.
در ميان پژوهشهاي انجامشده در حوزههاي مرتبط، شواهدي وجود دارد که اين يافته را مورد تاييد قرار ميدهند. از جمله اين پژوهشها، ميتوان به پژوهش رفيعيهنر و جانبزرگي (١٣٩٠)، عابديني (۱۳۸۹) و رضايي (۱۳۸۹) اشاره کرد. نتايج پژوهش هانت نيز نشان ميدهد افرادي که بهطور منظم به کليسا ميروند و فعاليتهاي مذهبي دارند، از فشار خون بالا رنج نميبرند و از سيستم ايمني بالاتري برخوردارند، اميد به زندگي در آنها زياد، و گرايش به مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلي در آنها کمتر است (اکبري، ۱۳۸۸). همچنين شولر در پژوهشهاي خود به اين نتيجه رسيد افرادي که در کليساها مراسم دعا و نيايش انجام ميدهند، بهطور معنادار، کمتر از الکل استفاده ميکنند، ميزان افسردگي در آنها بسيار پايين است و ميکوشند با مسائل و مشکلات زندگي بهطور مسئلهمداري برخورد نمايند (Shuler, ١٩٩٤, p. ١٠٦-١١٣).
اين يافتة پژوهش، همسو با آموزههاي اسلامي است که نتيجۀ عملي ياد خدا را، جلوگيري از فساد و گناه، و موجب خودمهارگري افراد ميداند (مکارم شيرازي، ١٣٧٤، ج ١٠، ص١٤٠؛ ليثي واسطي، ١٣٧٦، ص ٤٥٨، ح ٨٢٩٧). باورمندى انسان به حضور خداوند، در بازدارندگى او از گناهان بسيار مؤثر است. به دليل اينکه نيروهاى بيرونى هيچگاه توان مهار انسان در پنهان را ندارند. اما ايمان و اعتقاد به حضور خداوند در نهان و آشكار، موجب خودمهارگري انسان ميشود (اسحاقي، ۱۳۸۹، ص ۷۵). ياد خدا و پناهندگي به او، بهترين راهکار رهايي از دام شيطان است؛ چون هيچ زمان و زميني خالي از حضور خدا نيست (جواديآملي، ۱۳۹۱). آيات الهى نيز بر همين باور تأكيد مىكنند: «أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى» (علق:۱۴)؛ آيا انسان نميداند كه خداوند همه اعمالش را مىبيند.
نتايج بهدستآمده از اين پژوهش، فرضيه دوم را نيز مورد تأييد قرار داده است. با توجه به سطح معنيداري آزمون، ميانگين نمره پسآزمون زنان در گروه آزمودني بيشتر از مردان است. در نتيجه، فرضيهاي که مطرح گرديد، تأييد شد. در تبيين اين نتيجه ميتوان گفت: در ماهيت و سرشت وجودي، تفاوتي بين زن و مرد وجود ندارد؛ هر دو از گوهر انساني مشترکي برخوردار هستند. آنان در جوهرۀ انسانيت و خميرمايه رشد و کمال، تفاوتي ندارند، بلکه زن و مرد دو فرد، از يک نوع هستند. قرآن وقتي از استعدادها و توانمنديهاي انسان سخن ميگويد، آنها را به صنف خاصي از مرد يا زن اختصاص نداده و همهجا از واژة «انسان»، «ناس» استفاده کرده و هيچ استثنايي در حق زنان يا تفضيلي براي مردان قايل نشده است (حجر: ١٦؛ مومنون: ٧٨؛ روم: ٣٠؛ احزاب: ٧٢). از سوي ديگر، تفاوتهاي متعدد زن و مرد در ابعاد گوناگون جسماني، عاطفي و شناختي، مورد باور و تأکيد همه دانشمندان در رشتههاي گوناگون و از جمله روانشناسان است (احمدي، ۱۳۸۴). گرايش قويتر زنان به امور عاطفي و احساس، سبب ميشود از ميان محرکهاي گوناگون، که در برابرشان ايجاد ميشود، و پديدۀ ادراک در واقع پاسخگويي به آن محرکهاست، به محرکي پاسخ گويند که تناسب و سنخيت بيشتري با روح حساس و عاطفيشان دارد. در نتيجه، عاطفي بودن جنس مؤنث موجب ميگردد کانون توجه وي به امور مناسب و همسو با عواطف جلب گردد. درحاليکه مردان کمتر عاطفياند و تأثيرگذاري اين عامل در آنان ضعيفتر است (همان). بنابراين، به نظر ميرسد ياد خدا تناسب بيشتري با روح عاطفي و حساس زنان داشته باشد.
همچنين با توجه به سطح معنيداري آزمون، ميانگين نمره پسآزمون خودمهارگري، بين مردان و زنان در گروه گواه نيز تفاوت معنيداري وجود دارد. اين تفاوت، ميتواند به دليل همان تفاوتهاي متعدد زن و مرد در ابعاد گوناگون جسماني، عاطفي و شناختي باشد که به آن اشاره شد. اين تفاوتها موجب ميشود که زن نسبت به مرد، گرايش بيشتري به ياد خدا داشته باشد و در نتيجه، ميانگين نمره خودمهارگري زن بالاتر از گروه مرد باشد. هرچند که از بستة ذکر محققساخته استفاده نکردند. شواهدي وجود دارند که اين يافته را مورد تأييد قرار ميدهند. از جمله آنها، پژوهش کلانتري و فتاحي (۱۳۸۹) است که براساس مقايسۀ ميانگين نمرۀ کل ذکر در دانشجويان دختر و پسر، گرايش به ذکر توحيدي بهطور معناداري در دخترها بيشتر از پسرها است.
نتيجۀ اين پژوهش نشان ميدهد که فرض برابري ميانگين نمرات گروه مجرد و متأهل، تأييد ميشود. در نتيجه، فرضيهاي که مطرح شده بود، تأييد نشد. اين يافته، همسو با آيات و روايات بسياري است که بهصورت عام و مطلق بر اثرگذاري ياد خدا تأکيد دارند و بين افراد متأهل و مجرد تفاوتي قائل نشدهاند.
در ميان پژوهشهاي انجامگرفته در حوزههاي مرتبط، شواهدي وجود دارد که اين يافته را مورد تأييد قرار ميدهند. از جمله اين پژوهشها، ميتوان به پژوهش رفيعيهنر (۱۳۸۹)، اکبري (۱۳۸۸) و کلانتري و فتاحي (١٣٨٩) اشاره نمود که تفاوت معنيداري بين افراد مجرد و متأهل به دست نيامده است.
براساس نتايج بهدستآمده از تحليل کواريانس در رابطه با پسآزمون گروه آزمودني (جدول۳)، سن بر نتايج فرضيه دوم تأثيرگذار بوده است؛ يعني هرچه سن در گروه زنان بالاتر رفته است، نمره خودمهارگري هم در آنان افزايش پيدا کرده است. در عين حال که هم با لحاظ متغير سن و هم بدون آن، اثرگذاري ياد خدا بر گروه زنان بيشتر از مردان ميباشد، و اصل فرضيه دوم مورد تأييد است، ولي اگر سن آزمودنيها همگن بود، معناداري ياد خدا دقيقتر ميشد.
همچنين براساس نتايج بهدستآمده از تحليل کواريانس، در رابطه با پسآزمون گروه گواه (جدول۴) سن بر نتايج گروه گواه تأثيرگذار بوده است، و معناداري در گروه گواه، به دليل متغير سن بوده است؛ زيرا هنگامي که متغير سن را حذف ميکنيم، ديگر معنادار نيست. پس مشخص ميشود معناداري، به دليل همگن نبودن سن، در گروه گواه بوده است.
مهمترين محدوديت اين پژوهش، انجام پژوهش در ميان افراد و محيط مذهبي (طلاب، شهر قم) است. بنابراين، پيشنهاد ميشود براي افزايش گستره تعميمپذيري يافتهها، اين پژوهش در نمونههاي جامعتر و در سطوح مختلف مردم، بهويژه جامعههايي که ميزان خودمهارگري آنان پائين است، تکرار شود. همچنين پيشنهاد ميگردد که گروههاي هنجار و ناهنجار جامعه در زمينه اثربخشي ياد خدا بر خودمهارگري آنان مورد بررسي قرار گيرند. پيشنهاد ميشود پژوهشي مستقل در زمينه آثار روانشناختي ياد خدا انجام گيرد.
منابع
احمدي، محمدرضا، «تفاوت زن و مرد از منظر روانشناسي و متون ديني»، (دي ١٣٨٤)، معرفت، ش ٩٧، ص ٦٦- ٧٦.
اکبري، بهمن، «رابطۀ پايبندي به دعا و اضطراب با توجه به متغيرهاي جمعيتشناختي در دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد انزلي» (پاييز ١٣٨٨)، روانشناسي و دين، سال دوم، ش ٣، ص ١٤٥- ١٥٥.
اسحاقى، سيدحسين (١٣٨٩)، زخم فطرت، تهران، مشعر.
بهرامي احسان، هادي و ديگران، «رابطه بين ابعاد جهتگيري مذهبي، سلامت رواني و اختلالهاي روانشناختي» (١٣٨٤)، روانشناسان ايراني، دوره دوم، ش ٥، ص ٣٥- ٤٢.
جواديآملي، عبدالله (١٣٩١)، مفاتيح الحياة، تحقيق محمدحسين فلاحزاده، چ چهاردهم، قم، اسراء.
حسيني، علياصغر (١٣٧٧)، ذکر از ديدگاه قرآن، تهران، حديث.
جانبزرگي، مسعود (سال۱۳۷۸)، بررسي اثربخشي روان درمانگري کوتاهمدت با و بدون جهتگيري مذهبي بر مهار اضطراب و نتيدگي، پاياننامه دکتري، دانشگاه تربيت مدرس.
رضايي، اباذر (١٣٨٩)، بررسي تأثير ارتقاء نگرش ديني بر کاهش رفتار مجرمانه جوانان زنداني در زندان مرکزي قم، پاياننامه کارشناسي ارشد، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).
رفيعيهنر، حميد (١٣٩٠)، ساخت مقياس خودمهارگري بر اساس منابع اسلامي، پاياننامه کارشناسي أرشد، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).
رفيعيهنر، حيمد و مسعود جان بزرگي، «رابطه جهتگيري مذهبي و خودمهارگري» (بهار ١٣٩٠)، روانشناسي و دين، سال سوم، ش ١، ص ٣١- ٤٢.
عابديني، نصير، «نقش عزاداري محرم در خويشتنداري جنسي دانشجويان» (بهار ١٣٨٩)، روانشناسي و دين، سال سوم، ش ١، ص ٤٣- ٥٣.
کلانتري، مهرداد و راضيه فتاحي، «ساخت و پرسشنامه گرايش به ذِکر در دانشجويان دانشگاه اصفهان» (١٣٨٩)، مطالعات اسلام و روانشناسي، ش ٧، ص ٩٥- ١١٠.
ليثىواسطى، علىبن محمد (١٣٧٦)، عيون الحكم و المواعظ، قم، دارالحديث.
مكارم شيرازى، ناصر و ديگران (١٣٧٤)، تفسيرنمونه، تهران، دارالكتبالإسلامية.
مصباح، محمدتقي (١٣٨٢)، ياد او، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).
نورعليزاده ميانجي، مسعود (١٣٩٠)، رابطه خدا آگاهي با خودآگاهي، پاياننامه کارشناسي ارشد، قم، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).
Baumeister, R. F., Vohs, K. D. Handbook of self-regulation: Research, theory, and application. NewYork: Guilford Press, ٢٠٠٠.
Baumeister, R. F., et al, self-Regulation and the Executive Function: The Self as Controling Agent. In A. W. Kruglanski E.T. Higgins(Eds.), Social psychology: Handbook of basic principles (pp ٥١٦-٥٣٩).New York: Guilford press, ٢٠٠٧.
Geyer, A. L., Baumeister, R. F. Religion, morality, and Self-Control: Values, Virtues, and Vices. In R.F. Paloutzian, C.Park(Eds.), Handbook of the psychlogy of religion and spirituality(pp٤١٢-٤٣٤) , New york : Guilford press, ٢٠٠٥.
Michael E. McCullough Willoughby, L. B. Brian. Religion, Self-Regulation, and Self-Control: Associations, Explanations,and Implications. Psychological Bulletin, Vol. ١٣٥, No. ١,٢٠٠٩, ٦٩–٩٣
Oman, D., Thoresen, C. E. Do Religion and Spirituality Influence Health? In R.F. Paloutzian, C.Park (Eds.), Handbook of the psychlogy of religion and spirituality(p٤٣٥-٤٥٩) , New york : Guilford press, ٢٠٠٥.
Shuler, P.A,The effect of spiritual religious practices on psychological well bingarronghomless woman. Journal of psychiatry,١٥,١٠٦-١١٣,١٩٩٤
Tangney, J. P., et al. High self-control predicts good adjustment, less pathology, better grades, and interpersonal success.Journal of Personality,٧٢,٢٠٠٤, ٢٧١-٣٢٢.