نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١ - اثربخشي آموزههاي هستيشناسي اسلامي بر رضايت زناشويي زنان متأهل

اثربخشي آموزه‌هاي هستي‌شناسي اسلامي ‌بر رضايت زناشويي زنان متأهل

سال ششم، شماره دوم، تابستان ١٣٩٢ ، ص ٥ ـ ١٨

Ravanshenasi-va ـ Din, Vol.٦. No.٢, Summer ٢٠١٣

ياسر رضاپور ميرصالح* / معصومه اسمعيلي** / كيومرث فرحبخش***

چکيده

اين پژوهش، كه از نوع مطالعات نيمه‌تجربي پيش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه کنترل و پيگيري بود، با هدف تعيين اثربخشي آموزه‌هاي هستي‌شناسي اسلامي‌ بر افزايش رضايت زناشويي زنان متأهل انجام شد. بدين منظور، از بين مراجعه‌کنندگان مرکز مشاوره باب‌الحوائج شهرستان ميبد، ٢٤ نفر به‌صورت تصادفي انتخاب و در گروه آزمايش و کنترل قرار گرفتند. به شرکت‌کنندگان گروه آزمايش، هر هفته دو جلسه نود دقيقه‌اي به مدت ١٠ جلسه آموزه‌هاي مبتني بر هستي‌شناسي اسلامي‌ دربارة ارتباط زناشويي داده شد و به گروه کنترلي هيچ‌گونه آموزشي ارائه نشد. هر دو گروه يک‌بار پيش از انجام آزمايش، يک‌بار بلافاصله پس از اتمام آزمايش و يک‌بار يک ماه پس از انجام مداخلات، فرم کوتاه آزمون رضايت زناشويي انريچ را تکميل کردند. در نهايت، داده‌هاي جمع‌آوري‌شده به کمک تحليل کوواريانس چندمتغيره تجزيه و تحليل شدند. نتايج نشان داد که آموزه‌هاي هستي‌شناسي اسلامي ‌بر افزايش رضايت زناشويي شرکت‌کنندگان گروه آزمايش تأثير معني‌داري داشت. ‌اين افزايش در مرحله پيگيري نيز حفظ شده بود. با توجه به يافته‌هاي پژوهش مي‌توان گفت که ارائه آموزه‌هاي مذهبي مبتني بر هستي‌شناسي اسلامي،‌ ‌شيوة مناسبي براي افزايش رضايت زناشويي زوجين است.

کليد‌واژه‌ها: اثربخشي، هستي‌شناسي اسلامي، رضايت زناشويي.


* دانشجوي دكتري مشاوره دانشگاه علامه طباطبايي [email protected]

** استاديار گروه مشاوره دانشگاه علامه طباطبايي

*** استاديار گروه مشاوره دانشگاه علامه طباطبايي

دريافت: ٢١/ ١٢/ ١٣٩١- پذيرش: ٢٢/ ٠٤/ ١٣٩٢


مقدمه

امروزه ديدگاه‌هاي وجودي و شناختي، نقش مهمي ‌براي هستي‌شناسي، که افراد در نگرش‌ها و باورهاي خود دارند، قائل هستند. هستي‌شناسي يا همان فلسفه فرد در زندگي و ديد او به پديده‌هاي هستي، چارچوبي به باورهاي فرد مي‌دهد که وي را به سمت رفتارهاي خاصي هدايت مي‌کند (محمدپور، ١٣٨٩، ص ٥٣). هستي‌شناسي علم به وجود است، آگاهي انسان به وجود خود، جهان و ويژگي‌هاي آن. هستي‌شناسي تا‌ اندازه زيادي تحت تأثير فرهنگ و مذهب قرار دارد. جوامع غربي تعاريف خاص خود از هستي‌شناسي را ارائه کرده‌اند، اما برخي افراد، حتي غيرمسلمانان، در نگرش‌هاي خود تحت تأثير هستي‌شناسي قرار دارند که باورهاي مذهبي خاصي به آنها مي‌دهد. الگوهاي رفتاري در جوامع غربي مانند فردگرايي، عدم تأکيد محوري بر خانواده، نگرش‌هاي سرمايه‌داري و غيره، همگي ناشي از نوع هستي‌شناسي هستند که امروزه در غرب به‌وجود آمده است که البته برخي از تبعات منفي آن را نيز شاهد هستيم (Palermo, ٢٠٠٧, p. ٥٤٤). اما هستي‌شناسي اسلامي،‌ ماهيتي منحصر به فرد دارد و به دليل ‌اينکه از آموزه‌هاي قرآني برگرفته شده و از سوي خداوند به عنوان آفريدگار و آگاه به تمامي ‌مسائل انسان مطرح شده است، مي‌تواند انسان را به کمال دنيوي و اخروي هدايت کند، به‌طوري‌که ما در زندگي پيامبر اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) شاهد آن هستيم.

هستي‌شناسي اسلامي، شامل افق وسيعي از گذشته تا آينده است که در مقابل ديدگاه‌هاي روان‌شناختي گذشته‌نگر، مانند فرويد و يا حال‌نگر مانند پرز و يا آينده‌نگر مانند آدلر قرار دارد. در هستي‌شناسي اسلامي، نظام هستي شامل تمام عوالمي‌است که حظي از وجود دارند. از‌اين‌رو، ‌اين جهان هستي بسيار گسترده است و ابعاد گوناگون دارد و از عالم خاک، که اخس مراتب هستي است تا عوالم بالاتر امتداد دارد (ممدوحي، ١٣٨٢، ص ١٨). نفسْ جسمانية‌الحدوث و روحانية البقاء است و با اصطياد امور شخصي از مجراي حواس و استعدادِ سير جوهري از درون، حركتِ به‌سوي عالم مثال را شروع كرده و سرانجام، به تجرد عقلي، كه همان مقام كلي‌يابي است، مي‌رسد (جوادي آملي، ١٣٧٨، ص ٥٠). در هستي‌شناسي اسلامي، هستي‌شناسي وابسته به جهان‌بيني الهي است؛ زيرا در جهان‌بيني الهي معلوم مي‌گردد که در نظام هستي يک موجود واجب به نام خدا هست و ساير موجودات همگي به‌عنوان فيض خدا از او نشأت گرفته‌اند. پس مسير شناخت انسان از جهان‌بيني الهي به هستي‌شناسي و از هستي‌شناسي به انسان شناسي منتهي مي‌گردد (جوادي آملي، ١٣٨٨، ص ٢٢). فردي که نگرش‌ها و رفتارهايش براساس هستي‌شناسي اسلامي ‌است، براساس آموزه‌هاي اسلام و قرآن نيز عمل مي‌کند و بنابراين، رفتار‌هاي بسيار متفاوتي نسبت به فردي دارد که از هستي‌شناسي غير‌ديني پيروي مي‌کند.

در روابط زناشويي نيز مانند ساير جنبه‌هاي زندگي، برخي افراد تحت تأثير هستي‌شناسي مذهبي قرار دارند که مي‌تواند موجب افزايش تداوم ارتباط آنها و رضايت زناشويي بيشتر در آنها شود. نتايج يک مطالعه، که با ٩٧ زوج - که انعکاسي از مذاهب گوناگون در آمريکا بودند - انجام گرفت، نشان داد زوجين به ازدواجشان يک ماهيت «مقدس» مي‌دهند؛ به ‌اين معنا که ازدواج اغلب داراي معناي معنوي ادراک مي‌شود و افراد متأهل عمدتاً ازدواج را مقدس تعريف مي‌کنند و ماهيتي الهي به آن مي‌دهند و معتقدند که خداوند ازدواج آنها را حفظ مي‌کند (Mahoney et al, ٢٠٠٣, p. ٧). اگر زوجين عميقاً به ‌اين باور معتقد باشند که هدف اصلي يک ازدواج عاشقانه پي بردن به ماهيت خداوند است (Lauer, ١٩٨٥, P. ٢٢١)، آن‌گاه تعارضات شديدي که منجر به قطع ارتباط با همسر مي‌شود، به مثابه از دست دادن ارتباط با خداوند خواهد بود و انگيزش بيشتري براي حل آنها پيدا مي‌کنند (Mahoney, ٢٠٠٥, p. ٦٩٧). مباحث زيادي در اسلام دربارة هستي‌شناسي ديني در ازدواج وجود دارد، به‌طوري‌که برخي از‌ آيات قرآن به‌طور مستقيم نکاتي را دربارة جنبه‌هاي گوناگون ازدواج بيان داشته‌اند. خداوند در قرآن ازدواج را ماية آرامش انسان مي‌داند (روم: ٢١)، زن و شوهر را به گذشت و حل اختلافاتشان تأکيد مي‌کند (نساء: ١٩) و زوجين را به پيشگيري از طلاق تأکيد مي‌کند (نساء: ‌٣٥). مطالعات نيز نشان مي‌دهند آموزه‌هاي اسلامي ‌بر افزايش رضايت زناشويي تأثيرگذار است (منجزي و همکاران، ١٣٩١؛ حميد و همکاران، ١٣٩١؛ فقيهي و رفيعي‌مقدم، ١٣٨٨)، اما ارتباط يا اثربخشي هستي‌شناسي اسلامي‌ بر افزايش رضايت و عملکرد زناشويي زوجين، تاکنون چندان مورد توجه قرار نگرفته است (رضاپور، ١٣٩٢، ص ١٧٦؛ اسمعيلي، ١٣٨٩).

مطالعات زيادي دربارة نقش هستي‌شناسي ديني در ازدواج در ساير مکتب‌هاي ديني انجام شده است. براي مثال، مطالعات نشان مي‌دهند هستي‌شناسي مذهبي در مسيحيان، افرادي که درگير تعارض‌هاي زناشويي هستند را به خودشناسي، تأييد اشتباهات، رها کردن ترس از طرد و نشان دادن آسيب‌پذيري خود، بخشيدن خطاهاي يکديگر، جلوگيري از بروز خشم، صبور بودن، عشق ورزيدن و مهرباني ترغيب مي‌کنند (Giblin, ١٩٩٣, P. ٣١٩). اهداف معنوي ازدواج، همگي خارج از محدودة نظام معنايي سکولار هستند. براي مثال، در ديدگاه سنتي مسيحي به ازدواج به‌عنوان يک رويارويي مقدس نگاه مي‌شود که در آن عشق و برکت مقدس تجربه مي‌شود (Stanley et al, ١٩٩٨, P. ٨٣). از سوي ديگر، مسيحيان اغلب خداوند را به‌عنوان شخص سومي‌ در ازدواج مي‌بينند که مراقب رابطه زناشويي آنهاست و به حل مشکلات زناشويي کمک مي‌کند (Butler Harper, ١٩٩٤, P. ٢٨١). هستي‌شناسي مذهبي پيش‌بيني‌کنندة برتري مدل «رسومي» ازدواج است که بر فداکاري فردي و تعهد کامل به ازدواج تأکيد مي‌کند تا يک مدل «قراردادي» ازدواج، که مشخصه آن تقدم نيازهاي افراد بر قيد و بندهاي زناشويي و تأکيد بر مذاکره بين زوجين است (Sanchez et al, ٢٠٠٢, P. ١٠١).

نتايج يک مطالعه‌اي کيفي، که به بررسي معناي زندگي در ٥٧ زوج مسيحي، يهودي و مسلمان پرداخت، نشان داد که موضوع عمده (خارج از سنت‌هاي ديني) در تمام زوجين‌ اين بود که ازدواج يک امر مقدسي است که «چيزي بيشتر» دارد: چيزي بيشتر از خود، چيزي بيشتر از زوجين و چيزي بيشتر از واحد خانواده. براي ‌اين زوجين، ازدواج يک رابطه الهي و رسمي‌ ‌بود و يک حمايت مهم براي رابطه آنان محسوب مي‌شد. ‌اين يافته‌ها، يک نقطه مقابلي براي مباحث پژوهش‌هاي کنوني درباره غيررسمي ‌شدن ازدواج (مانند زندگي‌هاي هم‌خانه‌اي) و فردگرايي در ازدواج‌هاي کنوني محسوب مي‌شود. محققان‌ اين پژوهش تأکيد کردند که اَشکال رسمي‌ ازدواج ممکن است قدرت خود را در جامعه کنوني براي بسياري از زوجين مذهبي حفظ کرده باشند و شايد بسياري از زوجين ديگر نيز معتقد باشند که ازدواج چيزي بيشتر از يک رابطه غيررسمي‌ ‌و خصوصي است که بيشتر محققان امروزه به آن مي‌نگرند (Dollahite et al, ٢٠١٢, P. ٣٥٣).

در يکي از معدود مطالعات تجربي که تاکنون در ‌ايران درباره هستي‌شناسي اسلامي‌ و رابطه زناشويي انجام شده است، رضاپور و همکاران (١٣٩٢) به بررسي ابعاد هستي‌شناسي اسلامي ‌زوجين مذهبي داراي سازگاري زناشويي بالا پرداختند. هدف نهايي آنها، تدوين الگوي مفهومي‌ هستي‌شناسي اسلامي ‌در زوجين مذهبي داراي سازگاري زناشويي بالا بود تا از طريق آن بتوانند به طراحي برنامه درماني بپردازند که به آنها در افزايش رضايت زناشويي زوجين، از طريق ارائه آموزه‌هاي مبتني بر هستي‌شناسي اسلامي‌ ‌کمک کند. نتايج مطالعه کيفي آنان نشان داد که هستي‌شناسي مذهبي در زوجين موجب مي‌شود آنها رابطه زناشويي خود را يک نهاد مقدسي تلقي کنند که از سوي خداوند براي رسيدن به اهداف خاصي (کمال دنيوي و اخروي) تعيين شده است. آنان دريافتند كه هستي‌شناسي مذهبي در زوجين، که شامل ‌اين باور محوري در آنها مي‌شد، به سه شيوة مستقيم و يک شيوة غير‌مستقيم منجر به پيامد‌هاي مثبت زناشويي در آنها مي‌شود. شيوه‌هاي مستقيم هستي‌شناسي مذهبي در زوجين عبارت بود از: ادراک حضور و نظارت خداوند بر زندگي زناشويي، انجام اعمال و نيايش‌هاي مذهبي و ادراک کمک‌هاي خداوند در زندگي زناشويي. شيوة غيرمستقيم تأثير هستي‌شناسي مذهبي در زوجين نيز الهام گرفتن از احاديث و سبک زندگي زناشويي پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع) بود. هستي‌شناسي مذهبي در زوجين، از طريق ‌اين شيوه‌ها و فرآيند‌ها منجر به آرامش و رضايت، بخشش، وفاداري و رسيدن به کمال مادي و معنوي در زوجين مي‌شد (رضاپور و همکاران، ١٣٩٢). الگوي مفهومي ‌آنها از نقش هستي‌شناسي مذهبي در ازدواج در شکل ١ آورده شده است.

همان‌طور که در شکل ١ مشاهده مي‌شود، هستي‌شناسي مذهبي زوجين به‌گونه‌اي در باورها و رفتارهاي آنها در زندگي زناشويي تأثير مي‌گذارد که منجر به پيامدهاي مطلوبي در رابطة زناشويي آنها مي‌شود. با ‌اين وجود، علي‌رغم برخي مطالعات نظري انجام شده، مطالعات تجربي اندكي هستي‌شناسي اسلامي‌ ‌و تأثيرات آن را در زندگي زناشويي زوجين مسلمان ‌ايراني، بخصوص با توجه به بافت مذهبي حاکم بر جامعه‌ ايران، مورد بررسي قرار داده‌اند. در‌حالي‌که مي‌توان با گسترش برنامه‌هاي آموزشي مبتني بر هستي‌شناسي اسلامي‌ در ارتقاء روابط زوجين بسيار مؤثر بود و گامي ‌در جهت بومي‌سازي علوم انساني در ‌ايران برداشت. اهميت ‌اين مسئله هنگامي ‌بيشتر مي‌شود که برخي از زوجين‌ ايراني، پيش و پس از ازدواج، تحت تأثير القائات هستي‌شناسي غربي درباره رابطه زناشويي هستند و جامعه شاهد تأثيرهاي منفي آن است (کاظمي‌ و نيازي، ١٣٨٩). اين پژوهش، با در نظر گرفتن اهميت ‌اين موضوع، به بررسي تأثير آموزه‌هاي مبتني بر هستي‌شناسي اسلامي (براساس طرح درماني ارائه‌شده در مطالعه رضاپور، ١٣٩٢) بر افزايش رضايت زناشويي زنان مراجعه‌کننده به مرکز مشاوره خيريه باب‌الحوائج شهرستان ميبد مي‌پردازد و به‌دنبال پاسخ به‌ اين سؤال است که آيا آموزه‌هاي هستي‌شناسي اسلامي،‌ بر افزايش رضايت زناشويي زنان متأهل مؤثر است؟

روش تحقيق

پژوهش حاضر، از نوع طرح‌هاي نيمه‌تجربي، پيش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه کنترل همراه با پيگيري است. پس از تقسيم تصادفي آزمودني‌هاي شرکت‌کننده در اين پژوهش در گروه آزمايش و کنترل، طرح درماني مبتني بر آموزه‌هاي هستي‌شناسي اسلامي ‌در ١٠ جلسه ٩٠ دقيقه‌اي، به شرکت‌کنندگان گروه آزمايش ارائه شد. در گروه کنترل هيچ‌گونه مداخله‌اي صورت نگرفت. هر دو گروه، يک‌بار پيش از مداخله آزمايشي و دوبار پس از مداخله – يک‌بار به محض پايان مداخلات و يک‌بار يک ماه بعد از پايان جلسات‌ - آزمون رضايت زناشويي انريچ را تکميل کردند. نتايج با استفاده از آزمون کوواريانس چندمتغيرة مانکوا مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. شرح جلسات در پيوست آورده شده است.

جامعه، نمونه و روش نمونه‌گيري؛ جامعه آمار اين پژوهش شامل کليه مراجعان زن مراجعه‌کننده به مرکز مشاوره خيريه باب‌الحوائج (وابسته به اداره بهزيستي) شهرستان ميبد بود که از ميان آنها، ٢٤ نفر به‌صورت تصادفي انتخاب شدند. رضايت هريک از مراجعان براي شرکت در پژوهش جلب شد و افرادي که براي شرکت در پژوهش رضايت يا آمادگي نداشتند، به شيوه تصادفي جايگزين شدند. در مرحله بعد، آزمودني‌هاي انتخاب‌شده به شيوة تصادفي در گروه کنترل و آزمايش جايگزين شدند. به شرکت‌کنندگان گروه کنترل، اطمينان داده شد که برنامه آموزشي پس از انجام آزمايش براي آنها نيز ارائه خواهد شد. در پايان مداخلات، با يک نفر افت در گروه آزمايش مواجه شديم.

ابزار پژوهش؛ در اين پژوهش از فرم کوتاه (٤٧ سؤالي) پرسش‌نامه رضايت زناشويي انريچ استفاده شد. ‌اين پرسش‌نامه داراي ٤٧ گويه است و يک ابزار معتبر براي ارزيابي رضايت زناشويي محسوب مي‌شود (ثنايي، ١٣٧٩).‌ اين پرسش‌نامه از ١٢ خرده‌مقياس تشکيل شده که در يک مقياس پنج درجه‌اي ليکرت نمره‌گذاري مي‌شوند. ضريب آلفاي خرده‌مقياس‌هاي انريچ، در چندين مطالعه مختلف از ٦٨/٠ (براي نقش‌هاي مساوات‌طلبي) تا ٨٦/٠ (براي رضايت زناشويي) با ميانگين ٧٩/٠ بود (همان). ضريب همبستگي ‌اين پرسش‌نامه با مقياس رضايت خانوادگي از ٤١/٠ تا ٦٠/٠ و با مقياس رضايت از زندگي از ٣٢/٠ تا ٤١/٠ بود که بيانگر روايي همگراي مطلوب آن است (همان). کليه خرده‌مقياس‌هاي «پرسش‌نامه انريچ»، زوج‌هاي راضي و ناراضي را از يکديگر متمايز مي‌کرد که نشان‌دهندة روايي واگراي خوب ‌اين مقياس بود (همان).

يافته‌هاي‌ پژوهش

ميانگين سني آزمودني‌هاي شرکت‌کننده در اين پژوهش ٥٦/٤ ± ٣٨/٣٣ بود كه حداقل دو سال از زندگي زناشويي آنها مي‌گذشت. از بين آنها، ٣ نفر به‌صورت تمام‌وقت و ١١ نفر به‌صورت نيمه‌وقت شاغل و مابقي خانه‌دار بودند. ميانگين سن ازدواج آنها نيز ٠٣/٤ ± ٢١/٧ بود. جدول ١ ميانگين و انحراف استاندارد آزمودني‌هاي گروه کنترل و آزمايش را در مقياس رضايت زناشويي به تفکيک پيش‌آزمون، پس‌آزمون و آزمون پيگيري به تفکيک گروه آزمايش و کنترل نشان مي‌دهد. به دليل ‌اينکه در گروه آزمايش با افت نمونه مواجه شديم، تعداد آزمودني‌هاي‌ اين گروه در مرحله پيش‌آزمون ١٢ نفر و در مرحله پس‌آزمون و آزمون پيگيري ١١ نفر بود. همان‌طور که مشاهده مي‌شود، ميانگين نمرات آزمودني‌هاي گروه آزمايش در پس‌آزمون و آزمون، پيگيري بيشتر از نمرات آنها در پيش‌آزمون و بيشتر از ميانگين نمرات آزمودني‌هاي گروه آزمايش در سه مرحله آزمون است.

 

همان‌طور که جدول ٢ نشان مي‌دهد، نتايج آزمون لون، در هر سه مرحله اجراي آزمون غيرمعني‌دار است و بنابراين، مي‌توان نتيجه گرفت که واريانس نمرات رضايت زناشويي در گروه‌هاي آزمايش و کنترل در هر سه مرحله آزمون همسان است. البته مقدار آزمون باکس (Box) نيز، که در نرم‌افزار آماري به همراه آزمون مانکوا انجام مي‌شود، برابر ٩٦ /٠=F و غير معني‌دار (٤١ /٠=p) بود که بيانگر، تأييد پيش‌فرض همساني واريانس در گروه‌هاست.

همان‌طور که مشاهده مي‌شود، مقدار F معني‌دار بوده و مي‌توان گفت که ارائه آموزه‌هاي هستي‌شناسي به گروه آزمايش منجر به افزايش معني‌دار نمره آنها در رضايت زناشويي شده و ‌اين افزايش در پس‌آزمون نيز حفظ شده است.

بحث و نتيجه‌گيري

نتايج اين پژوهش نشان داد که ارائة آموزه‌هاي مبتني بر هستي‌شناسي اسلامي ‌موجب افزايش رضايت زناشويي زنان متأهل مي‌شود.‌ اين يافته همسو با نتايج مطالعات ديگر بود (Dollahite et al, ٢٠١٢, P. ٣٥٧؛ Lambert Dollahite, ٢٠٠٨, p. ٦١٠; Dollahite Lambert, ٢٠٠٧, P. ٣٠٢; Goodman Dollahite, ٢٠٠٦, P. ١٥١; Mahoney et al, ٢٠٠٣, P. ١١). هرچند نمونه شرکت‌کننده در برخي از‌ اين مطالعات شامل مسلمانان نيز مي‌شد، اما ‌اين مطالعات عمدتاً به بررسي نقش هستي‌شناسي مذهبي در زندگي زناشويي مسيحيان پرداخته‌اند. در ‌ايران، اکثر مطالعات انجام‌شده در ‌اين زمينه، به بررسي اثربخشي آموزه‌هاي مذهبي بر جنبه‌هاي گوناگون زندگي زناشويي پرداخته‌اند (منجزي و همکاران، ١٣٩١؛ حميد و همکاران، ١٣٩١؛ فقيهي و رفيعي‌مقدم، ١٣٨٨). با ‌اين وجود، با توجه به ‌اينکه صرف آموزه‌هاي مذهبي نيز شامل بخشي از هستي‌شناسي مذهبي مي‌شود، مي‌توان گفت: نتايج‌ اين پژوهش‌ها نيز همسو با نتايج اين پژوهش است. هستي‌شناسي مذهبي نظام‌هاي معنايي الهي به افراد پيشنهاد مي‌کند که مي‌تواند تعارض‌هاي خانوادگي را به شيوة منحصر به فردي حل و فصل کنند. نقش هستي‌شناسي مذهبي در حل تعارضات منحصر به فرد است؛ زيرا ادراکات افراد از «تقدس» را هم در اهداف و هم در شيوة دنبال کردن آنها در زندگي تحت تأثير قرار مي‌دهد (Pargament, ٢٠٠٥, P. ٦٨٣). آموزه‌ها و اعمال مذهبي، خط مشي را دربارۀ شاخص‌هاي مطلوب زندگي به اعضاي خانواده ارائه مي‌دهند که عمدتاً شامل آداب و رسوم و الگوهايي مي‌شود که با پديده‌هاي متعالي در‌هم آميخته‌اند (Roccas, ٢٠٠٥, P. ٧٤٩). بنابراين، پيام‌هايي که مذاهب مختلف در رابطه متقابل بين منبع معنوي و روابط خانوادگي ارائه مي‌دهند، بايستي به‌طور جدي مورد توجه قرار گيرد؛ زيرا ‌اين پيام‌ها ممکن است تأثير زيادي بر ماهيت و دفعات تعاملات خانوادگي تعارض‌آميز و راه‌حل‌هاي آنها بگذارد (Mahoney, ٢٠٠٥, P. ٧٠٣).

زوجين داراي گرايش‌هاي مذهبي قوي‌تر، که عقيده به مقدس بودن ازدواج دارند، ممکن است بيشتر از فرايندهاي تعاملي استفاده کنند که محققان آنها را به‌عنوان حفظ‌کنندة رابطه زناشويي مي‌شناسند و از تعاملاتي که تنش بين آنها را شديدتر مي‌کند، اجتناب کنند (Mahoney et al, ٢٠٠٣, P. ٢٣١). لامبرت هستي‌شناسي مذهبي به زوجين يک تمايلي را براي رابطه دائمي ‌القا مي‌کند که به آنها در طول تعارضات کمک مي‌کند (Lambert Dollahite,٢٠٠٨, p. ٦١١). به‌عبارت ديگر، آنها معمولاً به طلاق به‌عنوان يک «گزينه» در هنگام مواجهه با تعارضات نگاه نمي‌کنند و معتقدند طلاق از ديدگاه خداوند يک امر غير‌قابل پذيرش است و تا جايي که امکان دارد بايد از آن اجتناب کنند. ‌اين موضوع موجب مي‌شود آنها به هنگام مواجهه تعارضات، تلاش بيشتري را براي رفع تنش‌هاي موجود انجام دهند. محققان ديگري نيز دريافتند که تعهد زناشويي زماني که زوجين حس روشن‌تري را از ‌آينده‌شان دارند قوي‌تر است (Waite Joyner, ٢٠٠١, P. ٢٥٨). هستي‌شناسي مذهبي به علت‌ اينکه به نهاد ازدواج به‌عنوان يک رابطه مقدس نگاه مي‌کند که تلاش براي حفظ آن نيز امر مقدسي است (نساء: ١٩)، موجب مي‌شود زوجين حس روشن‌تري از‌ آينده زندگي زناشويي‌شان داشته باشند و تعهد آنها به رابطه‌شان بيشتر شود. به‌طور کلي، هستي‌شناسي مذهبي موجب مي‌شود زوجين هرگونه تلاشي را براي حفظ رابطه زناشويي داراي ارزش مقدسي ببينند که به آنها در نزديک شدن به خداوند کمک مي‌کند.

با‌ اين وجود، هستي‌شناسي مذهبي، وقتي که تحت تأثير تفسيرها و برداشت‌هاي فردي خود زوجين قرار مي‌گيرد و دچار انحراف مي‌شود، گاهي اوقات مي‌تواند منجر به تشديد تعارضات بين زوجين شود. براي مثال، از‌آنجايي‌که هريک از زوجين ممکن است در رابطة زناشويي برداشت خود از معنويت و نگرش مذهبي شخصي خود را بروز دهد، هستي‌شناسي مذهبي ممکن است زوجين را در معرض تعارض منحصر به فردي قرار دهد. همچنين ممکن است زوجين اختلاف‌نظرهايي در چگونگي تلفيق «تقدس» به جنبه‌هاي ديگر زندگي‌شان داشته باشند. مانند الف. هريک از زوجين به‌طور فردي با «تقدس» روبه‌رو مي‌شود. براي مثال، نگرش‌هاي متفاوت در مورد خدا يا تمايلات متفاوت در شرکت کردن در فعاليت‌هاي مذهبي ب. نقش‌ها يا فعاليت‌هايي که ممکن است تنها يکي از زوجين آنها را مقدس در نظر گيرد. براي مثال، پرورش کودک، کارهاي خيريه، دنبال کردن اهداف شغلي، ورزشي يا هنري، دارايي‌هاي مادي (Mahoney et al, ٢٠٠٣, P. ٢٢٩). برداشت فردي از هستي‌شناسي مذهبي، به شيوه‌هاي ديگري نيز مي‌تواند موجب بدتر شدن تعارضات بين زوجين شود. براي مثال، چندين مطالعه ‌اين مسئله را مورد بحث قرار مي‌دهد که چگونه زوجين هنگام بروز تعارضات در نظام زناشويي با خدا مثلث‌سازي مي‌کنند (Pattison, ١٩٨٢, p. ١٤٨; Rotz, ١٩٩٣, P. ٢٧٢). براي محققان با استفاده از شيوه‌هاي نظام‌هاي خانواده ساختاري و بوئني، به‌طور دقيقي توضيح مي‌دهند که چگونگي ادراک زوجين از نقش خدا به‌عنوان فرد سوم در تعارضات زناشويي مي‌تواند به‌عنوان مکانيسم قدرتمندي براي کمک به حل يا تشديد کردن تعارض‌ها به کار رود (Butler Harper, ١٩٩٤, P. ٢٨٣). هنگامي‌ نقش خداوند به‌عنوان فرد سوم در زندگي زناشويي مي‌تواند به پيامدهاي مثبتي منجر شود که زوجين به خداوند به‌عنوان الف. شديداً علاقمند به حفظ رابطه مهربانانه با هريک از زوجين. ب. گرفتن يک حالت خنثي در برابر «جهت» داستان هريک از زوجين. ج. اصرار بر مسئوليت هريک از زوجين براي تغيير رابطه، به جاي سرزنش کردن يکديگر، نگاه کنند. زوجيني که‌ اين‌گونه به نقش خداوند در رابطه‌شان مي‌نگرند، ممکن است بتواند خود را بيشتر از لحاظ هيجاني از الگوهاي تعاملي مخرب جدا کنند و موقعيت‌هايي را براي مصالحه يا پذيرش سالم يکديگر فراهم کنند. به‌عکس، خدا مي‌تواند يکي از سه وجه مثلث مقابله محافظت‌کننده باشد، که حل تعارضات زناشويي را با بن‌بست مواجه مي‌کند: ائتلاف (براي مثال، خدا طرف يکي از زوجين را مي‌گيرد)، جانشيني (براي مثال، مقصر ‌اين بدبختي‌ها خداوند است)، يا جا‌به‌جايي (براي مثال، به‌جاي ‌اينکه زوجين مستقيماً با مشکل روبه‌رو شوند، به‌دنبال کسب حمايت از سوي خدا مي‌گردند). با توجه به‌ اين توضيحات، هنگام مداخلات درماني مبتني بر آموزش هستي‌شناسي مذهبي رهبر گروه يا درمانگر بايد دقت کند که هريک از زوجين تفسير و برداشت شخصي خود را از هستي‌شناسي مذهبي ارائه ندهند و از آموزه‌هايي استفاده شود که در متون مذهبي يا زندگي بزرگان ديني مشاهده مي‌شود.

با توجه به نتايج اين پژوهش، مي‌توان گفت: که ارائة آموزه‌هاي مذهبي مبتني بر هستي‌شناسي اسلامي، ‌شيوة مناسبي براي افزايش رضايت زناشويي زوجين است. هرچند بايد دقت داشت که هنگام ارائه آموزه‌هاي هستي‌شناسي اسلامي ‌بايستي از منابع معتبر اسلامي‌ مانند قرآن و احاديث استفاده کرد و برداشت فردي خود را از هستي‌شناسي اسلامي‌ ارائه نداد. اهيمت‌ اين مسئله هنگامي‌ نمود پيدا مي‌کند که مطالعات نشان مي‌دهد جامعه فعلي در معرض الگوهاي آسيب‌پذير هستي‌شناسي در بين جوانان است که انتخاب و ادامه زندگي زناشويي آنها را با مشکل مواجه مي‌کند (کاظمي‌ و نيازي، ١٣٨٩؛ بني‌فاطمه و طاهري، ١٣٨٨).

با ‌اين وجود، محدوديت مطالعات کمّي‌ و کيفي در زمينه هستي‌شناسي اسلامي‌ در ‌ايران موجب شده مبناي نظري مناسب براي ارائه الگوهاي مداخله‌اي آموزه‌هاي هستي‌شناسي اسلامي ‌وجود نداشته باشد. يکي از محدوديت‌هاي اين پژوهش ‌اين بود که برنامه مداخله‌اي ارائه‌شده، بر مبناي تنها يک مطالعه کيفي و منابع محدود کتابخانه‌اي طراحي شده بود. با توجه به ‌اين محدوديت، پيشنهاد مي‌شود مطالعات تجربي بيشتري درباره شناسايي الگوهاي هستي‌شناسي اسلامي‌ که با پيامدهاي مثبت در زندگي زناشويي همراه هستند، يا بررسي الگوهاي هستي‌شناسي مذهبي زوجين موفق انجام شود. جامعه آماري اين پژوهش فقط محدود به زنان متأهل مي‌شد. بنابراين، براي تعميم بهتر نتايج پژوهش پيشنهاد مي‌شود پژوهش‌هاي آتي اثربخشي آموزه‌هاي مبتني بر هستي‌شناسي اسلامي ‌را در زوجين و مردان متأهل نيز مورد بررسي قرار دهند. از ديگر محدوديت‌هاي اين پژوهش،‌ اين بود که در يک جامعه نسبتاً مذهبي و با الگوهاي فرهنگ سنتي انجام شده بود. بنابراين، پيشنهاد مي‌شود اثربخشي الگوهاي مداخله‌اي ‌اين مطالعه، در پژوهش‌هاي ديگري که در بافت‌هاي متفاوت فرهنگي و مذهبي انجام مي‌شود نيز مورد ارزيابي قرار بگيرد.

پيوست

ساختار جلسات آموزه‌هاي هستي‌شناسي اسلامي ‌درباره زندگي زناشويي (رضاپور، ١٣٩٢)

جلسه اول: هستي‌شناسي اسلامي

معارفة اعضاي گروه و بيان قوانين گروهي، تعريف و ارائه توضيحاتي در مورد تعارض‌ها و رضايت زناشويي، آشنايي با مفهوم هستي‌شناسي و نقش آن در شکل‌گيري باورها و رفتارها، بررسي نقش دين در هستي‌شناسي افراد و تعريف مفهوم هستي‌شناسي اسلامي، بحث و نتيجه‌گيري از جلسه و ارائه تکليف در جهت شناسايي نوع هستي‌شناسي خود.

جلسه دوم: ازدواج به‌عنوان يک رابطه مقدس

ارائة گزارش از تکليف جلسۀ قبل و دادن بازخورد، بحث پيرامون ازدواج به‌عنوان يک رابطه مقدسي که از سوي خداوند بنا نهاده شده است، بررسي دلايل و اهميت ازدواج در اسلام، بررسي اهداف ازدواج در اسلام، بحث پيرامون احاديث و روايات درباره ازدواج و اهداف آن، نتيجه‌گيري از جلسه و ارائه تکليف در جهت شناسايي ماهيت مقدس ازدواج و اهداف آن.

جلسه سوم: حضور و نظارت خداوند در زندگي زناشويي

ارائة گزارش از تکليف جلسۀ قبل و دادن بازخورد، بحث پيرامون تقدير و حضور خداوند در انتخاب همسر، باور به نظارت خداوند بر زندگي زناشويي به‌عنوان جنبه‌اي از هستي‌شناسي اسلامي، نقش باور به ناظر بودن خداوند بر زندگي زناشويي در نوع رفتار نسبت به همسر و فرزندان، کسب آرامش، تعهد به همسر، بخشش و گذشت نسبت به رفتارهاي همسر و افزايش رضايت زناشويي، بحث پيرامون آيات و روايات در مورد نظارت خداوند بر انسان، نتيجه‌گيري از جلسه و ارائة تکليف در جهت ناظر ديدن خداوند بر زندگي زناشويي.

جلسه چهارم: حکمت و تقدير خداوند در زندگي زناشويي

ارائة گزارش از تکليف جلسۀ قبل و دادن بازخورد، بررسي نقش هستي‌شناسي اسلامي ‌بر ديدن سختي‌ها و مشکلات زندگي زناشويي به‌عنوان امتحان‌هاي الهي، بحث پيرامون راه‌هاي گذر از امتحان‌هاي الهي در زندگي زناشويي با تکيه بر احاديث و روايات، پي بردن به حکمت‌ها و تقديرهاي خداوند در زندگي زناشويي و مشکلات آن، بررسي نقش توبه از گناهان و اشتباهات و گذشت و بخشش در کاهش تعارضات زناشويي، نتيجه‌گيري از جلسه و ارائه تکليف در زمينه تشخيص حکمت و تقديرهاي خداوند در رابطه زناشويي.

جلسه پنجم: دستورات خداوند دربارة زندگي زناشويي

ارائة گزارش از تکليف جلسۀ قبل و دادن بازخورد، بحث پيرامون نقش هستي‌شناسي اسلامي ‌در پيروي از دستورات خداوند دربارة زندگي زناشويي، مروري بر دستورات خداوند دربارة نحوه برخورد با همسر، پرورش فرزند، کنارآمدن با يکديگر، بخشش در زندگي زناشويي و آداب زندگي زناشويي با تکيه بر‌ آيات قرآن، نتيجه‌گيري از جلسه و ارائه تکليف در زمينه جمع‌آوري دستورات خداوند درباره زندگي زناشويي و عمل به آنها.

جلسه ششم: دعا، نيايش و اعمال مذهبي

ارائة گزارش از تکليف جلسۀ قبل و دادن بازخورد، بحث پيرامون نقش نيايش و دعا در کسب آرامش و کمک گرفتن از خداوند براي حل مشکلات زندگي زناشويي، بررسي نقش انجام مشترک (به همراه همسر) اعمال مذهبي به‌عنوان عاملي در نزديک شدن عاطفي به همسر، و چگونگي بالابردن روحيه الهي در زندگي مشترک با انجام اعمال مذهبي و نقش‌ اين روحيه معنوي بر رابطه زناشويي، نتيجه‌گيري از جلسه و ارائه تکليف در جهت انجام مشترک اعمال مذهبي به همراه همسر.

جلسه هفتم: رعايت ارزش‌هاي اسلامي

ارائة گزارش از تکليف جلسۀ قبل و دادن بازخورد، بحث پيرامون نقش هستي‌شناسي اسلامي‌ در رعايت ارزش‌هاي اسلامي ‌در زندگي زناشويي، مروري بر ارزش‌هاي اسلامي ‌در زندگي زناشويي با تکيه بر‌ آيات و روايات و نقش‌ اين ارزش‌ها در حفظ زندگي زناشويي، نتيجه‌گيري از جلسه و ارائه تکليف در جهت مطالعه درباره ارزش‌هاي اسلامي‌در زندگي زناشويي و عمل به آنها.

جلسه هشتم: کمک‌هاي خداوند در زندگي زناشويي

ارائة گزارش از تکليف جلسۀ قبل و دادن بازخورد، کمک به اعضا در تشخيص کمک‌هاي خداوند در زندگي زناشويي خود، بحث پيرامون نقش خداوند به‌عنوان پيوند‌دهندة قلب‌ها و ‌ايجاد‌کنندة محبت بين زن و شوهر، با تأکيد بر‌ آيات و روايات، تأکيد بر توکل به خداوند هنگام مواجهه با مشکلات زناشويي و نقش آن بر افزايش صبر و حل مشکلات، نتيجه‌گيري از جلسه و ارائه تکليف در زمينه پي بردن به کمک‌هاي خداوند در رابطه زناشويي و نقش توکل در دستيابي به‌اين کمک‌هاي خداوند.

جلسه نهم: الگوگيري از سبک زندگي زناشويي پيامبر(ص) و ائمه(ع)

ارائة گزارش از تکليف جلسۀ قبل و دادن بازخورد، ارائه مثال‌هايي از زندگي زناشويي پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع) در نحوة برخورد با همسر، انجام وظايف زناشويي، تربيت فرزندان و غيره، مروري بر احاديث و روايات پيامبر(ص) و ائمه(ع) دربارة زندگي زناشويي و برخورد با همسر، نتيجه‌گيري از جلسه و ارائة تکليف در زمينه مطالعه کتاب‌هايي درباره سبک زندگي زناشويي پيامبر(ص) و ائمه(ع) و احاديث آنها دربارة رابطه زناشويي و به کاربردن آموزه‌هاي آنها در زندگي زناشويي خود.

جلسه دهم: نتيجه‌گيري و پايان گروه

ارائة گزارش از تکليف جلسۀ قبل و دادن بازخورد، جمع‌بندي و نتيجه‌گيري از مباحث مطرح‌شده در کل جلسات، مرور کلي بر نقش هستي‌شناسي اسلامي‌ ‌در زندگي زناشويي و تفاوت آن با برخي هستي‌شناسي‌هاي غربي، که در‌ اين زمينه وجود دارد و موجب تزلزل پايه‌هاي زندگي زناشويي مي‌شود، پاسخ‌دهي به سؤالات باقي‌مانده اعضا، و پايان گروه با مرور قوانين پايان گروه.


منابع

اسمعيلي، معصومه، «بررسي تأثير گسترش هستي‌شناسي اسلامي‌ بر فعال سازي مؤلفه‌هاي هوشبهر هيجاني»، (پاييز و زمستان ١٣٨٦)، مطالعات اسلام و روان‌شناسي، ش ١، ص ٣٣-٤٤.

بني‌فاطمه، حسين و طاهره طاهري تيمورلويي، «تعيين عوامل اجتماعي- فرهنگي مرتبط با ميزان رضايت از زندگي زناشويي در ميان زنان متاهل شهر آذرشهر»، (بهار ١٣٨٨)، جامعه‌شناسي، ش ١، ص ٧- ٣٠.

ثنايي، باقر (١٣٧٩)، مقياس سنجش خانواده و ازدواج، تهران، بعثت.

جوادي آملي، عبدالله (١٣٧٨)، تفسير موضوعي قرآن کريم: معرفت‌شناسي در قرآن، قم، اسراء.

ـــــ (١٣٨٨)، تفسير موضوعي قرآن کريم: صورت و سيرت انسان در قرآن، قم، اسراء.

حميد، نجمه و همکاران، «اثربخشي روان درماني شناختي- رفتاري مذهب‌محور بر سازگاري زناشويي و سلامت روان زوجين»، (بهار و تابستان ١٣٩١)، مطالعات اسلام و روان‌شناسي، ش ٦، ص ٨٥- ١٠٣.

رضاپور ميرصالح، ياسر (١٣٩٢)، ارائه الگوي مفهومي‌سازگاري زناشويي مبتني برتبيين ابعاد هستي‌شناسي و ارزش‌شناسي در گفت‌وگوهاي تعاملي و درون شخصي زوجين متقاضي طلاق و زوجين برخوردار از سازگاري زناشويي و ارزيابي اثربخشي آن، پايان‌نامه دکتري، مشاوره، دانشکده روان‌شناسي و علوم تربيتي، دانشگاه علامه طباطبايي.

رضاپور ميرصالح، ياسر و همکاران، «بررسي ابعاد هستي‌شناسي مذهبي در گفت‌و‌گوهاي درون شخصي زوجين مذهبي برخوردار از سازگاري زناشويي بالا»، (زمستان ١٣٩٢)، مطالعات روان‌شناسي باليني، زير چاپ.

فقيهي، علي‌نقي و فاطمه رفيعي‌مقدم، «بررسي ميزان اثربخشي آموزش‌هاي روان‌شناختي مبتني بر روايات اسلامي‌در رضايت زناشويي زوجين»، (پاييز ١٣٨٨)، روان‌شناسي و دين، ش ٢، ص ٨٩- ١٠٤.

قرائتي، محسن، (١٣٨٨)، تفسير نمونه، تهران، مرکز فرهنگي درس‌هايي از قرآن.

کاظمي، زهرا و صغري نيازي، «بررسي تاثير عوامل فرهنگي بر الگوي ازدواج: مطالعه موردي: شهر شيراز»، (تابستان ١٣٨٩)، جامعه‌شناسي ايران، ش ٢، ص ٣- ٢٣.

محمدپور، احمد (١٣٨٩)، روش در روش (درباره ساخت معرفت در علوم انساني)، تهران، جامعه‌شناسان.

ممدوحي، حسن (١٣٨٢)، انسان و جهان در شناخت مکتب اسلام، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره).

منجزي، فرزانه و همکاران، «اثربخشي آموزش مهارت‌هاي ارتباطي با رويكرد اسلامي ‌بر رضايتمندي زناشويي زوج‌ها»، (بهار ١٣٩١)، دانش و پژوهش در روان‌شناسي کاربردي، ش ١٣، ص ٣- ١٠.

Butler, M.H., Harper, J.M., (١٩٩٤), The divine triangle: God in the marital system of religious couples, Family Process, v ٣٣, P. ٢٧٧– ٢٨٦.

Dollahite, D.C, et al, (٢٠١٢), “Something More”: The Meanings of Marriage for Religious Couples in America, Marriage Family Review, v ٤٨, P. ٣٣٩- ٣٦٢.

Dollahite, D.C, Lambert, N.M, (٢٠٠٧), Forsaking all others: How religious involvement promotes marital fidelity in Christian, Jewish, and Muslim couples, Review of Religious Research, v ٤٨, P. ٢٩٠- ٣٠٧.

Giblin, R., Marital conflict and marital spirituality. In R. J. Wicks R. D. Parsons (Eds.), Clinical handbook of pastoral counseling (V ٢, p. ٣١٣– ٣٢٨). New York: Paulist Press, ١٩٩٣.

Goodman, M.A., Dolahite, D.C.,"(٢٠٠٦), How religious couples perceive the influence of God in their marriage, The Review of Religious Research, v ٤٨, P. ١٤١– ١٥٥.

Lambert, N.M., Dollahite, D.C., (٢٠٠٨), The Threefold Cord: Marital Commitment in Religious Couples, Journal of Family Issues, v ٢٩, P. ٥٩٢- ٦١٤.

Lauer, E.F., (١٩٨٥), The holiness of marriage: Some new perspectives from recent sacramental theology, Studies in Formative Spirituality, v ٦, P. ٢١٥– ٢٢٦.

Mahoney, A., et al, (١٩٩٩), Marriage and the spiritual realm: The role of proximal and distal religious constructs in marital functioning, Journal of Family Psychology, v ١٣, P. ١– ١٨.

Mahoney, A., et al, (٢٠٠٣), Religion and the sanctification of family relationships, Review of Religious Research, v ٤٤, P. ٢٢٠– ٢٣٦.

Mahoney, A., (٢٠٠٥), Religion and Conflict in Marital and Parent-Child Relationships, Journal of Social Issues, v ٦١, P. ٦٨٩- ٧٠٦.

Palermo, G, (٢٠٠٧), The ontology of economic power in capitalism: mainstream economics and Marx, Cambridge Journal of Economics, v ٣٩, P. ٥٣٩- ٥٦١.

Pargament, K.I, et al, (٢٠٠٥), The sacred and the search for significance: Religion as a unique process, Journal of Social Issues, v ٦١, P. ٦٦٥– ٦٨٧.

Pattison, E.M., (١٩٨٢), Management of religious issues in family therapy, International Journal of Family Therapy, v ٤, P. ١٤٠– ١٦٣.

Roccas, S., (٢٠٠٥),"Religion and value systems, Journal of Social Issues, v ٦١, P. ٧٤٧- ٧٥٩.

Rotz, E., Russell, C., Wright, D., (١٩٩٣), The therapist who is perceived as “spiritually correct”: Strategies for avoiding collusion with a “spiritually one–up” spouse, Journal of Marital and Family Therapy, v ١٩, P. ٣٦٩– ٣٧٥.

Sanchez, L., Nock, S. L., Wright, J.D., Gager, C.T., (٢٠٠٢), Setting the clock forward or back? Covenant marriage and the “divorce revolution”, Journal of Family Issues, v ٢٣, P. ٩١– ١٢٠.

Stanley, S.M., Trathen, D., McCain, S., Bryan, M., A lasting promise: A Christian guide to fighting for your marriage, San Francisco, Jossey-Bass Publishers, ١٩٩٨.

Waite, L.J., Joyner, K., (٢٠٠١), Emotional satisfaction and physical pleasure in sexual unions: Time horizon, sexual behavior, and sexual exclusivity, Journal of Marriage and Family, v ٦٣, P. ٢٤٧- ٢٦٤.