معرفت فرهنگی اجتماعی - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٧ - تحليل محتواي مداحيهاي مذهبي مردمپسند (مقايسه مداحيهاي سنتي و مدرن)
سال دوم، شماره چهارم، پاييز ١٣٩٠، صفحه ١٤١ ـ ١٦٣
Ma'rifat-i Farhangi Ejtemaii, Vol. ٢. No. ٤, Fall ٢٠١١
داود صفا*، سيدمحمود نجاتي حسيني**
چكيده
اين پژوهش با هدف مقايسه، شناخت و تحليل جامعه شناختي مداحي هاي سنتي و مدرن در يك دهه اخير از نظر محتوا، ادبيات، سبك اجرا تدوين يافته است. چارچوب نظري، ترکيبي از نظريه هاي جامعه شناسي مناسك ديني دوركيم، گيرتز و برگر مي باشد. روش تحقيق اسنادي، تکنيک تحليل محتوا و ابزار گردآوري اطلاعات، پرسش نامه معكوس است. براساس يافته ها، مداحي هاي مدرن داراي درون مايه احساسي و عاطفي، ادبيات عاميانه، عاشقانه، تحقيرآميز و محتوايي با مضمون عشق زميني و اظهار ارادت به مولا و مراد، سبك شور، هيجان آفريني بسيار زياد، سيستم نورپردازي و صوتي حرفه اي و مديريت صحنه حرفه اي مداح مي باشند. در حالي كه، مداحان سنتي بيشتر بر توصيف مظلوميت اهل بيت(ع) تأكيد دارند و اغلب از ادبيات رسمي، درون مايه احساسي و اخلاقي، سبك واحد و زمينه استفاده مي كنند. در مجموع، هر دو نوع مداحي عاري از غناي محتوايي هستند و در مقابل صورت گرا، هيجان آفرين و نمايش محور هستند.
کليدواژه ها: تحليل محتوا، مداحي سنتي و مدرن، آئين عزاداري، دين مردم پسند.
* كارشناسي
ارشد جامعه شناسي دانشگاه آزاد آشتيان
[email protected]
** استاديار دانشگاه آزاد
آشتيان
[email protected]
دريافت: ٦/٦/١٣٩١ـ پذيرش: ٢٣/٩/١٣٩١
بيان مسئله
قرآن كريم آداب و شعائر ديني را جزء خصوصيات همة اديان و يكي از كهن ترين سنت هاي فرهنگي در هر جامعه مي داند. به تعبير قرآن كريم، «لِكلّ اُمَةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكوه». (حج: ۶۷) در واقع، دين تركيبي از باورها و اعمال است. مراسم و آيين بخشي از اعمال ديني است كه بخش گسترده اي از كنش هاي اجتماعـي ما را شكل مي دهند. تـنوع، گستردگي، پـويايي، از جمله ويژگي هاي مراسم و آيين ديني در فرهنگ جامعه اسلامي ماست.
اگر چه مطالعة جنبه هاي اعتقادي دين تا اندازه اي موجه است، ولي چنانچه برخي از جامعه شناسان نيز به آن اشاره نموده اند، براي فهم جامعه شناسي دين، مطالعة شعائر و مناسك ديني از اهميت ويژه اي برخوردار است.
رابرتسون اسميت از مردم شناساني است كه پيش از دوركيم، به نقش مراسم ديني بيش از باورهاي ديني تأكيد داشت. وي معتقد بود عملكردهاي مذهبي از باورداشت هاي مذهبي بيشتر اهميت دارند. رادكليف براون از ديگر مردم شناساني است كه اعتقاد دارد براي شناخت دين بايد به مناسك ديني توجه كرد.١ اودي از جمله جامعه شناسان كاركردگرا اعتقاد دارد كه نظم اجتماعي از طريق آيين هاي ديني استوار مي شود. يواخيم واخ مي گويد: مطالعه مراسم و مناسك به هيچ وجه از زمينه هاي اعتقادي دين كم ارزش تر نيستند. دوركيم، مناسك را براي زندگي اخلاقي همان قدر ضروري مي بيند كه خوراك براي رشد جسم ضرورت دارد.٢
دينداري يك مقوله اجتماعي است كه برخلاف مقوله دين، كه ثابت و تغيير ناپذير است، به مرور زمان و متناسب با نحوة عمل و مقتضيات زندگي دينداران تطورپذير و تغييرپذير است. يكي از مهم ترين ابعاد دين، مناسك مي باشد كه مهم ترين آنها در مذهب تشيع، عزاداري است. مناسك، به دليل ساختار و پيوندي كه با حيات دائماً در حال تغيير مؤمنان دارند، همواره متحمل تغييرات بسياري بوده است. از اين رو، با بررسي مناسك مذهبي، علاوه بر بازنمايي دگرگوني ها، مي توان نقش آن را در پيشبرد اين دگرگوني ها بررسي كرد. مناسك عزاداري، به دليل نقشي كه در حيات مردم داشته، در صُور مختلفي تبلور يافته و مردم آن را طي سازوكارها و صورت بندي هاي متنوعي بازسازي كرده اند.
امروزه در آيين عزاداري ما، موج خاصي از هيات ها، كه بيانگر تحول عميق در روند سنتي هيات بوده، رشد و گسترش خاصي پيدا كرده است؛ موجي كه بسياري از مذهبي ها از آن با عنوان «هيات هاي پاپ» ياد كردند. اين عناوين، بيانگر تمايز آنها از سبك سنتي و رايج عزاداري بوده است.٣
امروزه اين نوع خاص از هيات ها، كه بيانگر ايجاد تحول عميق در روند عزاداري سنتي هستند، هم به لحاظ ظاهر و شكل اجرا و هم به لحاظ محتوا، از نوع سنتي آن متمايز مي باشند. در اين ميان، در جريان برگزاري مناسك، ما شاهد بروز و ظهور. مداحي به شكل كاملاً تخصصي و حرفه اي هستيم. به گونه اي كه مداحان توانايي بالايي در جذب مخاطبين مجالس مذهبي از لحاظ احساسي و عاطفي دارند. اين مداحانِ سبك جديد، به نوعي براي جوانان حكم ستاره يافته اند و جوانان از آنها تقليد مي كنند.
اين تحقيق، سعي در بررسي اين سوال دارد كه ابعاد دينداري چگونه در مداحي ها انعكاس مي يابند. از سوي ديگر، تشابه و افتراق هاي مداحي هاي سنتي و مدرن از نظر محتوايي، سبك، ادبيات، هيجان آفريني در چه مي باشد.
ضرورت تحقيقظهور شكل جديد هيات ها و به تبع آن، مداحي ها و گسترش و رواج روزافزون آنها از سوي مردم، بويژه جوانان اهميت و ضرورت توجه و تحقيق در اين عرصه را دوچندان كرده است؛ چرا كه عدم اهتمام به اين مهم، مي تواند عواقبي را در جامعه، به ويژه در عرصه دينداري مردم داشته باشد؛ چرا كه دست كم يكي از مهم ترين اين پيامد آن مي تواند فاصله گرفتن جوانان از اصول، مفاهيم و دستورات ارائه شده در متون ديني، به واسطه محتواي ضعيف مداحي ها تأكيد بر هيجان آفريني و بُعد عاطفي مداحي ها، سبب ايجاد ذائقه دينداري خاصي در بين عزاداران مي شود. اين ضرورت، محقق را بر آن داشته تا با بررسي دقيق مداحي ها و تغييرات ايجاد شده در آن، مسئولين و سياست گذاران عرصه ديني را در اصلاح آن ياري رساند.
از اين رو، در كل فهم وضعيت مداحي ها سنتي و مدرن از جنبه هاي ذيل ضرورت دارد:
- فهم جايگاه مداحي ها، به مثابه نظام فرهنگي و پديده اجتماعي در دينداري مردم؛
- فهم آن به مثابه يكي از آيين هاي ديني مهم و مؤثر در حيات دينداران؛
- فهم تحولات در مداحي ها به عنوان يك تغيير و تحول مذهبي در جامعه فعلي ايران؛
ـ فهم عوامل مؤثر در اين تحول.
اين پژوهش با بررسي يكي از مؤثرترين آيين و فعاليت هاي مذهبي و مردمي در جامعه، اهداف زير را دنبال مي كند:
- بررسي و گونه شناسي مداحي ها؛
- بررسي چگونگي صورت بندي و انعكاس ابعاد مختلف دينداري در مداحي هاي سنتي و مدرن؛
- بررسي محتواي مداحي ها از لحاظ چگونگي تعريف و ترويج امر مقدس؛
- بررسي و مقايسه مداحي هاي سنتي و مدرن از لحاظ ميزان هيجان آفريني، سبك اجرا، ادبيات و شناخت تشابهات و افتراق ها؛
- تبيين تحولات ايجاد شده در مداحي ها با تكيه بر علل اجتماعي مرتبط با آن.
در قلمرو كارهاي اجتماعي و فرهنگي در خصوص آيين هاي عزاداري، مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
- ابراهيم الحيدري، جامعه شناس عراقي در كتابش با عنوان تراجيديا كربلا: سوسيولوجيا الخطاب الشيعي (١٤٢٣ هـ.ق) به بررسي جامعه شناختي گفتمان شيعي در عراق، به ويژه از منظر مناسك عزاداري پرداخته است. از نظر وي مناسك مذهبي و به خصوص مناسك عزاداري به مثابه يك گفتمان ديني، بخش تفكيك ناپذيري از تشخص و هويت اجتماعي شيعيان عراق را تشكيل مي دهد. وي در بخشي از كار خود از دلايل سياسي- معيشتي زندگي شيعيان عراق و تأثير آن بر رويكرد و گرايش آنها به مراسم عزاداري بحث مي كند. وي همچنين در فصل پنجم كتاب خود، به گفتمان تشيع در باب حادثة كربلا و دريافت آنها از اين حادثه مي پردازد و به اهميت رنج و اندوه و پيوند آن با نجات نهايي، شهادت و حقيقت براي توليد معنا در دينداران اشاره مي كند.
- مسعود كوثري(۱۳۸۵)، در مقاله خود با عنوان مداحي و موسيقي پاپ ديني در ايران» اشاره دارد كه رواج موسيقي پاپ در سومين دهه انقلاب، تنها در حوزه موسيقي ديده نمي شود، بلكه گسترش استفاده از اين موسيقي در مراسم مداحي مذهبي هم به چشم ميخورد. كوثري معتقد است: گسترش موسيقي پاپ ديني، بيش از هر چيز نشان پيروزي مداحي به عنوان شكلي مردمپسند از عزاداري در دوران پس از انقلاب است. مداحان، كه در سبكهاي سنتي، در كنار روحانيان نقش ثانويه را در عزاداري ايفا ميكردند، پس از انقلاب به دليل نياز به ايجاد هيجان و شور لازم براي رزمندگان، شكلي مستقل از روضه و عزاداري يافتند و كاركرد مستقل پيداكردند. اين روند حتي پس از جنگ نيز ادامه يافت، به طوري كه مداحان به گروه مستقلي، كه شأن اجتماعي جديدي پيدا كرده بودند، تبديل شدند. اين گروه، در محتوا و شيوههاي اجراي مداحي، هر چه بيشتر از اشكال مردمپسند موسيقي و اجرا استفاده كردند. اين موضوع، خود مبنايي براي شكلگيري موسيقي پاپ ديني و مجوزي براي ترويج آن در دهه سوم انقلاب بود.
- جبار رحماني(۱۳۸۵)، در پايانامه خود با موضوع مناسك عزاداري و گفتمان كربلا در دين ورزي اقشار فرودست شهري با روش كيفي مشاهدة مشاركتي، به بررسي هيأت ها سبك جديد در مداحي و عزاداري پرداخته است. مبناي تئوريك اين تحقيق، نظريات دوركيم و كليفورد گيرتز بوده است. در نتايج اين تحقيق آمده است كه گفتمان كربلا در صورت بندي سبك جديد آن، وجه عرفاني، شورانگيز و ارجاع به درون را اصل قرار داده و تمام نمادها در بستري از اين توليد و تفسير مي شوند. هر رفتار، كلام، نحوة مداحي، و محتواي مداحي كه جديد و بديع بود، بواسطه سازوكارهاي دروني اين گفتمان معنادار شده و براي آن توجيهي ديني و مقدس فراهم مي شود. از نظر وي، گفتمان كربلا در سبك جديد آن، بيش از همه در بين جوانان رواج دارد و از قرائت ديني آن ـ هم از لحاظ محتوايي و هم از لحاظ موسيقيايي ـ فاصله گرفته و محتواي آن به سمت پاپ شدن مي رود. رحماني نتيجه مي گيرد كه ورود آهنگ و رقص در اين گفتمان و گرايش گسترده مداحان سبك جديد به تقليد از موسيقي پاپ داخلي و خارجي و رسانه اي شدن آنها، سبب شده كه به نوعي صنعت فرهنگ در اين گفتمان شكل گيرد. توليد گسترده و متنوع مداحي ها، هم در محتوا و هم در موسيقي و كالايي شدن اين توليدات، به همراه گرايش گسترده جامعه به مصرف انبوه اين سبك جديد، بازار بزرگي را ايجاد كرده است.
- محسن حسام مظاهري(۱۳۸۷)، نتايج تحقيقات خود را در موضوع «مجالس و آيين ها و رسوم عزاداري» در كتابي با نام رسانه شيعه به چاپ رسانده است. وي ابتدا به بررسي و تحليل تاريخ پيدايش و تكوين آيين ها و مجالس عزاداري مي پردازد. فرضيه بنيادين اين كتاب، رابطة عزاداري و تغيير و تحولات آن با وضعيت سياسي، فرهنگي و اجتماعي هر عصر است. از اين رو، در بخشي به تفصيل در باب بسترهاي اجتماعي و فرهنگي، كه در هر عصر سبب ظهور يك آيين يا صورت جديد در عزاداري عاشورا شده، سخن گفته شده است.
وي همچنين گونه هاي هيأت ها را بررسي كرده و در انتها، يك مدل تلفيقي و چند بُعدي را به عنوان «مدل ساختي ـ كاركردي» پيشنهاد كرده است. بر اساس اين مدل، هيأت هاي مذهبي معاصر را مي توان در سه دستة «سنتي»، «انقلابي» و «عامه پسند» و به علاوه، يك گونة فرعي «شبه هيأت ها» گنجاند.
وي نتيجه مي گيرد كه عزاداري جزو مقولة دينداري مي باشد كه يكي از آيين هاي دين داران است و نه مناسك ديني. اين آيين ها، كه توسط امامان شيعه پايه ريزي شده است، پس از چندي با فرهنگ ايراني آميخته و شد. اما در ادامه صورت ديگري يافت، كه به كلي با نمونة اوليه آن تفاوت داشت؛ صورتي كه توسط خود دين داران و به تناسب فرهنگ و باورهاي آنان و نيز قرائتي كه در هر عصر از قيام امام حسين (ع) داشتند، تعريف شده است.
- مهري بهار و نسيم كاهيرده(۱۳۸۹)، درمقاله اي با عنوان «نگاهي به مداحي رسانه اي به مثابه رويكردي جديد در تبليغ ديني» معتقدند: مداحان عناصر اصلي گرداننده مناسك عزاداري هستند كه الگوهاي جديدي از نمايش گردهمايي هاي مذهبي را در قالب هاي نو و جذاب هنري به مخاطب عرضه مي كنند. از اين رو، وي در تحقيق خود ويژگي هاي متون مورد استفاده اين مداحان را با استفاده از تكنيك تحليل محتوا مورد بررسي قرار داده اند. آنها با بهره مندي از ديدگاه دوركيم، با روش كيفي به دنبال سنجش تفسيرها براساس مقولات برآمده از نظريه بوده اند. اين دو معتقدند: داده هاي به دست آمده از نمونه ها نشان مي دهد كه هر يك از اين مداحان، سبك، شعر، تكيه كلام و حتي موسيقي خاص خود را ارائه مي كنند. اين مداحان، علاوه بر داشتن صداي خوب، موسيقي جذابي را در نوحه ها به كار مي برند. اشعار مورد استفاده اين مداحان بيشتر در قالب تصنيف، ترانه و نزديك به ادبيات عاميانه است. اين مداحان از متوني استفاده ميكنند كه تا حدود زيادي بيانگر عاطفه و احساس مذهبي است و كمتر ناظر به بيان مسائل اخلاقي و مباحث جدّي فكري و اعتقادي است. در نتيجه، موجب اشاعة دينداري متناسب با آن در جامعه دينداران خواهد شد.
چارچوب نظريدر اين تحقيق، در راستاي بررسي و مقايسه دو نوع مداحي و تغييرات ايجاد شده در مداحي ها، به عنوان يك پديده اجتماعي و شكل گيري نوع جديد آن، از چارچوب نظري تركيبي استفاده شده است. به نحوي كه نظريات اميل دوركيم(تغييرات مناسك در پي شرايط اجتماعي)، گليفورد گيرتز(دين به مثابه نظام فرهنگي) پيتر برگر، دين به مثابة سايبان (سنتي) و دين خصوصي (مدرن)، گابريل بارـ هايم (تغيير مناسك ديني و نمايش محور شدن آن در عصر كنوني)، مورد استفاده قرار گرفته اند. اما با توجه به اينكه تحليل محتواي كمي مداحي ها، به عنوان يك پديده اجتماعي مورد توجه بوده است، نظريه محوري در اين مقاله، نظريه دوركيم مي باشد.
دوركيم با انتشار كتاب صور بنياني حيات ديني در ١٩١٢م، با نگاهي پوزيتيويستي، دين را به مثابه يك امر اجتماعي و در رابطه با گروه اجتماعي مورد تحليل و تبيين قرار مي دهد.٤ در نگاه دوركيم اعتقادات، اعمال شعائري آفريده تفكر جمعي اند و به هنگام هيجان جمعي ايجاد مي شوند. در واقع، آنها در جامعه تعيين مي شوند و ساختارهاي اجتماعي را كه در درون آنها رشد مي كنند منعكس مي كنند. دوركيم دين را طريقة خاص بيان واقعيات اجتماعي مي داند؛ يعني از يك سو، دين راهي براي درك واقعيت اجتماعي و از سوي ديگر، راهي براي نمادي كردن و نمايش دادن روابط اجتماعي است. دوركيم دين را به دو دسته عناصر بنيادي باورها و مناسك يا اعمال تقسيم مي كند. وي مناسك را عامل انسجام اجتماعي و احيا كننده باورهاي ديني مي داند. معتقد است كه مناسك هر چند از باورها سرچشمه مي گيرد، اما به نوبه خود بر آنها مؤثر است.٥
وي معتقد است: نقش و جايگاه مناسك در نهايت وابسته به «زير و بم آهنگ حيات اجتماعي» و شرايط زندگي جمعي مومنان مي باشد. از اين رو، از موقعيت مناسك در ميان مردم هم مي توان به نظام مذهبي آنها و هم به هدف اولويت مند براي آنها از خلال مذهب پي برد. حتي تأثير مناسك و دريافت از آن نيز به اين آهنگ اجتماعي وابسته است. وي مهم ترين مناسك مذهبي براي يك جامعه را لزوماً در كل تاريخ حيات مذهبي مؤمنان ثابت نمي داند، و بلكه معتقد است كه آنها متغيراند. مهم ترين مناسك آنهايي هستند كه طي آن، اجتماع «احساس حادتري ازخويشتن» به دست آورد.٦
دوركيم رابطة متقابل ميان مذهب و مناسك با جامعه را در نظر دارد. از نظر وي مناسك در تغييرات هم نقش دارند. وي علي رغم تأكيدي كه بر وجه مثبت كاركرد مناسك دارد، در مواردي هم از اهميت مناسك در هنجارشكني و شكستن قواعد صحبت مي كند.٧ دوركيم در زمينه تغيير مناسك، به تفريحات سرگرم كننده، معتقد است كه مناسك نمايشي و تفريحات جمعي به اندازه اي به هم نزديك اند كه گذار از يك نوع به نوع ديگر، بي آنكه پيوستگي از بين برود، امكان پذير است. وي مي گويد: به موازات سست شدن پيوندهايي كه رويدادها و اشخاص نمايش داده شده را به تاريخ قبيله ربط مي دهد، همه اينها چهره اي غيرواقعي تر مي گيرند و مراسم مربوط به آنها سرشت شان تغيير مي كند. بدين سان، جماعت كلان به تدريج در حوزه خيال آفريني محض وارد مي شود و از مناسك نمايشي، به تفريح هاي جمعي، كه فقط براي سرگرمي مردم صورت مي گيرند و هيچگونه عنصر ديني در آنها نيست و هركسي بدون تفاوت مي تواند در آنها شركت جويد، روي مي آورند.٨
نظريه ديگري كه در زمينه مناسك اجتماعي در اين تحقيق استفاده شده است، نظريه گيرتز است؛ چرا كه گيرتز دين را به مثابه يك نظام فرهنگي دانسته و معتقد است كه «دين ، مجموعه اي از ايده ها و باورهاي معطوف به خدايان و امور واقعي (جهان بيني) و مجموعه اي از ارزش ها، نگرش ها، عواطف و رفتارها است».٩ وي در مطالعات خود اهميت ويژه اي به مناسك قائل است و مكانيسم ايجادكنندة ايمان را مناسك مي داند.١٠ وي رابطة دين با جامعه را رابطه يك سويه و منفعلانه نمي داند. و معتقد است كه دين فعالانه وارد ميدان مي شود و نه تنها نظم اجتماعي را تفسير و تحليل مي كند، بلكه آن را ايجاد كرده و بدان شكل و ماهيت مي بخشند. در نهايت، در نگاه گيرتز آگاهي معنوي مردم در مراسم و آيين هاي ديني شكل مي گيرد.
گيرتز در راستاي تغيير و دگرگوني مناسك ديني بر اين باور است كه تغيير و دگرگوني مناسك ديني در ازاي رابطه متقابل مناسك و فرهنگ رخ مي دهد، به نحوي كه بين فرهنگ و كنش كنشگران، تعامل پايدار و مستمري وجود دارد. همان طور كه نظام فرهنگي، كنش ها را مي سازد يا بدانها شكل و جهت مي دهد، كنش ها نيز در شكل گيري، تغيير و جهت دهي و تداوم نظام فرهنگي نقش تعيين كننده اي دارند. وي در زمينه مطالعه مقايسه اي دين، معتقد است كه مشكل اصلي تعريف دين نيست، بلكه يافتن آن است؛ يعني مسئله اين است كه معلوم شود چه نوع عقايد و اعمالي، چه نوع ايماني را تحت چه شرايطي پشتيباني مي كنند. براي اين كار، فقط توضيح و تفسير باورها، عقائد، اعمال يا نهادها كافي نيست، بلكه بايستي مشخص شود چگونه و به چه وسيله اي باورها، اعمال و نهادهاي خاص باقي مانده و ادامه حيات مي دهند و يا حتي مانع ايمان هاي ديني شده اند.١١
نظريه ديگري كه در اين تحقيق استفاده شده، نظريه پيتر برگر در خصوص دين به مثابة سايبان (سنتي) و دين خصوصي (مدرن) بوده است. برگر از جمله جامعه شناسان بانفوذي است كه معتقد است: انسان ها در طي قرون كوشيده اند از طريق دين وجود خود و جهان را معنادار سازند. به زعم برگر، در هرجامعه اي لازم است فرآيندهايي وجود داشته باشد كه بتوان به معاني، كه قبلاً درون نهادهاي مختلف جامعه به وجود آمده اند، در نظمي وسيع تر وحدت بخشند و آن معاني را يگانه كنند.١٢ برگر و لاكمن اين فرآيند را «توجيه گري» مي نامند.١٣
در جوامع سنتي، دين اين كاركرد را برعهده داشت؛ يعني دين سايباني از نمادها را به منظور يكپارچه كردن بخش هاي مختلف جامعه و تجربيات مختلف افراد گسترانده بود. اما با تقسيم كار گسترده و تخصصي شدن امور و به وجود آمدن نهادها و ساختارهاي اجتماعي جديد، بخش هاي مختلف جامعه و به تبع آن، تجربيات گوناگون افراد، تحت اداره نظام هاي معنايي متفاوت و گاه متضادي در مي آيند و دين از جاي دادن اين نظام هاي معنايي در درون كليت نمادين فراگير، كه خود ساخته و پرداخته كرده، باز مي ماند.
برگر در زمينه تفاوت هاي دينداري در جامعة سنتي و جامعة مدرن، با يك چرخش پارادايمي از جامعة سنتي (دين به مثابۀ سايبان) به جامعة مدرن (دين خصوصي)، مي گويد: به سبب كثرت زيست جهان ها، تقسيم كار و مدرن شدن عرصه هاي زندگي و حوزه هاي آگاهي بشر در جامعة مدرن، وظيفة قديمي دين مورد تهديد قرار گرفته است.١٤
در جهان مدرن رفته رفته بخش هاي مختلف جامعه و به تبع آن، تجربيات گوناگون افراد، تحت ادارة «نظام هاي معنايي» متفاوت و بعضاً متضادي درمي آيند. در نتيجه، فرد با دنيايي مواجه مي شود كه در آن، نمادها و تعاريف ديني دگرگون و حتي گاهي انكار شده اند. اولين پيامد اين وضعيت متكثر، خصوصي شدن دين است. فرد با آگاهي از عدم اقبال ديگران به عقايد و باورهايش درمي يابد كه نبايد آنها را در عرصة عمومي بروز دهد. با افزايش اين روند، دين گام به گام از عرصة عمومي جامعه رخت برمي بندد و ديگر با نمادها و تعاريف ديني از واقعيت سخني گفته نمي شود. اين روند به «كاهش نفوذ دين» در جامعه منجر مي شود. در نهايت، دين تسلط خود را بر جامعه از دست مي دهد و «عرصۀ عمومي» تحت سيطرۀ عقايد و ايدئولوژي هاي مدني اي درمي آيد كه يا فاقد محتواي ديني هستند و يا اشاره اي مبهم به دين دارند. با ورود عنصر «ترجيح» و «انتخاب» در حوزۀ دين، در عرصۀ عمومي جامعه، تفاسير مختلفي از دين ظهور مي يابند و «بازار دين» رونق مي گيرد و در سطح آگاهي ذهني افراد، «سبك هاي دينداري» پديد مي آيد.١٥
ديدگاه ديگري كه در اين تحقيق، در راستاي بررسي تغيير مداحي از سنتي به مدرن مورد استفاده بوده است، نظريه گابريل بارـ هايم، در خصوص تغيير مناسك ديني و نمايش محور شدن آن مي باشد. وي در مقاله خود با عنوان «فروپاشي و زوال امرقدسي، نابهنجاري و بحران در مناسك»؛ رسانه اي شدن روابط اجتماعي و ظهور ابزارهاي نمايش دهنده را از عوامل اصلي بحران آيين و مناسك در دنياي معاصر مي داند.
در نگاه بار-هايم، هنگامي كه زندگي اجتماعي به صورت عادي تداوم پيدا مي كند، مناسك به طور ظاهري و سطحي تلاش براي حفظ اعتقاد به قدرت جمعي محسوب شوند. اما زماني كه زندگي اجتماعي با نااميدي مواجه مي شود، مناسك فرصت مي يابد كه هم به ابزار و هم به فرصتي براي احياي اعتماد به گروه و در نتيجه، احياي آرمان هاي اجتماعي تبديل شود. در چنين شرايطي، مناسك به صورت معناداري براي برانگيختن آن لحظات مشترك قدرت، شكوه و جلال گروهي تحت فشار قرار مي گيرد و با چنين كاري، همانند سازوكاري براي تجديد ايمان به استحكام و پايداري گروه منجر مي شود. در اين حالت، مناسك به منزله رويدادي نمايشي تلقي مي شود.١٦
بار-هايم معتقداست: مناسك با از دست دادن قدرت خود در الهام بخشي افراد و در نتيجه، بازتوليد انرژي اجتماعي و بسيج توده ها، وسيعاً نمايش محور مي شوند و بركاركردهاي هنري و فعاليت هاي نمايشي تأكيد مي ورزند. به عبارت ديگر، عناصر هنري از حالت حاشيه اي به كانون تأكيد مناسك تبديل مي شوند.١٧
عزاداري و مداحي به مثابه يك آيين دينيمداحي سنتي و مداحي عامه پسند١٨(مدرن)
توجه به امور حاشيهاي در مراسم امروز عزاداري (مثل توجه به فرم و صورت)، در مقايسه با گذشته، كه بيشتر به متن و محتواي نوحهها توجه مي شد، مداحي جديد را از مداحي سنتي متفاوت ساخته است. از اين رو، ما با دو نوع مداحي سنتي و مدرن روبه رو هستيم. تقسيم بندي مداحي به سنتي و مدرن در تحقيق حاضر، بر مبناي نوع متن و محتوا، سبك١٩ و نحوه اجرا، موسيقي، آهنگ، لحن و مضمون بندي مي باشد. به نحوي كه در مداحي هاي سنتي، موارد ذكر شده از يك قاعده خاص تبعيت مي كند، اما در مداحي هاي مدرن يك نوآوري در سبك و محتوا ايجاد شده است.
عوامل مؤثر برشكل گيري مداحي سبك جديدمداحي نيز مانند ديگر پديده هاي اجتماعي و فرهنگي در ايران، متأثر از شرايط ايجاد شده دچار تغييرات بنيادي شده است. انقلاب اسلامي، جنگ تحميلي، جريان هاي اجتماعي و فرهنگي داخلي، حضور ديني مردم، برنامه هاي فرهنگي دولت و توجه به مراسم ديني و فراگيري برنامه هاي مذهبي به واسطة رسانه و جواني جامعه، شرايط بين المللي و ... همه موجب ايجاد اين تغييرات شده اند. شرايط پس از انقلاب اسلامي تا پايان جنگ و ادامه آن، تحولات به خصوص در دوره اصلاحات، فضاي خاصي را براي تغيير نوحه ها به نوحه هاي حماسي و سياسي و به شكل جديد آن فراهم آورد. شرايط فرهنگي اجتماعي جديد، علايق، توجه به هيجان و شور در مراسم، به جاي تعمق و تفكر در پيام مراسم، كه توجه به حاشيه تا متن دين را در پي داشت، و سلايق نسل جديد و رسانه اي شدن مراسم عزاداري تا اندازه زيادي شكل گرفت.
همچنين ورود تكنولوژي هاي جديد رسانه اي از قبيل راديو، تلويزيون، ماهواره، ويدئو و فيلم اين رسانه ها به شدت افكار عمومي را به خود جلب نمود. به عنوان نمونه، برنامههاي توليد شده تلويزيوني از مراسم بر سهم خواننده، مداح، متن و آهنگ، لحن و شيوة اجراي مراسم جديد، به طور ناخواسته اثر ميگذارد. از سوي ديگر، ورود رسانهها در ميان مردم در حين اجراي مراسم سوگواري، موجب شكلگيري نظم جديد و نورپردازي و استفاده از وسايل جديد ميشود.٢٠ توليدكنندگان ابژهها از عوامل ديگر تأثيرگذاري در اين عرصه بوده اند به نحوي كه ابزار و وسايل مورد استفاده در مراسم عزاداري را افراد و گروه هايي با سليقههاي گوناگون توليد ميكنند. در گذشته، ابزار و آلات مورد استفاده در مراسم عزاداري با دست توليد ميشد. اما امروزه با توسعه نظام توليد كارخانهاي، اكثر وسايل عزاداري به طور انبوه توليد ميشود. اين روند ناگزير، خواه ناخواه در تغيير ابژههاي عزاداري تأثير مي گذارد و لاجرم بر بُعد هنري و زيباشناسانهي ابژهها، كه متكي بر بازتوليد مكانيكي هستند ميافزايد.٢١
مدل تحليلي
در اين تحقيق از ابزار پرسش نامه معكوس استفاده شده است. از آنجايي كه كليپ هاي مداحي به عنوان واحد تحليل مورد توجه بوده است، پرسشنامه اي تدوين شد تا از طريق آن، اطلاعات موجود در كليپ ها به طور دقيق كدگذاري، استخراج و دسته بندي و تحليل گردند. در اين زمينه، پس از استخراج فرضيه ها و متغيرهاي قابل اندازه گيري، پرسش نامه اي ۳۴ سؤالي تدوين شده كه حاوي مباحث مختلفي همچون محتوا، سبك، ميزان هيجان انگيزي، ادبيات شعري و... بودند، اجرا گرديد.
جامعه آماري و حجم نمونهاز آنجايي كه عنوان اين تحقيق «تحليل محتواي مداحي هاي مذهبي مردم پسند» در يك دهه اخير مي باشد، گلچيني از مداحي هاي ده سال اخير(از سال ۸۱ تا۹۰) مداحان معروف و تأثيرگذار، كه محصولات آنها به صورت گسترده توليد و پخش مي شوند، به عنوان جامعه آماري انتخاب گرديد.
در مجموع ۱۰۰ كليپ از ۱۳ مداح به عنوان نمونه انتخاب گرديد، يعني ۵۰ كليپ از ۵ مداح سنتي و ۵۰ كليپ از ۸ مداح مدرن.
روش و تكنيك تحقيقروش مورد استفاده در اين پژوهش، به دليل وجود منابع دست اول و حساسيت بالاي كار مطالعه اسنادي مي باشد. تكنيك تحقيق حاضر، تحليل محتواي٢٢ كمي است. در واقع، تحليل محتواي كمي عبارت است از: آزمون نظام مند و تكرارپذير نمادهاي ارتباطي اي كه طي آن، ارزش هاي عددي بر اساس قوانين معتبر اندازه گيري، به متن نسبت داده مي شود و سپس، با استفاده از روش هاي آماري، روابط بين آن ارزش ها تحليل مي شود.٢٣
شيوه نمونه گيريدر اين تحقيق از نمونه گيري غيراحتمالي با تأكيد بر نمونه گيري مرتبط استفاده شده است. به نحوي كه در ابتدا با مراجعه به چند مركز اصلي پخش مداحي، گلچين محصولات ده سال ۵ مداح (آقايان محمدرضا طاهري، حاج منصور ارضي، سعيد حداديان، سيدمهدي ميرداماد و مهدي سلحشور، به عنوان مداحان سبك سنتي و ۸ مداح ديگر، آقايان سيدجواد ذاكر، حسين سيب سرخي، جواد مقدم، عبدالرضاهلالي، حميد عليمي، اسلام ميرزايي، مهدي مختاري و عيني فر، به عنوان مداحان سبك مدرن تهيه گرديد. سپس، صد كليپ گلچين و پرفروش با مشورت چندين مركز پخش محصولات فرهنگي شهر قم و مراجعه به سايت مداحان براي كسب اطلاع از پرمخاطب ترين مداحي ها، از بين گلچين هاي هر سال هر مداح، يك مداحي كه بيشترين مخاطب و فروش را داشته، انتخاب شده است.
جدول يافته هاي توصيفي تحقيق(مقايسه دو نوع مداحي سنتي مدرن)
|
متغير |
مداحي سنتي |
مداحي مدرن |
|
پوشش مداح در هنگام مداحي |
(۸۰٪)با پيراهن و ۲۰٪كت و شلوار |
(۶۲٪)با تي شرت و ۳۸٪پيراهن |
|
سن مداح(در سال اجراي مداحي) |
(۵۶درصد) در گروه سني ۴۱ سال و بيشتر |
(۷۸درصد) در گروه سني بين ۲۰ تا ۳۰ ساله |
|
محتواي اشعار مداحي (به ترتيب ميزان كاربرد) |
۱. توصيف روابط عاطفي و خانوادگي بين اهل بيت ۲.بيان مصائب و مظلوميت اهل بيت(ع) ۳. هم ذات پنداري و خواندن با زبان حال |
۱. اظهار عشق به معشوق زميني ۲. اظهار ارادت به ارباب و مولا و حرم آنها ۳. سرزنش خود به عنوان موجود گنهكار |
|
ميزان هيجان آفريني |
خيلي زياد |
تا حدي |
|
سبك اجرا |
(۵۶%)سبك واحد |
(۹۴%) سبك شور |
|
توجه به پيوندهاي اجتماعي در اشعار |
(۸۶/۵) توجه دارد |
اغلب توجه ندارد |
|
آگاهي بخشي به مخاطبان |
(۵۴%)سبب آگاهي بخشي به مخاطبان مي شوند و ۴۶% نمي شود |
(۹۸%)عنصر آگاهي بخشي وجود ندارد. |
|
همخواني دو مداح |
(۹۴٪)وجود ندارد |
(۶۲٪)وجود دارد |
|
ميزان هيجان دسته جمعي همخواني هماهنگ حضار با مداح با صداي بلند |
(۶۴%) هيچ وقت وجود ندارد ۳۶% گاهي اوقات |
(۸۴%) اكثر اوقات وجود دارد |
|
ميزان هيجان دسته جمعي حضار (بالا و پايين پريدن هماهنگ حضار) |
اكثر اوقات وجود ندارد |
اكثر اوقات وجود دارد |
|
برهنه شدن حضار درحين سينه زني |
در۶۴% مجالس وجود داشته است |
در(۹۸%) مجالس وجود داشته است |
|
ميزان هيجان آفريني توسط حضار (از طريق گريه يا فرياد بلند) |
در(۵۶%) مجالس وجود نداشته است و در (۴۴%) مجالس گاهي اوقات وجود داشته است |
در(۷۲%) مجالس اكثر اوقات وجود داشته است |
|
هيجان آفريني توسط مداح |
در(۷۲%) مجالس وجود داشته است |
در(۱۰۰%) مجالس وجود داشته است |
|
نحوه هيجان آفريني توسط مداح (زير و برم كردن صدا و فريادكشيدن، با كلمات وحروف، با حركات دست و بدن، خود زني مداح) |
در(۶۷/۴%) اكثر مجالس با به كاربردن كلمات و حرف هاي هيجان برانگيز بوده است |
در(۵۳/۲%)اكثر مجالس با حركات دست و بدن سعي در هيجان آفريني مجلس دارد |
|
هيجان آفريني(با بكاربردن موسيقي تند) |
در(۹۲%) مجالس اين مسئله وجود نداشته است. |
در(۹۰%) مجالس اكثر اوقات وجود داشته است |