سال پنجم، شماره چهارم، پياپي ٢٠، پاييز ١٣٩٣
سعيد مقدم / دانشجوي دکتري دانش اجتماعي مسلمين دانشگاه باقرالعلوم saeid٤٠٩@yahoo.com
دريافت: ١٨/٠٤/١٣٩٣- پذيرش: ١٧/٠٨/١٣٩٣
چکيدهفهم دقيق و درست جريان هاي علمي بدون شناخت زمينه هاي وجودي آنها دشوار است و در مواردي موجب برداشت هاي ناصواب از آنها مي شود. هدف اين پژوهش بررسي روش شناسي بنيادين تکوين جريان سياست نامه نويسي در دورة ميانه است تا با مشخص شدن زمينه هاي معرفتي و غيرمعرفتي آن، بستر فهم درست و نقد اين دانش فراهم آيد. در اين پژوهش با استفاده از روش توصيفي ـ تبييني به اين پرسش ها پاسخ داده ايم: سياست نامه نويسي از چه مباني معرفتي اي بهره مي برد؟ ساختار معرفتي اين دانش از چه مفاهيمي تشکيل شده است؟ روش کاربردي اين دانش کدام است؟ سياست نامه نويسي چه حوزه هاي معرفتي اي را فعال مي سازد؟ اين دانش از چه زمينه هاي وجودي غيرمعرفتي اجتماعي و فردي اي بهره مي برد؟ و در نهايت چه نقدهايي بر اين دانشِ دورة ميانه وارد است؟ سياست نامه نويسي دورة ميانه نه در تداوم انديشة ايرانشهري و نه جزئي از قلمرو فراخ فقه و فلسفة عملي و منضم به آن حوزه، بلکه يک جريان مستقل علمي در عرصة دانش اجتماعي مسلمانان است.
کليد واژه ها: سياست نامه نويسي، دورة ميانه، قدرت، ويژگي هاي حاکم.