نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٤ - اخلاق و عرفان اسلامى

اخلاق و عرفان اسلامى

استاد محمدتقى مصباح

اشاره

درادامه سلسله مباحث اخلاقى استاد مصباح يزدى، در اين شماره نيز شرح بخش ديگرى از وصاياى امام جعفر صادق(عليه السلام) به عبداللّه بن جندب را پى مى گيريم: «و ما ينبغى لاحد ان يطمع ان ينزل بعمل الفجار منازل الابرار. اما انه لو وقعت الواقعة و قامت القيامة و جاءت الطامة و نصب الجبار الموازين لفصل القضاء و برز الخلائق ليوم الحساب ايقنتَ عند ذلك لمن تكون الرفعةُ و الكرامة و بمن تحل الحسرة و الندامة، فاعمل اليوم فى الدنيا بما ترجوا به الفوز في الاخرة»[١]

توجه به دو اصل مبدأ و معاد

نظام ارزشى اسلام، بر اين بينش مبتنى است كه انسان داراى مبدأ و داراى مقصدى مى باشد. در اين مسير، انسان براى تعيين جهت حركت خود، نياز به راهنما دارد. اين راهنما، همان ارزش هايى هستند كه نظام ارزشى اسلام آن را فراروى مسلمانان قرار داده است. از اين رو، ما وقتى مى توانيم نظام ارزشى و اخلاقى اسلام را تبيين كنيم كه از يك سو، به مبدأ و از سوى ديگر به معاد توجه داشته باشيم. مبدأ حركت انسان، از سوى خدا و مقصد نيز به سوى او خواهد بود: «اناللّه و انا اليه راجعون» (بقره: ١٥٦) بنابراين، براى تبيين عقلانى نظريه اخلاقى و ارزشى اسلام، توجه به دو اصل مبدأ و معاد ضرورى است. پس از اين كه انسان از ديدگاه نظرى و معرفتى موفق به درك و پذيرش نظام ارزشى و اخلاقى اسلام شد، بايد به صورت عملى نيز به كسب فضايل و ارزش هاى اخلاقى همت گمارد. براى پيمودن راه در اين مسير نيز توجه به دو اصل مبدأ و معاد كارساز است.

همان گونه كه در قسمت قبل اشاره شد، حضرت امام صادق(عليه السلام)پس از بيان نعمت هاى خدا، كه شامل نعمت هاى پيش از تولد انسان، دوران حيات وى و عالم پس از مرگ مى شود، به اين مطلب اشاره مى فرمايند كه اگر براى برخوردارى از نعمت هاى پيش از آفرينش و نيز نعمت هايى كه براى ادامه حيات و تكامل انسان لازم است، شرطى گذاشته نشده است، اما رسيدن به نعمت هاى ابدى مشروط به انتخاب صحيح مسير و اطاعت بى چون و چراى خداوند از سوى انسان است. وقتى انسان به نعمت هايى كه خداوند در اختيارش قرار داده است خوب بينديشيد، در مقام خضوع و اطاعت او برمى آيد; يعنى توجه به مبدأ آفرينش، انگيزه اى براى انسان خواهد بود كه ارزش هاى اخلاقى و معنوى را در خود عينيت و تحقق بخشد. عامل ديگرى كه موجب انگيزه انسان براى انجام دستورات الهى و تكاليف دينى مى شود، توجه به معاد و زندگى پس از مرگ است; يعنى اگر در اين دنيا انسان خدا را اطاعت كند، در آن دنيا به نعمت هاى ابدى دست خواهد يافت.

حضرت امام صادق(عليه السلام) با اشاره به نعمت هايى كه خداوند در اختيار بندگان خود قرار داده است، از يك سو، توجه انسان ها را به مبدأ آفرينش جلب مى كنند و از سوى ديگر، آنان را متوجه حيات ابدى و عالم معاد مى نمايند. آفت و آسيبى كه ممكن است در اين جا دامنگير انسان شود اين است كه فكر مى كند. همان طور كه نعمت هاى دنيايى ـ چه پيش از آفرينش و چه در دوران حيات ـ را به آسانى به دست آورده است، مى تواند بدون تلاش و زحمت نعمت هاى ابدى را هم تصاحب كند. چنين پندارى وسوسه شيطان است كه انسان را از فعاليت و تلاش بازمى دارد. از اين رو، حضرت هشدار مى دهند كه مبادا تصور كنيد بدون اطاعت خدا مى توان به نعمت هاى ابدى دست يافت. رسيدن به نعمت هاى ابدى، كه قابل وصف نيستند، از هر راهى امكان پذير نيست، بلكه بايد راه درستى را كه خداوند در قالب دستورات خود، براى ما معين و مقرر فرموده است انتخاب نماييم تا به سرمنزل مقصود برسيم. سزاوار نيست كسى با انجام رفتارى كه مخصوص اهل فسق و فجور است، انتظار داشته باشد به مقاماتى كه اولياى خدا از آن برخوردارند، برسد: «وما ينبغى لاحد ان يطمع ان ينزل بعمل الفجار منازل الابرار»

حضرت در ادامه، بر اين مطلب تأكيد مىورزند كه هر قدر درباره عظمت روز قيامت و نعمت هاى ابدى سخن گفته شود، باز هم عده اى آن را سرسرى مى گيرند و همچنان به فكر خوش گذرانى در اين دنيا هستند. حال آن كه، سعادت حقيقى در آن عالم ابدى است. تأكيد انبيا(عليهم السلام)و نيز قرآن كريم، كه بيش از يك سوم آيات آن درباره عالم آخرت مى باشد، همگى بر اهميت اين مطلب دلالت دارند. حضرت مى فرمايند: آگاه باشيد! هنگامى كه آن حادثه عظيم واقع شد و عالم قيامت برپا گرديد و خدا ميزان هايى براى سنجش اعمال انسان ها قرار داد، آن جاست كه يقين خواهيد كرد كه سربلندى و كرامت از آن كيست و حسرت و ندامت نصيب چه كسانى مى شود: «اما انه لو وقعت الواقعة و قامت القيامة و جاءت الطامة و نصب الجبار الموازين لفصل القضاء و برز الخلائق ليوم الحساب ايقنت عند ذلك لمن تكون الرفعه و الكرامة و بمن تحل الحسرة و الندامة.» خدايى كه همه هستى در دست اوست، قدرت سلطنت خود را در آن عالم ظاهر خواهد كرد و كسى نيست كه بتواند در مقابل عظمت سلطنت او عرض اندام نمايد. همه قدرت ها در مقابل قدرت خداى متعال هيچ و پوچ اند: «لمن الملك اليوم للّه الواحد القهار» (غافر: ١٦); در آن روز سلطنت عالم با خداى قاهر منتقم يكتاست.

انسان در اين دنيا آن طور كه بايد و شايد نمى تواند حقيقت آن عالم را درك كند; زيرا ادراكات ضعيف او كه توأم با شبهات و اوهام و وساوس شيطانى است، مانع از شناخت درست آن جهان مى شود. شايد هنگامى كه آن عالم برپا گردد، انسان حقيقت اين مطلب را دريابد. كسى كه يقين دارد خواه ناخواه به آن عالم سفر خواهد كرد، نبايد روزگار خود را در اين دنيا به غفلت و پيروى از هوا و هوس بگذراند. انسان بايد در اين دنيا به گونه اى رفتار نمايد كه در آن عالم به سعادت و خوشبختى برسد: «فاعمل اليوم فى الدنيا بما ترجوا به الفوز فى الاخرة.»

بنابراين، هم نظام ارزشى و اخلاقى اسلام مبتنى بر دو اصل مبدأ و معاد است و هم ايجاد انگيزه براى پيمودن راه كمال و تحقق بخشيدن به ارزش هاى متعالى، در گرو توجه به اين دو اصل مهم مى باشد. يادآورى اين دو اصل همواره مى تواند عزم ما را در پيمودن راه درست، راهى كه انبياى الهى به ما نمايانده اند، راسخ تر نمايد.

ادامه دارد


  • پىنوشت‌ها

    [١]ـ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٧٨، ص ٢٨٥، روايت ١، باب ٢٤