نشریه معرفت
(١)
سرمقاله
١ ص
(٢)
پرتوى از كلام رهبرى
٢ ص
(٣)
معرفى و نقد كتاب معرفت شناسى دينى محمد فنائى اشكورى، تهران انتشارات برگ، 1374
٣ ص
(٤)
اخـلاق در قـرآن
٤ ص
(٥)
ميزگرد زبان دين
٥ ص
(٦)
ارزيابى معرفت انسان نسبت به خداى متعالاز ديدگاه اسلام
٦ ص
(٧)
مرورى بر كاربرد نظريه هاى معرفت شناختى در فلسفه دين عقلانيت دين
٧ ص
(٨)
گفتار دينى*
٨ ص
(٩)
معنى و توجيه نمادهاى دينى*
٩ ص
(١٠)
دين و زبان تمثيلى توجيه ساختار زبان شناختى گزاره هاى دينى
١٠ ص
(١١)
مَجازهاى تَحويل ناپذير در الهيات
١١ ص
(١٢)
كاركردگرايى و زبان الهيات
١٢ ص
(١٣)
انالوژى ديدگاه توماس آكويناس در باره معانى اوصاف الهى
١٣ ص
(١٤)
مكاشفه و تجربه دينى بررسى رابطه مكاشفه در عرفان اسلامي و تـجربه دينى در عرفان و فلسفه غـربى
١٤ ص
(١٥)
ناكامى زبان در توصيف كاميابى عارف
١٥ ص
نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٢ - پرتوى از كلام رهبرى
پرتوى از كلام رهبرى
مى گفتند اديان افيون جامعه است. منظورشان هم اين بود كه اديان آمده
اند، اديان را اين قلدرها و سرمايه دارها و سلاطين و رؤسا درست كرده اند
براى اينكه مردم را خوابشان كنند مثل افيونى كه به مردم مى دهند تخدير
كنند، تا اينكه آنها هم مال مردم را بخورند و اينها در خواب باشند. اديان
را اينطور نمايش مى دادند. (صحيفه نور، ج ٩، ص ١٩)
دين، دشمن دانش و تمدن، و يا اساساً چيزى در برابر اينها نيست،
بلكه فقط چهارچوبى است كه دانش و تمدن بايد در داخل آن قرار گيرند و محورى
كه بايد بر گرد آن دور زنند، خلاصه برنامه اى كه بايد از آن پيروى كنند.
(آينده در قلمرو اسلام، انتشارات هجرت، ١٣٤٥، ص ٢٠٧)
نمى توان در ميان اديان آسمانى، دينى را نشان داد كه تنها به يك
عقيده درونى اكتفا كرده و به امور زندگى مردم عنايتى نداشته باشد، يا فقط
يك سلسله عبادات و تشريفات به مردم آموخته و آنها را باداى آن مكلف نموده
باشد و يا از همه ى شعبه هاى گوناگون مسائل اجتماعى چشم پوشيده باشد و
صرفاً در مسائل فردى و «احوال شخصى» داراى حكم و دستور باشد و آن موضوعات
حياتى و مهم را در عهده مكتب هاى ديگر و مسلك هاى بشرى قرار داده باشد.
(همان، ص ٤٤)
راستى چگونه ممكن است دين (با حفظ معناى اين كلمه) فقط در عالم
تصور و فكر جاى داشته از خلوت دل مردم قدمى فراتر نگذارد، يا اگر هم قدم
در دنياى خارج مى نهند، فقط در لباس عبادات و تشريفاتى خاص جلوه گر شده و
بجز در محوطه محراب و مسجد، آشكار نگردد و يا دست آخر فقط در زندگى شخصى و
مخصوص افراد دخالت كند ولى ديگر دربرابر نيروهاى عظيم انسانى و پيش
آمدهاى روزمره اجتماعات، هيچگونه نظرى نداشته باشد، نقش رهبرى اجتماع را
بعهده نگيرد، قافله بشريت را قدم بقدم بسوى كمال راهنمايى ننمايد و خلاصه
الهام بخش فكر و عقيده و مرام و اخلاق نبوده قدرت هاى معنوى و مادى را در
اختيار نگيرد؟ چگونه ممكن است دين الهى فقط بكار آخرت بپردازد و اداره
كارهاى اين جهان را به طرحها و برنامه هاى بشرى واگذار كند؟ (همان، ص ٤٥)
«دين» نمى تواند از «دنيا» جدا باشد و برنامه الهى نمى تواند در
مفاهيم ذهنى و دستورات اخلاقى و تشريفات و تظاهرات مذهبى منحصر گردد و دست
آخر، اداره ى قسمت ناچيزى از زندگى بشر يعنى قسمت «مقررات فردى» را بعهده
گيرد. (همان، ص ٦٤)
امام خمينى(قدس سره) :
آية الله خامنه اى: