نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٢ - پرتوى از كلام رهبرى

پرتوى از كلام رهبرى


امام خمينى(قدس سره) :

  • مى گفتند اديان افيون جامعه است. منظورشان هم اين بود كه اديان آمده اند، اديان را اين قلدرها و سرمايه دارها و سلاطين و رؤسا درست كرده اند براى اينكه مردم را خوابشان كنند مثل افيونى كه به مردم مى دهند تخدير كنند، تا اينكه آنها هم مال مردم را بخورند و اينها در خواب باشند. اديان را اينطور نمايش مى دادند. (صحيفه نور، ج ٩، ص ١٩)


    آية الله خامنه اى:

  • دين، دشمن دانش و تمدن، و يا اساساً چيزى در برابر اينها نيست، بلكه فقط چهارچوبى است كه دانش و تمدن بايد در داخل آن قرار گيرند و محورى كه بايد بر گرد آن دور زنند، خلاصه برنامه اى كه بايد از آن پيروى كنند. (آينده در قلمرو اسلام، انتشارات هجرت، ١٣٤٥، ص ٢٠٧)
  • نمى توان در ميان اديان آسمانى، دينى را نشان داد كه تنها به يك عقيده درونى اكتفا كرده و به امور زندگى مردم عنايتى نداشته باشد، يا فقط يك سلسله عبادات و تشريفات به مردم آموخته و آنها را باداى آن مكلف نموده باشد و يا از همه ى شعبه هاى گوناگون مسائل اجتماعى چشم پوشيده باشد و صرفاً در مسائل فردى و «احوال شخصى» داراى حكم و دستور باشد و آن موضوعات حياتى و مهم را در عهده مكتب هاى ديگر و مسلك هاى بشرى قرار داده باشد. (همان، ص ٤٤)
  • راستى چگونه ممكن است دين (با حفظ معناى اين كلمه) فقط در عالم تصور و فكر جاى داشته از خلوت دل مردم قدمى فراتر نگذارد، يا اگر هم قدم در دنياى خارج مى نهند، فقط در لباس عبادات و تشريفاتى خاص جلوه گر شده و بجز در محوطه محراب و مسجد، آشكار نگردد و يا دست آخر فقط در زندگى شخصى و مخصوص افراد دخالت كند ولى ديگر دربرابر نيروهاى عظيم انسانى و پيش آمدهاى روزمره اجتماعات، هيچگونه نظرى نداشته باشد، نقش رهبرى اجتماع را بعهده نگيرد، قافله بشريت را قدم بقدم بسوى كمال راهنمايى ننمايد و خلاصه الهام بخش فكر و عقيده و مرام و اخلاق نبوده قدرت هاى معنوى و مادى را در اختيار نگيرد؟ چگونه ممكن است دين الهى فقط بكار آخرت بپردازد و اداره كارهاى اين جهان را به طرحها و برنامه هاى بشرى واگذار كند؟ (همان، ص ٤٥)
  • «دين» نمى تواند از «دنيا» جدا باشد و برنامه الهى نمى تواند در مفاهيم ذهنى و دستورات اخلاقى و تشريفات و تظاهرات مذهبى منحصر گردد و دست آخر، اداره ى قسمت ناچيزى از زندگى بشر يعنى قسمت «مقررات فردى» را بعهده گيرد. (همان، ص ٦٤)