فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣١٠ - قوانين كيفرى اسلامى و عقلانى بودن آن از ديدگاه استاد مطهرى محمدرضا بندرچی
جلوه نمايد:
الف) ممكن است براى شمارى از پدر و مادرها، مقياس دوستى اين باشد كه هر چه فرزندشان خواست و دوست داشت، در اختيارش قرار دهند و از هرچه بدش آمد، به او ندهند. حالا اگر كودك مريض است و پزشك براى او آمپول و ديگر داروهاى تلخ و بدمزه را تجويز كرده و كودك هيچ يك از اينها را دوست ندارد، مسألهاى نيست. نوعى از دوستى اين است كه پدر و مادر اين داروها را به كودك ندهند، چون ناراحت مىشود!
ب) گونه ديگر از محبت نسبت به فرزند، محبت عقلانى و منطقى است. چون پدر و مادر، بچه خود را دوست دارند، هر چند با ناراحتى و نا آرامى كودك، با همه توان تلاش مىكنند كه داروها را به هنگام به او بخورانند.
پدر و مادرى كه دوستىاش عاقلانه و منطقى است، نمىتواند به خواست فرزند در زمان حال بسنده كند، بلكه بايد آينده او را نيز، در نظر بگيرد.
٣. خانوادهاى داراى چند فرزند است. پدر و مادر، همه آنها را دوست دارند. حال اگر يكى از اينها به حقّ ديگر فرزندان دست درازى كند، آيا مىتوان گفت كه چون پدر و مادر او را دوست دارند، بايد وى را آزاد بگذارند؟ در اين جا دوستى و محبت ديگران هم مطرح است. در اين جا دوستى عقلانى و منطقى اقتضا مىكند كه مصلحت جمع، معيار و مقياس باشد، نه فرد. (٢٢)
نمونههاى فراوانى در جامعه داريم كه مصلحت جمع با مصلحت فرد برخورد مىكند. در اين جا، حتّى مصلحت فرد اين است كه مصلحت او، فداى جمع شود:
[در اين گونه موارد] خود محبت ايجاب مىكند عدم نرمى را. خود محبت ايجاب مىكند خشونت را. خود محبت گاهى ايجاب مىكند حداكثر چيزى را كه طرف براى خودش بدى تلقى مىكند، مثلاً اعدام را از آن جا كه پاى مصلحت جمع در ميان است. (٢٣)
(٢٢) همان، ص٢٢٢ـ٢٢٠.
(٢٣) همان، ص٢٢٢.