فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٢٢ - قوانين كيفرى اسلامى و عقلانى بودن آن از ديدگاه استاد مطهرى محمدرضا بندرچی
افراد فاسد، بدون ترس از كشته شدن دست به كشتار فردى و جمعى مىزنند. افزون بر اين، آيه شريفه اشارت داشت كه قصاص مايه حيات و زندگى است همان گونه كه به خاطر حفظ بدن، عضو فاسد را بايد بُريد و همان گونه كه براى رشد گياهان و يا درختان، علف هرزها و شاخههاى مزاحم را مىبُرند، از بين بردن افراد مزاحم و خطرناك نيز، بهترين وسيله براى رشد و تكامل اجتماع است. كسانى كه كشتن قاتل را نابودى فرد ديگرى از اجتماع مىدانند، ديد فردى دارند و اگر مصلحت جامعه را در نظربگيرند و بدانند كه قصاص چه نقشى در پاسدارى و تربيت ديگر انسانها دارد، در گفتار خود تجديد نظر مىكنند. از بين بردن افراد خونريز در اجتماع، همانند قطع عضو فاسد و قطع و از بين بردن شاخه مزاحم و زيان رسان است كه به حكم عقل بايد آن را قطع كرد و به دور انداخت. تاكنون كسى به قطع عضو فاسد و شاخههاى مزاحم اعتراض نكرده است.
با توجه به آنچه گفته شد، هدف از تشريع «قصاص» حمايت از انسانها و جامعه و جلوگيرى از خون ريزى بيشتر است. در عين حال، قرآن كريم در كنار آيات قصاص به گذشت سفارش كرده است. (٥٠) و براى اين كه عفو، جنبه عملى به خود بگيرد، «ديه» را وضع كرده تا كسانى كه حاضر به عفوِ بدون عوض نيستند، در برابر عفو، ديه و يا خون بهايى بالاتر از آن بر اساس مصالحه دريافت كنند.
يكى ديگر از گناهانى كه امنيّت جامعه را تهديد مىكند و با اين حال، بسترى براى انحطاط اخلاق فردى و اجتماعى به شمار مىآيد، دزدى است. در پارهاى از جامعههاى پيش از اسلام، كيفر اين جرم اعدام بوده، (٥١) ولى اسلام با شرايط ويژهاى دستور به قطع انگشتان دزد داد، تا جامعه از اين گناه مصون بماند:
(٥٠) بقره، آيه١٧٨.
(٥١) بررسى تطبيقى مجازات اعدام، محمد ابراهيم شمس ناترى، دفتر تبليغات اسلامى، قم، ص٢٨-٢١.