فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣١٩ - قوانين كيفرى اسلامى و عقلانى بودن آن از ديدگاه استاد مطهرى محمدرضا بندرچی
پيش از اسلام، عادت عرب جاهلى بر اين بود كه اگر كسى از قبيله آنان كشته مىشد، تا آن جا كه قدرت داشتند از قبيله قاتل مىكشتند. (٤١) خداوند با نازل كردن قانون قصاص: { كُتب عليكم القصاص في القتلى الحرّ بالحرّ... } (٤٢) خط بطلان بر آداب و سنن جاهلى كشيد. اسلام، اصل «قصاص» را پذيرفت، ولى آن را محدود ساخت:
{ ولاتقتلوا النّفس الّتي حرّم اللّه بالحقّ و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلايسرف في القتل انّه كان منصوراً} ؛ (٤٣)
به كشتن انسانى كه خدا خونش را محترم دانسته است دست نيازيد؛ هركس به ستم كشته شود، به طلب كننده خون او قدرتى دادهايم، ولى در انتقام از حدّ نگذرد كه او پيروزمند است.
براساس متون اسلامى، خداوند قصاص را براى جلوگيرى از ريختن خون بى گناهان تشريع كرده است؛ (٤٤) زيرا كسى كه مىداند كه اگر انسان را بكشد خود نيز كشته مىشود، دست به چنين كارى نمىزند.
قرآن كريم، پس از آن كه از حفظ احترام خونها و حكم قصاص و چگونگى بخشش سخن مىگويد، فلسفه تشريع قصاص را چنين ترسيم مىكند:
{ ولكم في القصاص حياةٌ يا أُولي الالباب} ؛ (٤٥)
اى خردمندان، در قصاص حيات و زندگى است.
قانون قصاص، مايه حيات جامعه است؛ زيرا اگر حكم قصاص نبود و انسانهاى بزهكار وسنگدل احساس امنيّت مىكردند، جان هزاران انسان بيگناه به خطر مىافتاد.
(٤١) الميزان، علامه محمد حسين طباطبايى، بيروت، موءسسه اعلمى، ج١، ص٤٣٥-٤٣٤.
(٤٢) بقره، آيه١٧٨.
(٤٣) سوره اسراء، آيه٣٢.
(٤٤) نهج البلاغه، فيض الاسلام، ص١١٩٧، حكمت ٢٤٤.
(٤٥) بقره، آيه١٧٩.