فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٠٩ - قوانين كيفرى اسلامى و عقلانى بودن آن از ديدگاه استاد مطهرى محمدرضا بندرچی
ياد آورى مىشود كه: اين دستور مهم در همه شرايع آسمانى مانند شريعت موسى و عيسى و... يكسان است. سپس استاد پرسش را بدين گونه مطرح مىكند: آيا اين دستور در ديگر شرايع، كلّى و مطلق است، ولى در اسلام اين گونه نيست؟ آيا در اسلام، معنى حديث مزبور اين است كه: براى مردم دوست بدار آنچه را براى خودت دوست مىدارى، مگر براى بعضى از مردم. يا براى مردم دوست بدار آنچه را براى خود دوست مىدارى، مگر در بعضى از امور.
شهيد مطرى در پاسخ به پرسش ياد شده مىگويد:
اسلام با ديگر شرايع آسمانى در اين اصل كلى اختلاف ندارد. اختلاف در تفسير محبت و برابر سازى آن بر موارد و نمونههاى آن است (٢١) كه در عرصههاى گوناگون، چالش هايى را در پى داشته است. بنابراين بايد ديد كه مقصود از محبت و دوستى چيست؟ آيا مقصود، محبت ظاهرى است؟ يعنى كارى كنيم كه طرف مقابل، خوشش بيايد، هر چند براى او در واقع زيان داشته باشد، يا مقصود از محبت، محبت عقلانى و منطقى است يعنى آنچه را كه در واقع خير و سعادت است، همان گونه كه براى خود مىخواهى، براى عموم مردم بخواه.
آن گاه مطهرى براى روشنتر شدن مفهوم ظاهرى و سطحى محبّت از معناى واقعى، به چند نمونه ذيل اشاره مىكند:
١. ممكن است انسان گاه چيزى را براى خودش دوست بدارد كه براى او زيان آور باشد. در مثل كسى كه بيمارى قند دارد، شيرينى براى او زيان دارد، ولى او شيرينى را دوست دارد. آيا درست است كه در اين جا بگوييم چون تو شيرينى را دوست دارى، براى همه مردم دوست بدار، حتى براى كسانى كه بيمارى قند دارند؟ بى گمان چنين تفسيرى از محبت در هيچ يك از شريعتها درست نيست.
٢. پدر و مادر فرزند خود را دوست دارند، اين دوستى دو گونه ممكن است
(٢١) تعليم و تربيت در اسلام، مرتضى مطهرى، ص٢١٩.