آزادى از ديدگاه امام خمينى(ره) - پژوهشکده تحقیقات اسلامی - الصفحة ٢٠
سلب آزادى او و تسليم در برابر ساير انسانهاست. بنابراين انسان بايد عليه اين بندها و زنجيرهاى اسارت و در برابر ديگرانى كه به اسارت دعوت مىكنند قيام كند و خود و جامعه خود را آزاد سازد تا همگى تسليم و بنده خدا باشند و از اين جهت است كه مقررات اجتماعى ما عليه قدرتهاى استبدادى و استعمارى آغاز مىشود و نيز از همين اصل اعتقادى توحيد ما الهام مىگيريم كه همه انسانها در پيشگاه خداوند يكسانند، او خالق همه است و همه مخلوق و بنده او هستند، اصل برابرى انسانها و اين كه تنها امتياز فردى نسبت به فرد ديگر بر معيار و قاعده تقوا و پاكى از انحراف و خطاست.
بنابراين با هر چيزى كه برابرى در جامعه بر هم مىزند و امتيازات پوچ و بىمحتوائى را در جامعه حاكم مىسازد بايد مبارزه كرد. البته اين آغاز مسأله است ميان يك ناحيه محدود از يك اصل و اصول اعتقادى كه براى توضيح و اثبات هر يك از بحثهاى اسلامى دانشمندان در طول تاريخ اسلام كتابها و رسالههاى مفصلى نوشتهاند. «١» ١- اسلام و آزادى ... براى خدا و اسلام داد زديد گفتيد ما اسلام را مىخواهيم، آزادى مىخواهيم، استقلال مىخواهيم. حكومت اسلام، حكومت اسلامى همين آزادى و استقلال را به شما مىدهد منتها شما تشريح كرديد مطلب را والا حكومت اسلامى يعنى آزادى، يعنى استقلال. «٢»