پرتوي از روشنائي - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٨
آنجا پيش خواهد برد كه به چنان وضعى برسد . به همين دليل آنها به آن وضع دچار شدند . يك روز براى مسلمين پيشرفت اسلام و رضاى خدا و تعليم دين و معارف اسلامى و آشنايى با قرآن و معارف آن مطرح بود , دستگاه حكومت و اداره ء كشور دستگاه زهد و تقوى و بى اعتنايى به زخارف دنيا و شهوات شخصى بود , نتيجه ء آنهم حركت عظيمى بود كه مردم به سمت خدا كردند . در چنان وضعيتى كسى مثل على بن ابى طالب ( ع ) خليفه مسلمين و كسى مثل حسين بن على ( ع ) , شخصيت برجسته ميشود . چرا كه معيارها در وجود اينها بيش از ديگران است . وقتى معيار خدا , تقوى , بى اعتنايى به دنيا و مجاهدت در راه خدا باشد كسانى به صحنه عمل ميايند كه اين معيارها را دارند , اينها سر رشته كارها را بدست ميگيرند و جامعه , جامعه ء اسلامى خواهد بود , اما وقتى كه معيارهاى خدايى عوض بشود , هر كسى كه دنيا طلب تر , شهوترانتر , و براى بدست آوردن منافع شخصى زرنگتر و با صدق و راستى بيگانه تر است , سر كار ميايد . آنوقت نتيجه اين ميشود كه امثال عمر بن سعد و شمر و عبيدالله بن زياد ميشوند رؤسا و مثل حسين بن على ( ع ) به مذبح ميرود و در كربلا به شهادت ميرسد . اين يك حساب دو دو تا چهار تاست . كسانى كه دلسوزند نبايد بگذارند معيارهاى الهى در جامعه عوض بشود . اگر معيار تقوى در جامعه عوض بشود معلوم است كه بايد خون يك انسان با تقوايى مثل حسين بن على ( ع ) ريخته بشود . اگر زرنگى و دست و پا دارى در كار دنيا و پشت هم اندازى و دروغگويى و بى اعتنايى به ارزشهاى اسلامى ملاك قرار گرفت , معلوم است كه كسى مثل يزيد بايد در رأس كار قرار بگيرد , و كسى مثل عبيدالله بايد شخص اول كشور عراق بشود . همه كار اسلام اين بود كه اين معيارها را عوض كند . همه