طبيعيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٣٢
مصنّف علوم را طبق سليقه خود بروش شرقى ترتيب داده- و الهيات را بر طبيعيات مقدم داشته است [١]
[١] ارسطو در طريقه تعليم خود متدرجا از محسوس رو بمعقول مىرود، و از مادى و علم طبيعى دروس خود را آغاز ميكند، و سپس بتعليميات (يعنى: علوم رياضى) مىپردازد، و پس از فراغ از آن وارد علم الهى ميشود و- طبيعيات را علم اسفل مىنامد، و رياضيات را علم اوسط،- و الهى را علم اعلى. مصنف نيز همين طريقه را جز در كتاب حاضر در تصنيفات جامع خود: مانند شفا- و نجاة- و غير اين دو رعايت كرده- و فلاسفه ديگر نيز مانند بهمنيار در كتاب التحصيل- و شاگرد او ابو العباس لو كرى در كتاب بيان الحق بضمان الصدق- و ساير فلاسفه كه پس از شيخ مىزيستهاند مانند ابو البركات بغدادى در كتاب المعتبر- و امام فخر رازى در المباحث المشرقيه- و غير هم همان طريقه ارسطو را در ترتيب علوم پيروى كردهاند.
و از اينجا معلوم ميشود- كه طريقه صدر الدين شيرازى- و شاگردان- و پيروان فلسفه وى- مانند ملا محسن فيض، و حاج ملا هادى سبزوارى- كه در تأليفات خود- فلسفه اولى و الهيات بمعنى اعم را مقدم ميدارند، و از آن پس بالهيات اخص مىپردازند، و پس از اين علوم طبيعى را مىآورند، سابقه دارد، و نخستين كتابى كه اين طريقه تعليم را پيش گرفته- كتاب حاضر است.
وجه ترجيح طريقه ارسطو آنست- كه: انسان نخست محسوسات را مىيابد- و با آنها انس مىگيرد، و سپس بمخيلات- كه از ماده مجرد، ولى داراى مقداراند، و پس از آن متدرجا بمعقولات پى مىبرد.
اما سبب ترجيح طريقه شرقى- كه ظاهرا تأليف اسبق آن در دوره اسلامى كتاب حاضر است اينست- كه مفاهيم هر چند تمامتر- و فراگيرندهتر باشد- و دامنه شمول آنها بيشتر- عقل آنها را زودتر- و آسانتر مىيابد، فلهذا است- كه كودك هم مفهوم- و معنى هستى- و نيستى را ابتداء مىيابد،- و اگر تعريفى (مانند: ثابت العين- يا چيزى كه بتوان از آن خبر داد) براى آن در كتابهاى فلسفى ياد شده- تعريف حقيقى نيست، چه اين معانى ابتداء- و بىمقدمه بذهن درمىآيند، و اين تعريفها تنها